امانت در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'پنهان' به 'پنهان'
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار')
جز (جایگزینی متن - 'پنهان' به 'پنهان')
خط ۳۸: خط ۳۸:
==[[سیره پیامبر]]{{صل}} در [[ادای امانت]]==
==[[سیره پیامبر]]{{صل}} در [[ادای امانت]]==
#[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: [[امانت]] را به صاحبش - [[نیک]] باشد یا بد-، برگردانید؛ زیرا [[پیامبر خدا]]{{صل}} [[دستور]] می‌داد حتّی نخ و سوزن را به صاحبش برگردانید<ref>{{متن حدیث|الْإِمَامُ الصَّادِقُ{{ع}}: أَدُّوا الْأَمَانَةَ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَكُمْ عَلَيْهَا بَرّاً أَوْ فَاجِراً فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} كَانَ يَأْمُرُ بِأَدَاءِ الْخَيْطِ وَ الْمِخْيَطِ}}؛ الکافی، ج۲، ص۶۳۶، ح۵؛ مشکاة الأنوار، ص۱۳۲، ح۳۰۱ و فیه "بردّ" بدل "بأداء" وکلاهما عن زید الشحام؛ تنبیه الخواطر، ج۱، ص۱۲، نحوه؛ وسائل الشیعه، ج۸، ص۳۹۸، ح۱۵۵۰۰.</ref>.
#[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: [[امانت]] را به صاحبش - [[نیک]] باشد یا بد-، برگردانید؛ زیرا [[پیامبر خدا]]{{صل}} [[دستور]] می‌داد حتّی نخ و سوزن را به صاحبش برگردانید<ref>{{متن حدیث|الْإِمَامُ الصَّادِقُ{{ع}}: أَدُّوا الْأَمَانَةَ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَكُمْ عَلَيْهَا بَرّاً أَوْ فَاجِراً فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} كَانَ يَأْمُرُ بِأَدَاءِ الْخَيْطِ وَ الْمِخْيَطِ}}؛ الکافی، ج۲، ص۶۳۶، ح۵؛ مشکاة الأنوار، ص۱۳۲، ح۳۰۱ و فیه "بردّ" بدل "بأداء" وکلاهما عن زید الشحام؛ تنبیه الخواطر، ج۱، ص۱۲، نحوه؛ وسائل الشیعه، ج۸، ص۳۹۸، ح۱۵۵۰۰.</ref>.
#[[امام علی]]{{ع}} می‌فرماید: هنگامی که [[پیامبر]]{{صل}} رهسپار [[هجرت]] به [[مدینه]] شد، به من [[دستور]] داد پس از او بمانم تا سپرده‌هایی را که از [[مردم]] نزد او بود، به صاحبانشان باز گردانم. برای همین خصلتش بود که به او "[[امین]]" می‌گفتند. من، سه روز ماندم و آشکار می‌گشتم و حتی یک روز، [[پنهان]] نشدم. پس از آن، [[مکّه]] را ترک گفتم و راه [[پیامبر خدا]]{{صل}} را دنبال کردم تا به [[مدینه]] آمدم<ref>{{متن حدیث|الإمام علي{{ع}}: لما خرج رسول الله{{صل}}: إلى المدينة في الهجرة أمرني أن اقيم بعده حتى اُؤَدّي ودائع كانت عنده للناس و لذا كان يسمّي الأمين. فأقمت ثلاثاً فكنت أظهر، ما تغيبت يوما واحداً ثم خرجت فجعلت أتبع طريق رسول الله{{صل}}}}؛ الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۲؛ تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۶۹، کلاهما عن عبیدالله بن أبی رافع؛ کنزالعمال، ج۱۶، ص۶۸۵، ح۴۶۳۲۴ و راجع؛ بحارالأنوار، ج۱۹، ص۸۶، ح۳۷.</ref>.
#[[امام علی]]{{ع}} می‌فرماید: هنگامی که [[پیامبر]]{{صل}} رهسپار [[هجرت]] به [[مدینه]] شد، به من [[دستور]] داد پس از او بمانم تا سپرده‌هایی را که از [[مردم]] نزد او بود، به صاحبانشان باز گردانم. برای همین خصلتش بود که به او "[[امین]]" می‌گفتند. من، سه روز ماندم و آشکار می‌گشتم و حتی یک روز، پنهان نشدم. پس از آن، [[مکّه]] را ترک گفتم و راه [[پیامبر خدا]]{{صل}} را دنبال کردم تا به [[مدینه]] آمدم<ref>{{متن حدیث|الإمام علي{{ع}}: لما خرج رسول الله{{صل}}: إلى المدينة في الهجرة أمرني أن اقيم بعده حتى اُؤَدّي ودائع كانت عنده للناس و لذا كان يسمّي الأمين. فأقمت ثلاثاً فكنت أظهر، ما تغيبت يوما واحداً ثم خرجت فجعلت أتبع طريق رسول الله{{صل}}}}؛ الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۲؛ تاریخ دمشق، ج۴۲، ص۶۹، کلاهما عن عبیدالله بن أبی رافع؛ کنزالعمال، ج۱۶، ص۶۸۵، ح۴۶۳۲۴ و راجع؛ بحارالأنوار، ج۱۹، ص۸۶، ح۳۷.</ref>.
#به [[نقل]] از [[ابوعبیده]]، از [[هند بن أبی هاله]] و [[ابو رافع]] و [[عمّار بن یاسر]]: [[قریش]]، [[محمّد]]{{صل}} را در [[جاهلیت]]، "[[امین]]" نامیده بودند و [[امانت]] پیش وی می‌نهادند و حفظ [[اموال]] و کالاهای خود را به او می‌سپردند. عرب‌هایی که در موسم [[حج]] به [[مکّه]] می‌آمدند نیز این [[کار]] را می‌کردند. پس از آن که [[محمد]]، [[پیامبر]] شد نیز همین‌گونه بود. از این رو، [[پیامبر خدا]]{{صل}} به [[علی]]{{ع}} [[فرمان]] داد که پس از خروجش از [[مکّه]] با صدای بلند و رسا در وادی [[مکّه]] صبح و [[شام]]، ندا دهد: [[آگاه]] باشید! هر کس [[امانت]] یا ودیعه‌ای نزد [[محمد]] دارد، بیاید تا امانتش به او باز گردانده شود. [[پیامبر]]{{صل}} به [[علی]]{{ع}}] فرمود: "آنان از اکنون تا آن گاه که بر من وارد شوی، نمی‌توانند هیچ گزندی به تو برسانند. پس، امانت‌های نزد مرا آشکارا و جلوی چشم [[مردم]]، بازگردان"<ref>{{متن حدیث|عن أبی عبیدة: هِنْدُ بْنُ هَالَةَ وَ أَبُو رَافِعٍ و عَمَّارُ بْنُ یَاسِرٍ جَمِیعَاً یُحَدِّثُونَ...: كَانَتْ قُرَيْشٌ تَدْعُو مُحَمَّداً{{صل}} فِي الْجَاهِلِيَّةِ الْأَمِينَ، وَ كَانَتْ تَسْتَوْدِعُهُ وَ تَسْتَحْفِظُهُ أَمْوَالَهَا وَ أَمْتِعَتَهَا، وَ كَذَلِكَ مَنْ يَقْدَمُ مَكَّةَ مِنَ الْعَرَبِ فِي الْمَوْسِمِ، وَ جَاءَتْهُ النُّبُوَّةُ وَ الرِّسَالَةُ وَ الْأَمْرُ كَذَلِكَ، فَأَمَرَ عَلِيّاً{{ع}} أَنْ يُقِيمَ صَارِخاً يَهْتِفُ بِالْأَبْطَحِ غُدْوَةً وَ عَشِيّاً: "أَلَا مَنْ كَانَ لَهُ قِبَلَ مُحَمَّدٍ أَمَانَةٌ أَوْ وَدِيعَةٌ فَلْيَأْتِ فَلْتُؤَدَّ إِلَيْهِ أَمَانَتُهُ". قَالَ: وَ قَالَ النَّبِيُّ{{صل}}: إِنَّهُمْ لَنْ يَصِلُوا مِنَ الْآنَ إِلَيْكَ يَا عَلِيُّ بِأَمْرٍ تَكْرَهُهُ حَتَّى تَقْدَمَ عَلَيَّ، فَأَدِّ أَمَانَتِي عَلَى أَعْيُنِ النَّاسِ ظَاهِراً}}؛ الأمالی للطوسی، ص۴۶۷، ح۱۰۳۱؛ کشف الغمة، ج۲، ص۶۴، نحوه؛ بحار الأنوار، ج۱۹، ص۶۲، ح۱۸.</ref>.
#به [[نقل]] از [[ابوعبیده]]، از [[هند بن أبی هاله]] و [[ابو رافع]] و [[عمّار بن یاسر]]: [[قریش]]، [[محمّد]]{{صل}} را در [[جاهلیت]]، "[[امین]]" نامیده بودند و [[امانت]] پیش وی می‌نهادند و حفظ [[اموال]] و کالاهای خود را به او می‌سپردند. عرب‌هایی که در موسم [[حج]] به [[مکّه]] می‌آمدند نیز این [[کار]] را می‌کردند. پس از آن که [[محمد]]، [[پیامبر]] شد نیز همین‌گونه بود. از این رو، [[پیامبر خدا]]{{صل}} به [[علی]]{{ع}} [[فرمان]] داد که پس از خروجش از [[مکّه]] با صدای بلند و رسا در وادی [[مکّه]] صبح و [[شام]]، ندا دهد: [[آگاه]] باشید! هر کس [[امانت]] یا ودیعه‌ای نزد [[محمد]] دارد، بیاید تا امانتش به او باز گردانده شود. [[پیامبر]]{{صل}} به [[علی]]{{ع}}] فرمود: "آنان از اکنون تا آن گاه که بر من وارد شوی، نمی‌توانند هیچ گزندی به تو برسانند. پس، امانت‌های نزد مرا آشکارا و جلوی چشم [[مردم]]، بازگردان"<ref>{{متن حدیث|عن أبی عبیدة: هِنْدُ بْنُ هَالَةَ وَ أَبُو رَافِعٍ و عَمَّارُ بْنُ یَاسِرٍ جَمِیعَاً یُحَدِّثُونَ...: كَانَتْ قُرَيْشٌ تَدْعُو مُحَمَّداً{{صل}} فِي الْجَاهِلِيَّةِ الْأَمِينَ، وَ كَانَتْ تَسْتَوْدِعُهُ وَ تَسْتَحْفِظُهُ أَمْوَالَهَا وَ أَمْتِعَتَهَا، وَ كَذَلِكَ مَنْ يَقْدَمُ مَكَّةَ مِنَ الْعَرَبِ فِي الْمَوْسِمِ، وَ جَاءَتْهُ النُّبُوَّةُ وَ الرِّسَالَةُ وَ الْأَمْرُ كَذَلِكَ، فَأَمَرَ عَلِيّاً{{ع}} أَنْ يُقِيمَ صَارِخاً يَهْتِفُ بِالْأَبْطَحِ غُدْوَةً وَ عَشِيّاً: "أَلَا مَنْ كَانَ لَهُ قِبَلَ مُحَمَّدٍ أَمَانَةٌ أَوْ وَدِيعَةٌ فَلْيَأْتِ فَلْتُؤَدَّ إِلَيْهِ أَمَانَتُهُ". قَالَ: وَ قَالَ النَّبِيُّ{{صل}}: إِنَّهُمْ لَنْ يَصِلُوا مِنَ الْآنَ إِلَيْكَ يَا عَلِيُّ بِأَمْرٍ تَكْرَهُهُ حَتَّى تَقْدَمَ عَلَيَّ، فَأَدِّ أَمَانَتِي عَلَى أَعْيُنِ النَّاسِ ظَاهِراً}}؛ الأمالی للطوسی، ص۴۶۷، ح۱۰۳۱؛ کشف الغمة، ج۲، ص۶۴، نحوه؛ بحار الأنوار، ج۱۹، ص۶۲، ح۱۸.</ref>.
