اطاعت حاکم جائر در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی: تفاوت میان نسخهها
اطاعت حاکم جائر در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۲۷ دسامبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۳:۱۰
، ۲۷ دسامبر ۲۰۲۰جایگزینی متن - 'قوت' به 'قوت'
جز (جایگزینی متن - 'فرد' به 'فرد') |
جز (جایگزینی متن - 'قوت' به 'قوت') |
||
| خط ۱۱۹: | خط ۱۱۹: | ||
====[[مبارزات]] [[امام]] در دهه [[چهل]]==== | ====[[مبارزات]] [[امام]] در دهه [[چهل]]==== | ||
#'''انجمنهای ایالتی و [[ولایتی]]؛ نخستین [[مقاومت]] همگانی [[امام]] و [[علما]]''': نخستین موضعگیری و [[مقاومت]] [[حضرت]] [[امام]] و دیگر [[علما]] در برابر [[رژیم]] پهلوی پس از تصویب لایحه اصلاحی انجمنهای ایالتی و [[ولایتی]] در [[هیئت]] [[دولت]] (۱۶ مهر ۱۳۴۱) بود. تشکیل این انجمنها در اصول ۹۱ و ۹۲ متمم [[قانون اساسی]] بیان شده بود. اما مواد ۷ و ۹ نظامنامه این انجمنها، مصوب دوره اول مجلس، شرایطی مانند [[اعتقاد]] به [[دین اسلام]]، نداشتن [[فساد]] [[عقیده]]، [[سوگند]] به [[قرآن]] و مذکر بودن، از عمده شرایط انتخابشوندگان و انتخابکنندگان بود<ref>ر.ک: [[جلالالدین مدنی|مدنی، جلالالدین]]، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج۱، ص۳۷۵.</ref>. [[دولت]] [[علم]] با پیشنهاد این لایحه اصلاحی کوشید برخی شروط را حذف کند و زمینه را برای ورود زنها و غیر [[مسلمانان]] به انجمنها فراهم سازد. اما این لایحه در همان آغاز تصویب با واکنش شدید [[امام خمینی]] روبهرو شد. [[امام]] در تلگراف اعتراضآمیز خود به شاه (۱۵ آبان ۱۳۴۱)، این مصوبه را خائنانه، غلط، نقشه شوم [[دشمنان اسلام]] و [[ملت]] [[ایران]]، [[جسارت]] به [[ساحت]] [[مقدس]] [[قرآن]]، [[ذنب]] لایغفر، و موجب [[توبه]] و [[استغفار]] [[دولت]] شمرد. همان روز در تلگراف پرخاشگرانه دیگری به [[دولت]] [[علم]]، درباره پیامدهای مصوبه هشدار داد<ref>ر.ک: [[سید [[سید حمید روحانی|روحانی، سید حمید]]|روحانی، سید حمید]]، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ج۱، ص۱۵۸.</ref>. افزون بر این، [[نگرانی]] خود را از این لایحه در تلگرافی به شاه ابراز کردند<ref>ر.ک: [[امام خمینی|روحالله موسوی خمینی]]، صحیفه نور، ج۱، ص۷۸.</ref>. [[امام]] بیدرنگ علمای طراز اول [[قم]] را [[دعوت]] کردند تا در این باره [[مشورت]] و [[تصمیمگیری]] کنند. در این جلسه مقرر شد اولاً [[علما]] و [[مراجع]] در تلگرافهایی به شاه، خواستار لغو فوری لایحه شوند؛ ثانیاً به علمای [[تهران]] و شهرستانها با [[نامه]] و پیغام خبر دهند و از آنان برای [[آگاه کردن]] [[مردم]] و مقابله با [[دولت]] [[دعوت]] کنند؛ ثالثاً برای پیگیری موضوع، هفتهای یکبار جلسهای مشورتی بین [[علما]] تشکیل شود. همچنین [[امام]] پیشنهاد کردند تلگرامهایی که برای شاه فرستاده میشود، تکثیر گردد و در [[اختیار]] [[مردم]] قرار گیرد<ref>ر.ک: [[محمد حسن رجبی|رجبی، محمد حسن]]، زندگینامه سیاسی امام خمینی، ص۲۵۱.</ref>. علمای دیگر نیز پیامهایی مشابه دادند. همزمان سخنرانان دیگر [[شهرها]] در [[مساجد]] و تکایا [[مردم]] را به [[بسیج]] علیه این لایحه [[دعوت]] کردند و [[اعتراض]] و [[نگرانی]] خود را به شاه ابراز نمودند<ref>برای آگاهی بیشتر از محتوای نامهها و تلگرافهای علما، ر.ک: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۱۵-۴۵.</ref>. [[امام]] در پاسخ استفتای اصناف [[قم]] درباره تلگراف جوابیه و مصاحبه [[دولت]] تأکید کردند: “اگر کسی [[سکوت]] کند، در پیشگاه [[خداوند]] [[قهر]] [[مسئول]]، و در این عالم محکوم به زوال است”<ref>[[سید [[سید حمید روحانی|روحانی، سید حمید]]|روحانی، سید حمید]]، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ج۱، ص۱۷۹.</ref>. اگرچه [[دولت]] نخست در برابر خواسته [[علما]] [[مقاومت]] کرد و در پاسخ [[نامه]] و تلگرافها نوشت که چرخ زمان به عقب برنمیگردد و [[دولت]] از برنامههای خود عقبنشینی نمیکند، خوشبختانه در پی تداوم [[اعتراض]] [[امام]]، [[علما]] و [[مردم]] و [[تهدید]] [[مردم]] به گسترش اعتراضات سرانجام [[دولت]] [[علم]] مجبور شد در ۲۲ آبان ۱۳۴۱، در تلگرامی به سه تن از [[مراجع]]، موافقت خود را با درخواست آنان اعلام کند. بررسی چرایی [[مخالفت]] [[علما]] و پیامدهای آن مجال دیگری میطلبد. | #'''انجمنهای ایالتی و [[ولایتی]]؛ نخستین [[مقاومت]] همگانی [[امام]] و [[علما]]''': نخستین موضعگیری و [[مقاومت]] [[حضرت]] [[امام]] و دیگر [[علما]] در برابر [[رژیم]] پهلوی پس از تصویب لایحه اصلاحی انجمنهای ایالتی و [[ولایتی]] در [[هیئت]] [[دولت]] (۱۶ مهر ۱۳۴۱) بود. تشکیل این انجمنها در اصول ۹۱ و ۹۲ متمم [[قانون اساسی]] بیان شده بود. اما مواد ۷ و ۹ نظامنامه این انجمنها، مصوب دوره اول مجلس، شرایطی مانند [[اعتقاد]] به [[دین اسلام]]، نداشتن [[فساد]] [[عقیده]]، [[سوگند]] به [[قرآن]] و مذکر بودن، از عمده شرایط انتخابشوندگان و انتخابکنندگان بود<ref>ر.ک: [[جلالالدین مدنی|مدنی، جلالالدین]]، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج۱، ص۳۷۵.</ref>. [[دولت]] [[علم]] با پیشنهاد این لایحه اصلاحی کوشید برخی شروط را حذف کند و زمینه را برای ورود زنها و غیر [[مسلمانان]] به انجمنها فراهم سازد. اما این لایحه در همان آغاز تصویب با واکنش شدید [[امام خمینی]] روبهرو شد. [[امام]] در تلگراف اعتراضآمیز خود به شاه (۱۵ آبان ۱۳۴۱)، این مصوبه را خائنانه، غلط، نقشه شوم [[دشمنان اسلام]] و [[ملت]] [[ایران]]، [[جسارت]] به [[ساحت]] [[مقدس]] [[قرآن]]، [[ذنب]] لایغفر، و موجب [[توبه]] و [[استغفار]] [[دولت]] شمرد. همان روز در تلگراف پرخاشگرانه دیگری به [[دولت]] [[علم]]، درباره پیامدهای مصوبه هشدار داد<ref>ر.ک: [[سید [[سید حمید روحانی|روحانی، سید حمید]]|روحانی، سید حمید]]، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ج۱، ص۱۵۸.</ref>. افزون بر این، [[نگرانی]] خود را از این لایحه در تلگرافی به شاه ابراز کردند<ref>ر.ک: [[امام خمینی|روحالله موسوی خمینی]]، صحیفه نور، ج۱، ص۷۸.</ref>. [[امام]] بیدرنگ علمای طراز اول [[قم]] را [[دعوت]] کردند تا در این باره [[مشورت]] و [[تصمیمگیری]] کنند. در این جلسه مقرر شد اولاً [[علما]] و [[مراجع]] در تلگرافهایی به شاه، خواستار لغو فوری لایحه شوند؛ ثانیاً به علمای [[تهران]] و شهرستانها با [[نامه]] و پیغام خبر دهند و از آنان برای [[آگاه کردن]] [[مردم]] و مقابله با [[دولت]] [[دعوت]] کنند؛ ثالثاً برای پیگیری موضوع، هفتهای یکبار جلسهای مشورتی بین [[علما]] تشکیل شود. همچنین [[امام]] پیشنهاد کردند تلگرامهایی که برای شاه فرستاده میشود، تکثیر گردد و در [[اختیار]] [[مردم]] قرار گیرد<ref>ر.ک: [[محمد حسن رجبی|رجبی، محمد حسن]]، زندگینامه سیاسی امام خمینی، ص۲۵۱.</ref>. علمای دیگر نیز پیامهایی مشابه دادند. همزمان سخنرانان دیگر [[شهرها]] در [[مساجد]] و تکایا [[مردم]] را به [[بسیج]] علیه این لایحه [[دعوت]] کردند و [[اعتراض]] و [[نگرانی]] خود را به شاه ابراز نمودند<ref>برای آگاهی بیشتر از محتوای نامهها و تلگرافهای علما، ر.ک: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۱۵-۴۵.</ref>. [[امام]] در پاسخ استفتای اصناف [[قم]] درباره تلگراف جوابیه و مصاحبه [[دولت]] تأکید کردند: “اگر کسی [[سکوت]] کند، در پیشگاه [[خداوند]] [[قهر]] [[مسئول]]، و در این عالم محکوم به زوال است”<ref>[[سید [[سید حمید روحانی|روحانی، سید حمید]]|روحانی، سید حمید]]، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ج۱، ص۱۷۹.</ref>. اگرچه [[دولت]] نخست در برابر خواسته [[علما]] [[مقاومت]] کرد و در پاسخ [[نامه]] و تلگرافها نوشت که چرخ زمان به عقب برنمیگردد و [[دولت]] از برنامههای خود عقبنشینی نمیکند، خوشبختانه در پی تداوم [[اعتراض]] [[امام]]، [[علما]] و [[مردم]] و [[تهدید]] [[مردم]] به گسترش اعتراضات سرانجام [[دولت]] [[علم]] مجبور شد در ۲۲ آبان ۱۳۴۱، در تلگرامی به سه تن از [[مراجع]]، موافقت خود را با درخواست آنان اعلام کند. بررسی چرایی [[مخالفت]] [[علما]] و پیامدهای آن مجال دیگری میطلبد. | ||
#'''[[انقلاب]] سفید؛ [[تقابل]] شاه با [[امام]] و [[علما]]''': اواخر دهه ۱۳۳۹، در برنامه [[رقابت]] انتخاباتی [[ریاست]] جمهوری [[آمریکا]]، کندی با [[شعار]] [[اصلاحات]] [[اقتصادی]] در امریکا و کشورهای بلوک [[غرب]] [[پیروز]] میشود. محمدرضاشاه اوایل دهه [[چهل]] به امریکا [[سفر]] کرد. وی پس از بازگشت به [[ایران]] و توافقات پشت پرده با کندی، نخستوزیر امینی را برکنار کرد. سپس در نوزدهم دی ماه ۱۳۴۱ اعلام کرد قصد دارد برنامه [[انقلاب]] شاه و [[ملت]] را که بعدها “انقلاب سفید” نام گرفت [[اجرا]] کند. اصول ششگانه “انقلاب سفید” شاه بدین قرار بود: ملی شدن جنگلها، فروش سهام کارخانههای دولتی، سهیم شدن [[کارگران]] در سود کارخانهها، [[اصلاح]] [[قانون]] [[انتخابات]] شامل اعطای [[حق]] [[رأی]] و [[وکالت]] مجلس به [[زنان]]، ایجاد [[سپاه]] [[دانش]] و مهمتر از همه [[اصلاحات]] ارضی<ref>ر.ک: سید علیرضا ازغندی، تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷)، ص۱۸۴.</ref>. [[حضرت]] [[امام]] در واکنش به این [[اقدام]] شاه، [[علما]] و [[مراجع]] را به تشکیل جلسهای [[دعوت]] کرد. در این جلسه، [[امام]] به [[تبیین]] ابعاد مختلف مسئله پرداخت و از [[علما]] خواست موضوع را بررسی کنند. مقرر شد که از [[دولت]] بخواهند که نمایندهای را به [[قم]] گسیل دارد تا اهداف و انگیزههای شاه را از این طرح تشریح کند<ref>ر.ک: [[سید حمید روحانی|روحانی، سید حمید]]، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ص۲۲۳.</ref>. گرچه شاه این درخواست را پذیرفت و نمایندهای طی جلساتی به [[قم]] آمد، [[علما]] مجاب نشدند و ابهامها همچنان باقی ماند. [[رئیس]] تشریفات دربار و [[رئیس]] کل ساواک نیز در این باره با [[علما]] [[گفتوگو]] کردند، اما همچنان ابهامات به | #'''[[انقلاب]] سفید؛ [[تقابل]] شاه با [[امام]] و [[علما]]''': اواخر دهه ۱۳۳۹، در برنامه [[رقابت]] انتخاباتی [[ریاست]] جمهوری [[آمریکا]]، کندی با [[شعار]] [[اصلاحات]] [[اقتصادی]] در امریکا و کشورهای بلوک [[غرب]] [[پیروز]] میشود. محمدرضاشاه اوایل دهه [[چهل]] به امریکا [[سفر]] کرد. وی پس از بازگشت به [[ایران]] و توافقات پشت پرده با کندی، نخستوزیر امینی را برکنار کرد. سپس در نوزدهم دی ماه ۱۳۴۱ اعلام کرد قصد دارد برنامه [[انقلاب]] شاه و [[ملت]] را که بعدها “انقلاب سفید” نام گرفت [[اجرا]] کند. اصول ششگانه “انقلاب سفید” شاه بدین قرار بود: ملی شدن جنگلها، فروش سهام کارخانههای دولتی، سهیم شدن [[کارگران]] در سود کارخانهها، [[اصلاح]] [[قانون]] [[انتخابات]] شامل اعطای [[حق]] [[رأی]] و [[وکالت]] مجلس به [[زنان]]، ایجاد [[سپاه]] [[دانش]] و مهمتر از همه [[اصلاحات]] ارضی<ref>ر.ک: سید علیرضا ازغندی، تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷)، ص۱۸۴.</ref>. [[حضرت]] [[امام]] در واکنش به این [[اقدام]] شاه، [[علما]] و [[مراجع]] را به تشکیل جلسهای [[دعوت]] کرد. در این جلسه، [[امام]] به [[تبیین]] ابعاد مختلف مسئله پرداخت و از [[علما]] خواست موضوع را بررسی کنند. مقرر شد که از [[دولت]] بخواهند که نمایندهای را به [[قم]] گسیل دارد تا اهداف و انگیزههای شاه را از این طرح تشریح کند<ref>ر.ک: [[سید حمید روحانی|روحانی، سید حمید]]، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ص۲۲۳.</ref>. گرچه شاه این درخواست را پذیرفت و نمایندهای طی جلساتی به [[قم]] آمد، [[علما]] مجاب نشدند و ابهامها همچنان باقی ماند. [[رئیس]] تشریفات دربار و [[رئیس]] کل ساواک نیز در این باره با [[علما]] [[گفتوگو]] کردند، اما همچنان ابهامات به قوت خود باقی بود<ref>ر.ک: [[محمد حسن رجبی|رجبی، محمد حسن]]، زندگینامه سیاسی امام خمینی، ص۲۶۳.</ref>. در اینکه آیا [[حضرت]] [[امام]] با اصول ششگانه [[مخالف]] بودند یا با چگونگی اجرای آن و به رفراندوم گذاشتن آن و یا هر دو، نظر واحدی وجود ندارد<ref>برای مطالعه بیشتر در این باره، ر.ک: مصاحبه با آیت الله صافی و آیت الله بدلا»، مجله حوزه، ش۴۳-۴۴، ص۱۱۰ و ۱۱۶؛ مهدی عراقی، ناگفتهها (خاطرات مهدی عراقی)، ص۱۵۳؛ هاشمی رفسنجانی و دوران مبارزه، ص۱۳۴؛ به نقل از: یحیی فوزی، اندیشه سیاسی امام خمینی، ص۳۸.</ref>. به هر حال، [[امام خمینی]] روز دوم بهمن سال ۱۳۴۱ در اعلامیهای رفراندوم را بیاعتبار دانست و اشکالاتی به آن وارد کرد. در پی انتشار اعلامیه [[حضرت]] [[امام]]، [[مردم]] و دانشجویان در [[تهران]] و طلاب در [[قم]] با [[شعار]] “رفراندم قلابی [[مخالف]] [[اسلام]] است” و “اصلاحات آری، [[دیکتاتوری]] هرگز” به خیابانها ریختند و با مأموران درگیر شدند. دیگر [[علما]] نیز در [[حمایت از امام]] خمینی با رفراندوم [[مخالفت]] کردند<ref>ر.ک: [[محمد حسن رجبی|رجبی، محمد حسن]]، زندگینامه سیاسی امام خمینی، ص۲۶۵.</ref>. دیگر [[علما]]، از جمله [[آیات]] عظام گلپایگانی، خویی، خوانساری و [[محمد بهبهانی]] نیز در روزهای اولیه بهمن ماه ۱۳۴۱ با انتشار اعلامیههای مشابهی رفراندوم را [[تحریم]] کردند<ref>ر.ک: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۴۶-۴۹.</ref>. با وجود این، رفراندوم روز ششم بهمن در جوی خفقانآمیز برگزار شد. به پیشنهاد [[امام خمینی]] در [[ماه رمضان]] آن سال، [[روحانیون]] با تعطیل کردن [[مساجد]] به [[اعتراض]] منفی علیه [[اقدام]] شاه [[دست]] زدند و [[مبارزه]] نیروهای مذهبی ادامه یافت. این اعتراضها به سرکوبی شدید طلاب و حمله دژخیمان [[رژیم]] به [[فیضیه]] انجامید<ref>ر.ک: [[سید حمید روحانی|روحانی، سید حمید]]، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ج۱، ص۳۹۹.</ref>. بدینترتیب، مبارزهای دیگر در [[تاریخ]] [[مبارزات سیاسی]] [[امام خمینی]] و [[مردم]] [[مسلمان]] [[شیعه]] علیه [[رژیم]] پهلوی به [[ثبت]] رسید و [[قیام]] پانزده خرداد شکل گرفت. | ||
#'''[[قیام]] پانزده خرداد؛ [[تقابل]] شاه و [[ملت]]''': [[علما]] [[نوروز]] [[سال]] ۱۳۴۲ را به [[دلیل]] برگزاری رفراندوم [[انقلاب]] سفید، عزای عمومی اعلام کردند. دوم فروردین همان سال دژخیمان [[رژیم]] پهلوی به مدرسه [[فیضیه]] حمله بردند و بسیاری از طلاب را زخمی کردند. این ماجرا در [[حوزه علمیه]] تبریز نیز تکرار شد. [[رئیس]] شهربانی [[قم]] به نمایندگی از سوی [[دولت]]، [[مراجع]] را به [[قتل]]، هتک [[ناموس]] و [[تخریب]] منازلشان [[تهدید]] کرد<ref>ر.ک: [[سید حمید روحانی|روحانی، سید حمید]]، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ج۱، ص۳۹۹.</ref>. [[حضرت]] [[امام عصر]] عاشورای ۱۳۴۲ ماهیت [[رژیم]] را افشا کردند و اعلام داشتند [[انقلاب]] سفید فریبی بیش نبوده است. ایشان تأثیرپذیری سیاستهای شاه را از [[اسرائیل]]، بهاییها و امریکاییها به شدت محکوم کردند<ref>ر.ک: [[امام خمینی|روحالله موسوی خمینی]]، صحیفه نور، ج۱، ص۲۴۳-۲۴۸.</ref>. در پی این [[سخنرانی]]، [[امام]] [[شب]] دوازدهم [[محرم]] مصادف با [[شب]] پانزده خرداد ۱۳۴۲ دور از چشم [[مردم]] دستگیر و به زندان منتقل شد. این [[دستگیری]] که واکنشهای گسترده [[علما]] و [[مردم]] را به همراه داشت، [[زمینهساز قیام]] پانزده خرداد ۱۳۴۲ شد<ref>ر.ک: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۱۰۲-۱۴۴.</ref>. بدینترتیب، بستر شکلگیری [[انقلاب اسلامی]] فراهم شد و [[مشروعیت]] ناچیز [[رژیم]] پهلوی را به چالش کشید؛ به گونهای که هیچگونه تردید و ابهامی برای هیچکس و در هیچ سطحی باقی نماند. | #'''[[قیام]] پانزده خرداد؛ [[تقابل]] شاه و [[ملت]]''': [[علما]] [[نوروز]] [[سال]] ۱۳۴۲ را به [[دلیل]] برگزاری رفراندوم [[انقلاب]] سفید، عزای عمومی اعلام کردند. دوم فروردین همان سال دژخیمان [[رژیم]] پهلوی به مدرسه [[فیضیه]] حمله بردند و بسیاری از طلاب را زخمی کردند. این ماجرا در [[حوزه علمیه]] تبریز نیز تکرار شد. [[رئیس]] شهربانی [[قم]] به نمایندگی از سوی [[دولت]]، [[مراجع]] را به [[قتل]]، هتک [[ناموس]] و [[تخریب]] منازلشان [[تهدید]] کرد<ref>ر.ک: [[سید حمید روحانی|روحانی، سید حمید]]، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی، ج۱، ص۳۹۹.</ref>. [[حضرت]] [[امام عصر]] عاشورای ۱۳۴۲ ماهیت [[رژیم]] را افشا کردند و اعلام داشتند [[انقلاب]] سفید فریبی بیش نبوده است. ایشان تأثیرپذیری سیاستهای شاه را از [[اسرائیل]]، بهاییها و امریکاییها به شدت محکوم کردند<ref>ر.ک: [[امام خمینی|روحالله موسوی خمینی]]، صحیفه نور، ج۱، ص۲۴۳-۲۴۸.</ref>. در پی این [[سخنرانی]]، [[امام]] [[شب]] دوازدهم [[محرم]] مصادف با [[شب]] پانزده خرداد ۱۳۴۲ دور از چشم [[مردم]] دستگیر و به زندان منتقل شد. این [[دستگیری]] که واکنشهای گسترده [[علما]] و [[مردم]] را به همراه داشت، [[زمینهساز قیام]] پانزده خرداد ۱۳۴۲ شد<ref>ر.ک: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۱۰۲-۱۴۴.</ref>. بدینترتیب، بستر شکلگیری [[انقلاب اسلامی]] فراهم شد و [[مشروعیت]] ناچیز [[رژیم]] پهلوی را به چالش کشید؛ به گونهای که هیچگونه تردید و ابهامی برای هیچکس و در هیچ سطحی باقی نماند. | ||
#'''کاپیتولاسیون؛ [[مبارزه]] [[امام]] با [[وابستگی]] شاه''': یکی دیگر از موارد رویارویی [[حضرت]] [[امام]] با [[رژیم]] پهلوی و موضعگیری صریح ایشان در مقابل آن، تصویب لایحه کاپیتولاسیون یا [[مصونیت]] [[سیاسی]] و کنسولی برای [[اتباع]] امریکایی در [[ایران]] بود. [[رژیم]] شاه در پی برداشتن موانع [[حقوقی]] حضور بیشتر نیروهای نظامی امریکایی و نیز تضمین حتمی [[امنیت]] آنان در [[ایران]] بود. از نظر [[حضرت]] [[امام]]، تصویب این لایحه در دو مجلس [[شورا]] و سنای [[ایران]] ضربهای مهلک به [[استقلال]] نیمبند [[ایران]] بود. ایشان در چهارم آبان ۱۳۴۳ علیه این لایحه [[سخنرانی]] [[تندی]] کردند و با اعلام عزای عمومی، از [[علما]] و [[مردم]] [[یاری]] خواستند. در بخشی از این [[سخنرانی]] آمده است: “عزت ما پایکوب شد. [[عظمت]] [[ایران]] از بین رفت. [[عظمت]] [[ارتش]] [[ایران]] را پایکوب کردند. قانونی در مجلس بردند، در آن [[قانون]] ما را ملحق کردند به [[پیمان]] وین... [تا] تمام مستشاران نظامی [[آمریکا]] با خانوادههاشان، با کارمندهای فنیشان، با کارمندان اداریشان، با خدمهشان... از هر جنایتی که در [[ایران]] بکنند مصون هستند”<ref>[[امام خمینی|روحالله موسوی خمینی]]، صحیفه نور، ج۱، ص۴۱۵-۴۱۶.</ref>. سپس به سبب وجود چنین وضعیتی اعلام خطر میکنند: “آقا، من اعلام خطر میکنم! ای [[ارتش]] [[ایران]]، من اعلام خطر میکنم! ای سیاسیون [[ایران]]، من اعلام خطر میکنم! ای بازرگانان، من اعلام خطر میکنم! ای علمای [[ایران]]، ای [[مراجع]] [[اسلام]]، من اعلام خطر میکنم...”<ref>[[امام خمینی|روحالله موسوی خمینی]]، صحیفه نور، ج۱، ص۴۱۸.</ref>. ایشان در همین [[سخنرانی]] از [[علما]] و [[مردم]] [[مسلمان]] [[ایران]] میخواهد [[سکوت]] خود را بشکنند و علیه [[رژیم]] فریاد بزنند: “والله، [[گناهکار]] است کسی که داد نزند. والله، [[مرتکب کبیره]] است کسی که فریاد نکند. ای سران [[اسلام]]، به داد [[اسلام]] برسید! ای علمای [[نجف]]، به داد [[اسلام]] برسید! ای علمای [[قم]]، به داد [[اسلام]] برسید!”<ref>[[امام خمینی|روحالله موسوی خمینی]]، صحیفه نور، ج۱، ص۴۲۰.</ref> [[مخالفت]] و [[افشاگری]] [[امام]] علیه این لایحه ظالمانه، سبب شد تا [[رژیم]] برای جلوگیری از قیامی دیگر همچون [[قیام]] پانزده خرداد، ایشان را به [[ترکیه]] [[تبعید]] کند. | #'''کاپیتولاسیون؛ [[مبارزه]] [[امام]] با [[وابستگی]] شاه''': یکی دیگر از موارد رویارویی [[حضرت]] [[امام]] با [[رژیم]] پهلوی و موضعگیری صریح ایشان در مقابل آن، تصویب لایحه کاپیتولاسیون یا [[مصونیت]] [[سیاسی]] و کنسولی برای [[اتباع]] امریکایی در [[ایران]] بود. [[رژیم]] شاه در پی برداشتن موانع [[حقوقی]] حضور بیشتر نیروهای نظامی امریکایی و نیز تضمین حتمی [[امنیت]] آنان در [[ایران]] بود. از نظر [[حضرت]] [[امام]]، تصویب این لایحه در دو مجلس [[شورا]] و سنای [[ایران]] ضربهای مهلک به [[استقلال]] نیمبند [[ایران]] بود. ایشان در چهارم آبان ۱۳۴۳ علیه این لایحه [[سخنرانی]] [[تندی]] کردند و با اعلام عزای عمومی، از [[علما]] و [[مردم]] [[یاری]] خواستند. در بخشی از این [[سخنرانی]] آمده است: “عزت ما پایکوب شد. [[عظمت]] [[ایران]] از بین رفت. [[عظمت]] [[ارتش]] [[ایران]] را پایکوب کردند. قانونی در مجلس بردند، در آن [[قانون]] ما را ملحق کردند به [[پیمان]] وین... [تا] تمام مستشاران نظامی [[آمریکا]] با خانوادههاشان، با کارمندهای فنیشان، با کارمندان اداریشان، با خدمهشان... از هر جنایتی که در [[ایران]] بکنند مصون هستند”<ref>[[امام خمینی|روحالله موسوی خمینی]]، صحیفه نور، ج۱، ص۴۱۵-۴۱۶.</ref>. سپس به سبب وجود چنین وضعیتی اعلام خطر میکنند: “آقا، من اعلام خطر میکنم! ای [[ارتش]] [[ایران]]، من اعلام خطر میکنم! ای سیاسیون [[ایران]]، من اعلام خطر میکنم! ای بازرگانان، من اعلام خطر میکنم! ای علمای [[ایران]]، ای [[مراجع]] [[اسلام]]، من اعلام خطر میکنم...”<ref>[[امام خمینی|روحالله موسوی خمینی]]، صحیفه نور، ج۱، ص۴۱۸.</ref>. ایشان در همین [[سخنرانی]] از [[علما]] و [[مردم]] [[مسلمان]] [[ایران]] میخواهد [[سکوت]] خود را بشکنند و علیه [[رژیم]] فریاد بزنند: “والله، [[گناهکار]] است کسی که داد نزند. والله، [[مرتکب کبیره]] است کسی که فریاد نکند. ای سران [[اسلام]]، به داد [[اسلام]] برسید! ای علمای [[نجف]]، به داد [[اسلام]] برسید! ای علمای [[قم]]، به داد [[اسلام]] برسید!”<ref>[[امام خمینی|روحالله موسوی خمینی]]، صحیفه نور، ج۱، ص۴۲۰.</ref> [[مخالفت]] و [[افشاگری]] [[امام]] علیه این لایحه ظالمانه، سبب شد تا [[رژیم]] برای جلوگیری از قیامی دیگر همچون [[قیام]] پانزده خرداد، ایشان را به [[ترکیه]] [[تبعید]] کند. | ||
| خط ۲۹۱: | خط ۲۹۱: | ||
ایشان پیشنهاد دیگری در زمینه [[پیشرفت]] و [[ترقی]] [[فقه]] مطرح میکنند و آن [[همکاری]] و [[همفکری]] بین [[دانشمندان]] طراز اول و صاحبنظران هر رشته است. در دنیای امروز، دیگر [[فکر]] و عمل فرد [[ارزش]] ندارد. به نظر ایشان، [[علما]] و [[دانشمندان]] هر رشته باید پیوسته با یکدیگر تبادل نظر کنند. در این صورت اگر نظریه مفید و صحیحی پیدا شود، زودتر انتشار مییابد و اگر نظریهای [[باطل]] باشد، بطلانش زودتر روشن میشود و اثر آن از بین میرود. [[شهید مطهری]] پس از [[نقل]] چنین پیشنهادهایی، ابراز [[تأسف]] میکند که میان ما هنوز نه تقسیم کار و تخصص پیدا شده و نه [[همکاری]] و [[همفکری]]. ایشان [[معتقد]] است با چنین وضعیتی نباید حل و فصل [[مشکلات]] را [[انتظار]] داشت<ref>ر.ک: [[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، مجموعه آثار (اصل اجتهاد در اسلام «ده گفتار»)، ج۲۰، ص۱۸۵.</ref>. | ایشان پیشنهاد دیگری در زمینه [[پیشرفت]] و [[ترقی]] [[فقه]] مطرح میکنند و آن [[همکاری]] و [[همفکری]] بین [[دانشمندان]] طراز اول و صاحبنظران هر رشته است. در دنیای امروز، دیگر [[فکر]] و عمل فرد [[ارزش]] ندارد. به نظر ایشان، [[علما]] و [[دانشمندان]] هر رشته باید پیوسته با یکدیگر تبادل نظر کنند. در این صورت اگر نظریه مفید و صحیحی پیدا شود، زودتر انتشار مییابد و اگر نظریهای [[باطل]] باشد، بطلانش زودتر روشن میشود و اثر آن از بین میرود. [[شهید مطهری]] پس از [[نقل]] چنین پیشنهادهایی، ابراز [[تأسف]] میکند که میان ما هنوز نه تقسیم کار و تخصص پیدا شده و نه [[همکاری]] و [[همفکری]]. ایشان [[معتقد]] است با چنین وضعیتی نباید حل و فصل [[مشکلات]] را [[انتظار]] داشت<ref>ر.ک: [[مرتضی مطهری|مطهری، مرتضی]]، مجموعه آثار (اصل اجتهاد در اسلام «ده گفتار»)، ج۲۰، ص۱۸۵.</ref>. | ||
[[حضرت]] [[امام زمان]] و مکان را به منزله دو عنصر تعیینکننده در [[اجتهاد]] پویا [[احیا]] کردند: “زمان و مکان دو عنصر تعیینکننده در اجتهادند”<ref>[[امام خمینی|روحالله موسوی خمینی]]، صحیفه نور، ج۲۱، ص۲۸۹.</ref>. ایشان بر این [[باور]] بودند که باید [[مدیریت]] فردی و [[اجتماعی]] افراد و [[جامعه]] در [[دست]] [[مجتهد]] واقعی قرار گیرد. [[مجتهد]] واقعی از نظر ایشان کسی است که افزون بر داشتن ویژگیهایی چون [[تقوا]]، [[دانش]] و...، از برنامهها و [[استراتژی]] [[استکبار]] و سیاستهای [[حاکم]] بر این [[جهان]] دوقطبی به خوبی [[آگاه]] باشد: آشنایی به [[روش برخورد]] با حیلهها و تزویرهای [[فرهنگ]] [[حاکم]] بر [[جهان]]، داشتن [[بصیرت]] و دید [[اقتصادی]]، اطلاع از کیفیت برخورد با [[اقتصاد]] [[حاکم]] بر [[جهان]]، [[شناخت]] [[سیاستها]] و حتی سیاسیون و فرمولهای دیکته شده آنان و [[درک]] [[موقعیت]] و نقاط | [[حضرت]] [[امام زمان]] و مکان را به منزله دو عنصر تعیینکننده در [[اجتهاد]] پویا [[احیا]] کردند: “زمان و مکان دو عنصر تعیینکننده در اجتهادند”<ref>[[امام خمینی|روحالله موسوی خمینی]]، صحیفه نور، ج۲۱، ص۲۸۹.</ref>. ایشان بر این [[باور]] بودند که باید [[مدیریت]] فردی و [[اجتماعی]] افراد و [[جامعه]] در [[دست]] [[مجتهد]] واقعی قرار گیرد. [[مجتهد]] واقعی از نظر ایشان کسی است که افزون بر داشتن ویژگیهایی چون [[تقوا]]، [[دانش]] و...، از برنامهها و [[استراتژی]] [[استکبار]] و سیاستهای [[حاکم]] بر این [[جهان]] دوقطبی به خوبی [[آگاه]] باشد: آشنایی به [[روش برخورد]] با حیلهها و تزویرهای [[فرهنگ]] [[حاکم]] بر [[جهان]]، داشتن [[بصیرت]] و دید [[اقتصادی]]، اطلاع از کیفیت برخورد با [[اقتصاد]] [[حاکم]] بر [[جهان]]، [[شناخت]] [[سیاستها]] و حتی سیاسیون و فرمولهای دیکته شده آنان و [[درک]] [[موقعیت]] و نقاط قوت و [[ضعف]] دو [[قطب]] [[سرمایهداری]] و کمونیزم که در [[حقیقت]] [[استراتژی]] [[حکومت]] بر [[جهان]] را ترسیم میکنند، از ویژگیهای یک [[مجتهد]] جامع است. یک [[مجتهد]] باید [[زیرکی]] و هوش و [[فراست]] [[هدایت]] یک [[جامعه]] بزرگ [[اسلامی]] و حتی غیر [[اسلامی]] را داشته باشد و علاوه بر [[خلوص]] و [[تقوا]] و زهدی که در خور [[شأن]] [[مجتهد]] است، واقعاً [[مدیر و مدبر]] باشد<ref>[[امام خمینی|روحالله موسوی خمینی]]، صحیفه نور، ج۲۱، ص۲۸۹.</ref>. | ||
بدینترتیب، ایشان برای محو این [[اندیشه]] القاشده از جانب [[استعمار]] به [[مردم]] [[مسلمان]] [[ایران]] که [[بهترین]] [[مجتهد]] کسی است که کاری به [[سیاست]] ندارد، کوشیدند مفهوم [[اجتهاد]] و [[مجتهد]] را بازخوانی کردند. از نظر ایشان، [[حکومت]] در نظر چنین مجتهدی “فلسفه عملی تمامی [[فقه]] در تمامی زوایای [[زندگی]] [[بشریت]] است. [[حکومت]] نشاندهنده جنبه عملی [[فقه]] در برخورد با تمامی معضلات [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] و نظامی و [[فرهنگی]] است. [[فقه]]، [[تئوری]] واقعی و کامل اداره [[انسان]] از گهواره تا [[گور]] است”<ref>[[امام خمینی|روحالله موسوی خمینی]]، صحیفه نور، ج۲۱، ص۲۸۹.</ref>. به هر ترتیب، وجود این نوع نگرش به [[اجتهاد]] و [[فقه]] در دهههای بیست تا پنجاه توانست [[فقه]] را که تا آن زمان در حوزه مسائل فردی محصور بود، به [[ساحت]] مسائل [[سیاسی]] - [[اجتماعی]] وارد کند و [[مدیریت جامعه]] را به [[دست]] آن بسپارد<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۳۳۰.</ref>. | بدینترتیب، ایشان برای محو این [[اندیشه]] القاشده از جانب [[استعمار]] به [[مردم]] [[مسلمان]] [[ایران]] که [[بهترین]] [[مجتهد]] کسی است که کاری به [[سیاست]] ندارد، کوشیدند مفهوم [[اجتهاد]] و [[مجتهد]] را بازخوانی کردند. از نظر ایشان، [[حکومت]] در نظر چنین مجتهدی “فلسفه عملی تمامی [[فقه]] در تمامی زوایای [[زندگی]] [[بشریت]] است. [[حکومت]] نشاندهنده جنبه عملی [[فقه]] در برخورد با تمامی معضلات [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] و نظامی و [[فرهنگی]] است. [[فقه]]، [[تئوری]] واقعی و کامل اداره [[انسان]] از گهواره تا [[گور]] است”<ref>[[امام خمینی|روحالله موسوی خمینی]]، صحیفه نور، ج۲۱، ص۲۸۹.</ref>. به هر ترتیب، وجود این نوع نگرش به [[اجتهاد]] و [[فقه]] در دهههای بیست تا پنجاه توانست [[فقه]] را که تا آن زمان در حوزه مسائل فردی محصور بود، به [[ساحت]] مسائل [[سیاسی]] - [[اجتماعی]] وارد کند و [[مدیریت جامعه]] را به [[دست]] آن بسپارد<ref>[[محمد علی میرعلی|میرعلی، محمد علی]]، [[اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت (کتاب)|اطاعت از حاکم جائر در نظام امامت و خلافت]]، ص ۳۳۰.</ref>. | ||