←رضوان الهی و پاداش ویژه آخرتی
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
[[رضا]] مایه [[نجات]] از [[قهر]] و [[غضب]] پروردگار در [[آخرت]] و نیل به سرای [[کرامت]] و رضوان الهی است.<ref>الحقایق، ص ۱۴۵.</ref> [[رضایت]] متقابل خدا و بنده سبب میشود، خدای متعالی چنین بندهای را به باغهای بهشتی درآورد که نهرها از زیر آنها روان است: {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«گروهی را نمییابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیدهاند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستانهایی درمیآورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بیگمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲. المیزان، ج ۱۹، ص ۱۹۷.</ref><ref>[[مجتبی صداقت|صداقت، مجتبی]]، [[رضا (مقاله)|مقاله «رضا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref> | [[رضا]] مایه [[نجات]] از [[قهر]] و [[غضب]] پروردگار در [[آخرت]] و نیل به سرای [[کرامت]] و رضوان الهی است.<ref>الحقایق، ص ۱۴۵.</ref> [[رضایت]] متقابل خدا و بنده سبب میشود، خدای متعالی چنین بندهای را به باغهای بهشتی درآورد که نهرها از زیر آنها روان است: {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«گروهی را نمییابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیدهاند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستانهایی درمیآورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بیگمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲. المیزان، ج ۱۹، ص ۱۹۷.</ref><ref>[[مجتبی صداقت|صداقت، مجتبی]]، [[رضا (مقاله)|مقاله «رضا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref> | ||
== راههای [[علمی]]== | |||
===[[درک]] [[توحید افعالی]]=== | |||
از اصول [[تعالیم]] [[قرآنی]] که رسیدن به [[مقامات]] [[عبودیت]] را برای [[انسان]] سالک آسان میکند، [[اعتقاد به توحید]] افعالی، یعنی این [[حقیقت]] است که [[جهان]] با همه [[نظامات]] و [[سنن]] و [[علل]] و معلولات و اسباب و مسبّبات، فعل [[خدا]] و برخاسته از [[اراده]] اوست: {{متن قرآن|لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ يَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ إِنَاثًا وَيَهَبُ لِمَنْ يَشَاءُ الذُّكُورَ}}<ref>«فرمانفرمایی آسمانها و زمین از آن خداوند است، آنچه را بخواهد میآفریند، به هر که خواهد فرزندان دختر و به هر که خواهد فرزندان پسر میبخشد» سوره شوری، آیه ۴۹.</ref><ref>مجموعه آثار، ج ۲، ص ۱۰۳، «جهان بینی توحیدی».</ref>، در نتیجه همه [[نعمتها]] و [[خیرات]] از وی {{متن قرآن|مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا}}<ref>«(ای آدمی!) هر نیکی به تو رسد از خداوند است و هر بدی به تو رسد از خود توست. و (ای محمّد!) ما تو را برای مردم، پیامبر فرستادهایم و خداوند، (شما را) گواه بس» سوره نساء، آیه ۷۹.</ref>؛ {{متن قرآن|قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«بگو خداوندا! ای دارنده فرمانروایی! به هر کس بخواهی فرمانروایی میبخشی و از هر کس بخواهی فرمانروایی را باز میستانی و هر کس را بخواهی گرامی میداری و هر کس را بخواهی خوار میگردانی؛ نیکی در کف توست بیگمان تو بر هر کاری توانایی» سوره آل عمران، آیه ۲۶.</ref> نیز رخ دادن حوادث دردناک تنها با [[اذن]] و [[مشیت]] [[تکوینی]] اوست. {{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«هیچ بلایی (به کسی) نمیرسد مگر به اذن خداوند و هر کس به خداوند ایمان آورد (خداوند) دلش را راهنمایی میکند و خداوند به هر چیزی داناست» سوره تغابن، آیه ۱۱.</ref> بر این پایه، هیچیک از اسباب جهان به شکل مستقل بر وجود اثر ندارد و مدبّر [[حقیقی]]، تنها [[مالک]] حقیقی است که به اقتضای [[ربوبیت]] فراگیرش هیچ متحرک و ساکنی، حرکت و سکونی جداگانه از او ندارد و تأثیر و تأثر هر فاعل و قابلی، تنها با اذن و مشیت [[ازلی]] وی انجام شدنی است.<ref>المیزان، ج ۱۹، ص ۳۰۴؛ نیز ر. ک: شرح چهل حدیث، ص ۵۶۱.</ref> برخی این مرتبه از [[ایمان]] را [[درجه]] ایمان [[ابرار]] دانستهاند که برخاسته از [[رشد]] و [[بصیرت]] است و سبب میشود آنان خود را [[عبد]] و مملوک پروردگارشان بدانند که باید در اراده، تابع اراده او بوده و تنها آنچه را وی بدان [[خشنود]] است، انجام دهند.<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۱۲۴ ـ ۱۲۵.</ref><ref>[[مجتبی صداقت|صداقت، مجتبی]]، [[رضا (مقاله)|مقاله «رضا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref> | |||
===[[یقین]] به [[قضا و قدر الهی]]=== | |||
همه حوادث جهان، [[پیش از ظهور]] و تحقق در ظرف بیرون، در [[مرتبه علم]] ازلی خدا تحقق دارند: {{متن قرآن| مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الأَرْضِ وَلا فِي أَنفُسِكُمْ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ }}<ref>«هیچ گزندی در زمین و به جانهایتان نمیرسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمیدارد» سوره حدید، آیه ۲۲-۲۳.</ref> این [[آیه]] از [[راه]] [[معرفت]] به قضای خدا، به [[مؤمنان]] میآموزد که بر آنچه از دستشان رفته [[تأسف]] نخورند و به سبب سودی که به آنان میرسد، شادمان نشوند و سرانجام، آنان را به سوی مرتبه [[رضا]] و [[تسلیم]] سوق میدهد.<ref>نک: مجمعالبیان، ج ۹، ص ۴۰۰؛ مخزنالعرفان، ج ۱۲، ص ۱۵۴.</ref> | |||
<ref>[[مجتبی صداقت|صداقت، مجتبی]]، [[رضا (مقاله)|مقاله «رضا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref> | در [[سیاق]] [[آیات جهاد]] نیز [[پیامبر]]{{صل}} [[فرمان]] یافته که اعلام کند هرگز مصیبتی به [[مؤمنان]] نمیرسد، مگر آنچه [[خدا]] که مولایشان است، برایشان نوشته است: {{متن قرآن|قُلْ لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«بگو هیچگاه جز آنچه خداوند برای ما مقرّر داشته است به ما نمیرسد، او سرور ماست و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکّل کنند» سوره توبه، آیه ۵۱.</ref> در این [[آیه]]، اگر لامِ {{متن قرآن|لَنَا}} برای انتفاع باشد، بدین معناست که هر حادثهای که از سوی مولا به شخص رسیده، برای او لذیذ و گوارا و مایه [[خشنودی]] است که در این صورت، سالک در [[مقام رضا]] جای گرفته است و چنانچه لامِ اختصاص باشد، معنا چنین است که هرچه [[حضرت حق]] از ازل برای او نگاشته، حتما به وی خواهد رسید، چون ویژه اوست.<ref> تفسیر موضوعی، ج ۸، ص ۱۹۵.</ref> | ||
