ابوقیس صیفی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز (جایگزینی متن - '{{یادآوری پانویس}}' به '')
خط ۱۷: خط ۱۷:
وی [[وصف]] [[دین ابراهیم]] را از [[یهودیان]] و [[مسیحیان]] و [[دانشمندان]] ایشان شنیده بود و می‌گفت من بر [[دین]] آنانم و هنگامی که [[اسلام]] [[ظهور]] کرد، وی به نزد [[رسول خدا]]{{صل}} رفت ولی قبول این [[آیین]] را عقب انداخت<ref>الاعلام، زرکلی، ج۳، ص۲۱۱.</ref>.
وی [[وصف]] [[دین ابراهیم]] را از [[یهودیان]] و [[مسیحیان]] و [[دانشمندان]] ایشان شنیده بود و می‌گفت من بر [[دین]] آنانم و هنگامی که [[اسلام]] [[ظهور]] کرد، وی به نزد [[رسول خدا]]{{صل}} رفت ولی قبول این [[آیین]] را عقب انداخت<ref>الاعلام، زرکلی، ج۳، ص۲۱۱.</ref>.
ماجرای [[دیدار]] او را با [[پیامبر]]{{صل}} این‌گونه بیان می‌کنند که [[ابو قیس]] در [[انتظار ظهور]] [[آیین]] جدیدی بود تا آن‌که [[پیامبر اسلام]]{{صل}} به [[مدینه]] [[مهاجرت]] فرمود. او [[خدمت]] [[حضرت]] رسید و پرسید: به چه [[دعوت]] می‌کنی؟ [[پیامبر]]{{صل}} مطالبی بیان کرد. [[ابوقیس]] گفته‌های ایشان را پسندید و گفت: “روش بسیار خوبی است، باید درباره آن کمی [[فکر]] کنم”.
ماجرای [[دیدار]] او را با [[پیامبر]]{{صل}} این‌گونه بیان می‌کنند که [[ابو قیس]] در [[انتظار ظهور]] [[آیین]] جدیدی بود تا آن‌که [[پیامبر اسلام]]{{صل}} به [[مدینه]] [[مهاجرت]] فرمود. او [[خدمت]] [[حضرت]] رسید و پرسید: به چه [[دعوت]] می‌کنی؟ [[پیامبر]]{{صل}} مطالبی بیان کرد. [[ابوقیس]] گفته‌های ایشان را پسندید و گفت: “روش بسیار خوبی است، باید درباره آن کمی [[فکر]] کنم”.
در هنگام بازگشت، به [[عبدالله]] بن اُبّی [[خزرجی]]، [[رئیس]] [[منافقین]] برخورد، او از [[ابوقیس]] پرسید: از کجا می‌آیی؟ [[ابوقیس]] گفت: “از نزد [[پیامبر]]{{صل}} و همان کسی که [[دانشمندان]] [[یهود]] مژده آمدنش را می‌دادند”.
در هنگام بازگشت، به [[عبدالله بن اُبّی خزرجی]]، [[رئیس]] [[منافقین]] برخورد، او از [[ابوقیس]] پرسید: از کجا می‌آیی؟ [[ابوقیس]] گفت: “از نزد [[پیامبر]]{{صل}} و همان کسی که [[دانشمندان]] [[یهود]] مژده آمدنش را می‌دادند”.
[[عبدالله]] گفت: “از [[ترس]] [[شمشیر]] [[طایفه]] [[خزرج]] گاهی با [[قریش]] هم‌پیمان می‌شوی و اکنون می‌خواهی از [[محمد]] [[پیروی]] کنی!”
[[عبدالله]] گفت: “از [[ترس]] [[شمشیر]] [[طایفه]] [[خزرج]] گاهی با [[قریش]] هم‌پیمان می‌شوی و اکنون می‌خواهی از [[محمد]] [[پیروی]] کنی!”
این سخن بر وی گران آمد و گفت: “بنابراین [[ایمان]] نمی‌آورم تا آن‌که همه [[مردم]] [[ایمان]] بیاورند”. چون موقع مرگش فرا رسید، [[پیامبر]]{{صل}} به او [[پیام]] داد که به [[شهادت]] [[اقرار]] کن و {{متن حدیث|أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ‌}} تا در [[روز رستاخیز]] از تو [[شفاعت]] کنم. در این موقع او [[شهادتین]] را بر زبان جاری ساخت و [[مسلمان]] از [[دنیا]] رفت<ref>اسد الغابة، ابن اثیر، ج۵، ص۲۵۷؛ الاصابه، ابن حجر، ج۷، ص۲۷۹.</ref><ref>[[راحله ضائفی|ضائفی، راحله]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۱۷۹.</ref>.
این سخن بر وی گران آمد و گفت: “بنابراین [[ایمان]] نمی‌آورم تا آن‌که همه [[مردم]] [[ایمان]] بیاورند”. چون موقع مرگش فرا رسید، [[پیامبر]]{{صل}} به او [[پیام]] داد که به [[شهادت]] [[اقرار]] کن و {{متن حدیث|أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ‌}} تا در [[روز رستاخیز]] از تو [[شفاعت]] کنم. در این موقع او [[شهادتین]] را بر زبان جاری ساخت و [[مسلمان]] از [[دنیا]] رفت<ref>اسد الغابة، ابن اثیر، ج۵، ص۲۵۷؛ الاصابه، ابن حجر، ج۷، ص۲۷۹.</ref><ref>[[راحله ضائفی|ضائفی، راحله]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۱۷۹.</ref>.
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش