بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'خروج' به 'خروج') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[امسلمه در قرآن]] | [[امسلمه در تراجم و رجال]] |[[امسلمه در تاریخ اسلامی]]</div> | : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[امسلمه در قرآن]] | [[امسلمه در تراجم و رجال]] |[[امسلمه در تاریخ اسلامی]]</div> | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
'''[[هند بنت ابی امیه]] معروف به "[[ام سلمه]]''' از [[همسران]] [[رسول اکرم]] {{صل}} است که در [[سال چهارم هجری]]، بعد از [[شهادت]] [[همسر]] اول خودف با آن [[حضرت]] [[ازدواج]] کرد. او از اول مسلمانانی است که به [[حبشه]] و [[مدینه]] [[هجرت]] کرد. [[آیه تطهیر]] در [[منزل]] ایشان نازل شده است و بعد از [[رحلت پیامبر اکرم]] {{صل}} همواره مدافع [[اهل بیت]] {{عم}} از جمله در داستان [[فدک]] و [[جنگ جمل]] بود. | '''[[هند بنت ابی امیه]] معروف به "[[ام سلمه]]''' از [[همسران]] [[رسول اکرم]] {{صل}} است که در [[سال چهارم هجری]]، بعد از [[شهادت]] [[همسر]] اول خودف با آن [[حضرت]] [[ازدواج]] کرد. او از اول مسلمانانی است که به [[حبشه]] و [[مدینه]] [[هجرت]] کرد. [[آیه تطهیر]] در [[منزل]] ایشان نازل شده است و بعد از [[رحلت پیامبر اکرم]] {{صل}} همواره مدافع [[اهل بیت]] {{عم}} از جمله در داستان [[فدک]] و [[جنگ جمل]] بود. | ||
| خط ۲۱: | خط ۱۹: | ||
پس از آنکه [[ام سلمه]] به [[مدینه]] رفت، شوهرش [[ابوسلمه]] در [[جنگ احد]] مجروح شد و پس از هشت ماه به علت همان زخم از [[دنیا]] رفت. [[ام سلمه]] هنگام [[مرگ]] شوهرش [[بیتابی]] میکرد، [[ابوسلمه]] برای آرام کردن او [[روایت]] زیر را که از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیده بود، برایش [[نقل]] کرد: {{متن حدیث|اذا اصابت احدکم مصیبة فلیقل انا لله و انا الیه راجعون اللهم عندک احتسب مصیبتی فأجرنی بها و ابدلنی خیرا منها}}؛ هرگاه مصیبتی به یکی از شما رسید، پس باید بگوید {{متن حدیث|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}. خدایا! این [[مصیبت]] را در [[راه]] تو به حساب میآورم، پس به خاطر آن به من [[پاداش]] بده و بهتر از آنرا به من [[عنایت]] فرما<ref>مسند ابن راهویه، اسحاق بن راهویه، ج۴، ص۱۲-۱۰.</ref>. | پس از آنکه [[ام سلمه]] به [[مدینه]] رفت، شوهرش [[ابوسلمه]] در [[جنگ احد]] مجروح شد و پس از هشت ماه به علت همان زخم از [[دنیا]] رفت. [[ام سلمه]] هنگام [[مرگ]] شوهرش [[بیتابی]] میکرد، [[ابوسلمه]] برای آرام کردن او [[روایت]] زیر را که از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیده بود، برایش [[نقل]] کرد: {{متن حدیث|اذا اصابت احدکم مصیبة فلیقل انا لله و انا الیه راجعون اللهم عندک احتسب مصیبتی فأجرنی بها و ابدلنی خیرا منها}}؛ هرگاه مصیبتی به یکی از شما رسید، پس باید بگوید {{متن حدیث|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}}. خدایا! این [[مصیبت]] را در [[راه]] تو به حساب میآورم، پس به خاطر آن به من [[پاداش]] بده و بهتر از آنرا به من [[عنایت]] فرما<ref>مسند ابن راهویه، اسحاق بن راهویه، ج۴، ص۱۲-۱۰.</ref>. | ||
[[ام سلمه]] میگوید: | [[ام سلمه]] میگوید: "این جمله را گفتم و [[دعا]] کردم اما با خود میگفتم چه کسی بهتر از [[ابوسلمه]] نصیبم خواهد شد تا اینکه [[ابوبکر]] و [[عمر]] از من خواستگاری کردند اما نپذیرفتم<ref>شیخ حسین دیار بکری، تاریخ خمیس فی احوال انفس النفیس، ج۱، ص۴۶۶؛ ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیه، ج۲، ص۴۴۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۷۱.</ref>، پس [[پیامبر اسلام]]{{صل}}، [[حاطب بن ابیبلتعه]]<ref>شیخ حسین دیار بکری، تاریخ خمیس فی احوال انفس النفیس، ج۱، ص۴۶۶؛ ابوالفرج حلبی شافعی، السیرة الحلبیة، ج۲، ص۴۴۷.</ref> را برای خواستگاری من برای خودشان فرستادند، در جواب گفتم: به [[رسول خدا]]{{صل}} بگویید اولاً، سن من بالا رفته است و از [[جوانی]] گذشتهام؛ ثانیاً، من زنی بچهدار هستم و اگر ازدواج کنم بچههایم بی [[سرپرست]] خواهند شد؛ ثالثاً، از بستگان من کسی حاضر نیست [[عقد]] مرا به عهده بگیرد و رابعاً، من زنی غیور و بی اندازه [[حسود]] هستم و میترسم نتوانم از عهده [[وظایف]] برآیم. [[رسول اکرم]] در پاسخ فرمودند: "اولاً، "به لحاظ سن، من از تو مسنترم. پس بر [[زن]] [[عیب]] نیست با مردی [[ازدواج]] کند که به لحاظ سن، از او مسنتر است؛ ثانیاً فرزندانت را تو خود [[سرپرستی]] خواهی نمود؛ ثالثاً، بستگانت چه حاضر باشند و چه [[غایب]]، با پیشنهاد من [[مخالفت]] نخواهند کرد و رابعاً، [[دعا]] میکنم تا [[خدا]] [[حسادت]] را از [[دل]] تو ریشهکن کند"<ref>[[فرهاد علیزاده|علیزاده، فرهاد]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۴۱۵؛ [[محمد حسن الهیزاده|الهیزاده، محمد حسن]]، [[ام سلمه - الهیزاده (مقاله)|ام سلمه]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>. | ||
او هفت سال با آن [[حضرت]] [[زندگی]] کرد<ref>شیخ حسین دیار بکری، تاریخ خمیس فی احوال انفس النفیس، ج۱، ص۴۶۷.</ref>؛ اما از ایشان دارای فرزندی نشد<ref>ابن اسحاق، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۶۰.</ref>. وی پس از [[وفات پیامبر]]{{صل}} نیز روزگاری دراز زنده بود<ref>[[ سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[ام سلمه ۱ (مقاله)|ام سلمه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۶۳.</ref>. | او هفت سال با آن [[حضرت]] [[زندگی]] کرد<ref>شیخ حسین دیار بکری، تاریخ خمیس فی احوال انفس النفیس، ج۱، ص۴۶۷.</ref>؛ اما از ایشان دارای فرزندی نشد<ref>ابن اسحاق، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۶۰.</ref>. وی پس از [[وفات پیامبر]]{{صل}} نیز روزگاری دراز زنده بود<ref>[[ سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[ام سلمه ۱ (مقاله)|ام سلمه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۶۳.</ref>. | ||
==[[ام سلمه]] و حضور در [[جنگها]]== | ==[[ام سلمه]] و حضور در [[جنگها]]== | ||
[[ام سلمه]] میگوید: "من در [[جنگ خندق]] در تمام مدت همراه [[رسول خدا]]{{صل}} بودم و با آنکه هوا بسیار سرد بود [[پیامبر]]{{صل}} خود نیز در [[خندق]] [[پاسداری]] میدادند. شبی ایشان را دیدم که برخاستند و مدتی [[نماز]] خواندند، سپس از [[خیمه]] خود بیرون رفته و ساعتی دیدهبانی | [[ام سلمه]] میگوید: "من در [[جنگ خندق]] در تمام مدت همراه [[رسول خدا]]{{صل}} بودم و با آنکه هوا بسیار سرد بود [[پیامبر]]{{صل}} خود نیز در [[خندق]] [[پاسداری]] میدادند. شبی ایشان را دیدم که برخاستند و مدتی [[نماز]] خواندند، سپس از [[خیمه]] خود بیرون رفته و ساعتی دیدهبانی کردند"<ref>المغازی، واقدی، ج۲، ص۴۶۴.</ref>. | ||
وی در [[غزوات]] مریسیع<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة فی احوال صاحب الشریعه، ج۴، ص۴۷؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۰۷؛ احمد بن علی مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة والمتاع، ج۱، ص۲۳۵.</ref>، [[بنیقریظه]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۰۸؛ احمد بن علی مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة والمتاع، ج۱، ص۲۳۵.</ref>، [[خیبر]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۸۷؛ احمد بن علی مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة والمتاع، ج۱، ص۲۳۵.</ref>، [[حدیبیه]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۹۲؛ احمد بن علی مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة والمتاع، ج۱، ص۲۳۵.</ref>، [[فتح مکه]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۲۹؛ احمد بن علی مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة والمتاع، ج۱، ص۲۳۵.</ref> و [[طائف]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۲۶؛ احمد بن علی مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة والمتاع، ج۱، ص۲۳۵.</ref> همراه [[رسول خدا]]{{صل}} و در [[حجهالوداع]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۱۰۹۰؛ عزالدین ابن اثیر، اسد العغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۵۰.</ref> نیز حاضر بود. او هفت سال با آن [[حضرت]] [[زندگی]] کرد<ref>شیخ حسین دیار بکری، تاریخ خمیس فی احوال انفس النفیس، ج۱، ص۴۶۷.</ref>؛ اما از ایشان دارای فرزندی نشد<ref>ابن اسحاق، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۶۰.</ref>. وی پس از [[وفات پیامبر]]{{صل}} نیز روزگاری دراز زنده بود<ref>[[ سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[ام سلمه ۱ (مقاله)|ام سلمه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۶۳؛ [[فرهاد علیزاده|علیزاده، فرهاد]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۷؛ [[محمد حسن الهیزاده|الهیزاده، محمد حسن]]، [[ام سلمه - الهیزاده (مقاله)|ام سلمه]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>. | وی در [[غزوات]] مریسیع<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة فی احوال صاحب الشریعه، ج۴، ص۴۷؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۰۷؛ احمد بن علی مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة والمتاع، ج۱، ص۲۳۵.</ref>، [[بنیقریظه]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۰۸؛ احمد بن علی مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة والمتاع، ج۱، ص۲۳۵.</ref>، [[خیبر]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۸۷؛ احمد بن علی مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة والمتاع، ج۱، ص۲۳۵.</ref>، [[حدیبیه]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۹۲؛ احمد بن علی مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة والمتاع، ج۱، ص۲۳۵.</ref>، [[فتح مکه]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۲۹؛ احمد بن علی مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة والمتاع، ج۱، ص۲۳۵.</ref> و [[طائف]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۲۶؛ احمد بن علی مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة والمتاع، ج۱، ص۲۳۵.</ref> همراه [[رسول خدا]]{{صل}} و در [[حجهالوداع]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۱۰۹۰؛ عزالدین ابن اثیر، اسد العغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۵۰.</ref> نیز حاضر بود. او هفت سال با آن [[حضرت]] [[زندگی]] کرد<ref>شیخ حسین دیار بکری، تاریخ خمیس فی احوال انفس النفیس، ج۱، ص۴۶۷.</ref>؛ اما از ایشان دارای فرزندی نشد<ref>ابن اسحاق، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۶۰.</ref>. وی پس از [[وفات پیامبر]]{{صل}} نیز روزگاری دراز زنده بود<ref>[[ سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[ام سلمه ۱ (مقاله)|ام سلمه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۶۳؛ [[فرهاد علیزاده|علیزاده، فرهاد]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۷؛ [[محمد حسن الهیزاده|الهیزاده، محمد حسن]]، [[ام سلمه - الهیزاده (مقاله)|ام سلمه]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>. | ||
==[[ام سلمه]] و [[آیه تطهیر]]== | ==[[ام سلمه]] و [[آیه تطهیر]]== | ||
[[ام سلمه]] میگوید: | [[ام سلمه]] میگوید: "آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گرداند» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>، در [[خانه]] من و در روزی که [[پذیرایی]] [[پیامبر]]{{صل}} با من بود، نازل شده است و در آن زمان هفت نفر در [[خانه]] بودند: [[جبرئیل]]، [[میکائیل]]، [[رسول الله]]{{صل}}، [[علی]]، [[فاطمه]]، [[حسن]] و [[حسین]]{{عم}} و من که کنار در بودم. زمانی که [[پیامبر]]{{صل}} در [[خانه]] من بود، [[فاطمه]]، [[علی]]، [[حسن]] و [[حسین]]{{عم}} را خواند و [[جبرئیل]] هم آمد؛ پس کساء خیبری را بر ایشان پوشانید و سپس فرمود: "خدایا! اینان [[خانواده]] من هستند، {{متن حدیث|اللهمَّ أَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِيراً}}؛ خدایا! [[پلیدی]] را از اینان دور ساز و ایشان را [[پاک]] گردان". من گفتم: یا [[رسول الله]]! من هم از [[اهل بیت]] شمایم؟ [[حضرت]] فرمود: "[[ام سلمه]]، [[عاقبت]] تو به خیر و [[سعادت]] است و تو از زنهای [[رسول]] خدایی". | ||
[[جبرئیل]] گفت: یا [[محمد]]! درباره خود و [[علی]] و [[فاطمه]] و [[حسن]] و [[حسین]] بخوان: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>الأمالی، شیخ مفید، ص۳۸؛ بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۲۵، ص۲۱۴.</ref>.<ref>[[فرهاد علیزاده|علیزاده، فرهاد]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۴۱۸.</ref>. | [[جبرئیل]] گفت: یا [[محمد]]! درباره خود و [[علی]] و [[فاطمه]] و [[حسن]] و [[حسین]] بخوان: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>الأمالی، شیخ مفید، ص۳۸؛ بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۲۵، ص۲۱۴.</ref>.<ref>[[فرهاد علیزاده|علیزاده، فرهاد]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۴۱۸.</ref>. | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۱: | ||
[[ام سلمه]] تا لحظه [[مرگ]] همواره نسبت به [[خاندان پیامبر]]{{صل}} [[عشق]] میورزید و از روی [[ایمان]] و علاقهای که به [[خاندان رسالت]] داشت، بیپروا از [[ولایت]] و [[امامت]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} و [[اهل بیت پیامبر]]{{عم}} [[دفاع]] میکرد و حقایقی را که به صورت [[حدیث]] یا [[شأن نزول]] [[آیات ولایت]] در [[مقام]] [[امامان معصوم]] و [[پیشوایان]] [[راستین]] [[اسلام]] به یاد داشت، در [[جامعه]] خفقانزده پس از [[رحلت پیامبر]] و فضای [[مسموم]] آن دوران، بازگو میکرد و از گفتن حقایق و بیان [[فضایل امام علی]]{{ع}} و فرزندانش دریغ نمیورزید. | [[ام سلمه]] تا لحظه [[مرگ]] همواره نسبت به [[خاندان پیامبر]]{{صل}} [[عشق]] میورزید و از روی [[ایمان]] و علاقهای که به [[خاندان رسالت]] داشت، بیپروا از [[ولایت]] و [[امامت]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} و [[اهل بیت پیامبر]]{{عم}} [[دفاع]] میکرد و حقایقی را که به صورت [[حدیث]] یا [[شأن نزول]] [[آیات ولایت]] در [[مقام]] [[امامان معصوم]] و [[پیشوایان]] [[راستین]] [[اسلام]] به یاد داشت، در [[جامعه]] خفقانزده پس از [[رحلت پیامبر]] و فضای [[مسموم]] آن دوران، بازگو میکرد و از گفتن حقایق و بیان [[فضایل امام علی]]{{ع}} و فرزندانش دریغ نمیورزید. | ||
پس از آنکه [[حضرت زهرا]]{{س}} [[خطبه]] طولانی را برای پس گرفتن [[فدک]] بیان کرد و [[ابوبکر]] از آن [[حضرت]] [[شاهد]] خواست، [[ام سلمه]] برخاست و با این بیان بر [[ابوبکر]] [[اعتراض]] کرد: | پس از آنکه [[حضرت زهرا]]{{س}} [[خطبه]] طولانی را برای پس گرفتن [[فدک]] بیان کرد و [[ابوبکر]] از آن [[حضرت]] [[شاهد]] خواست، [[ام سلمه]] برخاست و با این بیان بر [[ابوبکر]] [[اعتراض]] کرد: "ای [[ابوبکر]] آیا درباره [[فاطمه]]، [[دختر رسول خدا]]{{صل}} چنین گفتاری سزاوار است؟! به [[خدا]] [[سوگند]]؛ او حوریهای است به صورت [[بشر]]؛ به [[خدا]] او در دامان [[پرهیزکاران]] [[تربیت]] شده و پیوسته در [[حمایت]] [[ملائکه]] [[آسمانها]] بوده و در دامان مادرانی [[پاک]] [[رشد]] نموده است؛ بنابراین او [[بهترین]] و [[برترین]] [[تربیت]] یافتگان است. آیا [[گمان]] میکنید [[پیامبر]]{{صل}} میراثش را بر او [[حرام]] کرده و به او اطلاع نداده است؟ با آنکه [[خدا]] به او [[دستور]] داده {{متن قرآن|وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ}}<ref>«و نزدیکترین خویشاوندانت را بیم ده!» سوره شعراء، آیه ۲۱۴.</ref>. یا آنکه [[تصور]] میکنی [[پیامبر]]{{صل}} به [[فاطمه]] اطلاع داده و او با امر [[پدر]] [[مخالفت]] کرده و آنچه را که [[حق]] او نیست، میخواهد؛ با آنکه او [[بهترین]] و [[سیده زنان]] عالم و هم پایه [[مریم]]، دختر [[عمران]] است و کسی است که با پدرش، [[مقام رسالت]] پایان یافته است. به [[خدا]] [[سوگند]]، [[پیامبر]]{{صل}} نه از سرما و [[گرما]] بر زهرا{{س}} ناراحت بود و پیوسته دست راستش را بالین وی و دست چپش را روپوش او قرار میداد. [[ابوبکر]]! [[دست]] نگهدار، زیرا [[پیامبر]]{{صل}} کارهای شما را میبیند و روزی را که نزد [[خدا]] میروی، به خاطر بیاور؛ وای بر شما که به زودی نتیجه کردارتان را خواهید دید". | ||
[[راوی]] میگوید: [[ابوبکر]] به جهت این [[اعتراض]]، [[حقوق]] یک سال [[ام سلمه]] را از [[بیت المال]] [[قطع]] کرد<ref>دلائل الامامة، محمد بن جریر طبری، ص۳۰.</ref>.<ref>[[فرهاد علیزاده|علیزاده، فرهاد]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۱؛ [[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۴۷۵-۱۴۷۸.</ref>.<ref>[[فرهاد علیزاده|علیزاده، فرهاد]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۱.</ref>. | [[راوی]] میگوید: [[ابوبکر]] به جهت این [[اعتراض]]، [[حقوق]] یک سال [[ام سلمه]] را از [[بیت المال]] [[قطع]] کرد<ref>دلائل الامامة، محمد بن جریر طبری، ص۳۰.</ref>.<ref>[[فرهاد علیزاده|علیزاده، فرهاد]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۱؛ [[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۴۷۵-۱۴۷۸.</ref>.<ref>[[فرهاد علیزاده|علیزاده، فرهاد]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۱.</ref>. | ||
==[[شخصیت]] وجودی [[امسلمه]]== | ==[[شخصیت]] وجودی [[امسلمه]]== | ||
وی پس از [[حضرت خدیجه]]{{س}} از لحاظ [[فهم]] از [[کاملترین]] [[زنان پیامبر]]{{صل}} و راجحترینشان به لحاظ [[عقل]] و تمامترینشان از نظر [[مشورت]] و طیبترینشان از لحاظ [[اخلاق]] بود و به علت [[فطانت]]، [[حکمت]]، [[تدبیر]] و بصیرتش او را مثال میزدند<ref>سید جمیلی، نساء النبی، ص۸۴.</ref>. بیان [[حضرت]]{{صل}} در [[حدیبیه]]، اشارهای است به وفور [[عقل]] و [[رأی]] درستش<ref>شیخ حسین دیار بکری، تاریخ خمیس فی احوال انفس النفیس، ج۲، ص۲۳؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة فی احوال صاحب الشریعه، ج۴، ص۱۵۰؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۴۰۶.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} بعد از [[نوشتن]] [[عهد]] [[نامه]] [[حدیبیه]] به [[اصحاب]] خود فرمود: | وی پس از [[حضرت خدیجه]]{{س}} از لحاظ [[فهم]] از [[کاملترین]] [[زنان پیامبر]]{{صل}} و راجحترینشان به لحاظ [[عقل]] و تمامترینشان از نظر [[مشورت]] و طیبترینشان از لحاظ [[اخلاق]] بود و به علت [[فطانت]]، [[حکمت]]، [[تدبیر]] و بصیرتش او را مثال میزدند<ref>سید جمیلی، نساء النبی، ص۸۴.</ref>. بیان [[حضرت]]{{صل}} در [[حدیبیه]]، اشارهای است به وفور [[عقل]] و [[رأی]] درستش<ref>شیخ حسین دیار بکری، تاریخ خمیس فی احوال انفس النفیس، ج۲، ص۲۳؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة فی احوال صاحب الشریعه، ج۴، ص۱۵۰؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۴۰۶.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} بعد از [[نوشتن]] [[عهد]] [[نامه]] [[حدیبیه]] به [[اصحاب]] خود فرمود: "قربانیان خود را [[ذبح]] کنید و سرهایتان را بتراشید". [[اصحاب]] خودداری کرده گفتند: چگونه قبل از [[طواف]] [[خانه]] و [[سعی]] بین [[صفا و مروه]] [[قربانی]] کنیم؟ [[حضرت]] سخت اندوهناک شد و [[اندوه]] خود را با [[ام سلمه]] در میان گذاشت. [[ام سلمه]] گفت: "یا [[رسول الله]]! شما خودت [[قربانی]] کن و سر را بتراش". [[رسول خدا]]{{صل}} نیز چنین کرد، پس [[مردم]] هم با [[یقین]] و یا با تردید، [[قربانی]] کردند<ref>تفسیر القمی، علی بن ابراهیم قمی، ص۳۱۲-۳۱۳؛ زوجات النبی{{صل}}، سعید ایوب، ص۶۴-۶۲.</ref> | ||
عذر ام سلمه برای [[رسول خدا]]{{صل}} در امر [[ازدواج]] نیز دلیلی دیگر است بر [[کمال عقل]] و [[حسن]] ادبش و اینکه او سنجیده عمل میکرد<ref>جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ج۵، ص۳۴۵.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[ام سلمه ۱ (مقاله)|ام سلمه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۶۵؛ [[فرهاد علیزاده|علیزاده، فرهاد]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۶؛ [[محمد حسن الهیزاده|الهیزاده، محمد حسن]]، [[ام سلمه - الهیزاده (مقاله)|ام سلمه]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>. | عذر ام سلمه برای [[رسول خدا]]{{صل}} در امر [[ازدواج]] نیز دلیلی دیگر است بر [[کمال عقل]] و [[حسن]] ادبش و اینکه او سنجیده عمل میکرد<ref>جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ج۵، ص۳۴۵.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[ام سلمه ۱ (مقاله)|ام سلمه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۶۵؛ [[فرهاد علیزاده|علیزاده، فرهاد]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۴۲۶؛ [[محمد حسن الهیزاده|الهیزاده، محمد حسن]]، [[ام سلمه - الهیزاده (مقاله)|ام سلمه]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>. | ||
==[[ام سلمه]] و [[عزاداری]] برای [[امام حسین]]{{ع}}== | ==[[ام سلمه]] و [[عزاداری]] برای [[امام حسین]]{{ع}}== | ||
هنگامی که [[حسین بن علی]]{{ع}} عازم [[عراق]] شد [[نامه]] و [[وصیت]] خود را به [[ام سلمه]] سپرد و به او فرمود: | هنگامی که [[حسین بن علی]]{{ع}} عازم [[عراق]] شد [[نامه]] و [[وصیت]] خود را به [[ام سلمه]] سپرد و به او فرمود: "هرگاه بزرگترین فرزندم آنرا خواست، به وی بسپار". پس از [[شهادت امام حسین]]{{ع}} [[امام علی بن الحسین]] به [[مدینه]] بازگشت و [[ام سلمه]] [[امانتها]] را به وی سپرد<ref>اصول کافی، کلینی (ترجمه: مصطفوی)، ج۱، ص۲۳۵.</ref>. | ||
[[ام سلمه]] میگوید: | [[ام سلمه]] میگوید: "شبی [[رسول خدا]]{{صل}} از [[خانه]] بیرون رفت و پس از مدتی طولانی خاکآلود و ژولیده موی بازگشت. پرسیدم: یا [[رسول الله]]{{صل}}! چه شده که شما را چنین میبینم؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "مرا در این وقت [[شب]] به محلی از [[سرزمین]] [[عراق]] به نام [[کربلا]] بردند و محل کشته شدن [[حسین]] و عدهای از اهلبیتم را به من نشان دادند". سپس دست [[مبارک]] را گشود و فرمود: "این [[خاک]]، از [[خاک]] آنجاست، آنرا کاملاً [[حفظ]] کن". "آنرا گرفتم، شبیه [[خاک]] سرخ بود و در شیشه ریخته و سر آنرا محکم بستم تا وقتی که [[حسین]]{{ع}} از [[مکه]] به سوی [[عراق]] حرکت کرد. من هر [[شب]] و روز آن شیشه را میدیدم، حتی [[صبح]] [[روز عاشورا]] آن را به شکل اول دیدم اما هنگام عصر [[مشاهده]] کردم که گویا [[خون]] تازه است که در شیشه ریختهاند. پس نالهام بلند شد و گریهام شدت گرفت اما از [[ترس]] ملامت [[دشمنان]] [[سکوت]] کردم تا وقتی که خبر [[شهادت]] [[حسین]]{{ع}} به [[مدینه]] رسید<ref>الارشاد، شیخ مفید، ج۲، ص۱۳۰.</ref>.<ref>[[فرهاد علیزاده|علیزاده، فرهاد]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۴۳۰؛ [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[ام سلمه ۱ (مقاله)|ام سلمه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۶۴؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۶۳؛ [[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۴۸۲-۱۴۸۳.</ref>. | ||
==[[وفات]] [[امسلمه]]== | ==[[وفات]] [[امسلمه]]== | ||
| خط ۸۳: | خط ۸۱: | ||
[[رده:صحابه]] | [[رده:صحابه]] | ||
{{زنان صحابی}} | {{زنان صحابی}} | ||
{{صحابه}} | |||
[[اعلام]] | |||