عیسی بن مریم: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار'
جز (removed Category:امام مهدی; added Category:پیامبران در قرآن using HotCat) |
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار') |
||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
*[[قرآن کریم]] از [[حضرت عیسی]] بهدفعات با عناوین [[مسیح]]، [[روح الله]]، [[عبدالله]]، وجیه، مبارک، [[نبی]] و [[رسول]] یاد کرده است. | *[[قرآن کریم]] از [[حضرت عیسی]] بهدفعات با عناوین [[مسیح]]، [[روح الله]]، [[عبدالله]]، وجیه، مبارک، [[نبی]] و [[رسول]] یاد کرده است. | ||
*ولادت [[عیسی]] {{ع}} بدون حضور [[پدر]]، همانند ولادت [[حضرت آدم]] {{ع}} صورت گرفت. [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] میفرماید: در واقع، مَثل [[عیسی]] نزد [[خدا]] همچون مَثل [[خلقت]] [[آدم]] است [که] او را از [[خاک]] آفرید. سپس بدو گفت: "باش"، پس وجود یافت<ref>{{متن قرآن| إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ }}؛ سوره آل عمران، آیه ۵۹</ref>. [[قرآن کریم]] درباره کیفیت ولادت [[عیسی]] {{ع}} میفرماید: و در این کتاب از [[مریم]] یاد کن، آنگاه که از کسان خود، در مکانی شرقی به کناری شتافت و در برابر آنان پردهای بر خود گرفت. پس [[روح]] خود را به سوی او فرستادیم تا به [شکل] بشری خوشاندام بر او نمایان شد. [[مریم]] گفت: "اگر [[پرهیزکاری]]، من از تو به [[خدای رحمان]] [[پناه]] میبرم." گفت: "من فقط فرستاده [[پروردگار]] توام، برای اینکه به تو پسری [[پاکیزه]] ببخشم." گفت: "چگونه مرا پسری باشد با آنکه دست بشری به من نرسیده و [[بدکار]] نبودهام؟" گفت: "[[فرمان]] چنین است، [[پروردگار]] تو گفته که آن بر من آسان است و [این کار انجام دهیم] تا او را نشانهای برای [[مردم]] و رحمتی از جانب خویش قرار دهیم و [این] دستوری قطعی بود<ref>{{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّا قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلامًا زَكِيًّا قَالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا }}؛ سوره مریم، آیه ۱۶ – ۲۱</ref>. بدینسان، [[عیسی]] {{ع}} در [[ناحیه]] بیت اللحم از نواحی [[فلسطین]] متولد شد. پس از چندی [[مریم]] در حالی که [[عیسی]] {{ع}} را در آغوش گرفته بود، نزد [[قوم]] خویش بازگشت. آنها او را مورد [[نکوهش]] قرار دادند. در این هنگام [[عیسی]] {{ع}} با اشاره [[مادر]] خویش لب به سخن گشود: (کودک) گفت: "منم [[بنده]] [[خدا]]، به من کتاب داده و مرا [[پیامبر]] قرار داده است؛ و هر جا که باشم مرا با [[برکت]] ساخته و تا زندهام به [[نماز]] و [[زکات]] سفارش کرده است؛ و مرا نسبت به مادرم [[نیکوکار]] کرده و زورگو و نافرمانم نگردانیده است؛ و در [[درود]] بر من، روزی که زاده شدم و روزی که میمیرم و روزی که زنده برانگیخته میشوم<ref>{{متن قرآن| قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا وَالسَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا }}؛ سوره مریم، آیه ۳۰- ۳۳</ref>. | *ولادت [[عیسی]] {{ع}} بدون حضور [[پدر]]، همانند ولادت [[حضرت آدم]] {{ع}} صورت گرفت. [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] میفرماید: در واقع، مَثل [[عیسی]] نزد [[خدا]] همچون مَثل [[خلقت]] [[آدم]] است [که] او را از [[خاک]] آفرید. سپس بدو گفت: "باش"، پس وجود یافت<ref>{{متن قرآن| إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ }}؛ سوره آل عمران، آیه ۵۹</ref>. [[قرآن کریم]] درباره کیفیت ولادت [[عیسی]] {{ع}} میفرماید: و در این کتاب از [[مریم]] یاد کن، آنگاه که از کسان خود، در مکانی شرقی به کناری شتافت و در برابر آنان پردهای بر خود گرفت. پس [[روح]] خود را به سوی او فرستادیم تا به [شکل] بشری خوشاندام بر او نمایان شد. [[مریم]] گفت: "اگر [[پرهیزکاری]]، من از تو به [[خدای رحمان]] [[پناه]] میبرم." گفت: "من فقط فرستاده [[پروردگار]] توام، برای اینکه به تو پسری [[پاکیزه]] ببخشم." گفت: "چگونه مرا پسری باشد با آنکه دست بشری به من نرسیده و [[بدکار]] نبودهام؟" گفت: "[[فرمان]] چنین است، [[پروردگار]] تو گفته که آن بر من آسان است و [این کار انجام دهیم] تا او را نشانهای برای [[مردم]] و رحمتی از جانب خویش قرار دهیم و [این] دستوری قطعی بود<ref>{{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّا قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلامًا زَكِيًّا قَالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا }}؛ سوره مریم، آیه ۱۶ – ۲۱</ref>. بدینسان، [[عیسی]] {{ع}} در [[ناحیه]] بیت اللحم از نواحی [[فلسطین]] متولد شد. پس از چندی [[مریم]] در حالی که [[عیسی]] {{ع}} را در آغوش گرفته بود، نزد [[قوم]] خویش بازگشت. آنها او را مورد [[نکوهش]] قرار دادند. در این هنگام [[عیسی]] {{ع}} با اشاره [[مادر]] خویش لب به سخن گشود: (کودک) گفت: "منم [[بنده]] [[خدا]]، به من کتاب داده و مرا [[پیامبر]] قرار داده است؛ و هر جا که باشم مرا با [[برکت]] ساخته و تا زندهام به [[نماز]] و [[زکات]] سفارش کرده است؛ و مرا نسبت به مادرم [[نیکوکار]] کرده و زورگو و نافرمانم نگردانیده است؛ و در [[درود]] بر من، روزی که زاده شدم و روزی که میمیرم و روزی که زنده برانگیخته میشوم<ref>{{متن قرآن| قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا وَالسَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا }}؛ سوره مریم، آیه ۳۰- ۳۳</ref>. | ||
*[[خداوند]] [[معجزات]] بسیاری به [[عیسی]] {{ع}} عطا فرمود: [[عیسی]] [[پسر مریم]] را معجزههای | *[[خداوند]] [[معجزات]] بسیاری به [[عیسی]] {{ع}} عطا فرمود: [[عیسی]] [[پسر مریم]] را معجزههای آشکار بخشیدیم و او را به [[روح القدس]] تأیید کردیم...<ref>{{متن قرآن| وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَقَفَّيْنَا مِن بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَفَكُلَّمَا جَاءَكُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَى أَنفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقًا تَقْتُلُونَ }}؛ سوره بقره، آیه ۸۷</ref>. او بیماریهای کوری و پیسی را که از بیماریهای لاعلاج آن روزگار بود، شفا میبخشید. نیز به مرغی که دستساخته او بود، به [[اذن الهی]] [[جان]] بخشید و مردگان را به [[اذن]] [[پروردگار]] به [[زندگی]] بازگرداند. [[خداوند]] به [[عیسی]] {{ع}} [[حکمت]] آموخت و او را از [[علم لدنی]] برخوردار گرداند<ref>{{متن قرآن| وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ}}؛ سوره آل عمران، آیه ۴۸</ref>.[[نبوت]] [[عیسی]] {{ع}} [[پیش از بعثت]]، از طرف جناب یحیی {{ع}} اعلام شده بود. او پس از [[بعثت]] [[چهل]] روز را در بیابانها گذراند و به [[تفکر]] و [[عبادت]] پرداخت و با خدای خویش خلوت گزید. | ||
*[[عیسی]] {{ع}} [[پیامبری]] ظلمستیز بود و با دنیاپرستان [[یهودی]] و کاهنانی که از نام [[دین]] سوءاستفاده میکردند، به [[مبارزه]] برخاست. او با [[مستمندان]] [[همنشینی]] داشت و همواره به رفع فقراز میان [[جامعه]] میاندیشید. [[مردمان]] نیز که [[تعالیم]] او را به نفع [[بشریت]] یافته بودند، به او روی میآوردند. از اینرو [[موقعیت]] [[کاهنان]] [[یهودی]] به مخاطره افتاد و در [[اندیشه]] توطئه علیه او افتادند. این اتفاق با [[خیانت]] یکی از [[حواریون]] بهنام یهودای اسخریوطی رخ داد. [[عیسی]] {{ع}} را به [[اتهام]] [[اقدام]] برای براندازی امپراتوری [[روم]] تحت تعقیب قرار دادند و در صدد بودند تا وی را [[تسلیم]] [[مقامات]] [[روم]] کنند. [[قرآن کریم]] تصریح میکند که [[خداوند]] [[عیسی]] {{ع}} را از دست آنها [[نجات]] داد و او به [[آسمان]] عروج کرد: یاد کن هنگامی را که [[خدا]] گفت: "ای [[عیسی]]، من تو را برمیگیرم و بهسوی خویش بالا میبرم و تو را از [آلایش] کسانی که [[کفر]] ورزیدهاند [[پاک]] میگردانم و تا [[روز رستاخیز]]، کسانی را که از تو [[پیروی]] کردهاند، فوق کسانی که [[کافر]] شدهاند قرار خواهم داد؛ آنگاه فرجام شما به سوی من است، پس در آنچه بر سر آن [[اختلاف]] میکردید میان شما [[داوری]] خواهم کرد<ref>{{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ}}؛ سوره آل عمران، آیه ۵۵</ref>. نقشه [[خداوند]] بر مکر آنها چیره شد، [[خداوند]] [[عیسی]] {{ع}} را [[نجات]] داد و بنابر [[روایات]]، وی را در [[آسمان]] چهارم ساکن کرد. [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] میفرماید: و گفته ایشان که "ما [[مسیح]]، عیسی بن مریم، [[پیامبر خدا]] را کشتیم" و حال آنکه آنان او را نکشتند و مصلوبش نکردند، لیکن امر بر آنان مشتبه شد؛ و کسانی که درباره او [[اختلاف]] کردند، قطعاً در مورد آن دچار [[شک]] شدهاند و هیچ [[علمی]] بدان ندارند، جز آنکه [[گمان]] [[پیروی]] میکنند و یقیناً او را نکشتند، بلکه [[خدا]] او را بهسوی خود بالا برد؛ و [[خدا]] توانا و [[حکیم]] است<ref>{{متن قرآن| وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا بَل رَّفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا }}؛ سوره نساء، آیه ۱۵۷ – ۱۵۸</ref>. | *[[عیسی]] {{ع}} [[پیامبری]] ظلمستیز بود و با دنیاپرستان [[یهودی]] و کاهنانی که از نام [[دین]] سوءاستفاده میکردند، به [[مبارزه]] برخاست. او با [[مستمندان]] [[همنشینی]] داشت و همواره به رفع فقراز میان [[جامعه]] میاندیشید. [[مردمان]] نیز که [[تعالیم]] او را به نفع [[بشریت]] یافته بودند، به او روی میآوردند. از اینرو [[موقعیت]] [[کاهنان]] [[یهودی]] به مخاطره افتاد و در [[اندیشه]] توطئه علیه او افتادند. این اتفاق با [[خیانت]] یکی از [[حواریون]] بهنام یهودای اسخریوطی رخ داد. [[عیسی]] {{ع}} را به [[اتهام]] [[اقدام]] برای براندازی امپراتوری [[روم]] تحت تعقیب قرار دادند و در صدد بودند تا وی را [[تسلیم]] [[مقامات]] [[روم]] کنند. [[قرآن کریم]] تصریح میکند که [[خداوند]] [[عیسی]] {{ع}} را از دست آنها [[نجات]] داد و او به [[آسمان]] عروج کرد: یاد کن هنگامی را که [[خدا]] گفت: "ای [[عیسی]]، من تو را برمیگیرم و بهسوی خویش بالا میبرم و تو را از [آلایش] کسانی که [[کفر]] ورزیدهاند [[پاک]] میگردانم و تا [[روز رستاخیز]]، کسانی را که از تو [[پیروی]] کردهاند، فوق کسانی که [[کافر]] شدهاند قرار خواهم داد؛ آنگاه فرجام شما به سوی من است، پس در آنچه بر سر آن [[اختلاف]] میکردید میان شما [[داوری]] خواهم کرد<ref>{{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ}}؛ سوره آل عمران، آیه ۵۵</ref>. نقشه [[خداوند]] بر مکر آنها چیره شد، [[خداوند]] [[عیسی]] {{ع}} را [[نجات]] داد و بنابر [[روایات]]، وی را در [[آسمان]] چهارم ساکن کرد. [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] میفرماید: و گفته ایشان که "ما [[مسیح]]، عیسی بن مریم، [[پیامبر خدا]] را کشتیم" و حال آنکه آنان او را نکشتند و مصلوبش نکردند، لیکن امر بر آنان مشتبه شد؛ و کسانی که درباره او [[اختلاف]] کردند، قطعاً در مورد آن دچار [[شک]] شدهاند و هیچ [[علمی]] بدان ندارند، جز آنکه [[گمان]] [[پیروی]] میکنند و یقیناً او را نکشتند، بلکه [[خدا]] او را بهسوی خود بالا برد؛ و [[خدا]] توانا و [[حکیم]] است<ref>{{متن قرآن| وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا بَل رَّفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا }}؛ سوره نساء، آیه ۱۵۷ – ۱۵۸</ref>. | ||
*[[امام علی]] {{ع}} در فرازهایی از سخنان خود از [[عیسی]] {{ع}} یاد میکند و میفرماید: خوشا بهحال کسانی که [[زهد]] ورزیدند و خود را از [[جهان]] کنار کشیدند و دلباخته [[آخرت]] شدند؛ و همان رادمردانی (مرغ جانشان برای آشیانه لاهوت پر میکشید) و [[زمین]] را فرش، خاکش را رختخواب و آبش را مشک [[ناب]] گرفتند (شب که موجودات بهخواب رفتند آنها سر از [[خواب]] ناز برگرفتند و با سوز و گداز تمام به [[مناجات]] و [[راز]] و نیاز با [[خدا]] پرداختند). [[قرآن]] را [[لباس]] و [[دعا]] را پیراهن [[جان]] خویش ساختند. [[دل]] از [[جهان]] (ناپایدار) برکندند و روش عیسی بن مریم {{ع}} را دنبال کردند. و اگر خواهی مثلی از عیسی بن مریم {{ع}} بیاورم، [[عیسی]] سنگ زیر سر مینهاد و جامه [[خشن]] میپوشید [و غذای ناگوار میخورد]. به هنگام [[گرسنگی]] نام خورشش، [[گرسنگی]] بود و در شبها چراغش، ماه و در زمستان سرپناهش خاور و باختر [[زمین]] و میوه و ریحانش همان بود که برای ستوران از [[زمین]] میروید. نه همسری داشت که فریفته او شود و نه فرزندی که برایش [[اندوهگین]] گردد. نه [[مالی]] داشت که به خود مشغولش دارد و نه آزمندی که سبب خواریاش باشد. مرکبش پاهایش بود و خادمش دستهایش<ref>{{متن حدیث|وَ إِنْ شِئْتَ قُلْتُ فِي عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ، فَلَقَدْ كَانَ يَتَوَسَّدُ الْحَجَرَ وَ يَلْبَسُ الْخَشِنَ وَ يَأْكُلُ الْجَشِبَ، وَ كَانَ إِدَامُهُ الْجُوعَ وَ سِرَاجُهُ بِاللَّيْلِ الْقَمَرَ وَ ظِلَالُهُ فِي الشِّتَاءِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ فَاكِهَتُهُ وَ رَيْحَانُهُ مَا تُنْبِتُ الْأَرْضُ لِلْبَهَائِمِ، وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ زَوْجَةٌ تَفْتِنُهُ وَ لَا وَلَدٌ يَحْزُنُهُ وَ لَا مَالٌ يَلْفِتُهُ وَ لَا طَمَعٌ يُذِلُّهُ، دَابَّتُهُ رِجْلَاهُ وَ خَادِمُهُ يَدَاهُ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۵۹</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۵۹۴-۵۹۶.</ref>. | *[[امام علی]] {{ع}} در فرازهایی از سخنان خود از [[عیسی]] {{ع}} یاد میکند و میفرماید: خوشا بهحال کسانی که [[زهد]] ورزیدند و خود را از [[جهان]] کنار کشیدند و دلباخته [[آخرت]] شدند؛ و همان رادمردانی (مرغ جانشان برای آشیانه لاهوت پر میکشید) و [[زمین]] را فرش، خاکش را رختخواب و آبش را مشک [[ناب]] گرفتند (شب که موجودات بهخواب رفتند آنها سر از [[خواب]] ناز برگرفتند و با سوز و گداز تمام به [[مناجات]] و [[راز]] و نیاز با [[خدا]] پرداختند). [[قرآن]] را [[لباس]] و [[دعا]] را پیراهن [[جان]] خویش ساختند. [[دل]] از [[جهان]] (ناپایدار) برکندند و روش عیسی بن مریم {{ع}} را دنبال کردند. و اگر خواهی مثلی از عیسی بن مریم {{ع}} بیاورم، [[عیسی]] سنگ زیر سر مینهاد و جامه [[خشن]] میپوشید [و غذای ناگوار میخورد]. به هنگام [[گرسنگی]] نام خورشش، [[گرسنگی]] بود و در شبها چراغش، ماه و در زمستان سرپناهش خاور و باختر [[زمین]] و میوه و ریحانش همان بود که برای ستوران از [[زمین]] میروید. نه همسری داشت که فریفته او شود و نه فرزندی که برایش [[اندوهگین]] گردد. نه [[مالی]] داشت که به خود مشغولش دارد و نه آزمندی که سبب خواریاش باشد. مرکبش پاهایش بود و خادمش دستهایش<ref>{{متن حدیث|وَ إِنْ شِئْتَ قُلْتُ فِي عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ، فَلَقَدْ كَانَ يَتَوَسَّدُ الْحَجَرَ وَ يَلْبَسُ الْخَشِنَ وَ يَأْكُلُ الْجَشِبَ، وَ كَانَ إِدَامُهُ الْجُوعَ وَ سِرَاجُهُ بِاللَّيْلِ الْقَمَرَ وَ ظِلَالُهُ فِي الشِّتَاءِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا وَ فَاكِهَتُهُ وَ رَيْحَانُهُ مَا تُنْبِتُ الْأَرْضُ لِلْبَهَائِمِ، وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ زَوْجَةٌ تَفْتِنُهُ وَ لَا وَلَدٌ يَحْزُنُهُ وَ لَا مَالٌ يَلْفِتُهُ وَ لَا طَمَعٌ يُذِلُّهُ، دَابَّتُهُ رِجْلَاهُ وَ خَادِمُهُ يَدَاهُ}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۵۹</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۵۹۴-۵۹۶.</ref>. | ||