←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
* | *محمد بن حنفیه، مکنی به [[ابوالقاسم]] از بزرگان و [[سادات]] [[بنیهاشم]] و [[فرزند امام علی]] {{ع}}، بنا بر قول غالب در سال ۱۶ هجری متولد شد. مادرش، خوله دختر [[جعفر بن قیس]] است. بنابر [[روایات]] [[تاریخنگاران]]، بنیاسد به روزگار [[حکومت]] [[خلیفه اول]] بر بنیحنفیه [[غارت]] بردند، خوله دختر [[جعفر]] را [[اسیر]] گرفتند و او را به [[مدینه]] آوردند و به [[امام علی]] {{ع}} فروختند و چون خبر خوله به قومش رسید، آنان به [[مدینه]] و نزد [[امام علی]] {{ع}} آمدند و خوله را معرفی کردند و [[موقعیت]] او را میان خود به اطلاع [[امام علی]] {{ع}} رساندند. [[امام]] نیز خوله را آزاد فرمود و سپس برای او کابین و مهر مقرر داشت و با او [[ازدواج]] کرد. | ||
*محمد بن حنفیه مردی عالم، [[شجاع]]، نیرومند و قوی بود. از [[امام رضا]] {{ع}} [[نقل]] است که فرمود: "محمدها از اینکه [[خدای عزوجل]] [[نافرمانی]] شود، خودداری میکنند." [[راوی]] گوید: من از آن [[حضرت]] پرسیدم: "محمدها چه کسانی هستند؟" فرمود: "[[محمد بن جعفر]]، [[محمد بن ابی بکر]]، [[محمد بن ابی حذیفه]] و محمد بن حنفیه". نیز [[روایت]] است که روزی [[امام علی]] {{ع}} [[حسنین]] را به حضور طلبید و ضمن سفارشهایی به آنان خطاب به ابنحنفیه گفت: "پس بدان که من تو را نیز به همانها [[وصیت]] میکنم و نیز به تو سفارش میکنم که [[احترام]] برادرانت را نگهداری، زیرا [[حق]] آن دو بر تو بزرگ است، پس کاری را بدون نظر آنها انجام مده." آنگاه به [[حسن]] {{ع}} و [[حسین]] {{ع}} نیز فرمود: "شما را نیز سفارش میکنم، زیرا که وی برادر شما و پسر [[پدر]] شماست و به خوبی دانستهاید که پدرتان او را پیوسته [[دوست]] میداشت." | *محمد بن حنفیه مردی عالم، [[شجاع]]، نیرومند و قوی بود. از [[امام رضا]] {{ع}} [[نقل]] است که فرمود: "محمدها از اینکه [[خدای عزوجل]] [[نافرمانی]] شود، خودداری میکنند." [[راوی]] گوید: من از آن [[حضرت]] پرسیدم: "محمدها چه کسانی هستند؟" فرمود: "[[محمد بن جعفر]]، [[محمد بن ابی بکر]]، [[محمد بن ابی حذیفه]] و محمد بن حنفیه". نیز [[روایت]] است که روزی [[امام علی]] {{ع}} [[حسنین]] را به حضور طلبید و ضمن سفارشهایی به آنان خطاب به ابنحنفیه گفت: "پس بدان که من تو را نیز به همانها [[وصیت]] میکنم و نیز به تو سفارش میکنم که [[احترام]] برادرانت را نگهداری، زیرا [[حق]] آن دو بر تو بزرگ است، پس کاری را بدون نظر آنها انجام مده." آنگاه به [[حسن]] {{ع}} و [[حسین]] {{ع}} نیز فرمود: "شما را نیز سفارش میکنم، زیرا که وی برادر شما و پسر [[پدر]] شماست و به خوبی دانستهاید که پدرتان او را پیوسته [[دوست]] میداشت." | ||
*همچنین رشادتهای او در جنگهای [[جمل]] و [[صفین]] مشهور است. [[نقل]] است که در [[جنگ جمل]] پس از حمله نخستین [[امام]] {{ع}} به [[قلب]] [[لشکر]] [[جمل]]، [[پرچم]] بهدست محمد بن حنفیه سپرده شد و [[امام]] به او فرمود: "حمله نخستین را با حمله دوم محو و نابود کن و این گروه [[انصار]] و هم همراه تو خواهند بود." و خُزَیمة بن ثابت [[ذوالشهادتین]] را با گروهی از [[انصار]] که بسیاری از ایشان از شرکتکنندگان در [[جنگ بدر]] بودند با [[محمد]] همراه فرمود. [[محمد]] حملههای فراوان و پیدرپی انجام داد و [[دشمن]] را از [[جایگاه]] خود عقب راند و سخت [[دلاوری]] و [[ایستادگی]] کرد. در [[جنگ صفین]] نیز به [[فرمان]] [[مالک اشتر]] نزد [[سپاه]] [[شام]] رفت و در برتریهای [[امام علی]] {{ع}} چنان [[سخنرانی]] کرد که همگان [[فضل]] او را ستودند. [[امام]] {{ع}} در [[نبرد صفین]] او را به همراه مرقال در [[جناح چپ]] [[سپاه]] خود مستقر کرد. | *همچنین رشادتهای او در جنگهای [[جمل]] و [[صفین]] مشهور است. [[نقل]] است که در [[جنگ جمل]] پس از حمله نخستین [[امام]] {{ع}} به [[قلب]] [[لشکر]] [[جمل]]، [[پرچم]] بهدست محمد بن حنفیه سپرده شد و [[امام]] به او فرمود: "حمله نخستین را با حمله دوم محو و نابود کن و این گروه [[انصار]] و هم همراه تو خواهند بود." و خُزَیمة بن ثابت [[ذوالشهادتین]] را با گروهی از [[انصار]] که بسیاری از ایشان از شرکتکنندگان در [[جنگ بدر]] بودند با [[محمد]] همراه فرمود. [[محمد]] حملههای فراوان و پیدرپی انجام داد و [[دشمن]] را از [[جایگاه]] خود عقب راند و سخت [[دلاوری]] و [[ایستادگی]] کرد. در [[جنگ صفین]] نیز به [[فرمان]] [[مالک اشتر]] نزد [[سپاه]] [[شام]] رفت و در برتریهای [[امام علی]] {{ع}} چنان [[سخنرانی]] کرد که همگان [[فضل]] او را ستودند. [[امام]] {{ع}} در [[نبرد صفین]] او را به همراه مرقال در [[جناح چپ]] [[سپاه]] خود مستقر کرد. | ||