پرش به محتوا

عقل: تفاوت میان نسخه‌ها

۸٬۰۱۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۱
جز (جایگزینی متن - 'پنهان' به 'پنهان')
خط ۳۲: خط ۳۲:
==عقل در [[عصر ظهور]]==
==عقل در [[عصر ظهور]]==
*یکی از [[نشانه‌های آخرالزمان]] کم شدن [[عقول]] [[مردم]] است. البته این کم شدن [[عقول]] به معنای [[جنون]] و دیوانگی نیست، یعنی [[مردم]] در ظاهر بسیار آراسته و متشخص هستند، اما اثرات عقل که همان [[پرستش]] [[خداوند]] و ترجیح [[آخرت]] است کمرنگ می‌شود. [[مردم]] سراسیمه به دنبال [[دنیا]] می‌روند و جز [[دنیاطلبی]] هیچ اندیشه‌ای ندارند. [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: "فتنه‌ای روی خواهد داد که در آن [[عقل‌ها]] برداشته شود، تا جایی که مرد عاقلی را نمی‌بینید"<ref>ملاحم، ص ۲۳.</ref>. در چنین زمانی [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} به وقوع خواهد پیوست. [[حضرت]] با دست [[الهی]] خود [[عقول]] [[مردم]] را کامل خواهد نمود. یکی از خصوصیات [[زمان ظهور]] کامل شدن [[عقول]] [[مردم]] به [[برکت]] [[حضرت]] است. او دست مبارکش را بر سر [[مؤمنین]] می‌نهد و [[کینه]] و حسدی که از زمان [[قابیل]] در [[دل]] [[بشر]] کاشته شده است از بین خواهد رفت و [[علم]] و [[حکمت]] در میان [[مردم]] رواج می‌یابد<ref>ر.ک: [[مجتبی تونه‌ای|مجتبی تونه‌ای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۹۸.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: "هرگاه [[حضرت قائم]]{{ع}} [[ظهور]] نماید، [[دست]] مبارکش را بر سر [[بندگان]] نهاده و بدین سبب [[عقول]] [[مردم]] جمع می‌شود و [[خرد]] آنان کامل می‌گردد"<ref>{{متن حدیث|إِذَا قَامَ قَائِمُنَا{{ع}}وَضَعَ یَدَهُ عَلَی رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ کَمَلَتْ بِهَا أَحْلَامُهُمْ}}؛ کمال الدین، ج۲، ص۶۷۵.</ref><ref>ر.ک: [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]. ص ۴۲۶.</ref>.
*یکی از [[نشانه‌های آخرالزمان]] کم شدن [[عقول]] [[مردم]] است. البته این کم شدن [[عقول]] به معنای [[جنون]] و دیوانگی نیست، یعنی [[مردم]] در ظاهر بسیار آراسته و متشخص هستند، اما اثرات عقل که همان [[پرستش]] [[خداوند]] و ترجیح [[آخرت]] است کمرنگ می‌شود. [[مردم]] سراسیمه به دنبال [[دنیا]] می‌روند و جز [[دنیاطلبی]] هیچ اندیشه‌ای ندارند. [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: "فتنه‌ای روی خواهد داد که در آن [[عقل‌ها]] برداشته شود، تا جایی که مرد عاقلی را نمی‌بینید"<ref>ملاحم، ص ۲۳.</ref>. در چنین زمانی [[ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} به وقوع خواهد پیوست. [[حضرت]] با دست [[الهی]] خود [[عقول]] [[مردم]] را کامل خواهد نمود. یکی از خصوصیات [[زمان ظهور]] کامل شدن [[عقول]] [[مردم]] به [[برکت]] [[حضرت]] است. او دست مبارکش را بر سر [[مؤمنین]] می‌نهد و [[کینه]] و حسدی که از زمان [[قابیل]] در [[دل]] [[بشر]] کاشته شده است از بین خواهد رفت و [[علم]] و [[حکمت]] در میان [[مردم]] رواج می‌یابد<ref>ر.ک: [[مجتبی تونه‌ای|مجتبی تونه‌ای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۹۸.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: "هرگاه [[حضرت قائم]]{{ع}} [[ظهور]] نماید، [[دست]] مبارکش را بر سر [[بندگان]] نهاده و بدین سبب [[عقول]] [[مردم]] جمع می‌شود و [[خرد]] آنان کامل می‌گردد"<ref>{{متن حدیث|إِذَا قَامَ قَائِمُنَا{{ع}}وَضَعَ یَدَهُ عَلَی رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ کَمَلَتْ بِهَا أَحْلَامُهُمْ}}؛ کمال الدین، ج۲، ص۶۷۵.</ref><ref>ر.ک: [[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]. ص ۴۲۶.</ref>.
==عقل در فرهنگ مطهر==
عقل یا اصول و مبادی اوّلیه [[فطری]]<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۲۳۰.</ref>. عقل یعنی قوّه [[تفکر]] و قوّه [[اندیشیدن]]<ref>انسان کامل، ص۱۲۱.</ref>.
[[حجّت]] [[باطن]] و [[نبی]] درونی<ref>تکامل اجتماعی انسان، ص۱۷۹.</ref>. عقل به معنای تعقّل کردن<ref>شرح مبسوط منظومه، ج۲، ص۱۲.</ref>.
[[جوهر]] به حسب فرض عقل پنج قسم فرض می‌شود: یا [[نیازمند]] به ماده است در ذات و در فعل (هر دو) [یا نیست]؛ یعنی “ذاتاً”، در اصل وجود، و “فعلاً” در فعالیت، یا [[بی‌نیاز]] از ماده است یا نیست اگر بی‌نیاز از ماده است اصطلاحاً به او عقل می‌گویند<ref>مقالات فلسفی (۲)، ص۲۱۵.</ref>.
[[صادر اول]] باید [[کامل‌ترین]] و بسیط‌ترین ممکنات باشد و چنین موجودی جز اینکه مجرد از ماده و [[زمان]] و مکان باشد نمی‌تواند باشد، چنین موجودی طبعاً دارای ماهیت هست، زیرا ماهیت داشتن لازمه معلولیت است. این چنین موجودی را به حسب اصطلاح عقل می‌نامند<ref>مجموعه آثار، ج۶، ص۱۰۵۹.</ref>.
پس “عقل”، یعنی [[قدرت]] تجزیه و تحلیل و ربط دادن قضایا، یعنی مقدمات را به دست آوردن و نتایج را [[پیش‌بینی]] کردن. عقل از [[علم]] مایه می‌گیرد. عقل چراغی است که نفت آن چراغ، علم است<ref>ده گفتار، ص۲۰۷.</ref>.
مراجعه به [[قوه]] عقل<ref>اسلام و مقتضیات زمان، ج۱، ص۲۷۷.</ref>. [[مکتب]] عقل<ref>انسان کامل، ص۱۲۱.</ref>. نظریه [[عقلی]]<ref>مجموعه آثار، ج۶، ص۳۰۰.</ref>. [[اسارت عقل]]<ref>بیست گفتار، ص۲۸۵.</ref>. [[احیاء عقل]]<ref>مجموعه آثار، ج۶.</ref>. نیروی عقل. مراجعه به [[عاقل]]، معقول و عقل.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۱.</ref>
===عقل از نظر [[حکما]]===
کلمه عقل هر چند در عرف عام در مورد نیروی تفکر [[انسان]] به کار برده می‌شود، ولی حکما نظر به اینکه نیروی عاقله انسان را که نیرویی خود [[آگاه]] است، مجرد می‌دانند، هر نیروی خودآگاه مجرد را “عقل” می‌نامند. و نظر به اینکه آن موجود، [[واسطه فیض]] بین مبدأ کل و [[جهان]] است و نیرویی فعال است آن را “عقل فعال” می‌خوانند<ref>مقالات فلسفی (۱)، ص۱۸۵.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۲.</ref>
===عقل [[خالص]]===
عقل خالص، یعنی جدا شده از شوائب<ref>بیست گفتار، ص۳۰۱.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۲.</ref>
===[[عقل عملی]]===
عقل عملی انسان، یعنی همان چیزی که به قول [[بوعلی سینا]] ماهیّتش از نوع عقل نیست، بلکه لفظ عقل بر آن اصطلاح شده است متوجّه [[تدبیر]] [[زندگی]] [[مدنی]] است ولی این توجّه تنها متوجّه [[زندگی فردی]] و [[نفسانی]] نیست متوجّه [[زندگی اجتماعی]] هم هست<ref>مقالات فلسفی (۲)، ص۲۰۷.</ref>.
به عبارت دیگر [[عقل عملی]] آن است که مبنای [[علوم]] زندگی است، مبنای [[اصول اخلاقی]] است، و به قول قدما مبنای [[علم اخلاق]] و تدبیر [[منزل]] و [[سیاست]] مُدُن است. در عقل عملی مورد [[قضاوت]]، واقعیتی از واقعیت‌ها نیست که آیا این چنین است با آن چنان؟ مورد قضاوت، [[وظیفه]] و [[تکلیف]] است. آیا “باید” این کار را بکنم یا آن کار را؟ این طور عمل کنم یا آن طور؟ عقل عملی همان است که مفهوم خوبی و [[بدی]] و [[حسن و قبح]] و باید و نباید و [[امر و نهی]] و امثال اینها را [[خلق]] می‌کند. راهی که [[انسان]] در زندگی [[انتخاب]] می‌کند مربوط به طرز کارکردن و طرز قضاوت [[عقلی]] عملی او است و مستقیماً ربطی به طرز کار و طرز قضاوت [[عقل نظری]] وی ندارد<ref>ده گفتار، ص۴۶.</ref>.
یک قسمت [[درک]] چیزهایی است که باید بکنیم، درک بایدها اینها را می‌گویند عقل عملی<ref>فلسفه اخلاق، ص۶۴.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۲.</ref>
===عقل نظری===
عقل نظری، یعنی در آنچه که ما اسمش را می‌گذاریم “فلسفه و [[حکمت]] الهی”<ref>فلسفه اخلاق، ص۷۲-۷۳.</ref>. یک قسمت از کارهای [[عقل انسان]] درک چیزهایی است که باید بکنیم، درک اینها را می‌گویند، عقل نظری<ref>فلسفه اخلاق، ص۶۴.</ref>.
پس عقل نظری همان است که مبنای [[علوم طبیعی]] و ریاضی و [[فلسفه الهی]] است. این علوم همه در این جهت شرکت دارند که کار عقل در آن علوم قضاوت درباره واقعیت‌ها است که فلان شیء این طور است و یا آن طور؟ فلان اثر و فلان خاصیت را دارد یا ندارد؟ آیا فلان معنا [[حقیقت]] دارد یا ندارد؟<ref>ده گفتار، ص۴۶.</ref>.
مثلاً یک وقت در می‌یابد که فلان شیء فلان خاصیّت را دارد یا اینکه [[خورشید]] از [[زمین]] بزرگ‌تر است؛ از این نظر عقل تماشاگر و ناظر [[جهان]] بیرون است و چون آنچه دریافته است [[مطابق با واقع]] است آنچه را که دریافته “حق” ([[ادراک]] [[مطابق با واقع]]) می‌نامیم و خود عقل چون فقط نقش ناظر و تماشاگر را دارد “عقل نظری” نامیده می‌شود. این یک نوع [[حکم عقل]] است<ref>مجموعه آثار، ج۷، ص۹۵.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۴.</ref>
===عقلیون===
[[جماعت]] دیگری از [[فلاسفه]] مانند لایب‌نیتس و مالبرانش و اسپینوزا که بعد از دکارت آمده‌اند اجمالاً [[عقیده]] وی را در باب [[محسوسات]] و اینکه محسوسات حقایق نیستند و همچنین عقیده وی را در باب معقولات و [[فطریات]] و [[یقینی]] بودن آنها با [[اختلافات]] جزیی پذیرفته‌اند. این جماعت را از آن جهت که به معقولات غیر مستند به [[حس]] قائل هستند “عقلیون” می‌خوانند<ref>مجموعه آثار، ج۶، ص۱۲۴ و ۱۸۳.</ref>.<ref>محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۴.</ref>


== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==
==جستارهای وابسته==
==جستارهای وابسته==
{{فهرست اثر}}
{{فهرست اثر}}
۸۰٬۱۲۹

ویرایش