←حسبه در فقه سیاسی و تشکیل حکومت
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
معمولاً این [[مقام]] را به یکی از قاضیان میدادند که احتساب و [[قضا]]، به هم پیوسته بود<ref>ماوردی، الاحکام السلطانیه، ص۲۴۰.</ref>. اهمیت حسبه چنان بود که در [[صدر اسلام]]، [[پیشوایان]] و [[رهبران]] [[دینی]]، به منظور کسب [[ثواب]] بیشتر، علاوه بر اشتغال کارهای متعدّد و مهم، شخصاً [[ادارۀ امور]] حسبه و رسیدگی به [[مصالح عمومی]] را به عهده میگرفتند<ref>معالم القربه فی احکام الحسبه، ج۷، ص۵۱؛ تراتیب الاداریه، ج۱، ص۲۸۶.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۸۱؛ [[سید سجاد ایزدهی|ایزدهی، سید سجاد]]، [[فقه سیاسی امام خمینی (کتاب)|فقه سیاسی امام خمینی]]، ص ۲۴-۲۸.</ref> | معمولاً این [[مقام]] را به یکی از قاضیان میدادند که احتساب و [[قضا]]، به هم پیوسته بود<ref>ماوردی، الاحکام السلطانیه، ص۲۴۰.</ref>. اهمیت حسبه چنان بود که در [[صدر اسلام]]، [[پیشوایان]] و [[رهبران]] [[دینی]]، به منظور کسب [[ثواب]] بیشتر، علاوه بر اشتغال کارهای متعدّد و مهم، شخصاً [[ادارۀ امور]] حسبه و رسیدگی به [[مصالح عمومی]] را به عهده میگرفتند<ref>معالم القربه فی احکام الحسبه، ج۷، ص۵۱؛ تراتیب الاداریه، ج۱، ص۲۸۶.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۸۱؛ [[سید سجاد ایزدهی|ایزدهی، سید سجاد]]، [[فقه سیاسی امام خمینی (کتاب)|فقه سیاسی امام خمینی]]، ص ۲۴-۲۸.</ref> | ||
==[[حسبه]] در [[فقه سیاسی]] و | ==[[حسبه]] در [[فقه سیاسی]] و تشکیل حکومت== | ||
از مفاهیم اساسی و محوری که در [[فقه سیاسی شیعه]]، بلکه [[اسلام]] وجود دارد مفهوم [[حسبه]] است. بر اساس این مفهوم، برخی از مسائل مهم [[سیاسی]] و [[امور اجتماعی]] وجود دارد که از [[شئون]] [[حکومت]] و از [[وظایف]] [[رهبری جامعه]] به شمار میآید. این امور به گونهای هستند که [[شارع مقدس]] در هیچ حال [[راضی]] به ترک و فروگذاری آنها نیست، اموری مانند [[ارشاد]] و [[تبلیغ]] [[مردم]]، [[بیان احکام]] [[الهی]] و [[تعلیم و تربیت]] [[جامعه]]، [[برقراری امنیت]] و [[آرامش]] همه جانبه، [[حفظ مرزها]] از [[تجاوز]] [[بیگانگان]]، فراهمسازی امکانات مدرن و لازم [[جنگی]] و تقویت و توسعه صنایع نظامی و [[دفاعی]]، حراست از [[فرهنگ]] و [[میراث]] [[دینی]] و ملی، نگهداری و استفاده بهینه از [[ثروتهای عمومی]] و سرمایههای ملی و جلوگیری از به هدر رفتن و [[غارت]] شدن این منابع، [[نظارت]] و کنترل دقیق نسبت به واردات، صادرات کالاها، آمد و شد گردشگران، بازرگانان و افراد سیاسی، اجرای دقیق مجازاتها و کیفرهای [[اسلامی]] و برخورد [[قاطع]] و سنجیده با [[مجرمان]] و [[اخلالگران]] [[اقتصادی]]، [[اجتماعی]]، سیاسی و [[فرهنگی]]، سرویسدهی و ارائه خدمات بهداشتی، درمانی، غذایی و رفع کمبودها و ترمیم نواقص و... بخشی از این امور ضروری محسوب میشوند. نتیجه آنکه بر اساس این مفهوم، هر چه در یک جامعه ضروری و لازم است و هر کس و یا همه نمیتوانند متصدی آن باشند، تنها بر عهده تشکیلات و [[سیستم]] [[حکومتی]] است و با توجه به اینکه [[شریعت اسلام]] مردم را در [[زمان غیبت]] به خودشان واگذار نکرده و [[احکام اسلام]] جامع و [[جاودانه]] است، از این رو امور [[شریعت]] میبایست در جامعه به [[اجرا]] در آید و با توجه به اینکه این امور متصدی جهت اجرا ندارند، لذا این امور بر عهده [[ولی فقیه]] نهاده میشود و وی تنها کسی است که با فرض عدم [[حضور معصوم]] در جامعه، [[شارع]] به [[ولایت]] و [[سرپرستی]] وی راضی است. | از مفاهیم اساسی و محوری که در [[فقه سیاسی شیعه]]، بلکه [[اسلام]] وجود دارد مفهوم [[حسبه]] است. بر اساس این مفهوم، برخی از مسائل مهم [[سیاسی]] و [[امور اجتماعی]] وجود دارد که از [[شئون]] [[حکومت]] و از [[وظایف]] [[رهبری جامعه]] به شمار میآید. این امور به گونهای هستند که [[شارع مقدس]] در هیچ حال [[راضی]] به ترک و فروگذاری آنها نیست، اموری مانند [[ارشاد]] و [[تبلیغ]] [[مردم]]، [[بیان احکام]] [[الهی]] و [[تعلیم و تربیت]] [[جامعه]]، [[برقراری امنیت]] و [[آرامش]] همه جانبه، [[حفظ مرزها]] از [[تجاوز]] [[بیگانگان]]، فراهمسازی امکانات مدرن و لازم [[جنگی]] و تقویت و توسعه صنایع نظامی و [[دفاعی]]، حراست از [[فرهنگ]] و [[میراث]] [[دینی]] و ملی، نگهداری و استفاده بهینه از [[ثروتهای عمومی]] و سرمایههای ملی و جلوگیری از به هدر رفتن و [[غارت]] شدن این منابع، [[نظارت]] و کنترل دقیق نسبت به واردات، صادرات کالاها، آمد و شد گردشگران، بازرگانان و افراد سیاسی، اجرای دقیق مجازاتها و کیفرهای [[اسلامی]] و برخورد [[قاطع]] و سنجیده با [[مجرمان]] و [[اخلالگران]] [[اقتصادی]]، [[اجتماعی]]، سیاسی و [[فرهنگی]]، سرویسدهی و ارائه خدمات بهداشتی، درمانی، غذایی و رفع کمبودها و ترمیم نواقص و... بخشی از این امور ضروری محسوب میشوند. نتیجه آنکه بر اساس این مفهوم، هر چه در یک جامعه ضروری و لازم است و هر کس و یا همه نمیتوانند متصدی آن باشند، تنها بر عهده تشکیلات و [[سیستم]] [[حکومتی]] است و با توجه به اینکه [[شریعت اسلام]] مردم را در [[زمان غیبت]] به خودشان واگذار نکرده و [[احکام اسلام]] جامع و [[جاودانه]] است، از این رو امور [[شریعت]] میبایست در جامعه به [[اجرا]] در آید و با توجه به اینکه این امور متصدی جهت اجرا ندارند، لذا این امور بر عهده [[ولی فقیه]] نهاده میشود و وی تنها کسی است که با فرض عدم [[حضور معصوم]] در جامعه، [[شارع]] به [[ولایت]] و [[سرپرستی]] وی راضی است. | ||