خصائص النبی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'موقعیت' به 'موقعیت'
جز (جایگزینی متن - 'سعیدیانفر، محمد جعفر و ایازی، سید محمد علی، [[فرهنگنامه' به 'سعیدیانفر و ایازی، [[فرهنگنامه') |
جز (جایگزینی متن - 'موقعیت' به 'موقعیت') |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
#{{متن قرآن|إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ * إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ}}<ref>«ما به تو «کوثر» دادیم * پس برای پروردگارت نماز بگزار و قربانی کن! * بیگمان (دشمن) سرزنشگر تو خود بیپساوند است» سوره کوثر، آیه ۱-۳.</ref> '''نکته''': در [[آیه]] اول توجهات [[خاصه]] [[الهی]] با اعطای [[کوثر]] به [[رسول]] گرامییاد شده و در [[آیه]] دوم [[وظیفه]] [[شکرگزاری]] و امتنان از این [[موهبت]] خاطر نشان گشته و در [[آیه]] سوم [[شماتت]] [[دشمن]] را چون طوق لعنتی بر گردن او [[استوار]] و ننگ و عار [[ابدی]] را در خانوادۀ او برقرار کرده است. دادن [[کوثر]] به [[پیامبر]] از خصائص [[پیامبر]] شمرده شده و در معنای آن بحث است. برخی [[کوثر]] را به معنای ذریه [[پیامبر]] - [[فرزندان فاطمه]] - دانسته است، چون در آخر [[سوره کوثر]] آمده {{متن قرآن|إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ}}<ref>«بیگمان (دشمن) سرزنشگر تو خود بیپساوند است» سوره کوثر، آیه ۳.</ref> و با در نظر گرفتن اینکه جمله مذکور، از باب قصر [[قلب]] است، چنین بهدست میآید که [[سوره کوثر]] به منظور [[دلجویی]] و دلداری [[رسول اکرم]] و [[نقض]] [[شماتت]] [[دشمن]] از [[انقطاع]] [[نسل]] آن بزرگوار نازل شده و جز این منظور دیگری ندارد. ([[طوسی]]، [[محمد بن حسن]]، التبیان، ج ۱۰، ص ۴۱۹؛ [[طبرسی]]، [[فضل]] بن [[حسن]]، مجمعالبیان، ج ۱۰، ص ۸۳۷؛ طباطبائی، [[سید محمد]] [[حسین]]، [[المیزان]]، ج ۲۰، ص ۶۳۸-۶۳۹؛ طیب، [[سید]] عبدالحسین، اطیب البیان، ج ۱۴، ص ۲۴۳.) اما نظر مشهور بسیاری از [[مفسران]] بر این [[عقیده]] است که منظور از "[[کوثر]]"[[خیر]] کثیر است.<ref>طبری، ابو جعفر، جامع البیان، ج ۳۰، ص ۲۰۹؛ زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ۱۴۰۷، ج ۶، ص ۸۰۶؛ قرطبی، محمد، الجامع لاحکام القرآن، ج ۲۱، ص ۲۱۷؛ سیوطی، جلال الدین، الدرالمنثور، ج ۶، ص ۴۰۲. آلوسی، سید محمود، روحالمعانی، ج ۱۵، ص ۴۷۹</ref> این [[سوره]] در پاسخ به عاص بن وائل بوده که [[رسول خدا]] را به عنوان "ابتر" به معنای بینتیجه (بلاعقب) مورد [[شماتت]] قرارداده و این هنگامیبوده است که دوتن از [[فرزندان]] ایشان - قاسم و [[عبدالله]] - از [[دنیا]] رفتند. [[خداوند]] نیز برای [[دلجویی]] و دلداری آن [[حضرت]] این [[سوره]] را نازل کرد.<ref>قمی، علی ابن ابراهیم، تفسیر قمی، ج ۲، ص ۴۴۵؛ سیوطی، جلال الدین، الدرالمنثور، ج ۶، ص ۴۰۱؛ حویزی، علی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، قم، اسماعیلیان، ۱۴۱۵، ج ۵، ص ۴۴۵.</ref> از دیگر [[دلایل]] مبنی بر این موضوع، جمله {{متن قرآن|إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ}}<ref>«ما به تو «کوثر» دادیم» سوره کوثر، آیه ۱.</ref> است که در [[مقام]] [[سنت]] نهادن بوده و با سیاق [[متکلم]] معالغیر (ما) آمده و بر [[عظمت]] دلالت میکند و نشان دهندۀ [[فضائل]] [[پیامبر اکرم]] است و چون به منظور [[دلجویی]] [[رسول خدا]] بوده مطلب را با واژه اعطا که ظاهر در تفکیک است، [[بیان]] داشته و فرموده: "ما به تو [[کوثر]] عطا کردیم". (طباطبائی، [[سید محمد]] [[حسین]]، [[المیزان]]، ج ۲۰، ص ۶۳۸-۶۳۹؛ طیب، [[سید]] عبدالحسین، اطیب البیان، ج ۱۴، ص ۲۴۳) در [[حقیقت]] [[مفسران]] تأکید دارند که [[آیات]] از این دلالت خالی نیستند که [[فرزندان فاطمه]] [[ذریه]] [[رسول خدا]] هستند و این خود یکی از [[خبرهای غیبی]] [[قرآن]] است؛ چون همانطور که میبینیم [[خدای تعالی]] بعد از درگذشت آن [[حضرت]] برکتی در [[نسل]] آن جناب قرار داده، بهطوری که در عالم هیچ نسلی معادل آن دیده نمیشود، آن هم با آن همه [[بلاها]] که بر سر ذریه آن [[حضرت]] وارد آوردند و گروه گروه را کشتند. | #{{متن قرآن|إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ * إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ}}<ref>«ما به تو «کوثر» دادیم * پس برای پروردگارت نماز بگزار و قربانی کن! * بیگمان (دشمن) سرزنشگر تو خود بیپساوند است» سوره کوثر، آیه ۱-۳.</ref> '''نکته''': در [[آیه]] اول توجهات [[خاصه]] [[الهی]] با اعطای [[کوثر]] به [[رسول]] گرامییاد شده و در [[آیه]] دوم [[وظیفه]] [[شکرگزاری]] و امتنان از این [[موهبت]] خاطر نشان گشته و در [[آیه]] سوم [[شماتت]] [[دشمن]] را چون طوق لعنتی بر گردن او [[استوار]] و ننگ و عار [[ابدی]] را در خانوادۀ او برقرار کرده است. دادن [[کوثر]] به [[پیامبر]] از خصائص [[پیامبر]] شمرده شده و در معنای آن بحث است. برخی [[کوثر]] را به معنای ذریه [[پیامبر]] - [[فرزندان فاطمه]] - دانسته است، چون در آخر [[سوره کوثر]] آمده {{متن قرآن|إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ}}<ref>«بیگمان (دشمن) سرزنشگر تو خود بیپساوند است» سوره کوثر، آیه ۳.</ref> و با در نظر گرفتن اینکه جمله مذکور، از باب قصر [[قلب]] است، چنین بهدست میآید که [[سوره کوثر]] به منظور [[دلجویی]] و دلداری [[رسول اکرم]] و [[نقض]] [[شماتت]] [[دشمن]] از [[انقطاع]] [[نسل]] آن بزرگوار نازل شده و جز این منظور دیگری ندارد. ([[طوسی]]، [[محمد بن حسن]]، التبیان، ج ۱۰، ص ۴۱۹؛ [[طبرسی]]، [[فضل]] بن [[حسن]]، مجمعالبیان، ج ۱۰، ص ۸۳۷؛ طباطبائی، [[سید محمد]] [[حسین]]، [[المیزان]]، ج ۲۰، ص ۶۳۸-۶۳۹؛ طیب، [[سید]] عبدالحسین، اطیب البیان، ج ۱۴، ص ۲۴۳.) اما نظر مشهور بسیاری از [[مفسران]] بر این [[عقیده]] است که منظور از "[[کوثر]]"[[خیر]] کثیر است.<ref>طبری، ابو جعفر، جامع البیان، ج ۳۰، ص ۲۰۹؛ زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ۱۴۰۷، ج ۶، ص ۸۰۶؛ قرطبی، محمد، الجامع لاحکام القرآن، ج ۲۱، ص ۲۱۷؛ سیوطی، جلال الدین، الدرالمنثور، ج ۶، ص ۴۰۲. آلوسی، سید محمود، روحالمعانی، ج ۱۵، ص ۴۷۹</ref> این [[سوره]] در پاسخ به عاص بن وائل بوده که [[رسول خدا]] را به عنوان "ابتر" به معنای بینتیجه (بلاعقب) مورد [[شماتت]] قرارداده و این هنگامیبوده است که دوتن از [[فرزندان]] ایشان - قاسم و [[عبدالله]] - از [[دنیا]] رفتند. [[خداوند]] نیز برای [[دلجویی]] و دلداری آن [[حضرت]] این [[سوره]] را نازل کرد.<ref>قمی، علی ابن ابراهیم، تفسیر قمی، ج ۲، ص ۴۴۵؛ سیوطی، جلال الدین، الدرالمنثور، ج ۶، ص ۴۰۱؛ حویزی، علی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، قم، اسماعیلیان، ۱۴۱۵، ج ۵، ص ۴۴۵.</ref> از دیگر [[دلایل]] مبنی بر این موضوع، جمله {{متن قرآن|إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ}}<ref>«ما به تو «کوثر» دادیم» سوره کوثر، آیه ۱.</ref> است که در [[مقام]] [[سنت]] نهادن بوده و با سیاق [[متکلم]] معالغیر (ما) آمده و بر [[عظمت]] دلالت میکند و نشان دهندۀ [[فضائل]] [[پیامبر اکرم]] است و چون به منظور [[دلجویی]] [[رسول خدا]] بوده مطلب را با واژه اعطا که ظاهر در تفکیک است، [[بیان]] داشته و فرموده: "ما به تو [[کوثر]] عطا کردیم". (طباطبائی، [[سید محمد]] [[حسین]]، [[المیزان]]، ج ۲۰، ص ۶۳۸-۶۳۹؛ طیب، [[سید]] عبدالحسین، اطیب البیان، ج ۱۴، ص ۲۴۳) در [[حقیقت]] [[مفسران]] تأکید دارند که [[آیات]] از این دلالت خالی نیستند که [[فرزندان فاطمه]] [[ذریه]] [[رسول خدا]] هستند و این خود یکی از [[خبرهای غیبی]] [[قرآن]] است؛ چون همانطور که میبینیم [[خدای تعالی]] بعد از درگذشت آن [[حضرت]] برکتی در [[نسل]] آن جناب قرار داده، بهطوری که در عالم هیچ نسلی معادل آن دیده نمیشود، آن هم با آن همه [[بلاها]] که بر سر ذریه آن [[حضرت]] وارد آوردند و گروه گروه را کشتند. | ||
#{{متن قرآن|مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}<ref>«محمّد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست اما فرستاده خداوند و واپسین پیامبران است و خداوند به هر چیزی داناست» سوره احزاب، آیه ۴۰.</ref>. نکته: با استناد به [[آیه]] برای در نظر داشتن [[خاتمیت]] [[رسول خدا]] باید به {{متن قرآن|وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ}}<ref>«محمّد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست اما فرستاده خداوند و واپسین پیامبران است و خداوند به هر چیزی داناست» سوره احزاب، آیه ۴۰.</ref> توجه داشت. که خاتمالنبیین برای [[پیامبر]]{{صل}} خصوصیتی است که تنها مختص به آن [[حضرت]] است، آنان در توضیح و تفاوت واژه [[رسول]] با واژه [[نبی]] آوردهاند [[رسول]] یعنی آنکه حامل رسالتی از [[خدای تعالی]] به سوی [[مردم]] باشد و [[نبی]] آن کسی است که حامل خبری از [[غیب]] باشد و آن [[غیب]] عبارت از [[دین]] و حقائق آن است و لازمه این حرف آن است که وقتی نبوتی بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} نباشد، قهراً رسالتی هم نخواهد بود. | #{{متن قرآن|مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}<ref>«محمّد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست اما فرستاده خداوند و واپسین پیامبران است و خداوند به هر چیزی داناست» سوره احزاب، آیه ۴۰.</ref>. نکته: با استناد به [[آیه]] برای در نظر داشتن [[خاتمیت]] [[رسول خدا]] باید به {{متن قرآن|وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ}}<ref>«محمّد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست اما فرستاده خداوند و واپسین پیامبران است و خداوند به هر چیزی داناست» سوره احزاب، آیه ۴۰.</ref> توجه داشت. که خاتمالنبیین برای [[پیامبر]]{{صل}} خصوصیتی است که تنها مختص به آن [[حضرت]] است، آنان در توضیح و تفاوت واژه [[رسول]] با واژه [[نبی]] آوردهاند [[رسول]] یعنی آنکه حامل رسالتی از [[خدای تعالی]] به سوی [[مردم]] باشد و [[نبی]] آن کسی است که حامل خبری از [[غیب]] باشد و آن [[غیب]] عبارت از [[دین]] و حقائق آن است و لازمه این حرف آن است که وقتی نبوتی بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} نباشد، قهراً رسالتی هم نخواهد بود. | ||
#{{متن قرآن|لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيبًا}}<ref>«پس از این (زنانی که برشمردیم) زنان (دیگر) و (نیز) اینکه همسرانی (تازه) را جایگزین آنان کنی بر تو حلال نیست هر چند زیبایی (خوی) آنان تو را خوش آید؛ مگر آنکه کنیزت باشند و خداوند مراقب هر چیزی است» سوره احزاب، آیه ۵۲.</ref> '''نکته''': در ذیل [[آیه]]: {{متن قرآن|لا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ}}<ref>«پس از این (زنانی که برشمردیم) زنان (دیگر) و (نیز) اینکه همسرانی (تازه) را جایگزین آنان کنی بر تو حلال نیست هر چند زیبایی (خوی) آنان تو را خوش آید؛ مگر آنکه کنیزت باشند و خداوند مراقب هر چیزی است» سوره احزاب، آیه ۵۲.</ref> به [[فضیلت]] و خصیصه دیگری اشاره شده و آن عبارتست از اینکه جایگزینی همسری با [[همسر]] دیگر بر [[پیامبر]]{{صل}} از سوی [[خدا]] [[حرام]] شده است. با توجه به اینکه بر هیچ [[مرد]] [[مسلمانی]] جایز نیست همزمان بیش از ۴ [[زن]] دائمیدر یک زمان بر خود [[اختیار]] کند، [[خداوند]] با توجه به | #{{متن قرآن|لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيبًا}}<ref>«پس از این (زنانی که برشمردیم) زنان (دیگر) و (نیز) اینکه همسرانی (تازه) را جایگزین آنان کنی بر تو حلال نیست هر چند زیبایی (خوی) آنان تو را خوش آید؛ مگر آنکه کنیزت باشند و خداوند مراقب هر چیزی است» سوره احزاب، آیه ۵۲.</ref> '''نکته''': در ذیل [[آیه]]: {{متن قرآن|لا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ}}<ref>«پس از این (زنانی که برشمردیم) زنان (دیگر) و (نیز) اینکه همسرانی (تازه) را جایگزین آنان کنی بر تو حلال نیست هر چند زیبایی (خوی) آنان تو را خوش آید؛ مگر آنکه کنیزت باشند و خداوند مراقب هر چیزی است» سوره احزاب، آیه ۵۲.</ref> به [[فضیلت]] و خصیصه دیگری اشاره شده و آن عبارتست از اینکه جایگزینی همسری با [[همسر]] دیگر بر [[پیامبر]]{{صل}} از سوی [[خدا]] [[حرام]] شده است. با توجه به اینکه بر هیچ [[مرد]] [[مسلمانی]] جایز نیست همزمان بیش از ۴ [[زن]] دائمیدر یک زمان بر خود [[اختیار]] کند، [[خداوند]] با توجه به موقعیت ویژه ایشان، جهت برقراری ارتباط به همه قبائل و طوائف که حتی با [[زنان]] میان سال و مسن و کسانی که بیوه بودند [[ازدواج]] کرده، تا [[قانون]] [[محدودیت]] [[ازدواج]] پیش آمد، بر [[پیامبر]] مقدر فرمود که ایشان در یک زمان همان نه [[همسر]] دائمیرا داشته باشند و پس از [[نزول]] این [[آیه]]، بر ایشان [[اختیار]] نمودن [[همسر]] دائمیبیش از آن [[همسر]] [[حرام]] اعلام شد. | ||
#{{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او، مادران ایشانند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در کتاب خداوند از مؤمنان و مهاجران (به ارث) سزاوارترند مگر آنکه بخواهید به وابستگان خود، نیکی ورزید، این (حکم) در کتاب (خداوند) نگاشته است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref> '''نکته''': [[مفسران]] در [[تفسیر]] {{متن قرآن|وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او، مادران ایشانند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در کتاب خداوند از مؤمنان و مهاجران (به ارث) سزاوارترند مگر آنکه بخواهید به وابستگان خود، نیکی ورزید، این (حکم) در کتاب (خداوند) نگاشته است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref> آوردهاند که در این [[آیه]] [[همسران]] [[حضرت]] به مانند [[مادران]] [[امت]] نامیده شدهاند، یعنی آنان برای [[مؤمنان]] در [[احترام]] و [[حرمت]] [[ازدواج]] مانند [[مادر]] هستند و مراد از «امهات [[مؤمنین]]» [[زنان]] [[حضرت رسول]]{{صل}} هستند و بدین معناست که [[همسران]] آن [[حضرت]] [[مادران]] شمایند و این از دو جنبه است. یکی اینکه:[[ازدواج]] [[زنان پیامبر]] با [[مؤمنان]]، [[حرام]] بوده و این حکمیشرعی و مخصوص به آن جناب است. و [[گواه]] بر این موضوع، [[آیه]] بعد است که به مسأله [[حرمت]] [[نکاح]] با آنان تصریح نموده و میفرماید «... {{متن قرآن|وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا}}<ref>«ای مؤمنان! به خانههای پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بیآنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref>.»... از سوی دیگر اینکه [[احترام]] آنان همانند [[مادران]] [[حقیقی]] بر هر فرد [[مؤمن]] [[واجب]] و لازم است. و لذا کسانی مانند [[مجلسی]] این [[آیه]] را در [[باب]] [[فضائل]] و خصائصالنبی آورده است. ([[مجلسی]]، [[محمدتقی]]، [[بحارالانوار]]، ج ۱۶، ص ۳۰۷). | #{{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او، مادران ایشانند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در کتاب خداوند از مؤمنان و مهاجران (به ارث) سزاوارترند مگر آنکه بخواهید به وابستگان خود، نیکی ورزید، این (حکم) در کتاب (خداوند) نگاشته است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref> '''نکته''': [[مفسران]] در [[تفسیر]] {{متن قرآن|وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او، مادران ایشانند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در کتاب خداوند از مؤمنان و مهاجران (به ارث) سزاوارترند مگر آنکه بخواهید به وابستگان خود، نیکی ورزید، این (حکم) در کتاب (خداوند) نگاشته است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref> آوردهاند که در این [[آیه]] [[همسران]] [[حضرت]] به مانند [[مادران]] [[امت]] نامیده شدهاند، یعنی آنان برای [[مؤمنان]] در [[احترام]] و [[حرمت]] [[ازدواج]] مانند [[مادر]] هستند و مراد از «امهات [[مؤمنین]]» [[زنان]] [[حضرت رسول]]{{صل}} هستند و بدین معناست که [[همسران]] آن [[حضرت]] [[مادران]] شمایند و این از دو جنبه است. یکی اینکه:[[ازدواج]] [[زنان پیامبر]] با [[مؤمنان]]، [[حرام]] بوده و این حکمیشرعی و مخصوص به آن جناب است. و [[گواه]] بر این موضوع، [[آیه]] بعد است که به مسأله [[حرمت]] [[نکاح]] با آنان تصریح نموده و میفرماید «... {{متن قرآن|وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا}}<ref>«ای مؤمنان! به خانههای پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بیآنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref>.»... از سوی دیگر اینکه [[احترام]] آنان همانند [[مادران]] [[حقیقی]] بر هر فرد [[مؤمن]] [[واجب]] و لازم است. و لذا کسانی مانند [[مجلسی]] این [[آیه]] را در [[باب]] [[فضائل]] و خصائصالنبی آورده است. ([[مجلسی]]، [[محمدتقی]]، [[بحارالانوار]]، ج ۱۶، ص ۳۰۷). | ||
#{{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى * عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى * ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى * وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى * ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى * فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى * فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى}}<ref>«سوگند به ستاره چون فرو افتد؛ * که همنشین شما گمراه و بیراه نیست * و از سر هوا و هوس سخن نمیگوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی میشود * آن (فرشته) بسیار توانمند به او آموخته است * توانای خردمندی که راست ایستاد * و او در افق فراتر بود * سپس نزدیک شد و فروتر آمد * آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیکتر رسید * پس (خداوند) به بنده خود وحی کرد، آنچه وحی کرد» سوره نجم، آیه ۱-۱۰.</ref> '''نکته''': در آغاز [[سوگند]] به اختر [[قرآن]]، یا [[پیامبر]] چون فرود میآید. طبق برخی [[روایات]] [[نجم]]، قرآن یا [[رسول خدا]] است. هر چند کسانی [[نجم]] را به معنای ظاهری آن دانسته و منظور از جمله: {{متن قرآن|إِذَا هَوَى}}<ref>«سوگند به ستاره چون فرو افتد؛» سوره نجم، آیه ۱.</ref> سرازیر شدن آن [[حضرت]] است در هنگامیکه به [[معراج]] رفته بود. و ظاهر [[آیه]] چنین مینماید که مراد از [[نجم]]، مطلق جرمهای روشن آسمانی باشد، که سبک بیانی کتاب است که به بسیاری از مخلوقات خود [[سوگند]] خورده، از آن جمله به چند عدد از اجرام سماوی از قبیل [[خورشید]]، ماه، و سایر [[ستارگان]]، و بنابراین، مراد از {{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى}}<ref>«سوگند به ستاره چون فرو افتد؛» سوره نجم، آیه ۱.</ref> سقوط و افتادن آن در کرانه افق برای غروب است. ولی بافت [[آیه]] با معنای ظاهری سازگار نیست. بسیاری از [[مفسران]] بر این اعتقادند که جمله: {{متن قرآن|مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى}}<ref>«که همنشین شما گمراه و بیراه نیست» سوره نجم، آیه ۲.</ref> یعنی [[پیامبر]] از [[حق]] عدول نکرده و از [[راه هدایت]] خارج نشده است و مراد از کلمه {{متن قرآن|صَاحِبِكُمْ}}<ref>«بگو: تنها شما را به (سخن) یگانهای اندرز میدهم و آن اینکه: دو تن دو تن و تک تک برای خداوند قیام کنید سپس بیندیشید، در همنشین شما دیوانگی نیست؛ او برای شما جز بیمدهندهای پیش از (رسیدن) عذابی سخت نیست» سوره نجم، آیه ۲.</ref> [[رسول خدا]] است که این [[آیات]] ناظر به [[معراج]] ایشان است و بسیاری از مستندات [[روایی]] نیز، این مطلب را [[تأیید]] مینماید.<ref>طبری، ابو جعفر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۲۷، ص ۲۲؛؛ سیوطی، جلال الدین، الدرالمنثور، ج ۶، ص ۱۲۱؛ آلوسی، محمود، روحالمعانی، ج ۱۴، ص ۳۵؛ طباطبائی، محمدحسین، المیزان، ج ۱۹، ص ۴۴؛</ref> {{متن قرآن|ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى}}<ref>«سپس نزدیک شد و فروتر آمد» سوره نجم، آیه ۸.</ref> ضمائرش به [[جبرئیل]] بر میگردد؛ و معنای [[آیه]] چنین میشود که [[جبرئیل]] نزدیک [[رسول خدا]]{{صل}} شد تا با آن جناب به [[آسمانها]] عروج کند. اما برخی دیگر میگویند اگر ضمائر به [[رسول خدا]] برگردد، معنای [[آیه]] چنین میشود که [[پیامبر]] به [[خدای تعالی]] نزدیک شد و مراحل عروج را طی کرد و [[قرب]] خود را زیاد کرد. در [[تفسیر]] {{متن قرآن|فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى}}<ref>«آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیکتر رسید» سوره نجم، آیه ۹.</ref> آمده که [[پیامبر]] در [[شب معراج]] به مرتبهای رسید که جز ایشان به آن مرتبه دست نیافته بود، تا آنجا که هیچ [[ملک]] مقربی و نه هیچ [[رسول]] مرسلی به آن [[مقام]] نرسیده بود و نیز [[خدای تعالی]] در این باره فرمود: {{متن قرآن|قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى}}<ref>«آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیکتر رسید» سوره نجم، آیه ۹.</ref> یعنی بلکه کمتر از دو قوس و این [[بیان]] کننده [[میزان]] نزدیک شدن [[پیامبر]] به [[خدای تعالی]] و از خصائص ایشان در مرتبه [[معراج]] و کسب مراتب کمال بوده است<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۴۸۵-۴۹۰.</ref>. | #{{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى * مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى * وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى * عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى * ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى * وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى * ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى * فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى * فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى}}<ref>«سوگند به ستاره چون فرو افتد؛ * که همنشین شما گمراه و بیراه نیست * و از سر هوا و هوس سخن نمیگوید * آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی میشود * آن (فرشته) بسیار توانمند به او آموخته است * توانای خردمندی که راست ایستاد * و او در افق فراتر بود * سپس نزدیک شد و فروتر آمد * آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیکتر رسید * پس (خداوند) به بنده خود وحی کرد، آنچه وحی کرد» سوره نجم، آیه ۱-۱۰.</ref> '''نکته''': در آغاز [[سوگند]] به اختر [[قرآن]]، یا [[پیامبر]] چون فرود میآید. طبق برخی [[روایات]] [[نجم]]، قرآن یا [[رسول خدا]] است. هر چند کسانی [[نجم]] را به معنای ظاهری آن دانسته و منظور از جمله: {{متن قرآن|إِذَا هَوَى}}<ref>«سوگند به ستاره چون فرو افتد؛» سوره نجم، آیه ۱.</ref> سرازیر شدن آن [[حضرت]] است در هنگامیکه به [[معراج]] رفته بود. و ظاهر [[آیه]] چنین مینماید که مراد از [[نجم]]، مطلق جرمهای روشن آسمانی باشد، که سبک بیانی کتاب است که به بسیاری از مخلوقات خود [[سوگند]] خورده، از آن جمله به چند عدد از اجرام سماوی از قبیل [[خورشید]]، ماه، و سایر [[ستارگان]]، و بنابراین، مراد از {{متن قرآن|وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى}}<ref>«سوگند به ستاره چون فرو افتد؛» سوره نجم، آیه ۱.</ref> سقوط و افتادن آن در کرانه افق برای غروب است. ولی بافت [[آیه]] با معنای ظاهری سازگار نیست. بسیاری از [[مفسران]] بر این اعتقادند که جمله: {{متن قرآن|مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى}}<ref>«که همنشین شما گمراه و بیراه نیست» سوره نجم، آیه ۲.</ref> یعنی [[پیامبر]] از [[حق]] عدول نکرده و از [[راه هدایت]] خارج نشده است و مراد از کلمه {{متن قرآن|صَاحِبِكُمْ}}<ref>«بگو: تنها شما را به (سخن) یگانهای اندرز میدهم و آن اینکه: دو تن دو تن و تک تک برای خداوند قیام کنید سپس بیندیشید، در همنشین شما دیوانگی نیست؛ او برای شما جز بیمدهندهای پیش از (رسیدن) عذابی سخت نیست» سوره نجم، آیه ۲.</ref> [[رسول خدا]] است که این [[آیات]] ناظر به [[معراج]] ایشان است و بسیاری از مستندات [[روایی]] نیز، این مطلب را [[تأیید]] مینماید.<ref>طبری، ابو جعفر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۲۷، ص ۲۲؛؛ سیوطی، جلال الدین، الدرالمنثور، ج ۶، ص ۱۲۱؛ آلوسی، محمود، روحالمعانی، ج ۱۴، ص ۳۵؛ طباطبائی، محمدحسین، المیزان، ج ۱۹، ص ۴۴؛</ref> {{متن قرآن|ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى}}<ref>«سپس نزدیک شد و فروتر آمد» سوره نجم، آیه ۸.</ref> ضمائرش به [[جبرئیل]] بر میگردد؛ و معنای [[آیه]] چنین میشود که [[جبرئیل]] نزدیک [[رسول خدا]]{{صل}} شد تا با آن جناب به [[آسمانها]] عروج کند. اما برخی دیگر میگویند اگر ضمائر به [[رسول خدا]] برگردد، معنای [[آیه]] چنین میشود که [[پیامبر]] به [[خدای تعالی]] نزدیک شد و مراحل عروج را طی کرد و [[قرب]] خود را زیاد کرد. در [[تفسیر]] {{متن قرآن|فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى}}<ref>«آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیکتر رسید» سوره نجم، آیه ۹.</ref> آمده که [[پیامبر]] در [[شب معراج]] به مرتبهای رسید که جز ایشان به آن مرتبه دست نیافته بود، تا آنجا که هیچ [[ملک]] مقربی و نه هیچ [[رسول]] مرسلی به آن [[مقام]] نرسیده بود و نیز [[خدای تعالی]] در این باره فرمود: {{متن قرآن|قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى}}<ref>«آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیکتر رسید» سوره نجم، آیه ۹.</ref> یعنی بلکه کمتر از دو قوس و این [[بیان]] کننده [[میزان]] نزدیک شدن [[پیامبر]] به [[خدای تعالی]] و از خصائص ایشان در مرتبه [[معراج]] و کسب مراتب کمال بوده است<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۴۸۵-۴۹۰.</ref>. | ||