عجله: تفاوت میان نسخهها
←مقدمه
(←مقدمه) |
|||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
*به این نکته نیز تنها اشاره میکنیم که اصطلاح [[عجلهورزیدن]]، گاه به معانی دیگری نیز استفاده میشود، که در تمامی آن معانی در شمار [[رذائل]] قرار نمیگیرد. هرچند کاربرد معمول آن در اصطلاح [[علم اخلاق]] نشان از [[رذیلتهای اخلاقی]] دارد. | *به این نکته نیز تنها اشاره میکنیم که اصطلاح [[عجلهورزیدن]]، گاه به معانی دیگری نیز استفاده میشود، که در تمامی آن معانی در شمار [[رذائل]] قرار نمیگیرد. هرچند کاربرد معمول آن در اصطلاح [[علم اخلاق]] نشان از [[رذیلتهای اخلاقی]] دارد. | ||
* [[رذیلت]] عجله نیز -مانند رذیلت [[کبر]]- در بیشترین [[آدمیان]] موجود بوده، تنها برخی از مردان مرد از آن رهائی یافتهاند. قرآن کریم این مطلب را به اینگونه بیان داشته است: {{متن قرآن|خُلِقَ الْإِنْسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِيكُمْ آيَاتِي فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ}}<ref>«آدمی را از شتاب آفریدهاند» سوره انبیاء، آیه ۳۷.</ref>، {{متن قرآن|وَيَدْعُ الْإِنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا}}<ref>«و آدمی بدی را چنان فرا میخواند که نیکی را و آدمی شتابگر است» سوره اسراء، آیه ۱۱.</ref>. این [[آیه]]، بهخوبی دلالت مینماید که عجلهورزیدن در [[کارها]]، موجب میشود تا خواه ناخواه شروری چند به [[انسان]] روی آورد؛ چه این چنین کس که همواره در امور عجله مینماید، گوئی [[قدرت]] تشخیص در میان [[خیر و شر]] را از دست داده سر در پی آنچه [[شرّ]] است مینهد، امّا [[گمان]] میبرد که به تحصیل خیر پرداخته است!<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۶۴-۶۵.</ref>. | * [[رذیلت]] عجله نیز -مانند رذیلت [[کبر]]- در بیشترین [[آدمیان]] موجود بوده، تنها برخی از مردان مرد از آن رهائی یافتهاند. قرآن کریم این مطلب را به اینگونه بیان داشته است: {{متن قرآن|خُلِقَ الْإِنْسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِيكُمْ آيَاتِي فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ}}<ref>«آدمی را از شتاب آفریدهاند» سوره انبیاء، آیه ۳۷.</ref>، {{متن قرآن|وَيَدْعُ الْإِنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا}}<ref>«و آدمی بدی را چنان فرا میخواند که نیکی را و آدمی شتابگر است» سوره اسراء، آیه ۱۱.</ref>. این [[آیه]]، بهخوبی دلالت مینماید که عجلهورزیدن در [[کارها]]، موجب میشود تا خواه ناخواه شروری چند به [[انسان]] روی آورد؛ چه این چنین کس که همواره در امور عجله مینماید، گوئی [[قدرت]] تشخیص در میان [[خیر و شر]] را از دست داده سر در پی آنچه [[شرّ]] است مینهد، امّا [[گمان]] میبرد که به تحصیل خیر پرداخته است!<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۶۴-۶۵.</ref>. | ||
*در همین راستا است که [[عجله کاران]]، [[قیامت]] را وا مینهند و به دنیای فانی زودگذر میپردازند: {{متن قرآن|كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَتَذَرُونَ الْآخِرَةَ}}. این [[آیات]]، نشان میدهد که اینان به خاطر عجلهای که در نهاد آنان متمکّن شده است، [[آخرت]] را از دست نهاده به [[دنیا]] روی آوردهاند<ref>«هرگز! بلکه شما این جهان شتابان را دوست میدارید و جهان واپسین را وا میگذارید» سوره قیامه، آیه ۲۰-۲۱</ref>. | *در همین راستا است که [[عجله کاران]]، [[قیامت]] را وا مینهند و به دنیای فانی زودگذر میپردازند: {{متن قرآن|كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَتَذَرُونَ الْآخِرَةَ}}. این [[آیات]]، نشان میدهد که اینان به خاطر عجلهای که در نهاد آنان متمکّن شده است، [[آخرت]] را از دست نهاده به [[دنیا]] روی آوردهاند<ref>«هرگز! بلکه شما این جهان شتابان را دوست میدارید و جهان واپسین را وا میگذارید» سوره قیامه، آیه ۲۰-۲۱</ref>. در اینجا، دنیا به همین علّت "عاجلة" (شتابیدنیِ غیر عاقلانه) نامیده شده است. | ||
* كوتاه سخن آنکه [[عجول]]، [[مقام]] [[لقاء]] را نهاده سر در پی کمال و بقاء [[ابدی]] نمینهد؛ امّا در پی [[مُلک]] فناپذیری که سراسر [[فریب]] است، میدود. او [[لذّات]] فانی را بر لذّات ابدی بر میگزیند، تا آنجا که در قیامت از [[حضرت حق]] چنین میشنود: {{متن قرآن|أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}}<ref>«چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهرهمند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که میکردید با عذاب خواریآور کیفر میبینید» سوره احقاف، آیه ۲۰.</ref>. از همین روست که عجله را افساری دانستهاند، که [[شیطان]] بر گردن [[آدمیان]] مینهد تا از کمال بازمانند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی، ج۲، ص ۶۵-۶۶.</ref>. | * كوتاه سخن آنکه [[عجول]]، [[مقام]] [[لقاء]] را نهاده سر در پی کمال و بقاء [[ابدی]] نمینهد؛ امّا در پی [[مُلک]] فناپذیری که سراسر [[فریب]] است، میدود. او [[لذّات]] فانی را بر لذّات ابدی بر میگزیند، تا آنجا که در قیامت از [[حضرت حق]] چنین میشنود: {{متن قرآن|أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ}}<ref>«چیزهای خوشایندتان را در زندگانی دنیا به پایان بردید و از آنها بهرهمند شدید پس امروز برای گردنکشی ناحق در زمین و آن نافرمانی که میکردید با عذاب خواریآور کیفر میبینید» سوره احقاف، آیه ۲۰.</ref>. از همین روست که عجله را افساری دانستهاند، که [[شیطان]] بر گردن [[آدمیان]] مینهد تا از کمال بازمانند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی، ج۲، ص ۶۵-۶۶.</ref>. | ||