غدیر خم: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'صدر' به 'صدر'
جز (جایگزینی متن - 'موقعیت' به 'موقعیت') |
جز (جایگزینی متن - 'صدر' به 'صدر') |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
* [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} چون دانست که [[وفات]] او نزدیک شده است، [[تصمیم]] گرفت به [[سفر]] [[حج]] برود و در آنجا با عموم [[مسلمانان]] [[دیدار]] کند و رهنمودهای کلّی را دربارۀ خط صحیح [[دین]] و انجام [[حج]] و [[پیشگیری]] از [[انحرافات]] ارائه دهد. آن آخرین [[حج]] [[پیامبر]] که در [[سال دهم هجری]] اتفاق افتاد، [[حجة الوداع]] نام گرفت. [[پیامبر]] اعلام کرده بود که این آخرین [[دیدار]] عمومی وی با [[مسلمانان]] است. جمع بسیاری از [[مدینه]] و مناطق دیگر آن سال به [[حج]] رفتند. [[پیامبر]]، بارها در مواقع گوناگون با آنان سخن گفت، از جمله در کنار [[چاه زمزم]] خطبهای خواند. [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} در بازگشت به سوی [[مدینه]]، چون به منطقۀ غدیر خم در نزدیکی [[جحفه]] رسید، جایی که کاروانها از هم جدا میشدند و راه [[مدینه]]، [[عراق]]، [[یمن]] از هم جدا میشد، [[جبرئیل امین]] [[پیام]] مهمّی از سوی [[خدا]] آورد، تا [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} آن را به [[مردم]] [[ابلاغ]] کند، پیامی آنچنان حسّاس و حیاتی که اگر آن را نرساند، [[رسالت]] [[خدا]] را به انجام نرسانده است و آن [[نصب]] [[امام علی|علی]]{{ع}} به عنوان [[جانشین]] خود بود. [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ...}}<ref>مائده، آیه ۶۷</ref> حامل همین [[پیام]] بود. [[پیامبر]] [[دستور]] داد همه درنگ کنند. خود فرود آمد، به کاروانها هم فرمود تا فرود آیند، رفتگان برگردند، بازماندگان برسند و همه آن روز (که روز ۱۸ [[ذی حجّه]] بود) در آن صحرای گرم گرد آیند. جمعیّت حاضر در وادی غدیر خم را تا ۱۲۰ هزار هم [[نقل]] کردهاند. پس از [[نماز]]، [[دستور]] داد تا از [[جهاز شتران]] منبری برافرازند. همه با [[اشتیاق]] آمادۀ شنیدن سخنان [[پیامبر]] بودند. [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]]{{صل}} از زحماتی که در [[راه هدایت]] آنان و [[تبلیغ دین]] [[خدا]] کشیده بود با آنان سخن گفت، توصیههای فراوانی کرد، نسبت به مراعات [[حقوق]] [[ثقلین]] ([[قرآن و عترت]]) تأکید نمود. از آنان [[اقرار]] گرفت که طبق [[آیۀ قرآن]] برآنان [[ولایت]] دارد و از خودشان نسبت به آنان اولی است. سپس دست [[امام علی|علی]]{{ع}} را گرفت و بالا برد تا آنکه همه او را دیدند و شناختند و با صدای بلند و رسا فرمود: {{عربی|من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه...}} [[امام علی|امیر المؤمنین]]{{ع}} را رسما و با آن مراسم باشکوه و جلوههای بهیادماندنی به [[جانشینی]] خود و [[امامت]] بر [[مسلمین]] [[نصب]] کرد و آنان را ملزم ساخت که از او [[اطاعت]] کنند و از فرمانش [[سرپیچی]] نداشته باشند. آن روز، روز مهمّی بود و [[عید]] به شمار میآمد، [[مردم]] دستهدسته آمدند و به [[امام علی|علی]]{{ع}} تبریک گفتند. این به [[فرمان]] [[پیامبر خاتم|حضرت محمّد]]{{صل}} بود که برای [[امام علی|علی]]{{ع}} خیمهای زدند و همه آمدند و به آن [[حضرت]] با عنوان "[[امیر المؤمنین]]"[[سلام]] دادند و تهنیت گفتند. [[ابوبکر]] و [[عمر]] در | * [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} چون دانست که [[وفات]] او نزدیک شده است، [[تصمیم]] گرفت به [[سفر]] [[حج]] برود و در آنجا با عموم [[مسلمانان]] [[دیدار]] کند و رهنمودهای کلّی را دربارۀ خط صحیح [[دین]] و انجام [[حج]] و [[پیشگیری]] از [[انحرافات]] ارائه دهد. آن آخرین [[حج]] [[پیامبر]] که در [[سال دهم هجری]] اتفاق افتاد، [[حجة الوداع]] نام گرفت. [[پیامبر]] اعلام کرده بود که این آخرین [[دیدار]] عمومی وی با [[مسلمانان]] است. جمع بسیاری از [[مدینه]] و مناطق دیگر آن سال به [[حج]] رفتند. [[پیامبر]]، بارها در مواقع گوناگون با آنان سخن گفت، از جمله در کنار [[چاه زمزم]] خطبهای خواند. [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} در بازگشت به سوی [[مدینه]]، چون به منطقۀ غدیر خم در نزدیکی [[جحفه]] رسید، جایی که کاروانها از هم جدا میشدند و راه [[مدینه]]، [[عراق]]، [[یمن]] از هم جدا میشد، [[جبرئیل امین]] [[پیام]] مهمّی از سوی [[خدا]] آورد، تا [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} آن را به [[مردم]] [[ابلاغ]] کند، پیامی آنچنان حسّاس و حیاتی که اگر آن را نرساند، [[رسالت]] [[خدا]] را به انجام نرسانده است و آن [[نصب]] [[امام علی|علی]]{{ع}} به عنوان [[جانشین]] خود بود. [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ...}}<ref>مائده، آیه ۶۷</ref> حامل همین [[پیام]] بود. [[پیامبر]] [[دستور]] داد همه درنگ کنند. خود فرود آمد، به کاروانها هم فرمود تا فرود آیند، رفتگان برگردند، بازماندگان برسند و همه آن روز (که روز ۱۸ [[ذی حجّه]] بود) در آن صحرای گرم گرد آیند. جمعیّت حاضر در وادی غدیر خم را تا ۱۲۰ هزار هم [[نقل]] کردهاند. پس از [[نماز]]، [[دستور]] داد تا از [[جهاز شتران]] منبری برافرازند. همه با [[اشتیاق]] آمادۀ شنیدن سخنان [[پیامبر]] بودند. [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]]{{صل}} از زحماتی که در [[راه هدایت]] آنان و [[تبلیغ دین]] [[خدا]] کشیده بود با آنان سخن گفت، توصیههای فراوانی کرد، نسبت به مراعات [[حقوق]] [[ثقلین]] ([[قرآن و عترت]]) تأکید نمود. از آنان [[اقرار]] گرفت که طبق [[آیۀ قرآن]] برآنان [[ولایت]] دارد و از خودشان نسبت به آنان اولی است. سپس دست [[امام علی|علی]]{{ع}} را گرفت و بالا برد تا آنکه همه او را دیدند و شناختند و با صدای بلند و رسا فرمود: {{عربی|من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه...}} [[امام علی|امیر المؤمنین]]{{ع}} را رسما و با آن مراسم باشکوه و جلوههای بهیادماندنی به [[جانشینی]] خود و [[امامت]] بر [[مسلمین]] [[نصب]] کرد و آنان را ملزم ساخت که از او [[اطاعت]] کنند و از فرمانش [[سرپیچی]] نداشته باشند. آن روز، روز مهمّی بود و [[عید]] به شمار میآمد، [[مردم]] دستهدسته آمدند و به [[امام علی|علی]]{{ع}} تبریک گفتند. این به [[فرمان]] [[پیامبر خاتم|حضرت محمّد]]{{صل}} بود که برای [[امام علی|علی]]{{ع}} خیمهای زدند و همه آمدند و به آن [[حضرت]] با عنوان "[[امیر المؤمنین]]"[[سلام]] دادند و تهنیت گفتند. [[ابوبکر]] و [[عمر]] در صدر کسانی بودند که برای تهنیتگویی آمدند و سخن [[عمر]] ([[بخ بخ لک یا علی]]) در تواریخ آمده است. [[دست]] دادن [[مردم]] با [[امام علی|امیر مؤمنان]] و تهنیتگویی برای [[امامت]]، همراه بود با [[بیعت]] با آن [[حضرت]]. [[همسران پیامبر]] و [[زنان]] دیگری که در کاروان بودند، با قرار دادن دست خود در ظرف آبی که دست [[امام علی|علی]]{{ع}} هم در آن بود، با وی [[بیعت]] کردند. پس از انجام این مراسم، آیۀ {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِينًا}}<ref>مائده، آیه ۳.</ref> نازل شد و [[پیامبر]]، [[خدا]] را [[شکر]] کرد و بر [[اکمال دین]] و [[اتمام نعمت]] و [[رضایت الهی]] به ادای [[رسالت]] و [[تعیین]] [[امام علی|علی]]{{ع}} برای [[ولایت]]، شاکرانه [[تکبیر]] گفت. در همان صحنه، [[حسّان بن ثابت]] از [[پیامبر]] اجازه خواست تا این واقعه را به [[شعر]] بسراید و قصیدۀ معروف خود را {{عربی|ینادیهم یوم الغدیر نبیّهم...}} خواند و [[پیامبر]] دعایش کرد. کاروانها هرکدام به سوی مقصد خویش حرکت کردند. امّا آیا آن [[پیمانها]] و بیعتها [[استوار]] ماند؟ و آیا به [[فرمان خدا]] و [[رسول]] در مورد [[جانشینی حضرت امیر]] عمل شد و [[وصیت پیامبر]] مورد توجّه قرار گرفت؟ حوادث پس از [[رحلت پیامبر خدا]]{{صل}} نشان داد که بسیاری [[پیمان]] شکستند و به [[بیعت]] [[وفادار]] نماندند و [[حادثۀ غدیر]] را [[انکار]] کردند و در [[سقیفه]]، [[خلافت]] را به دیگران سپردند و [[اهل بیت]] و [[امام علی|علی بن ابی طالب]]{{ع}} را [[خانهنشین]] و [[منزوی]] ساختند<ref>واقعۀ غدیر را به طور تفصیل در کتب تاریخ ذکر کردهاند، نیازی به ذکر منبع نیست. ر.ک: «الغدير»، ج ۱، «بحارالأنوار»، ج ۳۷ ص ۱۰۸ تا ۲۵۳. «موسوعة الامام علی بن ابیطالب» ج ۲ ص ۲۵۱ و «حسّاسترین فراز تاریخ»</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۸۹.</ref> | ||
==مکان و [[تاریخ]] غدیر خم== | ==مکان و [[تاریخ]] غدیر خم== | ||