اخاء: تفاوت میان نسخهها
←جستارهای وابسته
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
[[علامه طباطبایی]] در [[المیزان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ}}، فرموده: اخوان و [[اخوه]]، جمع اخ است، و اخوت، اشتراک در انتساب به پدر بوده و در آن توسعه مییابد. بنابراین در مشترکین در [[اعتقاد]] یا [[دوستی]] و مانند آن استعمال میشود. اخوت بیشتر در مشترکین در نسبت به پدر، به کار میرود و اخوان در مشترکین در [[اعتقاد]] و مانند آن کاربرد دارد<ref>المیزان، ج۱۹، ص۲۴۴.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۸۹.</ref> | [[علامه طباطبایی]] در [[المیزان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ}}، فرموده: اخوان و [[اخوه]]، جمع اخ است، و اخوت، اشتراک در انتساب به پدر بوده و در آن توسعه مییابد. بنابراین در مشترکین در [[اعتقاد]] یا [[دوستی]] و مانند آن استعمال میشود. اخوت بیشتر در مشترکین در نسبت به پدر، به کار میرود و اخوان در مشترکین در [[اعتقاد]] و مانند آن کاربرد دارد<ref>المیزان، ج۱۹، ص۲۴۴.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۸۹.</ref> | ||
==اخاء در [[تفاسیر]]== | |||
[[شیخ طوسی]] در تبیان، و [[طبرسی]] در [[مجمع البیان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَقَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ إِذَا ضَرَبُوا}} و قوله: {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ وَقَعَدُوا}}، فرموده اند: {{متن قرآن|إِخْوَانِهِمْ}}، در [[آیات]] مذکور [[برادران]] نسبی هستند نه [[برادران دینی]]، و آنان [[عبدالله بن ابی]] و [[یاران]] او در [[جنگ احد]] بودند<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۵۳۴؛ تبیان، ج۳، ص۴۵.</ref>. | |||
و شبّر هم در تفسیرش ذیل آیات مذکور فرموده: برادریشان در [[نسب]] بوده یا در [[مذهب]]<ref>تفسیر شبّر، ص۱۶۴.</ref>. | |||
تفاسیر بر این قول متّفقند که: مراد از اخ فی قوله: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي}} [[هارون]]، [[برادر]] والدینی [[موسی]]{{ع}} است. | |||
همچنین تفاسیر بر این قول اتفاقنظر دارند که: مراد از اخ فی قوله: {{متن قرآن|فَأُوَارِيَ سَوْءَةَ أَخِي}}، [[هابیل]]، برادر والدینی [[قابیل]]، است. | |||
و نیز شبّر در تفسیرش فی قوله: {{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ...}} فرموده: لازم است {{متن قرآن|إِخْوَانِهِمْ}} والدینی باشند<ref>تفسیر شبّر، ص۳۰۹.</ref>. | |||
همینطور تفاسیر جملگی بر آنند که مراد از اخ فی قوله: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِأَخِي...}}، هارون، برادر موسی{{ع}} است. | |||
شیخ طوسی هم در تبیان فی قوله: {{متن قرآن|وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ}}، فرموده: مراد از اخوان، برادران [[شیاطین]] از کافراناند که آنان را در [[گمراهی]] و [[ارتکاب معاصی]] فزونی داده و آنگونه از [[اعمال]] را در نظر آنان [[زینت]] میدهند<ref>تبیان، ج۵، ص۶۵.</ref>. | |||
طبرسی در مجمع البیان، مراد از اخوان را برادران [[مشرکان]] از شیاطین [[جن]] و [[انس]] دانسته<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۱۵۴.</ref>، و شبّر هم در [[تفسیر]] اخوان در [[آیه]] مذکور<ref>{{متن قرآن|وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ ثُمَّ لَا يُقْصِرُونَ}} «و برادران آنها آنان را به گمراهی میکشانند سپس هیچ کوتاهی نمیکنند» سوره اعراف، آیه ۲۰۲.</ref>، آن را به معنای برادران شیاطین از [[کفار]] یا برادران کفار از شیاطین دانسته است<ref>تفسیر شبّر، ص۳۸۳.</ref>. | |||
شیخ طوسی نیز در تبیان فرموده: مراد از اخ فی قوله: {{متن قرآن|قَالَ أَنَا يُوسُفُ وَهَذَا أَخِي}} ابن [[یامین]]، برادر پدری و [[مادری]] [[یوسف]]{{ع}} است<ref>تبیان، ج۶، ص۱۸۹.</ref>. | |||
[[طبرسی]] در [[مجمع البیان]] فی قوله: {{متن قرآن|هَارُونَ أَخِي}}، [[هارون]] را [[برادر]] پدری و مادری [[موسی]]{{ع}} دانسته که در [[مصر]] ساکن بودند<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۹.</ref>. | |||
[[شیخ طوسی]] در تبیان فی قوله: {{متن قرآن|وَالْقَائِلِينَ لِإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنَا}}. درباره اخوان، فرموده: مثل آنان که در بین [[منافقین]] بودند، برادرانشان را به دستکشیدن از [[جهاد]]، انصراف از آن و سرگرمشدن به کارهای خویش فرا میخوانند<ref>تبیان، ج۸، ص۲۹۴.</ref>. | |||
طبرسی در مجمع البیان فرموده: یعنی [[یهود]] به [[برادران]] منافقشان گفتند: به طرف ما بیایید و [[محمد]]{{صل}} را رها کنید، و نیز گفته است: قایلان، همان [[منافقان]] هستند که به برادرانشان درباره [[تضعیف]] [[مسلمین]] گفتند: [[جنگ]] نکنید و در کار محمد{{صل}} خلل وارد کنید، که ما بر هلاک شما خایفیم<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۳۴۸.</ref>. | |||
شیخ طوسی هم در تبیان، مراد از اخ را فی قوله: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً}}، چنین دانسته است: برادر من است در [[دین]] من و [[آیین]] من<ref>تبیان، ج۸، ص۵۰۵</ref>. | |||
شبّر در [[تفسیر]] خود نیز مراد از اخ در [[آیه]] مذکور را گفته: برادر است در دین من یا برادر است در شرکت<ref>تفسیر شبّر، ص۹۳۳.</ref>. | |||
شیخ طوسی در تبیان فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ}}، فرموده: آیا نمینگری آن کسانی که [[اظهار ایمان]] میکنند و در [[باطن]] کافرند، به برادرانشان در [[کفر]] از [[اهل کتاب]] (یهود [[بنینضیر]]) میگویند...<ref>تبیان، ج۹، ص۵۶۶.</ref>. | |||
شبّر نیز در تفسیرش در این باره فرموده: یعنی برادران در کفر<ref>تفسیر شبّر، ص۱۱۰۸.</ref>. | |||
[[علامه طباطبایی]] در [[المیزان]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ كَفَرُوا وَقَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ}}، فرموده: مراد از {{متن قرآن|الَّذِينَ كَفَرُوا}} همچنان که ظاهر لفظ است، همان کافراناند، نه منافقان؛ چراکه منشأ این قول کفر است، پس [[واجب]] است که منسوب به [[کافران]] باشد<ref>المیزان، ج۴، ص۵۶.</ref>. | |||
نیز فی قوله: {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ}}، گفته است: برادران آنان در [[نسب]]، همانهایند که در جنگ شرکت داشتند<ref>المیزان، ج۴، ص۶۲.</ref>. | |||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}} هم فرموده: مراد بیان اتصال [[سلسله]] [[هدایت]] است؛ آنجا که باقیماندهها به وسیله [[پدر]] یا فرزند یا [[برادر]]، به مذکورین انتقال پیدا میکنند<ref>المیزان، ج۷، ص۲۵۹.</ref>. | |||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|َإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ ثُمَّ لَا يُقْصِرُونَ}}، فرموده: {{متن قرآن|إِخْوَانِهِمْ}}، اخوان [[مشرکین]] [[اراده]] شده است و آنها شیاطیناند؛ همچنان که فرمود: {{متن قرآن|إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ}}<ref>المیزان، ج۸، ص۳۹۸.</ref>. | |||
نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَنَا يُوسُفُ وَهَذَا أَخِي}}، فرموده: و [[یوسف]] اخ را به خودش ملحق نمود و حال آنکه نه برادرانش نسبت به این مسأله سؤال نموده بودند و نه نسبت به آن [[جهل]] داشتند، و آن [[الحاق]]، به این جهت بود تا از منّتی که [[خدای تعالی]] بر آن دو (یوسف و برادرش) نهاده و هر دو به خاطر آن) مورد [[حسادت]] [[برادران]] قرار گرفته بودند، به آنان خبر بدهد، و آن، سبب منّت [[الهی]] بر حسب ظاهر اسباب بود که: {{متن قرآن|إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>المیزان، ج۱۱، ص۲۶۰.</ref>. | |||
و نیز فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً}} الخ، فرموده: {{متن قرآن|هَذَا أَخِي}}، سخنی است برای آن فردی که از یکی از دو [[فرقه]] است و به فرقه دیگر با: {{متن قرآن|هَذَا أَخِي}} اشاره میکند<ref>المیزان، ج۱۷، ص۲۰۲.</ref>. | |||
همچنین فی قوله تعالی: {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ}}الخ، فرموده: [[آیه]] کنایه است از این که [[ایمان راستین]] به [[خدای متعال]] و به [[روز قیامت]] با [[دوستی]] [[کفار]] و [[دشمنان دین]] جمع نمیشود و لو اینکه اسبابی از [[مودّت]]، نظیر: پدری، [[فرزندی]]، [[برادری]] و سایر اقسام [[قرابت]] در بین [[اهل]] [[ایمان]] و معاندین [[دین]] فراهم باشد<ref>المیزان، ج۱۹، ص۲۲۶.</ref>. | |||
همینطور فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ}}، فرموده: مراد به {{متن قرآن|الَّذِينَ نَافَقُوا}}، [[عبدالله بن ابی]] و [[یاران]] او هستند و مراد از {{متن قرآن|لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ}}، [[یهود]] بنی نضیراند<ref>المیزان، ج۱۹، ص۲۴۴.</ref>. | |||
[[زمخشری]] در [[تفسیر کشاف]] در معنای اخوان فی قوله: {{متن قرآن|وَقَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ}}، فرموده: به خاطر برادرشان، و [[اخوت]] را به معنای اتفاق در جنس یا [[نسب]] گفته است<ref>کشاف، ج۱، ص۴۷۸.</ref>. | |||
نیز فی قوله: {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ}}، فرموده: به خاطر برادرانشان که از جنس [[منافقین]] بوده و در [[جنگ احد]] کشته شدند یا به جهت برادرانشان در نسب<ref>کشاف، ج۱، ص۴۷۸.</ref>. | |||
همچنین فی قوله: {{متن قرآن|وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ}}، گفته: [[برادران]] [[شیاطین]] که [[متقین]] نیستند، آنان را در [[گمراهی]] [[امداد]] و کمک میکنند<ref>کشاف، ج۲، ص۱۳۹.</ref>. | |||
نیز فی قوله: {{متن قرآن|قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنْكُمْ وَالْقَائِلِينَ لِإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنَا}}، فرموده: میگفتند {{متن قرآن|لِإِخْوَانِهِمْ}} از ساکنان [[مدینه]] از [[انصار]] [[رسول الله]]{{صل}} که: [[محمد]] و یارانش را به جز خوره سر نبود، و اگر گوشتی بود، [[ابوسفیان]] و یارانش میخوردند و آنان را خالی میکردند<ref>کشاف، ج۳، ص۲۵۵.</ref>. | |||
همینطور فی قوله: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ}}، فرموده: {{متن قرآن|لِإِخْوَانِهِمْ}} برای آنکه در بین آنان، [[برادری]] از روی [[کفر]] بود، برای این که با آنها که [[کافر]] بودند، [[دوستی]] و برادری میکردند، و در نهانی، با آنان، و علیه [[مؤمنان]] بودند<ref>کشاف، ج۴، ص۸۵.</ref>. | |||
در معنای اخی فی قوله: {{متن قرآن|قَالُوا أَإِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ قَالَ أَنَا يُوسُفُ وَهَذَا أَخِي}}، فرموده: اگر بگویی با اینکه از [[یوسف]] درباره خودش سؤال کردند، چرا او از خودش و از برادرش به آنان پاسخ داد، با اینکه [[برادر]] او برای آنان معلوم بود؟ گویم: زیرا در ذکر برادرش، بیان است برای آنچه از آن سؤال نمودند<ref>کشاف، ج۲، ص۳۴۲.</ref>. | |||
فی قوله: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً}} هم گفته است: {{متن قرآن|أَخِي}} بدل از «هذا» یا خبر برای «إنَّ» است و مراد [[برادر دینی]] است با برادر در دوستی، [[انس]] و [[الفت]] یا برادر شرکت و اختلاط است<ref>کشاف، ج۳، ص۳۶۸-۳۶۹.</ref>. | |||
در [[تفسیر نمونه]] فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ ثُمَّ لَا يُقْصِرُونَ}}، فرموده: اخوان کنایه از [[شیاطین]] است و [[ضمیر]] «هم» به [[مشرکان]] و [[گناهکاران]] باز میگردد؛ چنانکه در [[آیه]] ۲۷ [[اسراء]] میخوانیم: {{متن قرآن|إن المبذرین کانوا إخوان الشیاطین}}.: تبذیرکنندگان [[برادران]] شیاطینند<ref>تفسیر نمونه، ج۷، ص۶۷.</ref>. | |||
نیز فی قول. ه تعالی: {{متن قرآن|هَارُونَ أَخِي}}، فرموده: [[هارون]] طبق [[نقل]] بعضی از [[مفسران]]، [[برادر]] بزرگتر [[موسی]] بود و سه سال با او فاصله [[سنی]] داشت؛ قامتی بلند و رسا و زبانی گویا و [[درک]] عالی داشت؛ سه سال قبل از [[وفات]] موسی [[دنیا]] را ترک گفت (به نقل از [[مجمع البیان]]). او از [[پیامبران]] مرسل بود؛ چنانکه در آیه ۴۵ [[سوره مؤمنون]] میخوانیم: {{متن قرآن|ثُمَّ أَرْسَلْنَا مُوسَى وَأَخَاهُ هَارُونَ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُبِينٍ}}<ref>«سپس موسی و برادرش هارون را با نشانههای خویش و برهانی آشکار فرستادیم؛» سوره مؤمنون، آیه ۴۵.</ref>، و نیز دارای [[نور]] و [[روشنایی]] [[باطنی]] و وسیله تشخیص [[حق]] از [[باطل]] بود؛ چنانکه در آیه ۴۸ [[سوره انبیاء]] میخوانیم: {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى وَهَارُونَ الْفُرْقَانَ وَضِيَاءً}}<ref>«و به راستی به موسی و هارون فرقان و روشنایی و یادکردی برای پرهیزگاران دادیم؛» سوره انبیاء، آیه ۴۸.</ref>. بالاخره او [[پیامبری]] بود که [[خداوند]] (او را) از باب رحمتش، به موسی بخشید: {{متن قرآن|وَوَهَبْنَا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنَا أَخَاهُ هَارُونَ نَبِيًّا}}<ref>«و از سر بخشایش خود، برادرش هارون را در حالی که پیامبر بود بدو بخشیدیم» سوره مریم، آیه ۵۳.</ref>، او دوش به دوش برادرش موسی{{ع}} در انجام این [[رسالت]] سنگین تلاش میکرد<ref>تفسیر نمونه، ج۱۳، ص۱۸۹.</ref>. | |||
جویباری در [[تفسیر]] بصائر در تفسیر اخ فی قوله تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا أَخِي...}}، فرموده: [[مفسرین]] (در اینباره) شش قول مختلف را ذکر نمودهاند. او بعد از نقل آن اقوال، [[نظریه]] [[عبدالله بن مسعود]] را که مراد از اخ در اینجا برادر در [[دین]] و [[طریقت]] است، از آنرو که [[جمهور]] محققین از مفسران هم این [[رأی]] را برگزیدهاند، [[تأیید]] کرده است<ref>بصائر، ج۳۴، ص۹۲۰.</ref>. | |||
فی قوله تعالی: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ}}، درباره [[برادری]] [[منافقین]] نسبت به کافرین، سه قول را ذکر فرموده و سپس درباره قول مناسبتر چنین میفرماید: از برادری آنان، برادری شان در [[کفر]] و [[ضلالت]] [[اراده]] شده؛ زیرا [[یهود]] و منافقین در [[عمومیت]] کفر و ضلالت مشترکند و از جمله منافقین، [[عبدالله بن ابی]]، [[عبدالله]] بن نبتل و [[رفاعة بن زید]] از [[انصار]] بودند و غیر آنان از کسانی که منافقگونه پنهانی [[پشتیبانی]] یهود میکردند، [[برادر]] آنان در کفر بودند<ref>بصائر، ج۴۵، ص۱۰۱.</ref>.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۹۰.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||