از دیدگاه [[عقل]] نیز [[قضای الهی]] و [[احکام ثابت]] در [[لوح محفوظ]] [[حق]]، از مقتضیات ذوات اشیا و انفکاکناپذیر از آنهاست و [[اذعان]] نفس به این [[حقیقت]]، [[راحتی]] کلّی و [[سکینه]] [[الهی]] را در آن پدید میآورد، چون [[اطمینان]] دارد هر رزقِ مقدّرِ صوری یا معنویاش را بیتردید مییابد و هیچ امری نمیتواند مانع رسیدن او به آن گردد و خدا در هر حالی آنچه را مناسب استعداد او باشد، از [[خزائن]] غیبش به وی [[عطا]] میکند، در نتیجه [[بنده]] همواره مقصود خود را مییابد و از قضای الهی شادمان است <ref>تفسیر صدر المتألهین، ج ۸، ص ۳۰۹ ـ ۳۱۰.</ref> و چون عطای حق را به [[قدر]] استعداد خویش میبیند، [[اعتراض]] و کراهتی در او پدیدار نشده و از نداشتن کمال ظاهری و [[رزق]] صوری پریشان نمیشود.<ref> روح البیان، ج ۲، ص ۲۴۴.</ref> از سوی دیگر، [[سخط]] و [[نارضایتی]] از قضای الهی، افزون بر اینکه پرخاش به [[تدبیر]] و [[حکمت]] خداست، رهاوردی جز رنجش خاطر برای شخص ندارد، زیرا تفاوتهای موجود در [[ارزاق]] اشخاص، براساس [[حکمت]] و [[علم الهی]] است و با [[سخط]] [[بنده]] دگرگون نمیشوند.<ref>الکشاف، ج ۱، ص ۵۰۴؛ روح البیان، ج ۲، ص ۲۴۲ ـ ۲۴۳.</ref> در [[روایات]] نیز سخط به [[قضای الهی]]، از عوامل نابودی [[پاداش]] شمرده شده است.<ref>الکافی، ج ۲، ص ۶۲.</ref> به [[یقین]]، [[باور]] به [[قضا و قدر الهی]] به معنای [[پذیرش]] [[جبر]] و [[سلب]] [[مسئولیت]] از [[انسان]] نیست، زیرا [[اراده]] و [[اختیار انسان]]، خود از تقدیرات [[الهی]] و در طول اراده خداست نه در عرض آن <ref> المیزان، ج ۱، ص ۹۹ـ۱۰۰.</ref> و انسان باید با اراده و [[اختیار]] خویش، [[سعادت]] یا [[شقاوت]] خود را رقم زند.<ref>[[مجتبی صداقت|صداقت، مجتبی]]، [[رضا (مقاله)|مقاله «رضا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref> | |||
==راههای عملی== | |||
===[[یاد خدا]] و [[صبر]]=== | |||
یاد [[حق]]، افزون بر اینکه مایه [[آرامش]] [[قلب]] سالک است: {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}}<ref>«همان کسانی که ایمان آوردهاند و دلهای ایشان با یاد خداوند آرام میگیرد؛ آگاه باشید! با یاد خداوند دلها آرام مییابد» سوره رعد، آیه ۲۸.</ref>، اگر با صبر بر [[ناملایمات]] همراه شود، او را به سوی [[مقام رضا]]<ref> تفسیر ابن عربی، ج ۲، ص ۶۶.</ref> میراند: {{متن قرآن|فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى}}<ref>«باری، بر آنچه میگویند شکیب کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاسهایی از شب و پیرامونهای روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی» سوره طه، آیه ۱۳۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا}}<ref>«و با آنان که پروردگار خویش را سپیدهدمان و در پایان روز به شوق لقای وی میخوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود که زیور زندگی این جهان را بجویی و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کردهایم و از هوای (نفس) خود پیروی کرده و کارش تباه است پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸.</ref> هرگاه انسان به سبب فطرتی که دارد، به [[جمیل]] مطلق و خدای منزه از [[عیب]] و [[نقص]]، [[گرایش]] حبّی و [[باطنی]] یابد، این [[محبت]] او را به ذکر و [[تسبیح]] حق سرگرم میدارد و همین ذکر، [[میراث]] [[رضا]] را برای او به ارمغان میآورد <ref>المیزان، ج ۱۴، ص ۲۳۸؛ الحقایق، ص ۱۴۶.</ref><ref>[[مجتبی صداقت|صداقت، مجتبی]]، [[رضا (مقاله)|مقاله «رضا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref> | |||
===[[خشیت]]=== | |||
[[خدا]] در [[قرآن]] پس از معرفی [[بهترین]] [[آفریدگان]] و بیان پاداش آنان در پیشگاه پروردگارشان، خشیت را [[راه]] رسیدن به مقام رضا یاد میکند:{{متن قرآن| إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ }}<ref>«بیگمان آنانکه ایمان آوردهاند و کردارهایی شایسته کردهاند، بهترین آفریدگانند پاداش آنان نزد پروردگارشان بهشتهایی جاودان است که از بن آنها جویباران روان است، هماره در آن جاودانند، خداوند از ایشان خرسند است و آنان از او خرسندند، این از آن کسی است که از پروردگار خویش بیم کند» سوره بینه، آیه ۷-۸.</ref>.<ref>روض الجنان، ج ۲۰، ص ۳۶۳؛ تفسیر ثعالبی، ج ۵، ص ۶۱۴.</ref> خشیت از [[مقام]] [[پروردگار]]، بنده را به [[وانهادن]] [[معاصی]] و انجام دادن [[واجبات]] وامیدارد.<ref> مجمعالبیان، ج۱۰، ص ۷۹۵؛ الجدید، ج۷، ص۳۹۹.</ref><ref>[[مجتبی صداقت|صداقت، مجتبی]]، [[رضا (مقاله)|مقاله «رضا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref> | |||
==[[کراهت]] از [[حق]] و [[علل]] آن== | |||
[[قرآن]] در بیان واکنش بیشتر [[مردمان]] به حق و [[آیات]] [[تکوینی]] و [[تشریعی]] [[خدا]]، از کراهت و [[انزجار]] [[باطنی]] ایشان از حق و [[الفت]] آنها با [[باطل]] پرده برمیدارد: {{متن قرآن|لَقَدْ جِئْنَاكُمْ بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ}}<ref>«به یقین ما برای شما حقّ را آوردیم اما بیشتر شما حقّ را نمیپسندید» سوره زخرف، آیه ۷۸.</ref> و همین الفت سبب میشود آنچه را با خواستههایشان هماهنگ نباشد، [[ناپسند]] انگارند.<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۸۷.</ref> بر همین اساس، معیار [[رضایت]] و کراهت در نگاه بیشتر [[آدمیان]]، موافقت امور با [[خواهشهای نفسانی]] یا عدم آن، به جای موافقت با حق است،<ref> روح البیان، ج ۸، ص ۵۲۹.</ref> از اینرو هرگاه حق را موافق با [[هواهای نفسانی]] بیابند، آن را میپذیرند؛ چنانچه میان حق و هواهایشان تعارضی باشد، از آن ناخشنود شده و احیانا به [[مخالفت]] با آن برمیخیزند و توقع دارند حق، پیرو هواهای آنان باشد، در حالی که با چنین فرضی [[آسمانها]] و [[زمین]] و هرکه در آنهاست، تباه میشوند: {{متن قرآن|أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءَهُمْ بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ}}<ref>«یا میگویند که جنونی دارد؛ (نادرست میگویند) بلکه او حقّ را برای آنان آورده است و بیشتر آنان حق ناپسندند و اگر حقّ از خواستهای آنان پیروی میکرد آسمانها و زمین و هر که در آنهاست به تباهی میافتادند، بلکه ما قرآن را برای آنها آوردهایم اما آنان از قرآن خویش رو گردانند» سوره مؤمنون، آیه ۷۰-۷۱.</ref> اکنون با نگاه به [[آیات قرآن]] برخی از عوامل کراهت از حق را بر میشماریم.<ref>[[مجتبی صداقت|صداقت، مجتبی]]، [[رضا (مقاله)|مقاله «رضا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref> | |||
===[[دنیاخواهی]] و [[حرص]] بر زخارف مادی=== | |||
برخی از [[منافقان]]، به [[پیامبر]]{{صل}} در تقسیم [[زکات]] [[طعن]] زده و بر او [[عیب]] میگرفتند؛ اگر از آن [[اموال]] به ایشان داده میشد، [[راضی]] میشدند؛ چنانچه [[صدقات]] از ایشان منع میگردید، ناگاه به [[خشم]] میآمدند: {{متن قرآن|وَمِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ}}<ref>«و برخی از ایشان درباره زکاتها بر تو خرده میگیرند؛ اگر از آن به آنان داده شود خرسند میشوند و اگر داده نشود ناگهان به خشم میآیند» سوره توبه، آیه ۵۸.</ref>، در حالیکه [[شایسته]] بود به آنچه خدا و پیامبرش به ایشان داده بودند، [[خشنود]] و به [[فضل الهی]] [[امید]] داشته باشند: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ}}<ref>«و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان دادهاند خرسند میشدند و میگفتند: خداوند ما را بس، به زودی خداوند و پیامبرش از بخشش خویش به ما خواهند داد، ما به سوی خداوند دست به دعا برمیداریم » (پسندیدهتر بود» سوره توبه، آیه ۵۹.</ref> در نگاه دنیاپرستان، ملاک [[دوستی]] و [[دشمنی]] و [[رضا]] و [[کراهت]]، دنیاست و [[شادی]] و [[اندوه]]، تنها در سنجه با [[زندگی دنیا]] و مطامع آن معنا مییابد.<ref>التبیان، ج ۵، ص ۳۴۱.</ref> افزون بر این، [[گرایش به دنیا]]، [[آثار نفاق]] و [[بیدینی]] را در [[دنیاخواهان]] پدید میآورد، تا از [[دستورهای الهی]] به ویژه [[جهاد]] که همواره از [[دشواریها]] و [[ناملایمات]] خالی نیست سرباز زنند {{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا لَوْلَا نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْكَمَةٌ وَذُكِرَ فِيهَا الْقِتَالُ رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلَى لَهُمْ}}<ref>«و مؤمنان میگویند: چرا سورهای (برای جهاد) فرو فرستاده نمیشود و چون سورهای (با آیات) محکم فرو فرستند و در آن از کارزار سخن رود کسانی را که بیماردلند میبینی که چون کسی در تو مینگرند که از (ترس) مرگ، بیهوش شده باشد پس آنان را سزاوارتر همین است» سوره محمد، آیه ۲۰.</ref> و آن را سبب تباه شدن [[اموال]] و [[جانها]] شمارند، چنانکه بر اثر رغبت به [[دنیا]] [[منافقان]] [[نماز]] را [[به زحمت انداختن]] [[بدن]] دانسته و چون در [[مقام]] [[انفاق]] برآیند، [[بخل]] ورزند.{{متن قرآن|هَا أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ وَمَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ}}<ref>«هان! این شمایید که فرا خوانده میشوید تا در راه خداوند هزینه کنید، آنگاه برخی از شما تنگچشمی میورزند و هر که تنگچشمی بورزد به زیان خود تنگچشمی ورزیده است و خداوند بینیاز است و شما نیازمندید و اگر روی بگردانید گروهی دیگر را جانشین میگرداند سپس آنان چون شما نخواهند بود» سوره محمد، آیه ۳۸.</ref><ref> روحالبیان، ج ۸، ص ۶۹۵ - ۶۹۶، ۷۰۸.</ref> کراهت و [[افسردگی]] [[بنیاسرائیل]] از مقدّرات [[الهی]] و [[رضایت]] ندادن به رزقی که [[خدا]] برایشان [[برگزیده]] بود، از [[محبت به دنیا]] و زینتهای ظاهری آن برخاسته بود، در نتیجه [[خواری]] را برای خویش رقم زدند و به [[قهر]] الهی گرفتار آمدند.{{متن قرآن|وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ}}<ref>«و خدای شما خدایی یگانه است، خدایی جز آن بخشنده بخشاینده نیست» سوره بقره، آیه ۱۶۳. تفسیر سلمی، ج۱، ص۶۱؛ مجمعالبیان، ج۱، ص۲۵۶.</ref><ref>[[مجتبی صداقت|صداقت، مجتبی]]، [[رضا (مقاله)|مقاله «رضا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref> | |||
===ندانستن [[اسرار]] [[قضا]] و [[مصالح]] [[احکام الهی]]=== | |||
از دیگر اسباب کراهت نفس از [[ربوبیت الهی]]، کوتاه بینی [[اندیشه]] در بررسی حوادث و عدم تحلیل درست از [[واقعیت]] اشیاست. عدم احاطه نفس به حقایق فراسوی ظاهر موجودات و [[روابط]] واقعی میان رخدادها و اسباب [[حقیقی]] آنها محبتها و کراهتهای ظاهری و ناپایدار را در پی دارد. | |||
[[قرآن]]، همراه بیان کراهت [[مؤمنان]] از [[فرمان]] [[جهاد در راه خدا]]، به [[عدم آگاهی]] ایشان از سودهایی که از [[اطاعت]] دستورهای الهی بهرهشان میشود و به [[دوست]] داشتنها و کراهتهای ناواقعی و بیریشه، اشاره میکند: {{متن قرآن|كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«جنگ بر شما مقرر شده است در حالی که شما را ناپسند است و بسا چیزی را ناپسند میدارید و همان برای شما بهتر است و بسا چیزی را دوست میدارید و همان برایتان بدتر است و خداوند میداند و شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۲۱۶.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص ۵۴۹.</ref> کراهت از [[تدابیر]] [[تکوینی]] و [[تشریعی]] خدا، نتیجه [[نادانی]] [[انسان]] به صفات ثبوتی و کمالی [[حق]] و [[علم احاطی]] و تامّ او به [[شئون]] [[بندگان]] است و پیامدهای بد دیگری همچون آرزوی [[ارزاق]] دیگران و [[حسد]] ورزی در نعمتهای ایشان را در پی دارد که [[قرآن]] از آن [[نهی]] میکند: {{متن قرآن|وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}<ref>«و آنچه را که خداوند با آن برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده است آرزو نکنید؛ مردان را از آنچه برای خود به دست میآورند بهرهای است و زنان را (هم) از آنچه برای خویش به کف میآورند بهرهای؛ و بخشش خداوند را درخواست کنید که خداوند به هر چیزی داناست» سوره نساء، آیه ۳۲.</ref>، چون آرزوی بهره دیگران و [[کراهت]] از تقسیم [[الهی]]، [[اعتراض]] به [[خدا]] و [[تدبیر]] حکیمانه اوست؛<ref>روح البیان، ج ۲، ص ۲۴۲.</ref> اگر آرزوی یادشده از حدّ [[غبطه]] بگذرد و به چهره میل به [[زوال نعمت]] دیگران و [[طلب]] همان [[نعمت]] برای خود باشد، [[انسان]] خود را در ورطه حسد افکنده است.<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص ۶۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۵، ص ۱۶۲ـ۱۶۳.</ref> برخی غبطه را نیز منافی [[مقام رضا]] دانسته و معتقدند انسان [[راضی]]، تنها آنچه را برای وی در [[قضای الهی]] مقدّر گردیده طلب میکند و جز آن، حتی به [[ذهن]] او نیز نمیگذرد.<ref>زاد المسیر، ج ۲، ص ۱۱۷؛ البحر المحیط، ج ۳، ص ۶۱۷؛ شرح منظومه، ص ۳۵۸.</ref> همین [[حقیقت]]، در [[سیره رفتاری]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} گزارش شده که هرگز شنیده نشد ایشان درباره حادثهای بفرماید ای کاش جز این رخ میداد.<ref> الکافی، ج ۲، ص ۶۳.</ref><ref>[[مجتبی صداقت|صداقت، مجتبی]]، [[رضا (مقاله)|مقاله «رضا»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۳.</ref> | |||
==منابع== | ==منابع== | ||