←ابوذر غفاری در فرهنگنامه دینی
جز (جایگزینی متن - 'باقی' به 'باقی') |
|||
| خط ۷۶: | خط ۷۶: | ||
*یکی از [[مسلمانان]] با سابقه و انقلابی و از [[اصحاب]] بزرگوار [[پیامبر خدا]]{{صل}} وی از [[قبیله]] بنیغِفار، و نام اصلی او جُندب بن جناده بود و نزد [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] مقامی والا داشت. [[رسول خدا]]{{صل}} او را به [[راستگویی]] ستود. وی و کسانی همچون [[سلمان]]، [[مقداد]] و [[ابوذر]] از [[بهترین]] [[یاران پیامبر]] بودند. | *یکی از [[مسلمانان]] با سابقه و انقلابی و از [[اصحاب]] بزرگوار [[پیامبر خدا]]{{صل}} وی از [[قبیله]] بنیغِفار، و نام اصلی او جُندب بن جناده بود و نزد [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] مقامی والا داشت. [[رسول خدا]]{{صل}} او را به [[راستگویی]] ستود. وی و کسانی همچون [[سلمان]]، [[مقداد]] و [[ابوذر]] از [[بهترین]] [[یاران پیامبر]] بودند. | ||
*[[ابوذر]] در زمان [[خلیفه دوم]] به [[شام]] رفت و تا روزگار [[عثمان]] در آنجا بود و از کسانی بود که از شیوه [[حکومت]] [[معاویه]] و [[عثمان]] و انحرافهای آنان و [[زندگی]] تجمّلاتی و حیف و میل [[بیتالمال]] [[انتقاد]] میکرد. سرانجام او را به "[[رَبَذه]]" [[تبعید]] کردند. [[ابوذر]] در سال ۳۱ هجری در تبعیدگاه [[ربذه]] غریبانه [[جان]] داد و در همانجا به [[خاک]] سپرده شد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۸.</ref>. | *[[ابوذر]] در زمان [[خلیفه دوم]] به [[شام]] رفت و تا روزگار [[عثمان]] در آنجا بود و از کسانی بود که از شیوه [[حکومت]] [[معاویه]] و [[عثمان]] و انحرافهای آنان و [[زندگی]] تجمّلاتی و حیف و میل [[بیتالمال]] [[انتقاد]] میکرد. سرانجام او را به "[[رَبَذه]]" [[تبعید]] کردند. [[ابوذر]] در سال ۳۱ هجری در تبعیدگاه [[ربذه]] غریبانه [[جان]] داد و در همانجا به [[خاک]] سپرده شد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۸.</ref>. | ||
==[[نسب]]== | |||
*[[ابو ذر]] [[جندب بن عبد الله بن جنادة ]] [[غفاری]]، [[حجازی]] مشهور به [[ابوذر غفاری]] او از [[روات حدیث]] است. در بین [[اهل سنت]] نام او را در شمار [[اصحاب رسول الله]] نوشتهاند.. در [[مدینه]]، [[مکه]]، [[ربذه]] [[زندگی]] میکرد<ref>[http://hadith.islam-db.com/narrators/2187/%D8%AC%D9%86%D8%AF%D8%A8-%D8%A8%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D8%AF-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A8%D9%86-%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%A9-%D8%A8%D9%86-%D8%B3%D9%81%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%86-%D8%B9%D8%A8%D9%8A%D8%AF-%D8%A8%D9%86-%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%86-%D8%BA%D9%81%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%86-%D9%85%D9%84%D9%8A%D9%84 موسوعة الحدیث]</ref> | |||
==ابوذر غفاری== | |||
* [[ابوذر]] یکی از راسخترین پاران [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} و [[امام علی|علی]]{{ع}} است. او [[اهل]] قبیلۀ [[بنیغفار]] در اطراف [[مکه]] بود. با شنیدن زمزمههایی درباره [[دعوت پیامبر]]{{صل}} به [[مکه]] آمد و در جلسهای [[کلام]] [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} را شنید و با [[دل]] و [[جان]] [[ایمان]] آورد. او در فضای [[کفر]] و [[شرک]] مکۀ آن روز با صدای بلند [[شهادتین]] را در میان [[مردم]] سر داد. [[مشرکان]] با شنیدن صدای او بر سرش ریخته و به شدت او را کتک زدند و [[عباس بن عبدالمطلب]] او را [[نجات]] داد. اما او روز بعد هم آمد و در [[مسجدالحرام]] میان [[مردم]] همین [[شعار]] را تکرار کرد.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[داستان راستان (کتاب)|داستان راستان]] جلد دوم، مجموعه آثار، ج ۱۸، ص ۴۲۸.</ref> | |||
*روز [[جنگ تبوک]] که مسیری طاقتفرسا داشت، شتر لاغر و ضعيف [[ابوذر]] از حرکت باز ماند و او مجبور شد پیاده بار خود را بر دوش گرفته و با فاصلهای از [[سپاه]]، بر روی ریگهای داغ حرکت کند. [[تشنگی]] او را هلاک میکرد. به صخرهای رسید که در میانش قدری آب [[باران]] جمع شده بود. [[ابوذر]] مشکش را پر کرد و با خود گفت: هرگز نمیآشامم تا دوستم [[رسول الله]]{{صل}} بیاشامد. او با زحمت و [[سختی]] فراوان خود را به [[پیامبر]]{{صل}} رساند. [[رسول خدا]]{{صل}} با [[مشاهده]] [[تشنگی]] و خستگی او به [[اصحاب]] [[دستور]] داد به او آب دهند، اما [[ابوذر]] پاسخ داد: آب همراه دارم، ولی دریغم آمد قبل از [[پیامبر خاتم|رسول الله]]{{صل}} از آن بنوشم.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[جاذبه و دافعه علی (کتاب)|جاذبه و دافعه علی]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، ص ۲۷۱.</ref> | |||
* [[رفاقت]] و [[دوستی]] [[ابوذر]] با [[امام علی]]{{ع}} به نخستین ساعات [[اسلام آوردن]] او باز میگردد. در اولین روزهایی که او وارد [[مکه]] شد با [[علی]]{{ع}} آشنا شده و سه روز در منزل آن [[حضرت]] مهمان بود. [[امام علی]]{{ع}} [[ابوذر]] را با [[پیامبر]] آشنا نمود و عطش [[حقطلبی]] او را با [[معارف]] [[اسلام]] و [[توحید]] [[سیراب]] کرد. [[ابوذر]] نیز هیچگاه دست از [[یاری]] و [[پیروی]] از پیشوای خویش برنداشت. او در زمان [[شیخین]] از مسائل پیش آمدۀ [[جامعه اسلامی]] ناراضی بود، اما همچون [[امام]] خویش برای [[حفظ وحدت مسلمین]] [[سکوت]] کرد. [[ابوذر]] جزء پنج نفری بود که پس از [[رحلت]] [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} سر موعد برای [[یاری]] [[امام علی|امیرمؤمنان]]{{ع}} حاضر شدند. | |||
* [[روح]] [[ابوذر]] با تشخیص و [[بصیرت]]، [[رشد]] یافته بود و [[حق و باطل]] را با اصول آن میشناخت، نه با افراد و شخصیتها؛ از اینرو در حالی که [[اکثریت]] [[علی]]{{ع}} را تنها میگذاشتند او در کنار مولایش [[وفادار]] باقی ماند.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[جاذبه و دافعه علی (کتاب)|جاذبه و دافعه علی]]، مجموعه آثار، ج۱۶ ص ۳۰۷.</ref> | |||
*بیشترین [[عبادت]] [[ابوذر]] [[تفکر]] بود. او از [[حکما]] و متفکران عصر [[پیامبر خاتم|پیامبر]]{{صل}} محسوب میشد و چنان [[رشد]] یافته بود که هیچگاه در [[حمایت]] از [[امام علی|علی]]{{ع}} دچار [[شک و تردید]] نشد. در حالی که عابدی فاقد [[بصیرت]] همچون [[ربیع بن خیثم]] دچار [[شک و تردید]] شده و [[امام علی|علی]]{{ع}} را تنها گذاشت.<ref>یادداشتها، ج ۶، ص ۴۱۱.</ref> | |||
*بیشترین فعالیت [[ابوذر]] در زمان [[عثمان]] بود. افراد مختلف جایزههای [[صد]] هزار دیناری از [[عثمان]] گرفته و گلههای اسب و گوسفند و [[غلام]] و [[کنیز]] فراهم میکردند. [[ابوذر]] با زبان برندهاش [[امر به معروف و نهی از منکر]] میکرد. [[حمایت]] [[امام علی|علی]]{{ع}} از [[ابوذر]] مانع آن بود که [[عثمان]] به کشتن او [[فکر]] کند. [[تطمیع]]، [[ستم]] و [[تبعید]] به [[شام]] نتوانست [[ابوذر]] را خاموش کند. [[عثمان]] سرانجام او را به [[ربذه]] [[تبعید]] کرد و بدرقۀ او را نیز [[ممنوع]] اعلام کرد؛ اما [[امام علی|امیرمؤمنان علی]]{{ع}} به همراه دو پسرش او را بدرقه کرد و در همان مراسم خطبهای خواند که نشان دهنده [[تجلیل]] و [[حمایت]] از [[ابوذر]] و [[فساد]] [[حکومت]] [[عثمان]] است.<ref>[[مرتضی مطهری|مطهری مرتضی]]، [[جاذبه و دافعه علی (کتاب)|جاذبه و دافعه علی]]، مجموعه آثار، ج ۱۶، صص ۶۴ و [[سیری در سیره نبوی (کتاب)|سیری در سیره نبوی]] مجموعه آثار، ج ۴۸۲.</ref> | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
{{یادآوری پانویس}} | {{یادآوری پانویس}} | ||
{{پانویس2}} | {{پانویس2}} | ||