باطن‌گرایی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{مهدویت/بالا}}
{{مهدویت/بالا}}
{{مهدویت}}
{{مهدویت}}
==معنای [[باطن‌گرایی]]==
==معنای باطن‌گرایی==
[[باطن‌گرایی]]، در اصطلاح [[مهدویت]]، یعنی [[گوشه‌گیری]] و احتراز از تمام مسئولیت‌هایی که در [[عصر غیبت]] برعهدۀ [[منتظران]] قرار داده شده است. اگر بر این [[باور]] باشیم که [[انتظار]] اساساً مسلک احتراز است<ref>. برای آگاهی بیشتر از مسلک احتراز، ر.ک: [[تفسیر انتظار امام مهدی به گوشه‌گزینی یا احتراز چه پیامی دارد؟ آیا این برداشت صحیح است؟ (پرسش)|تفسیر انتظار امام مهدی به گوشه‌گزینی یا احتراز چه پیامی دارد؟ آیا این برداشت صحیح است؟]]</ref>. ، وظیفۀ [[منتظران]] در [[عصر غیبت]] چیزی جز [[سکوت]] و عزلت‌نشینی نسبت به فعالیت‌های [[اجتماعی]] که مهم‌ترین آن واکنش به [[ظلم]] و بی عدالتی‌های [[اجتماعی]] است، نخواهد بود.
باطن‌گرایی، در اصطلاح [[مهدویت]]، یعنی [[گوشه‌گیری]] و احتراز از تمام مسئولیت‌هایی که در [[عصر غیبت]] برعهدۀ [[منتظران]] قرار داده شده است. اگر بر این [[باور]] باشیم که [[انتظار]] اساساً مسلک احتراز است<ref>. برای آگاهی بیشتر از مسلک احتراز، ر.ک: [[تفسیر انتظار امام مهدی به گوشه‌گزینی یا احتراز چه پیامی دارد؟ آیا این برداشت صحیح است؟ (پرسش)|تفسیر انتظار امام مهدی به گوشه‌گزینی یا احتراز چه پیامی دارد؟ آیا این برداشت صحیح است؟]]</ref>. ، وظیفۀ [[منتظران]] در [[عصر غیبت]] چیزی جز [[سکوت]] و عزلت‌نشینی نسبت به فعالیت‌های [[اجتماعی]] که مهم‌ترین آن واکنش به [[ظلم]] و بی عدالتی‌های [[اجتماعی]] است، نخواهد بود.


==تفاوت [[انتظار]] با احتراز==
==تفاوت [[انتظار]] با احتراز==
[[حقیقت]] و ماهیت [[انتظار]]، احتراز از [[مسئولیت‌ها]] و فعالیت‌ها نیست؛ [[انتظار]] حالتی [[نفسانی]] است که وقتی شدت گرفت، از محدودۀ [[قلب]] عبور کرده و به اعضا و جوارح می‌‌رسد و خودش را در عملِ [[منتظِر]]، نشان می‌دهد؛ به تعبیر دیگر [[انتظار]] ذاتاً با گوشه‌گیری همخوانی ندارد، بلکه جنبه عملی و فعالیت‌های اصلاحی در جهت زمینه‌سازی [[امام مهدی]]{{ع}} بسیار پررنگ است. در [[روایات]]، [[منتظران]] [[امام عصر]]{{ع}} را مانند [[مجاهدان]] رکاب [[پیامبر]]{{صل}} [[تشبیه]] کرده‌اند<ref> {{متن حدیث|بِمَنْزِلَةِ مَنْ كَانَ قَاعِداً تَحْتَ لِوَائِهِ...}}. بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۴۲.</ref>؛ روشن است، انتظاری که بدون عمل و فقط در مرحلۀ [[قلب]] باشد و جز [[تأسف]] و [[اندوه]] [[قلبی]] اثر دیگری نداشته باشد، نسبتی با [[جهاد]] ندارد. در برخی [[احادیث]] نیز چنین آمده است: {{متن حدیث|بِمَنْزِلَةِ مَنِ اُسْتُشْهِدَ مَعَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ}}<ref>الکافی، ج۱، ص۳۷۱.</ref>؛ همانند کسی است که با [[پیامبر]]{{صل}} [[شهید]] شود. چنین تشبیهاتی که درباره [[منتظران ظهور]] [[مهدی]]{{ع}} وارد شده است. نوع رابطه و تشابه میان [[انتظار]]، [[جهاد]] و [[مبارزه]] نشانگر ابعاد عملی [[منتظران]] است.
[[حقیقت]] و ماهیت [[انتظار]]، احتراز از [[مسئولیت‌ها]] و فعالیت‌ها نیست؛ [[انتظار]] حالتی [[نفسانی]] است که وقتی شدت گرفت، از محدودۀ [[قلب]] عبور کرده و به اعضا و جوارح می‌‌رسد و خودش را در عملِ [[منتظِر]]، نشان می‌دهد؛ به تعبیر دیگر [[انتظار]] ذاتاً با گوشه‌گیری همخوانی ندارد، بلکه جنبه عملی و فعالیت‌های اصلاحی در جهت زمینه‌سازی [[امام مهدی]]{{ع}} بسیار پررنگ است. در [[روایات]]، [[منتظران]] [[امام عصر]]{{ع}} را مانند [[مجاهدان]] رکاب [[پیامبر]]{{صل}} [[تشبیه]] کرده‌اند<ref> {{متن حدیث|بِمَنْزِلَةِ مَنْ كَانَ قَاعِداً تَحْتَ لِوَائِهِ...}}. بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۴۲.</ref>؛ روشن است، انتظاری که بدون عمل و فقط در مرحلۀ [[قلب]] باشد و جز [[تأسف]] و [[اندوه]] [[قلبی]] اثر دیگری نداشته باشد، نسبتی با [[جهاد]] ندارد. در برخی [[احادیث]] نیز چنین آمده است: {{متن حدیث|بِمَنْزِلَةِ مَنِ اُسْتُشْهِدَ مَعَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ}}<ref>الکافی، ج۱، ص۳۷۱.</ref>؛ همانند کسی است که با [[پیامبر]]{{صل}} [[شهید]] شود. چنین تشبیهاتی که درباره [[منتظران ظهور]] [[مهدی]]{{ع}} وارد شده است. نوع رابطه و تشابه میان [[انتظار]]، [[جهاد]] و [[مبارزه]] نشانگر ابعاد عملی [[منتظران]] است.


==عوامل [[باطن‌گرایی]]==
==عوامل باطن‌گرایی==
عواملی که موجب پیدایش [[باطن‌گرایی]] شده عبارت‌اند از:  
عواملی که موجب پیدایش باطن‌گرایی شده عبارت‌اند از:  
#'''[[تحریف]] [[معنای انتظار]] توسط [[حاکمان]]''': از مؤلفه‌های مهم و جدی [[انتظار]]، عمل و [[ایستادگی]] در برابر حاکمین [[ظالم]] است؛ بدین رو حاکمین [[ستمگر]] برای برطرف کردن چنین مانعی، از ترفندی به نام [[تحریف]] [[معنای انتظار]] استفاده کنند؛ تا [[منتظرین]] نتواند به [[رسالت]] اصلی [[معنای انتظار]] که همان عمل و تحرک است دست یابند. [[آیات]] قرانی، کاملاً در جهت  رفع این [[تحریف]] است و [[حمایت از مظلوم در مقابل ظالم]] را [[اصل مسلّم]] و مهم [[اسلامی]] می‌‌داند؛ چنانکه در آیۀ ذیل به‌صراحت به [[حمایت]] [[مظلوم]] در مقابل [[ظالم]] اشاره شده است: {{متن قرآن|وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا}}<ref>«و چرا شما در راه خداوند نبرد نمی‌کنید و (نیز) در راه (رهایی) مستضعفان از مردان و زنان و کودکانی که می‌گویند: پروردگارا! ما را از این شهر که مردمش ستمگرند رهایی بخش و از سوی خود برای ما سرپرستی بگذار و از سوی خود برای ما یاوری بگمار» سوره نساء، آیه ۷۵.</ref> بنابراین، در نگاه [[قرآن]]، عزلت‌نشینی و [[سکوت]] در برابر [[ظالم]] در هیچ زمانی جایز نیست و چنین برداشتی از [[انتظار]]، چیزی جزء [[تحریف]] [[معنای انتظار]] نیست.
#'''[[تحریف]] [[معنای انتظار]] توسط [[حاکمان]]''': از مؤلفه‌های مهم و جدی [[انتظار]]، عمل و [[ایستادگی]] در برابر حاکمین [[ظالم]] است؛ بدین رو حاکمین [[ستمگر]] برای برطرف کردن چنین مانعی، از ترفندی به نام [[تحریف]] [[معنای انتظار]] استفاده کنند؛ تا [[منتظرین]] نتواند به [[رسالت]] اصلی [[معنای انتظار]] که همان عمل و تحرک است دست یابند. [[آیات]] قرانی، کاملاً در جهت  رفع این [[تحریف]] است و [[حمایت از مظلوم در مقابل ظالم]] را [[اصل مسلّم]] و مهم [[اسلامی]] می‌‌داند؛ چنانکه در آیۀ ذیل به‌صراحت به [[حمایت]] [[مظلوم]] در مقابل [[ظالم]] اشاره شده است: {{متن قرآن|وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا}}<ref>«و چرا شما در راه خداوند نبرد نمی‌کنید و (نیز) در راه (رهایی) مستضعفان از مردان و زنان و کودکانی که می‌گویند: پروردگارا! ما را از این شهر که مردمش ستمگرند رهایی بخش و از سوی خود برای ما سرپرستی بگذار و از سوی خود برای ما یاوری بگمار» سوره نساء، آیه ۷۵.</ref> بنابراین، در نگاه [[قرآن]]، عزلت‌نشینی و [[سکوت]] در برابر [[ظالم]] در هیچ زمانی جایز نیست و چنین برداشتی از [[انتظار]]، چیزی جزء [[تحریف]] [[معنای انتظار]] نیست.
#'''برداشت غلط از [[روایات]]''': یکی از عوامل پیدایش این نظریه، برداشت‌های غلط و [[نادرست]] از روایاتی است که [[ظهور]] [[حضرت]] را نوید می‌دهند. در این [[روایات]] آمده است، [[ظهور امام زمان]]{{ع}}، هنگامی است که [[جهان]] پر از [[ظلم و جور]] شود<ref>{{متن حدیث|... مْلَأُ اَلْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً...}}. بحار الأنوار، ج 98، ص 264:... به‏‌وسیله‏ او زمین را پر از داد و عدل مى‏‌کند همین‏‌طورى که از ظلم و ستم پر شده است </ref>برخی از این [[احادیث]] نتیجه گرفته‌اند وجود [[ظلم و ستم]] [[پیش از ظهور]]، یک امر قهری و طبیعی و مقدمۀ [[ظهور]] و [[فرج]] است؛ بنابراین نمی‌توان با مقدمۀ [[ظهور]] [[مبارزه]] کرد و از [[امر به معروف و نهی از منکر]] که [[اصل مسلّم]] [[اسلام]] است، [[سخن]] گفت.
#'''برداشت غلط از [[روایات]]''': یکی از عوامل پیدایش این نظریه، برداشت‌های غلط و [[نادرست]] از روایاتی است که [[ظهور]] [[حضرت]] را نوید می‌دهند. در این [[روایات]] آمده است، [[ظهور امام زمان]]{{ع}}، هنگامی است که [[جهان]] پر از [[ظلم و جور]] شود<ref>{{متن حدیث|... مْلَأُ اَلْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً...}}. بحار الأنوار، ج 98، ص 264:... به‏‌وسیله‏ او زمین را پر از داد و عدل مى‏‌کند همین‏‌طورى که از ظلم و ستم پر شده است </ref>برخی از این [[احادیث]] نتیجه گرفته‌اند وجود [[ظلم و ستم]] [[پیش از ظهور]]، یک امر قهری و طبیعی و مقدمۀ [[ظهور]] و [[فرج]] است؛ بنابراین نمی‌توان با مقدمۀ [[ظهور]] [[مبارزه]] کرد و از [[امر به معروف و نهی از منکر]] که [[اصل مسلّم]] [[اسلام]] است، [[سخن]] گفت.
خط ۱۵: خط ۱۵:
#[[تعارض]] با [[قرآن]]: [[امر به معروف و نهی از منکر]]، یکی از اصول مسلّم و از [[ضروریات اسلام]] و [[مورد اتفاق]] [[عالمان دینی]] است. [[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ}}<ref>«شما بهترین گروهی بوده‌اید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شده‌اید؛ به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از (کار) ناپسند باز می‌دارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان می‌آوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانن» سوره آل عمران، آیه 110.</ref>از نظر [[اسلام]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]] بر هر کسی که توان و [[قدرت]] دارد و ضرری متوجه جانش نمی‌شود [[واجب]] است. [[پیامبر اسلام]]{{صل}} می‌فرماید: "باید [[امر به معروف و نهی از منکر]] کنید، و گرنه [[خداوند]] بدترین و شرورترین شما را بر [[نیکان]] و پاکانتان چیره می‌کند و دعای خوبانتان را [[مستجاب]] و روا نمی‌گرداند بی‌گمان [[امر به معروف و نهی از منکر]] با انتظاری [[سازگاری]] دارد که تکلیف‌ساز باشد، نه تکلیف‌سوز. اگر [[باور]] ما این باشد که [[انتظار]]، احتراز باشد، آنگاه [[امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر]]، معنایی پیدا نمی‌کند.
#[[تعارض]] با [[قرآن]]: [[امر به معروف و نهی از منکر]]، یکی از اصول مسلّم و از [[ضروریات اسلام]] و [[مورد اتفاق]] [[عالمان دینی]] است. [[قرآن کریم]] می‌فرماید: {{متن قرآن|كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ}}<ref>«شما بهترین گروهی بوده‌اید که (به عنوان سرمشق) برای مردم پدیدار شده‌اید؛ به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از (کار) ناپسند باز می‌دارید و به خداوند ایمان دارید و اهل کتاب اگر ایمان می‌آوردند برای آنان بهتر بود؛ برخی از آنها مؤمن امّا بسیاری از آنان نافرمانن» سوره آل عمران، آیه 110.</ref>از نظر [[اسلام]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]] بر هر کسی که توان و [[قدرت]] دارد و ضرری متوجه جانش نمی‌شود [[واجب]] است. [[پیامبر اسلام]]{{صل}} می‌فرماید: "باید [[امر به معروف و نهی از منکر]] کنید، و گرنه [[خداوند]] بدترین و شرورترین شما را بر [[نیکان]] و پاکانتان چیره می‌کند و دعای خوبانتان را [[مستجاب]] و روا نمی‌گرداند بی‌گمان [[امر به معروف و نهی از منکر]] با انتظاری [[سازگاری]] دارد که تکلیف‌ساز باشد، نه تکلیف‌سوز. اگر [[باور]] ما این باشد که [[انتظار]]، احتراز باشد، آنگاه [[امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر]]، معنایی پیدا نمی‌کند.
#[[تعارض]] با [[روایات]] عام: یعنی روایاتی که موضوع آن فقط مخصوص [[زمان غیبت]] و [[دوران انتظار]] نیست، مانند: [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: «کسی که صبح کند و به امور [[مسلمانان]] توجهی نکند، [[مسلمان]] نیست»<ref>{{متن حدیث|مَنْ لَمْ یَهْتَمَّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ‏}}؛ وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۳۳۶ </ref> همچنین ایشان فرمودند: «باید [[امر به معروف و نهی از منکر]] کنید، و گرنه [[خداوند]] بدترین و شرورترین شما را بر [[نیکان]] و پاکانتان چیره می‌کند و دعای خوبانتان را [[مستجاب]] نمی‌کند»<ref>{{متن حدیث|لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْکَرِ أَوْ لَیُسَلِّطَنَّ اللَّهُ شِرَارَکُمْ عَلَی خِیَارِکُمْ فَیَدْعُو خِیَارُکُمْ فَلَا یُسْتَجَابُ لَهُمْ}}؛ بحارالانوار، ج۹۰، ص۳۷۸.</ref>. در این دو [[روایت]]، انجام امور [[مسلمین]] و همچنین انجام [[امر به معروف و نهی از منکر]] جزء [[وظایف]] اصلی [[مسلمین]] شمرده شده است. حال می‌‌خواهد این دو [[مسئولیت]] در [[زمان غیبت]] [[امام]] یا در زمان حضور ایشان باشد<ref>اسماعیل دانش|دانش، اسماعیل، مکاتبه اختصاصی دانشنامه مجازی امامت و ولایت.</ref>.
#[[تعارض]] با [[روایات]] عام: یعنی روایاتی که موضوع آن فقط مخصوص [[زمان غیبت]] و [[دوران انتظار]] نیست، مانند: [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: «کسی که صبح کند و به امور [[مسلمانان]] توجهی نکند، [[مسلمان]] نیست»<ref>{{متن حدیث|مَنْ لَمْ یَهْتَمَّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ‏}}؛ وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۳۳۶ </ref> همچنین ایشان فرمودند: «باید [[امر به معروف و نهی از منکر]] کنید، و گرنه [[خداوند]] بدترین و شرورترین شما را بر [[نیکان]] و پاکانتان چیره می‌کند و دعای خوبانتان را [[مستجاب]] نمی‌کند»<ref>{{متن حدیث|لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْکَرِ أَوْ لَیُسَلِّطَنَّ اللَّهُ شِرَارَکُمْ عَلَی خِیَارِکُمْ فَیَدْعُو خِیَارُکُمْ فَلَا یُسْتَجَابُ لَهُمْ}}؛ بحارالانوار، ج۹۰، ص۳۷۸.</ref>. در این دو [[روایت]]، انجام امور [[مسلمین]] و همچنین انجام [[امر به معروف و نهی از منکر]] جزء [[وظایف]] اصلی [[مسلمین]] شمرده شده است. حال می‌‌خواهد این دو [[مسئولیت]] در [[زمان غیبت]] [[امام]] یا در زمان حضور ایشان باشد<ref>اسماعیل دانش|دانش، اسماعیل، مکاتبه اختصاصی دانشنامه مجازی امامت و ولایت.</ref>.
#[[تعارض]] با [[روایات]] خاص: یعنی روایاتی که در خصوص [[زمان غیبت]] و [[دوران انتظار]] وارد شده است، مانند روایتی از [[امام صادق]]{{ع}}، که شخصی از ایشان سوال کردند، کسی که دارای [[ولایت]] [[پیشوایان]] است و [[انتظار ظهور]] [[حکومت حق]] را می‌کشد، درچه حالی از [[دنیا]] می‌‌رود. [[امام]] فرمودند: «او همانند کسی است که با [[رهبر]] این [[انقلاب]] در خیمۀ او بوده باشد. سپس [[سکوت]] کرد و فرمودند: «او همانند کسی است که در [[خدمت]] [[پیامبر]]{{صل}} با [[شمشیر]] بر مغز [[دشمن]] می‌‌کوبد»<ref>{{متن حدیث|هُوَ بِمَنْزِلَةِ مَنْ کَانَ مَعَ اَلْقَائِمِ فِی فُسْطَاطِهِ ثُمَّ سَکَتَ هُنَیْئَةً ثُمَّ قَالَ هُوَ کَمَنْ کَانَ مَعَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ}}؛ بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۴۲. </ref> در این [[روایت]] مشخص است که [[جهاد]] در رکاب [[پیامبر]]{{صل}} با انتظاری که به معنای [[گوشه‌گیری]] و [[باطن‌گرایی]] باشد همخوانی ندارد.
#[[تعارض]] با [[روایات]] خاص: یعنی روایاتی که در خصوص [[زمان غیبت]] و [[دوران انتظار]] وارد شده است، مانند روایتی از [[امام صادق]]{{ع}}، که شخصی از ایشان سوال کردند، کسی که دارای [[ولایت]] [[پیشوایان]] است و [[انتظار ظهور]] [[حکومت حق]] را می‌کشد، درچه حالی از [[دنیا]] می‌‌رود. [[امام]] فرمودند: «او همانند کسی است که با [[رهبر]] این [[انقلاب]] در خیمۀ او بوده باشد. سپس [[سکوت]] کرد و فرمودند: «او همانند کسی است که در [[خدمت]] [[پیامبر]]{{صل}} با [[شمشیر]] بر مغز [[دشمن]] می‌‌کوبد»<ref>{{متن حدیث|هُوَ بِمَنْزِلَةِ مَنْ کَانَ مَعَ اَلْقَائِمِ فِی فُسْطَاطِهِ ثُمَّ سَکَتَ هُنَیْئَةً ثُمَّ قَالَ هُوَ کَمَنْ کَانَ مَعَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ}}؛ بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۴۲. </ref> در این [[روایت]] مشخص است که [[جهاد]] در رکاب [[پیامبر]]{{صل}} با انتظاری که به معنای [[گوشه‌گیری]] و باطن‌گرایی باشد همخوانی ندارد.


از ظاهر روایاتی که از [[گسترش ظلم]] و [[ستم]] خبر می‌دهند، اینچنین به‌دست می‌آید که [[فراگیر شدن ظلم]] و [[ستم]] به معنای [[گسترش ظلم]] طبقۀ [[حاکم]] است؛ زیرا لازمۀ [[ظلم]] و [[ظالم]] بودن، وجود [[مظلوم]] است؛ یعنی باید [[مظلومین]] باشند تا [[ظلم]] و [[ظالم]] معنا پیدا کند، به این ترتیب محال است قائل شویم در [[زمان غیبت]] [[ظلم و ستم]] باید همه جا را فرا بگیرد؛ چراکه وجود [[مظلوم]] نشان دهندۀ این است که [[ظلم و ستم]] نمی‌تواند همه جا را فرا بگیر.
از ظاهر روایاتی که از [[گسترش ظلم]] و [[ستم]] خبر می‌دهند، اینچنین به‌دست می‌آید که [[فراگیر شدن ظلم]] و [[ستم]] به معنای [[گسترش ظلم]] طبقۀ [[حاکم]] است؛ زیرا لازمۀ [[ظلم]] و [[ظالم]] بودن، وجود [[مظلوم]] است؛ یعنی باید [[مظلومین]] باشند تا [[ظلم]] و [[ظالم]] معنا پیدا کند، به این ترتیب محال است قائل شویم در [[زمان غیبت]] [[ظلم و ستم]] باید همه جا را فرا بگیرد؛ چراکه وجود [[مظلوم]] نشان دهندۀ این است که [[ظلم و ستم]] نمی‌تواند همه جا را فرا بگیر.
برخی برای اینکه از زیر بار [[مسئولیت]] و زمینه‌سازی [[ظهور]] فرار کنند چنین توجیه کرده‌اند که ممکن است اعمالشان در [[عصر غیبت]] به [[ریا]] [[آلوده]] شود؛ ازاین‌رو [[اعمال]] ظاهری را رها کرده و به [[باطن‌گرایی]] [[گرایش]] پیدا کردند؛ اما [[انتظار واقعی]]، یعنی تحرک و عمل و این عده نمی‌توانند با این توجیه که ممکن است این [[اعمال]] منجر به [[ریا]] شود، [[دست]] از تلاش و کوشش بکشند و به [[گوشه‌گیری]] متمایل شوند.
برخی برای اینکه از زیر بار [[مسئولیت]] و زمینه‌سازی [[ظهور]] فرار کنند چنین توجیه کرده‌اند که ممکن است اعمالشان در [[عصر غیبت]] به [[ریا]] [[آلوده]] شود؛ ازاین‌رو [[اعمال]] ظاهری را رها کرده و به باطن‌گرایی [[گرایش]] پیدا کردند؛ اما [[انتظار واقعی]]، یعنی تحرک و عمل و این عده نمی‌توانند با این توجیه که ممکن است این [[اعمال]] منجر به [[ریا]] شود، [[دست]] از تلاش و کوشش بکشند و به [[گوشه‌گیری]] متمایل شوند.


==نتیجه==
==نتیجه==
۱۹٬۴۱۸

ویرایش