←خاستگاه عدالت
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
*اهمیت [[عدالت]] در [[اسلام]] از آنجا سرچشمه میگیرد که بنابر [[آموزههای اسلامی]]، [[خداوند]]، [[عادل]] است و همۀ [[افعال الهی]] عین عدالتاند و [[عدل]] در [[تشیع]] از [[اصول دین]] و [[مذهب]] به شمار میآید. [[قرآن کریم]] نیز یکی از [[اهداف بعثت پیامبران]] و [[نزول]] [[کتب آسمانی]] را برقرار ساختن [[عدالت]] میان [[انسانها]] [[بیان]] میکند<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ}}«ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند و (نیز) آهن را فرو فرستادیم که در آن نیرویی سخت و سودهایی برای مردم است و تا خداوند معلوم دارد چه کسی در نهان، (دین) او و پیامبرانش را یاری می کند» سوره حدید، آیه ۲۵. </ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۳۳.</ref> | *اهمیت [[عدالت]] در [[اسلام]] از آنجا سرچشمه میگیرد که بنابر [[آموزههای اسلامی]]، [[خداوند]]، [[عادل]] است و همۀ [[افعال الهی]] عین عدالتاند و [[عدل]] در [[تشیع]] از [[اصول دین]] و [[مذهب]] به شمار میآید. [[قرآن کریم]] نیز یکی از [[اهداف بعثت پیامبران]] و [[نزول]] [[کتب آسمانی]] را برقرار ساختن [[عدالت]] میان [[انسانها]] [[بیان]] میکند<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ}}«ما پیامبرانمان را با برهانها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند و (نیز) آهن را فرو فرستادیم که در آن نیرویی سخت و سودهایی برای مردم است و تا خداوند معلوم دارد چه کسی در نهان، (دین) او و پیامبرانش را یاری می کند» سوره حدید، آیه ۲۵. </ref>.<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۳۳۳.</ref> | ||
==خاستگاه [[عدالت]]== | ==خاستگاه [[عدالت اجتماعی]]== | ||
*آنچه یک [[نظریه]] [[عدالت اجتماعی]] را قوام میبخشد و چارچوبهای اساسی آن را معین میسازد، دیدگاه نظریهپرداز نسبت به [[انسان]] است. در این بخش، آنچه بیش از هر چیز اهمیت مییابد، نگاهی است که نسبت به [[طبیعت]] [[انسان]] وجود دارد: آیا [[انسان]] بنا به [[طبیعت]] و [[غریزه]] خود [[عدالتخواه]] است و یا به [[تعدی]] و [[تجاوز]] [[تمایل]] دارد؟ آیا [[اختیار]] و [[اراده انسان]] نقشی در تأمین [[عدالت]] از سوی او دارد و یا اینکه [[انسان]] مجبور و بیاراده و در بند محیط است؟ و اگر مختار است و [[عدالتخواه]]، با چه شیوههایی آن را پی میجوید و براساس چه دلایلی؟ [[مکتب]] و [[جهانبینی]] افراد در برداشت آنها نسبت به [[انسان]] و در نتیجه نسبت به [[عدالت]] نقش دارد. مباحثی مانند [[فطرت]] و خاستگاه [[عدالت]] در [[اسلام]] در این زمینه قابل توجهاند. | *آنچه یک [[نظریه]] [[عدالت اجتماعی]] را قوام میبخشد و چارچوبهای اساسی آن را معین میسازد، دیدگاه نظریهپرداز نسبت به [[انسان]] است. در این بخش، آنچه بیش از هر چیز اهمیت مییابد، نگاهی است که نسبت به [[طبیعت]] [[انسان]] وجود دارد: آیا [[انسان]] بنا به [[طبیعت]] و [[غریزه]] خود [[عدالتخواه]] است و یا به [[تعدی]] و [[تجاوز]] [[تمایل]] دارد؟ آیا [[اختیار]] و [[اراده انسان]] نقشی در تأمین [[عدالت]] از سوی او دارد و یا اینکه [[انسان]] مجبور و بیاراده و در بند محیط است؟ و اگر مختار است و [[عدالتخواه]]، با چه شیوههایی آن را پی میجوید و براساس چه دلایلی؟ [[مکتب]] و [[جهانبینی]] افراد در برداشت آنها نسبت به [[انسان]] و در نتیجه نسبت به [[عدالت]] نقش دارد. مباحثی مانند [[فطرت]] و خاستگاه [[عدالت]] در [[اسلام]] در این زمینه قابل توجهاند. | ||
*درباره خاستگاه [[عدالت]]، سه نظریه کلی وجود دارد که در واقع همان نظریهها درباره [[انسان]] است: دیدگاه نخست [[معتقد]] است [[انسان]] طبعاً [[عدالتخواه]] است؛ دومین دیدگاه به [[تجاوزگر]] بودن [[انسان]] [[عقیده]] دارد و سومین نظریه بر موضعی میانه [[اصرار]] میورزد که در آن طبع [[انسان]] همچون صفحه سفیدی است که [[گرایش]] به هر دو حالت در آن وجود دارد. نظر نخست مردود است؛ زیرا اگر [[انسان]] به تمامی [[عادل]] و خواستار [[عدالت]] میبود، هیچ ظلمی در [[جهان]] صورت نمیگرفت؛ در حالی که وضعیت موجود و گذشته [[جهان]] خلاف این مطلب را ثابت میکند. مطابق [[گرایش]] دوم که از سوی کسانی مانند روسو، شوپنهاور، راسل، هابز، نیچه و امثال آنها صورت گرفته است، [[انسان]] طبعاً [[تجاوزگر]] است و اگر گاه دم از [[عدالت]] میزند، بنا به مصلحتسنجی او است. نیچه و ماکیاول معتقدند [[عدالت]]، اختراع [[مردم]] [[ناتوان]] است. [[مردمان]] کممایه و [[ضعیف]] در مقابل اقویا، زوری برای [[مبارزه]] ندارند و در نتیجه [[عدالت]] را [[خلق]] و [[ابداع]] کردند. برتراندراسل، جستوجوی [[عدالت]] را تنها به [[دلیل]] [[منافع]] [[فرد]] در [[اجتماع]] میداند. [[انسان]] طبیعتاً منفعتجو است و چیزی به نام [[عدالتخواهی]] در وجود او نیست. بایستی با [[عقل]] و [[علم]] و [[دانش]]، [[بشر]] را تقویت کرد تا به این نتیجه برسد که [[منفعت]] او در [[برقراری عدالت]] جمعی قابل جستوجو است<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۸، ص۱۵۶-۱۵۸.</ref>. | *درباره خاستگاه [[عدالت]]، سه نظریه کلی وجود دارد که در واقع همان نظریهها درباره [[انسان]] است: دیدگاه نخست [[معتقد]] است [[انسان]] طبعاً [[عدالتخواه]] است؛ دومین دیدگاه به [[تجاوزگر]] بودن [[انسان]] [[عقیده]] دارد و سومین نظریه بر موضعی میانه [[اصرار]] میورزد که در آن طبع [[انسان]] همچون صفحه سفیدی است که [[گرایش]] به هر دو حالت در آن وجود دارد. نظر نخست مردود است؛ زیرا اگر [[انسان]] به تمامی [[عادل]] و خواستار [[عدالت]] میبود، هیچ ظلمی در [[جهان]] صورت نمیگرفت؛ در حالی که وضعیت موجود و گذشته [[جهان]] خلاف این مطلب را ثابت میکند. مطابق [[گرایش]] دوم که از سوی کسانی مانند روسو، شوپنهاور، راسل، هابز، نیچه و امثال آنها صورت گرفته است، [[انسان]] طبعاً [[تجاوزگر]] است و اگر گاه دم از [[عدالت]] میزند، بنا به مصلحتسنجی او است. نیچه و ماکیاول معتقدند [[عدالت]]، اختراع [[مردم]] [[ناتوان]] است. [[مردمان]] کممایه و [[ضعیف]] در مقابل اقویا، زوری برای [[مبارزه]] ندارند و در نتیجه [[عدالت]] را [[خلق]] و [[ابداع]] کردند. برتراندراسل، جستوجوی [[عدالت]] را تنها به [[دلیل]] [[منافع]] [[فرد]] در [[اجتماع]] میداند. [[انسان]] طبیعتاً منفعتجو است و چیزی به نام [[عدالتخواهی]] در وجود او نیست. بایستی با [[عقل]] و [[علم]] و [[دانش]]، [[بشر]] را تقویت کرد تا به این نتیجه برسد که [[منفعت]] او در [[برقراری عدالت]] جمعی قابل جستوجو است<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۸، ص۱۵۶-۱۵۸.</ref>. | ||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
*دستهای همچون مارکسیستها معتقدند نه [[انسان]] را میتوان به گونهای [[تربیت]] کرد که [[عدالت]] را از عمق جانش خواهان باشد و نه میتوان [[علم بشر]] را بدان حد تقویت کرد که [[منفعت]] خود را در [[عدالت]] بجوید. تحقق [[عدالت]] گرچه عملی است و میشود آن را محقق ساخت، اما این کار تنها از طریق ابزارهای [[اقتصادی]] و تولیدی قابل جستوجو است. آنها معتقدند دنیای [[سرمایهداری]] به [[سوسیالیسم]] منتهی میشود و در آخرین مرحله به [[حکم]] [[جبر]] ماشین و [[توسعه اقتصاد]]، [[عدالت]] برقرار میشود. | *دستهای همچون مارکسیستها معتقدند نه [[انسان]] را میتوان به گونهای [[تربیت]] کرد که [[عدالت]] را از عمق جانش خواهان باشد و نه میتوان [[علم بشر]] را بدان حد تقویت کرد که [[منفعت]] خود را در [[عدالت]] بجوید. تحقق [[عدالت]] گرچه عملی است و میشود آن را محقق ساخت، اما این کار تنها از طریق ابزارهای [[اقتصادی]] و تولیدی قابل جستوجو است. آنها معتقدند دنیای [[سرمایهداری]] به [[سوسیالیسم]] منتهی میشود و در آخرین مرحله به [[حکم]] [[جبر]] ماشین و [[توسعه اقتصاد]]، [[عدالت]] برقرار میشود. | ||
*در نقد دیدگاههای فوق، باید گفت که این نظریهها، تنها دست [[ظالمان]] را در [[ستم]] بیشتر باز مینهد. [[انسان]] زمانی به خاطر [[منافع]] خود [[عدالت]] میورزد که نیرویی در مقابل خود ببیند؛ در غیر این صورت، به [[قواعد]] [[عدالت]] تن نمیسپارد. [[اسلام]] حد میانه را بر میگزیند. این دیدگاه سایر نظرگاهها را [[بدبینی]] به [[طبیعت]] و [[فطرت بشر]] تلقی کرده و علت این را که [[بشر]] امروز از [[عدالت]] گریزان است، نرسیدن او به مرحله کمال میداند. [[بشر]] ذاتاً [[عدالتخواه]] است و اگر خوب [[تربیت]] شود و مربی کاملی داشته باشد، خواهان [[عدالت]] شده و [[منفعت]] جمع را بر سود خویش [[برتری]] میدهد. در [[مکتب اسلام]]، نمونههایی از کسانی وجود دارد که [[عادل]] و [[عدالتخواه]] بودهاند؛ در صورتی که منافعشان هم ایجاب نمیکرده است. آنان بر خلاف [[منافع]] فردیشان، خواهان تحقق [[عدالت]] بودهاند و [[جان]] خود را در این [[راه]] دادهاند. از جمله این نمونهها، [[امام علی]]{{ع}} است که [[شهید]] [[راه]] [[عدالت]] نام گرفت. چنین نمونههایی نشان میدهد که میتوان [[بشر]] را به مسیر [[عدالتخواهی]] رهنمون شد و [[بشر]] توان [[غلبه]] بر [[منافع]] شخصی خود را دارد<ref>[[نجمه کیخا|کیخا، نجمه]]، عدالت اجتماعی (در اندیشه شهید مطهری)، [[چلچراغ حکمت ج۳۰ (کتاب)|چلچراغ حکمت]]</ref>. | *در نقد دیدگاههای فوق، باید گفت که این نظریهها، تنها دست [[ظالمان]] را در [[ستم]] بیشتر باز مینهد. [[انسان]] زمانی به خاطر [[منافع]] خود [[عدالت]] میورزد که نیرویی در مقابل خود ببیند؛ در غیر این صورت، به [[قواعد]] [[عدالت]] تن نمیسپارد. [[اسلام]] حد میانه را بر میگزیند. این دیدگاه سایر نظرگاهها را [[بدبینی]] به [[طبیعت]] و [[فطرت بشر]] تلقی کرده و علت این را که [[بشر]] امروز از [[عدالت]] گریزان است، نرسیدن او به مرحله کمال میداند. [[بشر]] ذاتاً [[عدالتخواه]] است و اگر خوب [[تربیت]] شود و مربی کاملی داشته باشد، خواهان [[عدالت]] شده و [[منفعت]] جمع را بر سود خویش [[برتری]] میدهد. در [[مکتب اسلام]]، نمونههایی از کسانی وجود دارد که [[عادل]] و [[عدالتخواه]] بودهاند؛ در صورتی که منافعشان هم ایجاب نمیکرده است. آنان بر خلاف [[منافع]] فردیشان، خواهان تحقق [[عدالت]] بودهاند و [[جان]] خود را در این [[راه]] دادهاند. از جمله این نمونهها، [[امام علی]]{{ع}} است که [[شهید]] [[راه]] [[عدالت]] نام گرفت. چنین نمونههایی نشان میدهد که میتوان [[بشر]] را به مسیر [[عدالتخواهی]] رهنمون شد و [[بشر]] توان [[غلبه]] بر [[منافع]] شخصی خود را دارد<ref>[[نجمه کیخا|کیخا، نجمه]]، عدالت اجتماعی (در اندیشه شهید مطهری)، [[چلچراغ حکمت ج۳۰ (کتاب)|چلچراغ حکمت]]</ref>. | ||
==آثار و کارکردهای عدالت اجتماعی== | ==آثار و کارکردهای عدالت اجتماعی== | ||
*آثار مثبت [[عدالت]] در دو بُعد فردی و [[اجتماعی]] قابل تقسیمبندی است. بیگمان آثار فردی [[عدالت]]، در [[عدالت اجتماعی]] تأثیر دارد. اجرای [[مساوات]] و پرداخت [[حقوق]] و مزایای افراد، نه تنها سبب [[خشنودی]] آنان میشود، بلکه باعث ایجاد [[همدلی]] و توادد و تحابب میشود. به رغم تأثیری که [[ایمان]] بر نزدیکی [[قلوب]] و ایجاد [[وحدت]] میان افراد [[جامعه]] دارد، اما تا زمانی که موانع و فاصلهها و امتیازهای ناعادلانه رفع نشود، [[ایمان]] نمیتواند تأثیر چندانی داشته باشد. به عبارتی، [[ایمان به خدا]] مقتضی [[اتحاد]] و برداشتن این امور به منزله رفع موانع است و در کنار [[ایمان]] و [[عدالت فردی]]، [[عدالت اجتماعی]] نیز ضروری است. به همین جهت گفته میشود که [[اسلام]] تنها یک [[آیین]] [[اخلاقی]] نیست، بلکه در عرصه [[اجتماع]] نیز سبب تحولات گسترده میشود و ناهمواریهای [[اجتماعی]] را از بین میبرد<ref>مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، ج۶، ص۲۴۵.</ref>. | *آثار مثبت [[عدالت]] در دو بُعد فردی و [[اجتماعی]] قابل تقسیمبندی است. بیگمان آثار فردی [[عدالت]]، در [[عدالت اجتماعی]] تأثیر دارد. اجرای [[مساوات]] و پرداخت [[حقوق]] و مزایای افراد، نه تنها سبب [[خشنودی]] آنان میشود، بلکه باعث ایجاد [[همدلی]] و توادد و تحابب میشود. به رغم تأثیری که [[ایمان]] بر نزدیکی [[قلوب]] و ایجاد [[وحدت]] میان افراد [[جامعه]] دارد، اما تا زمانی که موانع و فاصلهها و امتیازهای ناعادلانه رفع نشود، [[ایمان]] نمیتواند تأثیر چندانی داشته باشد. به عبارتی، [[ایمان به خدا]] مقتضی [[اتحاد]] و برداشتن این امور به منزله رفع موانع است و در کنار [[ایمان]] و [[عدالت فردی]]، [[عدالت اجتماعی]] نیز ضروری است. به همین جهت گفته میشود که [[اسلام]] تنها یک [[آیین]] [[اخلاقی]] نیست، بلکه در عرصه [[اجتماع]] نیز سبب تحولات گسترده میشود و ناهمواریهای [[اجتماعی]] را از بین میبرد<ref>مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد مطهری، ج۶، ص۲۴۵.</ref>. | ||