←کیفر شقاوتمندان
| خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
*[[قرآن کریم]] از میان شقاوتمندان، فردی از [[قوم ثمود]] را که برای پی کردن [[ناقه صالح]] بر پا خاست، "شقیترینِ" [[قوم ثمود]] یاد کرده است: {{متن قرآن|كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا إِذِ انبَعَثَ أَشْقَاهَا فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَةَ اللَّهِ وَسُقْيَاهَا فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُم بِذَنبِهِمْ فَسَوَّاهَا}}<ref>قوم «ثمود» با سرکشی خود (پیامبران را) دروغ انگاشتند،آنگاه که سنگدلترین آنان برانگیخته شد. پیامبر خداوند به آنان گفت: شتر خداوند را با آبشخور آن وانهید.اما آنان او را دروغزن شمردند و آن (شتر) را پی کردند؛ خداوند هم آنان را به گناهشان یکسره نابود ساخت و (با خاک) یکسان کرد؛ سوره شمس، آیه:۱۱-۱۴. </ref> در [[روایات]] و [[تفاسیر]] نام این شخص [[قُدار بن سالف]]<ref>التبیان، ج۱۰، ص۳۶۰؛ التحریر و التنویر، ج۳۰، ص۳۲۹.</ref> و [[احیمر]]<ref>نور الثقلین، ج۵، ص۵۸۷.</ref> ذکر شده است. "اشقی" بودن وی به علت مباشرت در کشتن [[ناقه]]<ref>التحریر و التنویر، ج۳۰، ص۳۲۹.</ref> و انجام دادن کاری بوده که هیچ کس جز او جرئت انجام دادن آن را نداشت<ref>من هدی القرآن، ج۱۸، ص۱۳۹.</ref> و اگر [[گناه]] کشتنِ [[ناقه]] به همه [[قوم]] نسبت داده شده {{متن قرآن|فَعَقَرُوهَا فَقَالَ تَمَتَّعُوا فِي دَارِكُمْ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ ذَلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ}}<ref>«امّا او را پی کردند، و (صالح) گفت: سه روز در خانههای خویش برخوردار گردید (تا عذابتان برسد)؛ این وعدهای بیدروغ است» سوره هود، آیه ۶۵.</ref>؛ {{متن قرآن|فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ}}<ref>«پس، آن را پی کردند و پشیمان شدند» سوره شعراء، آیه ۱۵۷.</ref>؛ {{متن قرآن|فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاهَا}}<ref>«اما آنان او را دروغزن شمردند و آن (شتر) را پی کردند؛ خداوند هم آنان را به گناهشان یکسره نابود ساخت و (با خاک) یکسان کرد» سوره شمس، آیه ۱۴.</ref>، از اینروست که او به فراخوان آنها شتر را پی کرد: {{متن قرآن|فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ}}<ref>«آنگاه همراه خویش را فرا خواندند و او دست پیش برد و (آن شتر را) پی کرد» سوره قمر، آیه ۲۹.</ref> و [[قوم]] نیز با او [[همکاری]] کردند<ref>نک: پرتوی از قرآن، ج۴، ص۱۱۹.</ref> و به کار او [[رضایت]] دادند<ref>التبیان، ج۱۰، ص۳۶۰؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۷۵۶؛ الوجیز، ج۳، ص۴۷۰.</ref>. | *[[قرآن کریم]] از میان شقاوتمندان، فردی از [[قوم ثمود]] را که برای پی کردن [[ناقه صالح]] بر پا خاست، "شقیترینِ" [[قوم ثمود]] یاد کرده است: {{متن قرآن|كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا إِذِ انبَعَثَ أَشْقَاهَا فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَةَ اللَّهِ وَسُقْيَاهَا فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُم بِذَنبِهِمْ فَسَوَّاهَا}}<ref>قوم «ثمود» با سرکشی خود (پیامبران را) دروغ انگاشتند،آنگاه که سنگدلترین آنان برانگیخته شد. پیامبر خداوند به آنان گفت: شتر خداوند را با آبشخور آن وانهید.اما آنان او را دروغزن شمردند و آن (شتر) را پی کردند؛ خداوند هم آنان را به گناهشان یکسره نابود ساخت و (با خاک) یکسان کرد؛ سوره شمس، آیه:۱۱-۱۴. </ref> در [[روایات]] و [[تفاسیر]] نام این شخص [[قُدار بن سالف]]<ref>التبیان، ج۱۰، ص۳۶۰؛ التحریر و التنویر، ج۳۰، ص۳۲۹.</ref> و [[احیمر]]<ref>نور الثقلین، ج۵، ص۵۸۷.</ref> ذکر شده است. "اشقی" بودن وی به علت مباشرت در کشتن [[ناقه]]<ref>التحریر و التنویر، ج۳۰، ص۳۲۹.</ref> و انجام دادن کاری بوده که هیچ کس جز او جرئت انجام دادن آن را نداشت<ref>من هدی القرآن، ج۱۸، ص۱۳۹.</ref> و اگر [[گناه]] کشتنِ [[ناقه]] به همه [[قوم]] نسبت داده شده {{متن قرآن|فَعَقَرُوهَا فَقَالَ تَمَتَّعُوا فِي دَارِكُمْ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ ذَلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ}}<ref>«امّا او را پی کردند، و (صالح) گفت: سه روز در خانههای خویش برخوردار گردید (تا عذابتان برسد)؛ این وعدهای بیدروغ است» سوره هود، آیه ۶۵.</ref>؛ {{متن قرآن|فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ}}<ref>«پس، آن را پی کردند و پشیمان شدند» سوره شعراء، آیه ۱۵۷.</ref>؛ {{متن قرآن|فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاهَا}}<ref>«اما آنان او را دروغزن شمردند و آن (شتر) را پی کردند؛ خداوند هم آنان را به گناهشان یکسره نابود ساخت و (با خاک) یکسان کرد» سوره شمس، آیه ۱۴.</ref>، از اینروست که او به فراخوان آنها شتر را پی کرد: {{متن قرآن|فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَرَ}}<ref>«آنگاه همراه خویش را فرا خواندند و او دست پیش برد و (آن شتر را) پی کرد» سوره قمر، آیه ۲۹.</ref> و [[قوم]] نیز با او [[همکاری]] کردند<ref>نک: پرتوی از قرآن، ج۴، ص۱۱۹.</ref> و به کار او [[رضایت]] دادند<ref>التبیان، ج۱۰، ص۳۶۰؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۷۵۶؛ الوجیز، ج۳، ص۴۷۰.</ref>. | ||
*برپایه [[نقلی]]، [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} [[آیه]] {{متن قرآن|إِذِ انْبَعَثَ أَشْقَاهَا}}<ref>«آنگاه که سنگدلترین آنان برانگیخته شد» سوره شمس، آیه ۱۲.</ref> را قرائت میکرد و در همین حال با [[سوگند]] و تأکید فرمود شقیترین [[فرد]] از اینجا تا اینجا را (با اشاره به [[محاسن]] و سرِخود) به خونم رنگین خواهد کرد<ref>نور الثقلین، ج۵، ص۵۸۷.</ref>، زیرا بر اساس روایتی، [[رسول خدا]]{{صل}} به وی خبر داده بود شقیترینِ افراد در میان گذشتگان پی کننده [[ناقه صالح]] و در میان پسینیان کشنده اوست<ref>تفسیر قرطبی، ج۲۰، ص۷۸؛ کنز الدقائق، ج۱۴، ص۲۹۹.</ref>.<ref>[[مهدی احمدپور|احمدپور]] و [[علیجان کریمی|کریمی]]، [[شقاوت (مقاله)|مقاله «شقاوت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | *برپایه [[نقلی]]، [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} [[آیه]] {{متن قرآن|إِذِ انْبَعَثَ أَشْقَاهَا}}<ref>«آنگاه که سنگدلترین آنان برانگیخته شد» سوره شمس، آیه ۱۲.</ref> را قرائت میکرد و در همین حال با [[سوگند]] و تأکید فرمود شقیترین [[فرد]] از اینجا تا اینجا را (با اشاره به [[محاسن]] و سرِخود) به خونم رنگین خواهد کرد<ref>نور الثقلین، ج۵، ص۵۸۷.</ref>، زیرا بر اساس روایتی، [[رسول خدا]]{{صل}} به وی خبر داده بود شقیترینِ افراد در میان گذشتگان پی کننده [[ناقه صالح]] و در میان پسینیان کشنده اوست<ref>تفسیر قرطبی، ج۲۰، ص۷۸؛ کنز الدقائق، ج۱۴، ص۲۹۹.</ref>.<ref>[[مهدی احمدپور|احمدپور]] و [[علیجان کریمی|کریمی]]، [[شقاوت (مقاله)|مقاله «شقاوت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | ||
==[[کیفر]] | ==[[کیفر]] شقاوتمندان== | ||
*[[عذاب]] | *[[عذاب]] شقاوتمندان بر اثر گوناگونی اسباب [[شقاوت]]، مراتب مختلفی دارد و از همینرو برخی [[مفسران]] {{متن قرآن|خَافِضَةٌ رَافِعَةٌ}}<ref>«فرود آورندهای است ، فرابرنده» سوره واقعه، آیه ۳.</ref> را اشاره به [[سقوط]] [[اهل]] [[شقاوت]] در درکات [[دوزخ]] و [[صعود]] [[اهل]] [[سعادت]] در [[درجات بهشت]] دانستهاند<ref>تفسیر ابن عربی، ج۲، ص۳۱۰.</ref>. | ||
*در [[آیات]] {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ}}<ref>«اما آنان که نگونبختاند در آتشاند، آنان را در آن داد و فریاد ی است تا آسمانها و زمین بر جاست در آن (آتش) جاودانند جز آنچه پروردگارت بخواهد، بیگمان پروردگارت هر کاری بخواهد میکند» سوره هود، آیه ۱۰۶-۱۰۷.</ref>، پس از بیان ورود شقاوتمندان در [[آتش دوزخ]] و فریاد و ناله آنان در آن، ایشان را تا زمان برجا بودن [[آسمانها]] و [[زمین]]، ماندگار در [[عذاب]] و [[نجات]] از [[عذاب]] را به خواست [[خدا]] دانسته است. شماری از [[مفسران]]، [[آیات]] یاد شده را از [[آیات]] دشوار فهم [[قرآن]] دانستهاند، زیرا درباره مراد از [[آسمانها]] و [[زمین]]، [[خلود]] در [[آتش]] و [[مشیت]] [[خدا]] [[اختلاف]] نظر جدی وجود دارد<ref>نک: مجمع البیان، ج۵، ص۲۹۶؛ روح المعانی، ج۶، ص ۳۳۶؛ المیزان، ج۱۱، ص۲۳.</ref>. به نظر برخی، جمله {{متن قرآن| إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ}} میتواند استثنا از [[خلود]] باشد؛ یعنی [[خداوند]] برخی از [[تبهکاران]] را پس از [[عذاب]] موقت از [[دوزخ]] رهانیده به [[بهشت]] میبرد<ref>التبیان، ج۶، ص۶۸؛ المیزان، ج۱۱، ص۲۸ - ۲۹؛ قرآن در قرآن، ص۳۲۲؛ نک: التحریر و التنویر، ج۱۱، ص ۳۳۱.</ref>. بر پایه روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} نیز این [[آیه]] در باره کسانی است که از [[عذاب]] [[جهنم]] میرهند<ref> البرهان، ج۳، ص۱۳۳.</ref>. | *در [[آیات]] {{متن قرآن|فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ}}<ref>«اما آنان که نگونبختاند در آتشاند، آنان را در آن داد و فریاد ی است تا آسمانها و زمین بر جاست در آن (آتش) جاودانند جز آنچه پروردگارت بخواهد، بیگمان پروردگارت هر کاری بخواهد میکند» سوره هود، آیه ۱۰۶-۱۰۷.</ref>، پس از بیان ورود شقاوتمندان در [[آتش دوزخ]] و فریاد و ناله آنان در آن، ایشان را تا زمان برجا بودن [[آسمانها]] و [[زمین]]، ماندگار در [[عذاب]] و [[نجات]] از [[عذاب]] را به خواست [[خدا]] دانسته است. شماری از [[مفسران]]، [[آیات]] یاد شده را از [[آیات]] دشوار فهم [[قرآن]] دانستهاند، زیرا درباره مراد از [[آسمانها]] و [[زمین]]، [[خلود]] در [[آتش]] و [[مشیت]] [[خدا]] [[اختلاف]] نظر جدی وجود دارد<ref>نک: مجمع البیان، ج۵، ص۲۹۶؛ روح المعانی، ج۶، ص ۳۳۶؛ المیزان، ج۱۱، ص۲۳.</ref>. به نظر برخی، جمله {{متن قرآن| إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ}} میتواند استثنا از [[خلود]] باشد؛ یعنی [[خداوند]] برخی از [[تبهکاران]] را پس از [[عذاب]] موقت از [[دوزخ]] رهانیده به [[بهشت]] میبرد<ref>التبیان، ج۶، ص۶۸؛ المیزان، ج۱۱، ص۲۸ - ۲۹؛ قرآن در قرآن، ص۳۲۲؛ نک: التحریر و التنویر، ج۱۱، ص ۳۳۱.</ref>. بر پایه روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} نیز این [[آیه]] در باره کسانی است که از [[عذاب]] [[جهنم]] میرهند<ref> البرهان، ج۳، ص۱۳۳.</ref>. | ||
*[[قرآن کریم]] در جای دیگری از زیانکاران و شقاوتمندان گرفتار در [[آتش]] یاد کرده که ایشان ضمن [[اقرار]] به [[شقاوت]] و [[گمراهی]] خود، برای [[نجات]] از [[آتش]] و بازگشت به [[دنیا]] [[استغاثه]] میکنند: {{متن قرآن|وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ}}<ref>«و کسانی که ترازوهایشان سبک آید بر خود زیان زدهاند؛ (آنها) در دوزخ جاودانند» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۳.</ref>؛ {{متن قرآن|قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ}}<ref>«میگویند: پروردگارا! سنگدلی ما بر ما چیره بود و ما گروهی گمراه بودیم» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۶.</ref>؛ {{متن قرآن|رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ}}<ref>«پروردگارا! ما را از آن (دوزخ) بیرون آور، اگر (به گذشته خود) بازگشتیم آنگاه، بیگمان ما ستمکارهایم» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۷.</ref>؛ ولی به آنها پاسخ داده میشود بر اثر [[مسخره کردن]] [[بندگان]] [[مؤمن]] و [[خداپرست]]، [[خدا]] را فراموش کردید. بنابراین [[حق]] [[سخن گفتن]] ندارید: {{متن قرآن|قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلا تُكَلِّمُونِ إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ}}<ref>«میفرماید: در آن (دوزخ) گم شوید و با من سخن مگویید همانا دستهای از بندگان من میگفتند: پروردگارا! ایمان آوردهایم پس ما را بیامرز و بر ما بخشایش آور و تو بهترین بخشایندگانی؛ اما شما آنان را به ریشخند گرفتید تا جایی که یاد مرا از خاطرتان بردند و شما به آنان میخندیدید» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۸-۱۱۰.</ref> و بدین وسیله رفع [[عذاب]] و [[نجات]] آنان از [[آتش]] را منتفی میکند<ref>التبیان، ج۷، ص۳۹۸ - ۳۹۹؛ المیزان، ج۱۵، ص۷۱.</ref>، زیرا اسباب [[شقاوت]] ([[هواهای نفسانی]]) و [[گمراهی]] بر آنان چیره گشته است<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۱۹۰؛ تفسیر قرطبی، ج۱۲، ص۱۵۳.</ref>. به نظر میرسد، میتوان گفت دستهای از شقاوتمندان به عللی از [[عذاب]] [[دوزخ]] [[نجات]] مییابند؛ ولی گروهی [[اهل]] [[نجات]] نیستند. اگر کسی در [[دنیا]] به سبب [[پیروی]] از [[هدایت الهی]] از [[گمراهی]] و [[شقاوت]] [[نجات]] یافت، در [[آخرت]] نیز از [[شقاوت]] [[نجات]] مییابد: {{متن قرآن|قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلا يَضِلُّ وَلا يَشْقَى وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى}}<ref>«فرمود: هر دو با هم از آن (بهشت فرازین) فرود آیید- (که) برخی دشمن برخی دیگر (خواهید بود)- آنگاه چون از من رهنمودی به شما رسد، هر که از رهنمود من پیروی کند نه گمراه میگردد و نه در رنج میافتد و هر که از یادکرد من روی برتابد بیگمان او را زیستنی تنگ خواهد بود و روز رستخیز وی را نابینا بر خواهیم انگیخت» سوره طه، آیه ۱۲۳-۱۲۴.</ref>.<ref>التحریر و التنویر، ج۱۶، ص۱۹۹.</ref>.<ref>[[مهدی احمدپور|احمدپور]] و [[علیجان کریمی|کریمی]]، [[شقاوت (مقاله)|مقاله «شقاوت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | *[[قرآن کریم]] در جای دیگری از زیانکاران و شقاوتمندان گرفتار در [[آتش]] یاد کرده که ایشان ضمن [[اقرار]] به [[شقاوت]] و [[گمراهی]] خود، برای [[نجات]] از [[آتش]] و بازگشت به [[دنیا]] [[استغاثه]] میکنند: {{متن قرآن|وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ}}<ref>«و کسانی که ترازوهایشان سبک آید بر خود زیان زدهاند؛ (آنها) در دوزخ جاودانند» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۳.</ref>؛ {{متن قرآن|قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ}}<ref>«میگویند: پروردگارا! سنگدلی ما بر ما چیره بود و ما گروهی گمراه بودیم» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۶.</ref>؛ {{متن قرآن|رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ}}<ref>«پروردگارا! ما را از آن (دوزخ) بیرون آور، اگر (به گذشته خود) بازگشتیم آنگاه، بیگمان ما ستمکارهایم» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۷.</ref>؛ ولی به آنها پاسخ داده میشود بر اثر [[مسخره کردن]] [[بندگان]] [[مؤمن]] و [[خداپرست]]، [[خدا]] را فراموش کردید. بنابراین [[حق]] [[سخن گفتن]] ندارید: {{متن قرآن|قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلا تُكَلِّمُونِ إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ}}<ref>«میفرماید: در آن (دوزخ) گم شوید و با من سخن مگویید همانا دستهای از بندگان من میگفتند: پروردگارا! ایمان آوردهایم پس ما را بیامرز و بر ما بخشایش آور و تو بهترین بخشایندگانی؛ اما شما آنان را به ریشخند گرفتید تا جایی که یاد مرا از خاطرتان بردند و شما به آنان میخندیدید» سوره مؤمنون، آیه ۱۰۸-۱۱۰.</ref> و بدین وسیله رفع [[عذاب]] و [[نجات]] آنان از [[آتش]] را منتفی میکند<ref>التبیان، ج۷، ص۳۹۸ - ۳۹۹؛ المیزان، ج۱۵، ص۷۱.</ref>، زیرا اسباب [[شقاوت]] ([[هواهای نفسانی]]) و [[گمراهی]] بر آنان چیره گشته است<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۱۹۰؛ تفسیر قرطبی، ج۱۲، ص۱۵۳.</ref>. به نظر میرسد، میتوان گفت دستهای از شقاوتمندان به عللی از [[عذاب]] [[دوزخ]] [[نجات]] مییابند؛ ولی گروهی [[اهل]] [[نجات]] نیستند. اگر کسی در [[دنیا]] به سبب [[پیروی]] از [[هدایت الهی]] از [[گمراهی]] و [[شقاوت]] [[نجات]] یافت، در [[آخرت]] نیز از [[شقاوت]] [[نجات]] مییابد: {{متن قرآن|قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلا يَضِلُّ وَلا يَشْقَى وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى}}<ref>«فرمود: هر دو با هم از آن (بهشت فرازین) فرود آیید- (که) برخی دشمن برخی دیگر (خواهید بود)- آنگاه چون از من رهنمودی به شما رسد، هر که از رهنمود من پیروی کند نه گمراه میگردد و نه در رنج میافتد و هر که از یادکرد من روی برتابد بیگمان او را زیستنی تنگ خواهد بود و روز رستخیز وی را نابینا بر خواهیم انگیخت» سوره طه، آیه ۱۲۳-۱۲۴.</ref>.<ref>التحریر و التنویر، ج۱۶، ص۱۹۹.</ref>.<ref>[[مهدی احمدپور|احمدپور]] و [[علیجان کریمی|کریمی]]، [[شقاوت (مقاله)|مقاله «شقاوت»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | ||