|
|
| خط ۱۷: |
خط ۱۷: |
|
| |
|
| ==آغاز [[غزوه]]== | | ==آغاز [[غزوه]]== |
| سرانجام به رغم همه [[تبلیغات سوء]]، [[مسلمانان]] به [[فرمان]] [[رسول خدا]] عازم [[نبرد]] شدند. در [[تاریخ]] وقوع این غزوه دو نظر عمده وجود دارد: گروهی بر [[شعبان]] [[سال]] چهارم تأکید دارند <ref>المحبر، ص ۱۱۳؛ تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۶۷؛ البدایة والنهایه، ج ۴، ص ۷۲ ـ ۷۳.</ref> و در مقابل، عدهای نیز اول [[ذیقعده]] سال چهارم را تاریخ غزوه میدانند <ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۸۴؛ الطبقات، ج ۲، ص ۵۹.</ref> که با توجه به آنکه قرار این غزوه در [[شوال]] سال سوم در پایان [[جنگ احد]] گذاشته شد <ref> المغازی، ج ۱، ص ۳۸۴؛ الطبقات، ج ۲، ص ۵۹.</ref> و از سویی [[نقل]] شده که مسلمانان در ایام اقامت در [[بدر]] الصفراء در بازار موسمی این منطقه به [[تجارت]] پرداختند <ref> المغازی، ج ۱، ص ۳۸۷؛ السیرهالنبویه، ابنکثیر، ج ۲، ص ۴۲۷.</ref> و این بازار هر ساله از اول ذیقعده به مدت ۸ [[روز]] راهاندازی میشد <ref> المغازی، ج ۱، ص ۳۸۷؛ الطبقات، ج ۲، ص ۶۰.</ref> میتوان نظر دوم را صحیح دانست.
| |
|
| |
| رسول خدا پس از آنکه [[عبدالله بن رواحه|عبدالله بن رَواحَه]] <ref>الطبقات، ج ۲، ص ۴۶؛ المنتظم، ج ۲، ص ۲۹۶؛ بحارالانوار، ج ۲، ص ۱۸۳.</ref> یا [[عبدالله بن عبدالله بن اُبَیّ]] <ref> السیرهالنبویه، ابنهشام، ج ۳، ص ۲۰۹؛ تاریخ ابنخلدون، ج ۲، ص ۲۹.</ref> را [[جانشین]] خویش در [[مدینه]] قرار داد به همراه ۱۵۰۰ تن از جمله ۱۰ سواره به سوی بدر الصفراء حرکت کرد<ref> المغازی، ج ۱، ص ۲۸۸؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۶.</ref> و [[پرچم]] [[سپاه اسلام]] را به دست [[علی بن ابی طالب]] سپرد.<ref> المغازی، ج ۱، ص ۳۸۸؛ السیرة الحلبیه، ج ۲، ص ۵۷۹.</ref> [[سپاه اسلام]] در حالی وارد [[بدر]] شد که هیچ کس از [[سپاه]] [[مکه]] در آنجا حضور نداشت.<ref> السیرة الحلبیه، ج ۲، ص ۵۸۰؛ تاریخ الخمیس، ج ۱، ص ۴۶۵.</ref><ref>[[لطفالله خراسانی|خراسانی، لطفالله]]، [[بدر صغرا (مقاله)|مقاله «بدر صغرا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۵.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==سپاه مکه و اقدامات [[ابوسفیان]]== | | ==سپاه مکه و اقدامات [[ابوسفیان]]== |
| ابوسفیان پس از فرستادن [[نعیم]] به [[مدینه]] [[تصمیم]] گرفت مدت کوتاهی از مکه خارج شده، چنین وانمود کند که عازم [[جنگ]] است تا چنانچه [[مسلمانان]] در این جنگ شرکت نکنند [[برتری]] خود را نشان داده باشند و در غیر این صورت ضمن توافق با مسلمانان از آنان بخواهند جنگ در سالی پر [[نعمت]] انجام شود. [[قریش]] [[رأی]] ابوسفیان را پسندیدند.<ref> المغازی، ج ۱، ص ۳۸۷.</ref>ابوسفیان با ۲۰۰۰ تن از [[قریش]] که ۵۰ سواره در میان آنان بود از مکه خارج شدند. هنگامی که به مَجنّه از [[ناحیه]] ظَهْران <ref>الطبقات، ج ۲، ص ۴۶؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۸۷.</ref> در نزدیکی مکه و به قولی به عُسْفان <ref> البدایة والنهایه، ج ۴، ص ۷۲؛ عیون الاثر، ج ۲، ص ۷۹ ـ ۸۰.</ref> رسیدند [[خداوند]] [[رعب]] و وحشتی در [[قلب]] ابوسفیان افکند <ref>جامع البیان، مج ۳، ج ۴، ص ۲۴۰؛ مجمعالبیان، ج ۲، ص ۸۸۸.</ref> که تصمیم به بازگشت به مکه گرفت و [[جنگیدن]] در [[خشکسالی]] را به [[صلاح]] ندانست،<ref> السیرهالنبویه، ابنهشام، ج ۱، ص ۲۰۹ ـ ۲۱۰؛ الطبقات، ج ۲، ص ۴۶.</ref> در نتیجه [[سپاه قریش]] به مکه بازگشت و [[مردم]] آنها را [[لشکر]] سَویق (نوعی خوراکی) نامیدند و گفتند که شما برای [[نوشیدن]] سویق بیرون رفته بودید.<ref>السیرة النبویه، ابنهشام، ج۳، ص۲۱۰؛ البدایهوالنهایه، ج ۳، ص ۷۲.</ref>
| |
|
| |
|
| ==[[سپاه اسلام]] در [[بدر الموعد]] و پیامدهای آن== | | ==[[سپاه اسلام]] در [[بدر الموعد]] و پیامدهای آن== |
| [[رسول خدا]] {{صل}} پس از ورود به منطقه بدر الصفراء ۸ [[روز]] در آنجا [[منتظر]] ابوسفیان ماند.<ref>السیرهالنبویه، ابنهشام، ج ۳، ص ۲۱۰؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۸۷.</ref> مسلمانان در این مدت در بازار موسمی این منطقه به [[داد و ستد]] کالاهای تجارتی که به همراه آورده بودند، مشغول بودند و از هر درهمی یک [[درهم]] سود بردند <ref> السیرهالنبویه، ابنکثیر، ج ۲، ص ۴۲۷؛ بحارالانوار، ج ۲۰، ص ۱۸۳.</ref> و پس از آن به [[دستور]] [[رسول خدا]] {{صل}} به [[مدینه]] بازگشتند.
| |
|
| |
| به گفته بسیاری از [[مفسران]] [[آیه]] {{متن قرآن|فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ}}<ref>«پس با نعمت و بخششی از خداوند بازگشتند؛ (هیچ) بدی به آنان نرسید و در پی خشنودی خداوند بودند و خداوند دارای بخششی سترگ است» سوره آل عمران، آیه ۱۷۴.</ref> بر همین مطلب اشاره دارد و مراد از "نعمت"[[عافیت]] و [[سلامت]] از [[برخورد با دشمن]] است و مراد از "[[فضل]]" بهره و سودی است که از [[راه]] [[تجارت]] به دست آورده بودند.<ref>جامعالبیان، مج ۳، ج ۴، ص ۲۴۲ ـ ۲۴۳؛ مجمعالبیان، ج ۲، ص ۸۸۸.</ref> [[مخشی بن عمرو]] از بزرگان [[قبیله]] ضمره ساکن در آن منطقه که در [[غزوه بدر]] در سال دوم از طرف [[بنیضمره]] [[قرارداد]] صلحی با [[پیامبر]] {{صل}} بسته بود درباره حضور آنحضرت و تجمع [[مسلمانان]] پرسید. رسول خدا {{صل}} پاسخ داد که برای [[دیدار]] با [[قریش]] بدین جا آمده است و اگر خواهان نقض پیمانی هستید که میان ما و شماست آن را نقض میکنیم تا خداوند میان ما و شما [[داوری]] کند. وی [[سوگند]] یاد کرد که چنین نظری ندارد. <ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۸۸؛ دلائل النبوه، ج ۳، ص ۳۸۷؛ عیون الاثر، ج ۲، ص ۷۹.</ref> [[معبد]] بن ابی معبد [[خزاعی]] که خود در بازار [[بدر]] شرکت داشت و تجمع [[سپاه اسلام]] را دیده و نیز گفتار رسول خدا با مخشی بن عمرو را شنیده بود نخستین کسی بود که [[اخبار]] [[بدر الموعد]] را به [[مکه]] رساند.<ref>المغازی، ج ۱، ص ۳۸۸؛ دلائل النبوه، ج ۳، ص ۳۸۶ ـ ۳۸۷.<ref> تأثیر حضور سپاه اسلام را میتوان در سخنان صفوان بن امیه دانست که به ابوسفیان گفت: در روز احد تو را از وعده دادن جنگ با مسلمانان نهی کردم. اکنون آنها بر ما جری شدهاند و میپندارند که ما بر اثر ضعف و ناتوانی از رویارویی با آنان خلف وعده کردهایم، آنگاه درصدد راهاندازی جنگ خندق در سال آینده برآمدند.<ref>الطبقات، ج ۲، ص ۴۶؛ بحارالانوار، ج ۲۰، ص ۱۸۳.</ref><ref>[[لطفالله خراسانی|خراسانی، لطفالله]]، [[بدر صغرا (مقاله)|مقاله «بدر صغرا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۵.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==منابع== | | ==منابع== |