پرش به محتوا

آسیب‌شناسی مهدویت: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار'
جز (جایگزینی متن - ']](' به ']] (')
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار')
خط ۱۳: خط ۱۳:
از آسیب‌های مهم در [[فرهنگ مهدویت]]، [[تفسیرها]] و برداشت‌های [[نادرست]] از موضوعات این [[فرهنگ اسلامی]] است. تحلیل [[نادرست]] و ناقص از [[روایات]] به دریافت غیر صحیح می‌انجامد که چند نمونه از آن را بیان می‌کنیم.
از آسیب‌های مهم در [[فرهنگ مهدویت]]، [[تفسیرها]] و برداشت‌های [[نادرست]] از موضوعات این [[فرهنگ اسلامی]] است. تحلیل [[نادرست]] و ناقص از [[روایات]] به دریافت غیر صحیح می‌انجامد که چند نمونه از آن را بیان می‌کنیم.
# [[برداشت غلط از مفهوم انتظار]] سبب شده است که بعضی [[گمان]] کنند که چون [[اصلاح]] [[جهان]] از [[فسادها]] به‌دست [[امام عصر]]{{ع}} خواهد بود، پس ما در برابر [[تباهی‌ها]] و [[ناهنجاری‌ها]] هیچ وظیفه‌ای نداریم و بلکه ممکن است گفته شود که برای نزدیک شدن [[ظهور امام مهدی]]{{ع}} باید برای [[ترویج]] [[بدی‌ها]] و [[زشتی‌ها]] در [[جامعه]] [[اقدام]] کنیم. این [[اندیشه]] [[نادرست]] در مقابل دیدگاه [[قرآن]] و [[اهل بیت]]{{ع}} است که [[امر به معروف و نهی از منکر]] را از [[وظایف]] حتمی هر [[مسلمان]] می‌داند.<ref>در درس پانزدهم ص ۲۵۶ به تصیل این مطلب بررسی شد.</ref>
# [[برداشت غلط از مفهوم انتظار]] سبب شده است که بعضی [[گمان]] کنند که چون [[اصلاح]] [[جهان]] از [[فسادها]] به‌دست [[امام عصر]]{{ع}} خواهد بود، پس ما در برابر [[تباهی‌ها]] و [[ناهنجاری‌ها]] هیچ وظیفه‌ای نداریم و بلکه ممکن است گفته شود که برای نزدیک شدن [[ظهور امام مهدی]]{{ع}} باید برای [[ترویج]] [[بدی‌ها]] و [[زشتی‌ها]] در [[جامعه]] [[اقدام]] کنیم. این [[اندیشه]] [[نادرست]] در مقابل دیدگاه [[قرآن]] و [[اهل بیت]]{{ع}} است که [[امر به معروف و نهی از منکر]] را از [[وظایف]] حتمی هر [[مسلمان]] می‌داند.<ref>در درس پانزدهم ص ۲۵۶ به تصیل این مطلب بررسی شد.</ref>
#یکی دیگر از برداشت‌های غلط در [[فرهنگ مهدویت]]، نشان دادن چهره [[خشونت‌آمیز]] از [[امام مهدی]]{{ع}} است. بر خلاف تصوّر بعضی افراد که می‌اندیشند [[امام مهدی]]{{ع}} با [[شمشیر]] [[عدالت]]، دریایی از [[خون]] به راه می‌اندازد و بسیاری را از دم تیغ عبور می‌دهد، [[امام عصر]]{{ع}} [[مظهر]] [[رأفت]] و [[رحمت]] [[پروردگار]] است و مانند [[پیامبر بزرگوار اسلام]]{{صل}} ابتدا همگان را با بیان روشن و [[دلایل]] [[آشکار]] به [[اسلام]] و [[قرآن]] می‌خواند و بیشتر [[مردم]]، [[دعوت]] آن [[حضرت]] را پاسخ می‌دهند و به او می‌پیوندند. بنابراین [[امام زمان]]{{ع}} تنها با [[مخالفان]] سرسخت که آگاهانه از [[پذیرفتن حق]] سرباز می‌زنند و جز زبان [[شمشیر]] نمی‌فهمند با [[سلاح]] برخورد می‌کند.  
#یکی دیگر از برداشت‌های غلط در [[فرهنگ مهدویت]]، نشان دادن چهره [[خشونت‌آمیز]] از [[امام مهدی]]{{ع}} است. بر خلاف تصوّر بعضی افراد که می‌اندیشند [[امام مهدی]]{{ع}} با [[شمشیر]] [[عدالت]]، دریایی از [[خون]] به راه می‌اندازد و بسیاری را از دم تیغ عبور می‌دهد، [[امام عصر]]{{ع}} [[مظهر]] [[رأفت]] و [[رحمت]] [[پروردگار]] است و مانند [[پیامبر بزرگوار اسلام]]{{صل}} ابتدا همگان را با بیان روشن و [[دلایل]] آشکار به [[اسلام]] و [[قرآن]] می‌خواند و بیشتر [[مردم]]، [[دعوت]] آن [[حضرت]] را پاسخ می‌دهند و به او می‌پیوندند. بنابراین [[امام زمان]]{{ع}} تنها با [[مخالفان]] سرسخت که آگاهانه از [[پذیرفتن حق]] سرباز می‌زنند و جز زبان [[شمشیر]] نمی‌فهمند با [[سلاح]] برخورد می‌کند.  
#بعضی افراد از ظاهر برخی از [[روایات]]، این‌گونه برداشت کرده‌اند که هر قیامی قبل از [[قیام امام مهدی]]{{ع}} محکوم و مردود است؛ بنابراین در برابر [[قیام]] و [[انقلاب]] شکوهمند [[اسلامی]] [[ایران]] که قیامی بر ضدّ [[طاغوت]] و [[استکبار]] و در جهت برقراری [[احکام الهی]] بوده است، موضع [[نادرستی]] گرفته‌اند.
#بعضی افراد از ظاهر برخی از [[روایات]]، این‌گونه برداشت کرده‌اند که هر قیامی قبل از [[قیام امام مهدی]]{{ع}} محکوم و مردود است؛ بنابراین در برابر [[قیام]] و [[انقلاب]] شکوهمند [[اسلامی]] [[ایران]] که قیامی بر ضدّ [[طاغوت]] و [[استکبار]] و در جهت برقراری [[احکام الهی]] بوده است، موضع [[نادرستی]] گرفته‌اند.
در پاسخ باید گفت که اجرای بسیاری از [[احکام اسلامی]] مانند [[اقامه حدود]] و [[قصاص]] و نیز [[جهاد]] با [[دشمنان]] و [[مبارزه]] فراگیر با [[فساد]] جز با [[تشکیل حکومت اسلامی]] ممکن نیست؛ بنابراین تلاش برای برقراری [[نظام اسلامی]]، کاری [[پسندیده]] و مورد قبول است و [[نهی]] از [[قیام]] در بعضی از [[روایات]] به معنای شرکت در قیام‌های [[باطل]] است که [[انگیزه]] [[الهی]] ندارد یا قیام‌هایی که بدون توجه به شرایط و زمینه‌های لازم انجام می‌گیرد و یا حرکت‌هایی که به عنوان [[قیام مهدوی]] شروع می‌گردد؛ نه اینکه هر [[انقلاب]] و حرکتی که در مسیر [[اصلاح جامعه]] است، مردود شمرده شود.<ref>برای اطلاع بیشتر درباره این موضوع ر.ک: دادگستر جهان، ص ۲۵۴ – ۳۰۰.</ref>
در پاسخ باید گفت که اجرای بسیاری از [[احکام اسلامی]] مانند [[اقامه حدود]] و [[قصاص]] و نیز [[جهاد]] با [[دشمنان]] و [[مبارزه]] فراگیر با [[فساد]] جز با [[تشکیل حکومت اسلامی]] ممکن نیست؛ بنابراین تلاش برای برقراری [[نظام اسلامی]]، کاری [[پسندیده]] و مورد قبول است و [[نهی]] از [[قیام]] در بعضی از [[روایات]] به معنای شرکت در قیام‌های [[باطل]] است که [[انگیزه]] [[الهی]] ندارد یا قیام‌هایی که بدون توجه به شرایط و زمینه‌های لازم انجام می‌گیرد و یا حرکت‌هایی که به عنوان [[قیام مهدوی]] شروع می‌گردد؛ نه اینکه هر [[انقلاب]] و حرکتی که در مسیر [[اصلاح جامعه]] است، مردود شمرده شود.<ref>برای اطلاع بیشتر درباره این موضوع ر.ک: دادگستر جهان، ص ۲۵۴ – ۳۰۰.</ref>
خط ۴۴: خط ۴۴:
پس از انتشار خبر [[جانشینی]] [[علی محمّد شیرازی]]، وی [[فرصت]] را [[غنیمت]] شمرده، پای را از [[جانشینی]] استادش فراتر نهاد و در ابتدای کار، ادعای ذِکریّت<ref>به معنای مفسر قرآن بودن است. او بخش‌هایی از قرآن کریم را با روشی که از مکتب شیخیه آموخته بود تأویل کرده، مدعی شد که امام دوازدهم شیعیان، او را مأمور کرده است تا جهانیان را ارشاد کند و همزمان خود را ذکر نامید. تلخیص تاریخ نبیل، ص ۱۲۷.</ref> کرد، سپس با [[ادعای بابیت]]، خود را باب [[امام دوازدهم شیعیان ]] (یعنی واسطه میان [[مردم]] و [[امام زمان]]{{ع}}) معرّفی نمود. و او بر این [[اعتقاد]] [[اصرار]] داشت که برای پی‌بردن به [[اسرار]] و حقایق بزرگ و [[مقدّس]]، باید [[مردم]] به ناچار از در بگذرند و به [[حقیقت]] برسند؛ لذا می‌گفت: [[مردم]]، باید به من [[ایمان]] آورند، تا به کمک من –که واقف به [[اسرار]] هستم- بر آن [[اسرار]] [[دست]] یابند.
پس از انتشار خبر [[جانشینی]] [[علی محمّد شیرازی]]، وی [[فرصت]] را [[غنیمت]] شمرده، پای را از [[جانشینی]] استادش فراتر نهاد و در ابتدای کار، ادعای ذِکریّت<ref>به معنای مفسر قرآن بودن است. او بخش‌هایی از قرآن کریم را با روشی که از مکتب شیخیه آموخته بود تأویل کرده، مدعی شد که امام دوازدهم شیعیان، او را مأمور کرده است تا جهانیان را ارشاد کند و همزمان خود را ذکر نامید. تلخیص تاریخ نبیل، ص ۱۲۷.</ref> کرد، سپس با [[ادعای بابیت]]، خود را باب [[امام دوازدهم شیعیان ]] (یعنی واسطه میان [[مردم]] و [[امام زمان]]{{ع}}) معرّفی نمود. و او بر این [[اعتقاد]] [[اصرار]] داشت که برای پی‌بردن به [[اسرار]] و حقایق بزرگ و [[مقدّس]]، باید [[مردم]] به ناچار از در بگذرند و به [[حقیقت]] برسند؛ لذا می‌گفت: [[مردم]]، باید به من [[ایمان]] آورند، تا به کمک من –که واقف به [[اسرار]] هستم- بر آن [[اسرار]] [[دست]] یابند.
او آشکارا می‌گفت: {{عربی|يا عبادالله! اسمعوا نداء الحجة من حول الباب}}؛ ای [[بندگان خدا]]! صدای [[حجت خدا]] و [[امام زمان]]{{ع}} را از طرف باب بشنوید.
او آشکارا می‌گفت: {{عربی|يا عبادالله! اسمعوا نداء الحجة من حول الباب}}؛ ای [[بندگان خدا]]! صدای [[حجت خدا]] و [[امام زمان]]{{ع}} را از طرف باب بشنوید.
[[علی محمد شیرازی]]، پیش از رفتن به [[مکّه]]، خود را باب [[امام زمان]] می‌خواند و [[دعوت]] خود را هم [[پنهانی]] انجام می‌داد؛ ولی پس از آنکه از [[مکه]] به [[شیراز]] بازگشت، هم عنوان خود را عوض کرد و خود را [[مهدی موعود]] و همان [[امام غایب]] خواند و هم دعوتش را علنی کرد. او آشکارا می‌گفت که من همان [[مهدی]] موعودم که هزاران سال است در [[انتظار ظهور]] و بوده‌اند. مریدان او و به ویژه [[شاگردان]] [[کاظم رشتی]] این ادّعای [[باطل]] او را نیز [[تأیید]] کرده، به او [[ایمان]] آوردند؛ چرا که تحت تأثیر سخنان استاد خود، [[کاظم رشتی]] بودند که پیش از [[وفات]] خود [[بشارت]] داده بود: زود است که پس از من، [[امام غایب]]، [[آشکار]] شود و شاید [[امام غایب]] در میان شما باشد. او به پیروانش تأکید می‌کرد که بر یک یک شما لازم است که در [[شهرها]] بگردید و ندای [[امام غایب]] را [[اجابت]] کنید.<ref>شیخی‌گری، بابی‌گری، ص۷۹.</ref>
[[علی محمد شیرازی]]، پیش از رفتن به [[مکّه]]، خود را باب [[امام زمان]] می‌خواند و [[دعوت]] خود را هم [[پنهانی]] انجام می‌داد؛ ولی پس از آنکه از [[مکه]] به [[شیراز]] بازگشت، هم عنوان خود را عوض کرد و خود را [[مهدی موعود]] و همان [[امام غایب]] خواند و هم دعوتش را علنی کرد. او آشکارا می‌گفت که من همان [[مهدی]] موعودم که هزاران سال است در [[انتظار ظهور]] و بوده‌اند. مریدان او و به ویژه [[شاگردان]] [[کاظم رشتی]] این ادّعای [[باطل]] او را نیز [[تأیید]] کرده، به او [[ایمان]] آوردند؛ چرا که تحت تأثیر سخنان استاد خود، [[کاظم رشتی]] بودند که پیش از [[وفات]] خود [[بشارت]] داده بود: زود است که پس از من، [[امام غایب]]، آشکار شود و شاید [[امام غایب]] در میان شما باشد. او به پیروانش تأکید می‌کرد که بر یک یک شما لازم است که در [[شهرها]] بگردید و ندای [[امام غایب]] را [[اجابت]] کنید.<ref>شیخی‌گری، بابی‌گری، ص۷۹.</ref>
[[علی محمّد شیرازی]]، به ادّعای بابیّت و [[مهدویّت]] اکتفا نکرد و [[انحراف]] و [[گمراهی]] را به حدّی رساند که مدّعی [[نزول]] کتاب و [[دین جدید]] شد و به [[گمان]] خود، [[احکام]] جاودانه [[اسلام]] را با [[نوشتن]] کتاب بیان [[نسخ]] کرد. وی، در ابتدای کتاب بیان خود را [[برتر]] از همه [[انبیای الهی]] و [[مظهر]] نفس [[پروردگار]] معرفی کرد و [[عقیده]] داشت که با ظهورش [[آیین اسلام]]، [[منسوخ]] و [[قیامت]] [[موعود]] در [[قرآن]]، به پا شده است.<ref>تلخیص تاریخ نبیل، صص ۱۳۰، ۱۷۰.</ref>
[[علی محمّد شیرازی]]، به ادّعای بابیّت و [[مهدویّت]] اکتفا نکرد و [[انحراف]] و [[گمراهی]] را به حدّی رساند که مدّعی [[نزول]] کتاب و [[دین جدید]] شد و به [[گمان]] خود، [[احکام]] جاودانه [[اسلام]] را با [[نوشتن]] کتاب بیان [[نسخ]] کرد. وی، در ابتدای کتاب بیان خود را [[برتر]] از همه [[انبیای الهی]] و [[مظهر]] نفس [[پروردگار]] معرفی کرد و [[عقیده]] داشت که با ظهورش [[آیین اسلام]]، [[منسوخ]] و [[قیامت]] [[موعود]] در [[قرآن]]، به پا شده است.<ref>تلخیص تاریخ نبیل، صص ۱۳۰، ۱۷۰.</ref>
پس از اعدام باب، عموم [[بابیان]] به [[جانشینی]] [[میرزا یحیی]] نوری معروف به [[صبح ازل]] [[معتقد]] شدند و [[برادر]] بزرگترش [[حسین علی نوری]] حدود هیجده سال از [[دستورات]] [[میرزا یحیی]] در ظاهر [[اطاعت]] می‌کرد؛ امّا در تمام این مدّتبا [[زیرکی]] و [[سیاست]] به تحکیم [[جایگاه]] خود و [[تضعیف]] [[موقعیت]] [[میرزا یحیی]] [[همت]] گماشت. [[اختلاف]] جدی میان دو [[برادر]] وقتی بود که [[حسین]] [[علی]] خود را [[من یظهره الله]] یعنی همان موعودی خواند که باب به [[ظهور]] او [[بشارت]] داده است. باب، در چند جای کتاب بیان، [[ظهور]] شخص بزرگی در [[آینده]] بسیار دور را [[پیش‌گویی]] کرده، با عبارت [[من یظهره الله]] یعنی کسی که [[خدا]] او را [[آشکار]] خواهد ساخت از او خبر داده و با بیان را به [[اطاعت]] از او [[دعوت]] کرده بود. با اینکه این [[بشارت]] در بیانِ باب به حدود ۲۰۰۰ سالپس از [[آیین]] باب مربوط می‌شد، [[حسین علی نوری]] پس از حدود ۱۸ سال مدعی [[مقام]] [[من یظهره الله]] شد و کتاب [[اقدس]]<ref>این کتاب شامل احکام و تعالیم اصلی بهائیان است.</ref> را نگاشت.
پس از اعدام باب، عموم [[بابیان]] به [[جانشینی]] [[میرزا یحیی]] نوری معروف به [[صبح ازل]] [[معتقد]] شدند و [[برادر]] بزرگترش [[حسین علی نوری]] حدود هیجده سال از [[دستورات]] [[میرزا یحیی]] در ظاهر [[اطاعت]] می‌کرد؛ امّا در تمام این مدّتبا [[زیرکی]] و [[سیاست]] به تحکیم [[جایگاه]] خود و [[تضعیف]] [[موقعیت]] [[میرزا یحیی]] [[همت]] گماشت. [[اختلاف]] جدی میان دو [[برادر]] وقتی بود که [[حسین]] [[علی]] خود را [[من یظهره الله]] یعنی همان موعودی خواند که باب به [[ظهور]] او [[بشارت]] داده است. باب، در چند جای کتاب بیان، [[ظهور]] شخص بزرگی در [[آینده]] بسیار دور را [[پیش‌گویی]] کرده، با عبارت [[من یظهره الله]] یعنی کسی که [[خدا]] او را آشکار خواهد ساخت از او خبر داده و با بیان را به [[اطاعت]] از او [[دعوت]] کرده بود. با اینکه این [[بشارت]] در بیانِ باب به حدود ۲۰۰۰ سالپس از [[آیین]] باب مربوط می‌شد، [[حسین علی نوری]] پس از حدود ۱۸ سال مدعی [[مقام]] [[من یظهره الله]] شد و کتاب [[اقدس]]<ref>این کتاب شامل احکام و تعالیم اصلی بهائیان است.</ref> را نگاشت.


[[بهاء الله]] مدعی شد که [[پیامبری]] است که [[پس از ظهور]] باب و [[دین]] او، بار دیگر [[آیین]] جدیدی به نام [[بهائیت]] آورده و [[دین]] بیان را [[نسخ]] کرده است. ولی او به [[ادعای پیامبری]] اکتفا نکرد و ادّعا کرد که [[خدا]] در او تجسّم یافته است. او [[شهر]] [[عکّا]] را زندان و خود را خدای زندانی شمرده و نوشته است: {{عربی|لا اله الا أنا المسجون الفريد}} یعنی هیچ خدایی جز من که [در [[عکّا]]] زندانی شده و یگانه هستم وجود ندارد!
[[بهاء الله]] مدعی شد که [[پیامبری]] است که [[پس از ظهور]] باب و [[دین]] او، بار دیگر [[آیین]] جدیدی به نام [[بهائیت]] آورده و [[دین]] بیان را [[نسخ]] کرده است. ولی او به [[ادعای پیامبری]] اکتفا نکرد و ادّعا کرد که [[خدا]] در او تجسّم یافته است. او [[شهر]] [[عکّا]] را زندان و خود را خدای زندانی شمرده و نوشته است: {{عربی|لا اله الا أنا المسجون الفريد}} یعنی هیچ خدایی جز من که [در [[عکّا]]] زندانی شده و یگانه هستم وجود ندارد!
۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش