اصحاب امام مهدی چه ویژگیهایی دارند؟ (پرسش) (نمایش مبدأ)
نسخهٔ ۱۶ مارس ۲۰۲۱، ساعت ۲۲:۴۹
، ۱۶ مارس ۲۰۲۱جایگزینی متن - 'خروج' به 'خروج'
جز (جایگزینی متن - 'زمینهساز' به 'زمینهساز') |
جز (جایگزینی متن - 'خروج' به 'خروج') |
||
| خط ۲۷۱: | خط ۲۷۱: | ||
::::#'''[[فرمانبری]]:''' [[یاران امام]]، عاشقان مولای خودند و پاکبازان راه او. از وی چونان فرزندانی [[خلف]]، [[فرمان]] میبرند و بهتر از بندهای گوش به [[فرمان]]، از حضرت، [[پیروی]] میکنند. در انجام دستورهای وی، بر یکدیگر، پیشی میگیرند. به فرموده [[پیامبر]]{{صل}}: "تلاشگر و کوشا در [[پیروی]] از اویند"<ref> {{عربی|"كَدَّادُونَ مُجِدُّونَ فِي طَاعَتِهِ "}}؛ عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج ۱، ۶۳، طوس.</ref>. [[امام عسکری|امام حسن عسکری]]{{ع}} در سخنانی که در آخرین روزهای [[عمر]]، به [[فرزند]] خود فرموده، از [[یاران]] [[مخلص]] [[مهدی]] یاد کرده و [[فرزند]] را با یاد آن مردان باوفا دلداری داده است: "روزی را میبینم که پرچمهای زرد و سفید در کنار [[کعبه]]، به اهتزاز درآمده، دستها برای [[بیعت]] تو، پیدرپی صف کشیدهاند. [[دوستان]] باصفا، کارها را چنان به [[نظم]] و ترتیب درآوردهاند که همچون دانههای در گرانبها که در رشتهای قرار گیرند، شمع وجودت را احاطه کردهاند و دستهایشان برای [[بیعت]] با تو، درکنار [[حجر الاسود]]. بههم میخورد. قومی به آستانهات گرد آیند که [[خداوند]] آنان را از سرشتی [[پاک]] و ریشهای [[پاکیزه]] و گرانبها آفریده است. دلهایشان از آلودگی [[نفاق]] و [[پلیدی]] شقاق [[پاکیزه]] است. به فرمانهای دینی فروتنند و دلهایشان از [[کینه]] و [[دشمنی]] پیراسته، رخسارشان برای پذیرش [[حق]] آماده است و سیمایشان با [[نور]] [[فضل]] و کمال آراسته. [[آیین حق]] را میپرستند و از [[اهل حق]] [[پیروی]] میکنند"<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ۳۵.</ref>. | ::::#'''[[فرمانبری]]:''' [[یاران امام]]، عاشقان مولای خودند و پاکبازان راه او. از وی چونان فرزندانی [[خلف]]، [[فرمان]] میبرند و بهتر از بندهای گوش به [[فرمان]]، از حضرت، [[پیروی]] میکنند. در انجام دستورهای وی، بر یکدیگر، پیشی میگیرند. به فرموده [[پیامبر]]{{صل}}: "تلاشگر و کوشا در [[پیروی]] از اویند"<ref> {{عربی|"كَدَّادُونَ مُجِدُّونَ فِي طَاعَتِهِ "}}؛ عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج ۱، ۶۳، طوس.</ref>. [[امام عسکری|امام حسن عسکری]]{{ع}} در سخنانی که در آخرین روزهای [[عمر]]، به [[فرزند]] خود فرموده، از [[یاران]] [[مخلص]] [[مهدی]] یاد کرده و [[فرزند]] را با یاد آن مردان باوفا دلداری داده است: "روزی را میبینم که پرچمهای زرد و سفید در کنار [[کعبه]]، به اهتزاز درآمده، دستها برای [[بیعت]] تو، پیدرپی صف کشیدهاند. [[دوستان]] باصفا، کارها را چنان به [[نظم]] و ترتیب درآوردهاند که همچون دانههای در گرانبها که در رشتهای قرار گیرند، شمع وجودت را احاطه کردهاند و دستهایشان برای [[بیعت]] با تو، درکنار [[حجر الاسود]]. بههم میخورد. قومی به آستانهات گرد آیند که [[خداوند]] آنان را از سرشتی [[پاک]] و ریشهای [[پاکیزه]] و گرانبها آفریده است. دلهایشان از آلودگی [[نفاق]] و [[پلیدی]] شقاق [[پاکیزه]] است. به فرمانهای دینی فروتنند و دلهایشان از [[کینه]] و [[دشمنی]] پیراسته، رخسارشان برای پذیرش [[حق]] آماده است و سیمایشان با [[نور]] [[فضل]] و کمال آراسته. [[آیین حق]] را میپرستند و از [[اهل حق]] [[پیروی]] میکنند"<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ۳۵.</ref>. | ||
::::#'''[[ایثار]] و [[مواسات]]:''' از ویژگیهای بارز همراهان [[مهدی]]، [[ایثار]] و [[مواسات]] است. [[وحدت]] مقصد و [[اخلاص]] [[نیت]]، دلهایشان را باهم پیوند داده و یار و غمخوار یکدیگرند. آنان برای یکدیگر خود را به [[رنج]] افکنند و در بهرهگیری از زیباییهای زندگی، دیگران را بر خود پیش دارند و باید چنین باشند آنکس که خود ساخته نباشد، نمیتواند [[سازندگی]] کند و آنکه بر [[دوست]] خود، [[مهر]] نورزد، دیگران را [[شایسته]] ترحم نبیند. [[پیروزی]] [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]]{{صل}} در گرو [[یاران]] ایثارگر و [[فداکار]] بود و همه قیامهای اصلاحگرانه [[تاریخ اسلام]] از چشمه مؤاسات بهره گرفت. از آنسو، از عوامل خانهنشین شدن [[امامان]]، اندک بودن [[یاران]] موافق و [[فداکار]] بوده است<ref>اصول کافی، کلینی، ج ۲، ۱۷۴.</ref>. [[برید عجلی]] [[نقل]] میکند: به [[امام باقر]] گفته شد: یارانمان در [[کوفه]] بسیارند. اگر [[فرمان]] دهی از تو [[اطاعت]] خواهند کرد. فرمود: چنان هستند که کس بدون اجازه [[برادر دینی]]، از [[مال]] او [[نیازمندی]] خود را برطرف کند؟ گفت خیر. فرمود: پس آنان که از بذل [[مال]] دریغ کنند، در نثار [[جان]] بخیلترند. سپس افزود: [[مردم]] در صلحاند با آنان [[ازدواج]] کرده و از ایشان [[ارث]] بریم و برایشان [[اقامه حدود]] کرده و امانات آنان را اداء کنیم. [[زمان قیام]] [[قائم]] دوران رفاقت فرارسد. مرد به سراغ [[مال]] برادر رفته [[حاجت]] خود برگیرد و کس او را منع نکند"<ref> {{عربی|" قِيلَ لِأَبِي جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ {{ع}} إِنَّ أَصْحَابَنَا بِالْكُوفَةِ جَمَاعَةٌ كَثِيرَةٌ فَلَوْ أَمَرْتَهُمْ لَأَطَاعُوكَ وَ اتَّبَعُوكَ فَقَالَ يَجِيءُ أَحَدُهُمْ إِلَى كِيسِ أَخِيهِ فَيَأْخُذُ مِنْهُ حَاجَتَهُ فَقَالَ لَا قَالَ فَهُمْ بِدِمَائِهِمْ أَبْخَلُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ النَّاسَ فِي هُدْنَةٍ تناكحهم [نُنَاكِحُهُمْ] وَ نُوَارِثُهُمْ وَ نُقِيمُ عَلَيْهِمُ الْحُدُودَ وَ نُؤَدِّي أَمَانَاتِهِمْ حَتَّى إِذَا قَامَ الْقَائِمُ جَاءَتِ الْمُزَايَلَةُ وَ يَأْتِي الرَّجُلُ إِلَى كِيسِ أَخِيهِ فَيَأْخُذُ حَاجَتَهُ لَا يَمْنَعُهُ"}}؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ۳۷۲؛ اختصاص، شیخ مفید، ۲۴، چاپشده در مصنفات شیخ مفید، ج ۱۲ کنگره هزاره شیخ مفید.</ref>. در [[روایات]]، از [[یاران مهدی]] علاوه بر تعبیر "[[مزامله]]" به [[رفقا]]، نیز نام برده شدهاند<ref>ینابیع الموده، ۴۳۳.</ref>، به معنای [[دوستان]] همدل و همراز، با [[لطف]] و [[صفا]]، [[دوستان]] بزم و رزم. دوستیشان، چنان محکم است که گویا برادران تنیاند. و همهشان از یک پدر و مادرند. | ::::#'''[[ایثار]] و [[مواسات]]:''' از ویژگیهای بارز همراهان [[مهدی]]، [[ایثار]] و [[مواسات]] است. [[وحدت]] مقصد و [[اخلاص]] [[نیت]]، دلهایشان را باهم پیوند داده و یار و غمخوار یکدیگرند. آنان برای یکدیگر خود را به [[رنج]] افکنند و در بهرهگیری از زیباییهای زندگی، دیگران را بر خود پیش دارند و باید چنین باشند آنکس که خود ساخته نباشد، نمیتواند [[سازندگی]] کند و آنکه بر [[دوست]] خود، [[مهر]] نورزد، دیگران را [[شایسته]] ترحم نبیند. [[پیروزی]] [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]]{{صل}} در گرو [[یاران]] ایثارگر و [[فداکار]] بود و همه قیامهای اصلاحگرانه [[تاریخ اسلام]] از چشمه مؤاسات بهره گرفت. از آنسو، از عوامل خانهنشین شدن [[امامان]]، اندک بودن [[یاران]] موافق و [[فداکار]] بوده است<ref>اصول کافی، کلینی، ج ۲، ۱۷۴.</ref>. [[برید عجلی]] [[نقل]] میکند: به [[امام باقر]] گفته شد: یارانمان در [[کوفه]] بسیارند. اگر [[فرمان]] دهی از تو [[اطاعت]] خواهند کرد. فرمود: چنان هستند که کس بدون اجازه [[برادر دینی]]، از [[مال]] او [[نیازمندی]] خود را برطرف کند؟ گفت خیر. فرمود: پس آنان که از بذل [[مال]] دریغ کنند، در نثار [[جان]] بخیلترند. سپس افزود: [[مردم]] در صلحاند با آنان [[ازدواج]] کرده و از ایشان [[ارث]] بریم و برایشان [[اقامه حدود]] کرده و امانات آنان را اداء کنیم. [[زمان قیام]] [[قائم]] دوران رفاقت فرارسد. مرد به سراغ [[مال]] برادر رفته [[حاجت]] خود برگیرد و کس او را منع نکند"<ref> {{عربی|" قِيلَ لِأَبِي جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ {{ع}} إِنَّ أَصْحَابَنَا بِالْكُوفَةِ جَمَاعَةٌ كَثِيرَةٌ فَلَوْ أَمَرْتَهُمْ لَأَطَاعُوكَ وَ اتَّبَعُوكَ فَقَالَ يَجِيءُ أَحَدُهُمْ إِلَى كِيسِ أَخِيهِ فَيَأْخُذُ مِنْهُ حَاجَتَهُ فَقَالَ لَا قَالَ فَهُمْ بِدِمَائِهِمْ أَبْخَلُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ النَّاسَ فِي هُدْنَةٍ تناكحهم [نُنَاكِحُهُمْ] وَ نُوَارِثُهُمْ وَ نُقِيمُ عَلَيْهِمُ الْحُدُودَ وَ نُؤَدِّي أَمَانَاتِهِمْ حَتَّى إِذَا قَامَ الْقَائِمُ جَاءَتِ الْمُزَايَلَةُ وَ يَأْتِي الرَّجُلُ إِلَى كِيسِ أَخِيهِ فَيَأْخُذُ حَاجَتَهُ لَا يَمْنَعُهُ"}}؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ۳۷۲؛ اختصاص، شیخ مفید، ۲۴، چاپشده در مصنفات شیخ مفید، ج ۱۲ کنگره هزاره شیخ مفید.</ref>. در [[روایات]]، از [[یاران مهدی]] علاوه بر تعبیر "[[مزامله]]" به [[رفقا]]، نیز نام برده شدهاند<ref>ینابیع الموده، ۴۳۳.</ref>، به معنای [[دوستان]] همدل و همراز، با [[لطف]] و [[صفا]]، [[دوستان]] بزم و رزم. دوستیشان، چنان محکم است که گویا برادران تنیاند. و همهشان از یک پدر و مادرند. | ||
::::#'''[[زهد]] و سادهزیستی:''' [[زهد]] و سادهزیستی، زینت [[کارگزاران]] [[مهدی]] است. آرمانش رساندن [[جامعه]] به قله رفیع [[توحید]] و [[عدالت]] است و خوشکامی و نیک بختی را در [[آرامش]] دیگران میجویند. غذایشان ساده و لباسشان بیپیرایه است. زندگیشان از معیشت درویشان فراتر نمیرود. با دردهای [[جامعه]] آشنا و رنجهای [[بشر]] در احساس لطیفشان، بازتاب دارد. نمیتوانند تن به [[آسایش]] و شادکامی سپارند و از احوال مردمان غافل شوند و نام [[مصلح]] [[جهان]] بر خویش نهند؛ چراکه آنکه با عشرت طلبان همسو شود و [[دل]] در گرو [[آز]] و طمع بندد، نمیتواند مروج [[دین]] باشد و کارگزاری [[شایسته]] برای [[حکومت]] [[عدل]] و داد<ref>نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره ۱۱۰.</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} به کسانی که برای رسیدن به نان و نام در آرزوی [[حکومت]] [[اهل بیت]] بودند، میفرمود: "اینک، هنگام [[آرامش]] ماست. اگر به [[قدرت]] دست یابیم، همراهان ما زندگی دشوارتری از دیگران خواهند داشت. رسم کشورداری ایجاب خواهد کرد که پشتوانه درویشان و بینوایان باشیم. [[تواضع]] و [[فروتنی]] را پیشه سازیم و در ناگواریهای روزگار شریک آنان باشیم، تا [[مردم]] از ما [[الگو]] گیرند و تلخی زمانه در کامشان گران نیاید<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ۳۴۰. برداشت از سخنان امام به معلی بن خنیس.</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} در برابر پافشاری [[دوستان]] برای [[قیام]] و شتاب در | ::::#'''[[زهد]] و سادهزیستی:''' [[زهد]] و سادهزیستی، زینت [[کارگزاران]] [[مهدی]] است. آرمانش رساندن [[جامعه]] به قله رفیع [[توحید]] و [[عدالت]] است و خوشکامی و نیک بختی را در [[آرامش]] دیگران میجویند. غذایشان ساده و لباسشان بیپیرایه است. زندگیشان از معیشت درویشان فراتر نمیرود. با دردهای [[جامعه]] آشنا و رنجهای [[بشر]] در احساس لطیفشان، بازتاب دارد. نمیتوانند تن به [[آسایش]] و شادکامی سپارند و از احوال مردمان غافل شوند و نام [[مصلح]] [[جهان]] بر خویش نهند؛ چراکه آنکه با عشرت طلبان همسو شود و [[دل]] در گرو [[آز]] و طمع بندد، نمیتواند مروج [[دین]] باشد و کارگزاری [[شایسته]] برای [[حکومت]] [[عدل]] و داد<ref>نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره ۱۱۰.</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} به کسانی که برای رسیدن به نان و نام در آرزوی [[حکومت]] [[اهل بیت]] بودند، میفرمود: "اینک، هنگام [[آرامش]] ماست. اگر به [[قدرت]] دست یابیم، همراهان ما زندگی دشوارتری از دیگران خواهند داشت. رسم کشورداری ایجاب خواهد کرد که پشتوانه درویشان و بینوایان باشیم. [[تواضع]] و [[فروتنی]] را پیشه سازیم و در ناگواریهای روزگار شریک آنان باشیم، تا [[مردم]] از ما [[الگو]] گیرند و تلخی زمانه در کامشان گران نیاید<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ۳۴۰. برداشت از سخنان امام به معلی بن خنیس.</ref>. [[امام صادق]] {{ع}} در برابر پافشاری [[دوستان]] برای [[قیام]] و شتاب در خروج [[قائم]] فرمود: "چرا در [[خروج قائم]] شتاب میورزید. به [[خدا]] [[سوگند]]، لباسش درشت و غذایش ناچیز است. زندگی در [[حکومت]] او، جنگیدن است و [[مرگ]] در سایه [[شمشیر]]<ref>{{عربی|" مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِخُرُوجِ الْقَائِمِ فَوَ اللَّهِ مَا لِبَاسُهُ إِلَّا الْغَلِيظُ وَ لَا طَعَامُهُ إِلَّا الْجَشِبُ وَ مَا هُوَ إِلَّا السَّيْفُ وَ الْمَوْتُ تَحْتَ ظِلِّ السَّيْف "}}"}}؛ الغیبة، نعمانی، ۲۳۳.</ref>. ستمدیدگان [[جهان]]، [[آزادی]] خود را در دست آن پاکبازان دیده و از سراسر [[گیتی]] به یاریشان میشتابند. درستی گفتار و شعارشان را در کردارشان میجویند و در پی دیدن نشانههای [[اخلاص]] و [[صداقت]] به درگاهش سر میسپارند. در [[حجاز]]، فرودستان و بینوایان در [[انتظار ]] [[ظهور مهدی]] لحظه میشمارند<ref>بحار الانوار، ج ۵۳، ۸۳.</ref> و در سایر سرزمینها نیز، غیرمسلمانان برای رهایی از [[ستم]] [[بیدادگران]]، [[امام]] را میجویند به دست [[مهر]] او به آستان [[اسلام]]، پیشانی میسایند<ref>همان مدرک، ۸۵.</ref>. | ||
::::#'''[[نظم]] و انضباط:''' [[نظم]] در زندگی و کار، از ارزشهای انسانی و از رموز کامیابی است. انسانهای موفق. برنامه دارند و براساس اصول مشخص، حرکت میکنند. انقلابهای رهاییبخش و سازمانیافته، کمتر با [[شکست]] روبهرو میشوند. [[پیامبر اسلام]]، سمبل [[نظم]] بود. در زندگی شخصی، اوقات خود را تقسیم میکرد و [[عبادت]] و استراحت و روابط خانوادگی و اجتماعی حضرت، براساس نظمی روشن مشخص شده بود<ref>عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج ۱، ۳۱۷؛ فتح الباری فی شرح صحیح بخاری، ابن حجر عسقلانی، ج ۸، ۱۱۸، دار الفکر، بیروت.</ref>. [[امام علی|علی]]{{ع}} نیز، با [[نظم]] برد و به هنگامی [[مرگ]] [[فرزندان]] و [[پیروان]] خود را به [[نظم]] در کارها سفارش فرمود<ref>نهج البلاغه، نامه ۴۷.</ref>. [[یاران]] [[امام زمان]] نیز، دارای [[نظم]] و تشکیلاتی مناسب با [[حکومت]] جهانیاند. با اینکه روابط گرمی با [[مردم]] دارند، بسان پدر و [[فرزند]]، ولی کارها را براساس اصولی محکم و روشن پیش میبرند و تشکیلاتی براساس معیارهای اسلامی در میانشان برقرار است. از [[یاران امام]] برخی سمت نقابت و نمایندگی دارند<ref>فروع کافی، ج ۸، ۱۶۷.</ref>»<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[موافقان و مخالفان مهدی (مقاله)|موافقان و مخالفان مهدی]]، [[چشم به راه مهدی (کتاب)|چشم به راه مهدی]]، ص ۳۷۲ -۳۸۴.</ref>. | ::::#'''[[نظم]] و انضباط:''' [[نظم]] در زندگی و کار، از ارزشهای انسانی و از رموز کامیابی است. انسانهای موفق. برنامه دارند و براساس اصول مشخص، حرکت میکنند. انقلابهای رهاییبخش و سازمانیافته، کمتر با [[شکست]] روبهرو میشوند. [[پیامبر اسلام]]، سمبل [[نظم]] بود. در زندگی شخصی، اوقات خود را تقسیم میکرد و [[عبادت]] و استراحت و روابط خانوادگی و اجتماعی حضرت، براساس نظمی روشن مشخص شده بود<ref>عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، ج ۱، ۳۱۷؛ فتح الباری فی شرح صحیح بخاری، ابن حجر عسقلانی، ج ۸، ۱۱۸، دار الفکر، بیروت.</ref>. [[امام علی|علی]]{{ع}} نیز، با [[نظم]] برد و به هنگامی [[مرگ]] [[فرزندان]] و [[پیروان]] خود را به [[نظم]] در کارها سفارش فرمود<ref>نهج البلاغه، نامه ۴۷.</ref>. [[یاران]] [[امام زمان]] نیز، دارای [[نظم]] و تشکیلاتی مناسب با [[حکومت]] جهانیاند. با اینکه روابط گرمی با [[مردم]] دارند، بسان پدر و [[فرزند]]، ولی کارها را براساس اصولی محکم و روشن پیش میبرند و تشکیلاتی براساس معیارهای اسلامی در میانشان برقرار است. از [[یاران امام]] برخی سمت نقابت و نمایندگی دارند<ref>فروع کافی، ج ۸، ۱۶۷.</ref>»<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[موافقان و مخالفان مهدی (مقاله)|موافقان و مخالفان مهدی]]، [[چشم به راه مهدی (کتاب)|چشم به راه مهدی]]، ص ۳۷۲ -۳۸۴.</ref>. | ||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||
| خط ۳۰۰: | خط ۳۰۰: | ||
::::::حدیثی را از [[تفسیر قمی]] از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] میکند که در قسمتی از آن آمده است: «اولین کسی که با او [[بیعت]] کند، [[جبرئیل]] و سپس [[سیصد و سیزده]] نفر از [[یاران]] او میباشند»<ref>المیزان، جلد ۱۶، صفحه ۳۹۳ به نقل از: تفسیر قمی، جلد ۲، صفحه ۲۰۴ تا ۲۰۵.</ref>. البته ایشان در پاسخ به پرسشی درباره چگونگی [[قیام]] [[امام زمان]] {{ع}} تعداد [[یاران]] حضرت را بیشتر از [[سیصد و سیزده]] نفر میداند و میگوید در [[روایت]] است که چون [[حضرت قائم]] [[ظهور]] کند اول [[دعوت]] خود را از [[مکه]] آغاز میکنند؛ بدین طریق که بین [[رکن و مقام]] پشت به [[کعبه]] نموده و اعلان میفرمایند؛ از [[خواص]] آن حضرت سیصد و شصت نفر در حضور آن حضرت مجتمع میگردند<ref>مهرتابان (طبع قدیم)، صفحه ۲۲۶؛ رساله لب اللباب (طبع جدید)، صفحه ۲۷۷.</ref>. | ::::::حدیثی را از [[تفسیر قمی]] از [[امام باقر]] {{ع}} [[نقل]] میکند که در قسمتی از آن آمده است: «اولین کسی که با او [[بیعت]] کند، [[جبرئیل]] و سپس [[سیصد و سیزده]] نفر از [[یاران]] او میباشند»<ref>المیزان، جلد ۱۶، صفحه ۳۹۳ به نقل از: تفسیر قمی، جلد ۲، صفحه ۲۰۴ تا ۲۰۵.</ref>. البته ایشان در پاسخ به پرسشی درباره چگونگی [[قیام]] [[امام زمان]] {{ع}} تعداد [[یاران]] حضرت را بیشتر از [[سیصد و سیزده]] نفر میداند و میگوید در [[روایت]] است که چون [[حضرت قائم]] [[ظهور]] کند اول [[دعوت]] خود را از [[مکه]] آغاز میکنند؛ بدین طریق که بین [[رکن و مقام]] پشت به [[کعبه]] نموده و اعلان میفرمایند؛ از [[خواص]] آن حضرت سیصد و شصت نفر در حضور آن حضرت مجتمع میگردند<ref>مهرتابان (طبع قدیم)، صفحه ۲۲۶؛ رساله لب اللباب (طبع جدید)، صفحه ۲۷۷.</ref>. | ||
::::::ذکر این نکته در اینجا لازم است که دریچه روایتای به صورت صریح عدد سیصد و شصت نفر برای [[اصحاب]] [[امام]] {{ع}} ذکر نشده است ولی در بعضی از [[روایات]] آمده است که {{عربی|وَ يَجِي ءُ وَ اللَّهِ ثَلَاثُ مِائَةٍ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلًا فِيهِمْ خَمْسُونَ امْرَأَةً يَجْتَمِعُونَ بِمَكَّةَ عَلَى غَيْرِ مِيعَادٍ}} و سیصد و چند مرد که در میان آنها پنجاه [[زن]] نیز هستند، خواهند آمد و بدون قرار قبلی در [[مکه]] جمع میشوند<ref>تفسیر العیاشی، جلد ۱، صفحه ۶۴؛بحارالانوار، جلد ۵۲، صفحه ۲۲۳.</ref>. بر اساس این [[روایت]] مجموع مردان و زنانی که حلقه اصلی [[یاران]] حضرت را تشکیل میدهند در [[حدود]] سیصد و شصت نفر میباشند و به احتمال قوی نظر [[مرحوم علامه]] نیز به همین مطلب میباشد لذا ذکر این عدد با [[سیصد و سیزده]] نفر بودن [[اصحاب]] که در بسیاری از [[احادیث]] آمده است مغایرتی ندارد،<ref>البته بعضی برخلاف بیان فوق معتقدند که از تعبیر «فیهم» که در روایت آمده است استفاده میشود که پنجاه زن مذکور در روایت جزء سیصد و سیزده نفر میباشند و تعبیر رجل در {{عربی|ثلاثمائه و بضعه عشر رجلا}} از باب تغلیب میباشد. موعودشناسی، صفحه ۵۹۴.</ref> | ::::::ذکر این نکته در اینجا لازم است که دریچه روایتای به صورت صریح عدد سیصد و شصت نفر برای [[اصحاب]] [[امام]] {{ع}} ذکر نشده است ولی در بعضی از [[روایات]] آمده است که {{عربی|وَ يَجِي ءُ وَ اللَّهِ ثَلَاثُ مِائَةٍ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلًا فِيهِمْ خَمْسُونَ امْرَأَةً يَجْتَمِعُونَ بِمَكَّةَ عَلَى غَيْرِ مِيعَادٍ}} و سیصد و چند مرد که در میان آنها پنجاه [[زن]] نیز هستند، خواهند آمد و بدون قرار قبلی در [[مکه]] جمع میشوند<ref>تفسیر العیاشی، جلد ۱، صفحه ۶۴؛بحارالانوار، جلد ۵۲، صفحه ۲۲۳.</ref>. بر اساس این [[روایت]] مجموع مردان و زنانی که حلقه اصلی [[یاران]] حضرت را تشکیل میدهند در [[حدود]] سیصد و شصت نفر میباشند و به احتمال قوی نظر [[مرحوم علامه]] نیز به همین مطلب میباشد لذا ذکر این عدد با [[سیصد و سیزده]] نفر بودن [[اصحاب]] که در بسیاری از [[احادیث]] آمده است مغایرتی ندارد،<ref>البته بعضی برخلاف بیان فوق معتقدند که از تعبیر «فیهم» که در روایت آمده است استفاده میشود که پنجاه زن مذکور در روایت جزء سیصد و سیزده نفر میباشند و تعبیر رجل در {{عربی|ثلاثمائه و بضعه عشر رجلا}} از باب تغلیب میباشد. موعودشناسی، صفحه ۵۹۴.</ref> | ||
::::::ب) '''کیستی [[یاران]]''': در بعضی از [[اخبار]] اسامی بعضی از [[اصحاب]] حضرت ضبط شده است که [[مرحوم علامه]] نیز در ضمن مباحث تفسیری خود، بعضی از این [[احادیث]] را [[نقل]] کرده است<ref>المیزان، جلد ۱۳، صفحه ۲۹۰.</ref>. از جمله در [[تفسیر]] [[سوره کهف]] از [[سیوطی]] [[نقل]] میکند که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمودند: [[اصحاب کهف]] [[یاران]] مهدیاند<ref>الدر المنثور، جلد ۴، صفحه ۲۱۵.</ref>. همچنین از [[تفسیر برهان]] [[نقل]] میکند که ابن الفارسی میگوید: [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: [[قائم]] {{ع}} از [[پشت کوفه]] | ::::::ب) '''کیستی [[یاران]]''': در بعضی از [[اخبار]] اسامی بعضی از [[اصحاب]] حضرت ضبط شده است که [[مرحوم علامه]] نیز در ضمن مباحث تفسیری خود، بعضی از این [[احادیث]] را [[نقل]] کرده است<ref>المیزان، جلد ۱۳، صفحه ۲۹۰.</ref>. از جمله در [[تفسیر]] [[سوره کهف]] از [[سیوطی]] [[نقل]] میکند که [[پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمودند: [[اصحاب کهف]] [[یاران]] مهدیاند<ref>الدر المنثور، جلد ۴، صفحه ۲۱۵.</ref>. همچنین از [[تفسیر برهان]] [[نقل]] میکند که ابن الفارسی میگوید: [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: [[قائم]] {{ع}} از [[پشت کوفه]] خروج میکند با هفده نفر از [[قوم]] [[موسی]] {{ع}} که به [[حق]] راه یافته و با [[حق]] [[عدالت]] میکردند و هفت نفر از اهل کهف و یوشع بن نون و [[ابودجانه انصاری]] و [[مقداد]] بن اسود و [[مالک اشتر]] که اینان نزد آن جناب از [[انصار]] و [[حکام]] او هستند<ref>تفسیر البرهان، جلد ۲، صفحه ۴۶۰.</ref>. در این [[روایت]] بیست و هشت نفر از [[یاران]] [[امام]] {{ع}} مشخص شدهاند،<ref>تمامی این افراد از رجعتکنندگان میباشند و در بحث رجعت در فصل سیزدهم خواهد آمد.</ref> به غیر از هفده نفری که از [[قوم]] [[حضرت موسی]] {{ع}} هستند و نامشان مشخص نیست اسامی بقیه از این قرار است: | ||
::::::اسامی [[اصحاب کهف]]: | ::::::اسامی [[اصحاب کهف]]: | ||
:::::#مکسلمینا. | :::::#مکسلمینا. | ||