استکبارستیزی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(←مقدمه) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
*[[پیامبر]] {{صل}} که با [[شعار]] [[برابری]] و [[عدالت]] [[مبعوث]] شده بود، از ابتدای [[رسالت]] خویش به [[مبارزه]] با این [[تفکر]] پرداخت و کوشید [[تفکر]] استکباری را از [[اندیشه]] [[جامعه اسلامی]] بزداید. راهکارهای [[پیامبر]] {{صل}} برای [[مبارزه]] با [[مستکبران]] را میتوان در سه بخش مطالعه کرد: [[مبارزه فرهنگی]]؛ [[مبارزه سیاسی]] و [[مبارزه مسلحانه]]<ref> [[معصومه اخلاقی|اخلاقی، معصومه]] [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۰۷.</ref>. | *[[پیامبر]] {{صل}} که با [[شعار]] [[برابری]] و [[عدالت]] [[مبعوث]] شده بود، از ابتدای [[رسالت]] خویش به [[مبارزه]] با این [[تفکر]] پرداخت و کوشید [[تفکر]] استکباری را از [[اندیشه]] [[جامعه اسلامی]] بزداید. راهکارهای [[پیامبر]] {{صل}} برای [[مبارزه]] با [[مستکبران]] را میتوان در سه بخش مطالعه کرد: [[مبارزه فرهنگی]]؛ [[مبارزه سیاسی]] و [[مبارزه مسلحانه]]<ref> [[معصومه اخلاقی|اخلاقی، معصومه]] [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۰۷.</ref>. | ||
==[[مبارزه | ==[[مبارزه فرهنگی]] == | ||
*[[رسول خدا]] {{صل}} وسیعترین تلاشها و [[مبارزات]] خویش را برای زدودن [[فرهنگ جاهلی]] و جایگزین کردن آن با [[اندیشه]] [[اسلامی]] به کار گرفت. ایشان برای [[مبارزه]] با [[مستکبران]] و [[استکبار]] در [[جامعه]]، بیش از هر راه دیگر به [[اصلاح]] [[فرهنگ]] پرداخت که در این باره میتوان به موارد زیر اشاره کرد: | *[[رسول خدا]] {{صل}} وسیعترین تلاشها و [[مبارزات]] خویش را برای زدودن [[فرهنگ جاهلی]] و جایگزین کردن آن با [[اندیشه]] [[اسلامی]] به کار گرفت. ایشان برای [[مبارزه]] با [[مستکبران]] و [[استکبار]] در [[جامعه]]، بیش از هر راه دیگر به [[اصلاح]] [[فرهنگ]] پرداخت که در این باره میتوان به موارد زیر اشاره کرد: | ||
#'''[[حمایت]] از [[مستضعفان]]:''' آنچه در [[سیره رسول خدا]] {{صل}} به وضوح دیده میشود، [[احترام]] نهادن به [[مستضعفان]] و [[حمایت]] از ایشان است. در بستری که [[ثروت]]، [[قدرت]] و نژاد، مهمترین عامل ارزشمندی [[انسانها]] بود، [[پیامبر]] {{صل}} بدون توجه به آنها [[مستضعفان]] [[جامعه]] را محترم میدانست و از آنان [[حمایت]] میکرد. [[رسول اکرم]] {{صل}} [[معتقد]] بود، جامعهای که در آن، [[حق]] [[مظلوم]] از [[ظالم]] گرفته نمیشود، محکوم به زوال است<ref>نهج البلاغه، ص ۴۳۹ و علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۹، ص ۱۲۱.</ref> و ایشان همواره [[تحقیر]] [[مؤمن]] را سبب [[خواری]]، [[فقر]] و [[عذاب]] و [[رسوایی]] در [[آخرت]] میدانست<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۳؛ و ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۲، ص ۲۶۱ و حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص ۴۲۹.</ref>. او هنگامی که به [[مدینه]] وارد شد، بسیاری از [[مسلمانان]] با [[اصرار]] فراوان، خواستار سکونت ایشان در خانه خود بودند؛ اما آن جناب، در خانه [[ابوایوب انصاری]] ساکن شد؛ کسی که فقیرتر از او در [[مدینه]] نبود<ref>ابن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب{{عم}}، ج ۱، ص ۱۳۳ و بحار الانوار، ج ۱۹، ص ۱۲۱ .</ref>. ایشان بر دست کارگر بوسه میزد و آن را دستی میدانست که هیچگاه در [[آتش جهنم]] نخواهد سوخت<ref>ابن اثیر، أسد الغابه، ج ۲، ص ۱۸۵.</ref>. [[رسول خدا]] {{صل}} [[محبت]] به [[مسکینان]] را از وظایفی میدانست که [[خدا]] بر دوشش گذاشته است<ref>محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۲۳۷ و حسن بن ابی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۲۰۱.</ref>. [[نقل]] شده است، روزی [[ابومسعود انصاری]]، خدمتکار خود را تنبیه میکرد که [[پیامبر]] {{صل}} وی را دید و با این بیان که "تسلط [[خدا]] بر تو از تسلط تو بر این [[غلام]] بیشتر است"، [[ابومسعود انصاری]] را از این کار باز داشت. او نیز [[غلام]] را در [[راه خدا]] آزاد کرد<ref>مجموعه ورام، ج ۱، ص ۵۸؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۵، ص ۲۷۳؛ مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۵، ص ۹۲ و البیهقی، السنن الکبری، ج ۸، ص ۱۰.</ref>. [[سلمان فارسی]]، هفت چیز را از توصیههای [[پیامبر]] {{صل}} معرفی میکرد که [[دوستی]] با [[فقرا]] جزو آن توصیهها بود<ref>احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج ۱، ص ۱۱؛ فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج ۲، ص ۳۷۱ و محمد بن ادریس حلی، مستطرفات السرائر، ص ۶۵۱.</ref><ref> [[معصومه اخلاقی|اخلاقی، معصومه]] [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۰۸-۱۰۹.</ref>. | #'''[[حمایت]] از [[مستضعفان]]:''' آنچه در [[سیره رسول خدا]] {{صل}} به وضوح دیده میشود، [[احترام]] نهادن به [[مستضعفان]] و [[حمایت]] از ایشان است. در بستری که [[ثروت]]، [[قدرت]] و نژاد، مهمترین عامل ارزشمندی [[انسانها]] بود، [[پیامبر]] {{صل}} بدون توجه به آنها [[مستضعفان]] [[جامعه]] را محترم میدانست و از آنان [[حمایت]] میکرد. [[رسول اکرم]] {{صل}} [[معتقد]] بود، جامعهای که در آن، [[حق]] [[مظلوم]] از [[ظالم]] گرفته نمیشود، محکوم به زوال است<ref>نهج البلاغه، ص ۴۳۹ و علامه مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۹، ص ۱۲۱.</ref> و ایشان همواره [[تحقیر]] [[مؤمن]] را سبب [[خواری]]، [[فقر]] و [[عذاب]] و [[رسوایی]] در [[آخرت]] میدانست<ref>شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۳؛ و ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۲، ص ۲۶۱ و حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص ۴۲۹.</ref>. او هنگامی که به [[مدینه]] وارد شد، بسیاری از [[مسلمانان]] با [[اصرار]] فراوان، خواستار سکونت ایشان در خانه خود بودند؛ اما آن جناب، در خانه [[ابوایوب انصاری]] ساکن شد؛ کسی که فقیرتر از او در [[مدینه]] نبود<ref>ابن شهرآشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب{{عم}}، ج ۱، ص ۱۳۳ و بحار الانوار، ج ۱۹، ص ۱۲۱ .</ref>. ایشان بر دست کارگر بوسه میزد و آن را دستی میدانست که هیچگاه در [[آتش جهنم]] نخواهد سوخت<ref>ابن اثیر، أسد الغابه، ج ۲، ص ۱۸۵.</ref>. [[رسول خدا]] {{صل}} [[محبت]] به [[مسکینان]] را از وظایفی میدانست که [[خدا]] بر دوشش گذاشته است<ref>محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص ۲۳۷ و حسن بن ابی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۲۰۱.</ref>. [[نقل]] شده است، روزی [[ابومسعود انصاری]]، خدمتکار خود را تنبیه میکرد که [[پیامبر]] {{صل}} وی را دید و با این بیان که "تسلط [[خدا]] بر تو از تسلط تو بر این [[غلام]] بیشتر است"، [[ابومسعود انصاری]] را از این کار باز داشت. او نیز [[غلام]] را در [[راه خدا]] آزاد کرد<ref>مجموعه ورام، ج ۱، ص ۵۸؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۵، ص ۲۷۳؛ مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۵، ص ۹۲ و البیهقی، السنن الکبری، ج ۸، ص ۱۰.</ref>. [[سلمان فارسی]]، هفت چیز را از توصیههای [[پیامبر]] {{صل}} معرفی میکرد که [[دوستی]] با [[فقرا]] جزو آن توصیهها بود<ref>احمد بن محمد برقی، المحاسن، ج ۱، ص ۱۱؛ فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج ۲، ص ۳۷۱ و محمد بن ادریس حلی، مستطرفات السرائر، ص ۶۵۱.</ref><ref> [[معصومه اخلاقی|اخلاقی، معصومه]] [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۰۸-۱۰۹.</ref>. | ||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
*[[رسول خدا]] {{صل}} روی [[زمین]] [[غذا]] میخورد، همانند [[بندگان]] مینشست، بر الاغ بدون پالان سوار میشد<ref>نهج البلاغه، ص ۲۲۸.</ref> و کفش خود را با دست خویش وصله میزد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۷۵؛ ابوالفرج شافعی حلبی، السیرة الحلبیه، ج ۳، ص ۴۷۹ و ابوسعید خرگوشی، شرف المصطفی، ج۴، ص۳۴۴.</ref>. خود به شترش علف میداد، خانه را جارو میکرد، گوسفندش را میدوشید، جامهاش را وصله میزد، با خدمتکارش [[غذا]] میخورد، و هنگامی که خادم از دستاس کردن خسته میشد، او را [[یاری]] میکرد و نیازهای منزل را از بازار میخرید و با خودش به خانه میآورد<ref>صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۴۰ و طبرسی، مجمع البیان، ج ۲، ص ۸۷۰.</ref><ref> [[معصومه اخلاقی|اخلاقی، معصومه]] [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۱۱.</ref>. | *[[رسول خدا]] {{صل}} روی [[زمین]] [[غذا]] میخورد، همانند [[بندگان]] مینشست، بر الاغ بدون پالان سوار میشد<ref>نهج البلاغه، ص ۲۲۸.</ref> و کفش خود را با دست خویش وصله میزد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۷۵؛ ابوالفرج شافعی حلبی، السیرة الحلبیه، ج ۳، ص ۴۷۹ و ابوسعید خرگوشی، شرف المصطفی، ج۴، ص۳۴۴.</ref>. خود به شترش علف میداد، خانه را جارو میکرد، گوسفندش را میدوشید، جامهاش را وصله میزد، با خدمتکارش [[غذا]] میخورد، و هنگامی که خادم از دستاس کردن خسته میشد، او را [[یاری]] میکرد و نیازهای منزل را از بازار میخرید و با خودش به خانه میآورد<ref>صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۴۰ و طبرسی، مجمع البیان، ج ۲، ص ۸۷۰.</ref><ref> [[معصومه اخلاقی|اخلاقی، معصومه]] [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۱۱.</ref>. | ||
==[[مبارزه | ==[[مبارزه سیاسی]]== | ||
*در کنار [[فرهنگسازی]] در [[جامعه]]، [[مبارزه | *در کنار [[فرهنگسازی]] در [[جامعه]]، [[مبارزه سیاسی]] با خودکامگان نیز در [[سیره رسول خدا]] {{صل}} جایگاهی خاص داشت. [[مبارزه]] [[پیامبر]] {{صل}} با [[مستکبران]]، تنها خاص دوران پس از [[بعثت]] ایشان نبود؛ بلکه [[رسول]] خاتم {{صل}} سالها [[پیش از بعثت]]، [[مبارزه]] با [[مستکبران]] و [[ظالمان]] را آغاز کرده بود. شرکت ایشان در [[پیمان]] "حلف الفضول" از نمونههای بارز [[مبارزه]] ایشان با [[مستکبران]] و [[پشتیبانی]] ایشان از ستمدیدگان است. این [[پیمان]]، در زمانی بود که مردی از [[قبیله]] [[بنی زبید]]، کالایی را به [[عاص بن وائل]] فروخت و عاص پس از گرفتن کالا از پرداخت بهای آن خودداری کرد. مرد زبیدی از [[مردم]] [[کمک]] خواست؛ در نتیجه، جمعی از [[قبایل]] مختلف دور هم جمع شده، [[پیمان]] بستند که هر ستمدیدهای را [[یاری]] کنند و [[حق]] [[مظلوم]] را از [[ظالم]] بگیرند و اجازه ندهند در [[مکه]] به کسی [[ستم]] شود. [[پیامبر اسلام]] {{صل}} نیز یکی از این افراد بود. ایشان بعدها از این [[پیمان]] یاد میکرد و میفرمود: اگر در [[اسلام]] هم به مانند آن [[پیمان]] [[دعوت]] میشدم، میپذیرفتم"<ref>الطبقات الکبری، ص ۱۰۳؛ السیرة الحلبیه، ج ۱، ص ۱۹۰ و شرف المصطفی، ج ۱، ص ۴۰۰.</ref><ref> [[معصومه اخلاقی|اخلاقی، معصومه]] [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۱۱-۱۱۲.</ref>. | ||
*از دیگر نمونههای [[مبارزه | *از دیگر نمونههای [[مبارزه سیاسی]] ایشان با [[استکبار]] و [[مستکبران]]، فرستادن [[نامه]] به [[پادشاهان]] سایر کشورها بود؛ در حالی که آنان در اوج قدرتشان بودند و ایشان بدون در نظر گرفتن [[مقام]] و [[شوکت]] این [[پادشاهان]]، آنان را به پذیرفتن [[اسلام]] [[دعوت]] کرد و هشدار داد که اگر [[آیین اسلام]] را نپذیرند، [[گناه]] پیروانشان بر عهده آنان خواهد بود<ref>تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۷۷؛ السیرة الحلبیه، ج ۳، ص ۳۴۲ و ذهبی، تاریخ الاسلام، ج ۲، ص ۵۰۴.</ref>. | ||
==[[مبارزه]] | ==[[مبارزه مسلحانه]]== | ||
*[[مبارزه]] | *[[مبارزه مسلحانه]] هم از دیگر راههایی بود که [[رسول خدا]] {{صل}} در [[مبارزه]] با [[مستکبران]] از آن [[بهره]] جست؛ به طوری که [[نقل]] شده است، ایشان بیش از ۲۷ [[غزوه]] و ۳۸ [[سریه ]] علیه [[دشمنان]] انجام داد<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص ۶۰۹؛ عبدالرحمن سهیلی، الروض الانف، ج ۷، ص ۴۶۷ - ۴۶۸ و ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج ۵، ص ۲۱۷.</ref>. با مطالعه [[سیره]] [[پیامبر اعظم]] {{صل}} میتوان به خوبی به این مطلب دست یافت که [[مبارزه مسلحانه]]، آخرین راهکاری بود که [[پیامبر]] {{صل}} از آن استفاده میکرد<ref> [[معصومه اخلاقی|اخلاقی، معصومه]] [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۱۲.</ref>. | ||
*[[جهاد]] با مستکبرانی که قصد [[دشمنی]] و ضربه زدن به [[اسلام]] را داشتند، از [[وظایف]] [[پیامبر]] {{صل}} و [[مسلمانان]] بود و [[خداوند]] به ایشان [[دستور]] داده بود که اگر [[کفار]] پیمانهای خود را نقض و [[آیین]] شما را [[سرزنش]] و مسخره کردند، با [[پیشوایان]] [[کفر]] بجنگید؛ زیرا آنها به [[پیمان]] [[اعتقادی]] ندارند. شاید (با شدّت عمل) دست بردارند<ref>{{متن قرآن|وَإِن نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ}}؛ و اگر پیمانشان را پس از بستن بشکنند و به دینتان طعنه زنند با پیشگامان کفر که به هیچ پیمانی پایبند نیستند کارزار کنید باشد که باز ایستند؛ سوره توبه، آیه: ۱۲.</ref> و در جای دیگر فرمود: "کسانی که [[ایمان]] دارند، در [[راه خدا]] و آنها که کافرند، در راه [[طاغوت]] ([[بت]] و افراد [[طغیانگر]]) [[پیکار]] میکنند؛ پس شما با [[یاران]] [[شیطان]] [[پیکار]] کنید (و از آنها نهراسید)؛ زیرا نقشه [[شیطان]]، (همانند قدرتش) ضعیف است"<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِيَاء الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا }}؛ مؤمنان در راه خداوند جنگ میکنند و کافران در راه طاغوت پس با یاران شیطان کارزار کنید که نیرنگ شیطان، سست است، سوره نساء، آیه: ۷۶.</ref>. و [[مسلمانان]] همواره به [[پایداری]] در این راه [[تشویق]] میشدند<ref>ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشویق کن! هرگاه بیست نفر از شما با استقامت باشند، بر دویست نفر غلبه میکنند و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از کسانی که کافر شدند، پیروز میشوند؛ زیرا آنها گروهی هستند که نمیفهمند. (سوره انفال، آیه ۶۵)</ref><ref> [[معصومه اخلاقی|اخلاقی، معصومه]] [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۱۲-۱۱۳.</ref>. | *[[جهاد]] با مستکبرانی که قصد [[دشمنی]] و ضربه زدن به [[اسلام]] را داشتند، از [[وظایف]] [[پیامبر]] {{صل}} و [[مسلمانان]] بود و [[خداوند]] به ایشان [[دستور]] داده بود که اگر [[کفار]] پیمانهای خود را نقض و [[آیین]] شما را [[سرزنش]] و مسخره کردند، با [[پیشوایان]] [[کفر]] بجنگید؛ زیرا آنها به [[پیمان]] [[اعتقادی]] ندارند. شاید (با شدّت عمل) دست بردارند<ref>{{متن قرآن|وَإِن نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ}}؛ و اگر پیمانشان را پس از بستن بشکنند و به دینتان طعنه زنند با پیشگامان کفر که به هیچ پیمانی پایبند نیستند کارزار کنید باشد که باز ایستند؛ سوره توبه، آیه: ۱۲.</ref> و در جای دیگر فرمود: "کسانی که [[ایمان]] دارند، در [[راه خدا]] و آنها که کافرند، در راه [[طاغوت]] ([[بت]] و افراد [[طغیانگر]]) [[پیکار]] میکنند؛ پس شما با [[یاران]] [[شیطان]] [[پیکار]] کنید (و از آنها نهراسید)؛ زیرا نقشه [[شیطان]]، (همانند قدرتش) ضعیف است"<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِيَاء الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا }}؛ مؤمنان در راه خداوند جنگ میکنند و کافران در راه طاغوت پس با یاران شیطان کارزار کنید که نیرنگ شیطان، سست است، سوره نساء، آیه: ۷۶.</ref>. و [[مسلمانان]] همواره به [[پایداری]] در این راه [[تشویق]] میشدند<ref>ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشویق کن! هرگاه بیست نفر از شما با استقامت باشند، بر دویست نفر غلبه میکنند و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از کسانی که کافر شدند، پیروز میشوند؛ زیرا آنها گروهی هستند که نمیفهمند. (سوره انفال، آیه ۶۵)</ref><ref> [[معصومه اخلاقی|اخلاقی، معصومه]] [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۱۲-۱۱۳.</ref>. | ||