حلیت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۹٬۹۲۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۷ آوریل ۲۰۲۱
خط ۸۶: خط ۸۶:
===[[آیات قرآن]]===
===[[آیات قرآن]]===
از جمله:
از جمله:
# [[آیه]] ۲۹ بقره / ۲ که از [[آفرینش]] همه آنچه در [[زمین]] است برای [[انسان‌ها]] [[سخن]] گفته است: "خَلَقَ لَکُم ما فِی الاَرضِ جَمیعـًا"<ref> احکام القرآن، ج ۱، ص ۳۲؛ زبدة البیان، ص ۶۱۶؛ معارج الاصول، ص ۲۰۵.</ref>؛ با این توضیح که اضافه "[[لام]]" ملکیت به [[ضمیر]] "کم" بر حلیت دلالت داشته، بلکه این تعبیر صریح‌تر از واژه اباحه در این موضوع است <ref>اصول السرخسی، ج ۲، ص ۱۲۰.</ref> که حلیت همه اشیا، اعم از حیوانات و غیر حیوانات،<ref>فتح القدیر، ج ۱، ص ۶۰.</ref> [[خوردنی‌ها]]، آشامیدنی‌ها و برخی [[کارها]] و امور دیگر <ref>المنار، ج ۱، ص ۲۴۷.</ref> مانند [[ثروت‌های عمومی]] و [[خدادادی]] <ref>ملکیة الارض، ص ۲۹۱.</ref> نظیر آب دریا و مانند آن<ref>فقه القرآن، ج ۲، ص ۲۶۱.</ref> را دربرمی‌گیرد.
# [[آیه]] {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«اوست که همه آنچه را در زمین است برای شما آفرید آنگاه به (آفرینش) آسمان (ها) رو آورد  و آنها را (در) هفت آسمان، سامان داد و او به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۹.</ref> که از [[آفرینش]] همه آنچه در [[زمین]] است برای [[انسان‌ها]] [[سخن]] گفته است<ref> احکام القرآن، ج ۱، ص ۳۲؛ زبدة البیان، ص ۶۱۶؛ معارج الاصول، ص ۲۰۵.</ref>؛ با این توضیح که اضافه "[[لام]]" ملکیت به [[ضمیر]] "کم" بر حلیت دلالت داشته، بلکه این تعبیر صریح‌تر از واژه اباحه در این موضوع است <ref>اصول السرخسی، ج ۲، ص ۱۲۰.</ref> که حلیت همه اشیا، اعم از حیوانات و غیر حیوانات،<ref>فتح القدیر، ج ۱، ص ۶۰.</ref> [[خوردنی‌ها]]، آشامیدنی‌ها و برخی [[کارها]] و امور دیگر <ref>المنار، ج ۱، ص ۲۴۷.</ref> مانند [[ثروت‌های عمومی]] و [[خدادادی]] <ref>ملکیة الارض، ص ۲۹۱.</ref> نظیر آب دریا و مانند آن<ref>فقه القرآن، ج ۲، ص ۲۶۱.</ref> را دربرمی‌گیرد. به گفته برخی "لام" در آیه، لام اضافه و بیان یا لام [[غایت]] است نه تملیک، از این رو معنای آیه آن است که [[خلقت جهان]] و آنچه در آن است برای سود رساندن به انسان‌هاست که برخی برای بهره‌وری و بعضی برای [[عبرت]] <ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص ۱۲۵؛ تفسیر صدرالمتألهین، ج ۵، ص ۱۵۴.</ref> [[آفریده]] شده‌اند، پس [[آیه]] به [[تشریع]] و [[اباحه]] ربطی ندارد.
 
#آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ}}<ref>«ای مردم از آنچه در زمین حلال و پاک است بخورید و از گام‌های شیطان پیروی نکنید که او برای شما دشمنی آشکار است» سوره بقره، آیه ۱۶۸.</ref> که همه آنچه را در [[زمین]] است [[حلال]] شمرده و [[انسان‌ها]] را به خوردن از آنها [[فرمان]] داده<ref>الوافیه، ص ۱۸۶؛ الموسوعة الفقهیة المیسره، ج ۱، ص ۱۵.</ref>؛ نیز آیه‌ای که روزی‌های [[الهی]] را حلال شمرده و انسان‌ها را به استفاده از آنها [[دستور]] داده است: {{متن قرآن|وَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا}}<ref>«و از آنچه خداوند حلال و پاکیزه روزی شما کرده است بخورید و از خداوند که بدو ایمان دارید  پروا کنید» سوره مائده، آیه ۸۸.</ref>.<ref>زبدة البیان، ص ۶۲۱؛ بحارالانوار، ج ۶۲، ص ۱۴۶.</ref>. این [[آیات]] بر [[حلیت]] همه تصرفات جز آنچه به دلیل خاص خارج شده است، دلالت دارند.<ref>المیزان، ج ۱، ص ۴۱۸؛ زبدة البیان، ص ۳۶۴ - ۳۶۵.</ref> به دیده برخی، اولاً این آیات به [[خوردنی‌ها]] اختصاص دارند و دیگر اشیا و [[افعال]] را شامل نمی‌شوند <ref>زبدة الاصول، ج ۳، ص ۱۹۱.</ref> و ثانیا در [[مقام]] بیان امر به خوردن و بهره گرفتن از چیز حلال و طیب‌اند؛ در مقابل چیز [[حرام]] و [[خبیث]]؛ ضمن اینکه "من" در "آیه" برای [[تبعیض]] است، از این رو همه [[کارها]] و اشیا را دربرنمی‌گیرد.<ref>الکشاف، ج ۱، ص ۳۲۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص ۷۲.</ref>
به گفته برخی "لام" در آیه، لام اضافه و بیان یا لام [[غایت]] است نه تملیک، از این رو معنای آیه آن است که [[خلقت جهان]] و آنچه در آن است برای سود رساندن به انسان‌هاست که برخی برای بهره‌وری و بعضی برای [[عبرت]] <ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص ۱۲۵؛ تفسیر صدرالمتألهین، ج ۵، ص ۱۵۴.</ref> [[آفریده]] شده‌اند، پس [[آیه]] به [[تشریع]] و [[اباحه]] ربطی ندارد.
#آیاتی که [[محرّمات الهی]] را برشمرده‌اند؛ مانند {{متن قرآن|قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«بگو: در آنچه به من وحی شده است چیزی نمی‌یابم که برای خورنده‌ای که آن را می‌خورد حرام باشد؛ مگر مردار و یا خون ریخته یا گوشت خوک که پلید است و یا (آنچه) از سر نافرمانی جز به نام خداوند ذبح شده باشد اما کسی که (از خوردن آنها) ناگزیر شده است در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بی‌گمان پروردگارت آمرزنده بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۱۴۵.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو جز این نیست که پروردگارم زشتکاری‌های آشکار و پنهان و گناه و افزونجویی  ناروا را حرام کرده است و (نیز) اینکه برای خداوند چیزی را که برهانی بر آن فرو نفرستاده است شریک آورید و اینکه درباره خداوند چیزی بگویید که نمی‌دانید» سوره اعراف، آیه ۳۳.</ref> و {{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی می‌رسانیم؛ و زشتکاری‌های آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref>؛ با این توضیح که در این آیات، امور حرام منحصر در موارد یاد شده‌اند، از این رو هر شی‌ء یا عملی دیگر حلال است.<ref>اضواء البیان، ج ۷، ص ۴۹۵؛ اصول السرخسی، ج ۲، ص ۱۲۰.</ref> [[امام باقر]]{{ع}} نیز با استناد به آیه {{متن قرآن|قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنْزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«بگو: در آنچه به من وحی شده است چیزی نمی‌یابم که برای خورنده‌ای که آن را می‌خورد حرام باشد؛ مگر مردار و یا خون ریخته یا گوشت خوک که پلید است و یا (آنچه) از سر نافرمانی جز به نام خداوند ذبح شده باشد اما کسی که (از خوردن آنها) ناگزیر شده است در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بی‌گمان پروردگارت آمرزنده بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۱۴۵.</ref> گوشت الاغ را حلال شمرد و سپس علت [[نهی]] [[پیامبر]]{{صل}} از خوردن گوشت آن را استفاده از سواری این حیوان در آن [[زمان]] دانست؛<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۶۳؛ وسائل الشیعه، ج ۲۴، ص ۱۱۹.</ref> نیز در [[حدیثی]] با اشاره به علت یادشده درباره الاغ، گوشت آن [[حلال]] شمرده و سپس [[حرام]]، تنها اموری دانسته شده که در [[قرآن]] بیان گردیده است.<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۶۳؛ وسائل الشیعه، ج ۲۴، ص ۱۱۹ - ۱۲۰.</ref> در احادیثی دیگر نیز با استناد به [[آیه]] مذکور، برخی از آبزیان دریا حلال شمرده شده‌اند.<ref>الاستبصار، ج ۴، ص ۶۰؛ تهذیب، ج ۹، ص ۶.</ref>
 
#آیاتی که در آنها [[کیفر]] [[انسان‌ها]] به [[فرستادن رسولان]] وابسته شده است؛<ref>عده‌الاصول، ج ۲، ص ۷۴۵ - ۷۴۶؛ البدعة مفهومها، ص ۸۴.</ref> مانند {{متن قرآن|مَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا}}<ref>«هر کس رهیاب شود تنها به سود خود راه یافته و هر کس گمراه شود تنها به زیان خود گمراه گردیده است و هیچ باربرداری بار (گناه) دیگری را بر دوش نخواهد گرفت و ما تا پیامبری برنینگیزیم (کسی را) عذاب نمی‌کنیم» سوره اسراء، آیه ۱۵.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|يَسْأَلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتَابًا مِنَ السَّمَاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسَى أَكْبَرَ مِنْ ذَلِكَ فَقَالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَنْ ذَلِكَ وَآتَيْنَا مُوسَى سُلْطَانًا مُبِينًا}}<ref>«اهل کتاب از تو می‌خواهند که برای آنان کتابی از آسمان فرود آوری؛ از موسی درخواستی بزرگ‌تر از این کردند و گفتند: خداوند را آشکارا به ما بنما! و آذرخش آنان را برای ستمشان فرا گرفت. سپس گوساله (پرستی) را پس از آنکه برهان‌ها (ی روشن) برای آنان آمده بود برگزیدند و ما از آن (هم) درگذشتیم و به موسی حجتی آشکار دادیم» سوره نساء، آیه ۱۵۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَى إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ}}<ref>«و پروردگارت شهرها را نابود نمی‌کند تا آن (گاه) که در دل آنها پیامبری برانگیزد که بر مردم  آیات ما را بخواند و ما نابودکننده شهرها نیستیم مگر آنکه مردم آنها ستمگر باشند» سوره قصص، آیه ۵۹.</ref>؛ با این توضیح که فرستادن رسولان، کنایه از [[ابلاغ]] و [[بیان احکام]] [[الهی]] است، از این رو آنجا که بیان و حکمی از [[خدا]] نرسیده است، ارتکاب آن کیفر ندارد، در نتیجه هرچه به [[حرمت]] آن تصریح نشده است، جایز و حلال است،<ref>البدعة، مفهومها، ص ۸۴.</ref> بنابراین اصل در هر چیز پس از تفحص و نیافتن دلیل بر حرمت، [[حلیت]] است.<ref>البدعة مفهومها، ص ۸۴ - ۸۵.</ref> برخی گفته‌اند: امور بسیاری هست که [[وجوب]] و حرمت آنها با [[عقل]] درک‌پذیر است، از این‌رو [[آیات]] یاد شده بر ادعای مذکور دلالت ندارند و نمی‌توان بر اساس آنها حلیت همه اشیا و امور را [[ثابت]] کرد.<ref>عدة الاصول، ج ۲، ص ۷۴۶.</ref> بعضی نیز معتقدند مراد آیه {{متن قرآن|مَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا}}<ref>«هر کس رهیاب شود تنها به سود خود راه یافته و هر کس گمراه شود تنها به زیان خود گمراه گردیده است و هیچ باربرداری بار (گناه) دیگری را بر دوش نخواهد گرفت و ما تا پیامبری برنینگیزیم (کسی را) عذاب نمی‌کنیم» سوره اسراء، آیه ۱۵.</ref> [[عذاب]] [[دنیایی]] [[استیصال]] است؛ نه کیفر و [[عقاب]] [[آخرتی]]،<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص ۲۳۱؛ المیزان، ج ۱۳، ص ۵۷.</ref> از این‌رو به بحث حلیت همه امور و عدم کیفر آخرتی در صورت ارتکاب امور مشکوک، ربط ندارد.
#آیه ۱۶۸ بقره / ۲ که همه آنچه را در [[زمین]] است [[حلال]] شمرده و [[انسان‌ها]] را به خوردن از آنها [[فرمان]] داده: "یـاَیهَا النّاسُ کُلوامِمّا فِی الاَرضِ حَلـلاً طَیبـًا"<ref>الوافیه، ص ۱۸۶؛ الموسوعة الفقهیة المیسره، ج ۱، ص ۱۵.</ref>؛ نیز آیه‌ای که روزی‌های [[الهی]] را حلال شمرده و انسان‌ها را به استفاده از آنها [[دستور]] داده است: "وکُلوا مِمّا رَزَقَکُمُ اللّهُ حَلـلاً طَیبـًا"<ref>زبدة البیان، ص ۶۲۱؛ بحارالانوار، ج ۶۲، ص ۱۴۶.</ref>. این [[آیات]] بر [[حلیت]] همه تصرفات جز آنچه به دلیل خاص خارج شده است، دلالت دارند.<ref>المیزان، ج ۱، ص ۴۱۸؛ زبدة البیان، ص ۳۶۴ - ۳۶۵.</ref> به دیده برخی، اولاً این آیات به [[خوردنی‌ها]] اختصاص دارند و دیگر اشیا و [[افعال]] را شامل نمی‌شوند <ref>زبدة الاصول، ج ۳، ص ۱۹۱.</ref> و ثانیا در [[مقام]] بیان امر به خوردن و بهره گرفتن از چیز حلال و طیب‌اند؛ در مقابل چیز [[حرام]] و [[خبیث]]؛ ضمن اینکه "من" در "آیه" برای [[تبعیض]] است، از این رو همه [[کارها]] و اشیا را دربرنمی‌گیرد.<ref>الکشاف، ج ۱، ص ۳۲۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص ۷۲.</ref>
#آیه {{متن قرآن|قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: چه کسی زیوری را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزی‌های پاکیزه را، حرام کرده است؟ بگو: آن (ها) در زندگی این جهان برای کسانی است که ایمان آورده‌اند، در روز رستخیز (نیز) ویژه (ی مؤمنان) است؛ این چنین ما آیات خود را برای گروهی که دانشورند روشن می‌داریم» سوره اعراف، آیه ۳۲.</ref> که در آن کسانی [[نکوهش]] شده‌اند که خودسرانه حلال‌های الهی را حرام می‌کنند<ref>زبدة البیان، ص ۷۲؛ بحارالانوار، ج ۶۲، ص ۱۲۵.</ref>؛ با این بیان که براساس [[آیه]] مذکور همه اشیا و امور حلال‌اند، مگر دلیلی بر [[حرمت]] آنها دلالت کند.<ref> احکام القرآن، ج ۱، ص ۳۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص ۱۳۳.</ref> به سخن دیگر، [[آیه تحریم]] خودسرانه اشیا را [[انکار]] می‌کند و با [[نفی]] حرمت، [[حلیت]] آنها [[ثابت]] می‌شود.<ref>المحصول، ج ۶، ص ۱۰۲ - ۱۰۳.</ref> [[استدلال]] به این آیه [[نادرست]] است، زیرا آیه حداکثر بر اصل حلیت در خصوص [[رزق]] [[طیب]] و زینت‌ها دلالت دارد و همه امور را دربرنمی‌گیرد.
# آیاتی که [[محرّمات الهی]] را برشمرده‌اند؛ مانند "قُل لا اَجِدُ فی ما اوحِیَ اِلَیَّ مُحَرَّمـًا عَلی طاعِمٍ یطعَمُهُ اِلاّ اَن یکونَ مَیتَةً اَو دَمـًامَسفوحـًا اَو لَحمَ خِنزیرٍ.".. (انعام / ۶، ۱۴۵)، "قُل اِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الفَوحِشَ ماظَهَرَ مِنها ومابَطَنَ" ([[اعراف]] / ۷، ۳۳) و "قُل تَعالَوا اَتلُ ما حَرَّمَ رَبُّکُم عَلَیکُم اَلاّ تُشرِکوا بِهِ شیـ ٔ ًا.".. (انعام / ۶، ۱۵۱)؛ با این توضیح که در این آیات، امور حرام منحصر در موارد یاد شده‌اند، از این رو هر شی‌ء یا عملی دیگر حلال است.<ref>اضواء البیان، ج ۷، ص ۴۹۵؛ اصول السرخسی، ج ۲، ص ۱۲۰.</ref> [[امام باقر]]{{ع}} نیز با استناد به آیه ۱۴۵ انعام / ۶ گوشت الاغ را حلال شمرد و سپس علت [[نهی]] [[پیامبر]]{{صل}} از خوردن گوشت آن را استفاده از سواری این حیوان در آن [[زمان]] دانست؛<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۶۳؛ وسائل الشیعه، ج ۲۴، ص ۱۱۹.</ref> نیز در [[حدیثی]] با اشاره به علت یادشده درباره الاغ، گوشت آن [[حلال]] شمرده و سپس [[حرام]]، تنها اموری دانسته شده که در [[قرآن]] بیان گردیده است.<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص ۵۶۳؛ وسائل الشیعه، ج ۲۴، ص ۱۱۹ - ۱۲۰.</ref> در احادیثی دیگر نیز با استناد به [[آیه]] مذکور، برخی از آبزیان دریا حلال شمرده شده‌اند.<ref>الاستبصار، ج ۴، ص ۶۰؛ تهذیب، ج ۹، ص ۶.</ref>
#آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِنْ تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْهَا وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! از چیزهایی مپرسید که چون برای شما آشکار گردانند به اندوهتان می‌افکند و اگر هنگامی که قرآن فرو فرستاده می‌شود از آنها بپرسید برای شما روشن می‌شود؛ خداوند از آن (پرسش) ها در گذشت؛ و خداوند آمرزنده‌ای بردبار است» سوره مائده، آیه ۱۰۱.</ref> که [[مؤمنان]] را از [[پرسش]] درباره اموری که برای آنان بیان نشده‌اند [[نهی]] کرده و از [[عفو]] این امور از سوی [[خدا]] سخن گفته است. با این بیان که هرچیزی که حکمش در [[قرآن]] و [[سنت]] نیامده است، [[حلال]] است.<ref>الاحکام، ج ۵، ص ۶۳۲.</ref> در [[شأن نزول]] آیه گفته شده است که پس از [[نزول آیه]] [[حج]]، برخی [[مسلمانان]] چند بار از [[پیامبر]]{{صل}} پرسیدند که آیا این [[تکلیف]] را باید هر ساله انجام دهند که آیه مذکور نازل شد و ضمن نهی آنان از سؤال، آنچه را خدا بیان نکرده است، بخشیده شده شمرد.<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص ۴۲۸ - ۴۲۹؛ فقه القرآن، ج ۱، ص ۲۷۰؛ جامع البیان، ج ۷، ص ۱۱۱.</ref> [[روایات]] دیگری نیز به همین مضمون از پیامبر{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} هست؛ مثلاً [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود که خدا اموری را [[واجب]] و [[حرام]] و اموری را نیز رها کرده است و بیان نکردن [[حکم]] این امور، نه به جهت [[فراموشی]]، رحمتی از خدا بر [[انسان‌ها]] بوده است، پس در این موارد نپرسید.<ref>المستدرک، ج ۴، ص ۱۱۵؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱، ص ۳۳۰.</ref>[[علی]]{{ع}} نیز فرمود در مواردی که [[خدا]] [[سکوت]] کرده است، خود را به [[زحمت]] نیندازید.<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۵۳؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱، ص ۱۶.</ref><ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله "حلیت"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>
# آیاتی که در آنها [[کیفر]] [[انسان‌ها]] به [[فرستادن رسولان]] وابسته شده است؛<ref>عده‌الاصول، ج ۲، ص ۷۴۵ - ۷۴۶؛ البدعة مفهومها، ص ۸۴.</ref> مانند "وما کُنّا مُعَذِّبینَ حَتّی نَبعَثَ رَسولا" ([[اسراء]] / ۱۷، ۱۵؛ نیز [[نساء]] / ۴، ۱۵۳؛ [[قصص]] / ۲۸، ۵۹)؛ با این توضیح که فرستادن رسولان، کنایه از [[ابلاغ]] و [[بیان احکام]] [[الهی]] است، از این رو آنجا که بیان و حکمی از [[خدا]] نرسیده است، ارتکاب آن کیفر ندارد، در نتیجه هرچه به [[حرمت]] آن تصریح نشده است، جایز و حلال است،<ref>البدعة، مفهومها، ص ۸۴.</ref> بنابراین اصل در هر چیز پس از تفحص و نیافتن دلیل بر حرمت، [[حلیت]] است.<ref>البدعة مفهومها، ص ۸۴ - ۸۵.</ref> برخی گفته‌اند: امور بسیاری هست که [[وجوب]] و حرمت آنها با [[عقل]] درک‌پذیر است، از این‌رو [[آیات]] یاد شده بر ادعای مذکور دلالت ندارند و نمی‌توان بر اساس آنها حلیت همه اشیا و امور را [[ثابت]] کرد.<ref>عدة الاصول، ج ۲، ص ۷۴۶.</ref> بعضی نیز معتقدند مراد آیه ۱۵ اسراء / ۱۷ [[عذاب]] [[دنیایی]] [[استیصال]] است؛ نه کیفر و [[عقاب]] [[آخرتی]]،<ref>مجمع البیان، ج ۶، ص ۲۳۱؛ المیزان، ج ۱۳، ص ۵۷.</ref> از این‌رو به بحث حلیت همه امور و عدم کیفر آخرتی در صورت ارتکاب امور مشکوک، ربط ندارد.
#آیه ۳۲ [[اعراف]] / ۷ که در آن کسانی [[نکوهش]] شده‌اند که خودسرانه حلال‌های الهی را حرام می‌کنند: "قُل مَن حَرَّمَ زینَةَ اللّهِ الَّتی اَخرَجَ لِعِبادِهِ والطَّیبـتِ مِنَ الرِّزقِ"<ref>زبدة البیان، ص ۷۲؛ بحارالانوار، ج ۶۲، ص ۱۲۵.</ref>؛ با این بیان که براساس [[آیه]] مذکور همه اشیا و امور حلال‌اند، مگر دلیلی بر [[حرمت]] آنها دلالت کند.<ref> احکام القرآن، ج ۱، ص ۳۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۴، ص ۱۳۳.</ref> به سخن دیگر، [[آیه تحریم]] خودسرانه اشیا را [[انکار]] می‌کند و با [[نفی]] حرمت، [[حلیت]] آنها [[ثابت]] می‌شود.<ref>المحصول، ج ۶، ص ۱۰۲ - ۱۰۳.</ref> [[استدلال]] به این آیه [[نادرست]] است، زیرا آیه حداکثر بر اصل حلیت در خصوص [[رزق]] [[طیب]] و زینت‌ها دلالت دارد و همه امور را دربرنمی‌گیرد.
# آیه ۱۰۱ [[مائده]] / ۵ که [[مؤمنان]] را از [[پرسش]] درباره اموری که برای آنان بیان نشده‌اند [[نهی]] کرده و از [[عفو]] این امور از سوی [[خدا]] سخن گفته است: "یـاَیهَا الَّذینَ ءامَنوا لا تَسـ ٔ لوا عَن اَشیاءَ اِن تُبدَ لَکُم تَسُؤکُم... عَفَا اللّهُ عَنها واللّهُ غَفورٌ [[حَلیم]]"؛ با این بیان که هرچیزی که حکمش در [[قرآن]] و [[سنت]] نیامده است، [[حلال]] است.<ref>الاحکام، ج ۵، ص ۶۳۲.</ref> در [[شأن نزول]] آیه گفته شده است که پس از [[نزول آیه]] [[حج]]، برخی [[مسلمانان]] چند بار از [[پیامبر]]{{صل}} پرسیدند که آیا این [[تکلیف]] را باید هر ساله انجام دهند که آیه مذکور نازل شد و ضمن نهی آنان از سؤال، آنچه را خدا بیان نکرده است، بخشیده شده شمرد.<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص ۴۲۸ - ۴۲۹؛ فقه القرآن، ج ۱، ص ۲۷۰؛ جامع البیان، ج ۷، ص ۱۱۱.</ref> [[روایات]] دیگری نیز به همین مضمون از پیامبر{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} هست؛ مثلاً [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود که خدا اموری را [[واجب]] و [[حرام]] و اموری را نیز رها کرده است و بیان نکردن [[حکم]] این امور، نه به جهت [[فراموشی]]، رحمتی از خدا بر [[انسان‌ها]] بوده است، پس در این موارد نپرسید.<ref>المستدرک، ج ۴، ص ۱۱۵؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱، ص ۳۳۰.</ref>[[علی]]{{ع}} نیز فرمود در مواردی که [[خدا]] [[سکوت]] کرده است، خود را به [[زحمت]] نیندازید.<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۵۳؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱، ص ۱۶.</ref><ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[حلیت (مقاله)|مقاله "حلیت"]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۱ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۱.</ref>


===[[روایات]] و [[اجماع]]===
===[[روایات]] و [[اجماع]]===
۱۱۵٬۳۰۶

ویرایش