باذان: تفاوت میان نسخهها
←باذان
(←باذان) |
|||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
[[هدف]] نهایی خسرو انوشیروان از مساعدت نظامی به [[امیر]] زاده [[حمیری]] یمن گسترش [[سلطه]] و استینی [[سپاه]] ساسانی در آن منطقه بود تا هم از نظر [[اقتصادی]] [[خراج]] جنوب عربستان و یمن و بحرین به آسانی فراهم آید و هم [[حکام]] دست نشانده ایرانی یا ابناء یمن، از راههای بازرگانی و کالاهای قیمتی که از [[راه]] دریای [[هند]] به بنادر یمن و جنوب عربستان میآمد و سپس از دو طریق دریایی دریای سرخ و راه خشکی حضرموت و [[منزل]] گاههای نامن صحرای عربستان به [[فلسطین]] حمل میشد، با دقت [[مراقبت]] کنند. سران قبایل و [[مخالفین]] [[یمنی]] و جنوب عربستان، پیشکشها و خراج رعایا را در سه نوبت یا سالانه به حکومت صنعا تحویل میدادند و آنان بنا بر [[وظیفه]] ای که برایشان معین شده بود، خراجها، پیشکشها و گزارشهای ابناء را با پیکها و کاروانهای ویژه به دربار [[مدائن]] میفرستادند<ref>دانشنامه جهان اسلام، جمعی از نویسندگان، ج۱، ص۱۸۹.</ref>.<ref>[[پروین حبیبی|حبیبی، پروین]]، [[باذان (مقاله)|باذان]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۴، ص .</ref>. | [[هدف]] نهایی خسرو انوشیروان از مساعدت نظامی به [[امیر]] زاده [[حمیری]] یمن گسترش [[سلطه]] و استینی [[سپاه]] ساسانی در آن منطقه بود تا هم از نظر [[اقتصادی]] [[خراج]] جنوب عربستان و یمن و بحرین به آسانی فراهم آید و هم [[حکام]] دست نشانده ایرانی یا ابناء یمن، از راههای بازرگانی و کالاهای قیمتی که از [[راه]] دریای [[هند]] به بنادر یمن و جنوب عربستان میآمد و سپس از دو طریق دریایی دریای سرخ و راه خشکی حضرموت و [[منزل]] گاههای نامن صحرای عربستان به [[فلسطین]] حمل میشد، با دقت [[مراقبت]] کنند. سران قبایل و [[مخالفین]] [[یمنی]] و جنوب عربستان، پیشکشها و خراج رعایا را در سه نوبت یا سالانه به حکومت صنعا تحویل میدادند و آنان بنا بر [[وظیفه]] ای که برایشان معین شده بود، خراجها، پیشکشها و گزارشهای ابناء را با پیکها و کاروانهای ویژه به دربار [[مدائن]] میفرستادند<ref>دانشنامه جهان اسلام، جمعی از نویسندگان، ج۱، ص۱۸۹.</ref>.<ref>[[پروین حبیبی|حبیبی، پروین]]، [[باذان (مقاله)|باذان]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۴، ص .</ref>. | ||
==[[باذان]]== | ==[[باذان]]<ref>طبری، اسم وی را بادان نقل کرده که این نام، بر حسب معنا در فارسی قابل قبولتر است. (تاریخ الطبری، طبری، ج۳، ص۲۲۷) با توجه به این نکته، باذان، معرب بادان است و طبق قاعدۀ تعریب، دال به ذال تبدیل شده است. بنابراین هرگاه در متن از باذان یاد میشود، منظور همان بادان است.</ref>== | ||
بادام، باذان از ابناء<ref>الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۴۶۴؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۱۹۵؛ دانشنامه جهان اسلام، جمعی از نویسندگان، ج۱، ص۱۸۸.</ref>، فرزند ساسان جرون، آخرین [[حکمران]] [[ایرانی]] [[یمن]] بود. باذان معرب باذام است و به قولی دیگر مرکب از دو جزء (باذ + ان) که جزء اخیرش پسوند نسبت است و بر [[شهرت]] [[خانوادگی]] دلالت دارد<ref>دانشنامه جهان اسلام، جمعی از نویسندگان، ج۱، ص۱۸۸.</ref>. | بادام، باذان از ابناء<ref>الاصابه، ابن حجر، ج۱، ص۴۶۴؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۱۹۵؛ دانشنامه جهان اسلام، جمعی از نویسندگان، ج۱، ص۱۸۸.</ref>، فرزند ساسان جرون، آخرین [[حکمران]] [[ایرانی]] [[یمن]] بود. باذان معرب باذام است و به قولی دیگر مرکب از دو جزء (باذ + ان) که جزء اخیرش پسوند نسبت است و بر [[شهرت]] [[خانوادگی]] دلالت دارد<ref>دانشنامه جهان اسلام، جمعی از نویسندگان، ج۱، ص۱۸۸.</ref>. | ||