آزادی در قرآن: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'خروج' به 'خروج'
جز (جایگزینی متن - 'خروج' به 'خروج') |
|||
| خط ۵۶: | خط ۵۶: | ||
#'''خودمحوری:''' خودرأیی [[فرعون]] که از روحیّه استکباری او سرچشمه می گرفت، عامل [[محروم]] ساختن [[مردم]] از [[آزادی]] و تهدید [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[ارعاب]] [[مؤمنان]] شد{{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref> بیگمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دستهدسته کرد. دستهای از آنان را به ناتوانی میکشاند، پسرانشان را سر میبرید و زنانشان را زنده وا مینهاد، به یقین او از تبهکاران بود؛ سوره قصص، آیه: 4.</ref> و با تهدید [[موسی]]{{ع}} به زندان، برای استمرار [[حکومت]] [[استبدادی]] خویش میکوشید: {{متن قرآن|وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ}}<ref> و (آیا) این نعمتی است که آن را بر من منّت مینهی که بنی اسرائیل را به بردگی گرفتهای؟؛ سوره شعراء، آیه: 22.</ref> و {{متن قرآن|قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ }}<ref> فرعون) گفت: اگر خدایی جز من بگزینی تو را زندانی خواهم کرد، سوره شعراء، آیه: 29.</ref> این [[آیه]]، با [[عنایت]] به [[فلسفه]] [[آزادی]] که وجود آن [[زمینهساز]] تعالی [[انسان]] به بالاترین درجه [[حیات]] و سلب آن موجب سقوط به پایینترین درجه [[زندگی]] است، [[پیام]] [[رسالت]]، مبنی بر ترجیح [[آزادی]] بر هرگونه استفاده مادّی را بیان میکند؛ به این جهت، [[رهبران الهی]]، [[گرسنگی]] با [[آزادی]] را بر سیری با سلب آن ترجیح میدهند.<ref>من وحی القرآن، ج ۱۷، ص ۱۰۱.</ref> از سوی دیگر، [[حاکمان]] [[مستبد]]، [[آزادی]] [[انسانها]] را تهدید می کردند؛ به همین جهت، ساحران که بر اثر دیدن [[معجزه]] [[ایمان]] آوردند، مورد تهدید [[حکومت]] [[ستمگر]] [[فرعون]] قرار گرفتند: {{متن قرآن|فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref> پس جادوگران به سجده درافتادند. گفتند: ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم. پروردگار موسی و هارون. (فرعون) گفت: آیا پیش از آنکه من به شما اجازه دهم به او گرویدید؟ بیگمان او بزرگ شماست که به شما جادوگری آموخته است؛ به زودی خواهید دانست؛ دستها و پاهایتان را از چپ و راست خواهم برید و همه شما را به دار خواهم آویخت ، سوره شعراء، آیه: 46-49.</ref> | #'''خودمحوری:''' خودرأیی [[فرعون]] که از روحیّه استکباری او سرچشمه می گرفت، عامل [[محروم]] ساختن [[مردم]] از [[آزادی]] و تهدید [[حضرت موسی]]{{ع}} و [[ارعاب]] [[مؤمنان]] شد{{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref> بیگمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دستهدسته کرد. دستهای از آنان را به ناتوانی میکشاند، پسرانشان را سر میبرید و زنانشان را زنده وا مینهاد، به یقین او از تبهکاران بود؛ سوره قصص، آیه: 4.</ref> و با تهدید [[موسی]]{{ع}} به زندان، برای استمرار [[حکومت]] [[استبدادی]] خویش میکوشید: {{متن قرآن|وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ}}<ref> و (آیا) این نعمتی است که آن را بر من منّت مینهی که بنی اسرائیل را به بردگی گرفتهای؟؛ سوره شعراء، آیه: 22.</ref> و {{متن قرآن|قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ }}<ref> فرعون) گفت: اگر خدایی جز من بگزینی تو را زندانی خواهم کرد، سوره شعراء، آیه: 29.</ref> این [[آیه]]، با [[عنایت]] به [[فلسفه]] [[آزادی]] که وجود آن [[زمینهساز]] تعالی [[انسان]] به بالاترین درجه [[حیات]] و سلب آن موجب سقوط به پایینترین درجه [[زندگی]] است، [[پیام]] [[رسالت]]، مبنی بر ترجیح [[آزادی]] بر هرگونه استفاده مادّی را بیان میکند؛ به این جهت، [[رهبران الهی]]، [[گرسنگی]] با [[آزادی]] را بر سیری با سلب آن ترجیح میدهند.<ref>من وحی القرآن، ج ۱۷، ص ۱۰۱.</ref> از سوی دیگر، [[حاکمان]] [[مستبد]]، [[آزادی]] [[انسانها]] را تهدید می کردند؛ به همین جهت، ساحران که بر اثر دیدن [[معجزه]] [[ایمان]] آوردند، مورد تهدید [[حکومت]] [[ستمگر]] [[فرعون]] قرار گرفتند: {{متن قرآن|فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref> پس جادوگران به سجده درافتادند. گفتند: ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم. پروردگار موسی و هارون. (فرعون) گفت: آیا پیش از آنکه من به شما اجازه دهم به او گرویدید؟ بیگمان او بزرگ شماست که به شما جادوگری آموخته است؛ به زودی خواهید دانست؛ دستها و پاهایتان را از چپ و راست خواهم برید و همه شما را به دار خواهم آویخت ، سوره شعراء، آیه: 46-49.</ref> | ||
#'''[[استثمار]]:'''استثمارگران [[مفسد]]: {{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref> بیگمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دستهدسته کرد. دستهای از آنان را به ناتوانی میکشاند، پسرانشان را سر میبرید و زنانشان را زنده وا مینهاد، به یقین او از تبهکاران بود؛ سوره قصص، آیه: 4.</ref> برای تحصیل و حفظ [[منافع]] مادّی خویش و بهرهکشی از دیگران با [[ایستادگی]] در برابر [[دعوت]] آزادیخواهانه [[انبیا]] {{متن قرآن| قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ مِن قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُواْ لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صَالِحًا مُّرْسَلٌ مِّن رَّبِّهِ قَالُواْ إِنَّا بِمَا أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ}}<ref> سرکردگان سرکش از قوم وی به مؤمنانی که ناتوان به شمار آمدهاند گفتند: آیا میدانید که صالح فرستاده پروردگار خویش است؟ گفتند: (آری) ما به آنچه وی بدان پیامبری یافته است مؤمنیم ، سوره اعراف، آیه: 75.</ref> و [[تحقیر]] [[انسانها]] {{متن قرآن|فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ}}<ref> آنگاه قوم خود را سبکسار کرد (و از راه به در برد) و آنان از او فرمان بردند زیرا آنان قومی بزهکار بودند، سوره زخرف، آیه: 54.</ref> و نابود کردن [[توان]] آنان و سوء استفاده از [[زنان]]: {{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref> بیگمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دستهدسته کرد. دستهای از آنان را به ناتوانی میکشاند، پسرانشان را سر میبرید و زنانشان را زنده وا مینهاد، به یقین او از تبهکاران بود؛ سوره قصص، آیه: 4.</ref> [[آزادی]] آنان را سلب میکردند. | #'''[[استثمار]]:'''استثمارگران [[مفسد]]: {{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref> بیگمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دستهدسته کرد. دستهای از آنان را به ناتوانی میکشاند، پسرانشان را سر میبرید و زنانشان را زنده وا مینهاد، به یقین او از تبهکاران بود؛ سوره قصص، آیه: 4.</ref> برای تحصیل و حفظ [[منافع]] مادّی خویش و بهرهکشی از دیگران با [[ایستادگی]] در برابر [[دعوت]] آزادیخواهانه [[انبیا]] {{متن قرآن| قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ مِن قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُواْ لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صَالِحًا مُّرْسَلٌ مِّن رَّبِّهِ قَالُواْ إِنَّا بِمَا أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ}}<ref> سرکردگان سرکش از قوم وی به مؤمنانی که ناتوان به شمار آمدهاند گفتند: آیا میدانید که صالح فرستاده پروردگار خویش است؟ گفتند: (آری) ما به آنچه وی بدان پیامبری یافته است مؤمنیم ، سوره اعراف، آیه: 75.</ref> و [[تحقیر]] [[انسانها]] {{متن قرآن|فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ}}<ref> آنگاه قوم خود را سبکسار کرد (و از راه به در برد) و آنان از او فرمان بردند زیرا آنان قومی بزهکار بودند، سوره زخرف، آیه: 54.</ref> و نابود کردن [[توان]] آنان و سوء استفاده از [[زنان]]: {{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}}<ref> بیگمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دستهدسته کرد. دستهای از آنان را به ناتوانی میکشاند، پسرانشان را سر میبرید و زنانشان را زنده وا مینهاد، به یقین او از تبهکاران بود؛ سوره قصص، آیه: 4.</ref> [[آزادی]] آنان را سلب میکردند. | ||
#'''[[کفر]]:''' [[کفر]]، یکی از عوامل سلب [[آزادی]] است؛ زیرا [[کافران]]، همواره [[آزادی]] [[انبیا]] و [[پیروان]] آنان را در [[انتخاب]] [[دین]] سلب میکردند: {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُم مِّنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ }}<ref> و کافران به پیامبرانشان گفتند: شما را از سرزمینمان بیرون خواهیم راند مگر به آیین ما باز گردید آنگاه پروردگارشان به آنان وحی کرد که بیگمان ستمگران را نابود خواهیم کرد؛ سوره ابراهیم، آیه: 13.</ref> و نیز [[کافران]]، [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را به | #'''[[کفر]]:''' [[کفر]]، یکی از عوامل سلب [[آزادی]] است؛ زیرا [[کافران]]، همواره [[آزادی]] [[انبیا]] و [[پیروان]] آنان را در [[انتخاب]] [[دین]] سلب میکردند: {{متن قرآن|وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُم مِّنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ }}<ref> و کافران به پیامبرانشان گفتند: شما را از سرزمینمان بیرون خواهیم راند مگر به آیین ما باز گردید آنگاه پروردگارشان به آنان وحی کرد که بیگمان ستمگران را نابود خواهیم کرد؛ سوره ابراهیم، آیه: 13.</ref> و نیز [[کافران]]، [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را به خروج از [[مکّه]] واداشتند: {{متن قرآن|إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref> اگر او را یاری ندهید بیگمان خداوند یاریش کرده است هنگامی که کافران او را که یکی از دو نفر بود (از مکّه) بیرون راندند، آنگاه که آن دو در غار بودند همان هنگام که به همراهش میگفت: مهراس که خداوند با ماست و خداوند آرامش خود را بر او فرو فرستاد و وی را با سپاهی که آنان را نمیدیدید پشتیبانی کرد و سخن کافران را فروتر نهاد و سخن خداوند است که فراتر است و خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره توبه، آیه: 40.</ref><ref>[[علی رضایی بیرجندی|رضایی بیرجندی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 203-205.</ref>. | ||
==راه های کسب [[آزادی]]== | ==راه های کسب [[آزادی]]== | ||