سهل بن حنیف اوسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۹۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۹ نوامبر ۲۰۲۰
خط ۳۲: خط ۳۲:


==سهل و [[جنگ بنی نضیر]]==
==سهل و [[جنگ بنی نضیر]]==
در [[مدینه]] سه [[قبیله]] از [[یهود]] به نام‌های [[بنی نضیر]]، قُریظه و قَینُقاع بودند و بین ایشان و [[رسول خدا]]{{صل}} [[پیمان]] بسته شده بود ولی این پیمان شکسته شد، زیرا رسول خدا{{صل}} به نزد بنی نضیر رفت تا دیه دو مردی را یکی از [[اصحاب]] آن [[حضرت]] کشته بود به ایشان پرداخت نماید. پیامبر{{صل}} نزد [[کعب بن اشرف]] رفت، هنگامی که کعب آن حضرت را دید، گفت: "یا اباالقاسم، خوش [[آمدی]]!" و بلند شد و وانمود کرد که برای تهیه غذا می‌رود ولی پیش خود گفت، بهتر است محمد و اصحابش را بکشم. پس [[جبرئیل]]{{ع}} بر پیامبر{{صل}} نازل شده و ماجرا را به آن حضرت خبر داد. پیامبر{{صل}} به مدینه بازگشت و به [[محمد بن مَسلمه انصاری]] فرمود: "به سمت بنی نضیر برو و به ایشان خبر بده [[خداوند عزّوجلّ]] مرا از قصد و [[حیله]] شما [[آگاه]] کرد. یا از دیار ما خارج شوید و یا آماده جنگ شوید". آنها گفتند: از [[سرزمین]] تو خارج می‌شویم. اما [[عبدالله بن أُبی]] برای ایشان [[پیام]] فرستاد که از آنجا خارج نشوید و [[استقامت]] کنید و آماده [[نبرد]] با محمد شوید و من و قومم و هم‌پیمانانم شما را [[یاری]] می‌کنیم؛ پس اگر از آنجا خارج شوید، با شما خارج می‌شویم و اگر با آنها [[جنگ]] کنید به همراه شما می‌جنگیم. بمانید و آماده جنگ شوید و به [[رسول خدا]]{{صل}} پیام بفرستید که ما خارج نمی‌شویم و هر کاری [[دوست]] داری انجام بده. [[پیامبر]]{{صل}} بعد از شنیدن این پیام، بلند شد و [[تکبیر]] گفت و [[اصحاب]] آن [[حضرت]] نیز تکبیر گفتند. سپس به امیرالمؤمنین علی{{ع}} فرمود: "به سمت [[بنی نضیر]] برو".  
در [[مدینه]] سه [[قبیله]] از [[یهود]] به نام‌های [[بنی نضیر]]، قُریظه و قَینُقاع بودند و بین ایشان و [[رسول خدا]]{{صل}} [[پیمان]] بسته شده بود ولی این پیمان شکسته شد، زیرا رسول خدا{{صل}} به نزد بنی نضیر رفت تا دیه دو مردی را یکی از [[اصحاب]] آن [[حضرت]] کشته بود به ایشان پرداخت نماید. [[پیامبر]]{{صل}} نزد [[کعب بن اشرف]] رفت، هنگامی که کعب آن حضرت را دید، گفت: "یا اباالقاسم، خوش [[آمدی]]!" و بلند شد و وانمود کرد که برای تهیه [[غذا]] می‌رود ولی پیش خود گفت، بهتر است [[محمد]] و اصحابش را بکشم. پس [[جبرئیل]]{{ع}} بر پیامبر{{صل}} نازل شده و ماجرا را به آن حضرت خبر داد. پیامبر{{صل}} به مدینه بازگشت و به [[محمد بن مَسلمه انصاری]] فرمود: "به سمت بنی نضیر برو و به ایشان خبر بده [[خداوند عزّوجلّ]] مرا از قصد و [[حیله]] شما [[آگاه]] کرد. یا از دیار ما خارج شوید و یا آماده [[جنگ]] شوید". آنها گفتند: از [[سرزمین]] تو خارج می‌شویم. اما [[عبدالله بن أُبی]] برای ایشان [[پیام]] فرستاد که از آنجا خارج نشوید و [[استقامت]] کنید و آماده [[نبرد]] با محمد شوید و من و قومم و هم‌پیمانانم شما را [[یاری]] می‌کنیم؛ پس اگر از آنجا خارج شوید، با شما خارج می‌شویم و اگر با آنها جنگ کنید به همراه شما می‌جنگیم. بمانید و آماده جنگ شوید و به رسول خدا{{صل}} پیام بفرستید که ما خارج نمی‌شویم و هر کاری [[دوست]] داری انجام بده. پیامبر{{صل}} بعد از شنیدن این پیام، بلند شد و [[تکبیر]] گفت و اصحاب آن حضرت نیز تکبیر گفتند. سپس به امیرالمؤمنین علی{{ع}} فرمود: "به سمت بنی نضیر برو".  


[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[پرچم]] را برداشته و به سوی آنها حرکت کرد. رسول خدا{{صل}} نیز حرکت کرده، قلعه ایشان را در محاصره گرفت، در حالی که [[عبدالله بن أبی]] به بنی نضیر پشت کرد<ref>تفسیر قمی، علی بن ابراهیم قمی، ج۲، ص۳۵۸-۳۵۹.</ref>.
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[پرچم]] را برداشته و به سوی آنها حرکت کرد. رسول خدا{{صل}} نیز حرکت کرده، قلعه ایشان را در محاصره گرفت، در حالی که [[عبدالله بن أبی]] به بنی نضیر پشت کرد<ref>تفسیر قمی، علی بن ابراهیم قمی، ج۲، ص۳۵۸-۳۵۹.</ref>.


[[نقل]] شده، هنگامی که رسول خدا{{صل}} به سوی بنی نضیر رفت به کنار قلعه‌های آنها رسید، [[دستور]] داد تا خیمه‌اش را در آخرین نقطه از [[زمین]] گودی که به نام زمین بنی حُطمة بود برپا کردند. هنگام [[شب]] مردی از بنی نضیر تیری به سوی [[خیمه]] آن حضرت انداخت و آن تیر به خیمه اصابت کرد. پس پیامبر{{صل}} دستور داد تا خیمه‌اش را از آنجا بکنند و در دامنه کوهی برپا کنند و [[مهاجران]] و [[انصار]] نیز گرد خیمه آن حضرت پرده زدند. چون [[تاریکی]] شب همه جا را فرا گرفت أمیرالمؤمنین را نیافتند، [[مردم]] گفتند: ای رسول خدا، [[علی]] را نمی‌بینیم. پیامبر{{صل}} فرمود: "به گمانم به دنبال [[اصلاح]] کار شما رفته است". طولی نکشید که علی{{ع}} با سر بریده همان [[مرد]] [[یهودی]] که به سوی خیمه پیامبر{{صل}} تیر رها کرده بود و نامش [[غرور]] بود، بازگشت و آن سر را پیش آن حضرت آورد. پیامبر{{صل}} فرمود: "ای علی چه کردی؟" علی{{ع}} فرمود: "دیدم این مرد خبیث، مرد [[بی‌باک]] و [[دلاوری]] است، پس در کمین او نشستم و با خود گفتم: در این تاریکی شب چه چیز او را چنین بی‌باک کرده، جز اینکه می‌خواهد شبیخونی به ما بزند. ناگاه دیدم که [[شمشیر]] برهنه در دست دارد و با سه تن از [[یهود]] به پیش می‌آید، به او حمله کرده و او را کشتم و دیگران که همراهش بودند گریختند. هنوز چندان دور نشده‌اند، چند نفر را با من بفرست که [[امید]] دارم به آنها دست یابیم".[[رسول خدا]]{{صل}} ده نفر را همراه او فرستاد که [[ابودجانه]] و [[سهل بن حنیف]] نیز از آن جمله بودند.
