حواریون در قرآن: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'خواندن' به 'خواندن'
جز (جایگزینی متن - 'خواندن' به 'خواندن') |
|||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
هنگامی که حضرت عیسی{{ع}} از رسالت خویش به سوی [[بنی اسراییل]] خبر داد و آنان را به [[راه راست]] فرا خواند، [[بنیاسراییل]] با وی [[مخالفت]] و [[کفر]] پیشه کردند. {{متن قرآن|وَرَسُولًا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ وَمُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلِأُحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَجِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}<ref>«و به پیامبری به سوی بنی اسرائیل (میفرستد، تا بگوید) که من برای شما نشانهای از پروردگارتان آوردهام؛ من برای شما از گل، (انداموارهای) به گونه پرنده میسازم و در آن میدمم، به اذن خداوند پرندهای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد و شما را از آنچه میخورید یا در خانه میانبارید آگاه خواهم ساخت، این نشانهای برای شماست اگر مؤمن باشید و تورات پیش از خود را راست میشمارم، و (آمدهام) تا برخی از چیزهایی را که بر شما حرام شده است حلال گردانم و نشانهای از پروردگارتان برای شما آوردهام پس، از خداوند پروا و از من فرمانبرداری کنید!» سوره آل عمران، آیه ۴۹-۵۰.</ref> در پی این [[تکذیب]]، حضرت عیسی{{ع}} پرسید که چه کسی او را در این [[راه]] یاری میکند و حواریان اعلام کردند که به خدا ایمان آورده و آن [[حضرت]] را در این مسیر یاری خواهند کرد و از او خواستند که بر فرمانپذیری آنها از وی [[شاهد]] باشد: {{متن قرآن|فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ}}<ref>«و چون عیسی در آنان (آثار) کفر را دریافت گفت: یاران من به سوی خداوند کیانند؟» سوره آل عمران، آیه ۵۲.</ref> حواریان همچنین از [[ایمان]] خویش به همه آموزههای [[وحیانی]] و [[پیروی]] از [[حضرت عیسی]]{{ع}} خبر دادند و از [[خدا]] خواستند تا نام آنان را در زمره کسانی بنویسد که بر [[ابلاغ رسالت]] فرستادگان [[الهی]] [[گواهی]] میدهند: {{متن قرآن|رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ}}<ref>«پروردگارا! بدانچه فرو فرستادهای، ایمان آوردیم و از این پیامبر پیروی کردیم پس ما را در شمار گواهان بنگار» سوره آل عمران، آیه ۵۳.</ref> برخی [[مفسران]] گفتهاند: [[دعوت]] عیسی{{ع}} برای [[یاری]] خویش و اعلام [[آمادگی]] حواریان، زمانی بود که آن [[حضرت]] با پافشاری [[بنیاسراییل]] بر [[کفر]] و [[تصمیم]] آنان به کشتن او روبهرو شد.<ref>جامعالبیان، ج ۳، ص ۳۹۰؛ مجمع البیان، ج ۲، ص ۳۰۲ ـ ۳۰۳؛ الدرالمنثور، ج ۲، ص ۳۵.</ref> در [[سوره مائده]] {{متن قرآن|وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَبِرَسُولِي قَالُوا آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ}}<ref>«و یاد کن که به حواریان وحی کردم که به من و فرستادهام ایمان آورید گفتند: (خداوندا) ایمان آوردیم و گواه باش که ما گردن نهادهایم» سوره مائده، آیه ۱۱۱.</ref> [[ایمان آوردن]] حواریان براثر [[وحی الهی]] به آنها و [[نعمت]] خدا به حضرت عیسی{{ع}} یاد شده است. مفسران [[اختلاف]] دارند که [[وحی]] یادشده به معنای [[الهام]] یا وحی [[نبوت]] است. (همین مقاله، وحی به [[حواریون]]) شماری از مفسران با استناد به همین [[آیه]]، [[ایمان]] حواریان را [[ایمانی]] خاص و در حد کمال دانستهاند، زیرا همراه با وحی و [[هدایت الهی]] بوده است؛<ref>المحرر الوجیز، ج ۲، ص ۲۶۰؛ الدرالمنثور، ج ۲، ص ۶۰۹؛ المیزان، ج ۶، ص ۲۲۹.</ref>اما شمار دیگری از مفسران این دیدگاه را به استناد آیه {{متن قرآن|إِذْ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ قَالَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«هنگامی که حواریان گفتند: ای عیسی پسر مریم! آیا پروردگار تو یارایی دارد که برای ما از آسمان خوانی فرو فرستد؟ (عیسی) گفت: اگر مؤمنید از خداوند پروا کنید» سوره مائده، آیه ۱۱۲.</ref> به چالش کشیدهاند. در این آیه، درخواست حواریان از عیسی{{ع}} برای آوردن مائده آسمانی، [[گواه]] صدقی بر [[قدرت پروردگار]] و [[رسالت]] خویش و [[آرامش]] خاطر آنها و [[ناخشنودی]] حضرت عیسی{{ع}} از این درخواست گزارش شده است. این [[آیه]] مایه [[اختلاف]] [[مفسران]] درباره [[مراتب ایمان]] حواریان شده است. | هنگامی که حضرت عیسی{{ع}} از رسالت خویش به سوی [[بنی اسراییل]] خبر داد و آنان را به [[راه راست]] فرا خواند، [[بنیاسراییل]] با وی [[مخالفت]] و [[کفر]] پیشه کردند. {{متن قرآن|وَرَسُولًا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ وَمُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلِأُحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَجِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ}}<ref>«و به پیامبری به سوی بنی اسرائیل (میفرستد، تا بگوید) که من برای شما نشانهای از پروردگارتان آوردهام؛ من برای شما از گل، (انداموارهای) به گونه پرنده میسازم و در آن میدمم، به اذن خداوند پرندهای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد و شما را از آنچه میخورید یا در خانه میانبارید آگاه خواهم ساخت، این نشانهای برای شماست اگر مؤمن باشید و تورات پیش از خود را راست میشمارم، و (آمدهام) تا برخی از چیزهایی را که بر شما حرام شده است حلال گردانم و نشانهای از پروردگارتان برای شما آوردهام پس، از خداوند پروا و از من فرمانبرداری کنید!» سوره آل عمران، آیه ۴۹-۵۰.</ref> در پی این [[تکذیب]]، حضرت عیسی{{ع}} پرسید که چه کسی او را در این [[راه]] یاری میکند و حواریان اعلام کردند که به خدا ایمان آورده و آن [[حضرت]] را در این مسیر یاری خواهند کرد و از او خواستند که بر فرمانپذیری آنها از وی [[شاهد]] باشد: {{متن قرآن|فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ}}<ref>«و چون عیسی در آنان (آثار) کفر را دریافت گفت: یاران من به سوی خداوند کیانند؟» سوره آل عمران، آیه ۵۲.</ref> حواریان همچنین از [[ایمان]] خویش به همه آموزههای [[وحیانی]] و [[پیروی]] از [[حضرت عیسی]]{{ع}} خبر دادند و از [[خدا]] خواستند تا نام آنان را در زمره کسانی بنویسد که بر [[ابلاغ رسالت]] فرستادگان [[الهی]] [[گواهی]] میدهند: {{متن قرآن|رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ}}<ref>«پروردگارا! بدانچه فرو فرستادهای، ایمان آوردیم و از این پیامبر پیروی کردیم پس ما را در شمار گواهان بنگار» سوره آل عمران، آیه ۵۳.</ref> برخی [[مفسران]] گفتهاند: [[دعوت]] عیسی{{ع}} برای [[یاری]] خویش و اعلام [[آمادگی]] حواریان، زمانی بود که آن [[حضرت]] با پافشاری [[بنیاسراییل]] بر [[کفر]] و [[تصمیم]] آنان به کشتن او روبهرو شد.<ref>جامعالبیان، ج ۳، ص ۳۹۰؛ مجمع البیان، ج ۲، ص ۳۰۲ ـ ۳۰۳؛ الدرالمنثور، ج ۲، ص ۳۵.</ref> در [[سوره مائده]] {{متن قرآن|وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَبِرَسُولِي قَالُوا آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ}}<ref>«و یاد کن که به حواریان وحی کردم که به من و فرستادهام ایمان آورید گفتند: (خداوندا) ایمان آوردیم و گواه باش که ما گردن نهادهایم» سوره مائده، آیه ۱۱۱.</ref> [[ایمان آوردن]] حواریان براثر [[وحی الهی]] به آنها و [[نعمت]] خدا به حضرت عیسی{{ع}} یاد شده است. مفسران [[اختلاف]] دارند که [[وحی]] یادشده به معنای [[الهام]] یا وحی [[نبوت]] است. (همین مقاله، وحی به [[حواریون]]) شماری از مفسران با استناد به همین [[آیه]]، [[ایمان]] حواریان را [[ایمانی]] خاص و در حد کمال دانستهاند، زیرا همراه با وحی و [[هدایت الهی]] بوده است؛<ref>المحرر الوجیز، ج ۲، ص ۲۶۰؛ الدرالمنثور، ج ۲، ص ۶۰۹؛ المیزان، ج ۶، ص ۲۲۹.</ref>اما شمار دیگری از مفسران این دیدگاه را به استناد آیه {{متن قرآن|إِذْ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ قَالَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«هنگامی که حواریان گفتند: ای عیسی پسر مریم! آیا پروردگار تو یارایی دارد که برای ما از آسمان خوانی فرو فرستد؟ (عیسی) گفت: اگر مؤمنید از خداوند پروا کنید» سوره مائده، آیه ۱۱۲.</ref> به چالش کشیدهاند. در این آیه، درخواست حواریان از عیسی{{ع}} برای آوردن مائده آسمانی، [[گواه]] صدقی بر [[قدرت پروردگار]] و [[رسالت]] خویش و [[آرامش]] خاطر آنها و [[ناخشنودی]] حضرت عیسی{{ع}} از این درخواست گزارش شده است. این [[آیه]] مایه [[اختلاف]] [[مفسران]] درباره [[مراتب ایمان]] حواریان شده است. | ||
مفسرانی که با استناد به نقش [[هدایت الهی]] در [[ایمان]] حواریان، آن را در حد کمال دانسته، این آیه را به گونهای [[تفسیر]] کردهاند که به کامل بودن ایمان آنها خدشهای نخورد. براساس این تفسیر، حواریان در [[قدرت خدا]]، [[حقانیت]] [[حضرت عیسی]]{{ع}} و [[درستی]] [[دعوت]] وی تردید نداشتند، بلکه دودلی آنان در این بود که آیا [[خدا]] درخواست آن [[حضرت]] را [[اجابت]] میکند یا نه.<ref>جامع البیان، ج ۷، ص ۱۷۴؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۴۰۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۳۶۴.</ref> برخی دیگر گفتهاند: آنان میخواستند بدانند که آیا [[حکمت خدا]] [[نزول]] [[مائده]] را اقتضا میکند یا نه؟<ref> ر. ک: مفردات، ص ۵۳۱ «طوع».</ref> بعضی نیز [[فقر]] و نداری و نیاز حواریان به [[غذا]] را سبب درخواست مائده دانستهاند، تا با خوردن از آن، توان لازم را برای [[طاعت]] و [[بندگی خدا]] به دست بیاورند.<ref>ر. ک: مجمعالبیان، ج ۳، ص ۴۰۸؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص ۱۲۰.</ref> [[علامه طباطبایی]] رحمهالله سبب [[توبیخ]] آنان از سوی حضرت عیسی{{ع}} را لحن نامؤدبانه آنان میداند.<ref>المیزان، ج ۶، ص ۲۲۵ و ۲۳۳.</ref> در مقابل، شماری از مفسران، درخواست مائده را مربوط به آغاز [[گزینش]] آنان به عنوان [[حواری]] <ref>ر. ک: مجمع البیان، ج ۳، ص ۴۰۷؛ زادالمسیر، ج ۲، ص ۳۳۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۳۶۴.</ref> و پیش از دیدن معجزاتی مانند زنده کردن [[مردگان]]، شفای [[کور]] مادرزاد و [[بیماران]] لاعلاج دانسته <ref>معانیالقرآن، ج ۲، ص ۳۸۵؛ مجمعالبیان، ج ۳، ص ۴۰۸.</ref> و معتقدند در این [[زمان]] هنوز ایمان آنان به قدرت خدا و [[رسالت]] حضرت عیسی{{ع}} کامل نشده بود. این گروه، ضمن ناسازگار | مفسرانی که با استناد به نقش [[هدایت الهی]] در [[ایمان]] حواریان، آن را در حد کمال دانسته، این آیه را به گونهای [[تفسیر]] کردهاند که به کامل بودن ایمان آنها خدشهای نخورد. براساس این تفسیر، حواریان در [[قدرت خدا]]، [[حقانیت]] [[حضرت عیسی]]{{ع}} و [[درستی]] [[دعوت]] وی تردید نداشتند، بلکه دودلی آنان در این بود که آیا [[خدا]] درخواست آن [[حضرت]] را [[اجابت]] میکند یا نه.<ref>جامع البیان، ج ۷، ص ۱۷۴؛ مجمع البیان، ج ۳، ص ۴۰۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۳۶۴.</ref> برخی دیگر گفتهاند: آنان میخواستند بدانند که آیا [[حکمت خدا]] [[نزول]] [[مائده]] را اقتضا میکند یا نه؟<ref> ر. ک: مفردات، ص ۵۳۱ «طوع».</ref> بعضی نیز [[فقر]] و نداری و نیاز حواریان به [[غذا]] را سبب درخواست مائده دانستهاند، تا با خوردن از آن، توان لازم را برای [[طاعت]] و [[بندگی خدا]] به دست بیاورند.<ref>ر. ک: مجمعالبیان، ج ۳، ص ۴۰۸؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص ۱۲۰.</ref> [[علامه طباطبایی]] رحمهالله سبب [[توبیخ]] آنان از سوی حضرت عیسی{{ع}} را لحن نامؤدبانه آنان میداند.<ref>المیزان، ج ۶، ص ۲۲۵ و ۲۳۳.</ref> در مقابل، شماری از مفسران، درخواست مائده را مربوط به آغاز [[گزینش]] آنان به عنوان [[حواری]] <ref>ر. ک: مجمع البیان، ج ۳، ص ۴۰۷؛ زادالمسیر، ج ۲، ص ۳۳۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۳۶۴.</ref> و پیش از دیدن معجزاتی مانند زنده کردن [[مردگان]]، شفای [[کور]] مادرزاد و [[بیماران]] لاعلاج دانسته <ref>معانیالقرآن، ج ۲، ص ۳۸۵؛ مجمعالبیان، ج ۳، ص ۴۰۸.</ref> و معتقدند در این [[زمان]] هنوز ایمان آنان به قدرت خدا و [[رسالت]] حضرت عیسی{{ع}} کامل نشده بود. این گروه، ضمن ناسازگار خواندن توجیههای مفسران نخست با [[ادله]] صریح حواریان برای درخواست خویش، [[ناخشنودی]] حضرت عیسی{{ع}} از درخواست مذکور، هشدار به حواریان و سفارش آنها به [[تقوا]]،<ref>رک: جوامع الجامع، ج ۱، ص ۵۴۵؛ زادالمسیر، ج ۲، ص ۳۳۸.</ref> همچنین تلاش حواریان برای توجیه درخواست خویش را [[شاهد]] مدعایشان دانستهاند:<ref>جامع البیان، ج ۷، ص ۱۷۴؛ المیزان، ج ۶، ص ۲۳۳.</ref> آنها در توجیه درخواست خویش، مواردی چون خوردن از [[مائده]]، [[آرامش]] یافتن دلهایشان با آن، [[ثابت]] شدن [[صداقت]] [[حضرت عیسی]]{{ع}} در ادعای [[رسالت]] و [[گواه]] شدن آنان بر آن مائده آسمانی را سبب درخواست خویش یاد کردند: {{متن قرآن|قَالُوا نُرِيدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْهَا وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا وَنَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنَا وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ}}<ref>«گفتند: بر آنیم تا از آن بخوریم و دلهایمان اطمینان یابد و بدانیم که تو، به ما راست گفتهای و بر آن از گواهان باشیم» سوره مائده، آیه ۱۱۳.</ref> برخی در پاسخ به این چالش، درخواست حواریان را همانند درخواست [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} و برای ازدیاد و [[پایداری]] [[ایمان]] خویش دانستهاند. حضرت ابراهیم{{ع}} از [[خدا]] خواست تا چگونگی زنده کردن [[مردگان]] را به وی نشان دهد؛ اما [[علامه طباطبایی]] با نامؤدبانه خواندن لحن حواریان، میان آن دو تفاوت گذاشته است.<ref> المیزان، ج ۶، ص ۲۲۵ - ۲۳۰.</ref> بعضی [[مفسران]] درباره کامل نبودن [[ایمان]] حواریان، به [[همکاری]] یهودا با [[دشمنان]] و [[خیانت]] وی به [[حضرت مسیح]]{{ع}} استناد کرده و [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ}}<ref>«و (بنی اسرائیل) نیرنگ ورزیدند و خداوند تدبیر کرد و خداوند بهترین تدبیر کنندگان است» سوره آل عمران، آیه ۵۴.</ref> را اشاره به این موضوع و بیاثر شدن خیانت یهودا و دشمنان [[مسیح]]{{ع}} دانستهاند <ref>التفسیر الکبیر، ج ۸، ص ۶۹ ـ ۷۰.</ref>. | ||
مفسران، "اسلامِ" حواریان را نیز به [[پیروی]] از [[قرآن]] {{متن قرآن|فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ}}<ref>«و چون عیسی در آنان (آثار) کفر را دریافت گفت: یاران من به سوی خداوند کیانند؟» سوره آل عمران، آیه ۵۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَبِرَسُولِي قَالُوا آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ}}<ref>«و یاد کن که به حواریان وحی کردم که به من و فرستادهام ایمان آورید گفتند: (خداوندا) ایمان آوردیم و گواه باش که ما گردن نهادهایم» سوره مائده، آیه ۱۱۱.</ref> بررسیدهاند. مفهوم [[مسلمان]] بودن و مراتب [[اسلام]] آنها مورد [[اختلاف]] است: مرحوم [[طبرسی]] با [[تفسیر]] اسلام به معنای مصطلح آن و بر اساس اطلاقِ "[[حنیف]] و مسلمان" به حضرت ابراهیم{{ع}} در قرآن {{متن قرآن|مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَكِنْ كَانَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«ابراهیم نه یهودی بود و نه مسیحی ولی درستآیینی فرمانبردار بود و از مشرکان نبود» سوره آل عمران، آیه ۶۷.</ref> مدّعی است که نه تنها حواریان، [[دین]] همه [[پیامبران]] اسلام بوده است.<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص ۷۷۰.</ref> [[علامه طباطبایی]] [[اسلام]] را به معنای [[تسلیم]] و فرمانپذیری مطلق در برابر [[اراده خدا]] دانسته و گفته است که حواریان بیهیچ اعتراضی و با [[رضایت]] کامل به هرگونه [[قضا]] و [[حکم الهی]] درباره آنان، همه دستورهای [[خدا]] را انجام میدادند. وی [[ایمان]] را دارای مراتب مختلف دانسته و [[معتقد]] است که پیش از هر مرتبهای از ایمان، مرتبهای از [[اسلام]] قرار دارد و اسلام حواریان در بالاترین و [[کاملترین]] [[درجه]] آن بود که ویژه [[مؤمنان خالص]] است.<ref> المیزان، ج ۳، ص ۲۰۴ ـ ۲۰۵.</ref> در [[روایات اسلامی]]، از حواریان به نخستین [[یاران باوفا]] و [[مخلص]] [[عیسی]]{{ع}}، [[برگزیده الهی]] و از پطرس ([[شمعون]]) به [[برترین]] [[حواری]]، [[وصی]] و [[جانشین]] عیسی{{ع}} و [[شهید]] یاد شده است که تنها [[پیروان]] وی، [[فرقه]] [[ناجی]] هستند<ref>علل الشرایع، ج ۱، ص ۸۰ - ۸۱؛ بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۱۹۰، ۲۷۲ - ۲۷۳ و ۳۳۶؛ ج ۲۷، ص ۱۶؛ ج ۳۰، ص ۷۶؛ ج ۳۶، ص ۳۰۹؛ ج ۳۸، ص ۱۰۳؛ ج ۴۵، ص ۲۰۳.</ref>.<ref>[[عباس علی مردی|مردی، عباس علی]]، [[حواریون (مقاله)|مقاله «حواریون»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref> | مفسران، "اسلامِ" حواریان را نیز به [[پیروی]] از [[قرآن]] {{متن قرآن|فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ}}<ref>«و چون عیسی در آنان (آثار) کفر را دریافت گفت: یاران من به سوی خداوند کیانند؟» سوره آل عمران، آیه ۵۲.</ref>، {{متن قرآن|وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَبِرَسُولِي قَالُوا آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ}}<ref>«و یاد کن که به حواریان وحی کردم که به من و فرستادهام ایمان آورید گفتند: (خداوندا) ایمان آوردیم و گواه باش که ما گردن نهادهایم» سوره مائده، آیه ۱۱۱.</ref> بررسیدهاند. مفهوم [[مسلمان]] بودن و مراتب [[اسلام]] آنها مورد [[اختلاف]] است: مرحوم [[طبرسی]] با [[تفسیر]] اسلام به معنای مصطلح آن و بر اساس اطلاقِ "[[حنیف]] و مسلمان" به حضرت ابراهیم{{ع}} در قرآن {{متن قرآن|مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَكِنْ كَانَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«ابراهیم نه یهودی بود و نه مسیحی ولی درستآیینی فرمانبردار بود و از مشرکان نبود» سوره آل عمران، آیه ۶۷.</ref> مدّعی است که نه تنها حواریان، [[دین]] همه [[پیامبران]] اسلام بوده است.<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص ۷۷۰.</ref> [[علامه طباطبایی]] [[اسلام]] را به معنای [[تسلیم]] و فرمانپذیری مطلق در برابر [[اراده خدا]] دانسته و گفته است که حواریان بیهیچ اعتراضی و با [[رضایت]] کامل به هرگونه [[قضا]] و [[حکم الهی]] درباره آنان، همه دستورهای [[خدا]] را انجام میدادند. وی [[ایمان]] را دارای مراتب مختلف دانسته و [[معتقد]] است که پیش از هر مرتبهای از ایمان، مرتبهای از [[اسلام]] قرار دارد و اسلام حواریان در بالاترین و [[کاملترین]] [[درجه]] آن بود که ویژه [[مؤمنان خالص]] است.<ref> المیزان، ج ۳، ص ۲۰۴ ـ ۲۰۵.</ref> در [[روایات اسلامی]]، از حواریان به نخستین [[یاران باوفا]] و [[مخلص]] [[عیسی]]{{ع}}، [[برگزیده الهی]] و از پطرس ([[شمعون]]) به [[برترین]] [[حواری]]، [[وصی]] و [[جانشین]] عیسی{{ع}} و [[شهید]] یاد شده است که تنها [[پیروان]] وی، [[فرقه]] [[ناجی]] هستند<ref>علل الشرایع، ج ۱، ص ۸۰ - ۸۱؛ بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۱۹۰، ۲۷۲ - ۲۷۳ و ۳۳۶؛ ج ۲۷، ص ۱۶؛ ج ۳۰، ص ۷۶؛ ج ۳۶، ص ۳۰۹؛ ج ۳۸، ص ۱۰۳؛ ج ۴۵، ص ۲۰۳.</ref>.<ref>[[عباس علی مردی|مردی، عباس علی]]، [[حواریون (مقاله)|مقاله «حواریون»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref> | ||