جز
جایگزینی متن - 'طی' به 'طی'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'طی' به 'طی') |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
* [[مرحوم علامه]] [[مجلسی]]، در بیان رمز این [[اختلاف]] پاداشها و گوناگونی تعبیرهادر [[ثواب]] آن، میگوید: "... شاید [[اختلاف]] این [[اخبار]]، در اندازه [[ارزش]] و [[فضیلت]] و [[ثواب]] [[زیارت]] را بتوان بر [[اختلاف]] اشخاص و عملها، و نیز، کم و زیادی [[ترس]] در راه [[زیارت]]، یا دوری و نزدیکی مسافت و... حمل کرد؛ زیرا هر عمل [[نیکی]]، نسبت به [[اختلاف]] مراتب [[اخلاص]] و [[شناخت]] و [[تقوا]] و دیگر شرایطی که موجب کمال یک عمل است، دارای [[ثواب]] و ارزشهای متفاوت میشود. علاوه بر اینکه در بسیاری از [[احادیث]]، [[امامان]]، طبق [[درک]] و [[شعور]] و اندازه [[ایمان]] و ظرفیت و گنجایش [[فکری]] طرف، [[سخن]] میگفتند..."<ref>بحار الأنوار، ج ۹۸، ص ۴۴.</ref>. آنچه مسلم است، [[زیارت]] [[کربلا]]، همیشه [[آزاد]] نبوده، بلکه همراه با [[گرفتاریها]] و محدودیتهایی بوده است که موجب دشواری [[زیارت]] میگشته است ولی [[ائمه]]، برای همین شرایط هم، [[تکلیف]] را ساقط ندانسته و به [[زیارت]] [[امام حسین|حسین]]{{ع}} [[دستور]] میدادند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۲۰۵، ۲۰۸، ۲۰۹، ۲۱۰.</ref>. | * [[مرحوم علامه]] [[مجلسی]]، در بیان رمز این [[اختلاف]] پاداشها و گوناگونی تعبیرهادر [[ثواب]] آن، میگوید: "... شاید [[اختلاف]] این [[اخبار]]، در اندازه [[ارزش]] و [[فضیلت]] و [[ثواب]] [[زیارت]] را بتوان بر [[اختلاف]] اشخاص و عملها، و نیز، کم و زیادی [[ترس]] در راه [[زیارت]]، یا دوری و نزدیکی مسافت و... حمل کرد؛ زیرا هر عمل [[نیکی]]، نسبت به [[اختلاف]] مراتب [[اخلاص]] و [[شناخت]] و [[تقوا]] و دیگر شرایطی که موجب کمال یک عمل است، دارای [[ثواب]] و ارزشهای متفاوت میشود. علاوه بر اینکه در بسیاری از [[احادیث]]، [[امامان]]، طبق [[درک]] و [[شعور]] و اندازه [[ایمان]] و ظرفیت و گنجایش [[فکری]] طرف، [[سخن]] میگفتند..."<ref>بحار الأنوار، ج ۹۸، ص ۴۴.</ref>. آنچه مسلم است، [[زیارت]] [[کربلا]]، همیشه [[آزاد]] نبوده، بلکه همراه با [[گرفتاریها]] و محدودیتهایی بوده است که موجب دشواری [[زیارت]] میگشته است ولی [[ائمه]]، برای همین شرایط هم، [[تکلیف]] را ساقط ندانسته و به [[زیارت]] [[امام حسین|حسین]]{{ع}} [[دستور]] میدادند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۲۰۵، ۲۰۸، ۲۰۹، ۲۱۰.</ref>. | ||
* [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]]{{صل}}، خطاب به [[امام حسین|حسین]]{{ع}}، هنگامی که جای [[شمشیر]] را بر پیکر او میبوسید، فرمود: تو و پدرت و برادرت، [[شهید]] خواهید شد. [[حسین]]، میپرسد: از [[امت]] تو، چه کسانی ما را [[زیارت]] خواهند کرد؟ [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} فرمود: مرا، و [[پدر]] و برادرت و خودت را، جز کسانی از [[امت]] راستینِ من، [[زیارت]] نمیکند<ref> بحار الأنوار، ج ۹۷، ص۱۱۹؛ کامل الزیارات، ص ۷۰.</ref> در [[حدیثی]] هم، [[زیارت]] [[ائمه]]{{عم}}، در ردیف [[جهاد]] با [[دشمنان]] به حساب آمده است<ref>کامل الزیارات، ص ۱۲۴.</ref> [[زیارت]] [[امام حسین|حسین]]{{ع}}، برای تهی دستان، به جای [[زیارت]] [[حج]] محسوب میشود و [[خداوند]]، [[پاداش]] [[حج]] را به آنان میدهد<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۶۰.</ref> <ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۲۰۵، ۲۰۸، ۲۰۹، ۲۱۰.</ref>. | * [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]]{{صل}}، خطاب به [[امام حسین|حسین]]{{ع}}، هنگامی که جای [[شمشیر]] را بر پیکر او میبوسید، فرمود: تو و پدرت و برادرت، [[شهید]] خواهید شد. [[حسین]]، میپرسد: از [[امت]] تو، چه کسانی ما را [[زیارت]] خواهند کرد؟ [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} فرمود: مرا، و [[پدر]] و برادرت و خودت را، جز کسانی از [[امت]] راستینِ من، [[زیارت]] نمیکند<ref> بحار الأنوار، ج ۹۷، ص۱۱۹؛ کامل الزیارات، ص ۷۰.</ref> در [[حدیثی]] هم، [[زیارت]] [[ائمه]]{{عم}}، در ردیف [[جهاد]] با [[دشمنان]] به حساب آمده است<ref>کامل الزیارات، ص ۱۲۴.</ref> [[زیارت]] [[امام حسین|حسین]]{{ع}}، برای تهی دستان، به جای [[زیارت]] [[حج]] محسوب میشود و [[خداوند]]، [[پاداش]] [[حج]] را به آنان میدهد<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۶۰.</ref> <ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۲۰۵، ۲۰۸، ۲۰۹، ۲۱۰.</ref>. | ||
*یکی از [[زنان]] [[شیعه]]، به نام "امّ سعید احمسیّه" که [[اهل عراق]] بود و برای [[زیارت]] [[قبور]] شهدای [[احد]]، به [[مدینه]] مشرف شده بود، در [[مدینه]]، به خدمتکار خود گفت: مرکبی برای رفتن به [[مزار]] [[شهدا]] کرایه کن. آنگاه، [[تصمیم]] گرفت تا آماده شدن مرکب، به [[دیدار]] [[فرزند]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}}، [[امام صادق|حضرت صادق]]{{ع}} برود. در حالی که [[دیدار]] وی با [[امام]] در منزل آن [[حضرت]]، طول کشیده و کرایه چی، معطل گشته بود، خدمتکارش آمد و به "امّ احمسیّه" گفت: مرکب، آماده است. [[امام صادق]]{{ع}} پرسید: چه مرکب؟ کجا میخواهی بروی؟ آن [[زن]]، میگوید: گفتم: سرِ [[خاک]] [[شهدا]]. [[امام صادق|حضرت صادق]]{{ع}} فرمود: [[تعجب]] از شما [[مردم]] [[عراق]] است، برای [[زیارت]] [[شهدا]]، راهی طولانی و سفری دراز را | *یکی از [[زنان]] [[شیعه]]، به نام "امّ سعید احمسیّه" که [[اهل عراق]] بود و برای [[زیارت]] [[قبور]] شهدای [[احد]]، به [[مدینه]] مشرف شده بود، در [[مدینه]]، به خدمتکار خود گفت: مرکبی برای رفتن به [[مزار]] [[شهدا]] کرایه کن. آنگاه، [[تصمیم]] گرفت تا آماده شدن مرکب، به [[دیدار]] [[فرزند]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}}، [[امام صادق|حضرت صادق]]{{ع}} برود. در حالی که [[دیدار]] وی با [[امام]] در منزل آن [[حضرت]]، طول کشیده و کرایه چی، معطل گشته بود، خدمتکارش آمد و به "امّ احمسیّه" گفت: مرکب، آماده است. [[امام صادق]]{{ع}} پرسید: چه مرکب؟ کجا میخواهی بروی؟ آن [[زن]]، میگوید: گفتم: سرِ [[خاک]] [[شهدا]]. [[امام صادق|حضرت صادق]]{{ع}} فرمود: [[تعجب]] از شما [[مردم]] [[عراق]] است، برای [[زیارت]] [[شهدا]]، راهی طولانی و سفری دراز را طی میکنید ولی [[امام حسین|سیدالشهدا]]{{ع}} را وا میگذارید و به زیارتش نمیروید! گفتم: [[امام حسین|سیدالشهدا]]{{ع}} کیست؟ فرمود: [[امام حسین|حسین بن علی]]{{ع}}. گفتم: من زنی بیش نیستم. [[امام]]: باشد!... برای کسی مثل تو، مانعی ندارد که به زیارتش بروی. آنگاه، از [[ثواب]] [[عظیم]] این [[زیارت]]، برایم بیان فرمود<ref>وسائل الشیعه، ص ۳۳۹؛ بحار الأنوار، ج ۹۸، ص ۳۶و ۷۱با اندکی اختلاف و تغییر در عبارتها.</ref>. در مورد [[زیارت]] شائقانه و عاشقانه که از روی [[محبت]] و شیفتگی انجام گیرد، نیز، احادیثی [[نقل]] شده است که به ذکر دو نمونه اکتفا میشود: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[روز قیامت]]، یک منادی ندا میدهد: "[[زائران]] [[امام حسین|حسین]]{{ع}} کجایند؟" جمعی بر میخیزند. به آنان گفته میشود: در [[زیارت]] [[امام حسین|حسین]]{{ع}}، چه میخواستید و چه [[اراده]] کردید؟ میگویند: [[زیارت]] ما، به خاطر [[محبت]] به [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} و [[امام علی|علی]]{{ع}} و [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} بود. به آنان گفته میشود: اینک، این [[پیامبر خاتم|محمد]]{{صل}} و [[امام علی|علی]]{{ع}} و [[فاطمه زهرا|فاطمه]]{{س}} و [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسین]]{{عم}}! پس به آنان بپیوندید. شما در درجات آنان هستید. به [[پرچم]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} ملحق شوید. آنگاه، آنان، در سایهسار لوای خاصّی که در دست [[امام علی|علی بن ابی طالب]]{{ع}} است قرار میگیرند تا وارد [[بهشت]] گردند<ref> وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۸۷.</ref>. [[محبت]]، [[انسان]] را در [[دنیا]] به این دودمان، پیوند میدهد. [[زیارت]] محبتآمیز هم، در نهایت، [[انسان]] را در [[آخرت]]، به [[خاندان رسالت]] پیوند میدهد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۲۰۵، ۲۰۸، ۲۰۹، ۲۱۰.</ref>. | ||
*آشنایی [[انسانها]] در این [[دنیا]] با دستگاه [[ولایت]] و [[خاندان]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} عامل جذب به این عروه الوثقی است که در آن [[دنیا]] هم حبل المتین [[نجات]] و [[سعادت]] خواهد شد. از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده است که: خواستار سکونت در [[بهشت]]، باید [[زیارت]] [[مظلوم]] را رها نکند. میپرسند: [[مظلوم]] کیست؟ میفرماید: [[امام حسین|حسین]]{{ع}} است. هرکس با [[شوق]] به او و [[محبت]] به [[رسول الله]] و [[فاطمه]] و [[علی]]، او را [[زیارت]] کند، بر سفرههای بهشتی، مهمانِ [[اهل بیت]]{{عم}} خواهد بود<ref> وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۸۷.</ref>. تأکیدی که [[امام]]، روی عنصر [[مظلومیت]] در [[زیارت]] [[امام حسین|سیدالشهدا]]{{ع}} دارد، جای دقت و [[تأمل]] است و [[انگیزه]] [[حمایت از مظلوم]] و احیای یاد او و [[سپاس]] از [[فداکاری]] [[انسانی]] والا در برابر [[ظالمان]] را بیان میکند. [[ائمه]]{{عم}}، درصدد [[تشویق]] [[مردم]] به زیارتاند. یعنی ایجاد [[شوق]] و رغبت و [[انگیزه]] و علاقه، و این [[اشتیاق]]، در صورتی فراهم میآید که آثار یک عمل و نتایج یک [[اقدام]]، برای شخص، روشن باشد. در [[زیارت]] [[کربلا]]، چه پاداشی میتواند بزرگتر از [[بهشت]] باشد؟ و چه انگیزهای قویتر از مرضیّ [[حق]] بودن و [[خشنودی]] [[رسول خدا]] را جذب کردن؟ و چه نتیجه ای بالاتر از پیوند با [[اهل بیت]]{{عم}}، در [[دنیا]] و [[آخرت]]؟ <ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۲۰۵، ۲۰۸، ۲۰۹، ۲۱۰.</ref>. | *آشنایی [[انسانها]] در این [[دنیا]] با دستگاه [[ولایت]] و [[خاندان]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} عامل جذب به این عروه الوثقی است که در آن [[دنیا]] هم حبل المتین [[نجات]] و [[سعادت]] خواهد شد. از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] شده است که: خواستار سکونت در [[بهشت]]، باید [[زیارت]] [[مظلوم]] را رها نکند. میپرسند: [[مظلوم]] کیست؟ میفرماید: [[امام حسین|حسین]]{{ع}} است. هرکس با [[شوق]] به او و [[محبت]] به [[رسول الله]] و [[فاطمه]] و [[علی]]، او را [[زیارت]] کند، بر سفرههای بهشتی، مهمانِ [[اهل بیت]]{{عم}} خواهد بود<ref> وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۸۷.</ref>. تأکیدی که [[امام]]، روی عنصر [[مظلومیت]] در [[زیارت]] [[امام حسین|سیدالشهدا]]{{ع}} دارد، جای دقت و [[تأمل]] است و [[انگیزه]] [[حمایت از مظلوم]] و احیای یاد او و [[سپاس]] از [[فداکاری]] [[انسانی]] والا در برابر [[ظالمان]] را بیان میکند. [[ائمه]]{{عم}}، درصدد [[تشویق]] [[مردم]] به زیارتاند. یعنی ایجاد [[شوق]] و رغبت و [[انگیزه]] و علاقه، و این [[اشتیاق]]، در صورتی فراهم میآید که آثار یک عمل و نتایج یک [[اقدام]]، برای شخص، روشن باشد. در [[زیارت]] [[کربلا]]، چه پاداشی میتواند بزرگتر از [[بهشت]] باشد؟ و چه انگیزهای قویتر از مرضیّ [[حق]] بودن و [[خشنودی]] [[رسول خدا]] را جذب کردن؟ و چه نتیجه ای بالاتر از پیوند با [[اهل بیت]]{{عم}}، در [[دنیا]] و [[آخرت]]؟ <ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۲۰۵، ۲۰۸، ۲۰۹، ۲۱۰.</ref>. | ||
*در [[تاریخ]] معاصر ما هم، [[کربلا]]، نقش الهامبخشی خود را به خوبی ایفا کرده و میکند. فعلًا از [[جایگاه]] [[کربلا]] در [[فکر]] و [[اندیشه]] و [[احساس]] [[مردم ایران]]، و نقش این [[شوق]] و [[عشق]]، در [[انقلاب اسلامی]] و پس از [[پیروزی]] و در رابطه با [[جنگ]] تحمیلی، بحث نمیکنیم که مقولهای دیگر است و جداگانه [[نیاز]] به تحلیلی عمیق و گسترده دارد. در مورد [[عراق]] و خود [[کربلا]] [[سخن]] داریم. دستههایی که به عنوان [[عزاداری]] و [[زیارت]]، راه میافتد و به [[حرم]] [[حسینی]] ختم میشود، سابقهای بس طولانی دارد. همین موکبها و هیئتها، یاد [[امام حسین|حسین]]{{ع}} و [[کربلا]] را در [[دلها]] و ذهنها و زندگیها زنده نگه داشتهاند. مرحوم کاشف الغطا، مینویسد: "... آغاز بیرون آمدن دستههای [[عزاداری]] برای [[امام حسین|سیدالشهدا]]{{ع}} پیش از هزار سال، در زمان معزّالدوله و [[رکن الدوله]] بود، که دستههای [[عزاداران]]، در حالی که برای [[امام حسین|حسین]]{{ع}} [[ندبه]] میکردند و [[شب]]، مشعلهایی به دست داشتند، [[بغداد]] و راههایش، یکباره پر از شیون شد. و این، به [[نقل]] [[ابن اثیر]] در [[تاریخ]] خویش، اواخر [[قرن چهارم]] بود... و اگر بیرون آمدن این موکبها در راهها نبود، [[هدف]] و غرض از [[یادآوری]] [[امام حسین|حسین بن علی]]{{ع}} از بین میرفت و ثمره [[فاسد]] میشد و [[راز]] [[شهادت]] [[امام حسین|حسین بن علی]]{{ع}} منتفی میگشت..."<ref>المواکب الحسینیه، شیخ محمدحسین کاشف الغطاء، ص ۱۵چاپ ۱۳۴۵ قمری در نجف.</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۲۴۷-۲۴۹.</ref>. | *در [[تاریخ]] معاصر ما هم، [[کربلا]]، نقش الهامبخشی خود را به خوبی ایفا کرده و میکند. فعلًا از [[جایگاه]] [[کربلا]] در [[فکر]] و [[اندیشه]] و [[احساس]] [[مردم ایران]]، و نقش این [[شوق]] و [[عشق]]، در [[انقلاب اسلامی]] و پس از [[پیروزی]] و در رابطه با [[جنگ]] تحمیلی، بحث نمیکنیم که مقولهای دیگر است و جداگانه [[نیاز]] به تحلیلی عمیق و گسترده دارد. در مورد [[عراق]] و خود [[کربلا]] [[سخن]] داریم. دستههایی که به عنوان [[عزاداری]] و [[زیارت]]، راه میافتد و به [[حرم]] [[حسینی]] ختم میشود، سابقهای بس طولانی دارد. همین موکبها و هیئتها، یاد [[امام حسین|حسین]]{{ع}} و [[کربلا]] را در [[دلها]] و ذهنها و زندگیها زنده نگه داشتهاند. مرحوم کاشف الغطا، مینویسد: "... آغاز بیرون آمدن دستههای [[عزاداری]] برای [[امام حسین|سیدالشهدا]]{{ع}} پیش از هزار سال، در زمان معزّالدوله و [[رکن الدوله]] بود، که دستههای [[عزاداران]]، در حالی که برای [[امام حسین|حسین]]{{ع}} [[ندبه]] میکردند و [[شب]]، مشعلهایی به دست داشتند، [[بغداد]] و راههایش، یکباره پر از شیون شد. و این، به [[نقل]] [[ابن اثیر]] در [[تاریخ]] خویش، اواخر [[قرن چهارم]] بود... و اگر بیرون آمدن این موکبها در راهها نبود، [[هدف]] و غرض از [[یادآوری]] [[امام حسین|حسین بن علی]]{{ع}} از بین میرفت و ثمره [[فاسد]] میشد و [[راز]] [[شهادت]] [[امام حسین|حسین بن علی]]{{ع}} منتفی میگشت..."<ref>المواکب الحسینیه، شیخ محمدحسین کاشف الغطاء، ص ۱۵چاپ ۱۳۴۵ قمری در نجف.</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ زیارت (کتاب)|فرهنگ زیارت]]، ص۲۴۷-۲۴۹.</ref>. | ||