←ادله لزوم اطاعت از امام
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
==[[ادله]] [[لزوم]] [[اطاعت از امام]]== | ==[[ادله]] [[لزوم]] [[اطاعت از امام]]== | ||
[[امام]] شخصیتی است که [[اطاعت]] و پیروی از او بر اساس ادله عقلی و نقلی بر همگان واجب است. بر این اساس ادله لزوم [[اطاعت از امام]] به دو بخش تقسیم می گردد: | [[امام]] شخصیتی است که [[اطاعت]] و پیروی از او بر اساس ادله عقلی و نقلی بر همگان واجب است. بر این اساس ادله لزوم [[اطاعت از امام]] به دو بخش تقسیم می گردد: | ||
===[[ | |||
===[[ادله نقلی]]=== | |||
# '''[[قرآن]]''': [[قرآن کریم]] در کنار امر به [[اطاعت از خدا]] و [[پیامبر]]، به [[اطاعت از اولی الأمر]] ([[ائمه معصومین]]) [[فرمان]] میدهد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>. البته درباره مصداق [[اولی الأمر]] میان [[اهل سنت]] و [[شیعه]] [[اختلاف]] وجود دارد. [[مفسّران]] اهل سنت آن را بر مصادیق گوناگونی مانند اصحاب پیامبر، [[خلفای راشدین]]، [[اهل]] [[علم]] و [[فقه]]، [[فرماندهان]] [[جنگی]]، [[والیان]] و [[حاکمان]] و [[اهل حل و عقد]]<ref>جمعی از نخبگان جامعه اسلامی یا به تعبیر دیگرعدهای از افراد تاثیرگذار و عالمان به شریعت که دارای دارای سه شرط عدالت، دانش کافی و رأی و تدبیر هستند.</ref> [[تطبیق]] کردهاند<ref>جامعالبیان، مج۴، ج۵، ص۲۰۴ـ۲۰۸؛ التفسیرالکبیر، ج۱۰، ص۱۴۴ـ۱۴۵.</ref>، امّا بیشتر [[مفسران شیعه]]، آن را [[امامان دوازدهگانه]] دانستهاند، زیرا [[وجوب اطاعت]] مطلق، مانند اطاعت از خدا و [[رسول]]، در صورتی پذیرفتنی است که فرد از [[خطا]] مصون باشد و هرگز بهکار خطا و [[زشت]] فرمان ندهد و چنین ویژگی را در [[امیران]] یا [[عالمان]] یا دیگران نمیتوان یافت، بنابراین، [[اولیالامر]] به امامان دوازدهگانه اختصاص دارد<ref>مجمعالبیان، ج۳، ص۱۰۰؛ نورالثقلین، ج۱، ص۴۹۷ـ۵۰۵؛ المیزان، ج۴، ص۳۸۸ـ۳۹۸، ۴۰۸ـ۴۱۲.</ref>. این مطلب در [[روایات]] فراوانی نیز مورد [[تأیید]] قرار گرفته است؛ [[امام باقر]]{{ع}} دربارۀ [[آیه اولی الامر]] میفرماید: «این [[آیه]] در [[شأن]] [[علی]] و ائمه معصومین نازل شده، خداوند آنها را در جایگاه [[پیامبران]] قرار داده است»<ref>«هی فی علیّ و فی الأئمّة، جعلهم اللّه مواضع الأنبیاء»، موسوعة الامام علی بن ابی طالب، ج۲ ص۱۷۱ به نقل از تفسیر عیاشی.</ref>.<ref>ر.ک: جعفرپیشه فرد، مصطفی، اطاعت، دائرةالمعارف قرآن کریم، ص۵۲۷ ـ ۵۳۵؛ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۱۰۸؛ زهادت، عبدالمجید، معارف و عقاید ۵ ص ۱۲۵-۱۲۹؛ مقامی، مهدی، وظایف امت نسبت به قرآن و عترت، ص ۹۷؛ ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی ج۱، ص۹۴؛ عیسیزاده، عیسی، تفسیر «اولی الامر» در آیه اطاعت و پاسخگویی به اشکالات مخالفان در المیزان، مجله معرفت، آذر ۱۳۹۴، ش۲۱۶ (از صفحه ۱۱ تا ۲۴)؛ فقیهی، علی، مقاله حدود اطاعت از امام{{ع}} و فقیه با رویکردی به آرای امام خمینی؛ سعیدیانفر و ایازی، فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم، ج۱، ص۱۶۳-۱۷۰.</ref> | |||
# '''[[روایات]]''': در روایات بسیاری، از [[امام]] با عنوان «[[مفترض الطاعه]]» یاد شده، یعنی کسی که [[اطاعت]] از او [[واجب]] است، از جمله روایتی که در [[کافی]] [[نقل]] شده است: {{متن حدیث|أَشْهَدُ أَنَّ عَلِیّاً إِمَامٌ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَه وَ أَنَّ الْحَسَنَ إِمَامٌ فَرَضَ اللَّهُ طَاعَتَه...}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۱۸۶.</ref>. [[امام رضا]]{{ع}} [[واجب الاطاعه]] بودن را یکی از [[ویژگیهای امام]] میداند<ref>{{متن حدیث|وَ الْإِمَامُ عَالِمٌ لَا یَجْهَل.... عَالِمٌ بِالسِّیَاسَةِ مَفْرُوضُ الطَّاعَةِ قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ}}؛ الکافی، ج۱، ص۵۰۰؛ الغیبة، نعمانی، ص۲۲۲؛ الأمالی، صدوق، ص۶۷۹؛ عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۲۲۱؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۶۸۰؛ معانی الأخبار، ص۱۰۰.</ref>. طبق روایتی که ایشان از پدرانشان از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل کردهاند، [[اطاعت از ائمه]]{{ع}}، [[اطاعت از خداوند]] بوده و [[نافرمانی]] از آنان، نافرمانی از [[خداوند]] است<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْأَئِمَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ{{ع}}مَنْ أَطَاعَهُمْ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُمْ فَقَدْ عَصَی اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ هُمُ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَی وَ هُمُ الْوَسِیلَةُ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ}}؛ عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۵۸.</ref>. از [[امام باقر]]{{ع}} پرسیده شد، [[حقّ]] امام بر [[مردم]] چیست؟ فرمودند: «حقّ امام بر مردم آن است که به سخنان او گوش فرا دهند و از او اطاعت کنند»<ref> {{متن حدیث|مَا حَقُّ الْإِمَامِ عَلَی النَّاسِ قَالَ حَقُّهُ عَلَیْهِمْ أَنْ یَسْمَعُوا لَهُ وَ یُطِیعُوا}}؛ کافی، ج۱، ص۴۰۵.</ref>. [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نیز میفرمایند: «یکی از [[حقوق]] من بر گردن شما [[اطاعت]] از من است»<ref>{{متن حدیث|وَ أَمَّا حَقِّی عَلَیْکُمْ... وَ الطَّاعَةُ حِینَ آمُرُکُم}}؛ بحارالأنوار، ج۳۴، ص۴۸.</ref>. همچنین شخصی از [[امام صادق]]{{ع}} [[سؤال]] میکند: آیا اطاعت از شما [[واجب]] است؟ [[حضرت]] میفرماید: آری، [[راوی]] میپرسد: مثل اطاعت از [[علی بن ابی طالب]]؟ حضرت [[پاسخ]] میدهد: آری»<ref>{{متن حدیث|سَأَلَ رَجُلٌ فَارِسِیٌّ أَبَا الْحَسَنِ{{ع}}فَقَالَ طَاعَتُکَ مُفْتَرَضَةٌ فَقَالَ نَعَمْ قَالَ مِثْلُ طَاعَةِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ{{ع}}فَقَالَ نَعَم}}؛ الکافی، ج۱، ص۱۸۷.</ref>.<ref>ر.ک: حسینی، سید احمد، نصب الاهی امام معصوم{{ع}} از منظر اهل بیت{{عم}}، معرفت کلامی، بهار ۱۳۸۹، ش۱،ص ۱۶۳ ـ ۱۸۷؛ روشن، علی و دهقان، رحیم، نظریه یکسانی مفهوم امامت و مقام افتراض طاعت تحلیل مستندات و پیامدها، حکمت اسلامی، سال ۹۸ شماره ۴ (صفحه ۱۵۱ ـ ۱۷۳)؛ کاظمی بنچناری، محمد، مقاله «اطاعت»، دانشنامه امام رضا، ج۲؛ مقامی، مهدی، وظایف امت نسبت به قرآن و عترت، ص۹۷ـ ۹۸.</ref> | |||
===[[ادله عقلی]]=== | |||
# اطاعت از امام، [[اطاعت]] از خداست: [[حق]] تقنین و [[قانون گذاری]] عقلاً برای [[خداوند]] است: {{متن قرآن|إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ}}<ref>«داوری جز با خداوند نیست» سوره انعام، آیه ۵۷.</ref>، [[پیامبران]] و [[ائمه معصومین]] واسطه [[ابلاغ]] [[قوانین الهی]] به مردمند: {{متن قرآن|بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>. و از پیش خود دخل و تصرفی در این [[قوانین]] ندارند: {{متن قرآن|وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى}}<ref>«و از سر هوا و هوس سخن نمیگوید آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی میشود» سوره نجم، آیه ۳ ـ ۴</ref>، بنابراین اطاعت ایشان در [[حقیقت]] اطاعت خداست: {{متن حدیث|من اطاع الرسول فقد اطاع الله}}<ref>بصائرالدرجات، ج۱، ص۳۸۵.</ref> و از آنجا که [[امام]] [[جانشین پیامبر]] است، اطاعت از امام به منزله [[اطاعت از خدا]] و [[پیامبر]] است و اطاعت از خدا و پیامبرش عقلاً لازم است، پس اطاعت ایشان هم بهلحاظ [[عقلی]] لازم خواهد بود. | # اطاعت از امام، [[اطاعت]] از خداست: [[حق]] تقنین و [[قانون گذاری]] عقلاً برای [[خداوند]] است: {{متن قرآن|إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ}}<ref>«داوری جز با خداوند نیست» سوره انعام، آیه ۵۷.</ref>، [[پیامبران]] و [[ائمه معصومین]] واسطه [[ابلاغ]] [[قوانین الهی]] به مردمند: {{متن قرآن|بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>. و از پیش خود دخل و تصرفی در این [[قوانین]] ندارند: {{متن قرآن|وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى}}<ref>«و از سر هوا و هوس سخن نمیگوید آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی میشود» سوره نجم، آیه ۳ ـ ۴</ref>، بنابراین اطاعت ایشان در [[حقیقت]] اطاعت خداست: {{متن حدیث|من اطاع الرسول فقد اطاع الله}}<ref>بصائرالدرجات، ج۱، ص۳۸۵.</ref> و از آنجا که [[امام]] [[جانشین پیامبر]] است، اطاعت از امام به منزله [[اطاعت از خدا]] و [[پیامبر]] است و اطاعت از خدا و پیامبرش عقلاً لازم است، پس اطاعت ایشان هم بهلحاظ [[عقلی]] لازم خواهد بود. | ||
# [[حفظ نظام اسلامی]]، ملاک [[وجوب اطاعت]] مطلق از امام: [[فلسفه امامت]] حفظ نظام اسلامی است که پیامبر آن را تأسیس کرده است و [[وجود امام]] همچون رشتهای است که [[پیوستگی]] [[امت]]، برای اجرای برنامههای انسانساز [[اسلام]] و پیاده کردن قوانین الهی به او بستگی دارد. در واقع [[امامت]]، ضامن [[تکامل]] مادی و [[معنوی]] [[جامعه بشری]] است و این مهم با اطاعت از امام محقق میشود. | # [[حفظ نظام اسلامی]]، ملاک [[وجوب اطاعت]] مطلق از امام: [[فلسفه امامت]] حفظ نظام اسلامی است که پیامبر آن را تأسیس کرده است و [[وجود امام]] همچون رشتهای است که [[پیوستگی]] [[امت]]، برای اجرای برنامههای انسانساز [[اسلام]] و پیاده کردن قوانین الهی به او بستگی دارد. در واقع [[امامت]]، ضامن [[تکامل]] مادی و [[معنوی]] [[جامعه بشری]] است و این مهم با اطاعت از امام محقق میشود. | ||
# [[نصب امام]] از طرف خداوند مستلزم [[لزوم اطاعت]]: اطاعت از امام، در حقیقت اطاعت از [[اراده الهی]] است؛ زیرا [[نصب]] امامی که [[حدود الهی]] را [[اجرا]] و از [[دین خدا]] [[دفاع]] کند و با [[حکمت]]، [[موعظه]] و [[حجت کامل]]، [[مردم]] را به [[راه خدا]] [[دعوت]] کند و [[عالم]] به [[سیاست]] باشد، بر خداوند [[واجب]] است و در مقابل، [[پیروی]] از او نیز بر مردم واجب است، در غیر این صورت [[نقض غرض]] میشود. به بیان دیگر [[آفریدن]] [[امام]] و اعطای [[منصب امامت]] به او لطفی است از جانب [[خداوند]] که [[مکلفان]] در مقابل این [[لطف]] باید [[امامت]] او را بپذیرند و از او [[اطاعت]] کنند و او را [[یاری]] کنند<ref>ر.ک: ربانی گلپایگانی، علی، قاعده لطف و وجوب امامت؛ پورحسین، احسان، فصلنامه علوم سیاسی، مبانی اطاعت از حاکم در اندیشه سیاسی شیعه، ص۱۱۸؛ کاظمی بنچناری، محمد، مقاله «اطاعت»، دانشنامه امام رضا، ج۲؛ خراسانی، ابوالفضل، مشروعیت، پیامد کلامیانگاری امامت، حکمت اسراء، پاییز ۱۳۸۹ ـ ش۵ (از صفحه ۱۱۳ تا ۱۳۸).</ref>. | # [[نصب امام]] از طرف خداوند مستلزم [[لزوم اطاعت]]: اطاعت از امام، در حقیقت اطاعت از [[اراده الهی]] است؛ زیرا [[نصب]] امامی که [[حدود الهی]] را [[اجرا]] و از [[دین خدا]] [[دفاع]] کند و با [[حکمت]]، [[موعظه]] و [[حجت کامل]]، [[مردم]] را به [[راه خدا]] [[دعوت]] کند و [[عالم]] به [[سیاست]] باشد، بر خداوند [[واجب]] است و در مقابل، [[پیروی]] از او نیز بر مردم واجب است، در غیر این صورت [[نقض غرض]] میشود. به بیان دیگر [[آفریدن]] [[امام]] و اعطای [[منصب امامت]] به او لطفی است از جانب [[خداوند]] که [[مکلفان]] در مقابل این [[لطف]] باید [[امامت]] او را بپذیرند و از او [[اطاعت]] کنند و او را [[یاری]] کنند<ref>ر.ک: ربانی گلپایگانی، علی، قاعده لطف و وجوب امامت؛ پورحسین، احسان، فصلنامه علوم سیاسی، مبانی اطاعت از حاکم در اندیشه سیاسی شیعه، ص۱۱۸؛ کاظمی بنچناری، محمد، مقاله «اطاعت»، دانشنامه امام رضا، ج۲؛ خراسانی، ابوالفضل، مشروعیت، پیامد کلامیانگاری امامت، حکمت اسراء، پاییز ۱۳۸۹ ـ ش۵ (از صفحه ۱۱۳ تا ۱۳۸).</ref>. | ||
==گستره [[اطاعت از امام]]== | ==گستره [[اطاعت از امام]]== | ||