←مقدمه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←مقدمه) |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | ||
== | ==معناشناسی قدرت== | ||
قوّه اگر با [[شعور]] و [[ادراک]] و خواست تؤام باشد به نام "قدرت" و یا "توانایی" نامیده میشود<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۲۸۰.</ref>. مقصود از “قدرت” [[میزان]] تسلّط انسان بر [[طبیعت]] است که در این جهت [[علوم طبیعی]] و ریاضی به او کمک میکند و هر چه بیشتر او را بر طبیعت مسلّط میکند و این قدرت مربوط به رابطه انسان با طبیعت میشود که این رابطه در جهت قدرت، [[تکامل]] پیدا میکند. رابطه انسان با طبیعت در جهت قدرت انسان و [[تسلط]] او بر طبیعت و در جهت [[آگاهی]] او از طبیعت تکامل یافته است و [[پیشبینی]] میشود که در [[آینده]] نیز تکامل یابد<ref>فلسفه تاریخ جلد اول ص ۲۸۴.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۶۲۸.</ref> | قوّه اگر با [[شعور]] و [[ادراک]] و خواست تؤام باشد به نام "قدرت" و یا "توانایی" نامیده میشود<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۲۸۰.</ref>. مقصود از “قدرت” [[میزان]] تسلّط انسان بر [[طبیعت]] است که در این جهت [[علوم طبیعی]] و ریاضی به او کمک میکند و هر چه بیشتر او را بر طبیعت مسلّط میکند و این قدرت مربوط به رابطه انسان با طبیعت میشود که این رابطه در جهت قدرت، [[تکامل]] پیدا میکند. رابطه انسان با طبیعت در جهت قدرت انسان و [[تسلط]] او بر طبیعت و در جهت [[آگاهی]] او از طبیعت تکامل یافته است و [[پیشبینی]] میشود که در [[آینده]] نیز تکامل یابد<ref>فلسفه تاریخ جلد اول ص ۲۸۴.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۶۲۸.</ref> | ||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
[[قرآن]] در داستان [[حضرت آدم]] و [[ابلیس]] این پدیده فریبانگیز را شرح میدهد و [[جایگاه]] آنرا برملا میکند. در این داستان آمده که [[پروردگار]] به [[آدم]] [[اطمینان]] داد در [[بهشت]] گرسنه و برهنه و [[تشنه]] و گرمازده نخواهد ماند و [[آسایش]] دائمی او تضمین خواهد شد، پس مبادا [[فریب]] [[شیطان]] را بخورد. اما [[شیطان]] که [[روحیات]] [[آدم]] فزونطلب را میشناسد و میداند تمام نیازهای این موجود آب و نان نیست و خواستههای دیگری به مراتب افزونتر از اینها دارد، [[دست]] به کار میشود و با وسوسههای خود به او [[وعده]] درخت [[جاودانی]] و [[پادشاهی]] تباهیناپذیر میدهد. [[قرآن]] در ادامه در [[آیات]] ۱۲۰ تا ۱۲۱ [[سوره طه]] (۲۰) میفرماید: {{متن قرآن|فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَا يَبْلَى}}<ref>«اما شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم! میخواهی تو را به درخت جاودانگی و (آن) فرمانروایی که فرسوده نمیشود راهبر شوم» سوره طه، آیه ۱۲۰.</ref>، پس [[شیطان]] او را [[وسوسه]] کرد و گفت: ای [[آدم]] آیا تو را به درخت [[جاودانی]] و [[پادشاهی]] تباهناپذیر راه بنمایم. برای [[انسانی]] همچون [[آدم]]، قدرت و [[پادشاهی]] تباهیناپذیر مهمتر از رفع [[گرسنگی]] و [[تشنگی]] و برهنگی است، به همین جهت حاضر میشود [[روضه]] دارالسلام را از دست بدهد، اما این [[ملک]] را در [[اختیار]] داشته باشد. | [[قرآن]] در داستان [[حضرت آدم]] و [[ابلیس]] این پدیده فریبانگیز را شرح میدهد و [[جایگاه]] آنرا برملا میکند. در این داستان آمده که [[پروردگار]] به [[آدم]] [[اطمینان]] داد در [[بهشت]] گرسنه و برهنه و [[تشنه]] و گرمازده نخواهد ماند و [[آسایش]] دائمی او تضمین خواهد شد، پس مبادا [[فریب]] [[شیطان]] را بخورد. اما [[شیطان]] که [[روحیات]] [[آدم]] فزونطلب را میشناسد و میداند تمام نیازهای این موجود آب و نان نیست و خواستههای دیگری به مراتب افزونتر از اینها دارد، [[دست]] به کار میشود و با وسوسههای خود به او [[وعده]] درخت [[جاودانی]] و [[پادشاهی]] تباهیناپذیر میدهد. [[قرآن]] در ادامه در [[آیات]] ۱۲۰ تا ۱۲۱ [[سوره طه]] (۲۰) میفرماید: {{متن قرآن|فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَا يَبْلَى}}<ref>«اما شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم! میخواهی تو را به درخت جاودانگی و (آن) فرمانروایی که فرسوده نمیشود راهبر شوم» سوره طه، آیه ۱۲۰.</ref>، پس [[شیطان]] او را [[وسوسه]] کرد و گفت: ای [[آدم]] آیا تو را به درخت [[جاودانی]] و [[پادشاهی]] تباهناپذیر راه بنمایم. برای [[انسانی]] همچون [[آدم]]، قدرت و [[پادشاهی]] تباهیناپذیر مهمتر از رفع [[گرسنگی]] و [[تشنگی]] و برهنگی است، به همین جهت حاضر میشود [[روضه]] دارالسلام را از دست بدهد، اما این [[ملک]] را در [[اختیار]] داشته باشد. | ||
[[قرآن]] از [[حضرت یوسف]] در [[آیه]] ۵۵ [[سوره یوسف]] [[نقل]] میکند او رسماً از [[عزیز مصر]] درخواست قدرت و [[مسئولیت]] خزانهداری و [[اقتصاد]] [[کشور]] را کرد: ({{متن قرآن|قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ}}<ref>«(یوسف) گفت: مرا بر گنجینههای این سرزمین بگمار که من نگاهبانی دانایم» سوره یوسف، آیه ۵۵.</ref>. یکی از ابعاد قدرت، قدرت [[دینی]] و مذهبی است. [[انبیا]] نیز طالب قدرت بودهاند، زیرا میدانستهاند با [[کسب قدرت]] میتوان جامعهای سالم و [[معنوی]] پدید آورد<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۸۵.</ref>. | [[قرآن]] از [[حضرت یوسف]] در [[آیه]] ۵۵ [[سوره یوسف]] [[نقل]] میکند او رسماً از [[عزیز مصر]] درخواست قدرت و [[مسئولیت]] خزانهداری و [[اقتصاد]] [[کشور]] را کرد: ({{متن قرآن|قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ}}<ref>«(یوسف) گفت: مرا بر گنجینههای این سرزمین بگمار که من نگاهبانی دانایم» سوره یوسف، آیه ۵۵.</ref>. یکی از ابعاد قدرت، قدرت [[دینی]] و مذهبی است. [[انبیا]] نیز طالب قدرت بودهاند، زیرا میدانستهاند با [[کسب قدرت]] میتوان جامعهای سالم و [[معنوی]] پدید آورد<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۳۸۵.</ref>. | ||
==قدرت در [[قرآن]]== | ==قدرت در [[قرآن]]== | ||