عتبة بن حدید نمری: تفاوت میان نسخهها
←مقدمه
(صفحهای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*عتبة بن [[حدید]] | *عتبة یا عقبة بن حدید نمری از [[یاران]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} بود، او با سه برادرش به نامهای: مالک، عبیدالله و عوف در [[صفین]] [[مجاهدت]] کردند و همگی در همین [[نبرد]] به [[شهادت]] رسیدند<ref>ر.ک: تاریخ طبری، ج۵، ص۲۷؛ وقعة صفین، ص۲۶۴.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۹۹۸.</ref> | ||
*عتبة یا عقبة بن [[حدید نمری]]<ref>در تاریخ طبری نام او را عتبه فرزند حدید نمری و در وقعة صفین نام او را عقبه فرزند جویریه ذکر کرده است.</ref> و سه برادرش به نامهای: عوف، عبیدالله و مالک از [[شجاعان]] [[قبیله ازد]] و از [[شیعیان امیرالمؤمنین]]{{ع}} بودند و در [[جنگ صفین]] [[حضرت]] را [[یاری]] کرده و به سال ۳۷ [[هجری]] در همین [[نبرد]] به [[شهادت]] رسیدند<ref>طبری، ج۵، ص۲۷؛ وقعة صفین، ص۲۶۳.</ref>. | |||
*طبق [[نقل]] مؤرخان، در یکی از روزهای [[جنگ صفین]]، عتبه ([[عقبه]]) خطاب به [[یاران]] و آشنایان کرد و گفت: "همانا چراگاه این [[دنیا]] پوسیده و درختانش خشکیده و تازه روییدههایش فرسوده و شیرینیهایش تلخ شده است، [[آگاه]] باشید که میخواهم خبری از مردی [[راستین]] (یعنی از خودم) به شما بگویم، من از این [[دنیا]] ملول و [[دل]] از آن کندهام و از دیرباز [[آرزوی شهادت]] داشتم و همواره خود را برای [[شهادت]] عرضه داشتهام، [[ولی خدا]] نخواست تا مرا در این [[جنگ]] وارد کرد، [[آگاه]] باشید من در این [[ساعت]] خود را برای [[شهادت]] آماده کردهام و [[آرزو]] دارم [[ناامید]] نشوم، اینک شما ای [[بندگان خدا]]، برای حمله با [[دشمنان خدا]] [[منتظر]] چه هستید؟ آیا [[بیم]] از [[مرگ]] که به هر حال به شما میرسد و [[جان]] شما را میرباید و یا [[بیم]] برخورد شمشیرها بر پیشانی و کفهای شما، شما را از [[جهاد]] باز داشته است؟ آیا میخواهید این [[دنیا]] را با [[شرف]] نگریستن به [[عنایات]] [[الهی]] و [[دوستی]] با [[پیامبران]] و صدیقان و [[شهیدان]] و [[صالحان]] در سرای جاودانه عوض کنید، این [[اندیشه]] [[استواری]] نیست". | *طبق [[نقل]] مؤرخان، در یکی از روزهای [[جنگ صفین]]، عتبه ([[عقبه]]) خطاب به [[یاران]] و آشنایان کرد و گفت: "همانا چراگاه این [[دنیا]] پوسیده و درختانش خشکیده و تازه روییدههایش فرسوده و شیرینیهایش تلخ شده است، [[آگاه]] باشید که میخواهم خبری از مردی [[راستین]] (یعنی از خودم) به شما بگویم، من از این [[دنیا]] ملول و [[دل]] از آن کندهام و از دیرباز [[آرزوی شهادت]] داشتم و همواره خود را برای [[شهادت]] عرضه داشتهام، [[ولی خدا]] نخواست تا مرا در این [[جنگ]] وارد کرد، [[آگاه]] باشید من در این [[ساعت]] خود را برای [[شهادت]] آماده کردهام و [[آرزو]] دارم [[ناامید]] نشوم، اینک شما ای [[بندگان خدا]]، برای حمله با [[دشمنان خدا]] [[منتظر]] چه هستید؟ آیا [[بیم]] از [[مرگ]] که به هر حال به شما میرسد و [[جان]] شما را میرباید و یا [[بیم]] برخورد شمشیرها بر پیشانی و کفهای شما، شما را از [[جهاد]] باز داشته است؟ آیا میخواهید این [[دنیا]] را با [[شرف]] نگریستن به [[عنایات]] [[الهی]] و [[دوستی]] با [[پیامبران]] و صدیقان و [[شهیدان]] و [[صالحان]] در سرای جاودانه عوض کنید، این [[اندیشه]] [[استواری]] نیست". | ||
*سپس خطاب به برادرانش گفت:"ای [[برادران]]، من این [[دنیا]] را به [[عالم آخرت]] که در پیش است فروختم و صورتم را به سوی آن قرار دادم، [[خداوند]] صورت شما را از [[آخرت]] برنگرداند و رابطه شما را [[قطع]] نکند"<ref>{{عربی|يَا إِخْوَتَاهْ إِنِّي قَدْ بِعْتُ هَذِهِ الدَّارَ بِالدَّارِ الَّتِي أَمَامَهَا وَ هَذَا وَجْهِي إِلَيْهِ لَا يَبْرَحُ اللَّهُ وُجُوهَكُمْ وَ لَا يَقْطَعُ اللَّهُ أَرْحَامَكُمْ}}</ref>. | *سپس خطاب به برادرانش گفت:"ای [[برادران]]، من این [[دنیا]] را به [[عالم آخرت]] که در پیش است فروختم و صورتم را به سوی آن قرار دادم، [[خداوند]] صورت شما را از [[آخرت]] برنگرداند و رابطه شما را [[قطع]] نکند"<ref>{{عربی|يَا إِخْوَتَاهْ إِنِّي قَدْ بِعْتُ هَذِهِ الدَّارَ بِالدَّارِ الَّتِي أَمَامَهَا وَ هَذَا وَجْهِي إِلَيْهِ لَا يَبْرَحُ اللَّهُ وُجُوهَكُمْ وَ لَا يَقْطَعُ اللَّهُ أَرْحَامَكُمْ}}</ref>. | ||