تهذیب نفس: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۱
جز
جایگزینی متن - 'خواندن' به 'خواندن'
جز (جایگزینی متن - 'آشکار' به 'آشکار')
جز (جایگزینی متن - 'خواندن' به 'خواندن')
خط ۳۴: خط ۳۴:
*آری! [[قرآن کریم]] اشاره می‌‌کند که هرگاه رذیلتی [[اخلاقی]] در [[جان]] کسی ریشه دوانَد، تمامی [[افعال]] ناپسندی که از پی این صفت [[ناپسند]] پدید می‌‌آید، از آنکه از یک تن سر می‌‌زند، می‌‌تواند حتّی از یک گروه و [[قوم]] نیز سر زند!.
*آری! [[قرآن کریم]] اشاره می‌‌کند که هرگاه رذیلتی [[اخلاقی]] در [[جان]] کسی ریشه دوانَد، تمامی [[افعال]] ناپسندی که از پی این صفت [[ناپسند]] پدید می‌‌آید، از آنکه از یک تن سر می‌‌زند، می‌‌تواند حتّی از یک گروه و [[قوم]] نیز سر زند!.
*[[قرآن کریم]] در این رابطه، آیاتی سخت درباره [[ولید]] بن مُغَیره - که در میان [[عرب]] از رتبتی والا برخوردار بود-، ذکر می‌‌نماید؛ چه او: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا}}<ref>«هرگز! که او با آیات ما ستیزه‌گر است» سوره مدثر، آیه ۱۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۸-۱۵۹.</ref>.
*[[قرآن کریم]] در این رابطه، آیاتی سخت درباره [[ولید]] بن مُغَیره - که در میان [[عرب]] از رتبتی والا برخوردار بود-، ذکر می‌‌نماید؛ چه او: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا}}<ref>«هرگز! که او با آیات ما ستیزه‌گر است» سوره مدثر، آیه ۱۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۸-۱۵۹.</ref>.
*همین عنادورزی او و ریشه دوانیدن این [[رذیلت]] در نفسش، باعث شد تا از [[هدایت]] [[قرآن کریم]] چشم پوشد؛ و هرچند خود به بی‌همانندیِ این [[کتاب آسمانی]] معترف بود، امّا با [[جادو]] [[خواندن]] آن، خود و شماری از [[کافران]] را از دریافت [[نور]] وهدایت آن [[محروم]] ساخت.
*همین عنادورزی او و ریشه دوانیدن این [[رذیلت]] در نفسش، باعث شد تا از [[هدایت]] [[قرآن کریم]] چشم پوشد؛ و هرچند خود به بی‌همانندیِ این [[کتاب آسمانی]] معترف بود، امّا با [[جادو]] خواندن آن، خود و شماری از [[کافران]] را از دریافت [[نور]] وهدایت آن [[محروم]] ساخت.
*به این [[آیات]] که در [[شأن]] او نازل، و [[عاقبت]] اتّصاف [[انسان]] به صفات [[رذیلت]] را نشان می‌دهد-، بنگرید: {{متن قرآن|إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ نَظَرَ ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ }}<ref>«که او اندیشید و سنجید و مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ دگر باره مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ سپس نگریست آنگاه روی در هم کشید و ترشرویی کرد سپس پشت کرد و گردنکشی ورزید و گفت: این جز جادویی که آموخته می‌شود نیست این جز گفتار آدمی نیست» سوره مدثر، آیه ۱۸ -۲۵.</ref>. این [[آیات]]، بخوبی سرانجام عنادورزی را نشان می‌‌دهد. این صفت - همچون دیگر صفات [[رذیلت]] - [[قلب]] [[انسان]] را از دریافت [[نور الهی]] [[محروم]]، و او را در دو [[جهان]] زیانکار می‌‌سازد: {{متن قرآن|وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود» سوره نمل، آیه ۱۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۹-۱۶۰.</ref>.
*به این [[آیات]] که در [[شأن]] او نازل، و [[عاقبت]] اتّصاف [[انسان]] به صفات [[رذیلت]] را نشان می‌دهد-، بنگرید: {{متن قرآن|إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ نَظَرَ ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ }}<ref>«که او اندیشید و سنجید و مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ دگر باره مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ سپس نگریست آنگاه روی در هم کشید و ترشرویی کرد سپس پشت کرد و گردنکشی ورزید و گفت: این جز جادویی که آموخته می‌شود نیست این جز گفتار آدمی نیست» سوره مدثر، آیه ۱۸ -۲۵.</ref>. این [[آیات]]، بخوبی سرانجام عنادورزی را نشان می‌‌دهد. این صفت - همچون دیگر صفات [[رذیلت]] - [[قلب]] [[انسان]] را از دریافت [[نور الهی]] [[محروم]]، و او را در دو [[جهان]] زیانکار می‌‌سازد: {{متن قرآن|وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود» سوره نمل، آیه ۱۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۹-۱۶۰.</ref>.
*'''کوتاه سخن اینکه:''' [[قرآن کریم]] بر آن است که قلبْ منبع افکار، اقوال و سخنان [[آدمی]] است؛ حال اگر این [[قلب]] سالم بوده از آلودگی‌های رذائل بدور مانَد، تمامی افکار، [[اندیشه‌ها]] و سخنان [[صاحب]] او بر [[سلامت]] بوده، موجب [[نجات]] او می‌‌گردد؛ و اگر به رذائل آلوده گردد، سرانجام او را به تنگناهای جهنّم رهنمون می‌‌شود. [[عرب]] راست: {{عربی| كُلُّ إِنَاءٍ بِمَا فِيهِ يَنْضِحُ }}؛ و در [[زبان فارسی]] مثلی مشهور است که: "از کوزه همان برون تراود که در اوست"<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۰.</ref>.
*'''کوتاه سخن اینکه:''' [[قرآن کریم]] بر آن است که قلبْ منبع افکار، اقوال و سخنان [[آدمی]] است؛ حال اگر این [[قلب]] سالم بوده از آلودگی‌های رذائل بدور مانَد، تمامی افکار، [[اندیشه‌ها]] و سخنان [[صاحب]] او بر [[سلامت]] بوده، موجب [[نجات]] او می‌‌گردد؛ و اگر به رذائل آلوده گردد، سرانجام او را به تنگناهای جهنّم رهنمون می‌‌شود. [[عرب]] راست: {{عربی| كُلُّ إِنَاءٍ بِمَا فِيهِ يَنْضِحُ }}؛ و در [[زبان فارسی]] مثلی مشهور است که: "از کوزه همان برون تراود که در اوست"<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۰.</ref>.
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش