←عتق در فقه سیاسی اسلام
(←منابع) |
|||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
با توجه به این [[حقیقت اسلام]] در جهت [[آزادی]] [[بشر]] از [[اسارتها]] و [[گسستن]] بند رقیّت و [[بردگی]] در اشکال مختلف آن، برای خود [[رسالت]] جهانی و تاریخی قایل است و میخواهد [[انسان]] را از [[بندگی]] و [[عبودیت]] [[انسان]] برهاند و او را به [[عبادت]] و بندگی [[خالق]] [[متعال]] سوق دهد و [[هدایت]] کند<ref>جملهای است که فرمانده ارتش اسلام در جنگ قادسیه به رستم فرخزاد فرمانده نیروهای نظام سلطنتی ایران گفت.</ref>. | با توجه به این [[حقیقت اسلام]] در جهت [[آزادی]] [[بشر]] از [[اسارتها]] و [[گسستن]] بند رقیّت و [[بردگی]] در اشکال مختلف آن، برای خود [[رسالت]] جهانی و تاریخی قایل است و میخواهد [[انسان]] را از [[بندگی]] و [[عبودیت]] [[انسان]] برهاند و او را به [[عبادت]] و بندگی [[خالق]] [[متعال]] سوق دهد و [[هدایت]] کند<ref>جملهای است که فرمانده ارتش اسلام در جنگ قادسیه به رستم فرخزاد فرمانده نیروهای نظام سلطنتی ایران گفت.</ref>. | ||
بردگی از [[رسوم]] و [[قوانین]] منحوس و وحشتزای [[تاریخ]] بشر بوده است و میلیونها انسان در طول تاریخ، در اثر رواج نظامهای بردگی، [[شرافت]] و [[عزت]]، [[استقلال]] و بالأخره [[هویت]] [[انسانی]] خود را از دست داده و در لابلای چرخهای قدرتمند آن [[نظامها]] نابود و له شدهاند. | بردگی از [[رسوم]] و [[قوانین]] منحوس و وحشتزای [[تاریخ]] بشر بوده است و میلیونها انسان در طول تاریخ، در اثر رواج نظامهای بردگی، [[شرافت]] و [[عزت]]، [[استقلال]] و بالأخره [[هویت]] [[انسانی]] خود را از دست داده و در لابلای چرخهای قدرتمند آن [[نظامها]] نابود و له شدهاند. | ||
[[اسلام]] در قسمت [[سیاست خارجی]] خود، برای [[رهایی]] بشر از قید و بند [[کفر]]، [[ظلم]]، [[تبعیض]] و بردگی، برنامههای ویژهای را [[پیشبینی]] کرده که مهمترین آنها عبارتند از: [[دعوت]]، [[جهاد]]، [[آزادی]] انسان از بند بردگی و بندگی (فکّ رقبه)<ref>«فک” بر وزن “سدّ” به معنای آزاد کردن و “رقبه” بر وزن “صدقه” به معنای برده و گردن اسیر میباشد که جمع آن رقاب است.</ref><ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۱۴.</ref> | [[اسلام]] در قسمت [[سیاست خارجی]] خود، برای [[رهایی]] بشر از قید و بند [[کفر]]، [[ظلم]]، [[تبعیض]] و بردگی، برنامههای ویژهای را [[پیشبینی]] کرده که مهمترین آنها عبارتند از: [[دعوت]]، [[جهاد]]، [[آزادی]] انسان از بند بردگی و بندگی (فکّ رقبه)<ref>«فک” بر وزن “سدّ” به معنای آزاد کردن و “رقبه” بر وزن “صدقه” به معنای برده و گردن اسیر میباشد که جمع آن رقاب است.</ref>(...)<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۱۱۴.</ref> | ||
===“فکّ رقبه” یا [[مبارزه]] با [[بردگی]]=== | |||
با شروع [[جهاد]] علیه [[ستمگران]] و رژیمهای [[کافر]]، برنامه بسیار منطقی و دقیق “فکّ رقبه” [[اسلام]] نیز آغاز میشود زیرا [[پیام اسلام]] و [[ارتش]] [[اسلامی]] به بردههایی که تحت [[حکومت]] [[کفّار]] [[ستمگر]] [[زندگی]] میکردهاند این بوده است که: | |||
“بردهها، به محض [[پذیرش اسلام]] و [[سرپیچی]] از [[اطاعت]] صاحبان خود، [[آزاد]] میشوند”<ref>تذکرة الفقهاء، ج۱، کتاب جهاد، ص۴۴۹.</ref>. | |||
این تنها حلقهای از مجموعه حلقات طرح فک رقبه اسلامی است. اما برای [[فهم]] هر چه دقیقتر برنامه [[آزادی برده]] در اسلام، بهتر است به اوائل [[ظهور اسلام]] در [[مکه]] بازگشته و [[نزول]] [[آیات الهی]] به [[حضرت محمد]]{{صل}} را بررسی کنیم. | |||
یکی از سورههایی که در [[مکّه]]، [[قبل از هجرت]] [[پیامبر]] و یارانش به [[مدینه]]، نازل شد، [[سوره]] “بلد” میباشد. [[سوره بلد]] از سورههای کوتاه و کوچک و مکی [[قرآن]] است و دقیقاً زمانی نازل شده است که پیامبر تعداد انگشتشماری بیش [[پیروان]] [[مؤمن]] نداشت. | |||
این سوره را میتوان در آن شرایط، اعلام برنامه و [[اعلام مواضع]] اسلام و [[پیامبر گرامی]] آن نسبت به بردگی و بردگان و [[ایتام]] و [[مساکین]] و [[محرومان]] تلقّی کرد. | |||
[[خداوند]] در این سوره ابتدا از [[شهر]] مکّه و اهمیت آن سخن میگوید و به آن [[سوگند]] یاد میکند و سپس مسأله [[تولد]] و حرکت و [[تحول]] را مطرح میسازد و به آن سوگند میخورد و به [[هدایت]] و [[ضلالت]] [[انسان]] و امکانات [[خدادادی]] جسمی او اشاره میکند و انسان را به عنوان یک موجودی که “زاییده و مولود رنج” است نام میبرد و آنگاه به “عقبهها”، یعنی گردنهها و فرازهای [[اجتماعی]] و [[تاریخی]] که باید انسان [[مسلمان]] از آن عقبهها بگذرد و به اصطلاح “اِقتِحامِ عَقَبَه” کند، یاد مینماید و شاید به عنوان نمونه “فکّ رَقَبه” و [[آزادی بردگان]] و [[اطعام]] [[یتیمان]] و [[مسکینان]] را مصادیق این عقبهها ذکر میکند و میگوید: اگر انسان مسلمان این عقبهها را “اقتحام” و طی نماید، آنگاه جزء [[مؤمنان]] قرار گرفته و در گروهبندی [[اجتماعی]] و یا [[اخروی]]، جزء “اصحابالمیمنة” شمرده خواهد شد. | |||
[[قرآن مجید]]، زمانی مواضع خود را نسبت به [[آزادی بردگان]] و فک رقبه اعلام میکند که هنوز کمکی ندارد؛ بهتر است عین ترجمه آن [[آیات]] را در اینجا بیاوریم تا از سرچشمه [[وحی]] بهرهمند شویم: | |||
“به [[نام خداوند]] [[بخشنده]] [[مهربان]]؛ [[سوگند]] به این [[شهر]] ([[مکه]]) در حالی که تو ([[پیامبر]]) در آن ساکن هستی و سوگند به [[پدری]][چنان] و آن کسی را که به وجود آورد؛ به [[راستی]] که [[انسان]] را در [[رنج]] آفریدیم؛ آیا پندارد که کسی به او [[توانایی]] ندارد؟ گوید [[مال]] روی هم انباشتهای را تباه ساختم؛ آیا پندارد که کسی او را ندیده است؟ آیا برای او دو چشم قرار ندادیم؟ و آیا برای او یک زبان و دو لب نیافریدیم؟ و هر دو [[راه]] ([[خیر و شر]]) را بدو نمودیم. باز هم (به شکرانه این [[نعمتها]]، به جای [[طاعت]] [[حق]]) به [[عقبه]] [[تکلیف]]، تن در نداد و چه میدانی آن عقبه چیست؟ آن عقبه، [[آزاد]] کردن برده و طعام دادن در [[روز]] [[گرسنگی]] است، یا به [[یتیم]] [[خویشاوند]] خود و یا به بیچاره [[مضطر]] خاکنشین و علاه بر این، از زمره کسانی باشد که به [[خدا]] [[ایمان]] آورده و همدیگر را سفارش به [[صبر]] و [[پایداری]] و [[مهربانی]] میکنند، آنها أصحاب الیمین هستند و...”<ref>{{متن قرآن|لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ * وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ * وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ * لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ}} «نه، سوگند میخورم به این شهر * که تو در این شهر ساکنی * و سوگند به پدر، و فرزندی که آورده است * که بیگمان انسان را در رنج آفریدهایم» سوره بلد، آیه ۱ - ۴.</ref>. | |||
این صریحترین شعاری است که یک [[مکتب]] و [[مذهب]] میتواند در فضایی که [[نظام]] [[بردهداری]] [[حاکم]] است، به نفع [[بردهها]] و علیه بردهداری بدهد و [[اسلام]] و [[قرآن]]، این [[شعار]] را داده و این برنامه را اعلام داشته است. [[خداوند]] در جای دیگر از [[قرآن]]، درباره [[رسالت پیامبر]]{{صل}} میفرماید: “آنان که [[پیروی]] کنند از [[رسول]] (خاتم) و [[پیامبر]] [[امّی]] که در [[تورات]] و انجیلی که در دست آنهاست نیز از او یاد شده، [[رسالت]] دارد تا [[خلق]] را به [[نیکیها]] [[فرمان]] داده و از مظاهر [[زشتی]] و [[منکرات]] باز دارد، چیزهای [[پاکیزه]] را بر آنان [[حلال]] و چیزهای [[ناپاک]] را [[حرام]] کند، و قید و بندهایی را که بر ایشان بوده است بر میدارد. و آنان که به او [[ایمان]] آوردند و بزرگش داشتند و باریش کردند و نوری را که با او نازل شده است پیروی کردند، آنان همان رستگارانند”<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ...}} «همان کسان که از فرستاده پیامآور درس ناخوانده پیروی میکنند، همان که (نام) او را نزد خویش در تورات و انجیل نوشته مییابند؛ آنان را به نیکی فرمان میدهد و از بدی باز میدارد و چیزهای پاکیزه را بر آنان حلال و چیزهای ناپاک را بر آنان حرام میگرداند و بار (تکلیف)های گران و بندهایی را که بر آنها (بسته) بود از آنان برمیدارد، پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و بدو یاری رساندهاند و از نوری که همراه وی فرو فرستاده شده است پیروی کردهاند رستگارند» سوره اعراف، آیه ۱۵۷.</ref>. | |||
این است برنامه اعلامشده [[اسلام]] در مورد [[آزادی]] [[انسان]] از بندهای [[بردگی]] و [[خرافات]] [[جهل]] و [[شرک]] و [[عصبیّت]]. | |||
آری اسلام میخواهد فکّ رقبه کند و غلها و زنجیرها را بگسلد و بردگی را نابود سازد و آنان که اسلام را حامی بردگی تلقّی نمودهاند به این [[دین]] [[پاک]] [[خدا]] بسی [[ظلم]] و [[جفا]] کردهاند چرا که بر خلاف [[نص]] قرآن عمل کردهاند. | |||
برای اینکه برنامه “فک رقبه” عملی شود و از پشتوانه محکمتری برخوردار گردد، [[خداوند]] سهمی از بودجه کلان و هنگفت [[زکات]] را به طور رسمی به این برنامه اختصاص داده است که در [[راه]] [[آزادی بردگان]] [[مصرف]] شود. چنانکه در [[سوره توبه]] میفرماید: | |||
{{متن قرآن|إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ…}}<ref>«زکات، تنها از آن تهیدستان و بیچارگان و مأموران (دریافت) آنها و دلجوییشدگان و در راه (آزادی) بردگان و از آن وامداران و (هزینه) در راه خداوند و از آن در راهماندگان است که از سوی خداوند واجب گردیده است و خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۶۰.</ref>. | |||
نکته بسیار جالب توجه در این [[آیه]] این است که: وقتی میخواهد [[موارد مصرف]] زکات را بیان کند در مورد [[فقرا]] و بقیه مصادیق آن را با حرف “ل” بیان میکند که به معنای [[مالکیت]] است و باید مستقیماً به خودشان داده شود تا در هر چه [[مصلحت]] میدانند مصرف نمایند. اما در مورد رقاب (جمع رَقَبه: برده) با حرف “فی” بیان میکند که به معنای ظرفیت است و معنای [[فارسی]] آن: “درباره... در راه...) میباشد؛ یعنی این درست نیست که دلمان به برده بسوزد و مقداری [[پول]] به او بدهیم تا در [[لباس]] و [[غذا]] و... مصرف کند و [[رفاه]] حال پیدا کند. بلکه این پول که از [[بیتالمال]] پرداخت میشود، باید در راه آزادی بردگان (فیالرقاب) مصرف شود و این نکته ادبی بسیار ظریفی است که باید روی آن دقت شود.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۳۹۵.</ref> | |||
==پرسش مستقیم== | ==پرسش مستقیم== | ||