[[نقل]] شده، هنگامی که [[رسول خدا]]{{صل}} به سوی [[بنی نضیر]] رفت به کنار قلعه‌های آنها رسید، [[دستور]] داد تا خیمه‌اش را در آخرین نقطه از [[زمین]] گودی که به نام زمین بنی حُطمة بود برپا کردند. هنگام [[شب]] مردی از بنی نضیر تیری به سوی [[خیمه]] آن [[حضرت]] انداخت و آن تیر به خیمه اصابت کرد. پس [[پیامبر]]{{صل}} دستور داد تا خیمه‌اش را از آنجا بکنند و در دامنه کوهی برپا کنند و [[مهاجران]] و [[انصار]] نیز گرد خیمه آن حضرت پرده زدند. چون [[تاریکی]] شب همه جا را فرا گرفت أمیرالمؤمنین را نیافتند، [[مردم]] گفتند: ای رسول خدا، [[علی]] را نمی‌بینیم. پیامبر{{صل}} فرمود: "به گمانم به دنبال [[اصلاح]] کار شما رفته است". طولی نکشید که علی{{ع}} با سر بریده همان [[مرد]] [[یهودی]] که به سوی خیمه پیامبر{{صل}} تیر رها کرده بود و نامش [[غرور]] بود، بازگشت و آن سر را پیش آن حضرت آورد. پیامبر{{صل}} فرمود: "ای علی چه کردی؟" علی{{ع}} فرمود: "دیدم این مرد خبیث، مرد [[بی‌باک]] و [[دلاوری]] است، پس در کمین او نشستم و با خود گفتم: در این تاریکی شب چه چیز او را چنین بی‌باک کرده، جز اینکه می‌خواهد شبیخونی به ما بزند. ناگاه دیدم که [[شمشیر]] برهنه در دست دارد و با سه تن از [[یهود]] به پیش می‌آید، به او حمله کرده و او را کشتم و دیگران که همراهش بودند گریختند. هنوز چندان دور نشده‌اند، چند نفر را با من بفرست که [[امید]] دارم به آنها دست یابیم". رسول خدا{{صل}} ده نفر را همراه او فرستاد که [[ابودجانه]] و [[سهل بن حنیف]] نیز از آن جمله بودند.


[[اصحاب]] به دنبال آنها حرکت کرده، پیش از آنکه به قلعه [[پناه]] ببرند، به آنها رسیده، آنان را کشتند و سرهای شان را نزد رسول خدا{{صل}} آوردند. [[حضرت]] [[دستور]] داد تا آن سرها را در چاه‌های بنی حطمه افکندند و همین حادثه سبب [[فتح]] قلعه‌های [[بنی نضیر]] شد و در همان [[شب]] [[کعب بن اشرف]] کشته شد. رسول خدا{{صل}} [[اموال]] ایشان را برای خود برداشت و این اولین [[مالی]] بود که حضرت [[تصرف]] کرد و سپس آن را میان [[مهاجرین]] پیشین تقسیم کرد، و به [[علی]]{{ع}} دستور داد تا سهم رسول خدا{{صل}} را جمع کند و آن را [[وقف]] کرد و تا زنده بود در دست خود آن حضرت بود و پس از او در دست أمیرالمؤمنین بود و تا به امروز در دست [[فرزندان فاطمه]]{{س}} است<ref>الارشاد، شیخ مفید، ج۱، ص۹۲-۹۳. </ref>.
[[اصحاب]] به دنبال آنها حرکت کرده، پیش از آنکه به [[قلعه]] [[پناه]] ببرند، به آنها رسیده، آنان را کشتند و سرهای شان را نزد رسول خدا{{صل}} آوردند. حضرت دستور داد تا آن سرها را در چاه‌های بنی حطمه افکندند و همین حادثه سبب [[فتح]] قلعه‌های [[بنی نضیر]] شد و در همان [[شب]] [[کعب بن اشرف]] کشته شد. [[رسول خدا]]{{صل}} [[اموال]] ایشان را برای خود برداشت و این اولین [[مالی]] بود که [[حضرت]] [[تصرف]] کرد و سپس آن را میان [[مهاجرین]] پیشین تقسیم کرد، و به [[علی]]{{ع}} [[دستور]] داد تا سهم رسول خدا{{صل}} را جمع کند و آن را [[وقف]] کرد و تا زنده بود در دست خود آن حضرت بود و پس از او در دست أمیرالمؤمنین بود و تا به امروز در دست [[فرزندان فاطمه]]{{س}} است<ref>الارشاد، شیخ مفید، ج۱، ص۹۲-۹۳. </ref>.


[[نقل]] شده، پس از محاصره، رسول خدا{{صل}} دستور داد نخل‌های آنها را [[قطع]] کنند. پس صدای [[ضجه]] ایشان بلند شد و گفتند: ای [[محمد]]، خدایت به تو دستور [[فساد]] داده؟ اگر این نخلستان [[مال]] توست، آن را تصرف کن و اگر برای ماست، آن را قطع نکن. بعد از آن گفتند: ای محمد، ما از [[سرزمین]] تو خارج می‌شویم و وسایل خود را با خود می‌بریم. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "نه، ولی هر کدام می‌توانید یک شتر اثاث با خود ببرید"، آنها قبول نکردند و مدت دیگری در محاصره ماندند. سپس گفتند: "از [[مدینه]] خارج می‌شویم و فقط یک شتر با خود می‌بریم. پیامبر{{صل}} فرمود: نه، باید خارج شوید و هیچ چیزی را نباید با خود ببرید و اگر نزد هر کدام از شما چیزی ببینم، او را خواهم کشت". پس آنها از قلعه خود خارج شدند و عده‌ای از آنها به [[فدک]] و وادی القری و عده‌ای به سمت [[شام]] رفتند و [[خداوند]] [[آیات]] آغازین [[سوره حشر]] را فرو فرستاد {{متن قرآن|سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن دِيَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنتُمْ أَن يَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الأَبْصَارِ وَلَوْلا أَن كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلاء لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابُ النَّارِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَمَن يُشَاقِّ اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ مَا قَطَعْتُم مِّن لِّينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ وَمَا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَن يَشَاء وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الأَغْنِيَاء مِنكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ  لِلْفُقَرَاء الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَيَنصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ وَالَّذِينَ تَبَوَّؤُوا الدَّارَ وَالإِيمَانَ مِن قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالإِيمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ أَلَمْ تَر إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَلا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَدًا أَبَدًا وَإِن قُوتِلْتُمْ لَنَنصُرَنَّكُمْ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ لَئِنْ أُخْرِجُوا لا يَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَلَئِن قُوتِلُوا لا يَنصُرُونَهُمْ وَلَئِن نَّصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الأَدْبَارَ ثُمَّ لا يُنصَرُونَ  لَأَنتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِم مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لّا يَفْقَهُونَ لا يُقَاتِلُونَكُمْ جَمِيعًا إِلاَّ فِي قُرًى مُّحَصَّنَةٍ أَوْ مِن وَرَاء جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لّا يَعْقِلُونَ كَمَثَلِ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ قَرِيبًا ذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلإِنسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ خَالِدَيْنِ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاء الظَّالِمِينَ }}<ref> به نام خداوند بخشنده بخشاینده آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است خداوند را به پاکی می‌ستاید و او پیروزمند فرزانه است.اوست که کافران اهل کتاب  را از خانه‌هایشان در نخستین گردآوری بیرون راند (هر چند) شما گمان نمی‌کردید که بیرون روند و (خودشان) گمان می‌کردند که دژهایشان بازدارنده آنان در برابر خداوند است اما (اراده) خداوند از جایی که گمان نمی‌بردند بدیشان رسید و در دل‌هایشان هراس افکند؛ به دست خویش و به دست مؤمنان خانه‌های خویش را ویران می‌کردند؛ پس ای دیده‌وران پند بگیرید! و اگر خداوند آوارگی را بر آنان مقرّر نکرده بود بی‌گمان در این جهان عذابشان می‌کرد و آنان را در جهان واپسین عذاب آتش (دوزخ) خواهد بود.این از آن روست که آنان با خداوند و پیامبر وی مخالفت ورزیدند  و هر کس با خداوند مخالفت ورزد به راستی خداوند سخت‌کیفر است.هر درخت خرمایی که بریدید یا بر ریشه‌های آن وانهادید به اذن خداوند بود و (چنین کرد) تا نافرمانان را خوار گرداند.و آنچه خداوند به پیامبرش از (دارایی) آنان (به غنیمت) بازگرداند چیزی نبود که شما برای (به دست آوردن) آن، اسبان و شترانی دوانده باشید ولی خداوند پیامبرانش را بر هر کس بخواهد چیره می‌گرداند و خداوند بر هر کاری تواناست.آنچه خداوند از (دارایی‌های) اهل این شهرها بر پیامبرش (به غنیمت) بازگرداند از آن خداوند و پیامبر و خویشاوند و یتیمان و مستمندان و در راه مانده  است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه پیامبر به شما می‌دهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز می‌دارد دست بکشید و از خداوند پروا کنید که خداوند، سخت کیفر است.(بخشی از این غنیمت‌ها) برای مستمندان مهاجری است که از خانه‌ها و دارایی‌های خود، رانده شده‌اند در حالی که بخشش و خشنودی‌یی از خداوند را می‌جویند و خداوند و پیامبرش را یاری می‌کنند؛ آنانند که راستگویند.و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران ، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشته‌اند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کرده‌اند، دوست می‌دارند و در دل به آنچه به مهاجران  داده‌اند، چشمداشتی  ندارند و (آنان را) بر خویش برمی‌گزینند هر چند خود نیازمند باشند. و کسانی که از آزمندی جان خویش در امانند، رستگارند.و کسانی که پس از آنان آمده‌اند می‌گویند: پروردگارا! ما و برادران ما را که در ایمان از ما پیشی گرفته‌اند بیامرز و در دل‌های ما کینه‌ای نسبت به مؤمنان بر جای مگذار! پروردگارا! تو مهربان بخشاینده‌ای. آیا به کسانی ننگریسته‌ای که دورویی می‌کنند، به برادران کافر خود از اهل کتاب می‌گویند: اگر شما را بیرون راندند ما نیز با شما بیرون خواهیم آمد و هیچ‌گاه به زیان شما  از هیچ کس فرمان نمی‌بریم و اگر با شما جنگ شود به شما یاری خواهیم رساند و خداوند گواه است که آنان دروغ می‌گویند. اگر بیرون رانده شوند همراه آنان بیرون نخواهند رفت و اگر با آنان جنگ شود یاریشان نخواهند کرد و اگر هم بخواهند یاریشان کنند بی‌گمان واپس می‌گریزند سپس (از هیچ کس) یاری نمی‌یابند. بی‌گمان شما در دل‌های آنان هراس‌انگیزترید تا خداوند، این بدان روست که آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند. همگی با شما جنگ نمی‌کنند جز در آبادی‌هایی که بارو دارد یا از پس دیوارها (ی دژ)، جنگشان  میان خودشان سخت است؛ تو آنان را همراه هم می‌یابی اما دل‌هاشان از هم جداست و این بدان روست که گروهی نابخردند. درست مانند کسانی که اندکی پیش از آنان کیفر کار خویش را چشیدند و آنان عذابی دردناک خواهند داشت. همچون شیطان که به آدمی گفت: کافر شو و چون کافر شد گفت: من از تو بیزارم که من از خداوند پروردگار جهانیان می‌هراسم. باری، سرانجام هر دو این شد که آن دو در آتش (دوزخ) جاودان خواهند بود و این کیفر ستمکاران است. سوره حشر، آیه: ۱-۱۷.
[[نقل]] شده، پس از محاصره، رسول خدا{{صل}} دستور داد نخل‌های آنها را [[قطع]] کنند. پس صدای [[ضجه]] ایشان بلند شد و گفتند: ای [[محمد]]، خدایت به تو دستور [[فساد]] داده؟ اگر این نخلستان [[مال]] توست، آن را تصرف کن و اگر برای ماست، آن را قطع نکن. بعد از آن گفتند: ای محمد، ما از [[سرزمین]] تو خارج می‌شویم و وسایل خود را با خود می‌بریم. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "نه، ولی هر کدام می‌توانید یک شتر اثاث با خود ببرید"، آنها قبول نکردند و مدت دیگری در محاصره ماندند. سپس گفتند: "از [[مدینه]] خارج می‌شویم و فقط یک شتر با خود می‌بریم. پیامبر{{صل}} فرمود: نه، باید خارج شوید و هیچ چیزی را نباید با خود ببرید و اگر نزد هر کدام از شما چیزی ببینم، او را خواهم کشت". پس آنها از قلعه خود خارج شدند و عده‌ای از آنها به [[فدک]] و وادی القری و عده‌ای به سمت [[شام]] رفتند و [[خداوند]] [[آیات]] آغازین [[سوره حشر]] را فرو فرستاد {{متن قرآن|سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن دِيَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنتُمْ أَن يَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الأَبْصَارِ وَلَوْلا أَن كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلاء لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابُ النَّارِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَمَن يُشَاقِّ اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ مَا قَطَعْتُم مِّن لِّينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ وَمَا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَن يَشَاء وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الأَغْنِيَاء مِنكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ  لِلْفُقَرَاء الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَيَنصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ وَالَّذِينَ تَبَوَّؤُوا الدَّارَ وَالإِيمَانَ مِن قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالإِيمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ أَلَمْ تَر إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَلا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَدًا أَبَدًا وَإِن قُوتِلْتُمْ لَنَنصُرَنَّكُمْ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ لَئِنْ أُخْرِجُوا لا يَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَلَئِن قُوتِلُوا لا يَنصُرُونَهُمْ وَلَئِن نَّصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الأَدْبَارَ ثُمَّ لا يُنصَرُونَ  لَأَنتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِم مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لّا يَفْقَهُونَ لا يُقَاتِلُونَكُمْ جَمِيعًا إِلاَّ فِي قُرًى مُّحَصَّنَةٍ أَوْ مِن وَرَاء جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لّا يَعْقِلُونَ كَمَثَلِ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ قَرِيبًا ذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلإِنسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ خَالِدَيْنِ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاء الظَّالِمِينَ }}<ref> به [[نام خداوند]] [[بخشنده]] [[بخشاینده]] آنچه در [[آسمان‌ها]] و آنچه در [[زمین]] است [[خداوند]] را به [[پاکی]] می‌ستاید و او پیروزمند فرزانه است.اوست که [[کافران]] [[اهل کتاب]] را از خانه‌هایشان در نخستین گردآوری بیرون راند (هر چند) شما [[گمان]] نمی‌کردید که بیرون روند و (خودشان) گمان می‌کردند که دژهایشان بازدارنده آنان در برابر خداوند است اما ([[اراده]]) خداوند از جایی که گمان نمی‌بردند بدیشان رسید و در دل‌هایشان [[هراس]] افکند؛ به دست خویش و به دست [[مؤمنان]] خانه‌های خویش را ویران می‌کردند؛ پس ای دیده‌وران [[پند]] بگیرید! و اگر خداوند آوارگی را بر آنان مقرّر نکرده بود بی‌گمان در این [[جهان]] عذابشان می‌کرد و آنان را در جهان واپسین [[عذاب]] [[آتش]] ([[دوزخ]]) خواهد بود.این از آن روست که آنان با خداوند و [[پیامبر]] وی [[مخالفت]] ورزیدند  و هر کس با خداوند مخالفت ورزد به [[راستی]] خداوند سخت‌کیفر است.هر درخت خرمایی که بریدید یا بر ریشه‌های آن وانهادید به [[اذن خداوند]] بود و (چنین کرد) تا [[نافرمانان]] را [[خوار]] گرداند.و آنچه خداوند به پیامبرش از ([[دارایی]]) آنان (به [[غنیمت]]) بازگرداند چیزی نبود که شما برای (به دست آوردن) آن، اسبان و شترانی دوانده باشید ولی خداوند پیامبرانش را بر هر کس بخواهد چیره می‌گرداند و خداوند بر هر کاری تواناست.آنچه خداوند از (دارایی‌های) [[اهل]] این [[شهرها]] بر پیامبرش (به غنیمت) بازگرداند از آن خداوند و پیامبر و [[خویشاوند]] و [[یتیمان]] و [[مستمندان]] و در [[راه]] مانده  است تا میان [[توانگران]] شما دست به دست نگردد و آنچه پیامبر به شما می‌دهد بگیرید و از آنچه شما را از آن باز می‌دارد دست بکشید و از خداوند [[پروا]] کنید که خداوند، سخت [[کیفر]] است.(بخشی از این غنیمت‌ها) برای مستمندان مهاجری است که از [[خانه‌ها]] و دارایی‌های خود، رانده شده‌اند در حالی که [[بخشش]] و خشنودی‌یی از خداوند را می‌جویند و خداوند و پیامبرش را [[یاری]] می‌کنند؛ آنانند که راستگویند.و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) [[مهاجران]]، در [[خانه]] (های [[مدینه]]) و (پایگاه) [[ایمان]]، جای داشته‌اند؛ کسانی را که به سوی آنان [[هجرت]] کرده‌اند، [[دوست]] می‌دارند و در [[دل]] به آنچه به [[مهاجران]] داده‌اند، چشمداشتی  ندارند و (آنان را) بر خویش برمی‌گزینند هر چند خود [[نیازمند]] باشند. و کسانی که از [[آزمندی]] [[جان]] خویش در امانند، رستگارند.و کسانی که پس از آنان آمده‌اند می‌گویند: پروردگارا! ما و [[برادران]] ما را که در ایمان از ما پیشی گرفته‌اند بیامرز و در دل‌های ما کینه‌ای نسبت به [[مؤمنان]] بر جای مگذار! پروردگارا! تو [[مهربان]] بخشاینده‌ای. آیا به کسانی ننگریسته‌ای که [[دورویی]] می‌کنند، به برادران [[کافر]] خود از [[اهل کتاب]] می‌گویند: اگر شما را بیرون راندند ما نیز با شما بیرون خواهیم آمد و هیچ‌گاه به زیان شما  از هیچ کس [[فرمان]] نمی‌بریم و اگر با شما [[جنگ]] شود به شما [[یاری]] خواهیم رساند و [[خداوند]] [[گواه]] است که آنان [[دروغ]] می‌گویند. اگر بیرون رانده شوند همراه آنان بیرون نخواهند رفت و اگر با آنان جنگ شود یاریشان نخواهند کرد و اگر هم بخواهند یاریشان کنند بی‌گمان واپس می‌گریزند سپس (از هیچ کس) یاری نمی‌یابند. بی‌گمان شما در دل‌های آنان هراس‌انگیزترید تا خداوند، این بدان روست که آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند. همگی با شما جنگ نمی‌کنند جز در آبادی‌هایی که بارو دارد یا از پس دیوارها (ی [[دژ]])، جنگشان  میان خودشان سخت است؛ تو آنان را همراه هم می‌یابی اما دل‌هاشان از هم جداست و این بدان روست که گروهی نابخردند. درست مانند کسانی که اندکی پیش از آنان [[کیفر]] کار خویش را چشیدند و آنان عذابی دردناک خواهند داشت. همچون [[شیطان]] که به [[آدمی]] گفت: کافر شو و چون کافر شد گفت: من از تو بیزارم که من از خداوند [[پروردگار]] جهانیان می‌هراسم. باری، سرانجام هر دو این شد که آن دو در [[آتش]] ([[دوزخ]]) جاودان خواهند بود و این کیفر [[ستمکاران]] است. [[سوره حشر]]، [[آیه]]: ۱-۱۷.</ref>. و [[رسول خدا]]{{صل}} [[اموال]] را بین [[مهاجرین]] تقسیم نمود و به [[انصار]] غیر از [[سهل بن حنیف]] و [[ابودجانه]] چیزی نداد<ref>تفسیر قمی، علی بن ابراهیم قمی، ج۲، ص۳۵۹-۳۶۱.</ref>.<ref>[[حبیب عباسی|عباسی، حبیب]]، [[سلمان فارسی - عباسی (مقاله)|مقاله «سلمان فارسی»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۲۹۲-۲۹۵.</ref>
</ref>. و [[رسول خدا]]{{صل}} [[اموال]] را بین [[مهاجرین]] تقسیم نمود و به [[انصار]] غیر از [[سهل بن حنیف]] و [[ابودجانه]] چیزی نداد<ref>تفسیر قمی، علی بن ابراهیم قمی، ج۲، ص۳۵۹-۳۶۱.</ref>.<ref>[[حبیب عباسی|عباسی، حبیب]]، [[سلمان فارسی - عباسی (مقاله)|مقاله «سلمان فارسی»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۲۹۲-۲۹۵.</ref>


==سهل و غزوۂ وادی القری==
==سهل و غزوۂ وادی القری==
۱۱۵٬۲۶۲

ویرایش