آزادی در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۶ نوامبر ۲۰۲۰
جز
جایگزینی متن - 'استبدادی' به 'استبدادی'
جز (جایگزینی متن - 'استبدادی' به 'استبدادی')
خط ۹۲: خط ۹۲:


=== [[آزادی]] [[سیاسی]]===
=== [[آزادی]] [[سیاسی]]===
*عبارت از این است که [[انسان]] در یک [[نظام سیاسی]] [[حق]] داشته باشد، هر کاری را که [[قانون]] اجازه داده است و می‌دهد، انجام دهد و به انجام آن‌چه [[قانون]] منع کرده و به [[صلاح]] او نیست، وادار نشود<ref>روح‌القوانین، ج ۱، ص ۳۹۲.</ref>. با توجّه به مالکیّت مطلق [[خدا]]، [[حقّ]] [[حکومت]] [[بالاصاله]] از آن او است و او بر اساس مشیّت حکیمانه‌اش {{متن قرآن|قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ }}<ref> بگو خداوندا! ای دارنده فرمانروایی! به هر کس بخواهی فرمانروایی می‌بخشی و از هر کس بخواهی فرمانروایی را باز می‌ستانی و هر کس را بخواهی گرامی می‌داری و هر کس را بخواهی خوار می‌گردانی؛ نیکی در کف توست بی‌گمان تو بر هر کاری توانایی؛ سوره آل عمران، آیه: 26.</ref> آن را به [[انبیا]] و اولیای خویش جهت تأمین [[حقوق]] [[انسان‌ها]] وانهاده است. {{متن قرآن|يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ}}<ref> ای داود! ما تو را در زمین خلیفه (خویش) کرده‌ایم پس میان مردم به درستی داوری کن و از هوا و هوس پیروی مکن که تو را از راه خداوند گمراه کند؛ به راستی آن کسان که از راه خداوند گمراه گردند، چون روز حساب را فراموش کرده‌اند، عذابی سخت خواهند داشت؛ سوره ص، آیه: 26.</ref> [[قرآن]]، با نفی [[حکومت]] استبدادی <ref>سوره [[اعراف]]، آیه: ۱۲۳ ـ ۱۳۰ .</ref> و به رسمیّت شناختن [[حق]] دخالت [[مردم]] در [[نظام سیاسی]] با شیوه‌های ذیل، [[آزادی]] [[سیاسی]] آنان را تأمین کرده‌است:
*عبارت از این است که [[انسان]] در یک [[نظام سیاسی]] [[حق]] داشته باشد، هر کاری را که [[قانون]] اجازه داده است و می‌دهد، انجام دهد و به انجام آن‌چه [[قانون]] منع کرده و به [[صلاح]] او نیست، وادار نشود<ref>روح‌القوانین، ج ۱، ص ۳۹۲.</ref>. با توجّه به مالکیّت مطلق [[خدا]]، [[حقّ]] [[حکومت]] [[بالاصاله]] از آن او است و او بر اساس مشیّت حکیمانه‌اش {{متن قرآن|قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ }}<ref> بگو خداوندا! ای دارنده فرمانروایی! به هر کس بخواهی فرمانروایی می‌بخشی و از هر کس بخواهی فرمانروایی را باز می‌ستانی و هر کس را بخواهی گرامی می‌داری و هر کس را بخواهی خوار می‌گردانی؛ نیکی در کف توست بی‌گمان تو بر هر کاری توانایی؛ سوره آل عمران، آیه: 26.</ref> آن را به [[انبیا]] و اولیای خویش جهت تأمین [[حقوق]] [[انسان‌ها]] وانهاده است. {{متن قرآن|يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ}}<ref> ای داود! ما تو را در زمین خلیفه (خویش) کرده‌ایم پس میان مردم به درستی داوری کن و از هوا و هوس پیروی مکن که تو را از راه خداوند گمراه کند؛ به راستی آن کسان که از راه خداوند گمراه گردند، چون روز حساب را فراموش کرده‌اند، عذابی سخت خواهند داشت؛ سوره ص، آیه: 26.</ref> [[قرآن]]، با نفی [[حکومت]] [[استبدادی]] <ref>سوره [[اعراف]]، آیه: ۱۲۳ ـ ۱۳۰ .</ref> و به رسمیّت شناختن [[حق]] دخالت [[مردم]] در [[نظام سیاسی]] با شیوه‌های ذیل، [[آزادی]] [[سیاسی]] آنان را تأمین کرده‌است:
#برخورداری از حق [[انتخاب]] [[نظام سیاسی]] [[الهی]] و شکل آن: {{متن قرآن| إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref> بی‌گمان آنان که با تو بیعت می‌کنند جز این نیست که با خداوند بیعت می‌کنند؛ دست خداوند بالای دست‌های آنان است؛ از این روی هر که پیمان شکند به زیان خویش می‌شکند و هر کس به آنچه با خداوند پیمان بسته است وفا کند به زودی به او پاداشی سترگ خواهد داد؛ سوره فتح، آیه: 10.</ref> نیز {{متن قرآن|لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا }}<ref>  به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت می‌کردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد ، سوره فتح، آیه: 18.</ref>.
#برخورداری از حق [[انتخاب]] [[نظام سیاسی]] [[الهی]] و شکل آن: {{متن قرآن| إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref> بی‌گمان آنان که با تو بیعت می‌کنند جز این نیست که با خداوند بیعت می‌کنند؛ دست خداوند بالای دست‌های آنان است؛ از این روی هر که پیمان شکند به زیان خویش می‌شکند و هر کس به آنچه با خداوند پیمان بسته است وفا کند به زودی به او پاداشی سترگ خواهد داد؛ سوره فتح، آیه: 10.</ref> نیز {{متن قرآن|لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا }}<ref>  به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت می‌کردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از این رو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد ، سوره فتح، آیه: 18.</ref>.
#[[آزادی]] در [[انتخاب کارگزاران]] اصلح و دادن مسؤولیّت به کسی که صلاحیّت آن را داراست : {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤَدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا ‏}}<ref> خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانت‌ها را به صاحب آنها باز گردانید و چون میان مردم داوری می‌کنید با دادگری داوری کنید؛ بی‌گمان خداوند به کاری نیک اندرزتان می‌دهد؛ به راستی خداوند شنوایی بیناست؛ سوره نساء، آیه: 58.</ref><ref>[[المیزان]]، ج ۴، ص ۳۸۵.</ref>
#[[آزادی]] در [[انتخاب کارگزاران]] اصلح و دادن مسؤولیّت به کسی که صلاحیّت آن را داراست : {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤَدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا ‏}}<ref> خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانت‌ها را به صاحب آنها باز گردانید و چون میان مردم داوری می‌کنید با دادگری داوری کنید؛ بی‌گمان خداوند به کاری نیک اندرزتان می‌دهد؛ به راستی خداوند شنوایی بیناست؛ سوره نساء، آیه: 58.</ref><ref>[[المیزان]]، ج ۴، ص ۳۸۵.</ref>
خط ۱۵۰: خط ۱۵۰:
*[[اسلام]]، [[آزادی]] را [[زندگی]]، و سلب آن را نوعی [[قتل]] می‌شمرد<ref>[[المیزان]]، ج ۵ ، ص ۴۰.</ref>؛ و نفی [[سلطه]] [[انسان]] بر [[انسان]] دیگر از اصول مسلّم و مورد پذیرش [[دین]] است<ref>[[علوم سیاسی]]، ش ۱، ص ۷۷.</ref>؛ به همین جهت، هیچ کس [[حقّ]] سلب آن را از [[انسان‌ها]] ندارد؛ زیرا موجب سلب انسانیّت [[انسان]] و اختلال<ref>فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۱.</ref> در [[زندگی]] او می‌شود<ref>[[المیزان]]، ج ۶ ، ص ۳۵۲.</ref>. [[قرآن]] می‌فرماید: هر کس در هر مقامی باشد، [[حق]] ندارد [[انسان‌ها]] را به خود بخواند: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللَّهِ وَلَكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ}}<ref>  هیچ بشری را نسزد که خداوند به او کتاب و حکمت و پیامبری بدهد سپس او به مردم بگوید: به جای خداوند، بندگان من باشید ولی (می‌تواند گفت): شما که کتاب (آسمانی) را آموزش می‌داده و درس می‌گرفته‌اید؛ (دانشورانی) ربّانی باشید؛ سوره آل عمران، آیه: 79.</ref> بر این اساس، سلب آزادی‌های [[مشروع]] نزد [[خداوند]]، گناهی بزرگ است: {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِندَ اللَّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref> از تو درباره جنگ در ماه حرام می‌پرسند، بگو: جنگ در آن (گناهی) بزرگ است و (گناه) باز داشتن (مردم) از راه خداوند و ناسپاسی به او و (باز داشتن مردم از) مسجد الحرام و بیرون راندن اهل آن از آن، در نظر خداوند بزرگ‌تر است و آشوب (شرک) از کشتار (هم) بزرگ‌تر است؛ و (این کافران) پیاپی با شما جنگ می‌کنند تا اگر بتوانند شما را از دینتان بازگردانند، و کردار کسانی از شما که از دین خود بازگردند و در کفر بمیرند، در این جهان و جهان واپسین، تباه است و آنان دمساز آتش و در آن جاودانند، سوره بقره، آیه: 217.</ref> و تهدید و [[توطئه]] برای سلبِ آزادیِ فعّالیّت [[پیامبران الهی]]، امری [[ناپسند]] معرّفی شده است: {{متن قرآن|وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که کافران با تو نیرنگ می‌باختند تا تو را بازداشت کنند یا بکشند یا بیرون رانند، آنان نیرنگ می‌باختند و خداوند تدبیر می‌کرد و خداوند بهترین تدبیر کنندگان است، سوره انفال، آیه: 30.</ref> اکنون به نمونه‌هایی از عوامل سلب [[آزادی]] در [[قرآن]] اشاره می‌شود:
*[[اسلام]]، [[آزادی]] را [[زندگی]]، و سلب آن را نوعی [[قتل]] می‌شمرد<ref>[[المیزان]]، ج ۵ ، ص ۴۰.</ref>؛ و نفی [[سلطه]] [[انسان]] بر [[انسان]] دیگر از اصول مسلّم و مورد پذیرش [[دین]] است<ref>[[علوم سیاسی]]، ش ۱، ص ۷۷.</ref>؛ به همین جهت، هیچ کس [[حقّ]] سلب آن را از [[انسان‌ها]] ندارد؛ زیرا موجب سلب انسانیّت [[انسان]] و اختلال<ref>فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۱.</ref> در [[زندگی]] او می‌شود<ref>[[المیزان]]، ج ۶ ، ص ۳۵۲.</ref>. [[قرآن]] می‌فرماید: هر کس در هر مقامی باشد، [[حق]] ندارد [[انسان‌ها]] را به خود بخواند: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللَّهِ وَلَكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ}}<ref>  هیچ بشری را نسزد که خداوند به او کتاب و حکمت و پیامبری بدهد سپس او به مردم بگوید: به جای خداوند، بندگان من باشید ولی (می‌تواند گفت): شما که کتاب (آسمانی) را آموزش می‌داده و درس می‌گرفته‌اید؛ (دانشورانی) ربّانی باشید؛ سوره آل عمران، آیه: 79.</ref> بر این اساس، سلب آزادی‌های [[مشروع]] نزد [[خداوند]]، گناهی بزرگ است: {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِندَ اللَّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref> از تو درباره جنگ در ماه حرام می‌پرسند، بگو: جنگ در آن (گناهی) بزرگ است و (گناه) باز داشتن (مردم) از راه خداوند و ناسپاسی به او و (باز داشتن مردم از) مسجد الحرام و بیرون راندن اهل آن از آن، در نظر خداوند بزرگ‌تر است و آشوب (شرک) از کشتار (هم) بزرگ‌تر است؛ و (این کافران) پیاپی با شما جنگ می‌کنند تا اگر بتوانند شما را از دینتان بازگردانند، و کردار کسانی از شما که از دین خود بازگردند و در کفر بمیرند، در این جهان و جهان واپسین، تباه است و آنان دمساز آتش و در آن جاودانند، سوره بقره، آیه: 217.</ref> و تهدید و [[توطئه]] برای سلبِ آزادیِ فعّالیّت [[پیامبران الهی]]، امری [[ناپسند]] معرّفی شده است: {{متن قرآن|وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که کافران با تو نیرنگ می‌باختند تا تو را بازداشت کنند یا بکشند یا بیرون رانند، آنان نیرنگ می‌باختند و خداوند تدبیر می‌کرد و خداوند بهترین تدبیر کنندگان است، سوره انفال، آیه: 30.</ref> اکنون به نمونه‌هایی از عوامل سلب [[آزادی]] در [[قرآن]] اشاره می‌شود:
#'''[[استکبار]]:''' یکی از عوامل سلب [[آزادی]] است؛ برای نمونه، عامل تهدید و سلب [[آزادی]] حضرت‌ شعیب‌ و یارانش، استکبار گروهی‌ از قومش بود: {{متن قرآن|قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ مِن قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يَا شُعَيْبُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَكَ مِن قَرْيَتِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا قَالَ أَوَلَوْ كُنَّا كَارِهِينَ}}<ref> سرکردگان سرکش از قوم او گفتند: ای شعیب! بی‌گمان تو و کسانی را که همراه تو ایمان آورده‌اند، از شهر خود بیرون خواهیم راند یا آنکه به آیین ما باز گردید؛ (شعیب) گفت: اگر چه خوش نداشته باشیم؟، سوره اعراف، آیه: 88.</ref>
#'''[[استکبار]]:''' یکی از عوامل سلب [[آزادی]] است؛ برای نمونه، عامل تهدید و سلب [[آزادی]] حضرت‌ شعیب‌ و یارانش، استکبار گروهی‌ از قومش بود: {{متن قرآن|قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ مِن قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يَا شُعَيْبُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَكَ مِن قَرْيَتِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا قَالَ أَوَلَوْ كُنَّا كَارِهِينَ}}<ref> سرکردگان سرکش از قوم او گفتند: ای شعیب! بی‌گمان تو و کسانی را که همراه تو ایمان آورده‌اند، از شهر خود بیرون خواهیم راند یا آنکه به آیین ما باز گردید؛ (شعیب) گفت: اگر چه خوش نداشته باشیم؟، سوره اعراف، آیه: 88.</ref>
#'''خودمحوری:''' خودرأیی [[فرعون]] که از روحیّه استکباری او سرچشمه می گرفت، عامل [[محروم]] ساختن [[مردم]] از [[آزادی]] و تهدید [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[ارعاب]] [[مؤمنان]] شد{{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref> بی‌گمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دسته‌دسته کرد. دسته‌ای از آنان را به ناتوانی می‌کشاند، پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را زنده وا می‌نهاد، به یقین او از تبهکاران بود؛ سوره قصص، آیه: 4.</ref> و با تهدید [[موسی]]{{ع}} به زندان، برای استمرار [[حکومت]] استبدادی خویش می‌کوشید: {{متن قرآن|وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ}}<ref> و (آیا) این نعمتی است که آن را بر من منّت می‌نهی که بنی اسرائیل را به بردگی گرفته‌ای؟؛ سوره شعراء، آیه: 22.</ref> و {{متن قرآن|قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ }}<ref> فرعون) گفت: اگر خدایی جز من بگزینی تو را زندانی خواهم کرد، سوره شعراء، آیه: 29.</ref> این [[آیه]]، با [[عنایت]] به [[فلسفه]] [[آزادی]] که وجود آن [[زمینه‌ساز]] تعالی [[انسان]] به بالاترین درجه [[حیات]] و سلب آن موجب سقوط به پایین‌ترین درجه [[زندگی]] است، [[پیام]] [[رسالت]]، مبنی بر ترجیح [[آزادی]] بر هرگونه استفاده مادّی را بیان می‌کند؛ به این جهت، [[رهبران الهی]]، [[گرسنگی]] با [[آزادی]] را بر سیری با سلب آن ترجیح می‌دهند.<ref>من وحی القرآن، ج ۱۷، ص ۱۰۱.</ref> از سوی دیگر، [[حاکمان]] [[مستبد]]، [[آزادی]] [[انسان‌ها]] را تهدید می کردند؛ به همین جهت، ساحران که بر اثر دیدن [[معجزه]] [[ایمان]] آوردند، مورد تهدید [[حکومت]] [[ستم‌گر]] [[فرعون]] قرار گرفتند: {{متن قرآن|فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ  قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref> پس جادوگران به سجده درافتادند. گفتند: ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم.  پروردگار موسی و هارون.  (فرعون) گفت: آیا پیش از آنکه من به شما اجازه دهم به او گرویدید؟ بی‌گمان او بزرگ شماست که به شما جادوگری آموخته است؛ به زودی خواهید دانست؛ دست‌ها و پاهایتان را از چپ و راست خواهم برید و همه شما را به دار خواهم آویخت ، سوره شعراء، آیه: 46-49.</ref>
#'''خودمحوری:''' خودرأیی [[فرعون]] که از روحیّه استکباری او سرچشمه می گرفت، عامل [[محروم]] ساختن [[مردم]] از [[آزادی]] و تهدید [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[ارعاب]] [[مؤمنان]] شد{{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref> بی‌گمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دسته‌دسته کرد. دسته‌ای از آنان را به ناتوانی می‌کشاند، پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را زنده وا می‌نهاد، به یقین او از تبهکاران بود؛ سوره قصص، آیه: 4.</ref> و با تهدید [[موسی]]{{ع}} به زندان، برای استمرار [[حکومت]] [[استبدادی]] خویش می‌کوشید: {{متن قرآن|وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ}}<ref> و (آیا) این نعمتی است که آن را بر من منّت می‌نهی که بنی اسرائیل را به بردگی گرفته‌ای؟؛ سوره شعراء، آیه: 22.</ref> و {{متن قرآن|قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ }}<ref> فرعون) گفت: اگر خدایی جز من بگزینی تو را زندانی خواهم کرد، سوره شعراء، آیه: 29.</ref> این [[آیه]]، با [[عنایت]] به [[فلسفه]] [[آزادی]] که وجود آن [[زمینه‌ساز]] تعالی [[انسان]] به بالاترین درجه [[حیات]] و سلب آن موجب سقوط به پایین‌ترین درجه [[زندگی]] است، [[پیام]] [[رسالت]]، مبنی بر ترجیح [[آزادی]] بر هرگونه استفاده مادّی را بیان می‌کند؛ به این جهت، [[رهبران الهی]]، [[گرسنگی]] با [[آزادی]] را بر سیری با سلب آن ترجیح می‌دهند.<ref>من وحی القرآن، ج ۱۷، ص ۱۰۱.</ref> از سوی دیگر، [[حاکمان]] [[مستبد]]، [[آزادی]] [[انسان‌ها]] را تهدید می کردند؛ به همین جهت، ساحران که بر اثر دیدن [[معجزه]] [[ایمان]] آوردند، مورد تهدید [[حکومت]] [[ستم‌گر]] [[فرعون]] قرار گرفتند: {{متن قرآن|فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ  قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref> پس جادوگران به سجده درافتادند. گفتند: ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم.  پروردگار موسی و هارون.  (فرعون) گفت: آیا پیش از آنکه من به شما اجازه دهم به او گرویدید؟ بی‌گمان او بزرگ شماست که به شما جادوگری آموخته است؛ به زودی خواهید دانست؛ دست‌ها و پاهایتان را از چپ و راست خواهم برید و همه شما را به دار خواهم آویخت ، سوره شعراء، آیه: 46-49.</ref>
#'''[[استثمار]]:'''استثمارگران [[مفسد]]: {{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref> بی‌گمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دسته‌دسته کرد. دسته‌ای از آنان را به ناتوانی می‌کشاند، پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را زنده وا می‌نهاد، به یقین او از تبهکاران بود؛ سوره قصص، آیه: 4.</ref> برای تحصیل و حفظ [[منافع]] مادّی خویش و بهره‌کشی از دیگران با [[ایستادگی]] در برابر [[دعوت]] آزادی‌خواهانه [[انبیا]] {{متن قرآن| قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ مِن قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُواْ لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صَالِحًا مُّرْسَلٌ مِّن رَّبِّهِ قَالُواْ إِنَّا بِمَا أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ}}<ref>  سرکردگان سرکش از قوم وی به مؤمنانی که ناتوان به شمار آمده‌اند گفتند: آیا می‌دانید که صالح فرستاده پروردگار خویش است؟ گفتند: (آری) ما به آنچه وی بدان پیامبری یافته است مؤمنیم ، سوره اعراف، آیه: 75.</ref> و [[تحقیر]] [[انسان‌ها]] {{متن قرآن|فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ}}<ref>  آنگاه قوم خود را سبکسار کرد (و از راه به در برد) و آنان از او فرمان بردند زیرا آنان قومی بزهکار بودند، سوره زخرف، آیه: 54.</ref> و نابود کردن [[توان]] آنان و سوء استفاده از [[زنان]]: {{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref> بی‌گمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دسته‌دسته کرد. دسته‌ای از آنان را به ناتوانی می‌کشاند، پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را زنده وا می‌نهاد، به یقین او از تبهکاران بود؛ سوره قصص، آیه: 4.</ref> [[آزادی]] آنان را سلب می‌کردند.
#'''[[استثمار]]:'''استثمارگران [[مفسد]]: {{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref> بی‌گمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دسته‌دسته کرد. دسته‌ای از آنان را به ناتوانی می‌کشاند، پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را زنده وا می‌نهاد، به یقین او از تبهکاران بود؛ سوره قصص، آیه: 4.</ref> برای تحصیل و حفظ [[منافع]] مادّی خویش و بهره‌کشی از دیگران با [[ایستادگی]] در برابر [[دعوت]] آزادی‌خواهانه [[انبیا]] {{متن قرآن| قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ مِن قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُواْ لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صَالِحًا مُّرْسَلٌ مِّن رَّبِّهِ قَالُواْ إِنَّا بِمَا أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ}}<ref>  سرکردگان سرکش از قوم وی به مؤمنانی که ناتوان به شمار آمده‌اند گفتند: آیا می‌دانید که صالح فرستاده پروردگار خویش است؟ گفتند: (آری) ما به آنچه وی بدان پیامبری یافته است مؤمنیم ، سوره اعراف، آیه: 75.</ref> و [[تحقیر]] [[انسان‌ها]] {{متن قرآن|فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ}}<ref>  آنگاه قوم خود را سبکسار کرد (و از راه به در برد) و آنان از او فرمان بردند زیرا آنان قومی بزهکار بودند، سوره زخرف، آیه: 54.</ref> و نابود کردن [[توان]] آنان و سوء استفاده از [[زنان]]: {{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref> بی‌گمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دسته‌دسته کرد. دسته‌ای از آنان را به ناتوانی می‌کشاند، پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را زنده وا می‌نهاد، به یقین او از تبهکاران بود؛ سوره قصص، آیه: 4.</ref> [[آزادی]] آنان را سلب می‌کردند.
#'''[[کفر]]:''' [[کفر]]، یکی از عوامل سلب [[آزادی]] است؛ زیرا [[کافران]]، همواره [[آزادی]] [[انبیا]] و [[پیروان]] آنان را در [[انتخاب]] [[دین]] سلب می‌کردند: {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُم مِّنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ }}<ref> و کافران به پیامبرانشان گفتند: شما را از سرزمینمان بیرون خواهیم راند مگر به آیین ما باز گردید آنگاه پروردگارشان به آنان وحی کرد که بی‌گمان ستمگران را نابود خواهیم کرد؛ سوره ابراهیم، آیه: 13.</ref> و نیز [[کافران]]، [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را به [[خروج]] از [[مکّه]] واداشتند: {{متن قرآن|إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref> اگر او را یاری ندهید بی‌گمان خداوند یاریش کرده است هنگامی که کافران او را که یکی از دو نفر بود (از مکّه) بیرون راندند، آنگاه که آن دو در غار بودند همان هنگام که به همراهش می‌گفت: مهراس که خداوند با ماست و خداوند آرامش خود را بر او فرو فرستاد و وی را با سپاهی که آنان را نمی‌دیدید پشتیبانی کرد و سخن کافران را فروتر نهاد و سخن خداوند است که فراتر است و خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره توبه، آیه: 40.</ref><ref>[[علی رضایی بیرجندی|رضایی بیرجندی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 203-205.</ref>.
#'''[[کفر]]:''' [[کفر]]، یکی از عوامل سلب [[آزادی]] است؛ زیرا [[کافران]]، همواره [[آزادی]] [[انبیا]] و [[پیروان]] آنان را در [[انتخاب]] [[دین]] سلب می‌کردند: {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُم مِّنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ }}<ref> و کافران به پیامبرانشان گفتند: شما را از سرزمینمان بیرون خواهیم راند مگر به آیین ما باز گردید آنگاه پروردگارشان به آنان وحی کرد که بی‌گمان ستمگران را نابود خواهیم کرد؛ سوره ابراهیم، آیه: 13.</ref> و نیز [[کافران]]، [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را به [[خروج]] از [[مکّه]] واداشتند: {{متن قرآن|إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref> اگر او را یاری ندهید بی‌گمان خداوند یاریش کرده است هنگامی که کافران او را که یکی از دو نفر بود (از مکّه) بیرون راندند، آنگاه که آن دو در غار بودند همان هنگام که به همراهش می‌گفت: مهراس که خداوند با ماست و خداوند آرامش خود را بر او فرو فرستاد و وی را با سپاهی که آنان را نمی‌دیدید پشتیبانی کرد و سخن کافران را فروتر نهاد و سخن خداوند است که فراتر است و خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره توبه، آیه: 40.</ref><ref>[[علی رضایی بیرجندی|رضایی بیرجندی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 203-205.</ref>.
خط ۱۵۷: خط ۱۵۷:
*[[آزادی]] هدیه‌ای [[الهی]] است که [[مسلمانان]] موظّفند در صورت سلب آن از سوی ستم‌گران، جهت کسب آن بکوشند. [[قرآن]] در این زمینه راه‌هایی را برای کسب [[آزادی]] بیان فرموده که عبارتند از:
*[[آزادی]] هدیه‌ای [[الهی]] است که [[مسلمانان]] موظّفند در صورت سلب آن از سوی ستم‌گران، جهت کسب آن بکوشند. [[قرآن]] در این زمینه راه‌هایی را برای کسب [[آزادی]] بیان فرموده که عبارتند از:
#'''[[جهاد]]:'''[[هدف]] از [[تشریع]] [[جهاد]]، رساندن [[پیام]] [[توحید]] و گسترش عبودیّت [[خدا]]<ref>من [[وحی]] القرآن، ج ۵ ، ص ۴۸.</ref>، وسیله‌ای برای [[حفظ نظام]] [[الهی]] [[اسلام]]<ref>فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۵؛ من [[وحی]] القرآن، ج ۱۱، ص ۸۳.</ref>، حاکمیّت [[حق]] و [[عدالت]]<ref>من وحی القرآن، ج ۷، ص ۳۵۳.</ref>، نابودی [[ستم]] و [[استبداد]]<ref>فی‌ ظلال، ج ۱، ص ۲۹۱ ـ ۲۹۴؛ المنیر، ج ۳، ص ۲۴؛ من‌ وحی‌ القرآن، ج ۷، ص ۳۵۳ و ج ۱۶، ص ۸۱.</ref>، گسترش [[امنیّت]] و [[آرامش]]<ref>فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۱؛ من وحی القرآن، ج ۱۶، ص ۸۲.</ref>، رفع موانع [[آزادی]] [[انسان‌ها]]<ref>الفرقان، ج ۵ و ۶ ، ص ۱۷۹ و ۱۸۰؛ المنیر، ج ۳، ص ۲۴.</ref>، [[دفاع]] از [[فطرت]] [[اسیر]] شده آنان<ref>[[المیزان]]، ج ۲، ص ۵۹ ـ ۷۰.</ref> و رهایی [[مستضعفان]] است<ref>الفرقان، ج ۵ و ۶ ، ص ۱۸۰.</ref>؛ بنابراین، [[جهاد]]، [[زمینه‌ساز]] [[دعوت به توحید]] و [[دفاع]] از آن که امری فطری است، و آماده شدن زمینه [[ابلاغ]] آشکار و آزادانه [[پیام]] [[انبیا]] و [[انتخاب]] آزادانه [[مردم]] و نفی [[بندگی]] غیر، و الغای [[بردگی]] و [[بندگی]] [[بشر]] برای [[بشر]] است و به [[آزادی]] [[انسان]] عینیّت می‌بخشد<ref>فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۵.</ref>؛ بدین‌سان، [[اسلام]]، [[دین]] [[رحمت]]، [[محبّت]]<ref>من وحی القرآن، ج ۷، ص ۳۵۴.</ref>، سعه صدر، [[تسامح]]<ref>من وحی القرآن، ج ۶ ، ص ۶۴.</ref> و [[آرامش]] است و [[جهاد]]، فقط برای نفی [[خشونت]] و تحقّق [[آزادی]] کامل و همه جانبه [[انسان‌ها]]<ref>فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۴.</ref> و یکی از راه‌های کسب [[آزادی]] است و "[[جهاد]] ابتدایی" نیز که [[مسلمانان]] به سوی [[کافران]] رفته، آنان را به پذیرش [[اسلام]] می‌خوانند و موانع غیرمنطقی بر سر راه [[دعوت]] به [[حق]] را با [[جنگ]] از میان برمی‌دارند، به "[[جهاد]] دفاعی" برمی‌گردد؛ لذا غیر [[مسلمانان]] "معاهد" که با [[مسلمانان]] [[پیمان]] دارند و "مهادن" که اهل صلح‌اند و مزاحمتی برای [[مسلمانان]] ندارند و نیز "[[اهل ذمه]]" که در داخل [[کشور اسلامی]] [[زندگی]] می‌کنند، از هرگونه تعرّضی مصونند<ref>[[پیام]] [[قرآن]]، ج ۱۰، ص ۴۰۱.</ref>.
#'''[[جهاد]]:'''[[هدف]] از [[تشریع]] [[جهاد]]، رساندن [[پیام]] [[توحید]] و گسترش عبودیّت [[خدا]]<ref>من [[وحی]] القرآن، ج ۵ ، ص ۴۸.</ref>، وسیله‌ای برای [[حفظ نظام]] [[الهی]] [[اسلام]]<ref>فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۵؛ من [[وحی]] القرآن، ج ۱۱، ص ۸۳.</ref>، حاکمیّت [[حق]] و [[عدالت]]<ref>من وحی القرآن، ج ۷، ص ۳۵۳.</ref>، نابودی [[ستم]] و [[استبداد]]<ref>فی‌ ظلال، ج ۱، ص ۲۹۱ ـ ۲۹۴؛ المنیر، ج ۳، ص ۲۴؛ من‌ وحی‌ القرآن، ج ۷، ص ۳۵۳ و ج ۱۶، ص ۸۱.</ref>، گسترش [[امنیّت]] و [[آرامش]]<ref>فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۱؛ من وحی القرآن، ج ۱۶، ص ۸۲.</ref>، رفع موانع [[آزادی]] [[انسان‌ها]]<ref>الفرقان، ج ۵ و ۶ ، ص ۱۷۹ و ۱۸۰؛ المنیر، ج ۳، ص ۲۴.</ref>، [[دفاع]] از [[فطرت]] [[اسیر]] شده آنان<ref>[[المیزان]]، ج ۲، ص ۵۹ ـ ۷۰.</ref> و رهایی [[مستضعفان]] است<ref>الفرقان، ج ۵ و ۶ ، ص ۱۸۰.</ref>؛ بنابراین، [[جهاد]]، [[زمینه‌ساز]] [[دعوت به توحید]] و [[دفاع]] از آن که امری فطری است، و آماده شدن زمینه [[ابلاغ]] آشکار و آزادانه [[پیام]] [[انبیا]] و [[انتخاب]] آزادانه [[مردم]] و نفی [[بندگی]] غیر، و الغای [[بردگی]] و [[بندگی]] [[بشر]] برای [[بشر]] است و به [[آزادی]] [[انسان]] عینیّت می‌بخشد<ref>فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۵.</ref>؛ بدین‌سان، [[اسلام]]، [[دین]] [[رحمت]]، [[محبّت]]<ref>من وحی القرآن، ج ۷، ص ۳۵۴.</ref>، سعه صدر، [[تسامح]]<ref>من وحی القرآن، ج ۶ ، ص ۶۴.</ref> و [[آرامش]] است و [[جهاد]]، فقط برای نفی [[خشونت]] و تحقّق [[آزادی]] کامل و همه جانبه [[انسان‌ها]]<ref>فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۴.</ref> و یکی از راه‌های کسب [[آزادی]] است و "[[جهاد]] ابتدایی" نیز که [[مسلمانان]] به سوی [[کافران]] رفته، آنان را به پذیرش [[اسلام]] می‌خوانند و موانع غیرمنطقی بر سر راه [[دعوت]] به [[حق]] را با [[جنگ]] از میان برمی‌دارند، به "[[جهاد]] دفاعی" برمی‌گردد؛ لذا غیر [[مسلمانان]] "معاهد" که با [[مسلمانان]] [[پیمان]] دارند و "مهادن" که اهل صلح‌اند و مزاحمتی برای [[مسلمانان]] ندارند و نیز "[[اهل ذمه]]" که در داخل [[کشور اسلامی]] [[زندگی]] می‌کنند، از هرگونه تعرّضی مصونند<ref>[[پیام]] [[قرآن]]، ج ۱۰، ص ۴۰۱.</ref>.
#'''[[هجرت]]:''' [[فلسفه]] [[هجرت]]، به‌دست آوردن [[آزادی]] [[دینی]] و فردی است و [[مسلمانان]] در صورت محرومیّت از [[آزادی]] و قرار گرفتن در حاکمیّت استبدادی که حفظ [[ایمان]] میسور نیست، موظّفند برای به دست آوردن [[آزادی]] [[هجرت]] کنند و در صورت کوتاهی در این [[وظیفه]]، به خویشتن [[ستم]] کرده، مرتکب گناهی بزرگ می‌شوند: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالُواْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا }}<ref>  از کسانی که فرشتگان جانشان را در حال ستم به خویش می‌گیرند، می‌پرسند: در چه حال بوده‌اید؟ می‌گویند: ما ناتوان شمرده‌شدگان روی زمین بوده‌ایم. می‌گویند: آیا زمین خداوند (آن‌قدر) فراخ نبود که در آن هجرت کنید؟ بنابراین، سرای (پایانی) اینان دوزخ است و بد پایانه‌ای است؛ سوره نساء، آیه: 97.</ref><ref>المنار، ج ۵ ، ص ۳۶۱؛ من [[وحی]] القرآن، ج ۷، ص ۴۱۸.</ref> به [[مهاجر]]، [[وعده]] [[گشایش]] و در صورت فرا رسیدن [[مرگ]] در این راه، [[وعده]] [[آمرزش]] داده شده است: {{متن قرآن|وَمَن يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً وَمَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا }}<ref>  و هر کس در راه خداوند هجرت گزیند، در زمین سرپناه‌های فراوان و گستردگی (در روزی) خواهد یافت و هر که از خانه خویش برای هجرت به سوی خداوند و پیامبرش برون آید سپس مرگ او را دریابد؛ بی‌گمان پاداش او بر عهده خداوند است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است، سوره نساء، آیه: 100.</ref> بنابراین، [[زمین]] [[خدا]] گسترده و [[هجرت]] برای کسب [[آزادی]] و [[عزّت]] و [[کرامت انسانی]] که [[خدا]] برای [[بندگان]] مؤمنش قرار داده، [[پسندیده]] است<ref>من [[وحی]] القرآن، ج ۷، ص ۳۵۳و۴۲۲.</ref>.
#'''[[هجرت]]:''' [[فلسفه]] [[هجرت]]، به‌دست آوردن [[آزادی]] [[دینی]] و فردی است و [[مسلمانان]] در صورت محرومیّت از [[آزادی]] و قرار گرفتن در حاکمیّت [[استبدادی]] که حفظ [[ایمان]] میسور نیست، موظّفند برای به دست آوردن [[آزادی]] [[هجرت]] کنند و در صورت کوتاهی در این [[وظیفه]]، به خویشتن [[ستم]] کرده، مرتکب گناهی بزرگ می‌شوند: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالُواْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا }}<ref>  از کسانی که فرشتگان جانشان را در حال ستم به خویش می‌گیرند، می‌پرسند: در چه حال بوده‌اید؟ می‌گویند: ما ناتوان شمرده‌شدگان روی زمین بوده‌ایم. می‌گویند: آیا زمین خداوند (آن‌قدر) فراخ نبود که در آن هجرت کنید؟ بنابراین، سرای (پایانی) اینان دوزخ است و بد پایانه‌ای است؛ سوره نساء، آیه: 97.</ref><ref>المنار، ج ۵ ، ص ۳۶۱؛ من [[وحی]] القرآن، ج ۷، ص ۴۱۸.</ref> به [[مهاجر]]، [[وعده]] [[گشایش]] و در صورت فرا رسیدن [[مرگ]] در این راه، [[وعده]] [[آمرزش]] داده شده است: {{متن قرآن|وَمَن يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً وَمَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا }}<ref>  و هر کس در راه خداوند هجرت گزیند، در زمین سرپناه‌های فراوان و گستردگی (در روزی) خواهد یافت و هر که از خانه خویش برای هجرت به سوی خداوند و پیامبرش برون آید سپس مرگ او را دریابد؛ بی‌گمان پاداش او بر عهده خداوند است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است، سوره نساء، آیه: 100.</ref> بنابراین، [[زمین]] [[خدا]] گسترده و [[هجرت]] برای کسب [[آزادی]] و [[عزّت]] و [[کرامت انسانی]] که [[خدا]] برای [[بندگان]] مؤمنش قرار داده، [[پسندیده]] است<ref>من [[وحی]] القرآن، ج ۷، ص ۳۵۳و۴۲۲.</ref>.
#'''[[مقاومت]] و [[صبر]]:''' [[حضرت موسی]]{{ع}} در برابر تهاجم [[فرعون]] به او و پیروانش، یارانش را به [[صبر]] و [[مقاومت]] [[دعوت]] کرد و [[پیروزی]] را در گرو آن دانست: {{متن قرآن|وَقَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَتَذَرُ مُوسَى وَقَوْمَهُ لِيُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنَاءَهُمْ وَنَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ }}<ref> و سرکردگان قوم فرعون گفتند: آیا موسی و قومش را وا می‌نهی تا در این سرزمین تبهکاری کنند و (موسی) تو و خدایانت را رها کند؟ گفت: پسرانشان را خواهیم کشت و زنانشان را زنده باز خواهیم نهاد و بی‌گمان ما بر آنان چیره‌ایم.موسی به قوم خود گفت: از خداوند یاری بخواهید و شکیبا باشید، بی‌گمان زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگان خویش که بخواهد به میراث می‌دهد و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است؛ سوره اعراف، آیه: 127 - 128.</ref>
#'''[[مقاومت]] و [[صبر]]:''' [[حضرت موسی]]{{ع}} در برابر تهاجم [[فرعون]] به او و پیروانش، یارانش را به [[صبر]] و [[مقاومت]] [[دعوت]] کرد و [[پیروزی]] را در گرو آن دانست: {{متن قرآن|وَقَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَتَذَرُ مُوسَى وَقَوْمَهُ لِيُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنَاءَهُمْ وَنَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُونَ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ }}<ref> و سرکردگان قوم فرعون گفتند: آیا موسی و قومش را وا می‌نهی تا در این سرزمین تبهکاری کنند و (موسی) تو و خدایانت را رها کند؟ گفت: پسرانشان را خواهیم کشت و زنانشان را زنده باز خواهیم نهاد و بی‌گمان ما بر آنان چیره‌ایم.موسی به قوم خود گفت: از خداوند یاری بخواهید و شکیبا باشید، بی‌گمان زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگان خویش که بخواهد به میراث می‌دهد و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است؛ سوره اعراف، آیه: 127 - 128.</ref>
#'''[[دعا]]:'''[[حضرت موسی]]{{ع}} رهایی خویش از ستم‌گران را از خداوند‌طلبیده است: {{متن قرآن|فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ }}<ref>  آنگاه (موسی) از آن (شهر) هراسان در حالی که (هر سو را) پاس می‌داشت، بیرون رفت، گفت: پروردگارا! مرا از گروه ستمکاران رهایی بخش، سوره قصص، آیه: 21.</ref>، {{متن قرآن|فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاء قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref>  آنگاه یکی از آن دو که با شرم گام برمی‌داشت نزد او آمد، گفت: پدرم تو را فرا می‌خواند تا مزد آبی را که برای ما (به گوسفندان) دادی به تو بپردازد و چون (موسی) نزد او آمد و داستان (خود) را برای او بازگفت، (شعیب) گفت: مهراس که از گروه ستمکاران رهایی یافتی، سوره قصص، آیه: 25.</ref> [[حضرت نوح]]{{ع}}{{متن قرآن|فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَأَنجَيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ}}<ref>  بنابراین میان من و آنان راهی بگشا و مرا و مؤمنان همراه مرا رهایی بخش.آنگاه ما او و کسانی را که در آن کشتی آکنده، همراه او بودند رهانیدیم، سوره شعراء، آیه: 118-119.</ref> و آسیه {{متن قرآن|وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا لِّلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref> و خداوند برای مؤمنان، همسر فرعون را مثل زد هنگامی که گفت: پروردگارا! نزد خود در بهشت برای من خانه‌ای بساز و مرا از فرعون و کردارش رهایی بخش و مرا از این قوم ستمگر آسوده گردان؛ سوره تحریم، آیه: 11.</ref> و [[ستم‌دیدگان]] [[بنی‌اسرائیل]]: {{متن قرآن|وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ }}<ref>  و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن  و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان، سوره بقره، آیه: 250.</ref> و [[مستضعفان]] در بند [[مکّه]]: {{متن قرآن|وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا}}<ref>  و چرا شما در راه خداوند نبرد نمی‌کنید و (نیز) در راه (رهایی) مستضعفان از مردان و زنان و کودکانی که می‌گویند: پروردگارا! ما را از این شهر که مردمش ستمگرند رهایی بخش و از سوی خود برای ما سرپرستی بگذار و از سوی خود برای ما یاوری بگمار، سوره نساء، آیه: 75.</ref> نیز برای رهایی خود از [[ستم]]، دست به [[دعا]] برداشته، [[آزادی]] خود را از خداوند‌طلبیدند<ref>[[علی رضایی بیرجندی|رضایی بیرجندی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 204-206.</ref>.
#'''[[دعا]]:'''[[حضرت موسی]]{{ع}} رهایی خویش از ستم‌گران را از خداوند‌طلبیده است: {{متن قرآن|فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ }}<ref>  آنگاه (موسی) از آن (شهر) هراسان در حالی که (هر سو را) پاس می‌داشت، بیرون رفت، گفت: پروردگارا! مرا از گروه ستمکاران رهایی بخش، سوره قصص، آیه: 21.</ref>، {{متن قرآن|فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاء قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref>  آنگاه یکی از آن دو که با شرم گام برمی‌داشت نزد او آمد، گفت: پدرم تو را فرا می‌خواند تا مزد آبی را که برای ما (به گوسفندان) دادی به تو بپردازد و چون (موسی) نزد او آمد و داستان (خود) را برای او بازگفت، (شعیب) گفت: مهراس که از گروه ستمکاران رهایی یافتی، سوره قصص، آیه: 25.</ref> [[حضرت نوح]]{{ع}}{{متن قرآن|فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَأَنجَيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ}}<ref>  بنابراین میان من و آنان راهی بگشا و مرا و مؤمنان همراه مرا رهایی بخش.آنگاه ما او و کسانی را که در آن کشتی آکنده، همراه او بودند رهانیدیم، سوره شعراء، آیه: 118-119.</ref> و آسیه {{متن قرآن|وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا لِّلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref> و خداوند برای مؤمنان، همسر فرعون را مثل زد هنگامی که گفت: پروردگارا! نزد خود در بهشت برای من خانه‌ای بساز و مرا از فرعون و کردارش رهایی بخش و مرا از این قوم ستمگر آسوده گردان؛ سوره تحریم، آیه: 11.</ref> و [[ستم‌دیدگان]] [[بنی‌اسرائیل]]: {{متن قرآن|وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ }}<ref>  و چون با جالوت و سپاه وی رویاروی شدند گفتند: پروردگارا! ما را از شکیب، سرشار کن  و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر کافران پیروز گردان، سوره بقره، آیه: 250.</ref> و [[مستضعفان]] در بند [[مکّه]]: {{متن قرآن|وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا}}<ref>  و چرا شما در راه خداوند نبرد نمی‌کنید و (نیز) در راه (رهایی) مستضعفان از مردان و زنان و کودکانی که می‌گویند: پروردگارا! ما را از این شهر که مردمش ستمگرند رهایی بخش و از سوی خود برای ما سرپرستی بگذار و از سوی خود برای ما یاوری بگمار، سوره نساء، آیه: 75.</ref> نیز برای رهایی خود از [[ستم]]، دست به [[دعا]] برداشته، [[آزادی]] خود را از خداوند‌طلبیدند<ref>[[علی رضایی بیرجندی|رضایی بیرجندی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 204-206.</ref>.
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش