پرش به محتوا

عدل: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۸۶۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۴ سپتامبر ۲۰۲۰
خط ۴۶: خط ۴۶:
#«و آن ([[قرآن]]) را نوری قرار داده‌ای که ما با [[پیروی]] از آن از تاریکی‌های [[گمراهی]] و [[نادانی]] [[راه]] می‌یابیم، و [[شفا]] و بهبودی برای کسی که فهمیدن آن را از روی [[تصدیق]] و [[باور]] نمودن بخواهد؛ و برای شنیدنش خاموش گشته؛ و ترازوی عدل که زبانه‌اش از [[حق]] و [[درستی]] برنمی‌گردد؛ و [[نور هدایت]] و [[راهنمایی]] که [[حجت]] و [[دلیل]] آن از [[گواهان]] خاموش نمی‌شود و نشانه [[رهایی]] (از [[بدبختی‌ها]]) که هر کس قصد طریقه و روش آن را داشته باشد [[گمراه]] نمی‌گردد؛ و به هر که خود را به دست‌آویز [[عصمت]] و نگهداری آن بیاویزد [[مهالک]] و [[تباهی‌ها]] بر او [[دست]] نیابد»<ref>{{متن حدیث|وَ جَعَلْتَهُ نُوراً نَهْتَدِی مِنْ ظُلَمِ الضَّلَالَةِ وَ الْجَهَالَةِ بِاتِّبَاعِهِ، وَ شِفَاءً لِمَنْ أَنْصَتَ بِفَهَمِ التَّصْدِیقِ إِلَی اسْتِمَاعِهِ، وَ مِیزَانَ قِسْطٍ لَا یَحِیفُ عَنِ الْحَقِّ لِسَانُهُ، وَ نُورَ هُدًی لَا یَطْفَأُ عَنِ الشَّاهِدِینَ بُرْهَانُهُ، وَ عَلَمَ نَجَاةٍ لَا یَضِلُّ مَنْ أَمَّ قَصْدَ سُنَّتِهِ، وَ لا تَنَالُ أَیْدِی الْهَلَکَاتِ مَنْ تَعَلَّقَ بِعُرْوَةِ عِصْمَتِهِ}}؛ صحیفه سجادیه، دعای چهل و دوم:</ref>.  
#«و آن ([[قرآن]]) را نوری قرار داده‌ای که ما با [[پیروی]] از آن از تاریکی‌های [[گمراهی]] و [[نادانی]] [[راه]] می‌یابیم، و [[شفا]] و بهبودی برای کسی که فهمیدن آن را از روی [[تصدیق]] و [[باور]] نمودن بخواهد؛ و برای شنیدنش خاموش گشته؛ و ترازوی عدل که زبانه‌اش از [[حق]] و [[درستی]] برنمی‌گردد؛ و [[نور هدایت]] و [[راهنمایی]] که [[حجت]] و [[دلیل]] آن از [[گواهان]] خاموش نمی‌شود و نشانه [[رهایی]] (از [[بدبختی‌ها]]) که هر کس قصد طریقه و روش آن را داشته باشد [[گمراه]] نمی‌گردد؛ و به هر که خود را به دست‌آویز [[عصمت]] و نگهداری آن بیاویزد [[مهالک]] و [[تباهی‌ها]] بر او [[دست]] نیابد»<ref>{{متن حدیث|وَ جَعَلْتَهُ نُوراً نَهْتَدِی مِنْ ظُلَمِ الضَّلَالَةِ وَ الْجَهَالَةِ بِاتِّبَاعِهِ، وَ شِفَاءً لِمَنْ أَنْصَتَ بِفَهَمِ التَّصْدِیقِ إِلَی اسْتِمَاعِهِ، وَ مِیزَانَ قِسْطٍ لَا یَحِیفُ عَنِ الْحَقِّ لِسَانُهُ، وَ نُورَ هُدًی لَا یَطْفَأُ عَنِ الشَّاهِدِینَ بُرْهَانُهُ، وَ عَلَمَ نَجَاةٍ لَا یَضِلُّ مَنْ أَمَّ قَصْدَ سُنَّتِهِ، وَ لا تَنَالُ أَیْدِی الْهَلَکَاتِ مَنْ تَعَلَّقَ بِعُرْوَةِ عِصْمَتِهِ}}؛ صحیفه سجادیه، دعای چهل و دوم:</ref>.  
#ایشان علت [[عدالت]] [[خداوند]] را [[قدرت]] بی‌انتهای [[خدا]] ذکر می‌داند و می‌فرمایند: «و به فراهم شدن اسباب کار و راهنمایی‌ات به [[راه]] [[حق]] کمکم نما؛ و بر قصد و آهنگ [[شایسته]] و گفتار [[پسندیده]] و [[کردار]] [[نیکو]] یاری‌ام کن؛ و بی‌آنکه خود [[قوت]] و نیرو به من بخشیده باشی مرا به نیرو و [[قوت]] خود وامگذار»<ref>{{متن حدیث|وَ أَیِّدْنِی بِتَوْفِیقِکَ وَ تَسْدِیدِکَ‌، وَ أَعِنِّی عَلَی صَالِحِ النِّیَّةِ، وَ مَرْضِیِّ الْقَوْلِ، وَ مُسْتَحْسَنِ الْعَمَلِ، وَ لَا تَکِلْنِی إِلَی حَوْلِی وَ قُوَّتِی دُونَ حَوْلِکَ وَ قُوَّتِکَ}}؛ صحیفه سجادیه، دعای ششم:</ref>.<ref>ر.ک: احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۳۷۲.</ref>
#ایشان علت [[عدالت]] [[خداوند]] را [[قدرت]] بی‌انتهای [[خدا]] ذکر می‌داند و می‌فرمایند: «و به فراهم شدن اسباب کار و راهنمایی‌ات به [[راه]] [[حق]] کمکم نما؛ و بر قصد و آهنگ [[شایسته]] و گفتار [[پسندیده]] و [[کردار]] [[نیکو]] یاری‌ام کن؛ و بی‌آنکه خود [[قوت]] و نیرو به من بخشیده باشی مرا به نیرو و [[قوت]] خود وامگذار»<ref>{{متن حدیث|وَ أَیِّدْنِی بِتَوْفِیقِکَ وَ تَسْدِیدِکَ‌، وَ أَعِنِّی عَلَی صَالِحِ النِّیَّةِ، وَ مَرْضِیِّ الْقَوْلِ، وَ مُسْتَحْسَنِ الْعَمَلِ، وَ لَا تَکِلْنِی إِلَی حَوْلِی وَ قُوَّتِی دُونَ حَوْلِکَ وَ قُوَّتِکَ}}؛ صحیفه سجادیه، دعای ششم:</ref>.<ref>ر.ک: احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۳۷۲.</ref>
==[[عدالت]] در [[اندیشه]] [[دانشمندان]]==
[[عدالت]] از ابتدای [[تاریخ]] تاکنون همواره مورد توجه [[مردم]] عادی و [[اندیشمندان]] بوده و هست<ref>اخلاق در قرآن، ج۳، ص۱۳۳. در محاورات افلاطون آمده است که سوفسطائیان به خشایارشاه حق داده‌اند که از ایران لشکر کشید و یونان را شکست داد؛ زیرا او فرد قدرتمندی بود... در بین فلاسفه اخیر هم نیچه بر این باور است و می‌گوید: «زور حق است».</ref>. ارسطو [[عدالت]] را سه قسم کرده است: [[وظیفه]] [[مردم]] نسبت به [[خداوند]]، [[حقوق]] افراد نسبت به یکدیگر و [[حقوق انسان]] نسبت به [[پدران]] و گذشتگان<ref>ابن مسکویه، تهذیب الاخلاق و تطهیرالاعراق، ترجمه حاجیه خانم امین، ص۲۱۹ - ۲۲۰؛ احمد نراقی، معراج السعاده، ص۵۱ - ۵۳.</ref>. مرحوم نراقی بین [[عدالت]] شخصی و فردی تفکیک قائل شده و [[معتقد]] است: در [[عدالت]] شخصی [[فرد]] به دنبال [[برقراری عدالت]] میان قوای درونی خود است و در [[عدالت فردی]] [[انسان]] به دنبال دفع [[ظلم]] از خود و دیگران<ref>نجمه کیخا، مناسبات اخلاق و سیاست در اندیشه اسلامی، ص۱۳۵، ۱۳۷، ۱۳۸. تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱،ص۹۶-۹۷.</ref>. اکثر [[اندیشمندان]] [[مسلمان]] بیشتر به [[عدالت فردی]] ([[تعادل]] قوای درونی) نظر داشته‌اند تا [[عدالت اجتماعی]]، ولی در قرون اخیر در [[مغرب زمین]] [[عدالت فردی]] چندان اهمیتی نداشته، بلکه "[[عدالت اجتماعی]]" بیشتر مورد نظر بوده است<ref>ر.ک: احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۳۵۹.</ref>. در [[شریعت]] [[مقدس]] [[اسلام]] [[عدالت]] چهار نوع است: [[عدل تکوینی]] ([[آفرینش]] مخلوقات)، [[عدل تشریعی]](رابطه [[خدا]] ومردم، [[مردم]] با [[خدا]] و [[مردم]] با [[مردم]])، [[عدالت فردی]] و [[عدالت اجتماعی]]<ref>حمیدرضا حق شناس، رویکرد صحیفه سجادیه به اخلاق اجتماعی (پایان‌نامه کارشناسی ارشد رشته علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات، دانشگاه قم، ۱۳۸۶)، ص۸۰.</ref>.<ref>ر.ک: احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۳۵۲.</ref>
==[[عدالت]] در [[اخلاق]]==
==[[عدالت]] در [[اخلاق]]==
در [[اخلاق]] نیز منظور از [[عدالت]] این است که بین قوۀ [[عقل]] و [[شهوت]] و [[غضب]] [[تعادل]] ایجاد شود<ref>تعبیر از مرحوم نراقی در «جامع السعادات»، ج ۱ ص ۵۱</ref>.<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۳۸۳.</ref> هر نیرویی در [[مقام]] و مرتبه خود [[حفظ]] شود، مقامی را که سازمان [[آفرینش]] به او داده، از او نگیرند و بیش از آن هم به او ندهند، همان طور که در بیرون از وجود [[انسان]]، افرادی با [[برقراری عدالت]] [[مخالفت]] می‌کنند، در [[درون انسان]] هم نیروها [[مقاومت]] می‌کنند چون [[عدالت]]، آنها را محدود می‌کند. در صورتی که بین قوای [[نفسانی]] [[عدالت]] برقرار نشود [[شهوت]] و [[غضب]] بدون [[مدیریت]] [[عقل]] به فعالیت می‌پردازند و موجب [[تباهی]] [[انسان]] می‌شوند. و در صورتی که رابطه عادلانه برقرار شود، [[شهوت]] و [[غضب]] تحت [[فرمان]] [[عقل]] به تأمین نیازهای جسمانی می‌پردازند و [[عقل نظری]] [[فرصت]] پیدا می‌کند که با [[آزادی]] از [[اسارت]] [[شهوت]] و [[غضب]] به [[درک]] [[حقیقت]] بپردازد و خداگونه شود<ref>ر.ک: تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱،ص۹۶-۹۷.</ref>. [[اندیشمندان]] [[مسلمان]] بیشتر به [[عدالت فردی]] نظر داشتند تا به [[عدالت اجتماعی]]، زیرا تحقق [[عدالت اجتماعی]] در گرو [[عدالت فردی]] است<ref>ر.ک: احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۳۵۹.</ref>.
در [[اخلاق]] نیز منظور از [[عدالت]] این است که بین قوۀ [[عقل]] و [[شهوت]] و [[غضب]] [[تعادل]] ایجاد شود<ref>تعبیر از مرحوم نراقی در «جامع السعادات»، ج ۱ ص ۵۱</ref>.<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۳۸۳.</ref> هر نیرویی در [[مقام]] و مرتبه خود [[حفظ]] شود، مقامی را که سازمان [[آفرینش]] به او داده، از او نگیرند و بیش از آن هم به او ندهند، همان طور که در بیرون از وجود [[انسان]]، افرادی با [[برقراری عدالت]] [[مخالفت]] می‌کنند، در [[درون انسان]] هم نیروها [[مقاومت]] می‌کنند چون [[عدالت]]، آنها را محدود می‌کند. در صورتی که بین قوای [[نفسانی]] [[عدالت]] برقرار نشود [[شهوت]] و [[غضب]] بدون [[مدیریت]] [[عقل]] به فعالیت می‌پردازند و موجب [[تباهی]] [[انسان]] می‌شوند. و در صورتی که رابطه عادلانه برقرار شود، [[شهوت]] و [[غضب]] تحت [[فرمان]] [[عقل]] به تأمین نیازهای جسمانی می‌پردازند و [[عقل نظری]] [[فرصت]] پیدا می‌کند که با [[آزادی]] از [[اسارت]] [[شهوت]] و [[غضب]] به [[درک]] [[حقیقت]] بپردازد و خداگونه شود<ref>ر.ک: تهرانی، مجتبی، اخلاق الاهی، ج۱،ص۹۶-۹۷.</ref>. [[اندیشمندان]] [[مسلمان]] بیشتر به [[عدالت فردی]] نظر داشتند تا به [[عدالت اجتماعی]]، زیرا تحقق [[عدالت اجتماعی]] در گرو [[عدالت فردی]] است<ref>ر.ک: احمدوند، فردین، مکارم اخلاق در صحیفه، ص۳۵۹.</ref>.
۱۲۹٬۸۰۱

ویرایش