#به [[نقل]] از [[عبد الواحد بن ابی عون]]: هنگامی که [[پیامبر خدا]]{{صل}} [[وفات]] یافت، [[علی]]{{ع}} [[فرمان]] داد که کسی بانگ زند: "هر کس نزد [[پیامبر خدا]] [[وعده]] یا‌طلبی دارد، نزد من بیاید". [[علی]]{{ع}} هر سال روز [[عید قربان]] در انتهای مِنی کنار [[عقبه]] کسی را روانه می‌کرد تا این ندا را در دهد؛ و این [[کار]] تا هنگام [[وفات]] [[علی]]{{ع}} ادامه داشت. پس از [[امام علی]]{{ع}}، [[حسن مجتبی]]{{ع}} آن را انجام می‌داد تا آن که [[وفات]] نمود و سپس [[حسین]]{{ع}} آن را انجام داد و پس از ایشان که [[رضایت]] و [[سلام]] [[خدا]] بر همه آنها [[باد]] دیگر ادامه نیافت <ref>به احتمال فراوان، علّت استمرار نیافتن، عدم نیاز به آن بوده است؛ زیرا در سال ۶۱ هجری که امام حسین{{ع}} به شهادت رسید، دیگر کسی نمانده بود که طلب و وعده‌ای از پیامبر{{صل}} داشته باشد. نیز احتمال دارد که امکان ادامه آن در حکومت اموی نبوده است. (م)</ref>. هیچ کس از خلق [[خدا]] نزد [[علی]]{{ع}} نمی‌آمد و به [[حق]] یا [[باطل]] ادّعای چیزی نمی‌کرد، مگر آن که آن را به او می‌داد<ref>{{متن حدیث|عن عبد الواحد بن أبی عون: أنّ رسول اللّه{{صل}}: لمّا توفّي أمر عليّ صائحا يصيح: من كان له عند رسول اللّه{{صل}} عدة أو دين فليأتني، فكان يبعث كلّ عام عند العقبة يوم النحر من يصيح بذلك، حتّى توفّي عليّ{{ع}}. ثمّ كان الحسن بن عليّ{{ع}} يفعل ذلك حتّى توفّي، ثمّ كان الحسين{{ع}} يفعل ذلك، و انقطع ذلك بعده، رضوان اللّه عليهم و سلامه. قال ابن أبي عون: فلا يأتي أحد من خلق اللّه إلى عليّ بحق و لا باطل إلّا أعطاه}}؛ الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۱۹ و راجع؛ خصائص الأئمّة{{عم}}، ص۷۵ و الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۱۷۵، ح۸ و إرشاد القلوب، ج۲، ص۲۷۹ و الصّراط المستقیم، ج۳، ص۱۵۹ و بحار الأنوار، ج۴۱، ص۱۹۲،‌ح۴.</ref>.
#به [[نقل]] از [[عبد الواحد بن ابی عون]]: هنگامی که [[پیامبر خدا]]{{صل}} [[وفات]] یافت، [[علی]]{{ع}} [[فرمان]] داد که کسی بانگ زند: "هر کس نزد [[پیامبر خدا]] [[وعده]] یا‌طلبی دارد، نزد من بیاید". [[علی]]{{ع}} هر سال روز [[عید قربان]] در انتهای مِنی کنار [[عقبه]] کسی را روانه می‌کرد تا این ندا را در دهد؛ و این [[کار]] تا هنگام [[وفات]] [[علی]]{{ع}} ادامه داشت. پس از [[امام علی]]{{ع}}، [[حسن مجتبی]]{{ع}} آن را انجام می‌داد تا آن که [[وفات]] نمود و سپس [[حسین]]{{ع}} آن را انجام داد و پس از ایشان که [[رضایت]] و [[سلام]] [[خدا]] بر همه آنها [[باد]] دیگر ادامه نیافت <ref>به احتمال فراوان، علّت استمرار نیافتن، عدم نیاز به آن بوده است؛ زیرا در سال ۶۱ هجری که امام حسین{{ع}} به شهادت رسید، دیگر کسی نمانده بود که طلب و وعده‌ای از پیامبر{{صل}} داشته باشد. نیز احتمال دارد که امکان ادامه آن در حکومت اموی نبوده است. (م)</ref>. هیچ کس از خلق [[خدا]] نزد [[علی]]{{ع}} نمی‌آمد و به [[حق]] یا [[باطل]] ادّعای چیزی نمی‌کرد، مگر آن که آن را به او می‌داد<ref>{{متن حدیث|عن عبد الواحد بن أبی عون: أنّ رسول اللّه{{صل}}: لمّا توفّي أمر عليّ صائحا يصيح: من كان له عند رسول اللّه{{صل}} عدة أو دين فليأتني، فكان يبعث كلّ عام عند العقبة يوم النحر من يصيح بذلك، حتّى توفّي عليّ{{ع}}. ثمّ كان الحسن بن عليّ{{ع}} يفعل ذلك حتّى توفّي، ثمّ كان الحسين{{ع}} يفعل ذلك، و انقطع ذلك بعده، رضوان اللّه عليهم و سلامه. قال ابن أبي عون: فلا يأتي أحد من خلق اللّه إلى عليّ بحق و لا باطل إلّا أعطاه}}؛ الطبقات الکبری، ج۲، ص۳۱۹ و راجع؛ خصائص الأئمّة{{عم}}، ص۷۵ و الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۱۷۵، ح۸ و إرشاد القلوب، ج۲، ص۲۷۹ و الصّراط المستقیم، ج۳، ص۱۵۹ و بحار الأنوار، ج۴۱، ص۱۹۲،‌ح۴.</ref>.
خط ۸۹: خط ۸۹:
*'''[[وحی]]؛ [[علوم]] [[الهی]]''': احتمال دوم آن است که مقصود از [[وحی]] در عبارت {{متن حدیث|أَمِين اللَّهِ عَلَى وَحْيِهِ}} مطلق [[علوم]] الهی‌ای باشد که [[خداوند]] آنها را به [[امین الله]] می‌دهد؛ چرا که دلیلی بر انحصار قلمرو مفهوم {{متن حدیث|أَمِين اللَّهِ عَلَى وَحْيِهِ}} در [[وحی قرآنی]] وجود ندارد، بلکه اصطلاح [[وحی]] اعم از [[علوم]] موجود در [[قرآن]] و غیر آن است؛ به دیگر بیان، [[علوم]] غیر قرآنی‌ای نیز وجود دارند که [[خداوند]] آنها را به امینان خود عطا فرموده است. روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} به نوعی مؤید این برداشت است. در روایتی معتبر<ref>سند این روایت چنین است: {{عربی|مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}}}}. تمام راویان این روایت، افرادی ثقه و معتمدند و تنها راجع به ابو الجارود (زیاد بن منذر)، اختلافاتی وجود دارد که پس از خروج زید به او پیوست. برخی ارباب علم رجال او را از اصحاب امام باقر{{ع}} دانسته، اما او را تضعیف یا توثیق نکرده‌اند. احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، ص۱۷۰؛ محمد بن حسن طوسی، رجال الطوسی، ص۱۳۵. برخی دیگر همچون ابن غضائری در این باره می‌نویسند: {{عربی|و زياد هو صاحب المقام حديثه في حديث اصحابنا اكثر منه في الزيدية، واصحابنا يكرهون ما رواه محمد بن سنان عنه، ويعتمدون ما رواه محمد بن بكر الارجني}}. به نقل از: حسن بن یوسف حلی، خلاصة الاقوال، ص۳۴۸. از این کلام روشن می‌شود که اصحاب امامیه روایت محمد بن بکر ارجتی از زیاد بن منذر را قبول می‌کردند که نشان از وثاقت زیاد بن منذر نزد ایشان دارد. برخی از محققان نیز به صراحت وی را ثقه می‌خوانند. سید ابوالقاسم موسوی خویی، معجم رجال الحدیث، ج۷، ص۳۲۵. با وجود این، در برخی روایات، تضعیفاتی نسبت به وی وجود دارد که به همین دلیل ارباب علم رجال به او اعتماد نکرده‌اند؛ ضمن آن‌که روایات یاد شده نیز ضعیف السندند. ر.ک: سید ابوالقاسم موسوی خویی، معجم رجال الحدیث، ج۷، ص۳۲۵.</ref> از ایشان [[نقل]] شده است که فرمودند: “به [[خدا]] [[سوگند]]، [[علی]]{{ع}} [[امین]] [[خدا]] بر [[خلق]] او و [[غیب]] و [[دین]] او بود که آن را برای خود [[پسندیده]] بود”<ref>{{متن حدیث|كَانَ وَ اللَّهِ عَلِيٌّ{{ع}} أَمِينَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ غَيْبِهِ وَ دِينِهِ الَّذِي ارْتَضَاهُ لِنَفْسِهِ}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۹۰-۲۹۱.</ref>.
*'''[[وحی]]؛ [[علوم]] [[الهی]]''': احتمال دوم آن است که مقصود از [[وحی]] در عبارت {{متن حدیث|أَمِين اللَّهِ عَلَى وَحْيِهِ}} مطلق [[علوم]] الهی‌ای باشد که [[خداوند]] آنها را به [[امین الله]] می‌دهد؛ چرا که دلیلی بر انحصار قلمرو مفهوم {{متن حدیث|أَمِين اللَّهِ عَلَى وَحْيِهِ}} در [[وحی قرآنی]] وجود ندارد، بلکه اصطلاح [[وحی]] اعم از [[علوم]] موجود در [[قرآن]] و غیر آن است؛ به دیگر بیان، [[علوم]] غیر قرآنی‌ای نیز وجود دارند که [[خداوند]] آنها را به امینان خود عطا فرموده است. روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} به نوعی مؤید این برداشت است. در روایتی معتبر<ref>سند این روایت چنین است: {{عربی|مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}}}}. تمام راویان این روایت، افرادی ثقه و معتمدند و تنها راجع به ابو الجارود (زیاد بن منذر)، اختلافاتی وجود دارد که پس از خروج زید به او پیوست. برخی ارباب علم رجال او را از اصحاب امام باقر{{ع}} دانسته، اما او را تضعیف یا توثیق نکرده‌اند. احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، ص۱۷۰؛ محمد بن حسن طوسی، رجال الطوسی، ص۱۳۵. برخی دیگر همچون ابن غضائری در این باره می‌نویسند: {{عربی|و زياد هو صاحب المقام حديثه في حديث اصحابنا اكثر منه في الزيدية، واصحابنا يكرهون ما رواه محمد بن سنان عنه، ويعتمدون ما رواه محمد بن بكر الارجني}}. به نقل از: حسن بن یوسف حلی، خلاصة الاقوال، ص۳۴۸. از این کلام روشن می‌شود که اصحاب امامیه روایت محمد بن بکر ارجتی از زیاد بن منذر را قبول می‌کردند که نشان از وثاقت زیاد بن منذر نزد ایشان دارد. برخی از محققان نیز به صراحت وی را ثقه می‌خوانند. سید ابوالقاسم موسوی خویی، معجم رجال الحدیث، ج۷، ص۳۲۵. با وجود این، در برخی روایات، تضعیفاتی نسبت به وی وجود دارد که به همین دلیل ارباب علم رجال به او اعتماد نکرده‌اند؛ ضمن آن‌که روایات یاد شده نیز ضعیف السندند. ر.ک: سید ابوالقاسم موسوی خویی، معجم رجال الحدیث، ج۷، ص۳۲۵.</ref> از ایشان [[نقل]] شده است که فرمودند: “به [[خدا]] [[سوگند]]، [[علی]]{{ع}} [[امین]] [[خدا]] بر [[خلق]] او و [[غیب]] و [[دین]] او بود که آن را برای خود [[پسندیده]] بود”<ref>{{متن حدیث|كَانَ وَ اللَّهِ عَلِيٌّ{{ع}} أَمِينَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ غَيْبِهِ وَ دِينِهِ الَّذِي ارْتَضَاهُ لِنَفْسِهِ}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۹۰-۲۹۱.</ref>.


در این [[روایت]] میان [[غیب]] [[خدا]]، که همان [[علم ذاتی]]<ref>علم ذاتی در مقابل علمی است که خداوند آن را به کسی می‌دهد. به دیگر بیان، خداوند متعال می‌تواند علم به امور پنهان را به دیگران نیز بدهد، اما علم ایشان علمی غیر ذاتی به شمار می‌آید.</ref> او به امور [[پنهان]] است، و [[دین]]، که مجموعه‌ای از [[معارف]] [[اعتقادی]]، [[اخلاقی]] و عملی برای [[سعادت بشر]] است، تفکیک شده است. از این‌رو، [[ائمه]]{{عم}} هم [[امین]] بر [[علم به دین]] خدایند و هم [[امانتدار]] نسبت به [[علوم]] ذاتی خداوندند که به ایشان [[تفضل]] شده است. افزون بر آن، ممکن است [[روایات]] پیش گفته که [[ائمه]] را حافظان سرّ [[الهی]] معرفی می‌کرد، به نوعی همسوی با این [[روایات]] باشد. همچنین به طریقی صحیح، از [[امام سجاد]]{{ع}} یا [[امام رضا]]{{ع}} [[نقل]] شده است که فرمودند: “ما امینان [[خدا]] در زمینش هستیم. نزد ما [[علم به بلایا و منایا]] و انساب [[عرب]] و [[تولد]] افراد بر [[دین اسلام]] است و ما وقتی که کسی را می‌بینیم، [[حقیقت ایمان]] و [[نفاق]] را در او می‌دانیم”<ref>{{متن حدیث|فَنَحْنُ أُمَنَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ عِنْدَنَا عِلْمُ الْبَلَايَا وَ الْمَنَايَا وَ أَنْسَابُ الْعَرَبِ وَ مَوْلِدُ الْإِسْلَامِ وَ إِنَّا لَنَعْرِفُ الرَّجُلَ إِذَا رَأَيْنَاهُ بِحَقِيقَةِ الْإِيمَانِ وَ حَقِيقَةِ النِّفَاقِ...}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۲۳-۲۲۴؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۱۸. این روایت با سند دیگری به امام باقر{{ع}} نیز نسبت داده شده است. بصائر الدرجات، ص۱۱۹.</ref>. همچنین در روایتی صحیح از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] شده است که فرمودند: “بر [[امام]] لازم است، هنگامی که به مرد زانی یا شراب‌خوار نگاه کند، حد را بر او جاری سازد و نیازی به بیّنه نیست؛ چراکه [[امام]] [[امین]] [[خدا]] میان آفریدگان است”<ref>{{متن حدیث|الْوَاجِبُ عَلَى الْإِمَامِ إِذَا نَظَرَ إِلَى رَجُلٍ يَزْنِي أَوْ يَشْرَبُ الْخَمْرَ أَنْ يُقِيمَ عَلَيْهِ الْحَدَّ وَ لَا يَحْتَاجُ إِلَى بَيِّنَةٍ مَعَ نَظَرِهِ لِأَنَّهُ أَمِينُ اللَّهِ‏ فِي خَلْقِهِ}}. محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۱۰، ص۴۴؛ الاستبصار، ج۴، ص۲۱۶.</ref>. این [[روایات]] مؤید آن است که [[علم امام]]{{ع}} به [[احکام دینی]] منحصر نیست، بلکه فراتر از آن است و [[امام]] [[امین]] [[خدا]] نسبت به [[علوم]] غیر [[قرآنی]] و حتی، بر اساس [[روایت]] اخیر، [[امین]] [[خدا]] نسبت به موضوعات است. از سوی دیگر، چنان‌که پیش‌تر بیان شد، مفهوم [[امین الله]] بیانگر آن است که [[خداوند متعال]] مسئولیتی را به [[امام]] داده است و در ادای این [[مسئولیت]] به [[امام]] [[اعتماد]] دارد. از آنچه تاکنون بیان شد، روشن می‌شود که [[مسئولیت]] یاد شده، می‌تواند [[ابلاغ]] [[احکام دینی]] یا سایر [[علوم]] باشد.  
در این [[روایت]] میان [[غیب]] [[خدا]]، که همان [[علم ذاتی]]<ref>علم ذاتی در مقابل علمی است که خداوند آن را به کسی می‌دهد. به دیگر بیان، خداوند متعال می‌تواند علم به امور پنهان را به دیگران نیز بدهد، اما علم ایشان علمی غیر ذاتی به شمار می‌آید.</ref> او به امور پنهان است، و [[دین]]، که مجموعه‌ای از [[معارف]] [[اعتقادی]]، [[اخلاقی]] و عملی برای [[سعادت بشر]] است، تفکیک شده است. از این‌رو، [[ائمه]]{{عم}} هم [[امین]] بر [[علم به دین]] خدایند و هم [[امانتدار]] نسبت به [[علوم]] ذاتی خداوندند که به ایشان [[تفضل]] شده است. افزون بر آن، ممکن است [[روایات]] پیش گفته که [[ائمه]] را حافظان سرّ [[الهی]] معرفی می‌کرد، به نوعی همسوی با این [[روایات]] باشد. همچنین به طریقی صحیح، از [[امام سجاد]]{{ع}} یا [[امام رضا]]{{ع}} [[نقل]] شده است که فرمودند: “ما امینان [[خدا]] در زمینش هستیم. نزد ما [[علم به بلایا و منایا]] و انساب [[عرب]] و [[تولد]] افراد بر [[دین اسلام]] است و ما وقتی که کسی را می‌بینیم، [[حقیقت ایمان]] و [[نفاق]] را در او می‌دانیم”<ref>{{متن حدیث|فَنَحْنُ أُمَنَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ عِنْدَنَا عِلْمُ الْبَلَايَا وَ الْمَنَايَا وَ أَنْسَابُ الْعَرَبِ وَ مَوْلِدُ الْإِسْلَامِ وَ إِنَّا لَنَعْرِفُ الرَّجُلَ إِذَا رَأَيْنَاهُ بِحَقِيقَةِ الْإِيمَانِ وَ حَقِيقَةِ النِّفَاقِ...}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۲۲۳-۲۲۴؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۱۱۸. این روایت با سند دیگری به امام باقر{{ع}} نیز نسبت داده شده است. بصائر الدرجات، ص۱۱۹.</ref>. همچنین در روایتی صحیح از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] شده است که فرمودند: “بر [[امام]] لازم است، هنگامی که به مرد زانی یا شراب‌خوار نگاه کند، حد را بر او جاری سازد و نیازی به بیّنه نیست؛ چراکه [[امام]] [[امین]] [[خدا]] میان آفریدگان است”<ref>{{متن حدیث|الْوَاجِبُ عَلَى الْإِمَامِ إِذَا نَظَرَ إِلَى رَجُلٍ يَزْنِي أَوْ يَشْرَبُ الْخَمْرَ أَنْ يُقِيمَ عَلَيْهِ الْحَدَّ وَ لَا يَحْتَاجُ إِلَى بَيِّنَةٍ مَعَ نَظَرِهِ لِأَنَّهُ أَمِينُ اللَّهِ‏ فِي خَلْقِهِ}}. محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۱۰، ص۴۴؛ الاستبصار، ج۴، ص۲۱۶.</ref>. این [[روایات]] مؤید آن است که [[علم امام]]{{ع}} به [[احکام دینی]] منحصر نیست، بلکه فراتر از آن است و [[امام]] [[امین]] [[خدا]] نسبت به [[علوم]] غیر [[قرآنی]] و حتی، بر اساس [[روایت]] اخیر، [[امین]] [[خدا]] نسبت به موضوعات است. از سوی دیگر، چنان‌که پیش‌تر بیان شد، مفهوم [[امین الله]] بیانگر آن است که [[خداوند متعال]] مسئولیتی را به [[امام]] داده است و در ادای این [[مسئولیت]] به [[امام]] [[اعتماد]] دارد. از آنچه تاکنون بیان شد، روشن می‌شود که [[مسئولیت]] یاد شده، می‌تواند [[ابلاغ]] [[احکام دینی]] یا سایر [[علوم]] باشد.  


با توجه به آنچه گفته شد، می‌توان ادعا کرد که افزون بر ویژگی‌هایی که برای {{متن حدیث|أَمِين اللَّهِ عَلَى وَحْيِهِ}}، بنابر احتمال اول برشمردیم، مؤلفه “برخورداری از [[علوم غیر دینی]] - فارغ از [[تعیین]] گستره آن - را نیز می‌توانیم برای {{متن حدیث|أَمِين اللَّهِ عَلَى وَحْيِهِ}} بنابر احتمال دوم، در نظر بگیریم<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۹۷-۳۰۸.</ref>.
با توجه به آنچه گفته شد، می‌توان ادعا کرد که افزون بر ویژگی‌هایی که برای {{متن حدیث|أَمِين اللَّهِ عَلَى وَحْيِهِ}}، بنابر احتمال اول برشمردیم، مؤلفه “برخورداری از [[علوم غیر دینی]] - فارغ از [[تعیین]] گستره آن - را نیز می‌توانیم برای {{متن حدیث|أَمِين اللَّهِ عَلَى وَحْيِهِ}} بنابر احتمال دوم، در نظر بگیریم<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۹۷-۳۰۸.</ref>.
۲۲۴٬۹۰۲

ویرایش