شبح نوری امامان: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار')
خط ۱۰: خط ۱۰:


==مقدمه==
==مقدمه==
*در برخی [[روایات]]، گوشه‌ای دیگر از [[حقیقت]] مسئله وجود نوری [[امامان]]{{عم}} [[آشکار]] می‌شود. توضیح آنکه [[روح آدمی]] در این [[دنیا]] به [[بدن]] تعلق گرفته است. اینک باید دید که [[روح]] و [[نور]] [[امامان]]{{عم}} در آن سرا چگونه بوده است. [[ابوحمزه ثمالی]] در روایتی صحیح از [[امام سجاد]]{{ع}} [[نقل]] می‌کند که فرمودند: "همانا [[خداوند]]، [[محمد]]، [[علی]] و یازده فرزندش را از [[نور]] [[عظمت]] خود آفرید، سپس ایشان را به‌صورت اشباحی در پرتو [[نور]] خود به‌پا داشت و آنها [[امامان]]{{عم}} و از [[فرزندان]] [[پیامبر خاتم|رسول الله]]{{صل}} هستند".<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۵۳۰ و ۵۳۱. این روایت با اندکی اختلاف در سند و مضمون در برخی دیگر از منابع نیز آمده است (ر.ک: محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۳۱۸ و ۳۱۹).</ref> در بخش نخست از این [[روایت]] تصریح شده است که [[خداوند]] این نورها را از [[نور]] [[عظمت]] خود آفرید. اینکه مقصود از [[نور]] [[عظمت]] [[خداوند]] چیست، روشن نیست؛ اما به‌وضوح، از بزرگی این نوع [[آفرینش]] حکایت دارد. در بخش دوم این [[روایت]] تصریح شده است که این [[انوار]] به‌صورت اشباح [[نورانی]] بوده‌اند. [[امام علی]]{{ع}} نیز در پاسخ کسی که پرسید پیش از [[آفرینش]] [[حضرت آدم]]{{ع}} شما چه بودید، فرمودند: ما اشباحی از [[نور]] بودیم.<ref>محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، علل الشرایع، ج ۱، ص ۲۳.</ref> این مضمون در [[روایات]] دیگری نیز [[نقل]] شده است.<ref>همان، ص ۲۰۸ و ۲۰۹.</ref> البته [[روایات]] یادشده (جز [[روایت]] نخست) [[اعتبار سندی]] لازم را ندارند، اما به‌دلیل تکثر مضمون آنها، پذیرفتنی‌اند. اینک [[پرسش]] آن است که مقصود از اشباح چیست؟ در‌این‌باره به‌نظر می‌رسد می‌توان گفت [[نور]] [[امامان]]{{عم}}، قالبی به‌نام شبح داشته است. این قالب به‌طور [[قطع]]، [[بدن]] مادی نبوده؛ زیرا [[بدن]] مادی بعدها [[آفریده]] شده و اساساً آن سرا، سرای مادی نبوده است. بنابراین، ممکن است شبح یادشده، قالب مثالی ایشان باشد. این احتمالی است که مورد [[تأیید]] برخی از بزرگان نیز قرار گرفته است.<ref>محمد باقر مجلسی، مرآة العقول، ج ۴، ص ۲۷۲؛ قاضی سعید قمی، شرح توحید صدوق، ج ۱، ص ۳۰۲؛ ابوالحسن شعرانی، تعليقات بر شرح اصول کافی، ج ۶، ص ۳۷۱.</ref> ضمن آنکه نظریه‌ای مخالف با آن نیز [[نقل]] نشده است. نکته‌ای دیگر نیز که می‌تواند با مسئله اخیر هم‌راستا باشد، آن است که (چنان‌که خواهد آمد) [[روایات]] فراوانی درباره [[عالم ذر]] وجود دارد. [[عالم ذر]] نیز عالمی است که به عالم اظلّه یا [[میثاق]] معروف است و اساساً برخی [[محدثان]]، [[روایات]] مربوط به [[عالم ذر]] را تحت عنوان "الاظلّة والذر" جمع کرده‌اند.<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۸۳.</ref> در روایتی نیز از اشباح با عنوان "ظل النور" یاد شده است.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۴۴۲.</ref> چنان‌که در [[روایت]] دیگری نیز [[امامان]]{{عم}} پیش از آفرينش تمام موجودات، خود را موجوداتی در اظله معرفی کرده‌اند که به [[تقدیس]] و [[تسبیح]] [[خداوند]] مشغول بوده‌اند.<ref>همان، ص۴۴۱.</ref> دو [[روایت]] اخیر، از [[اعتبار سندی]] برخوردار نیستند، اما جمع تمام [[روایات]]، [[اطمینان]] به صدور این مضمون به وجود می‌آورد که مقصود از اشباح و اظله یک چیز است و چنان‌که گفته شد، مقصود از شبح، می‌تواند همان قالب مثالی باشد. [[عالم ذر]] نیز عالمی بوده که [[انسان‌ها]] با [[بدن]] ذره‌ای یا مثالی خود حضور داشته‌اند؛ چراکه این عالم نیز عالم اظله و اشباح است.<ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]].</ref>
*در برخی [[روایات]]، گوشه‌ای دیگر از [[حقیقت]] مسئله وجود نوری [[امامان]]{{عم}} آشکار می‌شود. توضیح آنکه [[روح آدمی]] در این [[دنیا]] به [[بدن]] تعلق گرفته است. اینک باید دید که [[روح]] و [[نور]] [[امامان]]{{عم}} در آن سرا چگونه بوده است. [[ابوحمزه ثمالی]] در روایتی صحیح از [[امام سجاد]]{{ع}} [[نقل]] می‌کند که فرمودند: "همانا [[خداوند]]، [[محمد]]، [[علی]] و یازده فرزندش را از [[نور]] [[عظمت]] خود آفرید، سپس ایشان را به‌صورت اشباحی در پرتو [[نور]] خود به‌پا داشت و آنها [[امامان]]{{عم}} و از [[فرزندان]] [[پیامبر خاتم|رسول الله]]{{صل}} هستند".<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۵۳۰ و ۵۳۱. این روایت با اندکی اختلاف در سند و مضمون در برخی دیگر از منابع نیز آمده است (ر.ک: محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۳۱۸ و ۳۱۹).</ref> در بخش نخست از این [[روایت]] تصریح شده است که [[خداوند]] این نورها را از [[نور]] [[عظمت]] خود آفرید. اینکه مقصود از [[نور]] [[عظمت]] [[خداوند]] چیست، روشن نیست؛ اما به‌وضوح، از بزرگی این نوع [[آفرینش]] حکایت دارد. در بخش دوم این [[روایت]] تصریح شده است که این [[انوار]] به‌صورت اشباح [[نورانی]] بوده‌اند. [[امام علی]]{{ع}} نیز در پاسخ کسی که پرسید پیش از [[آفرینش]] [[حضرت آدم]]{{ع}} شما چه بودید، فرمودند: ما اشباحی از [[نور]] بودیم.<ref>محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، علل الشرایع، ج ۱، ص ۲۳.</ref> این مضمون در [[روایات]] دیگری نیز [[نقل]] شده است.<ref>همان، ص ۲۰۸ و ۲۰۹.</ref> البته [[روایات]] یادشده (جز [[روایت]] نخست) [[اعتبار سندی]] لازم را ندارند، اما به‌دلیل تکثر مضمون آنها، پذیرفتنی‌اند. اینک [[پرسش]] آن است که مقصود از اشباح چیست؟ در‌این‌باره به‌نظر می‌رسد می‌توان گفت [[نور]] [[امامان]]{{عم}}، قالبی به‌نام شبح داشته است. این قالب به‌طور [[قطع]]، [[بدن]] مادی نبوده؛ زیرا [[بدن]] مادی بعدها [[آفریده]] شده و اساساً آن سرا، سرای مادی نبوده است. بنابراین، ممکن است شبح یادشده، قالب مثالی ایشان باشد. این احتمالی است که مورد [[تأیید]] برخی از بزرگان نیز قرار گرفته است.<ref>محمد باقر مجلسی، مرآة العقول، ج ۴، ص ۲۷۲؛ قاضی سعید قمی، شرح توحید صدوق، ج ۱، ص ۳۰۲؛ ابوالحسن شعرانی، تعليقات بر شرح اصول کافی، ج ۶، ص ۳۷۱.</ref> ضمن آنکه نظریه‌ای مخالف با آن نیز [[نقل]] نشده است. نکته‌ای دیگر نیز که می‌تواند با مسئله اخیر هم‌راستا باشد، آن است که (چنان‌که خواهد آمد) [[روایات]] فراوانی درباره [[عالم ذر]] وجود دارد. [[عالم ذر]] نیز عالمی است که به عالم اظلّه یا [[میثاق]] معروف است و اساساً برخی [[محدثان]]، [[روایات]] مربوط به [[عالم ذر]] را تحت عنوان "الاظلّة والذر" جمع کرده‌اند.<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص۸۳.</ref> در روایتی نیز از اشباح با عنوان "ظل النور" یاد شده است.<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۴۴۲.</ref> چنان‌که در [[روایت]] دیگری نیز [[امامان]]{{عم}} پیش از آفرينش تمام موجودات، خود را موجوداتی در اظله معرفی کرده‌اند که به [[تقدیس]] و [[تسبیح]] [[خداوند]] مشغول بوده‌اند.<ref>همان، ص۴۴۱.</ref> دو [[روایت]] اخیر، از [[اعتبار سندی]] برخوردار نیستند، اما جمع تمام [[روایات]]، [[اطمینان]] به صدور این مضمون به وجود می‌آورد که مقصود از اشباح و اظله یک چیز است و چنان‌که گفته شد، مقصود از شبح، می‌تواند همان قالب مثالی باشد. [[عالم ذر]] نیز عالمی بوده که [[انسان‌ها]] با [[بدن]] ذره‌ای یا مثالی خود حضور داشته‌اند؛ چراکه این عالم نیز عالم اظله و اشباح است.<ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]].</ref>


*به نظر می‌رسد اشباح و [[ارواح]] [[نورانی]] [[امامان]]{{عم}} در [[عالم ذر]] نیز به همین سان وجود داشته‌اند و در این عالم، [[ارواح]] دیگر [[انسان‌ها]] همراه با وجود مثالی آنها حضور داشته و مسائلی مانند عرضه [[ولایت]] [[امامان]]{{عم}} بر آنها اتفاق افتاده است.<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص ۸۷ -۹۰.</ref> بنابر آنچه [[گذشت]]، [[روح]] و [[بدن مثالی]] [[امامان]]{{عم}} نخستین مخلوقات بوده و پس از آن در مراحل بعدی [[خلقت]]،### [[313]]### و [[بدن مثالی]] دیگر [[انسان‌ها]] [[آفریده]] شده است. با توجه به آنچه [[گذشت]]، تاکنون به سه نتیجه دست یافته‌ایم: نخست آنکه مقصود از [[نور]] [[امامان]]{{عم}}، همان [[روح]] ایشان است؛ دوم آنکه این [[روح]] در آن برهه، با قالب مثالی بوده است که از آن به اشباح [[نورانی]] تعبیر می‌شود؛ و سوم آنکه این [[روح]] و [[بدن مثالی]] در [[عالم ذر]] نیز وجود داشته است. در سوی مقابل، روایاتی نیز وجود دارد که ظاهر آنها با دو نتیجه نخست، [[تعارض]] دارد و باید بررسی شوند. در یکی از این [[روایات]]، [[امام باقر]]{{ع}} خطاب به [[جابر]] فرمودند: {{عربی|"يَا جَابِرُ إِنَّ اللَّهَ أَوَّلَ مَا خَلَقَ خَلَقَ مُحَمَّداً{{صل}} وَ عِتْرَتَهُ الْهُدَاةَ الْمُهْتَدِينَ فَكَانُوا أَشْبَاحَ نُورٍ بَيْنَ يَدَيِ اَللَّهِ. قُلْتُ: وَ مَا الْأَشْبَاحُ؟ قَالَ: ظِلُّ النُّورِ، أَبْدَانٌ نُورَانِيَّةٌ بِلاَ أَرْوَاحٍ"}}؛<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص۴۴۲.</ref> "ای [[جابر]]، همانا نخستین چیزی که [[خداوند]] آفرید، [[محمد]]{{صل}} و [[عترت]] [[هدایت‌گر]] و [[هدایت‌شده]] او بود. آنها اشباحی [[نورانی]] نزد [[خداوند]] بودند. گفتم: اشباح چیست؟ فرمود: سایه‌های [[نور]]، بدن‌های [[نورانی]] بدون [[روح]]". براساس این [[روایت]]، [[پیامبر]] و [[خاندان]] او در آن برهه، اشباحی از [[نور]] و به‌صورت ابدان [[نورانی]] بدون [[روح]] بوده‌اند؛ درحالی‌که پیش‌تر نتیجه گرفتیم که [[نور]] [[امامان]]{{عم}} در آن برهه، همان [[روح]] آنهاست. [[روایت]] یادشده از لحاظ سندی فاقد اعتبار است<ref>در سلسله سند این روایت، افرادی مجهول، مانند محمد بن عبدالله و افرادی مورد اختلاف، مانند محمد بن سنان وجود دارند که موجب ضعف سند می‌شود. البته چنان‌که در فصل نخست گذشت، معیار پذیرش یا ردّ روایت، تنها ضعف سند نیست، اما اگر روایتی ضعیف‌السند بود و شاهدی بر اطمینان نسبت به صدور آن از معصوم نبود، نمی‌توان آن روایت را پذیرفت. بنابراین، نمی‌توان ضعف سندی را در پذیرش و رد یک روایت بی‌تأثیر دانست. البته گفتنی است برخی محققان با تحلیل انتقادی نسبت به انگاره ضعیف بودن محمد بن سنان، وثاقت او را اثبات کرده‌اند (ر.ک: محمد علی مهدوی راد و امیرعطاءالله جباری، «محمد بن سنان از ورای دیدگاه‌ها»، در: حديث‌پژوهی، ش۸، ص۳۷- ۶۵). با وجود این، وجود افرادی مجهول مانند محمد بن عبدالله این روایت را فاقد اعتبار می‌سازد.</ref> و قرینه‌ای نیز برای [[اطمینان]] از صدور مضمون آن از سوی [[معصوم]]{{ع}} وجود ندارد؛ ازاین‌رو، توان [[مقاومت]] در برابر [[روایات معتبر]] پیشین را ندارد. افزون بر آن، با [[چشم‌پوشی]] از [[ضعف]] [[سند]]، چنان‌که برخی گفته‌اند، مقصود از این [[روح]]، می‌تواند [[روح]] حیوانی باشد که یکی از مراتب [[روح آدمی]] در این دنیاست و [[امامان]]{{عم}} این مرتبه از [[روح]] را در آن سرا نداشته‌اند.<ref>ملاصالح مازندرانی، شرح اصول کافی، ج۷، ص۱۴۲ و ۱۴۳.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]].</ref>
*به نظر می‌رسد اشباح و [[ارواح]] [[نورانی]] [[امامان]]{{عم}} در [[عالم ذر]] نیز به همین سان وجود داشته‌اند و در این عالم، [[ارواح]] دیگر [[انسان‌ها]] همراه با وجود مثالی آنها حضور داشته و مسائلی مانند عرضه [[ولایت]] [[امامان]]{{عم}} بر آنها اتفاق افتاده است.<ref>محمد بن حسن صفار قمی، بصائر الدرجات، ص ۸۷ -۹۰.</ref> بنابر آنچه [[گذشت]]، [[روح]] و [[بدن مثالی]] [[امامان]]{{عم}} نخستین مخلوقات بوده و پس از آن در مراحل بعدی [[خلقت]]،### [[313]]### و [[بدن مثالی]] دیگر [[انسان‌ها]] [[آفریده]] شده است. با توجه به آنچه [[گذشت]]، تاکنون به سه نتیجه دست یافته‌ایم: نخست آنکه مقصود از [[نور]] [[امامان]]{{عم}}، همان [[روح]] ایشان است؛ دوم آنکه این [[روح]] در آن برهه، با قالب مثالی بوده است که از آن به اشباح [[نورانی]] تعبیر می‌شود؛ و سوم آنکه این [[روح]] و [[بدن مثالی]] در [[عالم ذر]] نیز وجود داشته است. در سوی مقابل، روایاتی نیز وجود دارد که ظاهر آنها با دو نتیجه نخست، [[تعارض]] دارد و باید بررسی شوند. در یکی از این [[روایات]]، [[امام باقر]]{{ع}} خطاب به [[جابر]] فرمودند: {{عربی|"يَا جَابِرُ إِنَّ اللَّهَ أَوَّلَ مَا خَلَقَ خَلَقَ مُحَمَّداً{{صل}} وَ عِتْرَتَهُ الْهُدَاةَ الْمُهْتَدِينَ فَكَانُوا أَشْبَاحَ نُورٍ بَيْنَ يَدَيِ اَللَّهِ. قُلْتُ: وَ مَا الْأَشْبَاحُ؟ قَالَ: ظِلُّ النُّورِ، أَبْدَانٌ نُورَانِيَّةٌ بِلاَ أَرْوَاحٍ"}}؛<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص۴۴۲.</ref> "ای [[جابر]]، همانا نخستین چیزی که [[خداوند]] آفرید، [[محمد]]{{صل}} و [[عترت]] [[هدایت‌گر]] و [[هدایت‌شده]] او بود. آنها اشباحی [[نورانی]] نزد [[خداوند]] بودند. گفتم: اشباح چیست؟ فرمود: سایه‌های [[نور]]، بدن‌های [[نورانی]] بدون [[روح]]". براساس این [[روایت]]، [[پیامبر]] و [[خاندان]] او در آن برهه، اشباحی از [[نور]] و به‌صورت ابدان [[نورانی]] بدون [[روح]] بوده‌اند؛ درحالی‌که پیش‌تر نتیجه گرفتیم که [[نور]] [[امامان]]{{عم}} در آن برهه، همان [[روح]] آنهاست. [[روایت]] یادشده از لحاظ سندی فاقد اعتبار است<ref>در سلسله سند این روایت، افرادی مجهول، مانند محمد بن عبدالله و افرادی مورد اختلاف، مانند محمد بن سنان وجود دارند که موجب ضعف سند می‌شود. البته چنان‌که در فصل نخست گذشت، معیار پذیرش یا ردّ روایت، تنها ضعف سند نیست، اما اگر روایتی ضعیف‌السند بود و شاهدی بر اطمینان نسبت به صدور آن از معصوم نبود، نمی‌توان آن روایت را پذیرفت. بنابراین، نمی‌توان ضعف سندی را در پذیرش و رد یک روایت بی‌تأثیر دانست. البته گفتنی است برخی محققان با تحلیل انتقادی نسبت به انگاره ضعیف بودن محمد بن سنان، وثاقت او را اثبات کرده‌اند (ر.ک: محمد علی مهدوی راد و امیرعطاءالله جباری، «محمد بن سنان از ورای دیدگاه‌ها»، در: حديث‌پژوهی، ش۸، ص۳۷- ۶۵). با وجود این، وجود افرادی مجهول مانند محمد بن عبدالله این روایت را فاقد اعتبار می‌سازد.</ref> و قرینه‌ای نیز برای [[اطمینان]] از صدور مضمون آن از سوی [[معصوم]]{{ع}} وجود ندارد؛ ازاین‌رو، توان [[مقاومت]] در برابر [[روایات معتبر]] پیشین را ندارد. افزون بر آن، با [[چشم‌پوشی]] از [[ضعف]] [[سند]]، چنان‌که برخی گفته‌اند، مقصود از این [[روح]]، می‌تواند [[روح]] حیوانی باشد که یکی از مراتب [[روح آدمی]] در این دنیاست و [[امامان]]{{عم}} این مرتبه از [[روح]] را در آن سرا نداشته‌اند.<ref>ملاصالح مازندرانی، شرح اصول کافی، ج۷، ص۱۴۲ و ۱۴۳.</ref><ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]].</ref>
۲۲۵٬۰۱۵

ویرایش