جبر و اختیار: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۸ فوریهٔ ۲۰۲۱
خط ۱۰: خط ۱۰:
'''[[جبر و اختیار]]''' مجبور یا مختار بودن [[انسان]] در انجام دادن یا ترک کارها، از مباحث مهم و چالش برانگیز فلسفی و کلامی<ref> [[حسن رضایی| رضایی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۹، ص ۴۷۶ - ۴۹۶.</ref>.
'''[[جبر و اختیار]]''' مجبور یا مختار بودن [[انسان]] در انجام دادن یا ترک کارها، از مباحث مهم و چالش برانگیز فلسفی و کلامی<ref> [[حسن رضایی| رضایی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۹، ص ۴۷۶ - ۴۹۶.</ref>.


==واژه‌شناسی لغوی==
==معناشناسی جبر و اختیار==
===واژه‌شناسی لغوی===
*بحث از کیفیت اعمال [[بندگان]] موجب پیدایش یکی از مسائل مهم علمی معروف به [[جبر و اختیار]] و در نتیجه پدیدار شدن سه نظریه مهم گردید. ۱. [[جبر]] مطلق ۲.‌اختیار مطلق ۳. [[امر بین الامرین]] مشکل عمده فراراه هر یک از دو نظریه [[جبر و اختیار]] مطلق [[ناتوانی]] از جمع بین پذیرش [[اراده الهی]] در کنار استناد افعال به [[بندگان]] می‌باشد و این در حالی است که نظریه [[امر بین الامرین]] از یک سو وجود [[انسان]] و دیگر معلولات را با تمامی ویژگی‌هایش مستند به علت اصلی "[[خدا]]" دانسته و از سویی دیگر [[اراده]] و [[اختیار انسان]] را متعلّق [[اراده]] تخلف‌ناپذیر الهی می‌داند؛ به‌گونه‌ای که اگر [[انسان]] در اعمال خویش [[اختیار]] نداشته باشد خلاف [[اراده]] ذات [[حق تعالی]] است؛ زیرا [[اختیار انسان]] ظلّ [[اراده]] حقیقی الهی است، در نتیجه [[اختیار انسان]] منافی با فرض [[قدرت]] و [[علم الهی]] نخواهد بود. چنانکه پذیرش [[قدرت الهی]] نافی [[اختیار انسان]] نیست<ref>المیزان، ج۱، ص۱۰۹.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/farhangbooks/Books/2/50.htm، فرهنگ قرآن، ج۲.]</ref>.
*بحث از کیفیت اعمال [[بندگان]] موجب پیدایش یکی از مسائل مهم علمی معروف به [[جبر و اختیار]] و در نتیجه پدیدار شدن سه نظریه مهم گردید. ۱. [[جبر]] مطلق ۲.‌اختیار مطلق ۳. [[امر بین الامرین]] مشکل عمده فراراه هر یک از دو نظریه [[جبر و اختیار]] مطلق [[ناتوانی]] از جمع بین پذیرش [[اراده الهی]] در کنار استناد افعال به [[بندگان]] می‌باشد و این در حالی است که نظریه [[امر بین الامرین]] از یک سو وجود [[انسان]] و دیگر معلولات را با تمامی ویژگی‌هایش مستند به علت اصلی "[[خدا]]" دانسته و از سویی دیگر [[اراده]] و [[اختیار انسان]] را متعلّق [[اراده]] تخلف‌ناپذیر الهی می‌داند؛ به‌گونه‌ای که اگر [[انسان]] در اعمال خویش [[اختیار]] نداشته باشد خلاف [[اراده]] ذات [[حق تعالی]] است؛ زیرا [[اختیار انسان]] ظلّ [[اراده]] حقیقی الهی است، در نتیجه [[اختیار انسان]] منافی با فرض [[قدرت]] و [[علم الهی]] نخواهد بود. چنانکه پذیرش [[قدرت الهی]] نافی [[اختیار انسان]] نیست<ref>المیزان، ج۱، ص۱۰۹.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/farhangbooks/Books/2/50.htm، فرهنگ قرآن، ج۲.]</ref>.
*واژه [[جبر]]، مصدر متعدی<ref>لغت نامه، ج ۴، ص ۷۴۸۷، «جبر».</ref> از ریشه "ج ـ ب ـ ر"<ref>مقاییس اللغه، ج ۱، ص ۵۰۱، «جبر».</ref> و در لغت به معنای ترمیم و [[اصلاح]] چیزی<ref>العین، ج ۶، ص ۱۱۶، «جبر».</ref> یا مصدر لازم به معنای بهبود شکستگی و رهایی از [[فقر]] است<ref>العین، ج ۶، ص ۱۱۶، «جبر».</ref>. «جبّار» نیز چوبی است که استخوان شکسته را با آن می‌بندند<ref>مقاییس اللغه، ج ۱، ص ۵۰۱.</ref> ماده [[جبر]] در اصل برای [[اصلاح]] با [[قهر]]، [[زور]] و شدت وضع شده<ref>تاج العروس، ج ۶، ص ۱۵۸، «جبر».</ref> و سپس در معنای [[ظهور]] [[عظمت]]، نفوذ [[قدرت]] و تسلط بر امور<ref>التحقیق، ج ۲، ص ۴۵ - ۴۶، «جبر».</ref> به کار رفته است. "[[سلطان]]" را جبّار گویند، زیرا [[مردم]] را بر آنچه می‌خواهد مجبور می‌سازد یا امور آن‌ها را [[اصلاح]] می‌کند. اطلاق این کلمه بر [[خداوند]] از آن روست که با نعمت‌هایش امور زندگی و نیازهای [[مردم]] را به سامان می‌آورد<ref>مفردات، ص ۱۸۳، «جبر».</ref>؛ اما هرگاه بر [[انسان]] اطلاق شود، با مذمت ملازم و به معنای کسی است که از [[حقیقت]] سر باز می‌زند<ref>مفردات، ص ۱۸۳، «جبر».</ref> [[جبر]] شعبه‌ای از ریاضیات نیز هست که با روشی ویژه به [[کشف]] مجهولاتِ عددی و غیر عددی می‌پردازد<ref>لغت نامه، ج ۴، ص ۷۴۹۰.</ref><ref> [[حسن رضایی| رضایی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۹، ص ۴۷۶ - ۴۹۶.</ref>.
*واژه [[جبر]]، مصدر متعدی<ref>لغت نامه، ج ۴، ص ۷۴۸۷، «جبر».</ref> از ریشه "ج ـ ب ـ ر"<ref>مقاییس اللغه، ج ۱، ص ۵۰۱، «جبر».</ref> و در لغت به معنای ترمیم و [[اصلاح]] چیزی<ref>العین، ج ۶، ص ۱۱۶، «جبر».</ref> یا مصدر لازم به معنای بهبود شکستگی و رهایی از [[فقر]] است<ref>العین، ج ۶، ص ۱۱۶، «جبر».</ref>. «جبّار» نیز چوبی است که استخوان شکسته را با آن می‌بندند<ref>مقاییس اللغه، ج ۱، ص ۵۰۱.</ref> ماده [[جبر]] در اصل برای [[اصلاح]] با [[قهر]]، [[زور]] و شدت وضع شده<ref>تاج العروس، ج ۶، ص ۱۵۸، «جبر».</ref> و سپس در معنای [[ظهور]] [[عظمت]]، نفوذ [[قدرت]] و تسلط بر امور<ref>التحقیق، ج ۲، ص ۴۵ - ۴۶، «جبر».</ref> به کار رفته است. "[[سلطان]]" را جبّار گویند، زیرا [[مردم]] را بر آنچه می‌خواهد مجبور می‌سازد یا امور آن‌ها را [[اصلاح]] می‌کند. اطلاق این کلمه بر [[خداوند]] از آن روست که با نعمت‌هایش امور زندگی و نیازهای [[مردم]] را به سامان می‌آورد<ref>مفردات، ص ۱۸۳، «جبر».</ref>؛ اما هرگاه بر [[انسان]] اطلاق شود، با مذمت ملازم و به معنای کسی است که از [[حقیقت]] سر باز می‌زند<ref>مفردات، ص ۱۸۳، «جبر».</ref> [[جبر]] شعبه‌ای از ریاضیات نیز هست که با روشی ویژه به [[کشف]] مجهولاتِ عددی و غیر عددی می‌پردازد<ref>لغت نامه، ج ۴، ص ۷۴۹۰.</ref><ref> [[حسن رضایی| رضایی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۹، ص ۴۷۶ - ۴۹۶.</ref>.
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش