آزادی در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'راه' به 'راه'
جز (جایگزینی متن - 'راه' به 'راه')
خط ۶۷: خط ۶۷:
*منظور از این کلید واژه تمام تعالیمی است که به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم به [[مدارا]] و عدم [[اجبار]] در [[دین]] و [[نفی]] سیطره‌گری [[دینی]] تأکید شده و محدوده [[پیام]] [[رسول]] را [[تبلیغ]] و تبیین و [[تشویق]] و [[انذار]] می‌داند و به صراحت از [[پیامبر]] خواسته شده که زمینه [[انتخاب]] و [[اختیار]] دیگران را فراهم کند و نه اینکه [[اجبار]] و چیره‌گری کند<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۳۶.</ref>.
*منظور از این کلید واژه تمام تعالیمی است که به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم به [[مدارا]] و عدم [[اجبار]] در [[دین]] و [[نفی]] سیطره‌گری [[دینی]] تأکید شده و محدوده [[پیام]] [[رسول]] را [[تبلیغ]] و تبیین و [[تشویق]] و [[انذار]] می‌داند و به صراحت از [[پیامبر]] خواسته شده که زمینه [[انتخاب]] و [[اختیار]] دیگران را فراهم کند و نه اینکه [[اجبار]] و چیره‌گری کند<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۳۶.</ref>.
* [[آزادی]]، [[آزادگی]]، [[آزادمردی]] و [[آزادمنشی]]، واژه‌های مترادفی برای [[رهایی]] [[انسان]] از بندهای [[شهوت]] و [[خوی‌های پست]] و [[رذیلت‌های نفسانی]] هستند. [[آزادگی]] [[آدمی]] گوهری است در وجود او که به کمک آن توانسته خود را از اسارت‌های [[دنیوی]] برهاند. [[انسان]] [[آزاده]] از دنیای فانی و نکوهیده رهیده و خود را به قله‌های انسانیّت نزدیک کرده است. [[آزادگی]] از جمله کمالاتی است که زمینه بروز دیگر [[کمالات]] را در [[آدمی]] به‌وجود می‌آورد. از این‌رو [[انسان‌ها]] باید مرتبه‌ای از [[آزادگی]] را در خود به وجود‌ آورند و موجبات [[رشد]] و تعالی آن را در خود فراهم کنند. [[امام]]{{ع}} [[برترین]] [[پرستش]] را [[پرستش]] آزادگان بیان می‌کند، چنان‌که درباره [[پرستش]] [[خدا]] می‌فرماید: "ای [[خدا]]، تو را نه به‌دلیل [[ترس]] از [[کیفر]] و نه به [[طمع]] [[بهشت]] پرستیدم، بلکه تنها از این‌رو پرستیدم که تو [[شایسته]] پرستشی. تنها کسی که دارای [[روح]] آزاداندیش و رسته از [[اسارت]] شهوت‌هاست، می‌تواند چنین [[روح]] پرستنده‌ای داشته باشد. از این‌رو فرمود: اگر [[خداوند]] به سبب نافرمانی‌اش، [[مردم]] را [[بیم]] نمی‌داد باز هم فرمان‌برداری‌اش [[واجب]] بود تا [[سپاس]] نعمتش را بگزارند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۸۲، {{متن حدیث|لَوْ لَمْ یَتَوَعَّدِ اللَّهُ [سُبْحَانَهُ‏] عَلَی مَعْصِیَتِهِ لَکَانَ یَجِبُ أَلَّا یُعْصَی شُکْراً لِنِعَمِه‏}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۴۸- ۴۹.</ref>.
* [[آزادی]]، [[آزادگی]]، [[آزادمردی]] و [[آزادمنشی]]، واژه‌های مترادفی برای [[رهایی]] [[انسان]] از بندهای [[شهوت]] و [[خوی‌های پست]] و [[رذیلت‌های نفسانی]] هستند. [[آزادگی]] [[آدمی]] گوهری است در وجود او که به کمک آن توانسته خود را از اسارت‌های [[دنیوی]] برهاند. [[انسان]] [[آزاده]] از دنیای فانی و نکوهیده رهیده و خود را به قله‌های انسانیّت نزدیک کرده است. [[آزادگی]] از جمله کمالاتی است که زمینه بروز دیگر [[کمالات]] را در [[آدمی]] به‌وجود می‌آورد. از این‌رو [[انسان‌ها]] باید مرتبه‌ای از [[آزادگی]] را در خود به وجود‌ آورند و موجبات [[رشد]] و تعالی آن را در خود فراهم کنند. [[امام]]{{ع}} [[برترین]] [[پرستش]] را [[پرستش]] آزادگان بیان می‌کند، چنان‌که درباره [[پرستش]] [[خدا]] می‌فرماید: "ای [[خدا]]، تو را نه به‌دلیل [[ترس]] از [[کیفر]] و نه به [[طمع]] [[بهشت]] پرستیدم، بلکه تنها از این‌رو پرستیدم که تو [[شایسته]] پرستشی. تنها کسی که دارای [[روح]] آزاداندیش و رسته از [[اسارت]] شهوت‌هاست، می‌تواند چنین [[روح]] پرستنده‌ای داشته باشد. از این‌رو فرمود: اگر [[خداوند]] به سبب نافرمانی‌اش، [[مردم]] را [[بیم]] نمی‌داد باز هم فرمان‌برداری‌اش [[واجب]] بود تا [[سپاس]] نعمتش را بگزارند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۸۲، {{متن حدیث|لَوْ لَمْ یَتَوَعَّدِ اللَّهُ [سُبْحَانَهُ‏] عَلَی مَعْصِیَتِهِ لَکَانَ یَجِبُ أَلَّا یُعْصَی شُکْراً لِنِعَمِه‏}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۴۸- ۴۹.</ref>.
* [[راه]] [[رسیدن به کمال]] [[آزادی]] و [[آزادگی]]، [[رهایی]] از غیر [[خدا]] و تن به [[بندگی]] او دادن است و اگر [[آدمی]] تن به این امر ندهد، [[موهبت]] [[آزادی]] و [[آزادگی]] را از دست خواهد داد. هر که شرایط [[بندگی]] را فراهم کند، [[اهل]] [[آزادی]] و [[آزادگی]] می‌شود و هر که [[آزادی]] را در وجود خود [[استوار]] نکند، به [[بردگی]] کشانده خواهد شد. از این‌رو به [[فرزند]] خویش سفارش می‌کند که [[بنده]] کس مباش که [[خدا]] تو را [[آزاد]] آفرید<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱، {{متن حدیث|وَ لَا تَکُنْ عَبْدَ غَیْرِکَ وَ قَدْ جَعَلَکَ اللَّهُ حُرّاً }}</ref> و [[دلیل]] [[رسالت پیامبر]] را این گونه بیان می‌دارد: پس [[خدا]] [[محمد|محمّد]]{{صل}} را به‌راستی برانگیخت تا بندگانش را از [[پرستش]] [[بت‌ها]] برون آرد، به [[عبادت]] او وادارد، از [[پیروی]] از [[شیطان]] برهاند و به [[اطاعت خدا]] کشاند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۷، {{متن حدیث| فَبَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً{{صل}} بِالْحَقِّ لِیُخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ إِلَی عِبَادَتِهِ وَ مِنْ طَاعَةِ الشَّیْطَانِ إِلَی طَاعَتِه‏}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۴۹.</ref>.
* راه [[رسیدن به کمال]] [[آزادی]] و [[آزادگی]]، [[رهایی]] از غیر [[خدا]] و تن به [[بندگی]] او دادن است و اگر [[آدمی]] تن به این امر ندهد، [[موهبت]] [[آزادی]] و [[آزادگی]] را از دست خواهد داد. هر که شرایط [[بندگی]] را فراهم کند، [[اهل]] [[آزادی]] و [[آزادگی]] می‌شود و هر که [[آزادی]] را در وجود خود [[استوار]] نکند، به [[بردگی]] کشانده خواهد شد. از این‌رو به [[فرزند]] خویش سفارش می‌کند که [[بنده]] کس مباش که [[خدا]] تو را [[آزاد]] آفرید<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱، {{متن حدیث|وَ لَا تَکُنْ عَبْدَ غَیْرِکَ وَ قَدْ جَعَلَکَ اللَّهُ حُرّاً }}</ref> و [[دلیل]] [[رسالت پیامبر]] را این گونه بیان می‌دارد: پس [[خدا]] [[محمد|محمّد]]{{صل}} را به‌راستی برانگیخت تا بندگانش را از [[پرستش]] [[بت‌ها]] برون آرد، به [[عبادت]] او وادارد، از [[پیروی]] از [[شیطان]] برهاند و به [[اطاعت خدا]] کشاند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۷، {{متن حدیث| فَبَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً{{صل}} بِالْحَقِّ لِیُخْرِجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ إِلَی عِبَادَتِهِ وَ مِنْ طَاعَةِ الشَّیْطَانِ إِلَی طَاعَتِه‏}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۴۹.</ref>.
* [[امام]]{{ع}} در [[مقام]] [[خلیفه]] و [[والی]] نیز [[مردمان]] را به‌سوی [[آزادی]] و [[آزادگی]] [[هدایت]] می‌کند، چنان‌که در نخستین [[خطبه]] [[حکومتی]] خود، تمام [[فرزندان آدم]] را "[[آزاد]] [[آفریده]] شده" می‌داند و در سفارش‌های خود، [[مردمان]] را به [[آزادی]] از قید و بندهای دست‌و‌پاگیر [[دنیا]] فرامی‌خواند: آیا آزاده‌ای نیست که این ته‌مانده بی‌ارزش را به اهلش واگذارَد و خود را [[اسیر]] [[دنیا]] نکند؟! به‌هوش باشید که [[ارزش]] شما تنها [[بهشت]] است، پس خود را جز بدان مفروشید<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۴۸</ref>. [[انسان‌ها]] اگر بتوانند آزادانه این خرده‌طعام برجای مانده از [[دنیا]] را به کنار نهند و آن را برای [[اهل]] [[دنیا]] واگذارند، از [[پستی]] رها و به انسان‌هایی [[وارسته]] و [[آزاد]] تبدیل خواهند شد. از این‌رو در [[کلامی]] می‌فرماید "سبک‌بار شوید تا برسید"<ref>نک: نهج البلاغه؛ خطبه ۲۱، {{متن حدیث|تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا}}</ref>. [[انسانی]] می‌تواند سبک‌بار باشد که [[دل]] از [[تعلقات دنیوی]] برچیده و به [[مقام]] [[آزادگی]] رسیده باشد. چنین [[انسانی]] در هر شرایطی [[آزاده]] است، هر چند در [[رنج]] و [[محنت]] گرفتار شود. [[انسان]] [[آزاده]] می‌تواند در سایه صفت [[آزادگی]] واجد خصوصیات [[نیکو]] شود<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۴۹.</ref>.
* [[امام]]{{ع}} در [[مقام]] [[خلیفه]] و [[والی]] نیز [[مردمان]] را به‌سوی [[آزادی]] و [[آزادگی]] [[هدایت]] می‌کند، چنان‌که در نخستین [[خطبه]] [[حکومتی]] خود، تمام [[فرزندان آدم]] را "[[آزاد]] [[آفریده]] شده" می‌داند و در سفارش‌های خود، [[مردمان]] را به [[آزادی]] از قید و بندهای دست‌و‌پاگیر [[دنیا]] فرامی‌خواند: آیا آزاده‌ای نیست که این ته‌مانده بی‌ارزش را به اهلش واگذارَد و خود را [[اسیر]] [[دنیا]] نکند؟! به‌هوش باشید که [[ارزش]] شما تنها [[بهشت]] است، پس خود را جز بدان مفروشید<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۴۸</ref>. [[انسان‌ها]] اگر بتوانند آزادانه این خرده‌طعام برجای مانده از [[دنیا]] را به کنار نهند و آن را برای [[اهل]] [[دنیا]] واگذارند، از [[پستی]] رها و به انسان‌هایی [[وارسته]] و [[آزاد]] تبدیل خواهند شد. از این‌رو در [[کلامی]] می‌فرماید "سبک‌بار شوید تا برسید"<ref>نک: نهج البلاغه؛ خطبه ۲۱، {{متن حدیث|تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا}}</ref>. [[انسانی]] می‌تواند سبک‌بار باشد که [[دل]] از [[تعلقات دنیوی]] برچیده و به [[مقام]] [[آزادگی]] رسیده باشد. چنین [[انسانی]] در هر شرایطی [[آزاده]] است، هر چند در [[رنج]] و [[محنت]] گرفتار شود. [[انسان]] [[آزاده]] می‌تواند در سایه صفت [[آزادگی]] واجد خصوصیات [[نیکو]] شود<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۴۹.</ref>.


خط ۱۱۸: خط ۱۱۸:
#{{متن قرآن|وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ}}<ref>«و بگو که این (قرآن) راستین و از سوی پروردگار شماست، هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند» سوره کهف، آیه ۲۹.</ref>.
#{{متن قرآن|وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ}}<ref>«و بگو که این (قرآن) راستین و از سوی پروردگار شماست، هر که خواهد ایمان آورد و هر که خواهد کفر پیشه کند» سوره کهف، آیه ۲۹.</ref>.
#{{متن قرآن|نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ}}<ref>«ما به آنچه می‌گویند داناتریم و تو بر آنان چیره نیستی از این روی هر کس را که از وعده عذاب من می‌هراسد با قرآن پند بده!» سوره ق، آیه ۴۵.</ref>. این [[آیه]] گویای این [[حقیقت]] است که [[پیامبر]]{{صل}} اجازه ندارد کسی را مجبور به [[ایمان آوردن]] کند و با [[قهر]] و [[اجبار]] [[مردم]] را به [[اسلام]] بکشاند، بلکه [[وظیفه]] او [[ابلاغ]] و [[دعوت]] به [[حق]] است.
#{{متن قرآن|نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ}}<ref>«ما به آنچه می‌گویند داناتریم و تو بر آنان چیره نیستی از این روی هر کس را که از وعده عذاب من می‌هراسد با قرآن پند بده!» سوره ق، آیه ۴۵.</ref>. این [[آیه]] گویای این [[حقیقت]] است که [[پیامبر]]{{صل}} اجازه ندارد کسی را مجبور به [[ایمان آوردن]] کند و با [[قهر]] و [[اجبار]] [[مردم]] را به [[اسلام]] بکشاند، بلکه [[وظیفه]] او [[ابلاغ]] و [[دعوت]] به [[حق]] است.
#{{متن قرآن|فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ * لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ}}<ref>«پس پند بده که تنها تو پند دهنده‌ای * تو بر آنان چیره نیستی» سوره غاشیه، آیه ۲۱-۲۲.</ref>. این [[آیه]] به تصریح، گوشزد می‌کند که [[پیامبر]]{{صل}} [[حق]] [[سلطه]] و [[زورگویی]] ندارد؛ زیرا [[راه]] [[کمال انسانی]] در صورتی پیموده می‌شود که هرکس با میل و [[اراده]] و [[اختیار]] خود، آن را بپیماید.
#{{متن قرآن|فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ * لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ}}<ref>«پس پند بده که تنها تو پند دهنده‌ای * تو بر آنان چیره نیستی» سوره غاشیه، آیه ۲۱-۲۲.</ref>. این [[آیه]] به تصریح، گوشزد می‌کند که [[پیامبر]]{{صل}} [[حق]] [[سلطه]] و [[زورگویی]] ندارد؛ زیرا راه [[کمال انسانی]] در صورتی پیموده می‌شود که هرکس با میل و [[اراده]] و [[اختیار]] خود، آن را بپیماید.
#{{متن قرآن|لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}}<ref>«خداوند شما را از نیکی ورزیدن و دادگری با آنان که با شما در کار دین جنگ نکرده‌اند و شما را از خانه‌هایتان بیرون نرانده‌اند باز نمی‌دارد؛ بی‌گمان خداوند دادگران را دوست می‌دارد» سوره ممتحنه، آیه ۸.</ref>؛‌این [[آیه]] بیانگر [[آزادی]] [[عقیده]]، رعایت حال [[انسان‌ها]] و [[احترام]] به آنان با همه [[عقاید]] گوناگونشان است.
#{{متن قرآن|لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}}<ref>«خداوند شما را از نیکی ورزیدن و دادگری با آنان که با شما در کار دین جنگ نکرده‌اند و شما را از خانه‌هایتان بیرون نرانده‌اند باز نمی‌دارد؛ بی‌گمان خداوند دادگران را دوست می‌دارد» سوره ممتحنه، آیه ۸.</ref>؛‌این [[آیه]] بیانگر [[آزادی]] [[عقیده]]، رعایت حال [[انسان‌ها]] و [[احترام]] به آنان با همه [[عقاید]] گوناگونشان است.
#{{متن قرآن|وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست به او پناه ده تا کلام خداوند را بشنود سپس او را به پناهگاه وی برسان؛ این بدان روست که اینان گروهی نادانند» سوره توبه، آیه ۶.</ref>. از این [[آیه]] به خوبی استفاده می‌شود که: [[راه]] تحقیق برای هر کسی از جمله [[مشرکان]]، باز است و هر صاحب عقیده‌ای [[حق]] دارد [[راه]] تحقیق را بپوید و کسی که درصدد تحقیق و تحّری [[حقیقت]] است با هر [[عقیده]] و آرمانی که باشد باید زمینه تحقیق آزادانه را برای او فراهم ساخت. در طول مدت تحقیق، علاوه بر دادن [[آزادی]] کامل به او باید [[امنیت]] او را نیز تضمین نمود. بعد از تحقیق، نتیجه آن هر چه باشد محترم است و کسی [[حق]] دخالت در کار او و [[تحمیل]] نظر بر او را ندارد؛ زیرا آنچه را یافته بر اساس کوشش و [[اجتهاد]] خویش به دست آورده است. باید زمینه و بستر مناسب را برای اظهار نظر [[مخالفان]]، اگر چه [[منحرف]] و [[مشرک]] باشند، فراهم کرد تا آنان با دریافت جواب‌های قانع کننده از دیگران و [[آگاهی]] از [[حق]] و [[حقیقت]]، [[راه]] درست را از [[نادرست]] بازشناسند.
#{{متن قرآن|وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست به او پناه ده تا کلام خداوند را بشنود سپس او را به پناهگاه وی برسان؛ این بدان روست که اینان گروهی نادانند» سوره توبه، آیه ۶.</ref>. از این [[آیه]] به خوبی استفاده می‌شود که: راه تحقیق برای هر کسی از جمله [[مشرکان]]، باز است و هر صاحب عقیده‌ای [[حق]] دارد راه تحقیق را بپوید و کسی که درصدد تحقیق و تحّری [[حقیقت]] است با هر [[عقیده]] و آرمانی که باشد باید زمینه تحقیق آزادانه را برای او فراهم ساخت. در طول مدت تحقیق، علاوه بر دادن [[آزادی]] کامل به او باید [[امنیت]] او را نیز تضمین نمود. بعد از تحقیق، نتیجه آن هر چه باشد محترم است و کسی [[حق]] دخالت در کار او و [[تحمیل]] نظر بر او را ندارد؛ زیرا آنچه را یافته بر اساس کوشش و [[اجتهاد]] خویش به دست آورده است. باید زمینه و بستر مناسب را برای اظهار نظر [[مخالفان]]، اگر چه [[منحرف]] و [[مشرک]] باشند، فراهم کرد تا آنان با دریافت جواب‌های قانع کننده از دیگران و [[آگاهی]] از [[حق]] و [[حقیقت]]، راه درست را از [[نادرست]] بازشناسند.
*[[آموزه‌های قرآنی]] به ما می‌آموزد که [[آزادی]] واقعی در پرتو "[[خداباوری]]" و [[گرایش]] به [[خالق]] هستی است؛ زیرا در عرصه [[آزادی]]، [[انسان]] بی‌خدا تکیه‌گاهی ندارد، [[رسالت]] اصلی [[پیامبران]]، [[آزاد]] کردن [[انسان‌ها]] از [[شرک]]، [[خرافه]]، [[نادانی]]، نفس [[سرکش]]، [[زورگویان]]، زرمداران و تزویرپیشگان بوده است.<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[آزادی - کوشا (مقاله)|مقاله «آزادی»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۴۳-۴۵.</ref>
*[[آموزه‌های قرآنی]] به ما می‌آموزد که [[آزادی]] واقعی در پرتو "[[خداباوری]]" و [[گرایش]] به [[خالق]] هستی است؛ زیرا در عرصه [[آزادی]]، [[انسان]] بی‌خدا تکیه‌گاهی ندارد، [[رسالت]] اصلی [[پیامبران]]، [[آزاد]] کردن [[انسان‌ها]] از [[شرک]]، [[خرافه]]، [[نادانی]]، نفس [[سرکش]]، [[زورگویان]]، زرمداران و تزویرپیشگان بوده است.<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[آزادی - کوشا (مقاله)|مقاله «آزادی»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۴۳-۴۵.</ref>


۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش