بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
==معناشناسی قضا و قدر== | ==معناشناسی قضا و قدر== | ||
کلمۀ "[[قضا]]" به معنای [[حکم]] و [[فرمان]]، [[استحکام]]، [[اتقان]] و فیصله دادن امور به واسطۀ قول است<ref>ابنفارس، مقاییس اللغه؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده قدر؛ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۱۵۸.</ref> که در [[قرآن کریم]] در معانی: امر و [[فرمان]]<ref>{{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}}«و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نکویی کنید.» سوره اسراء، آیه ۲۳.</ref>، اعلام<ref>{{متن قرآن|وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا}}«و به بنی اسرائیل در کتاب (تورات) خبر دادیم که دو بار در این سرزمین تباهی میورزید و گردنکشی بزرگی میکنید» سوره اسراء، آیه ۴.</ref>، [[حکم]]<ref>{{متن قرآن|وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ}}«و خداوند به درستی حکم میراند» سوره غافر، آیه ۲۰.</ref>، آفریدن و ابداع<ref>{{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ}}«آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد» سوره فصلت، آیه ۱۲.</ref> و پایان دادن<ref>{{متن قرآن|يَا لَيْتَهَا كَانَتِ الْقَاضِيَةَ}}«کاش همان (مرگ)، پایان کار بود!» سوره حاقه، آیه ۲۷.</ref> به کار رفته است. | |||
قَدَر نیز به معنای اندازه، بزرگی و کوچکی یا فراوانی و اندکی<ref>{{متن قرآن|إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ}}«ما هر چیزی را به اندازهای آفریدهایم» سوره قمر، آیه ۴۹.</ref>، حد مقدار و قیمت هرچیز، اندازه گرفتن<ref>ابنفارس، مقاییس اللغه؛ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ماده قدر؛ کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۱۵۸.</ref> و تنگی معیشت<ref>{{متن قرآن|لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَمَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ}}«توانگر باید از توانگری خویش و آنکه روزی بر او تنگ شده از آنچه خدا به وی داده است هزینه کند.» سوره طلاق، آیه ۷.</ref> آمده است. در [[قرآن کریم]] نیز [[قدر]] به معنی اندازه و تعیین فراوان به کار رفته است. | |||
قَدَر به معنای اندازه به کار رفتۀ در شکلگیری پدیدههاست، ولی مرحلۀ [[قضا]] دفعی و به فراهم شدن همۀ اسباب و شرایط و حتمی و غیر قابل تغییر مربوط است. بنابراین، معنای "[[قضای الهی]]" این است که حوادث [[جهان]]، از ناحیۀ [[خداوند]] قطعیت و حتمیت یافتهاند و معنی "[[تقدیر الهی]]" این است که اشیاء، پدیدهها و حوادث اندازۀ خود را از آن [[ناحیه]] کسب کردهاند و چون [[خداوند]] فاعل با [[علم]] و [[اراده]] است، بازگشت قضا و قدر به [[علم]]، [[اراده]] و [[مشیت الهی]] است که در همۀ ارکان عالم جاری است<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۶۵؛ دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۶۴۲؛ فرهنگ شیعه، ص ۳۷۸-۳۷۹؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۸۳-۱۸۴؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۶۳۴.</ref>. | |||
==اقسام قضا و قدر== | ==اقسام قضا و قدر== | ||
قضا و قدر بر دو گونه است: | |||
#قضا و قدر [[تشریعی]]: عبارت از [[فرمانهای الهی]] است برای تعیین [[وظایف]] فردی و اجتماعی [[انسان]] و مشخص ساختن حدود | #قضا و قدر [[تشریعی]]: عبارت از [[فرمانهای الهی]] است برای تعیین [[وظایف]] فردی و اجتماعی [[انسان]] و مشخص ساختن حدود این [[وظایف]]؛ مثلًا [[وجوب]] [[نماز]]، [[فرمان الهی]] یا قضای [[تشریعی]] است و چگونگی آن، [[قدر]] [[تشریعی]] است. [[قرآن کریم]] به این معنای از قضا و قدر نیز اشاره کرده<ref>{{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ}}«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد.» سوره احزاب، آیه ۳۶؛ {{متن قرآن|وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا}}«و پروردگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نکویی کنید.» سوره اسراء، آیه ۲۳؛ {{متن قرآن|وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا}}«و به او از جایی که گمان نمیبرد روزی میدهد و هر که بر خدا توکل کند همو وی را بسنده است؛ به راستی خداوند به خواست خویش، رسنده است و بیگمان خداوند برای هر چیز، اندازهای نهاده است» سوره طلاق، آیه ۳ و....</ref> و [[روایات]] بزرگان [[معصوم]] {{ع}} در این باره فراواناند. | ||
#قضا و قدر [[تکوینی]]: هر چیزی که در [[جهان آفرینش]] به [[فرمان خداوند]] ایجاد | #قضا و قدر [[تکوینی]]: هر چیزی که در [[جهان آفرینش]] به [[فرمان خداوند]] ایجاد میشود، خواه بیواسطه و خواه باواسطۀ [[نظام]] [[علت]] و معلول، [[قضای الهی]] است. "[[قدر]] [[الهی]]" عبارت از اندازه ایجادهاست؛ مثلًا پدید آمدن جنین انسان از [[پدر]] و [[مادر]]، [[فرمان]] [[تکوینی]] [[خداوند]] و [[قضای الهی]] است؛ اما زمان [[تولد]] و [[مرگ]] و چگونگی آنها و ویژگیهای جنین در [[قدر]] [[الهی]] است که رقم میخورد. قضا و قدر [[تکوینی]]، در [[حقیقت]]، [[قانون علیت]] و [[نظام]] [[علت]] و معلول و حدود و کیفیات و کمیات در [[جهان آفرینش]] است که دو نکته از آن برمیخیزد: یکی آنکه هیچ پدیدهای بی [[علت]] در [[جهان]] رخ نمینماید و دیگر آنکه علةالعلل همۀ پدیدهها، [[خداوند متعال]] است<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۳۸۰.</ref>. | ||
==مراحل تقدیر== | ==مراحل تقدیر== | ||
[[تقدیر الهی]] را در سه مرحله میتوان در نظر گرفت: | |||
#تقدیر آفرینشی: قوانینی که با قضای حتمی بر [[جهان]] [[حاکم]] شدهاند، مانند سوزندگی [[آتش]]. در [[قوانین اجتماعی]] نیز [[ترک گناهان]] و [[پاکی]] جامعهها باعث فزونی [[باران]]، روزی، [[اولاد]] و پیدایش مزارع میشود | #تقدیر آفرینشی: قوانینی که با قضای حتمی بر [[جهان]] [[حاکم]] شدهاند، مانند سوزندگی [[آتش]]. در [[قوانین اجتماعی]] نیز [[ترک گناهان]] و [[پاکی]] جامعهها باعث فزونی [[باران]]، روزی، [[اولاد]] و پیدایش مزارع میشود. | ||
#تقدیر [[علمی]]: [[خداوند]] به وسیلۀ [[دانش]] وسیع و [[آگاهی]] تام از ارکان عالم از خصوصیات و کمیت و کیفیت پدیدهها [[آگاه]] است و میداند اسباب و [[علل]] ایجاد پدیدهها چه وقت به نفع آن پدیده به حرکت درمیآید و پدیده حادث میشود | #تقدیر [[علمی]]: [[خداوند]] به وسیلۀ [[دانش]] وسیع و [[آگاهی]] تام از ارکان عالم از خصوصیات و کمیت و کیفیت پدیدهها [[آگاه]] است و میداند اسباب و [[علل]] ایجاد پدیدهها چه وقت به نفع آن پدیده به حرکت درمیآید و پدیده حادث میشود. | ||
#تقدیر عینی: هیچ پدیدهای بدون [[قضا]]، به مفهوم [[ضرورت]] پیدایش آن به هنگام ایجاد [[علت]] تامه و [[قدر]] به مفهوم اندازهگیری پدیده با ویژگیهای آن، به وجود نمیآید. در نتیجه هر چیزی در پرتو [[ارادۀ الهی]] و با پیدایش [[خواص]] و اسباب و [[علل]] آن پدیدار میشود<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۶۴۳.</ref>. | #تقدیر عینی: هیچ پدیدهای بدون [[قضا]]، به مفهوم [[ضرورت]] پیدایش آن به هنگام ایجاد [[علت]] تامه و [[قدر]] به مفهوم اندازهگیری پدیده با ویژگیهای آن، به وجود نمیآید. در نتیجه هر چیزی در پرتو [[ارادۀ الهی]] و با پیدایش [[خواص]] و اسباب و [[علل]] آن پدیدار میشود<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۲، ص ۶۴۳.</ref>. | ||
==قضا و قدر حتمی و غیر حتمی== | ==قضا و قدر حتمی و غیر حتمی== | ||
براساس یک تقسیم قضا و قدر بر دو نوع است: حتمی و غیر حتمی. موجودات [[جهان]] بر دو قسماند: "مجردات" که بیشتر از یک نحو نمیتوانند وجود داشته باشند و تحت تأثیر [[علل]] مختلف قرار نمیگیرند؛ قضا و قدر آنها حتمی و غیر قابل تبدیل است؛ بهعبارت دیگر قضا و قدر حتمی یعنی [[قانون]] و [[سنّت]] و [[ناموس]] که شرایطش وجود پیدا کرده و عملاً [[اجرا]] شده است<ref>مجموعه آثار، ج۱، ص۴۰۳.</ref>، اما"غیر مجردات" چون با [[علل]] مختلف سر و کار دارند؛ سرنوشتهای مختلف در [[انتظار]] آنهاست و [[سرنوشت]] آنها غیر حتمی است و بهعبارت دیگر یعنی آن قانون و سنّت جهانی که شرطش واقع نشده و عملاً مصداق پیدا نکرده است<ref>مجموعه آثار، ج۱، ص۴۰۳.</ref>.<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۶۷؛ [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر، ص ۶۳۵.</ref> | |||
==قضا و قدر و [[جبر]] [[الهی]]== | ==قضا و قدر و [[جبر]] [[الهی]]== | ||
[[قضای الهی]] ایجاب کرده است تا [[انسان]] موجودی [[صاحب]] [[عقل]] و [[اراده]] باشد و در دایرۀ محدود عوامل موروثی، محیطی، [[تاریخی]] و [[اجتماعی]] بتواند [[سرنوشت]] و آیندۀ خویش را در دست گیرد. لذا [[اعتقاد]] به قضا و قدر مستلزم [[جبر]] نیست، چون [[جبر]] در جایی است که خود [[بشر]] و ارادۀ او را در کار دخیل ندانیم و قضا و قدر را [[جانشین]] [[قوه]] و نیرو و ارادۀ [[بشر]] بدانیم و حال آنکه [[قضا و قدر الهی]]، چیزی جز سرچشمه گرفتن [[نظام]] سببی و مسببی [[جهان]] از [[علم]] و [[اراده الهی]] نیست و [[سرنوشت]] هر موجودی با [[علل]] متقدمه خود بستگی دارد. | |||
[[قرآن کریم]]، [[خدا]] را بسیار بزرگ و [[اراده]] و [[مشیت]] او را عام معرفی میکند؛ ولی از [[آزادی]] نیز سخت [[دفاع]] میکند: {{متن قرآن|إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا}}<ref>«ما به او راه را نشان دادهایم خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس» سوره انسان، آیه ۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا}}<ref>«و هر چیز را آفرید آنگاه آن را به شایستگی اندازه نهاد» سوره فرقان، آیه ۲.</ref>. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نیز میفرماید: {{متن حدیث|جعل لکم شیء قدرا}}<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۱۸۳.</ref>. ضمن اینکه [[نظام]] اسباب و مسببات به رسمیت شناخته شده است، [[خداوند]] [[فرمان]] خود را به نتیجه میرساند، یعنی آنجا که نقش روابط [[معنوی]] و تأییدات غیبی به میان میآید، [[علل]] و اسباب ظاهری بیاثر میگردند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۶۵؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۸۳-۱۸۴.</ref>. | |||
==قضا و قدر و [[سرنوشت]]== | ==قضا و قدر و [[سرنوشت]]== | ||
اگر مقصود از [[سرنوشت]] و [[قضا و قدر الهی]]، [[انکار]] اسباب و مسببات و [[اراده]] و [[اختیار]] [[بشر]] است، چنین [[قضا]] و قدری نمیتواند وجود داشته باشد و اگر مقصود از [[سرنوشت]] و قضا و قدر، پیوند حتمیت هر حادثه از [[ناحیه]] [[علل]] خود باشد، البته این حقیقتی [[مسلم]] است. تغییر و تبدیل [[سرنوشت]] به معنی [[قیام]] عاملی در نقطۀ مقابل قضا و قدر یا در جهت مخالف [[قانون علیت]]، محال و ممتنع است. اما تغییر [[سرنوشت]]، به معنی اینکه عاملی که خود از مظاهر [[قضا و قدر الهی]] و حلقهای از حلقات علیت باشد، سبب تغییر و تبدیل سرنوشتی بشود، حقیقتی انکارناپذیر است. | |||
بنابراین، چون [[قانون علیت]] یک [[قانون]] عمومی است، محال است قضا و قدر در شکل یک عامل در مقابل سایر عاملها و مجزا از آنها ظاهر شود و جلو تأثیر عامل خاصی را بگیرد و یا یک عامل خاصی را به کاری [[اجبار]] و اکراه کند. به همین [[دلیل]]، [[جبر]] اصطلاحی، به معنای اکراه و [[اجبار]] [[انسان]] از طرف قضا و قدر، محال خواهد بود<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۶۷. </ref>. | |||
==آثار [[اعتقاد]] به قضا و قدر== | ==آثار [[اعتقاد]] به قضا و قدر== | ||
[[اعتقاد]] به قضا و قدر، علاوه بر [[معرفت]] [[الهی]] و [[تکامل انسان]] در بعد [[عقلی]] موجب میشود [[انسان]] از حوادث و اتفاقات ناگوار نهراسد و آنرا به [[قضا و قدر الهی]] مستند بداند و شیفته و مغرو به شادیهای [[زندگی]] نگردد و فخر فروشی نکند<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۱۶۸.</ref>. | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||