پرش به محتوا

معاد: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۹۲۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۰ دسامبر ۲۰۲۰
خط ۵۶: خط ۵۶:
==معاد در [[نهج البلاغه]]==
==معاد در [[نهج البلاغه]]==
*موضوع معاد در گفتار و [[کردار]] [[حضرت علی]]{{ع}}، به عنوان کسی‌ که از اعماق [[جان]] موضوع معاد را [[درک]] کرده و به آن توجه دارد، به دفعات مطرح شده است. ایشان معاد، [[آخرت]] و وقوع [[قیامت]] را ادامه [[آفرینش جهان]] هستی و [[دنیا]] معرفی می‌کند، ولی توجه و محور [[کلام امام]] در مواردی همچون سرگذشت و [[سرنوشت]] [[دنیا]] و [[آخرت]]، [[دلیل]] [[آفرینش]]، مالک [[دنیا]] و [[آخرت]]، مقایسه و ارزیابی [[دنیا]] و [[آخرت]] و نیز دنیاجویان و آخرت‌پیشگان، نمود بیشتری می‌یابد. [[حضرت]] [[آخرت]] و [[قیامت]] را بسان سفری می‌داند که باید پیوسته به یاد آن بود و برای آن [[آمادگی]] داشت و ره‌توشه آن‌را فراهم کرد. ایشان در توصیف معاد می‌‌فرمایند: «چون رشته [[کارها]] از هم گسست و روزگاران سپری شد و [[رستاخیز]] [[مردم]] فرا رسید، [[خداوند]] آنها را از درون گورها یا آشیانه‌های پرندگان یا کنام درندگان یا هر جای دیگر که [[مرگ]] بر زمینشان زده است، بیرون آورد»<ref>{{متن حدیث|حَتَّی إِذَا تَصَرَّمَتِ الْأُمُورُ وَ تَقَضَّتِ الدُّهُورُ وَ أَزِفَ النُّشُورُ أَخْرَجَهُمْ مِنْ ضَرَائِحِ الْقُبُورِ وَ أَوْکَارِ الطُّیُورِ وَ أَوْجِرَةِ السِّبَاعِ وَ مَطَارِحِ الْمَهَالِکِ سِرَاعاً إِلَی أَمْرِهِ مُهْطِعِینَ إِلَی مَعَادِهِ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۸۳.</ref>.<ref>ر.ک. [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ص ۷۲۲.</ref>
*موضوع معاد در گفتار و [[کردار]] [[حضرت علی]]{{ع}}، به عنوان کسی‌ که از اعماق [[جان]] موضوع معاد را [[درک]] کرده و به آن توجه دارد، به دفعات مطرح شده است. ایشان معاد، [[آخرت]] و وقوع [[قیامت]] را ادامه [[آفرینش جهان]] هستی و [[دنیا]] معرفی می‌کند، ولی توجه و محور [[کلام امام]] در مواردی همچون سرگذشت و [[سرنوشت]] [[دنیا]] و [[آخرت]]، [[دلیل]] [[آفرینش]]، مالک [[دنیا]] و [[آخرت]]، مقایسه و ارزیابی [[دنیا]] و [[آخرت]] و نیز دنیاجویان و آخرت‌پیشگان، نمود بیشتری می‌یابد. [[حضرت]] [[آخرت]] و [[قیامت]] را بسان سفری می‌داند که باید پیوسته به یاد آن بود و برای آن [[آمادگی]] داشت و ره‌توشه آن‌را فراهم کرد. ایشان در توصیف معاد می‌‌فرمایند: «چون رشته [[کارها]] از هم گسست و روزگاران سپری شد و [[رستاخیز]] [[مردم]] فرا رسید، [[خداوند]] آنها را از درون گورها یا آشیانه‌های پرندگان یا کنام درندگان یا هر جای دیگر که [[مرگ]] بر زمینشان زده است، بیرون آورد»<ref>{{متن حدیث|حَتَّی إِذَا تَصَرَّمَتِ الْأُمُورُ وَ تَقَضَّتِ الدُّهُورُ وَ أَزِفَ النُّشُورُ أَخْرَجَهُمْ مِنْ ضَرَائِحِ الْقُبُورِ وَ أَوْکَارِ الطُّیُورِ وَ أَوْجِرَةِ السِّبَاعِ وَ مَطَارِحِ الْمَهَالِکِ سِرَاعاً إِلَی أَمْرِهِ مُهْطِعِینَ إِلَی مَعَادِهِ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۸۳.</ref>.<ref>ر.ک. [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ص ۷۲۲.</ref>
==معاد از فرهنگ شیعه==
*کلمه "[[معاد]]" را معانی متعددی است: برگردیدن، بازگشتن، رد کردن، بازگردانیدن، بازگشتگاه، آن [[جهان]]، [[رستاخیز]] و مقابل معاش. نزد [[متکلمان]]، [[معاد]] به معنای [[حشر]] است و آن بر دو نوع است: جسمانی و [[روحانی]]. معاد جسمانی از ضروریات [[دین]] است و منکر آن از [[دین]] بیرون است<ref>المعاد فی الکتاب و السنة، ۲۲۷- ۲۲۳؛ القول السدید فی شرح التجرید، ۳۸۴؛ معاد از دیدگاه قرآن، حدیث‌، فلسفه‌، ۱۸۸۸.</ref>. [[انسان]] مرکب از [[روح]] و [[بدن]] است. با پایان یافتن [[عمر]] [[دنیایی]] به عالم [[برزخ]] می‌رود. چون قیامت‌ در می‌رسد، باری دیگر با جسم و [[روح]] خویش زنده می‌شود و برای [[محاسبه]] به [[محشر]] درمی‌آید و اگر [[نیکوکار]] باشد، [[منعم]] می‌شود و اگر [[بدکار]] باشد، به [[کیفر]] می‌رسد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 412-413.</ref>.
*[[فلاسفه]] درباره معاد جسمانی بحث‌های مفصلی پیش کشیده و با اشکالاتی [[عقلی]] برخورده‌اند. یکی از این اشکالات اصل "المعدوم لایعاد" است بدین معنا که آنچه معدوم شود، قابل اعاده نیست. بدین روی، برای حل این مسئله به راه‌های دیگر جز [[عقل]] [[متوسل]] شده‌اند. متشرعان و بیش‌تر [[متکلمان]]، معاد جسمانی را از باب [[تعبد]] پذیرفته‌اند و بر آن‌اند که [[خداوند]] [[قادر]] است [[بندگان]] را باری دیگر بیافریند همان سان که نخست آفرید. [[ابن سینا]] بر آن رفته است که اثبات معاد جسمانی از راه [[اخبار]] و [[آیات]] آسان است؛ ولی آن را بدان ترتیب که مورد بحث [[فلاسفه]] است نمی‌توان از راه [[عقل]] ثابت کرد<ref>شفا، ۲/ ۴۴۶ و ۶۳۴.</ref>. ملا صدرای شیرازی کوشیده است به این مسئله با همان معنا که [[شرایع]] بیان کرده‌اند، صورت [[فلسفی]] ببخشد آن سان که نه قواعد [[فلسفی]] بر هم خورد و نه در اصول [[شرایع]] خللی پدید آید<ref>اسفار، ۴/ ۱۵۱- ۱۴۸، ۱۵۸، ۱۲۸، ۱۲۹، ۱۴۶ و ۲/ ۶۲، ۶۶ و ۶۹ به نقل از فرهنگ معارف اسلامی‌، ۴/ ۲۶۴- ۲۶۲.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 413.</ref>.


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش