←منابع
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-]] | + - [[)) |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| (۲۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | |||
| موضوع مرتبط = ضرر | |||
| عنوان مدخل = ضرر | |||
| مداخل مرتبط = [[ضرر در قرآن]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
== مقدمه == | |||
==مقدمه== | |||
مراد از این مدخل [[شناخت]] موضع [[پیامبر]] در امور ضرربخش در [[حیات]] [[معنوی]] و [[انسانی]] است و در مرحله نخست این مسئله به [[پرستش]] [[حق]] و یا ناحق بر میگردد و بعد [[پیامبر]] در امور غیر [[دینی]] چه میکند و چه جایگاهی دارد. | مراد از این مدخل [[شناخت]] موضع [[پیامبر]] در امور ضرربخش در [[حیات]] [[معنوی]] و [[انسانی]] است و در مرحله نخست این مسئله به [[پرستش]] [[حق]] و یا ناحق بر میگردد و بعد [[پیامبر]] در امور غیر [[دینی]] چه میکند و چه جایگاهی دارد. | ||
#{{متن قرآن|قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا وَاللَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«بگو آیا به جای خداوند، چیزی را میپرستید که برای شما نه زیان دارد و نه سود؛ و خداوند است که شنوای داناست» سوره مائده، آیه ۷۶.</ref>. | #{{متن قرآن|قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا وَاللَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«بگو آیا به جای خداوند، چیزی را میپرستید که برای شما نه زیان دارد و نه سود؛ و خداوند است که شنوای داناست» سوره مائده، آیه ۷۶.</ref>. | ||
| خط ۲۰: | خط ۱۸: | ||
#{{متن قرآن|وَإِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَإِنْ يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«و اگر خداوند بلایی به تو رساند بلاگردانی جز خود وی برای آن نیست و اگر خیری به تو رساند او بر هر کاری تواناست» سوره انعام، آیه ۱۷.</ref>. | #{{متن قرآن|وَإِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَإِنْ يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«و اگر خداوند بلایی به تو رساند بلاگردانی جز خود وی برای آن نیست و اگر خیری به تو رساند او بر هر کاری تواناست» سوره انعام، آیه ۱۷.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|وَلَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا يُرِيدُ اللَّهُ أَلَّا يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«و آنان که در کفر شتاب میورزند، تو را اندوهناک نگردانند؛ آنها هرگز هیچ زیانی به خداوند نمیرسانند؛ خداوند میخواهد که برای ایشان در جهان واپسین بهرهای نگذارد و آنان را عذابی سترگ خواهد بود» سوره آل عمران، آیه ۱۷۶.</ref>. | #{{متن قرآن|وَلَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا يُرِيدُ اللَّهُ أَلَّا يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«و آنان که در کفر شتاب میورزند، تو را اندوهناک نگردانند؛ آنها هرگز هیچ زیانی به خداوند نمیرسانند؛ خداوند میخواهد که برای ایشان در جهان واپسین بهرهای نگذارد و آنان را عذابی سترگ خواهد بود» سوره آل عمران، آیه ۱۷۶.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هَادُوا سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا وَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا أُولَئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ *سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِنْ جَاءُوكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ يَضُرُّوكَ شَيْئًا وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}}<ref>«ای پیامبر! آنان که در کفر شتاب میورزند تو را اندوهگین نکنند، همان کسانی که به زبان میگفتند ایمان آوردهایم در حالی که دلهاشان ایمان نیاورده است و یهودیانی که به دروغ گوش میسپارند جاسوسان گروهی دیگرند که نزد تو نیامدهاند؛ عبارات (کتاب آسمانی) را از جایگاه آنها پس و پیش میکنند؛ (به همدیگر) میگویند اگر به شما این (حکمی که ما میخواهیم از سوی پیامبر) داده شد بپذیرید و اگر داده نشد، (از او) دوری گزینید- و از تو در برابر خداوند، برای کسی که عذاب وی را بخواهد، هیچگاه کاری ساخته نیست- آنان کسانی هستند که خداوند نخواسته است دلهایشان را پاکیزه گرداند؛ در این جهان، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند * گوش سپارندگان به دروغ و بسیار حرام خوارند پس اگر به نزد تو آمدند میان آنان داوری کن و یا از آنان رو بگردان؛ و اگر از ایشان رو بگردانی هرگز هیچ زیانی به تو نمیتوانند رساند و اگر میان آنان داوری کردی به داد داوری کن که خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره مائده، آیه ۴۱-۴۲.</ref>. | #{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هَادُوا سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا وَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا أُولَئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ * سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِنْ جَاءُوكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ يَضُرُّوكَ شَيْئًا وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ}}<ref>«ای پیامبر! آنان که در کفر شتاب میورزند تو را اندوهگین نکنند، همان کسانی که به زبان میگفتند ایمان آوردهایم در حالی که دلهاشان ایمان نیاورده است و یهودیانی که به دروغ گوش میسپارند جاسوسان گروهی دیگرند که نزد تو نیامدهاند؛ عبارات (کتاب آسمانی) را از جایگاه آنها پس و پیش میکنند؛ (به همدیگر) میگویند اگر به شما این (حکمی که ما میخواهیم از سوی پیامبر) داده شد بپذیرید و اگر داده نشد، (از او) دوری گزینید- و از تو در برابر خداوند، برای کسی که عذاب وی را بخواهد، هیچگاه کاری ساخته نیست- آنان کسانی هستند که خداوند نخواسته است دلهایشان را پاکیزه گرداند؛ در این جهان، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند * گوش سپارندگان به دروغ و بسیار حرام خوارند پس اگر به نزد تو آمدند میان آنان داوری کن و یا از آنان رو بگردان؛ و اگر از ایشان رو بگردانی هرگز هیچ زیانی به تو نمیتوانند رساند و اگر میان آنان داوری کردی به داد داوری کن که خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره مائده، آیه ۴۱-۴۲.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>. | #{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُولَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ}}<ref>«و بدانید که فرستاده خداوند در میان شماست، اگر در بسیاری از کارها از شما پیروی کند به سختی میافتید امّا خداوند ایمان را در نظر شما محبوب ساخت و آن را در دلهای شما آراست و کفر و بزهکاری و سرکشی را در نظر شما ناپسند گردانید؛ آنانند که راهدانند» سوره حجرات، آیه ۷.</ref>. | #{{متن قرآن|وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُولَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ}}<ref>«و بدانید که فرستاده خداوند در میان شماست، اگر در بسیاری از کارها از شما پیروی کند به سختی میافتید امّا خداوند ایمان را در نظر شما محبوب ساخت و آن را در دلهای شما آراست و کفر و بزهکاری و سرکشی را در نظر شما ناپسند گردانید؛ آنانند که راهدانند» سوره حجرات، آیه ۷.</ref>. | ||
| خط ۲۷: | خط ۲۵: | ||
#{{متن قرآن|وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا الْحُسْنَى وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ * لَا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ}}<ref>«و کسانی هستند که مسجدی را برگزیدهاند برای زیان رساندن (به مردم) و کفر و اختلاف افکندن میان مؤمنان و (ساختن) کمینگاه برای آن کس که از پیش با خداوند و پیامبر وی به جنگ برخاسته بود؛ و سوگند میخورند که ما جز سر نیکی نداریم و خداوند گواهی میدهد که آنان دروغگویند * هیچگاه در آن (مسجد) حاضر مشو! بیگمان مسجدی که از روز نخست بنیان آن را بر پرهیزگاری نهادهاند سزاوارتر است که در آن حاضر گردی؛ در آن مردانی هستند که پاکیزه کردن (خود) را دوست میدارند و خداوند پاکیزگان را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۱۰۷-۱۰۸. </ref>. | #{{متن قرآن|وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا الْحُسْنَى وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ * لَا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ}}<ref>«و کسانی هستند که مسجدی را برگزیدهاند برای زیان رساندن (به مردم) و کفر و اختلاف افکندن میان مؤمنان و (ساختن) کمینگاه برای آن کس که از پیش با خداوند و پیامبر وی به جنگ برخاسته بود؛ و سوگند میخورند که ما جز سر نیکی نداریم و خداوند گواهی میدهد که آنان دروغگویند * هیچگاه در آن (مسجد) حاضر مشو! بیگمان مسجدی که از روز نخست بنیان آن را بر پرهیزگاری نهادهاند سزاوارتر است که در آن حاضر گردی؛ در آن مردانی هستند که پاکیزه کردن (خود) را دوست میدارند و خداوند پاکیزگان را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۱۰۷-۱۰۸. </ref>. | ||
==نکات== | == نکات == | ||
در [[آیات]] فوق این موضوعات مطرح شده است: | در [[آیات]] فوق این موضوعات مطرح شده است: | ||
# | # مأموریت پیامبر از طرف [[خداوند]]، برای اعلام عجز معبودان [[باطل]] بر دفع ضرر: {{متن قرآن|قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا}}<ref>«بگو آیا به جای خداوند، چیزی را میپرستید که برای شما نه زیان دارد و نه سود» سوره مائده، آیه ۷۶.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ أَنَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُنَا وَلَا يَضُرُّنَا}}<ref>«بگو آیا به جای خداوند کسی را (به پرستش) بخوانیم که نه به ما سود میرساند و نه زیان میزند» سوره انعام، آیه ۷۱.</ref>، {{متن قرآن|قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ فَلَا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنْكُمْ}}<ref>«(به مشرکان) بگو: کسانی را که به جای او (خدا) میپندارید فرا بخوانید آنگاه (خواهید دید که) توان گرداندن بلا از شما و هیچ دگرگونی (دیگر) را ندارند» سوره اسراء، آیه ۵۶.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ أَفَرَأَيْتُمْ مَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ}}<ref>«بگو: پس آیا آنچه را به جای خداوند به پرستش میخوانید دیدهاید؟ اگر خداوند گزندی برای من بخواهد آیا آنان گزند او را از من میگردانند؟ یا اگر بخشایشی برای من بخواهد، میتوانند بخشا» سوره زمر، آیه ۳۸.</ref>؛ | ||
# [[پیامبر]] فاقد هرگونه نیرویی، برای دفع ضرر از [[مردم]] و نداشتن مأموریتی از طرف [[خداوند]]، جز [[ابلاغ]] [[رسالت]]: {{متن قرآن|قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا... إِلَّا بَلَاغًا مِنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ}}<ref>«بگو: من برای شما نه یارای زیانی دارم و نه رهیافتی... جز پیامرسانی از سوی خداوند و رساندن رسالتهای او (اختیاری ندارم)» سوره جن، آیه ۲۱-۲۳.</ref>؛ | # [[پیامبر]] فاقد هرگونه نیرویی، برای دفع ضرر از [[مردم]] و نداشتن مأموریتی از طرف [[خداوند]]، جز [[ابلاغ]] [[رسالت]]: {{متن قرآن|قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا رَشَدًا... إِلَّا بَلَاغًا مِنَ اللَّهِ وَرِسَالَاتِهِ}}<ref>«بگو: من برای شما نه یارای زیانی دارم و نه رهیافتی... جز پیامرسانی از سوی خداوند و رساندن رسالتهای او (اختیاری ندارم)» سوره جن، آیه ۲۱-۲۳.</ref>؛ | ||
# [[پیامبر]] [[مأمور]] به [[اقرار]] بر عدم توان دفع ضرر از خویش مگر به [[اراده]] و [[مشیت خداوند]]: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ}}<ref>«بگو من برای خود سود و زیانی در دست ندارم جز آنچه خداوند بخواهد» سوره اعراف، آیه ۱۸۸.</ref>؛ | # [[پیامبر]] [[مأمور]] به [[اقرار]] بر عدم توان دفع ضرر از خویش مگر به [[اراده]] و [[مشیت خداوند]]: {{متن قرآن|قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ}}<ref>«بگو من برای خود سود و زیانی در دست ندارم جز آنچه خداوند بخواهد» سوره اعراف، آیه ۱۸۸.</ref>؛ | ||
#احتمال ضرر به [[دین]] به واسطه تلاشهای [[کفرآمیز]] [[کافران]]، موجب [[نگرانی]] [[پیامبر]]: {{متن قرآن|وَلَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا}}<ref>«و آنان که در کفر شتاب میورزند، تو را اندوهناک نگردانند؛ آنها هرگز هیچ زیانی به خداوند نمیرسانند» سوره آل عمران، آیه ۱۷۶.</ref>؛ | # احتمال ضرر به [[دین]] به واسطه تلاشهای [[کفرآمیز]] [[کافران]]، موجب [[نگرانی]] [[پیامبر]]: {{متن قرآن|وَلَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا}}<ref>«و آنان که در کفر شتاب میورزند، تو را اندوهناک نگردانند؛ آنها هرگز هیچ زیانی به خداوند نمیرسانند» سوره آل عمران، آیه ۱۷۶.</ref>؛ | ||
# [[یهودیان]] در [[اندیشه]] اضرار به [[پیامبر]] در صورت [[اعراض]] آن | # [[یهودیان]] در [[اندیشه]] اضرار به [[پیامبر]] در صورت [[اعراض]] آن حضرت، از [[داوری]] بین آنان و [[ناتوانی]] [[یهود]] از ضرر رسانی به [[محمّد]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هَادُوا... * فَإِنْ جَاءُوكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ يَضُرُّوكَ شَيْئًا وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ }}<ref>«ای پیامبر! آنان که در کفر شتاب میورزند تو را اندوهگین نکنند، همان کسانی که به زبان میگفتند ایمان آوردهایم در حالی که دلهاشان ایمان نیاورده است و یهودیانی که به دروغ گوش میسپارند جاسوسان گروهی دیگرند که نزد تو نیامدهاند؛ عبارات (کتاب آسمانی) را از جایگاه آنها پس و پیش میکنند؛ (به همدیگر) میگویند اگر به شما این (حکمی که ما میخواهیم از سوی پیامبر) داده شد بپذیرید و اگر داده نشد، (از او) دوری گزینید- و از تو در برابر خداوند، برای کسی که عذاب وی را بخواهد، هیچگاه کاری ساخته نیست- آنان کسانی هستند که خداوند نخواسته است دلهایشان را پاکیزه گرداند؛ در این جهان، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند * گوش سپارندگان به دروغ و بسیار حرام خوارند پس اگر به نزد تو آمدند میان آنان داوری کن و یا از آنان رو بگردان؛ و اگر از ایشان رو بگردانی هرگز هیچ زیانی به تو نمیتوانند رساند و اگر میان آنان داوری کردی به داد داوری کن که خداوند دادگران را دوست میدارد» سوره مائده، آیه ۴۱-۴۲.</ref>؛ | ||
# [[منافقان]] در صدد ضرر زدن به [[پیامبر]] در صورت [[ابلاغ]] [[ولایت]] [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}}: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ...}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>؛ | # [[منافقان]] در صدد ضرر زدن به [[پیامبر]] در صورت [[ابلاغ]] [[ولایت]] [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}}: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ...}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>؛ | ||
# [[پیروی]] از آرا و [[تمایلات]] سطحی [[مردم]]، از سوی [[رهبری الهی]] [[پیامبر]] مایه [[مشقّت]] و ضرر حتمی خود آنان: {{متن قرآن|لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ}}<ref>«اگر در بسیاری از کارها از شما پیروی کند به سختی میافتید» سوره حجرات، آیه ۷.</ref>؛ | # [[پیروی]] از آرا و [[تمایلات]] سطحی [[مردم]]، از سوی [[رهبری الهی]] [[پیامبر]] مایه [[مشقّت]] و ضرر حتمی خود آنان: {{متن قرآن|لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ}}<ref>«اگر در بسیاری از کارها از شما پیروی کند به سختی میافتید» سوره حجرات، آیه ۷.</ref>؛ | ||
#تضمین [[مصونیت]] [[پیامبر]]، از | # تضمین [[مصونیت]] [[پیامبر]]، از ضرر [[گمراه]] گران، به امر [[خداوند]]: {{متن قرآن|وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ}}<ref>«و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر تو نبود گروهی از ایشان به بیراه کردن تو کوشیده بودند حال آنکه جز خودشان را بیراه نمیکنند و به تو هیچ زیانی نمیرسانند» سوره نساء، آیه ۱۱۳.</ref>؛ | ||
#اعتنا نکردن به ظاهر خیرخواهیهای [[مشرکان]]، مبنی بر زیانبار بودن حضور [[مؤمنان]] ضعیف، در کنار [[پیامبر]] دستوری از جانب [[خداوند]]: {{متن قرآن|وَلَا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ}}<ref>«و کسانی را که پروردگارشان را در سپیدهدمان و در پایان روز در پی به دست آوردن خشنودی وی میخوانند از خود مران، نه هیچ از حساب آنان بر گردن تو و نه هیچ از حساب تو بر گردن آنهاست تا برانیشان و از ستمگران گردی» سوره انعام، آیه ۵۲.</ref>؛ | # اعتنا نکردن به ظاهر خیرخواهیهای [[مشرکان]]، مبنی بر زیانبار بودن حضور [[مؤمنان]] ضعیف، در کنار [[پیامبر]] دستوری از جانب [[خداوند]]: {{متن قرآن|وَلَا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ}}<ref>«و کسانی را که پروردگارشان را در سپیدهدمان و در پایان روز در پی به دست آوردن خشنودی وی میخوانند از خود مران، نه هیچ از حساب آنان بر گردن تو و نه هیچ از حساب تو بر گردن آنهاست تا برانیشان و از ستمگران گردی» سوره انعام، آیه ۵۲.</ref>؛ | ||
# [[حرمت]] | # [[حرمت]] اقامه نماز [[پیامبر]] در [[مسجد]] بنا شده از سوی [[منافقان]] برای ضرر و ضِرار: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا... * لَا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا}}<ref>«و کسانی هستند که مسجدی را برگزیدهاند برای زیان رساندن (به مردم)... * هیچگاه در آن (مسجد) حاضر مشو!» سوره توبه، آیه ۱۰۷.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص ۷۳.</ref> | ||
== | ==ضرر== | ||
[[کاستی]]، [[زیان]] و گزند وارد شده بر [[مال]]، [[جان]]، [[دین]] و [[آبرو]] | |||
«ضرر» اسم مصدر<ref>الصحاح، ج ۲، ص۷۱۹، «ضرر».</ref> در برابر نفع، از ریشه «ض - ر - ر»<ref>الصحاح، ج ۲، ص۷۱۹؛ لسان العرب، ج ۸، ص۴۴، «ضرر».</ref> به معنای زیان، نقصان<ref>العين، ج ۷، ص۷؛ المحيط فی اللغه، ج۷، ص۴۲۹، «ضرّ».</ref> یا شری است که بر چیزی وارد شده و موجب نقصان در آن و متعلقاتش میشود<ref>التحقيق، ج ۷، ص۲۵، «ضرّ».</ref>. «ضَرّ» و «ضُرّ» دو ساخت گوناگون از یک ریشهاند؛ با این تفاوت که هرگاه ضرر در برابر نفع در عبارتی بیاید واژه «ضَرّ» به کار میرود؛ اما اگر ضرر تنها به کار رود، به صورت «ضُرّ» میآید. «ضُرّ» اسم مصدر از همین ریشه به معنای بدحالی است؛ اعمّ از آنکه به [[روان انسان]] ارتباط داشته باشد؛ مانند بدحالی ناشی از کمی [[دانش]]، [[عفت]] و [[فضیلت]]، یا به بدن؛ مانند نداشتن عضوی یا [[نقص]] آن، یا به حال و وضع فرد؛ مانند نقصان در مال و [[مقام]]<ref>مفردات، ص۵۰۳، «ضرّ».</ref>. «[[اضطرار]]» از همین ریشه به معنای وادار کردن دیگری به کاری است که موجب ضررش شود<ref>مفردات، ص۵۰۴، «ضرر»؛ القاموس الفقهی، ص۲۲۲، «الاضطرار».</ref>. «خُسر»، «[[خسران]]»، «[[شر]]» و «[[سوء]]» از واژگان هممعنا با «ضرر» هستند، جز آنکه موارد استعمال آنها با یکدیگر متفاوتاند. «خُسر» و «خسران» اخص از «ضُرّ» به معنای نقصان در [[سرمایه]] و مال است<ref>العین، ج ۴، ص۱۹۵، «خسر».</ref>. «سوء» نیز به معنای ضرری است که ضرر زننده با هدفی خاص که برای زیاندیده روشن است، به وی برساند؛ اما در «ضَرّ» [[هدف]] زیانرساننده روشن نیست<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۳۲۹.</ref>. واژه «ضِرار» از همین ریشه بر وزن فِعال، مصدر باب مفاعله است و بر طرفینی بودن عمل دلالت دارد، ازاین رو برخی «ضِرار» را به معنای ضرر متقابل دو فرد و «ضَرَر» را به ضرررسانی عمدی و غیرعمدی یک فرد به دیگری دانستهاند<ref>لسان العرب، ج ۴، ص۴۸۲؛ نک: تاج العروس، ج۷، ص۱۲۲، «ضرر».</ref>؛ همچنین «ضِرار» بر [[مجازات]] بر ضرری که از سوی دیگری به [[انسان]] وارد میشود و ضرر رساندن به دیگری بدون قصد انتفاع خود نیز اطلاق شده است<ref>النهایه، ابن اثیر، ج ۳، ص۸۱-۸۲.</ref>. برخی نیز ضَرَر و ضِرار را به یک معنا دانسته و براین باورند که اگر «ضَرَر» و «ضِرار» در برابر هم قرار گیرند، ضَرَر به معنای [[زیان]] زدن غیر ارادی و ضِرار، به معنای زیان زدن ارادی است<ref>منیة الطالب، ج ۳، ص۳۷۹؛ نک: بحوث فقهیه، ص۲۰۴.</ref>. در اصطلاح [[قرآن کریم]] ضرر با معنای لغوی آن هماهنگ است و زیانهای مادی، [[معنوی]]، جسمی و روانی را دربرمیگیرد، چنانکه [[مفسران]] [[قرآن]]، در تبیین واژه «ضُرّ» آن را به معنای بَلا، [[مرض]]، [[فقر]]، سختی و [[مشکلات]] [[زندگی]] دانستهاند<ref>تفسیر طبرانی، ج ۳، ص۱۵؛ تفسیر ابن وهب، ج ۱، ص۲۲۱؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۲۱۰-۲۱۱.</ref>. در اصطلاح [[فقه]]، [[اضطرار]] از ریشه ضرر و به معنای وادار کردن [[انسان]] است به چیزی ناخوشایند که با توجه به سبب آن دو گونه است: یکی آنکه ضرر، سببی بیرونی مانند ضرب و [[جرح]] داشته باشد و دیگری آنکه سبب داخلی داشته باشد؛ مانند آنکه چنان [[گرسنگی]] بر فردی چیره شود که برای [[حفظ]] جانش ناچار شود گوشت مردار بخورد<ref>القاموس الفقهی، ص۲۲۳، «الاضطرار».</ref>. [[ماده]] ضرر و مشتقات آن ۷۴ بار در قرآن به کار رفتهاند و به [[زیانها]] و دردهای [[جسمانی]]<ref>{{متن قرآن|لَّيْسَ ٱلْبِرَّ أَن تُوَلُّوا۟ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ ٱلْمَشْرِقِ وَٱلْمَغْرِبِ وَلَـٰكِنَّ ٱلْبِرَّ مَنْ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَٱلْمَلَـٰٓئِكَةِ وَٱلْكِتَـٰبِ وَٱلنَّبِيِّـۧنَ وَءَاتَى ٱلْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ ذَوِى ٱلْقُرْبَىٰ وَٱلْيَتَـٰمَىٰ وَٱلْمَسَـٰكِينَ وَٱبْنَ ٱلسَّبِيلِ وَٱلسَّآئِلِينَ وَفِى ٱلرِّقَابِ وَأَقَامَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَى ٱلزَّكَوٰةَ وَٱلْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَـٰهَدُوا۟ وَٱلصَّـٰبِرِينَ فِى ٱلْبَأْسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ وَحِينَ ٱلْبَأْسِ أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ صَدَقُوا۟ وَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُتَّقُونَ}}«نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راهماندگان و کمکخواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند» سوره بقره، آیه ۱۷۷.</ref>، بیماری<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّ ٱلْإِنسَـٰنَ ضُرٌّۭ دَعَا رَبَّهُۥ مُنِيبًا إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُۥ نِعْمَةًۭ مِّنْهُ نَسِىَ مَا كَانَ يَدْعُوٓا۟ إِلَيْهِ مِن قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَندَادًۭا لِّيُضِلَّ عَن سَبِيلِهِۦ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنْ أَصْحَـٰبِ ٱلنَّارِ}}«و چون [[آدمی]] را بلایی رسد پروردگارش را با بازگشت به سوی او میخواند سپس چون ([[خداوند]]) نعمتی از خویش بدو بخشد آنچه را پیشتر از درگاه او فرا میخواند، از یاد میبرد و برای خداوند همانندهایی برمیسازد تا (دیگران را هم) از راه او [[گمراه]] گرداند؛ بگو: چند روزی» [[سوره زمر]]، [[آیه]] ۸. {{متن قرآن|فَإِذَا مَسَّ ٱلْإِنسَـٰنَ ضُرٌّۭ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَـٰهُ نِعْمَةًۭ مِّنَّا قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلْمٍۭ بَلْ هِىَ فِتْنَةٌۭ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}«و چون به آدمی گزندی میرسد ما را میخواند؛ سپس هنگامی که از خویش نعمتی بدو دهیم میگوید: جز این نیست که (آن [[نعمت]]) برای دانشی (که داشتهام) به من داده شده است (چنین نیست) بلکه یک [[آزمون]] است امّا بیشتر آنان نمیدانند» سوره زمر، آیه ۴۹.</ref>، [[خطرها]] و رخدادهای وحشتناک دریایی<ref>وجوه القرآن، ص۳۶۹؛ نیز نک: الوجوه و النظائر، ج ۲، ص۲۴-۲۵.</ref> <ref>{{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّكُمُ ٱلضُّرُّ فِى ٱلْبَحْرِ ضَلَّ مَن تَدْعُونَ إِلَّآ إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّىٰكُمْ إِلَى ٱلْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ ٱلْإِنسَـٰنُ كَفُورًا}}«و چون در دریا گزند به شما رسد آنان که (اکنون به پرستش) میخوانید ناپدید میشوند جز خداوند اما چون شما را تا خشکی رساند رو میگردانید و آدمی، ناسپاس است» سوره اسراء، آیه ۶۷.</ref>، [[کاستی]] و نقصان [[معنوی]]، مانند کاستی در شخصیت<ref>{{متن قرآن|وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌۭ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ ٱلرُّسُلُ أَفَإِي۟ن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ ٱنقَلَبْتُمْ عَلَىٰٓ أَعْقَـٰبِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ ٱللَّهَ شَيْـًۭٔا وَسَيَجْزِى ٱللَّهُ ٱلشَّـٰكِرِينَ}}«و محمد جز فرستادهای نیست که پیش از او (نیز) فرستادگانی (بوده و) گذشتهاند؛ آیا اگر بمیرد یا کشته گردد به (باورهای) گذشته خود باز میگردید؟ و هر کس به (باورهای) گذشته خود باز گردد هرگز زیانی به [[خداوند]] نمیرساند؛ و خداوند سپاسگزاران را به زودی [[پاداش]] خواهد داد» [[سوره آل عمران]]، [[آیه]] ۱۴۴. {{متن قرآن|وَلَوْلَا فَضْلُ ٱللَّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُۥ لَهَمَّت طَّآئِفَةٌۭ مِّنْهُمْ أَن يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّآ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِن شَىْءٍۢ وَأَنزَلَ ٱللَّهُ عَلَيْكَ ٱلْكِتَـٰبَ وَٱلْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُن تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ ٱللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًۭا}}«و اگر [[بخشش]] و [[بخشایش خداوند]] بر تو نبود گروهی از ایشان به بیراه کردن تو کوشیده بودند حال آنکه جز خودشان را بیراه نمیکنند و به تو هیچ زیانی نمیرسانند و خداوند کتاب و [[فرزانگی]] بر تو فرو فرستاد و به تو چیزی آموخت که نمیدانستی و [[بخشش خداوند]] بر تو سترگ است» [[سوره نساء]]، آیه ۱۱۳.</ref>، [[کاستی]] و زیانهای مادی، مانند تنگی در [[معیشت]]<ref>نک:{{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَآ إِلَىٰٓ أُمَمٍۢ مِّن قَبْلِكَ فَأَخَذْنَـٰهُم بِٱلْبَأْسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ}}«و به یقین برای امّتهایی که پیش از تو بودند (پیامبرانی) فرستادیم و آنان را به سختی و رنج دچار کردیم باشد که (به درگاه خدا) لابه کنند» سوره انعام، آیه ۴۲.</ref>، بَلا و [[سختی]] (انعام / ۶، ۱۷؛ زمر / ۳۹، ۳۸)، [[گرسنگی]]<ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا دَخَلُوا۟ عَلَيْهِ قَالُوا۟ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا ٱلضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَـٰعَةٍۢ مُّزْجَىٰةٍۢ فَأَوْفِ لَنَا ٱلْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَآ إِنَّ ٱللَّهَ يَجْزِى ٱلْمُتَصَدِّقِينَ}}«و چون بر او درآمدند، گفتند: ای عزیز (مصر)! به ما و خانواده ما گزند (بسیار) رسیده است و سرمایهای ناچیز آوردهایم؛ تو پیمانه ما را تمام بپیمای و به ما صدقه بده که خداوند صدقه دهندگان را دوست میدارد» سوره یوسف، آیه ۸۸.</ref> و... اشاره دارند. در بررسی کلی [[آیات قرآن]] در باره ضرر میتوان به عناوینی همچون «رابطه ضرر با [[توحید افعالی]]»<ref>نک:{{متن قرآن|وَإِن يَمْسَسْكَ ٱللَّهُ بِضُرٍّۢ فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَ وَإِن يُرِدْكَ بِخَيْرٍۢ فَلَا رَآدَّ لِفَضْلِهِۦ يُصِيبُ بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِۦ وَهُوَ ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ}}«و اگر خداوند بلایی به تو رساند کسی جز خود او آن را نمیگرداند، و اگر خیری برای تو بخواهد هیچ کس بازدارنده بخشش او نیست؛ آن را به هر کس از بندگانش بخواهد، میرساند و او آمرزنده بخشاینده است» سوره یونس، آیه ۱۰۷.</ref>، «زمینهها و اهداف و اغراض ضرر»<ref>نک:{{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَآ إِلَىٰٓ أُمَمٍۢ مِّن قَبْلِكَ فَأَخَذْنَـٰهُم بِٱلْبَأْسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ}}«و به [[یقین]] برای امّتهایی که پیش از تو بودند (پیامبرانی) فرستادیم و آنان را به [[سختی]] و [[رنج]] دچار کردیم باشد که (به درگاه [[خدا]]) لابه کنند» [[سوره انعام]]، [[آیه]] ۴۲.</ref>، «اقسام و انواع ضرر»<ref>{{متن قرآن|وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَىْءٍۢ مِّنَ ٱلْخَوْفِ وَٱلْجُوعِ وَنَقْصٍۢ مِّنَ ٱلْأَمْوَٰلِ وَٱلْأَنفُسِ وَٱلثَّمَرَٰتِ وَبَشِّرِ ٱلصَّـٰبِرِينَ}}«و بیگمان شما را با چیزی از بیم و گرسنگی و کاستی داراییها و کسان و فرآوردهها میآزماییم، و شکیبایان را نوید بخش!» سوره بقره، آیه ۱۵۵. {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَخَذْنَآ ءَالَ فِرْعَوْنَ بِٱلسِّنِينَ وَنَقْصٍۢ مِّنَ ٱلثَّمَرَٰتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ}}«و ما فرعونیان را به خشکسالیها و کاستی فرآوردهها دچار کردیم باشد که در یاد گیرند» سوره اعراف، آیه ۱۳۰.</ref> و «[[احکام]] ضرر»<ref> {{متن قرآن|وَٱلْوَٰلِدَٰتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَـٰدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ ٱلرَّضَاعَةَ وَعَلَى ٱلْمَوْلُودِ لَهُۥ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِٱلْمَعْرُوفِ لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا لَا تُضَآرَّ وَٰلِدَةٌۢ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌۭ لَّهُۥ بِوَلَدِهِۦ وَعَلَى ٱلْوَارِثِ مِثْلُ ذَٰلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍۢ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍۢ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُوٓا۟ أَوْلَـٰدَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّآ ءَاتَيْتُم بِٱلْمَعْرُوفِ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌۭ}}«و مادران فرزندان خود را دو سال کامل شیر میدهند؛ این برای کسی است که بخواهد دوران شیردهی را کامل کند، و خوراک و پوشاک آنان به شایستگی بر صاحب فرزند است، بر هیچ کس جز به اندازه توانش تکلیف نیست، نه مادر باید به خاطر فرزندش زیان بیند و نه صاحب فرزند به خاطر فرزندش و بر (گردن) وارث، مانند همین است پس اگر (پدر و مادر) با رضایت و رایزنی با هم بازگرفتن (زودتر کودک) از شیر را خواستند، گناهی ندارند، و اگر خواستید برای فرزندانتان دایه بگیرید، اگر به بایستگی دستمزد آنان را بپردازید گناهی بر شما نیست و از خداوند پروا کنید و بدانید خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref> اشاره کرد. | |||
یکی از معانی حرف جَرّ «عَل ٰ ی» ضرر و بیشترین کاربرد [[قرآنی]] آن در این معنا کاربرد آن با واژه نفس و مشتقات آن است؛ مانند{{متن قرآن|عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمْ}}<ref> {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ كُونُوا۟ قَوَّٰمِينَ بِٱلْقِسْطِ شُهَدَآءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمْ أَوِ ٱلْوَٰلِدَيْنِ وَٱلْأَقْرَبِينَ إِن يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًۭا فَٱللَّهُ أَوْلَىٰ بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا۟ ٱلْهَوَىٰٓ أَن تَعْدِلُوا۟ وَإِن تَلْوُۥٓا۟ أَوْ تُعْرِضُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًۭا}}«ای مؤمنان! به دادگری بپاخیزید و برای خداوند گواهی دهید هر چند به زیان خود یا پدر و مادر و یا نزدیکان (تان) باشد و اگر (هر یک از دو طرف دعوا) دارا باشد یا نادار، خداوند به (دستگیری از) هر دو سزاوارتر است، پس (در گواهی دادن) از هوا (ی نفس) پیروی نکنید که به یک سوگرایید و اگر (در گواهی دادن) زبان بگردانید یا (از آن) رو برتابید بیگمان خداوند از آنچه میکنید آگاه است» سوره نسا، آیه ۱۳۵.</ref>. این عبارات در [[قرآن]] با صراحتی بیشتر بر [[ضرر]] دلالت دارند<ref>نک: التحریر و التنویر، ج ۴، ص۲۷۶.</ref>. بیشترین مباحث این مقاله برگرفته از آیاتیاند که در آن یکی از واژگان ضرر، خُسْر<ref>{{متن قرآن|أَوْفُوا۟ ٱلْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا۟ مِنَ ٱلْمُخْسِرِينَ}}«پیمانه را تمام بپیمایید و از کمفروشان نباشید» سوره شعراء، آیه ۱۸۱. {{متن قرآن|وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ}}«و چون پیمانه دهند یا وزن کنند کم نهند،» سوره مطفّفین، آیه ۳.</ref> بَخْس<ref>{{متن قرآن|وَإِلَىٰ مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًۭا قَالَ يَـٰقَوْمِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـٰهٍ غَيْرُهُۥ قَدْ جَآءَتْكُم بَيِّنَةٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَوْفُوا۟ ٱلْكَيْلَ وَٱلْمِيزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا۟ ٱلنَّاسَ أَشْيَآءَهُمْ وَلَا تُفْسِدُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَـٰحِهَا ذَٰلِكُمْ خَيْرٌۭ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}}«و به سوی مدین، برادرشان شعیب را فرستادیم، گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که جز او خدایی ندارید، بیگمان برهانی از سوی پروردگارتان برایتان آمده است پس پیمانه و ترازو را تمام بپیمایید و چیزهای مردم را به آنان کم ندهید و در این سرزمین پس از سامان یافتن آن تباهی نورزید، این برای شما اگر مؤمن باشید بهتر است» سوره اعراف، آیه ۸۵.</ref>، أذی ٰ <ref>{{متن قرآن|لَتُبْلَوُنَّ فِىٓ أَمْوَٰلِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَـٰبَ مِن قَبْلِكُمْ وَمِنَ ٱلَّذِينَ أَشْرَكُوٓا۟ أَذًۭى كَثِيرًۭا وَإِن تَصْبِرُوا۟ وَتَتَّقُوا۟ فَإِنَّ ذَٰلِكَ مِنْ عَزْمِ ٱلْأُمُورِ}}«بیگمان با مال و جانتان آزمون خواهید شد و از آنان که پیش از شما به آنان کتاب (آسمانی) دادهاند و از کسانی که شرک ورزیدهاند (سخنان دل) آزار بسیار خواهید شنید و اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید؛ بیگمان این از کارهایی است که آهنگ آن میکنند» سوره آلعمران، آیه ۱۸۶. {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ قُل لِّأَزْوَٰجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَآءِ ٱلْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَـٰبِيبِهِنَّ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰٓ أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورًۭا رَّحِيمًۭا}}«ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمن بگو چادرها یشان را بر خویش نیک بپوشند؛ این (کار) برای اینکه (به پاکدامنی) شناخته شوند و آزار نبینند نزدیکتر است و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۵۹.</ref> و مشتقات هر یک از این واژگان به کار رفته باشد، یا آیاتی که گرچه این واژگان را دربر ندارند، بر موضوع دلالت دارند<ref>{{متن قرآن|وَيَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًۭى فَٱعْتَزِلُوا۟ ٱلنِّسَآءَ فِى ٱلْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىٰ يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ ٱللَّهُ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلتَّوَّٰبِينَ وَيُحِبُّ ٱلْمُتَطَهِّرِينَ}}«و از تو درباره حیض میپرسند؛ بگو که آن، گونهای رنج است. پس در حیض از زنان کناره گیرید و با آنان آمیزش نکنید تا پاک شوند و چون شست و شو کردند، از همانجا که خداوند به شما فرموده است با آنان آمیزش کنید، بیگمان خداوند توبه کاران و شستوشوکنندگان را دوست میدارد» سوره بقره، آیه ۲۲۲. {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَقْرَبُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَأَنتُمْ سُكَـٰرَىٰ حَتَّىٰ تَعْلَمُوا۟ مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِى سَبِيلٍ حَتَّىٰ تَغْتَسِلُوا۟ وَإِن كُنتُم مَّرْضَىٰٓ أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوْ جَآءَ أَحَدٌۭ مِّنكُم مِّنَ ٱلْغَآئِطِ أَوْ لَـٰمَسْتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَلَمْ تَجِدُوا۟ مَآءًۭ فَتَيَمَّمُوا۟ صَعِيدًۭا طَيِّبًۭا فَٱمْسَحُوا۟ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا}}«ای مؤمنان! در حال مستی به نماز رو نیاورید تا هنگامی که دریابید چه میگویید و نیز در حال جنابت (به نماز و محل نماز رو نیاورید) مگر رهگذر باشید تا آنکه غسل کنید و اگر بیمار یا در سفر بودید و یا یکی از شما از جای قضای حاجت باز آمد یا با زنان آمیزش کردید و آب نیافتید به خاکی پاک تیمّم کنید و بخشی از رخسارهها و دستهایتان را با آن مسح کنید که خداوند، در گذرندهای آمرزنده است» سوره نساء، آیه ۴۳. {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى ٱلصَّلَوٰةِ فَٱغْسِلُوا۟ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى ٱلْمَرَافِقِ وَٱمْسَحُوا۟ بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى ٱلْكَعْبَيْنِ وَإِن كُنتُمْ جُنُبًۭا فَٱطَّهَّرُوا۟ وَإِن كُنتُم مَّرْضَىٰٓ أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوْ جَآءَ أَحَدٌۭ مِّنكُم مِّنَ ٱلْغَآئِطِ أَوْ لَـٰمَسْتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَلَمْ تَجِدُوا۟ مَآءًۭ فَتَيَمَّمُوا۟ صَعِيدًۭا طَيِّبًۭا فَٱمْسَحُوا۟ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِّنْهُ مَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍۢ وَلَـٰكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُۥ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ}}«ای مؤمنان! چون برای نماز برخاستید چهره و دستهایتان را تا آرنج بشویید و بخشی از سرتان را مسح کنید و نیز پاهای خود را تا برآمدگی روی پا و اگر جنب بودید غسل کنید و اگر بیمار یا در سفر بودید و یا از جای قضای حاجت آمدید یا با زنان آمیزش کردید و آبی نیافتید به خاکی پاک تیمّم کنید، با آن بخشی از چهره و دستهای خود را مسح نمایید، خداوند نمیخواهد شما را در تنگنا افکند ولی میخواهد شما را پاکیزه گرداند و نعمت خود را بر شما تمام کند باشد که سپاس گزارید» سوره مائده، آیه ۶.</ref>. گفتنی است که بسیاری از موضوعات و مفاهیم [[فقهی]]، مانند [[حدود و تعزیرات]]، [[قصاص]] و [[دیات]]، ضرب و [[جرح]]، حَجْر، [[ضمان]]، [[دیه]]، [[قتل]]، [[تنبیه]]، [[غصب]]، [[تقیه]] و [[امر به معروف و نهی از منکر]] با این مبحث پیوند دارند و [[آیات قرآنی]] بیانگر هریک از این موضوعات را بهگونهای میتوان بررسی کرد، چنانکه برخی [[قواعد فقهی]] نیز با این موضوع مرتبطاند؛ مانند: | |||
{{ | #«[[قاعده لاضرر]]»: (قاعدهای فقهی و پرکاربرد که به [[کوشش]] [[فقها]] از [[آیات]] قرآن<ref>{{متن قرآن|وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَٰجُكُمْ إِن لَّمْ يَكُن لَّهُنَّ وَلَدٌۭ فَإِن كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌۭ فَلَكُمُ ٱلرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِنۢ بَعْدِ وَصِيَّةٍۢ يُوصِينَ بِهَآ أَوْ دَيْنٍۢ وَلَهُنَّ ٱلرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِن لَّمْ يَكُن لَّكُمْ وَلَدٌۭ فَإِن كَانَ لَكُمْ وَلَدٌۭ فَلَهُنَّ ٱلثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُم مِّنۢ بَعْدِ وَصِيَّةٍۢ تُوصُونَ بِهَآ أَوْ دَيْنٍۢ وَإِن كَانَ رَجُلٌۭ يُورَثُ كَلَـٰلَةً أَوِ ٱمْرَأَةٌۭ وَلَهُۥٓ أَخٌ أَوْ أُخْتٌۭ فَلِكُلِّ وَٰحِدٍۢ مِّنْهُمَا ٱلسُّدُسُ فَإِن كَانُوٓا۟ أَكْثَرَ مِن ذَٰلِكَ فَهُمْ شُرَكَآءُ فِى ٱلثُّلُثِ مِنۢ بَعْدِ وَصِيَّةٍۢ يُوصَىٰ بِهَآ أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَآرٍّۢ وَصِيَّةًۭ مِّنَ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌۭ}}«و اگر همسرانتان [[فرزندی]] نداشته باشند نیمی از آنچه بر جا نهادهاند و اگر فرزندی داشته باشند یک چهارم از آنچه بر جا گذاردهاند از آن شماست پس از (انجام) وصیتی که میکنند یا (پرداخت) وامی (که دارند) و اگر شما فرزندی نداشته باشید یک چهارم از آنچه بر جا نهادهاید از آن آنهاست و اگر فرزندی داشته باشید یک هشتم از آنچه بر جا گذاردهاید از آن آنان است، البته پس از (انجام) وصیتی که میکنید یا (پرداخت) وامی (که دارید) و اگر مردی یا زنی که از او [[ارث]] میبرند بیفرزند و بیپدر و بیمادر و (تنها) دارای [[برادر]] یا [[خواهر]] (یا هر دو) باشد یک ششم از آن هر یک از این دو، است و اگر بیش از این باشند همه در یک سوم شریکند، (البته) پس از وصیتی یا (پرداخت) وامی که (با [[وصیّت]] یا [[اقرار]] به وام، به [[وارث]]) [[زیان]] نرساند؛ سفارشی است از سوی [[خداوند]] و خداوند [[دانایی]] [[بردبار]] است» [[سوره]] نسا، [[آیه]] ۱۲.</ref> و [[سنت نبوی]]<ref>نک: الکافی، ج ۱۰، ص۴۷۵-۴۸۶.</ref> برداشت شده و بر اساس آن هرگونه [[حکم]] ضرری در [[اسلام]] [[نفی]] شده است). | ||
{{ | #«[[قاعده اضطرار]]»<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ ٱلْمَيْتَةَ وَٱلدَّمَ وَلَحْمَ ٱلْخِنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ بِهِۦ لِغَيْرِ ٱللَّهِ فَمَنِ ٱضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍۢ وَلَا عَادٍۢ فَلَآ إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌ}}«جز این نیست که ([[خداوند]])، مردار و [[خون]] و گوشت خوک و آنچه را جز به [[نام خداوند]] [[ذبح]] شده باشد بر شما [[حرام]] کرده است؛ پس کسی که ناگزیر (از خوردن این چیزها) شده باشد در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به [[لذّت]]) و [[متجاوز]] (از حدّ [[سدّ]] [[جوع]]) نباشد بر او گناهی نیست، که خداوند آمرزندهای [[بخشاینده]] است» [[سوره بقره]]، آیه ۱۷۳.</ref> که خوردن برخی از خوراکیهای حرام را در صورت احتمال ضرر بر [[جان]]، جایز دانسته است. | ||
#«[[قاعده احسان]]»<ref>{{متن قرآن|لَّيْسَ عَلَى ٱلضُّعَفَآءِ وَلَا عَلَى ٱلْمَرْضَىٰ وَلَا عَلَى ٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ مَا يُنفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُوا۟ لِلَّهِ وَرَسُولِهِۦ مَا عَلَى ٱلْمُحْسِنِينَ مِن سَبِيلٍۢ وَٱللَّهُ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ}}«بر ناتوانان و بیماران و آنان که چیزی برای بخشیدن (به راه و راهیان جهاد) نمییابند چون خیرخواه خداوند و پیامبرش باشند گناهی نیست؛ (آری) بر نیکوکاران ایرادی نیست و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۹۱.</ref>: قاعدهای که بر اساس آن، اگر کسی به قصد [[خدمت]] به دیگری اقدام کرد و ناخواسته به او ضرری زد، قابل پیگیری نیست. | |||
[[ | این [[دائرة المعارف]] برای بسیاری از موضوعات مرتبط با ضرر، مدخل و مقالهای مستقل دارد و مباحث اختصاصی هر موضوع در مدخل و مقاله خاص آن بررسی خواهند شد، از این رو در این مقاله بیشتر بر [[آیات]] دربردارنده واژه «ضرر» و مشتقات آن تمرکز شده است و جویندگان مطالب و تفصیل بیشتر باید به مدخل متناسب با هر موضوع [[رجوع]] کنند.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۳۹۳.</ref> | ||
[[رده: | |||
==[[قاعده لاضرر]]== | |||
ضرررسانی به هرشکل آن و به هرکس یا به [[جامعه]] در همه امور، اعم از مادی و [[معنوی]] ممنوع است و بر این اساس، هیچ کس [[حق]] اضرار به خود یا دیگران، اعم از [[مسلمان]] و غیرمسلمان را ندارد. براین اساس، [[اهل ذمه]]، مانند [[مسلمانان]] از [[حمایت]] [[جامعه]] مسلمانان برخوردارند و [[جامعه اسلامی]] باید [[امنیت اقتصادی]]، [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] آنان را [[حفظ]] کند. آنان نیز در برابر باید [[هزینه]] آن را در قالب [[جزیه]] بپردازند<ref>نک: مسالک الافهام، ج ۳، ص۷۴-۷۵؛ جواهر الکلام، ج ۲۱، ص۲۶۷-۲۷۲.</ref>. [[قاعده لاضرر]]<ref>نک: قاعده لاضرر، شیخ الشریعه.</ref> و [[حدیث]] معروف {{عربی|«لاضَرَرَ و لاضِرَارَ فِی الْإسْلامِ»}}<ref>الکافی، ج ۱۰، ص۴۷۶-۴۷۸، ۴۸۴-۴۸۶.</ref> حاکی از [[مشروع]] نبودن ضرر در [[اسلام]] و مطلقاند و شامل مرحله [[تشریع]] و اجراى [[قواعد]] و [[قوانین]] مىشوند<ref>قاعده لاضرر، شیخ الشریعه، ص۲۴-۲۵؛ قاعده لاضرر، آقاضیاء، ص۲۱.</ref>. براین اساس «لا» در جمله {{عربی|«لاضَرَرَ و لاضِرَارَ»}} [[نافیه]] است، نه ناهیه و همه موارد ضرر، اعم از شخصى و نوعى را [[نفی]] میکند<ref>نک: قاعده لاضرر، شیخ الشریعه، ص۲۴-۲۵.</ref> و بر این اساس، میتوان گفت این اصل اساسی و محوری بر همه قوانین و [[احکام اسلام]] [[حکومت]] دارد، ازاین رو فقهاى اسلام در بسیاری از موارد به قاعده لاضرر استناد کردهاند، چنانکه [[حج]] گزاردن، [[وضو]] گرفتن یا [[غسل]] کردن برای [[عبادات]] و [[امر به معروف و نهی از منکر]] را برای کسی که میداند یا [[گمان]] دارد این امور برای او زیانبارند، با استناد به قاعده یادشده، [[واجب]] نمیدانند<ref>قاعده لاضرر، آقاضیاء، ص۲۰۰-۲۰۳.</ref>. همه [[احکام]] روابط میان افراد نیز محکوم این قاعدهاند<ref>قاعده لاضرر، آقاضیاء، ص۲۷-۳۰.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۳۹۵.</ref> | |||
==گستره ضرر== | |||
ضررها از یک منظر دو قسماند: مادی و [[معنوی]]. بر اساس برخی [[آیات]]، ضرر زدن به خود، دیگران و جامعه در هر دو حوزه مادی و معنوی [[حرام]] و ممنوع است: | |||
===ضرر مادی=== | |||
ضرر مادی که از آن به خسارت تعبیر میشود، عبارت است از کسر [[ثروت]] و [[دارایی]] و از بین رفتن [[اموال]] و [[منافع]] اشخاص، اعم از [[حقیقی]] و [[حقوقی]] بر اثر [[اعمال]] مجرمانه<ref>نک: آپین دادرسی کیفری، ج ۱، ماده ۹.</ref>؛ مانند [[کمفروشی]] که از ضررهای [[مالی]] است و به صراحت از آن [[نهی]] شده است{{متن قرآن|أَوْفُوا۟ ٱلْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا۟ مِنَ ٱلْمُخْسِرِينَ}}<ref>«پیمانه را تمام بپیمایید و از کمفروشان نباشید» سوره شعرا، آیه ۱۸۱.</ref>. [[وصیت]] ضرری نیز از ضررهای [[مالی]] ممنوع است<ref>نک: مجمع البیان، ج ۳، ص۲۹؛ روض الجنان، ج ۵، ص۲۸۱؛ احکام القرآن، ابن عربی، ج ۱، ص۳۵۰.</ref>:{{متن قرآن|فَهُمْ شُرَكَآءُ فِى ٱلثُّلُثِ مِنۢ بَعْدِ وَصِيَّةٍۢ يُوصَىٰ بِهَآ أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَآرٍّۢ وَصِيَّةًۭ مِّنَ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌۭ}}<ref>سوره نسا، آیه ۱۲.</ref>. [[اسراف]] و [[تبذیر]] در زمینههاى اقتصادى نیز که موجب اتلاف منابع ثروتشده، [[تجاوز به حقوق دیگران]] و [[نقص]] در [[رفاه]] عمومى به شمار میرود<ref>نک: التحرير و التنوير، ج ۱۴، ص۶۴.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۳۹۶.</ref> | |||
===ضرر معنوی=== | |||
ضرر معنوی لطمهای است که مجرمانه به [[حق]] غیرمالی اشخاص وارد و موجب از بین رفتن حیثیت و اعتبار یا صدمات [[روحی]] به شخص میشود<ref>نک:حقوق مدنی، ج ۲، ص۳۴۴، ۳۴۶.</ref>. براین اساس، اموری مانند افتراء<ref>{{متن قرآن|أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَفْتَرُونَ * لَا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ هُمُ ٱلْأَخْسَرُونَ}}«آنانند که به خود زیان زدند و آنچه دروغ میبافتند از (چشم) آنان ناپدید میگردد * ناگزیر، در جهان واپسین (نیز) آنانند که زیانکارترند» سوره هود، آیه ۲۱-۲۲.</ref>، [[بهتان]]<ref>{{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ يُؤْذُونَ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَٱلْمُؤْمِنَـٰتِ بِغَيْرِ مَا ٱكْتَسَبُوا۟ فَقَدِ ٱحْتَمَلُوا۟ بُهْتَـٰنًۭا وَإِثْمًۭا مُّبِينًۭا}}«و آنان که مردان و زنان مؤمن را بیآنکه کاری (ناپسند) کرده باشند آزار میکنند بیگمان بار بهتان و گناهی آشکار را بر دوش دارند» سوره احزاب، آیه ۵۸. {{متن قرآن|وَإِنْ أَرَدتُّمُ ٱسْتِبْدَالَ زَوْجٍۢ مَّكَانَ زَوْجٍۢ وَءَاتَيْتُمْ إِحْدَىٰهُنَّ قِنطَارًۭا فَلَا تَأْخُذُوا۟ مِنْهُ شَيْـًٔا أَتَأْخُذُونَهُۥ بُهْتَـٰنًۭا وَإِثْمًۭا مُّبِينًۭا}}«و اگر بر آن بودید که همسری جایگزین همسری (که دارید) کنید، و به یکی از ایشان دارایی فراوانی داده بودهاید، چیزی از آن را باز مگیرید، آیا با دروغ بافتن و گناهی آشکار آن را باز میستانید!» سوره نسا، آیه ۲۰.</ref>، [[نشر]] اکاذیب<ref>{{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ نُهُوا۟ عَنِ ٱلنَّجْوَىٰ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا نُهُوا۟ عَنْهُ وَيَتَنَـٰجَوْنَ بِٱلْإِثْمِ وَٱلْعُدْوَٰنِ وَمَعْصِيَتِ ٱلرَّسُولِ وَإِذَا جَآءُوكَ حَيَّوْكَ بِمَا لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ ٱللَّهُ وَيَقُولُونَ فِىٓ أَنفُسِهِمْ لَوْلَا يُعَذِّبُنَا ٱللَّهُ بِمَا نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ ٱلْمَصِيرُ}}«آیا به کسانی ننگریستهای که آنان را از رازگویی باز میدارند سپس به آنچه از آن بازداشته شدهاند، باز میگردند و به گناه و دشمنخویی و نافرمانی با پیامبر، با هم رازگویی میکنند و چون نزد تو میآیند به گونهای تو را درود میگویند که خداوند آن گونه تو را درود نگفته است و با خویش میگویند: چرا خداوند برای آنچه میگوییم ما را عذاب نمیکند؟ دوزخ، آنان را بس، که به آن در میآیند و این پایانه، بد است» سوره مجادله، آیه ۸.</ref>، [[تجسس]] و غیبت<ref> {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱجْتَنِبُوا۟ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ ٱلظَّنِّ إِثْمٌۭ وَلَا تَجَسَّسُوا۟ وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًۭا فَكَرِهْتُمُوهُ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ إِنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٌۭ رَّحِيمٌۭ}}«ای مؤمنان! از بسیاری از گمانها دوری کنید که برخی از گمانها گناه است و (در کار مردم) کاوش نکنید و از یکدیگر غیبت نکنید؛ آیا هیچ یک از شما دوست میدارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ پس آن را ناپسند میدارید و از خداوند پروا کنید که خداوند توبهپذیری بخشاینده است» سوره حجرات، آیه ۱۲.</ref> [[استهزاء]] و [[تمسخر]]<ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا يَسْخَرْ قَوْمٌۭ مِّن قَوْمٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُونُوا۟ خَيْرًۭا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَآءٌۭ مِّن نِّسَآءٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُنَّ خَيْرًۭا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوٓا۟ أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا۟ بِٱلْأَلْقَـٰبِ بِئْسَ ٱلِٱسْمُ ٱلْفُسُوقُ بَعْدَ ٱلْإِيمَـٰنِ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّـٰلِمُونَ}}«ای مؤمنان! هیچ گروهی گروه دیگر را به ریشخند نگیرد، بسا آنان از اینان بهتر باشند؛ و نه زنانی زنانی دیگر را، بسا آنان از اینان بهتر باشند و از یکدیگر عیبجویی مکنید و (همدیگر را) با لقبهای ناپسند مخوانید! پس از ایمان، بزهکاری نامگذاری ناپسندی است و آنان که (از این کارها) بازنگردند ستمکارند» سوره حجرات، آیه ۱۱.</ref> که به [[روحیه]] یا حیثیت فرد لطمه میزنند [[ضرر]] [[معنوی]] به شمار میآیند<ref>حقوق مدنی، ج ۲، ص۳۴۶، ۳۴۸.</ref>. هریک از این مباحث در مدخل متناسب خود بررسی میشود. ضرر زدن به دِین نیز از ضررهای معنوی است<ref>{{متن قرآن|وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَـٰجِدَ ٱللَّهِ أَن يُذْكَرَ فِيهَا ٱسْمُهُۥ وَسَعَىٰ فِى خَرَابِهَآ أُو۟لَـٰٓئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَن يَدْخُلُوهَآ إِلَّا خَآئِفِينَ لَهُمْ فِى ٱلدُّنْيَا خِزْىٌۭ وَلَهُمْ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌۭ}}«و ستمکارتر از کسی که نمیگذارد نام خداوند در مسجدهای او برده شود و در ویرانی آنها میکوشد کیست؟ آنان را جز این سزاوار نیست که هراسان در آن پا نهند، آنها در دنیا، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند» سوره بقره، آیه ۱۱۴. {{متن قرآن|مَثَلُ مَا يُنفِقُونَ فِى هَـٰذِهِ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا كَمَثَلِ رِيحٍۢ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍۢ ظَلَمُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ ٱللَّهُ وَلَـٰكِنْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}}«داستان آنچه در زندگی این جهان میبخشند همچون داستان بادی است دارای سوز سرما که بر کشتگاه گروهی بر خویش ستم کرده بوزد و آن را نابود سازد و خداوند به آنان ستم نکرده است بلکه آنان خود به خویش ستم میورزند» سوره عمران، آیه ۱۱۷.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۳۹۶.</ref> | |||
==انواع ضرر== | |||
بر اساس [[آیات قرآن]] میتوان در دستهبندیای کلی ضرر را پنجگونه دانست: ضرر زدن به خود، ضرر زدن به دیگری (فرد) و ضرر رساندن به [[جامعه]]، ضرر زدن به [[دین]] و ضرر زدن به [[خدا]] و [[پیامبر]]: | |||
===ضرر زدن به خود=== | |||
[[قرآن کریم]] [[انسانها]] را از ضرر رساندن به خود [[نهی]] کرده است:{{متن قرآن|وَلَا تُلْقُوا۟ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى ٱلتَّهْلُكَةِ}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۹۵.</ref>. [[مفسران]]، با توجه به [[سیاق آیه]]، مراد از هلاک را ترک [[انفاق در راه خدا]] [[تفسیر]] کرده و بر این باورند که ترک انفاق در راه خدا موجب هلاک [[انسان]] میشود<ref> نک: جامع البیان، ج۲، ص۱۱۶-۱۱۷؛ تفسیر سمرقندی، ج۱، ص۱۲۹؛ نیز نک: اسباب النزول، ص۵۹.</ref>؛ اما [[فقها]] با [[توسعه]] در مفهوم آیه، آن را در جهت [[تحریم]] هر گونه اضرار به نفس [[تفسیر]] کرده و بر این باورند که بر [[مکلف]] [[حرام]] است ضرر قابل توجه به خود وارد کند<ref>مجمع البیان، ج۲، ص۵۱۶؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۳۳۵-۳۳۶؛ زبدةالبیان، ص۴۲۸.</ref>. [[روایات]] بیانگر [[نزول]]، نیز روایاتی که این [[آیه]] را با [[تقیه]] مرتبط میدانند، [[تفسیر]] و برداشت [[مسلمانان]] [[صدر اسلام]] از آیه پیشگفته<ref>نک: جامع البیان، ج ۲، ص۱۱۷-۱۱۹؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۵۱۶.</ref> را [[تأیید]] میکنند<ref>نک: تفسیر عیاشی، ج ۱، ص۸۷؛ التفسیر الحدیث، ج ۴، ص۳۷۰.</ref>. در [[شأن نزول]] این آیه از [[ابوایوب انصاری]] آمده است که در [[جنگ]] [[قسطنطنیه]] یکی از مسلمانان بیمحابا به [[لشکر]] [[دشمن]] [[حمله]] کرد. مسلمانان او را برحذر داشتند و براساس برداشت خود از آیه، آن را هلاک نفس و مورد [[نهی]] [[قرآن]] دانستند. ابوایوب با [[نفی]] این برداشت، آن را [[شهادتطلبی]] دانست و مدعی شد آیه در باره انصاری نازل شده که [[پس از ظهور اسلام]] و [[پیروزی]] [[پیامبر اکرم]]، بر تباه شدن اموالی که برای [[گسترش دین اسلام]] [[هزینه]] کرده بودند [[افسوس]] میخوردند و [[گرایش]] به [[اسلام]] را عامل [[زیان]] [[مالی]] برای خود میدانستند. این آیه با ردّ پندار آنان آنچه را اندوهناکشان کرده بود ناحق و هلاک آنان را در [[انفاق]] نکردن [[اموال]] در راه [[دین]] دانست<ref>اسباب النزول، ص۶۰؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص۳۹۱؛ نک: احکام القرآن، جصاص، ج ۱، ص۳۲۶-۳۲۷.</ref>. در خبری دیگر آمده است که وقتی [[پیامبر]] برخی مسلمانان را به سفری [[فرمان]] میداد، آنان بیزاد و [[توشه]] [[حرکت]] میکردند و برخی به سبب [[تشنگی]] یا [[گرسنگی]] یا پیمودن راه طولانی هلاک میشدند. آیه نازل شد و آنان را از این کار باز داشت<ref>تفسیر ابن ابیحاتم، ج ۱، ص۳۳۱.</ref>. براین اساس، آیه از هرگونه ضرر به نفس نهی کرده است<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۵۱۶؛ نیز نک: روض الجنان، ج ۳، ص۷۸-۸۴؛ ج ۵، ص۳۳۳-۳۳۵.</ref>؛ مانند بیمحابا و تا [[مرز]] [[مرگ]] به مصاف دشمن [[مسلح]] رفتن، قطع کردن عضوی از بدن خود برای کمک به دیگری، ازبین بردن شنوایی یا [[بینایی]] و حتی بویایی خود، خود را در معرض امراض نهادن، تلف کردن [[اموال]] بهگونهای که عقلا آن را منکَر بدانند، [[ذلیل]] کردن خود و خود را در معرض [[تحقیر]] دیگران نهادن و [[سختی]] کشیدن و [[آزار]] دیدن برای نتیجهای بیارزش. | |||
برخی جمله{{متن قرآن|وَلَا تَقْتُلُوٓا۟ أَنفُسَكُمْ}} در [[آیه]] ۲۹ [[سوره نساء]]<ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَأْكُلُوٓا۟ أَمْوَٰلَكُم بَيْنَكُم بِٱلْبَـٰطِلِ إِلَّآ أَن تَكُونَ تِجَـٰرَةً عَن تَرَاضٍۢ مِّنكُمْ وَلَا تَقْتُلُوٓا۟ أَنفُسَكُمْ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًۭا}}«ای مؤمنان! داراییهای یکدیگر را میان خود به نادرستی نخورید مگر داد و ستدی با رضای خودتان باشد و یکدیگر را نکشید بیگمان خداوند نسبت به شما بخشاینده است» سوره نسا، آیه ۲۹.</ref> را نیز به همین معنا [[تفسیر]] کرده و آن را همانند آیه ۱۹۵ [[سوره بقره]]<ref>{{متن قرآن|وَأَنفِقُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَا تُلْقُوا۟ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى ٱلتَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُحْسِنِينَ}}«و در راه خداوند هزینه کنید و با دست خویش خود را به نابودی نیفکنید و نیکوکار باشید که خداوند نیکوکاران را دوست میدارد» سوره بقره، آیه ۱۹۵.</ref> دانسته و بر اساس آن هر گونه کار و [[رفتار]] زیانرسان بر نفس را مورد [[نهی]] [[خدا]] دانستهاند، چنانکه یکی از [[اصحاب]] با [[استدلال]] به این آیه در یکی از [[جنگها]]، به سبب [[ترس]] از سرما، به جای [[غسل]] [[واجب]] [[تیمم]] کرد و با آن [[نماز]] گزارد و [[پیامبر اکرم]] نیز کار او را [[تأیید]] کرد<ref>تفسیر ابن ابیحاتم، ج ۳، ص۹۲۸؛ روض الجنان، ج ۵، ص۳۳۴-۳۳۵.</ref>. برخی واژه «[[ظالمین]]» در آیه ۸۷ [[سوره]] انبیاء<ref>{{متن قرآن|وَذَا ٱلنُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَـٰضِبًۭا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَىٰ فِى ٱلظُّلُمَـٰتِ أَن لَّآ إِلَـٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبْحَـٰنَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ ٱلظَّـٰلِمِينَ}}«و یونس را (یاد کن) هنگامی که خشمناک راه خویش در پیش گرفت و گمان برد که هیچگاه او را در تنگنا نمینهیم پس در آن تاریکیها بانگ برداشت که هیچ خدایی جز تو نیست، پاکا که تویی، بیگمان من از ستمکاران بودهام» سوره انبیا، آیه ۸۷.</ref> و برخی مشتقات واژه «[[ظلم]]» در آیاتی دیگر <ref>{{متن قرآن|فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِـَٔايَـٰتِهِۦٓ أُو۟لَـٰٓئِكَ يَنَالُهُمْ نَصِيبُهُم مِّنَ ٱلْكِتَـٰبِ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَتْهُمْ رُسُلُنَا يَتَوَفَّوْنَهُمْ قَالُوٓا۟ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ قَالُوا۟ ضَلُّوا۟ عَنَّا وَشَهِدُوا۟ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا۟ كَـٰفِرِينَ}}«ستمگرتر از کسی که بر خداوند دروغ بندد یا آیات او را دروغ شمارد کیست؟ آنان کسانی هستند که بهرهشان از آن نوشته (که در لوح محفوظ است) بدیشان خواهد رسید تا چون فرستادگان ما که جانشان را میستانند، نزدشان فرا رسند (و به آنان) گویند: کجاست آنچه به جای خداون» سوره اعراف، آیه ۳۷. {{متن قرآن|وَقَوْمَ نُوحٍۢ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَىٰ}}«و (نیز) پیش از آن، قوم نوح را که ستمگرتر و سرکشتر بودند» سوره نجم، آیه ۵۲. و...</ref> را درباره ضرر محضی دانستهاند که در آن هیچ فایدهای نیست و [[دفع ضرر]] بزرگتر نیز نمیکند<ref>نک: التبیان، ج ۱، ص۱۵۸، ۲۶۰؛ ج ۲، ص۱۴۹.</ref>، یا عباراتی همچون{{متن قرآن|فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ}} <ref>{{متن قرآن|وَإِذَا طَلَّقْتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍۢ وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًۭا لِّتَعْتَدُوا۟ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُۥ وَلَا تَتَّخِذُوٓا۟ ءَايَـٰتِ ٱللَّهِ هُزُوًۭا وَٱذْكُرُوا۟ نِعْمَتَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمَآ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّنَ ٱلْكِتَـٰبِ وَٱلْحِكْمَةِ يَعِظُكُم بِهِۦ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۭ}}«و چون زنان را طلاق دادید و به سرآمد عدّه خود نزدیک شدند، یا با شایستگی آنها را نگه دارید و یا به نیکی رها کنید و آنان را برای زیان رساندن نگه ندارید که (به آنها) ستم کنید و هر کس چنین کند، به خود ستم کرده است و آیات خداوند را به ریشخند نگیرید و نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید و (نیز) آنچه را از کتاب و حکمت برایتان فرستاده است که بدان اندرزتان میدهد؛ و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۳۱. {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا۟ ٱلْعِدَّةَ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ رَبَّكُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنۢ بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّآ أَن يَأْتِينَ بِفَـٰحِشَةٍۢ مُّبَيِّنَةٍۢ وَتِلْكَ حُدُودُ ٱللَّهِ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ ٱللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُۥ لَا تَدْرِى لَعَلَّ ٱللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَٰلِكَ أَمْرًۭا}}«ای پیامبر! چون زنان را طلاق میدهید، هنگام (آغاز) عدهشان طلاق دهید و حساب عده را نگاه دارید و از خداوند- پروردگارتان- پروا کنید؛ آنان را از خانههاشان بیرون نرانید- و خود نیز بیرون نروند- مگر کار ناشایسته آشکاری کرده باشند و اینها احکام خداوند است و هر که از احکام خداوند پا فراتر نهد بیگمان به خویش ستم کرده است؛ تو نمیدانی، شاید خداوند پس از آن فرمانی (تازه) پیش آورد» سوره طلاق، آیه ۱.</ref> و{{متن قرآن|ظَالِمٌۭ لِّنَفْسِهِ}} <ref>{{متن قرآن|وَدَخَلَ جَنَّتَهُۥ وَهُوَ ظَالِمٌۭ لِّنَفْسِهِۦ قَالَ مَآ أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَـٰذِهِۦٓ أَبَدًۭا}}«و به باغستان خود در آمد در حالی که با خویش ستمکاره بود؛ گفت: گمان ندارم که این (باغستان) هرگز از میان برود» سوره کهف، آیه ۳۵. {{متن قرآن|ثُمَّ أَوْرَثْنَا ٱلْكِتَـٰبَ ٱلَّذِينَ ٱصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌۭ لِّنَفْسِهِۦ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌۭ وَمِنْهُمْ سَابِقٌۢ بِٱلْخَيْرَٰتِ بِإِذْنِ ٱللَّهِ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلْفَضْلُ ٱلْكَبِيرُ}}«سپس این کتاب را به کسانی از بندگان خویش که برگزیدهایم به میراث دادیم و برخی از آنان، ستمکاره با خویشند و برخی میانهرو و برخی با اذن خداوند در کارهای نیک پیشتازند؛ این همان بخشش بزرگ است» سوره فاطر، آیه ۳۲.</ref> را به ضرر زدن به خود، [[تفسیر]] کرده<ref>التبیان، ج ۲، ص۲۵۱؛ نیز نک: تفسیر سمرقندی، ج ۱، ص۱۵۲؛ ارشاد الاذهان، ص۳۰۳.</ref> و بر این باورند که کسانی که در پی اضرار به دیگراناند <ref>{{متن قرآن|وَإِذَا طَلَّقْتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍۢ وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًۭا لِّتَعْتَدُوا۟ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُۥ وَلَا تَتَّخِذُوٓا۟ ءَايَـٰتِ ٱللَّهِ هُزُوًۭا وَٱذْكُرُوا۟ نِعْمَتَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمَآ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّنَ ٱلْكِتَـٰبِ وَٱلْحِكْمَةِ يَعِظُكُم بِهِۦ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۭ}}«و چون زنان را طلاق دادید و به سرآمد عدّه خود نزدیک شدند، یا با شایستگی آنها را نگه دارید و یا به نیکی رها کنید و آنان را برای زیان رساندن نگه ندارید که (به آنها) ستم کنید و هر کس چنین کند، به خود ستم کرده است و آیات خداوند را به ریشخند نگیرید و نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید و (نیز) آنچه را از کتاب و حکمت برایتان فرستاده است که بدان اندرزتان میدهد؛ و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۳۱.</ref> یا از [[فرمان خدا]] [[سرپیچی]] و از حدود او [[تجاوز]] میکنند <ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا۟ ٱلْعِدَّةَ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ رَبَّكُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنۢ بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّآ أَن يَأْتِينَ بِفَـٰحِشَةٍۢ مُّبَيِّنَةٍۢ وَتِلْكَ حُدُودُ ٱللَّهِ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ ٱللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُۥ لَا تَدْرِى لَعَلَّ ٱللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَٰلِكَ أَمْرًۭا}}«ای پیامبر! چون زنان را طلاق میدهید، هنگام (آغاز) عدهشان طلاق دهید و حساب عده را نگاه دارید و از خداوند- پروردگارتان- پروا کنید؛ آنان را از خانههاشان بیرون نرانید- و خود نیز بیرون نروند- مگر کار ناشایسته آشکاری کرده باشند و اینها احکام خداوند است و هر که از احکام خداوند پا فراتر نهد بیگمان به خویش ستم کرده است؛ تو نمیدانی، شاید خداوند پس از آن فرمانی (تازه) پیش آورد» سوره طلاق، آیه ۱.</ref>، یا به [[عبادت]] [[پروردگار]] [[عُجب]] میورزند، به خود زیان رسانده و خود را در معرض [[عذاب الهی]] قرار دادهاند<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۱، ص۱۵۲؛ تفسیر طبرانی، ج ۱، ص۴۱۵؛ نیز نک: الاصفی، ج ۲، ص۷۱۶.</ref>. «[[اسراف]] بر نفس» در آیه۵۳ [[سوره زمر]] به معنای زیان رساندن به خود دانسته شده است. براین اساس، کسی که عمر خود را در امور غیرسودمند صرف کند، [[اسرافکار]] به شمار آمده و به خودش ضرر زده است<ref>نک: التفسیر الکبیر، ج ۲۷، ص۴۶۲؛ موسوعة القرآن العظیم، ج۲، ص۱۸۰۹.</ref>. [[قرآن]] برای جلوگیری از زیاندیدگی بیشترِ اینان، به اسرافکاران [[فرمان]] داده از [[رحمت خدا]] [[ناامید]] نشوند و با وجود [[اسراف]] بر خود با [[امید به خدا]] از زیاندیدگی بیشتر بپرهیزند<ref>نک: تفسیر لاهیجی، ج ۳، ص۸۷۹-۸۸۰؛ روح المعانی، ج ۱۲، ص۲۶۹.</ref>:{{متن قرآن|قُلْ يَـٰعِبَادِىَ ٱلَّذِينَ أَسْرَفُوا۟ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا۟ مِن رَّحْمَةِ ٱللَّهِ إِنَّ ٱللَّهَ يَغْفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُۥ هُوَ ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ}}<ref>«بگو: ای بندگان من که با خویش گزافکاری کردهاید! از بخشایش خداوند ناامید نباشید که خداوند همه گناهان را میآمرزد؛ بیگمان اوست که آمرزنده بخشاینده است» سوره زمر، آیه ۵۳.</ref>. [[مفسران]] در پاسخ به این [[پرسش]] که چگونه [[آدمی]] به خود ضرر میزند، حال آنکه هیچ کس اضرار به خویش را روانمیداند، چنین گفتهاند که گاهی [[انسان]] به [[گمان]] دستیابی به فایدهای، به کاری ضرری میپردازد<ref>تصحیح الوجوه و النظائر، ص۳۲۳.</ref>. در همین راستا، برخی در [[تفسیر آیه]] ۲۵۴ [[سوره بقره]] گفتهاند دلیل [[نکوهش]] [[کافران]] به [[ظلم]] آن است که آنان با [[ارتکاب معاصی]]، به خویشتن [[زیان]] رسانده و خود را تا [[ابد]] دوزخی کردهاند<ref>التبیان، ج ۲، ص۳۰۶-۳۰۷؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۶۲۵؛ نک: منهج الصادقین، ج ۲، ص۷۸.</ref>. [[خدا]] در این [[آیه]] [[مؤمنان]] را به [[انفاق]] از اموالی [[فرمان]] داده که روزی آنان کرده؛ پیش از فرارسیدن [[قیامت]] که در آن دادوستد، [[دوستی]] و واسطهگری نیست و کافران را [[ستمگر]] خوانده است.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۳۹۶.</ref> | |||
===ضرر زدن به دیگران=== | |||
هرگونه ضرر به دیگری مصداق [[تضییع حق الناس]] و [[حرام]] است. یکی از روشهای عملی کافران دستدرازی به [[مال]] و زباندرازی به آبروی [[مسلمانان]] است <ref>{{متن قرآن|إِن يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا۟ لَكُمْ أَعْدَآءًۭ وَيَبْسُطُوٓا۟ إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُم بِٱلسُّوٓءِ وَوَدُّوا۟ لَوْ تَكْفُرُونَ}}«اگر بر شما دست یابند دشمنانتان خواهند بود و بر شما به بدی دست دراز میکنند و زبان میگشایند و دوست میدارند که کاش شما نیز کافر میشدید» سوره ممتحنه، آیه ۲.</ref>. براین اساس، آنان اگر بر مسلمانان چیره شوند، با دست و زبان خود مسلمانان را خواهند آزرد و از وارد کردن هرگونه ضرری به آنان دریغ نخواهند کرد<ref>نک: مجمع البیان، ج ۹، ص۴۰۶؛ تلخیص البیان، ص۳۳۱؛ الکشاف، ج ۴، ص۵۱۳.</ref>، ازاین رو خدای متعالی به مؤمنان هشدار داده مراقب خویشتن باشند تا مبادا پس از راهیابی، [[گمراهان]] به آنان زیانی برسانند<ref>نک: ترجمه قرآن، صفوی.</ref>:{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ لَا يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا ٱهْتَدَيْتُمْ...}}<ref>«ای مؤمنان! خویش را دریابید! چون رهیاب شده باشید آن کس که گمراه است به شما زیان نمیرساند؛ همگان بازگشتتان به سوی خداوند است آنگاه شما را از آنچه میکردهاید آگاه میگرداند» سوره مائده، آیه ۱۰۵.</ref> در [[قرآن کریم]]، ضرر به دیگران در دو حوزه «ضرر به [[خانواده]]» و «ضرر به نویسنده [[دَین]]» برجسته شده است: | |||
====ضرر به خانواده و افراد تحت تکفل==== | |||
[[قرآن]] به مادرانی که میخواهند دوره شیردهی به فرزند خود را کامل کنند، [[فرمان]] داده تا از [[زمان]] ولادت، دو سال کامل به نوزادان خود شیر دهند و بر این نکته تأکید کرده که در این کار هیچیک از مادر، پدر و [[نوزاد]] نباید [[زیان]] ببینند:{{متن قرآن|وَٱلْوَٰلِدَٰتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَـٰدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ ٱلرَّضَاعَةَ وَعَلَى ٱلْمَوْلُودِ لَهُۥ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِٱلْمَعْرُوفِ لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا لَا تُضَآرَّ وَٰلِدَةٌۢ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌۭ لَّهُۥ بِوَلَدِهِۦ وَعَلَى ٱلْوَارِثِ مِثْلُ ذَٰلِكَ...}}<ref>«و مادران فرزندان خود را دو سال کامل شیر میدهند؛ این برای کسی است که بخواهد دوران شیردهی را کامل کند، و خوراک و پوشاک آنان به شایستگی بر صاحب فرزند است، بر هیچ کس جز به اندازه توانش تکلیف نیست، نه مادر باید به خاطر فرزندش زیان بیند و نه صاحب فرزند به خاطر فرزندش و بر (گردن) وارث، مانند همین است پس اگر (پدر و مادر) با رضایت و رایزنی با هم بازگرفتن (زودتر کودک) از شیر را خواستند، گناهی ندارند، و اگر خواستید برای فرزندانتان دایه بگیرید، اگر به بایستگی دستمزد آنان را بپردازید گناهی بر شما نیست و از خداوند پروا کنید و بدانید خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره بقره، آیه ۲۳۳.</ref> براین اساس، پدر باید [[خوراک]] و [[پوشاک]] مادر و فرزند را تأمین کند. مادر نیز در شیردادن به فرزند نباید کوتاهی کند. در عین حال، مادر از رهگذر فرزند نباید [[حق همسر]] خود را ضایع کرده و به او [[زیان]] برساند<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۵۸۷-۵۸۸؛ الکشاف، ج ۱، ص۲۸۰.</ref>. در این [[آیه]]{{متن قرآن|لَا تُضَآرَّ}} با دو ساختار متفاوت قرائت شده است: یک.{{متن قرآن|لا}} برای [[نهی]] و {{متن قرآن|تُضَآرَّ}} فعل مجهول باشد. بر این اساس، [[آیه]] از ضررزدن به مادر [[نوزاد]] نهی میکند<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۳۰۶؛ فقه القرآن، ج ۲، ص۱۲۱.</ref> و بدین معناست که اگر مادر خواست با گرفتن آن اجرة المثل، به نوزادش شیر دهد، پدر باید آن را به او بپردازد و نباید برای ضرر زدن به وی نوزادش را از او بگیرد و به دیگری بسپارد<ref>فقه القرآن، ج ۲، ص۱۲۱؛ نهج البیان، ج ۱، ص۳۰۶.</ref>؛ نیز اگر مادر نخواست به فرزندش شیر دهد، نباید او را به آن واداشت؛ زیرا شیردادن [[واجب]] نیست<ref>تفسیر طبرانی، ج ۱، ص۴۲۰.</ref>؛ همچنین پدر نباید در [[نفقه]]، [[مراقبت]] و نیز [[تفقد]] از مادر فرزندش کوتاهی کند و به وی ضرر رساند<ref>فقه القرآن، ج ۲، ص۱۲۲.</ref>. البته اگر دایهای با هزینهای کمتر از مادر به فرزندش شیر میدهد<ref>نک: التبیان، ج ۲، ص۲۵۸؛ فقه القرآن، ج ۲، ص۱۲۱.</ref> یا پدر «مُعْسِر» یعنی در تنگنای [[مالی]] باشد، باید به مقدار [[توانایی]]، نفقه مادر و فرزند را تأمین کند<ref>الاکلیل فی استنباط التنزیل، ص۵۷؛ نیز نک: تبصیر الرحمن، ج ۱، ص۸۴.</ref>. با این [[تفسیر]]، جمله{{متن قرآن|وَلَا مَوْلُودٌۭ لَّهُۥ}} بدین معناست که پدر نیز نباید از سر [[دشمنی]]، به مادر فرزندش، آسیب رساند و در حالی که وی میخواهد به فرزندش شیر دهد، از شیر دادنش جلوگیری کند<ref>جامع البیان، ج ۲، ص۳۰۷.</ref>، چنانکه مادر پس از آنکه نوزاد شیرخوردن از سینۀ کسی جز مادر خود را نپذیرفت، [[حق]] ندارد از شیردادن به او سرباززند<ref>نک: تفسیر ابن وهب، ج ۱، ص۷۸.</ref>. دو.{{متن قرآن|لا}} [[نافیه]] باشد و {{متن قرآن|تُضَآرَّ}} با ساختاری معلوم از مصدر باب تفاعل. [[زجاج]] همین ساختار را در آیه پذیرفته و [[معتقد]] است مادر نباید در شیردادن، غذا دادن و [[محافظت]] کردن، به نوزادش ضرر برساند<ref>فقه القرآن، ج ۲، ص۱۲۲.</ref>. در این صورت فاعل، «وَالِدَةٌ» و آیه بدین معناست که مادر برای [[آزردن]] پدر [[نوزاد]]، نباید به نوزادش ضرر رساند؛ زیرا مادر در [[قیاس]] با دیگران به فرزند مهربانتر است<ref>التبیان، ج ۲، ص۲۵۸؛ روح المعانی، ج ۱۴، ص۳۳۵.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۳۹۸.</ref> | |||
====ضرر به نویسنده سند [[دین]] و [[شاهد]] دادوستد==== | |||
ضررزدن به نویسنده سند دَیْن و [[شاهد]] دادوستد کاری فاسقانه است که باید با [[رعایت]] پروای از [[خدا]] از آن [[پرهیز]] کرد:{{متن قرآن|وَأَشْهِدُوٓا۟ إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَآرَّ كَاتِبٌۭ وَلَا شَهِيدٌۭ وَإِن تَفْعَلُوا۟ فَإِنَّهُۥ فُسُوقٌۢ بِكُمْ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ ٱللَّهُ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۭ}}<ref>سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref>. چنانکه از [[ظاهر آیه]] برمیآید، کسانی که [[توانایی]] [[نوشتن]] دارند، باید دَیْنی را که میان دو [[مؤمن]] است، چه از راه [[قرض]] دادن به یکدیگر حاصل شود، یا نتیجه دادوستد مدتدار در هر دو سوی قیمت و جنس باشد، بنویسند و اگر نویسندهای نیست، باید کسی بر آن [[شاهد]] باشد، تا طرفین دچار [[شک و تردید]] نشوند و در اینباره هیچ یک از نویسنده و شاهد نباید متضرر شود. [[مفسران]] در مراد [[آیه]] و تصویر این ضرر گفتهاند{{متن قرآن|لَا یضَآرَّ}} میتواند فعل معلوم یا مجهول باشد، در نتیجه «کَاتِب» و «شَهِید» در آیه میتوانند فاعل یا [[نایب]] فاعل باشند. در صورت نخست (معلوم بودن فعل)، آیه بدین معناست که نویسنده دَیْن نباید از نوشتن آن و نیز شاهد نباید از [[شهادت]] دادن سرباززنند یا نویسنده چیزی را که بر وی [[املا]] نشده بنویسد و نیز شاهد دَیْن نباید در شهادت بر دَیْن به چیزی شهادت دهد که شاهد آن نبوده است تا بر صاحب دَیْن ضرری وارد نشود<ref>جامع البیان، ج ۳، ص۸۹؛ تفسیر عبد الرزاق، ج ۱، ص۱۱۰-۱۱۱؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۴۰۸.</ref>؛ اما اگر «کَاتِب» و «شَهِید» در آیه نایب فاعل باشند، آیه بدین معناست که خریداران و فروشندگان نباید بر کسی که توان [[نویسندگی]] دارد و نیز بر شاهد، فشار آورده و هنگامی که او باید به کار شخصی خود بپردازد، وی را به نوشتن وادارند یا شاهد را برای شهادت به [[محکمه]] بکشانند<ref>تفسیر مقاتل، ج ۱، ص۲۳۰؛ جامع البیان، ج ۳، ص۹۰؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۴۰۸.</ref>؛ حتی برخی گفتهاند اگر نویسنده [[دین]] بر [[کتابت]]، [[اجرت]] خواست، اجرت او را باید بپردازند<ref>کشف الاسرار، ج ۱، ص۷۷۲؛ دقائق التأویل، ص۳۲.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۳۹۹.</ref> | |||
===ضرر رساندن به [[جامعه]]=== | |||
[[قرآن]] با اضرار به [[جامعه اسلامی]] با شدت بیشتری برخورد کرده است<ref>نک: التفسیر الحدیث، ج ۲، ص۴۷۲؛ التفسیر لکتاب الله المنیر، ج ۱، ص۱۲۶.</ref>. برهمین اساس، [[مجازات]] کسانی را که [[قوانین]] [[جامعه اسلامی]] را زیر پا نهاده، [[امنیت جامعه اسلامی]] را [[تهدید]] میکنند و با ایجاد [[هرج و مرج]] میکوشند [[فساد]] را در جامعه اسلامی [[حاکم]] کنند، متناسب با [[جُرم]] و فسادشان<ref>موسوعة القرآن العظیم، ج۲، ص۱۹۰۶.</ref>، کشتن، به [[صلیب]] کشیدن، قطع دست و پا در جهت خلاف یکدیگر و [[تبعید]] دانسته است{{متن قرآن|إِنَّمَا جَزَٰٓؤُا۟ ٱلَّذِينَ يُحَارِبُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَيَسْعَوْنَ فِى ٱلْأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُوٓا۟ أَوْ يُصَلَّبُوٓا۟ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلَـٰفٍ أَوْ يُنفَوْا۟ مِنَ ٱلْأَرْضِ ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْىٌۭ فِى ٱلدُّنْيَا وَلَهُمْ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«کیفر کسانی که با خداوند و پیامبرش به جنگ برمیخیزند و در زمین به تبهکاری میکوشند جز این نیست که کشته یا به دار آویخته شوند یا دستها و پاهایشان ناهمتا بریده شود یا از سرزمین خود تبعید گردند؛ این (کیفرها) برای آنان خواری در این جهان است و در جهان واپسین عذابی سترگ خواهند داشت» سوره مائده، آیه ۳۳.</ref>. برخی، آموزه این [[آیه]] و آیه پیش از آن را [[لزوم]] [[اتحاد]] [[انسانها]] در [[اجتماع]] و [[حفظ]] [[آحاد جامعه]] از ضرر، و وجود رابطه میان ضرر فرد با [[ضرر]] [[جامعه]] را دلیل این دیدگاه دانستهاند<ref>المنار، ج ۶، ص۳۴۹.</ref>. برخی بر اساس آیه ۱۰۴ [[سوره آلعمران]] [[وجوب]] [[امر به معروف و نهی از منکر]] را در جهت دفع و رفع ضرر [[اجتماعی]] دانسته و معتقدند در اجتماع «ضرر فردى» وجود ندارد، و هر [[زیان]] فردى، میتواند به زیانی اجتماعى بدل شود<ref>نمونه، ج ۳، ص۳۷.</ref>. براین اساس، [[قرآن]] گناهانی مانند [[شرابخواری]] را که هم ضرر فردی دارد، هم ضرر اجتماعی، بر ضرر اجتماعی آن (ایجاد [[دشمنی]] میان آحاد اجتماع) تأکید بیشتری کرده<ref>تفسیر قرآن مهر، ج ۵، ص۲۱۶.</ref> و از [[مسلمانان]] میخواهد به [[نهی]] از آن، پایبند باشند:{{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ ٱلشَّيْطَـٰنُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ ٱلْعَدَٰوَةَ وَٱلْبَغْضَآءَ فِى ٱلْخَمْرِ وَٱلْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ ٱللَّهِ وَعَنِ ٱلصَّلَوٰةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ}}<ref>«شیطان، تنها بر آن است تا با شراب و قمار میان شما دشمنی و کینه افکند و از یاد خداوند و از نماز بازتان دارد؛ اکنون آیا دست میکشید؟» سوره مائده، آیه ۹۱.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۰۰.</ref> | |||
===ضرر به [[دین]]=== | |||
ضرربه دین از ضررهای [[معنوی]] است که گاه رویکردی فردی دارد و گاهی رویکردی [[اجتماعی]]، چنانکه [[قرآن]] کسانی را که با بازداشتن [[مردم]] از [[مساجد]] میکوشند آن را ویران و در نتیجه [[جامعه اسلامی]] را آسیبپذیر کنند<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۳۶۱؛ نیز نک: نمونه، ج ۱، ص۴۱۲.</ref>، [[ظالم]] دانسته و آنان را از ورود آزادانه به اینگونه اماکن منع کرده است:{{متن قرآن|وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَـٰجِدَ ٱللَّهِ أَن يُذْكَرَ فِيهَا ٱسْمُهُۥ وَسَعَىٰ فِى خَرَابِهَآ أُو۟لَـٰٓئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَن يَدْخُلُوهَآ إِلَّا خَآئِفِينَ لَهُمْ فِى ٱلدُّنْيَا خِزْىٌۭ وَلَهُمْ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌۭ}}<ref>«و ستمکارتر از کسی که نمیگذارد نام خداوند در مسجدهای او برده شود و در ویرانی آنها میکوشد کیست؟ آنان را جز این سزاوار نیست که هراسان در آن پا نهند، آنها در دنیا، خواری و در جهان واپسین عذابی سترگ دارند» سوره بقره، آیه ۱۱۴.</ref>. برخی [[مفسران]]، [[ظلم]] در این [[آیه]] را به ضرر زدن [[تفسیر]] کردهاند<ref>تأویلات اهل السنه، ج ۱، ص۴۳۱؛ التبیان، ج۱، ص۱۵۸؛ ج ۴، ص۳۹۵؛ تفسیر الشریف المرتضی، ج ۳، ص۱۱۳.</ref>. قرآن در برابر این عملکرد به [[مؤمنان]] [[فرمان]] داده از [[ستمگران]]، سلب [[امنیت]] کرده و بهگونهای با آنان [[رفتار]] کنند که جز با [[ترس]] و مخفیانه نتوانند به مساجد وارد شوند<ref>تفسیر ماوردی، ج ۱، ص۱۷۴؛ الوجیز، ج ۱، ص۱۲۶.</ref>. این، سنتی [[الهی]] برای [[دفع ضرر]] [[کافران]] به دست مؤمنان است و گرنه صومعهها، [[کلیساها]]، کنیسهها و مساجدى که [[نام خدا]] در آنها بسیار برده مىشود، سخت ویران مىشدند<ref>{{متن قرآن|أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَـٰتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا۟ وَإِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ * ٱلَّذِينَ أُخْرِجُوا۟ مِن دِيَـٰرِهِم بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّآ أَن يَقُولُوا۟ رَبُّنَا ٱللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ ٱللَّهِ ٱلنَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍۢ لَّهُدِّمَتْ صَوَٰمِعُ وَبِيَعٌۭ وَصَلَوَٰتٌۭ وَمَسَـٰجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا ٱسْمُ ٱللَّهِ كَثِيرًۭا وَلَيَنصُرَنَّ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥٓ إِنَّ ٱللَّهَ لَقَوِىٌّ عَزِيزٌ}}«به کسانی که بر آنها جنگ تحمیل میشود اجازه (ی جهاد) داده شد زیرا ستم دیدهاند و بیگمان خداوند بر یاری آنان تواناست * همان کسانی که ناحق از خانههای خود بیرون رانده شدند و جز این نبود که میگفتند: پروردگار ما خداوند است و اگر خداوند برخی مردم را به دست برخی دیگر از میان برنمیداشت بیگمان دیرها (ی راهبان) و کلیساها (ی مسیحیان) و کنشتها (ی یهودیان) و مسجدهایی که نام خداوند را در آن بسیار میبرند ویران میشد و بیگمان خداوند به کسی که وی را یاری کند یاری خواهد رساند که خداوند توانمندی پیروز است» سوره حج، آیه ۳۹-۴۰.</ref>. از منظر [[قرآن]]، [[هزینه]] کردن [[اموال]] در راه [[باطل]] و [[کفر]]، زیانی [[معنوی]] و سبب آن، شخص هزینهکننده است<ref>نک: تأویلات اهل السنه، ج ۵، ص۱۹۶؛ الوجیز، ج ۱، ص۲۲۸.</ref>، ازاین رو هزینه کردن اموال از سوی [[کافران]] در جهت [[رویارویی]] با [[دین اسلام]]، [[ظلم]] و ضرری معنوی به شمار آمده<ref>الوسیط، ج۲، ص۸۸؛ زهرة التفاسیر، ج۳، ص۱۳۷۵.</ref> و به بادی [[تشبیه]] شده که در آن سرمای سوزانی است که بر کشتزار آنان میوزد و آن را تباه میکند:{{متن قرآن|مَثَلُ مَا يُنفِقُونَ فِى هَـٰذِهِ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا كَمَثَلِ رِيحٍۢ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍۢ ظَلَمُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ ٱللَّهُ وَلَـٰكِنْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ}}<ref>«داستان آنچه در زندگی این جهان میبخشند همچون داستان بادی است دارای سوز سرما که بر کشتگاه گروهی بر خویش ستم کرده بوزد و آن را نابود سازد و خداوند به آنان ستم نکرده است بلکه آنان خود به خویش ستم میورزند» سوره عمران، آیه ۱۱۷.</ref>. [[مفسران]] «ظُلْم» را در عرف<ref>اللباب فی علوم الکتاب، ج ۲، ص۷۳.</ref> و [[شرع]]<ref>التفسیر الکببر، ج۳، ص۵۱۳.</ref> به «ضرر» [[تفسیر]] کرده<ref>تفسیر ابن ابیحاتم، ج ۳، ص۷۴۲؛ تأویلات اهل السنه، ج ۱، ص۴۳۱؛ التبیان، ج ۱، ص۱۵۸.</ref> و معتقدند که کافران با هزینه کردن اموالشان در جهت [[مبارزه با حق]]، به خود ضرر زدهاند<ref>رموز الکنوز، ج ۱، ص۲۷۲.</ref>؛ زیرا آنان به [[امید]] از بین بردن [[اسلام]] اموالشان را صرف میکنند؛ ولی امیدشان به [[یأس]] بدل شده است<ref>نک: جامع البیان، ج ۴، ص۳۸؛ نیز نک: المحرر الوجیز، ج ۱، ص۴۹۵.</ref>، یا اینکه آنان با چنین هزینهکردنی موجب [[حبط اعمال]] نیکشان میشوند که خود خسارتی [[معنوی]] برای آنان است<ref>جامع البیان، ج ۴، ص۳۸. </ref>. براین اساس، [[قرآن]]، [[انفاق]] [[اموال]] در راه [[کفر]] را، ضرر میداند و تلویحاً از آن [[نهی]] میکند، بلکه [[مؤمنان]] را از [[دوستی با کافران]] از آن رو که آنان [[زیان]] رساندن به مؤمنان را [[دوست]] دارند<ref>نک: الکشاف، ج ۱، ص۴۰۶؛ زادالمسیر، ج ۱، ص۳۱۸.</ref> نیز نهی کرده است:{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَتَّخِذُوا۟ بِطَانَةًۭ مِّن دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًۭا وَدُّوا۟ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ ٱلْبَغْضَآءُ مِنْ أَفْوَٰهِهِمْ وَمَا تُخْفِى صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ ٱلْـَٔايَـٰتِ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! کسانی از غیر خودتان را [[محرم]] [[راز]] مگیرید که از هیچ [[تباهی]] در [[حقّ]] شما کوتاهی نمیکنند و دوست میدارند شما در [[سختی]] به سر [[برید]]؛ [[کینه]] از گفتارشان هویداست و آنچه دلهایشان پنهان میدارند، بزرگتر است، بیگمان ما [[آیات]] (خود) را برای شما روشن گفتهایم» [[سوره]] [[عمران]]، [[آیه]] ۱۱۸.</ref>. [[مفسران]] «عَنَت» را [[فساد]]<ref>غریب القرآن، ص۳۵۹.</ref> و ضرر شدید در [[دین]] و [[دنیا]] دانستهاند<ref>احکام القرآن، جصاص، ج ۳، ص۱۲۵؛ التبیان، ج ۳، ص۱۷۱؛ تفسیر ماوردی، ج ۱، ص۴۷۳.</ref>. [[کافران]] که خشمشان از سخنانشان آشکار است، [[خشم]] و کینه درونیشان شدیدتر است و آنان [[آرزو]] دارند با اشاعه [[زنا]] در میان مؤمنان<ref>جامع البیان، ج ۵، ص۱۷. </ref> به آنان آسیب [[دینی]] برسانند<ref>الکشاف، ج ۱، ص۴۰۶؛ جوامع الجامع، ج ۱، ص۱۹۹.</ref>. قرآن از ضرر در دین به «عَنَت» تعبیر کرده<ref>نک: مجمع البیان، ج ۵، ص۱۳۰.</ref> و آن را بر پیامبرِ [[رحمت]] گران دانسته است:{{متن قرآن|لَقَدْ جَآءَكُمْ رَسُولٌۭ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ}}<ref>«بیگمان پیامبری از (میان) خودتان نزد شما آمده است که هر رنجی ببرید بر او گران است، بسیار خواستار شماست، با مؤمنان مهربانی بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۱۲۸.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۰۱.</ref> | |||
===ضرر به [[خدا]] یا [[پیامبر]] او=== | |||
خدای متعالی، توانا بر همه چیز و ضرر رساندن [[بندگان]] به او ناممکن است:{{متن قرآن|فَإِن تَوَلَّوْا۟ فَقَدْ أَبْلَغْتُكُم مَّآ أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْكُمْ وَيَسْتَخْلِفُ رَبِّى قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّونَهُۥ شَيْـًٔا إِنَّ رَبِّى عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ حَفِيظٌۭ}}<ref>«پس اگر (هم) رو بگردانید من آنچه را که برای آن به سوی شما فرستاده شدهام به شما رساندهام و خداوند قوم دیگری جز شما را جانشین خواهد کرد و به او هیچ زیانی نمیرسانید، بیگمان پروردگار من نگاهبان همه چیز است» سوره هود، آیه ۵۷.</ref>. [[غالب]] [[مفسران]]، ضمیر{{متن قرآن|وَلَا تَضُرُّوهُ}} در [[آیه]] ۳۹ [[توبه]] و {{متن قرآن|وَلَا تَضُرُّونَهُ}} را در آیه مورد بحث به [[خدا]] بازگردانده<ref>جامع البیان، ج ۱۲، ص۳۷؛ التبیان، ج ۵، ص۲۲۰؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۴۷.</ref> و براین باورند که [[قرآن]] در [[آیات]] ۳۸ - ۳۹ [[سوره توبه]] مؤمنانی را که در پی [[فرمان]] [[حرکت]] به سوی [[دشمن]] به [[جنگ]] تمایلی نداشتند و [[دنیا]] را بر [[آخرت]] ترجیح میدادند [[نکوهش]] کرده و آنان را در صورت نرفتن به جنگ [[کافران]]، از [[عذاب]] دردناک [[الهی]]، ترسانده است:{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ ٱنفِرُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ ٱثَّاقَلْتُمْ إِلَى ٱلْأَرْضِ أَرَضِيتُم بِٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا مِنَ ٱلْـَٔاخِرَةِ فَمَا مَتَـٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ * إِلَّا تَنفِرُوا۟ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًۭا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيْـًۭٔا وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چگونهاید که چون به شما گفته شود در راه خداوند رهسپار (جنگ) گردید، گرانخیزی میورزید؟ آیا به جای جهان واپسین به زندگانی این جهان خرسند شدهاید؟ در حالی که کالای زندگی این جهان در برابر جهان واپسین جز اندکی نیست * اگر رهسپار نگردید (خداوند) شما را به عذابی دردناک دچار میکند و قومی دیگر را به جای شما میآورد و شما هیچ زیانی به او نمیتوانید رساند و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره توبه، آیه ۳۸-۳۹.</ref>. براساس برخی [[شأن]] نزولها، این آیات، پیش از [[جنگ تبوک]] نازل شدند و [[مؤمنان]] را از نجنگیدن با [[رومیان]] ترساندند و به مؤمنان هشدار دادند که [[خدا]] به آنان نیاز ندارد و میتواند در [[نبرد با کافران]]، گروهی دیگر را جایگزین آنان کند. بنابراین کوچ نکردن آنان به [[زیان]] [[خدا]] نیست و چیزی از [[ملک]] [[الهی]] کاسته نمیشود؛ ولی برای خود آنان زمینه [[عذاب]] دردناک الهی را فراهم خواهد ساخت و این به زیان خود آنان خواهد بود<ref>جامع البیان، ج ۱۰، ص۹۴؛ تفسیر مقاتل، ج ۲، ص۱۷۱.</ref>. در اینباره گفته شده قبیلهای از [[عربها]] از سوی [[پیامبر]]، به [[نبرد با رومیان]] [[فرمان]] یافتند و چون در این کار کوتاهی کردند، خدا با [[خشکسالی]] و قطع [[باران]]، آنان را عذاب کرد<ref>جامع البیان، ج ۱۰، ص۹۴.</ref>. برخی نیز [[مرجع]] ضمیر{{متن قرآن|وَلَا تَضُرُّوهُ}} را [[پیامبر اکرم]] دانسته و در معنای [[آیه]] گفتهاند اگر شما [[مؤمنان]] از [[جنگیدن]] با [[دشمن]] خودداری کنید و پیامبر را در این [[جنگ]] [[یاری]] نکنید، خدا او را یاری خواهد کرد و یاری نکردن شما به او آسیبی نمیرساند<ref>روض الجنان، ج ۹، ص۲۵۰؛ تأویلات اهل السنه، ج ۵، ص۳۷۳.</ref>. در نگاه [[قرآن]]، همه [[اوامر و نواهی]] [[دینی]] برای سامان دادن به [[زندگی اجتماعی]] [[انسانها]] [[تشریع]] شدهاند و [[تخلف]] از آنها به زیان متخلّفان است و آنان هیچ نمیتوانند به خدا آسیب برسانند<ref>نک: حقایق التأویل، ج ۵، ص۱۹۹.</ref> <ref>{{متن قرآن|فَإِن تَوَلَّوْا۟ فَقَدْ أَبْلَغْتُكُم مَّآ أُرْسِلْتُ بِهِۦٓ إِلَيْكُمْ وَيَسْتَخْلِفُ رَبِّى قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّونَهُۥ شَيْـًٔا إِنَّ رَبِّى عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ حَفِيظٌۭ}}«پس اگر (هم) رو بگردانید من آنچه را که برای آن به سوی شما فرستاده شدهام به شما رساندهام و خداوند قوم دیگری جز شما را جانشین خواهد کرد و به او هیچ زیانی نمیرسانید، بیگمان پروردگار من نگاهبان همه چیز است» سوره هود، آیه ۵۷.</ref>. در همین راستا در [[آیات]] ۱۷۶ - ۱۷۷ [[سوره آلعمران]] پیامبر را درباره [[سرعت]] گرفتن [[منافقان]]<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۸۹۱؛ التفسیر الکبیر، ج ۹، ص۴۳۶.</ref> به سوی [[کفر]] [[دلداری]] داده و یادآوری میکند که آنان با [[ارتداد]]<ref>نک: الکشاف، ج ۱، ص۴۴۳.</ref> و کفرشان به خدا آسیبی نمیرسانند و در برابر، برای خود آنان عذابی بزرگ خواهد بود و با تأکید این معنا در [[آیه]] بعد میفرماید کسانی که [[ایمان]] را با [[کفر]] مبادله میکنند، به [[خدا]] ضرر نمیرسانند و برای آنان عذابی دردناک است:{{متن قرآن|وَلَا يَحْزُنكَ ٱلَّذِينَ يُسَـٰرِعُونَ فِى ٱلْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَن يَضُرُّوا۟ ٱللَّهَ شَيْـًۭٔا يُرِيدُ ٱللَّهُ أَلَّا يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّۭا فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ * إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱشْتَرَوُا۟ ٱلْكُفْرَ بِٱلْإِيمَـٰنِ لَن يَضُرُّوا۟ ٱللَّهَ شَيْـًۭٔا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ}}<ref>«و آنان که در کفر شتاب میورزند، تو را اندوهناک نگردانند؛ آنها هرگز هیچ زیانی به خداوند نمیرسانند؛ خداوند میخواهد که برای ایشان در جهان واپسین بهرهای نگذارد و آنان را عذابی سترگ خواهد بود * کسانی که کفر را به بهای ایمان خریدند هرگز زیانی به خداوند نمیرسانند و آنان را عذابی دردناک خواهد بود» سوره عمران، آیه ۱۷۶-۱۷۷.</ref>. عباراتی همچون{{متن قرآن|وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}} و {{متن قرآن|وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ}} به چگونگی متضرر شدن [[کافران]] از عملکرد خود اشاره دارند. | |||
با توجه به اینکه از سویی در این [[آیات]] «اللّ ٰ ه» مفعول ضرر قرار گرفته و از دیگر سو در نزدیک به ۳۵ [[آیه قرآن]] به صراحت [[قدرت خدا]] [[برتر]] از همه قدرتها دانسته شده<ref>{{متن قرآن|مَا نَنسَخْ مِنْ ءَايَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍۢ مِّنْهَآ أَوْ مِثْلِهَآ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌ}}«اگر آیهای را نسخ کنیم یا (حکم) آن را واپس افکنیم به از آن یا همگون آن را میآوریم؛ آیا ندانستهای که خداوند بر هر کاری تواناست؟» سوره بقره، آیه ۱۰۶. {{متن قرآن|وَدَّ كَثِيرٌۭ مِّنْ أَهْلِ ٱلْكِتَـٰبِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّنۢ بَعْدِ إِيمَـٰنِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًۭا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّنۢ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ ٱلْحَقُّ فَٱعْفُوا۟ وَٱصْفَحُوا۟ حَتَّىٰ يَأْتِىَ ٱللَّهُ بِأَمْرِهِۦٓ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ}}«بسیاری از اهل کتاب با آنکه حق برای آنان روشن است، از رشکی در درون جانشان، خوش دارند که شما را از پس ایمان به کفر بازگردانند؛ باری، (از آنان) درگذرید و چشم بپوشید تا (زمانی که) خداوند [[فرمان]] خویش را (پیش) آورد که خداوند بر هر کاری تواناست» سوره بقره، آیه ۱۰۹.</ref>، و بر اساس آن، ضرر رساندن به [[خدا]] ناممکن است، [[مفسران]] با تقدیر گرفتن واژه «[[دین]]»<ref>تفسیر منسوب به امام عسکری، ص۴۷۴؛ اعراب القرآن، ج ۱، ص۷۸.</ref>، «[[اولیاء]]»<ref>تبصير الرحمن، ج ۱، ص۱۳۴؛ التفسیر الوسیط، ج ۲، ص۳۴۷.</ref> یا «[[رسول]]»<ref>زبدة التفاسیر، ج ۶، ص۳۶۴.</ref> در چنین آیاتی، مفعول [[واقعی]] اِضرار را دین، [[پیامبر]] یا [[اولیای الهی]] دانستهاند. به [[باور]] آنان، [[خدا]]، [[کافران]] را از آسیب رساندن به دین، اولیاء یا [[پیامبر خدا]] [[ناتوان]] میکند<ref>تبصير الرحمن، ج ۱، ص۱۳۴؛ زهرة التفاسیر، ج ۳، ص۱۵۱۸.</ref>. [[سنت الهی]] و [[وعده]] حتمی خداست که کافران خوارتر و ضعیفتر از آناند که با کفرشان به خدا آسیب رسانند، بلکه مراد از [[آیه]] این است که آنان نه توان آسیب رساندن به دین دارند و نه توان آسیب زدن به [[راه خدا]] و کسانی که در فراخوانی دیگران به راه خدا، ایستاده و پایدارند. آنان هرچند قویترین افراد باشند و از تمام توان خویش بهره گیرند، نمیتوانند در [[قوانین الهی]] و سنتهای خدا چیز جدیدی بیفزایند<ref>فی ظلال القرآن، ج ۶، ص۳۳۰۰.</ref>. براین اساس اگر آنان در برههای از [[زمان]] بتوانند به [[مؤمنان]] آسیبی برسانند، آن آسیب به [[قانون]]، [[سنت]] و راه خدا نخواهد بود، بلکه آسیبی زودگذر است که خدا به سبب حکمتی به آن [[اذن]] داده است و آنان خود در اینباره به شدت [[زیان]] خواهند دید<ref>نک: روض الجنان، ج ۵، ص۱۷۴؛ فی ظلال القرآن، ج۶، ص۳۳۰۰؛ التفسیر الوسیط، ج ۲، ص۳۴۸.</ref>؛ زیرا اولاً ضرر زدن به خدای [[قادر]] مطلق محال است. ثانیاً این عمل آنان موجب از دست رفتن ثوابی خواهد شد که از رهگذر [[عمل به دین]] بهره آنان میشود<ref>التبیان، ج ۳، ص۵۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۹، ص۴۳۶.</ref>. از سویی، [[قرآن]] در این [[آیات]] به صراحت ضرررسانی به خدا را با حرف «لَنْ» [[نفی]] کرده و این بدان معناست که هرگز هیچکس نمیتواند به خدا ضرر برساند<ref>نک: مجمع البیان، ج ۲، ص۸۵۰.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۰۲.</ref> | |||
==انتساب ضرر به خدا== | |||
بر اساس [[آیات قرآن]]، تنها عامل ضرر، خدای متعالی است. براین اساس، اگر [[خدا]] نخواهد، هیچ ضرری به هیچکس نخواهد رسید و در برابر، اگر خدا بخواهد ضرری به کسی برسد، هیچکس جز خدا نمیتواند آن را از وی دفع کند<ref>{{متن قرآن|قُلْ مَن ذَا ٱلَّذِى يَعْصِمُكُم مِّنَ ٱللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سُوٓءًا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ رَحْمَةًۭ وَلَا يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ وَلِيًّۭا وَلَا نَصِيرًۭا}}«بگو: کیست که شما را از خداوند اگر برای شما گزند یا بخشایشی خواسته باشد نگه دارد؟ و آنان (هیچ گاه) برای خود در برابر خداوند یار و یاوری نمییابند» سوره احزاب، آیه ۱۷. {{متن قرآن|سَيَقُولُ لَكَ ٱلْمُخَلَّفُونَ مِنَ ٱلْأَعْرَابِ شَغَلَتْنَآ أَمْوَٰلُنَا وَأَهْلُونَا فَٱسْتَغْفِرْ لَنَا يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِم مَّا لَيْسَ فِى قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَن يَمْلِكُ لَكُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيْـًٔا إِنْ أَرَادَ بِكُمْ ضَرًّا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ نَفْعًۢا بَلْ كَانَ ٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًۢا}}«جهادگریزان از تازیهای بادیهنشین به زودی به تو خواهند گفت که داراییها و خانوادههای ما، ما را مشغول داشت (و همراه شما نیامدیم) پس برای ما (از خداوند) آمرزش بخواه! به زبان، چیزی را میگویند که در دل ندارند؛ بگو: اگر خداوند بر آن باشد که زیانی یا سودی» سوره فتح، آیه ۱۱.</ref>. [[آیات قرآن]] درباره این موضوع، دو گروهاند. | |||
#در آیاتی از [[قرآن]]، خدای متعالی توانا بر همه چیز و مالک [[سود]] و [[زیان]] [[انسانها]] معرفی شده است؛ بهگونهای که اگر [[خدا]] ضرری را متوجه کسی کند، جز خود او هیچ کس و هیچ چیزی نمیتواند آن را برطرف کند؛ همچنین اگر بخواهد خیری به کسی برساند، هیچکس و هیچ چیزی نمیتواند مانع آن شود:{{متن قرآن|وَإِن يَمْسَسْكَ ٱللَّهُ بِضُرٍّۢ فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَ وَإِن يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍۢ فَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ}} <ref>«و اگر خداوند بلایی به تو رساند بلاگردانی جز خود وی برای آن نیست و اگر خیری به تو رساند او بر هر کاری تواناست» سوره انعام، آیه ۱۷. {{متن قرآن|وَإِن يَمْسَسْكَ ٱللَّهُ بِضُرٍّۢ فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَ وَإِن يُرِدْكَ بِخَيْرٍۢ فَلَا رَآدَّ لِفَضْلِهِۦ يُصِيبُ بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِۦ وَهُوَ ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ}}«و اگر خداوند بلایی به تو رساند کسی جز خود او آن را نمیگرداند، و اگر خیری برای تو بخواهد هیچ کس بازدارنده بخشش او نیست؛ آن را به هر کس از بندگانش بخواهد، میرساند و او آمرزنده بخشاینده است» سوره یونس، آیه ۱۰۷.</ref>، از این رو [[قرآن]] پرستشکنندگان موجودات بیسود و [[زیان]] را [[نکوهش]] کرده است:{{متن قرآن|وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُهُمْ وَلَا يَضُرُّهُمْ...}}<ref>«و به جای خداوند چیزی را میپرستند که به آنان نه سود میرساند و نه زیان و کافر در برابر پروردگارش پشتیبان (شیطان) است» سوره فرقان، آیه ۵۵.</ref>؛ همچنین کسانی را [[نکوهیده]] که بهناحق جز [[خدا]] معبودانی را میپرستند که اگر خدا ضرری را متوجه کسی کند، آنها توان [[شفاعت]] و جلوگیری از آن ضرر را ندارند: «أَ أَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَةً إِنْ یُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لا تُغْنِ عَنِّی شَفاعَتُهُمْ شَیْئاً وَ لا یُنْقِذُون » ([[یس]] / ۳۶، ۲۳) و به [[پیامبر]] نیز [[فرمان]] داده است تا این [[رفتار]] آنان را نکوهش کند:{{متن قرآن|ءَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةً إِن يُرِدْنِ ٱلرَّحْمَـٰنُ بِضُرٍّۢ لَّا تُغْنِ عَنِّى شَفَـٰعَتُهُمْ شَيْـًۭٔا وَلَا يُنقِذُونِ}}<ref>«آیا به جای او خدایانی را برگزینم که اگر (خداوند) بخشنده گزندی برای من بخواهد میانجیگری آنان مرا سودی نخواهد داشت و نمیتوانند رهاییم بخشند؟» سوره یس، آیه ۲۳.</ref>؛ همچنین در [[آیه]] ۳۸ [[سوره]] زمر<ref>{{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُ قُلْ أَفَرَءَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ إِنْ أَرَادَنِىَ ٱللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَـٰشِفَـٰتُ ضُرِّهِۦٓ أَوْ أَرَادَنِى بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَـٰتُ رَحْمَتِهِۦ قُلْ حَسْبِىَ ٱللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ ٱلْمُتَوَكِّلُونَ}}«و چون از ایشان بپرسی: آسمانها و زمین را که آفریده است؟ خواهند گفت: خداوند بگو: پس آیا آنچه را به جای خداوند به پرستش میخوانید دیدهاید؟ اگر خداوند گزندی برای من بخواهد آیا آنان گزند او را از من میگردانند؟ یا اگر بخشایشی برای من بخواهد، میتوانند بخشا» سوره زمر، آیه ۳۸.</ref> مشرکانی را نکوهش کرده است که به رغم [[باور]] به [[آفریدگاری]] خدا، موجوداتی را میپرستند که بر [[سود]] و زیان خویش توانا نیستند:{{متن قرآن|قُلْ مَن رَّبُّ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ قُلِ ٱللَّهُ قُلْ أَفَٱتَّخَذْتُم مِّن دُونِهِۦٓ أَوْلِيَآءَ لَا يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ نَفْعًۭا وَلَا ضَرًّۭا}}<ref>سوره رعد، آیه ۱۶.</ref>. همین مضمون در [[آیات]] دیگری نیز آمده است<ref>{{متن قرآن|قُلْ أَنَدْعُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُنَا وَلَا يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَىٰٓ أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَىٰنَا ٱللَّهُ كَٱلَّذِى ٱسْتَهْوَتْهُ ٱلشَّيَـٰطِينُ فِى ٱلْأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُۥٓ أَصْحَـٰبٌۭ يَدْعُونَهُۥٓ إِلَى ٱلْهُدَى ٱئْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى ٱللَّهِ هُوَ ٱلْهُدَىٰ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ ٱلْعَـٰلَمِينَ}}«بگو آیا به جای خداوند کسی را (به پرستش) بخوانیم که نه به ما سود میرساند و نه زیان میزند و پس از آنکه خداوند ما را راهنمایی کرده است به (عقاید) گذشته خود بازگردانده شویم؟ چونان کسی که شیطانها او را در زمین، سرگشته و سرگردان کردهاند در حالی که او را همراهانی است که به راهیابی فرا میخوانندش که نزد ما بیا؛ بگو: تنها رهنمود خداوند، رهنمود است و فرمان یافتهایم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم» سوره انعام، آیه ۷۱.</ref>. این دسته از آیات عمدتاً در [[رویارویی]] با نگاه [[شرکآلود]] مشرکاناند و بر [[توحید افعالی]] تأکید دارند<ref>نک: الاخلاق فی القرآن، ج ۱، ص۲۵۰.</ref>. بر این اساس، [[قرآن]] با تأکید بر خصوصیت [[ضارّ]] و نافع بودن [[خدا]] و [[نفی]] سودرسانی و ضرر رساندن از غیر او، دلیل [[حصر]] [[عبودیت]] در وی را تبیین کرده و با [[انحصار]] [[سود]] و [[زیان]] در خدا، [[پرستش]] غیر او را [[ستم]] و ناحق دانسته است<ref>جامع البیان، ج ۷، ص۱۵۲؛ المیزان، ج ۷، ص۱۴۳.</ref>. | |||
#در برخی آیات بهگونه ضمنی، سود و زیان [[انسانها]] را به خدا نسبت داده و [[اختیار]]، [[توانایی]] و [[مالکیت]] دیگران، حتی [[پیامبر اکرم]] را بر نفعرسانی یا آسیب زدن به خود: {{متن قرآن|قُل لَّآ أَمْلِكُ لِنَفْسِى نَفْعًۭا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ ٱلْغَيْبَ لَٱسْتَكْثَرْتُ مِنَ ٱلْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِىَ ٱلسُّوٓءُ...}}<ref>«بگو من برای خود سود و زیانی در دست ندارم جز آنچه خداوند بخواهد و اگر غیب میدانستم خیر بسیار مییافتم و (هیچ) بلا به من نمیرسید؛ من جز بیمدهنده و مژدهآور برای گروهی که ایمان میآورند نیستم» سوره اعراف، آیه ۱۸۸.</ref>. و دیگران:{{متن قرآن|قُلْ إِنِّى لَآ أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّۭا وَلَا رَشَدًۭا}}<ref>«بگو: من برای شما نه یارای زیانی دارم و نه رهیافتی» سوره جن، آیه ۲۱.</ref> [[نفی]] کرده است. البته [[انسانها]] این [[حقیقت]] را [[ادراک]] نمیکنند، جز آنکه دچار [[گرفتاری]] شدیدی شوند که هیچکس جز [[خدا]] بر رفع یا دفع آن توانا نیست؛ آری، آنان هنگام گرفتار آمدن در شدت و [[سختی]]، موحدانه به سوی خدا روی آورده و با [[راز و نیاز]] با او میکوشند [[زیان]] را از خود رفع کنند، گرچه پس از [[نجات]]، به [[شرک]] بازگشته و بهگونهای [[رفتار]] میکنند که گویا خدا را در باره دفع و رفع زیانشان نخوانده بودند:{{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّ ٱلْإِنسَـٰنَ ٱلضُّرُّ دَعَانَا لِجَنۢبِهِۦٓ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَآئِمًۭا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُۥ مَرَّ كَأَن لَّمْ يَدْعُنَآ إِلَىٰ ضُرٍّۢ مَّسَّهُۥ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ}}<ref>«و چون گزند به آدمی رسد ما را به پهلو خسبیده یا نشسته یا ایستاده فرا میخواند و چون از او آن گزند را بگردانیم به راه خود میرود گویی ما را برای (زدودن) گزندی که بدو رسیده بود فرا نخوانده است؛ بدین گونه در نظر گزافکاران کارهایی را که میکردند آراستهاند» سوره یونس، آیه ۱۲. {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّكُمُ ٱلضُّرُّ فِى ٱلْبَحْرِ ضَلَّ مَن تَدْعُونَ إِلَّآ إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّىٰكُمْ إِلَى ٱلْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ ٱلْإِنسَـٰنُ كَفُورًا}}«و چون در دریا گزند به شما رسد آنان که (اکنون به پرستش) میخوانید ناپدید میشوند جز خداوند اما چون شما را تا خشکی رساند رو میگردانید و آدمی، ناسپاس است» سوره اسراء، آیه ۶۷. </ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۰۴.</ref> | |||
==[[تزاحم]] دو ضرر== | |||
ضرر زدن به دیگری همیشه ممنوع نیست و در مواردی برای جلوگیری از ضرر بزرگتر جایز است، چنانکه [[خضر]] [[نبی]] کشتی چند [[تهیدست]] را معیوب کرد تا مانع [[غصب]] آن به دست [[پادشاه]] [[ستمگری]] شود که کشتیهای سالم را غصب میکرد:{{متن قرآن|أَمَّا ٱلسَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَـٰكِينَ يَعْمَلُونَ فِى ٱلْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَآءَهُم مَّلِكٌۭ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًۭا}}<ref>«امّا آن کشتی از آن مستمندانی بود که (با آن) در دریا کار میکردند؛ بر آن شدم به آن آسیب رسانم چون در پی آن [[پادشاهی]] بود که هر کشتی (بیآسیب) را به [[زور]] میگرفت» [[سوره کهف]]، [[آیه]] ۷۹.</ref> <ref>نمونه، ج ۱۶، ص۲۲۶؛ نیز نک: آئین اخلاق در قرآن، ص۳۱۷.</ref>. و افزون بر آنکه سبب [[آرامش روانی]] فرد خسارت دیده میشود، همه یا بخشی از خسارت وارد شده را جبران میکند، از این رو اگر اولیای دم از [[دشمنان]] [[مسلمانان]] باشند، [[کفاره]] که [[آزاد]] کردن یک برده است کافی است و [[پرداخت دیه]] لازم نیست؛ زیرا پرداخت دیه موجب تقویت بنیه [[مالی]] دشمنان شده و به [[زیان]] [[جامعه اسلامی]] است<ref>نمونه، ج ۴، ص۶۲.</ref>. قطع درختان بنی نضیر به [[فرمان پیامبر]] [[اکرم]] نیز به همین سبب بود. بر اساس نقلی، در [[غزوه بنینضیر]]، برخی اقدام به قطع درختان خرما کردند. در برابر، برخی دیگر از مسلمانان آنها را [[غنیمت جنگی]] دانسته و کوشیدند از قطع درختان آنها جلوگیری کنند<ref>جامع البیان، ج ۲۸، ص۲۲-۲۳.</ref>. آیه ۵ [[سوره حشر]] نازل شد و هر دو گروه (قطع کنندگان نخلها و [[نهی]] کنندگان از آن) را بر [[حق]] و [[رفتار]] آنان را مطابق [[فرمان خدا]] دانست<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۳، ص۴۲۶؛ مجمع البیان، ج ۹، ص۳۸۷؛ زاد المسیر، ج۴، ص۲۵۶.</ref>؛ بدین معنا که آنچه را تاکنون از درختان قطع کردهاند به فرمان خدا و در جهت [[خوار]] و خفیف نشان دادن [[دشمن]] بوده است. نهی کسانی نیز که از قطع درختان جلوگیری کردند به لحاظ [[آینده]] و در جهت [[پیشگیری]] از ضررِ افزونتر بوده است. برخی نیز [[نزول آیه]] را در جهت رد [[طعن]] [[یهودیان بنینضیر]] به [[پیامبر]] دانستهاند: پس از [[پیمانشکنی]] [[بنینضیر]] و [[همکاری]] با [[قریش]] برای ضربه زدن به پیامبر آنحضرت و یارانش به آنان [[حمله]] کردند. در این هنگام بنینضیر در قلعه خود استقرار یافتند و برخی مسلمانان برای وارد آوردن ضربه و [[ضرر]] [[اقتصادی]] به آنان به قطع نخلهایشان و [[سوزاندن]] آنها پرداختند. [[یهودیان]] در گفتاری طعنآمیز به پیامبر، این رفتار را [[افساد در زمین]] و آن را به دور از [[شأن]] [[پیامبری]] دانستند. آیه برای [[تأیید]] رفتار [[مسلمانان]] نازل شد و آن را در جهت [[خوار]] ساختن [[فاسقان]] دانست<ref>تفسیر طبرانی، ج ۶، ص۲۳۷؛ اسباب النزول، ص۴۳۷؛ تفسیر ماوردی، ج ۵، ص۵۰۱-۵۰۲.</ref>. برخی توجیههای دیگر نیز درباره جواز این [[رفتار]] گفته شده است<ref>نک: تأویلات اهل السنه، ج ۹، ص۵۸۳.</ref>. بریدن دست سارق <ref>{{متن قرآن|وَٱلسَّارِقُ وَٱلسَّارِقَةُ فَٱقْطَعُوٓا۟ أَيْدِيَهُمَا جَزَآءًۢ بِمَا كَسَبَا نَكَـٰلًۭا مِّنَ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌۭ}}«و دست مرد و زن دزد را به سزای آنچه کردهاند به کیفری از سوی خداوند ببرید و خداوند پیروزمندی فرزانه است» [[سوره مائده]]، [[آیه]] ۳۸.</ref>، تازیانه زدن به مرد و زن زناکار <ref>{{متن قرآن|ٱلزَّانِيَةُ وَٱلزَّانِى فَٱجْلِدُوا۟ كُلَّ وَٰحِدٍۢ مِّنْهُمَا مِا۟ئَةَ جَلْدَةٍۢ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌۭ فِى دِينِ ٱللَّهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَآئِفَةٌۭ مِّنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ}}«به هر یک از زن و مرد زناکار صد تازیانه بزنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید نباید در دین خداوند بخشایشی بر آن دو به شما دست دهد و هنگام عذابشان باید دستهای از مؤمنان گواه باشند» سوره نور، آیه ۲.</ref> و نیز نسبت دهنده [[زنا]] به [[زنان]] و مردان [[پاکدامن]] <ref>{{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ يَرْمُونَ ٱلْمُحْصَنَـٰتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا۟ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَآءَ فَٱجْلِدُوهُمْ ثَمَـٰنِينَ جَلْدَةًۭ وَلَا تَقْبَلُوا۟ لَهُمْ شَهَـٰدَةً أَبَدًۭا وَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْفَـٰسِقُونَ}}«و به کسانی که به زنان پاکدامن تهمت (زنا) میزنند سپس چهار گواه نمیآورند هشتاد تازیانه بزنید و دیگر هرگز گواهی آنان را نپذیرید و آنانند که نافرمانند» سوره نور، آیه ۴.</ref>، همچنین دیات<ref>{{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَن يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَـًۭٔا وَمَن قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَـًۭٔا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍۢ مُّؤْمِنَةٍۢ وَدِيَةٌۭ مُّسَلَّمَةٌ إِلَىٰٓ أَهْلِهِۦٓ إِلَّآ أَن يَصَّدَّقُوا۟ فَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ عَدُوٍّۢ لَّكُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌۭ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍۢ مُّؤْمِنَةٍۢ وَإِن كَانَ مِن قَوْمٍۭ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَـٰقٌۭ فَدِيَةٌۭ مُّسَلَّمَةٌ إِلَىٰٓ أَهْلِهِۦ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍۢ مُّؤْمِنَةٍۢ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةًۭ مِّنَ ٱللَّهِ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًۭا}}«هیچ مؤمنی حق ندارد مؤمنی (دیگر) را بکشد جز به خطا و هر که به خطا مؤمنی را بکشد آزاد کردن بردهای مؤمن و پرداخت خونبهایی به خانوادهاش (بر عهده کشنده است) مگر آنان در گذرند پس اگر (کشته) از گروه دشمن شما امّا مؤمن است، آزاد کردن بردهای مؤمن (بس است) و اگر از گروهی است که میان شما و ایشان پیمانی هست پرداخت خونبهایی به خانوادهاش و آزاد کردن بردهای مؤمن (لازم است) و آن کس که (بردهای) نیابد روزه دو ماه پیاپی (بر عهده اوست) برای پذیرش توبهای از سوی خداوند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نسا، آیه ۹۲.</ref>، [[قصاص]] <ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ كُتِبَ عَلَيْكُمُ ٱلْقِصَاصُ فِى ٱلْقَتْلَى ٱلْحُرُّ بِٱلْحُرِّ وَٱلْعَبْدُ بِٱلْعَبْدِ وَٱلْأُنثَىٰ بِٱلْأُنثَىٰ فَمَنْ عُفِىَ لَهُۥ مِنْ أَخِيهِ شَىْءٌۭ فَٱتِّبَاعٌۢ بِٱلْمَعْرُوفِ وَأَدَآءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَـٰنٍۢ ذَٰلِكَ تَخْفِيفٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌۭ فَمَنِ ٱعْتَدَىٰ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَلَهُۥ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ}}«ای مؤمنان! قصاص کشتگان بر شما مقرّر شده است: آزاد در برابر آزاد و برده در برابر برده و زن در برابر زن، و اگر به کسی از جانب برادر (دینی)اش (یعنی ولیّ دم) گذشتی شود، (بر ولیّ دم است) که شایسته پیگیری کند و (بر قاتل است که) خونبها را به نیکی به او بپردازد، این آسانگیری و بخشایشی از سوی پروردگار شماست و هر که پس از آن از اندازه درگذرد عذابی دردناک خواهد داشت» سوره بقره، آیه ۱۷۸.</ref> و [[مقابله به مثل]]<ref>{{متن قرآن|ٱلشَّهْرُ ٱلْحَرَامُ بِٱلشَّهْرِ ٱلْحَرَامِ وَٱلْحُرُمَـٰتُ قِصَاصٌۭ فَمَنِ ٱعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ فَٱعْتَدُوا۟ عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا ٱعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلْمُتَّقِينَ}}«(این) ماه حرام در برابر (آن) ماه حرام است و حرمت شکنیها قصاص دارد پس هر کس بر شما ستم روا داشت همانگونه که با شما ستم روا داشته است با وی ستم روا دارید، و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند با پرهیزگاران است» سوره بقره، آیه ۱۹۴.</ref> از دیگر اموری هستند که گرچه به ضرر جانی و [[مالی]] میانجامند، از این رو که با اجرای این [[احکام]] از ضررهایی افزونتر جلوگیری میشود <ref>{{متن قرآن|وَلَكُمْ فِى ٱلْقِصَاصِ حَيَوٰةٌۭ يَـٰٓأُو۟لِى ٱلْأَلْبَـٰبِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}«و شما را ای خردمندان در قصاص، زندگانی (نهفته) است؛ باشد که شما پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۱۷۹.</ref> [[مشروع]]، بلکه لازماند، ازاین رو برخی بر پایه [[آیه]] ۱۹۵ [[سوره بقره]] [[انفاق]] [[اموال]] را در جهت [[دفع ضرر]] [[نفسانی]] و [[آبرویی]] [[واجب]] دانستهاند<ref>نک: [[التفسیر الکبیر]]، ج ۵، ص۲۹۴؛ نیز نک: التفسیر الکاشف، ج ۱، ص۳۰۱؛ مواهب [[الرحمن]]، ج ۳، ص۱۴۶-۱۴۷.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۰۵.</ref> | |||
==اسباب ضرر== | |||
[[شر]] در کنار خیر و به تبع آنها ضرر در کنار نفع در عالم مادی، گریزناپذیر و تابع [[نظام]] کلی [[خلقت]] و [[اذن]] الهیاند؛ ولی تحقق خارجی آنها در گرو عواملی است که در [[قرآن]] به برخی از آنها اشاره شده است: | |||
===[[سحر]]=== | |||
[[یادگیری]] سحر غالباً به ضرر میانجامد، چنانکه [[ساحران]] با [[آموختن]] سحر به [[مردم]]، به دیگران [[زیان]] میرساندند:{{متن قرآن|...وَلَـٰكِنَّ ٱلشَّيَـٰطِينَ كَفَرُوا۟ يُعَلِّمُونَ ٱلنَّاسَ ٱلسِّحْرَ وَمَآ أُنزِلَ عَلَى ٱلْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَـٰرُوتَ وَمَـٰرُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّىٰ يَقُولَآ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌۭ فَلَا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِۦ بَيْنَ ٱلْمَرْءِ وَزَوْجِهِۦ وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِۦ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنفَعُهُمْ...}}<ref>«و (یهودیان) از آنچه شیطانها در فرمانروایی سلیمان (به گوش این و آن) میخواندند (که سلیمان جادوگر است)؛ پیروی کردند. و سلیمان کفر نورزید ولی شیطانها کافر شدند که به مردم جادو میآموختند و نیز آنچه را بر دو فرشته هاروت و ماروت در (سرزمین) بابل فرو فرستاده شده بود در حالی که این دو به هیچکس آموزشی نمیدادند مگر که میگفتند: ما تنها (ابزار) آزمونیم پس (با بکارگیری جادو) کافر مشو! اما (مردم) از آن دو چیزی را میآموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی میافکنند- در حالی که جز به اذن خداوند به کسی زیان نمیرساندند- چیزی را میآموختند که به آنان زیان میرسانید و برای آنها سودی نداشت و خوب میدانستند که هر کس خریدار آن باشد در جهان واپسین بهرهای ندارد و خود را به بد چیزی فروختند، اگر میدانستند» سوره بقره، آیه ۱۰۲.</ref>. ساحران عصر سلیمان با [[سوء استفاده]] از [[سحر]] میان [[همسران]] جدایی افکنده و از این راه به آنها [[زیان]] میزدند. افزون بر آن، [[یادگیری]] [[سحر]] بیآنکه سودی داشته باشد، ضررهایی هم دارد<ref>التحرير و التنوير، ج ۱، ص۶۲۷.</ref>؛ مانند [[ضرر]] [[اخروی]]<ref>مجمع البيان، ج ۱، ص۳۴۰-۳۴۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۲، ص۵۵.</ref>. ضرر [[دینی]] غیر سودمند برای [[معاد]]<ref>جامع البيان، ج ۱، ص۳۶۹-۳۷۰؛ تفسير ابن كثير، ج۱، ص۲۴۹.</ref>، به ضرر [[دنیوی]] بدون نفع در [[آخرت]] [[تفسیر]] شده است<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۱، ص۸۰.</ref>. بسیاری از [[فقهای شیعه]]<ref>المبسوط، ج ۷، ص۲۶۰؛ السرائر، ج ۳، ص۵۳۳؛ تذکرة الفقهاء، ج ۱۲، ص۱۴۴؛ جواهرالکلام، ج ۲۲، ص۷۵.</ref> و [[سنی]]<ref>الشرح الکبیر، ج ۱۰، ص۱۱۳.</ref> با استناد به [[آیه]] ۱۰۲ [[سوره بقره]] و نیز [[روایات]]<ref>الكافی، ج ۳، ص۷۰۴.</ref> به [[حرمت]] سحر [[فتوا]] داده<ref>روضة الطالبین، ج ۷، ص۱۹۸؛ کفایة الاحکام، ج ۱، ص۴۴۰؛ حاشیة رد المحتار، ج ۴، ص۴۲۶.</ref> و یاد دادن و یادگرفتن سحر<ref>المبسوط، ج ۷، ص۲۶۰؛ السرائر، ج ۳، ص۵۳۳.</ref>، [[اشتغال]] به سحر و گرفتن [[اجرت]] در برابر آن را [[حرام]] دانستهاند<ref>النهايه، طوسی، ص۳۶۵ -۳۶۶؛ کفاية الاحکام، ج ۱، ص۴۴۰؛ نیل الاوطار، ج ۷، ص۳۷۰.</ref>؛ ولی برخی با استناد به {{متن قرآن|وَمَا هُم بِضَآرِّينَ}} سحر حرام را در سحر زیانبار منحصر دانستهاند<ref>إرشاد الطالب، ج ۱، ص۱۶۵.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۰۶.</ref> | |||
===[[شیطان]]=== | |||
شیطان عامل [[نجوا]] برای محزون کردن [[مؤمنان]] است. البته او بیاذن [[خدا]] نمیتواند ضرر برساند و مؤمنان با [[توکل بر خدا]] میتوانند مانع آسیب رسانی او شوند:{{متن قرآن|إِنَّمَا ٱلنَّجْوَىٰ مِنَ ٱلشَّيْطَـٰنِ لِيَحْزُنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَلَيْسَ بِضَآرِّهِمْ شَيْـًٔا إِلَّا بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ ٱلْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«رازگویی، تنها کار شیطان است تا مؤمنان را اندوهگین کند اما هیچ زیانی به آنان نمیرساند مگر به اذن خداوند و مؤمنان باید بر خداوند توکّل کنند» سوره مجادله، آیه ۱۰.</ref>. [[انسان]] نباید شیطان را به جای خدا [[دوست]] خود بپندارد و اگر چنین کند زیانی آشکار کرده است؛ زیرا کار شیطان دادن وعدههای [[فریبنده]] به انسان است و با پدید آوردن توهم نفع در چیز زیانبار، به آنان آسیب میرساند<ref>تفسیر طبرانی، ج ۲، ص۳۰۳؛ تفسیر واحدی، ج ۱، ص۲۹۱.</ref>:{{متن قرآن|...وَمَن يَتَّخِذِ ٱلشَّيْطَـٰنَ وَلِيًّۭا مِّن دُونِ ٱللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًۭا مُّبِينًۭا * يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ وَمَا يَعِدُهُمُ ٱلشَّيْطَـٰنُ إِلَّا غُرُورًا}}<ref>«و بیگمان آنان را گمراه میکنم و به آرزو (های دور و دراز) میافکنم و به آنان فرمان میدهم آنگاه گوش چارپایان را (به خرافهپرستی) میشکافند و به آنان فرمان میدهم آنگاه آفرینش خداوند را دگرگونه میسازند؛ و هر که به جای خداوند، شیطان را به یاوری برگزیند زیانی آشکار کرده است * (شیطان) به آنان وعده میدهد و در آرزو (های دور و دراز) میافکند و شیطان به ایشان جز به فریب وعدهای نمیدهد» سوره نسا، آیه ۱۱۹-۱۲۰.</ref>، چنانکه هنگام [[فریب دادن]] [[آدم]] و [[حوا]] [[راز]] [[نهی]] [[خدا]] از شجره را جلوگیری از [[حیات جاودان]] یا [[فرشته]] شدن آنان دانست و بر خیرخواهانه بودن پیشنهاد وسوسهانگیز خود [[سوگند]] یاد کرد <ref>{{متن قرآن|فَوَسْوَسَ لَهُمَا ٱلشَّيْطَـٰنُ لِيُبْدِىَ لَهُمَا مَا وُۥرِىَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَٰتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَىٰكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ ٱلشَّجَرَةِ إِلَّآ أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ ٱلْخَـٰلِدِينَ * وَقَاسَمَهُمَآ إِنِّى لَكُمَا لَمِنَ ٱلنَّـٰصِحِينَ}}«پس شیطان آن دو را به وسوسه افکند تا از شرمگاههایشان آنچه را بر آن دو پوشیده بود بر آنها آشکار سازد و گفت: پروردگارتان شما را از این درخت باز نداشت مگر بدین رو که مبادا دو فرشته شوید یا از جاودانگان گردید * و برای آن دو سوگند خورد که من از خیرخواهان شمایم» سوره اعراف، آیه ۲۰-۲۱.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۰۶.</ref> | |||
===قحطی و [[خشکسالی]]=== | |||
[[برادران یوسف]] پس از ورود به [[مصر]] از بدحالی و آسیبدیدگی خود و خانوادههایشان نزد یوسف [[شکایت]] کردند:{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا ٱلضُّرُّ}}<ref>سوره یوسف، آیه ۸۸.</ref>. منظور از «ضُرّ» در این آیه، [[گرسنگی]]، نیاز و سختیهایی است که [[فرزندان]] [[یعقوب]] بر اثر قحطی و خشکسالی به آن گرفتار شده بودند<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۳۹۹.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۰۷.</ref> | |||
===[[کمفروشی]]=== | |||
کمفروشی از عوامل ضرر به غیر است، از این رو [[قرآن]] به صراحت از آن نهی کرده و فرمان داده است تا [[مردم]] در [[داد و ستد]] پیمانه را پر کرده و با کاستن از آن، به یکدیگر [[زیان]] نرسانند:{{متن قرآن|أَوْفُوا۟ ٱلْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا۟ مِنَ ٱلْمُخْسِرِينَ}}<ref>«پیمانه را تمام بپیمایید و از کمفروشان نباشید» سوره شعراء، آیه ۱۸۱.</ref>. {{متن قرآن|ٱلْمُخْسِرِينَ}} در [[آیه]] به زیان رسانندگان [[تفسیر]] شده است<ref>تفسیر اثناعشری، ج۹، ص۴۹۱.</ref>. [[قرآن]] در بسیاری از [[آیات]]، برای تبیین [[کمفروشی]] از مشتقات واژگان «خُسْر» و «بَخْس» به معنای [[نقص]] و زیان [[مالی]]<ref>تفسیر ماوردی، ج۶، ص۲۲۶؛ التفسیر الکبیر، ج۲۴، ص۵۲۸؛ اخلاق حمیده، ج۳، ص۵۴۱.</ref> بهره گرفته <ref>{{متن قرآن|وَإِلَىٰ مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًۭا قَالَ يَـٰقَوْمِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـٰهٍ غَيْرُهُۥ قَدْ جَآءَتْكُم بَيِّنَةٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَوْفُوا۟ ٱلْكَيْلَ وَٱلْمِيزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا۟ ٱلنَّاسَ أَشْيَآءَهُمْ وَلَا تُفْسِدُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَـٰحِهَا ذَٰلِكُمْ خَيْرٌۭ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}}«و به سوی مدین، برادرشان شعیب را فرستادیم، گفت: ای قوم من! خداوند را بپرستید که جز او خدایی ندارید، بیگمان برهانی از سوی پروردگارتان برایتان آمده است پس پیمانه و ترازو را تمام بپیمایید و چیزهای مردم را به آنان کم ندهید و در این سرزمین پس از سامان یافتن آن تباهی نورزید، این برای شما اگر مؤمن باشید بهتر است» سوره اعراف، آیه ۸۵. {{متن قرآن|وَيَـٰقَوْمِ أَوْفُوا۟ ٱلْمِكْيَالَ وَٱلْمِيزَانَ بِٱلْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا۟ ٱلنَّاسَ أَشْيَآءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِ مُفْسِدِينَ}}«و ای قوم من! پیمانه و ترازو را با دادگری، تمام بپیمایید و چیزهای مردم را به آنان کم ندهید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره هود، آیه ۸۵.</ref> [[و]] در آیه ۱ [[سوره مطفّفین]] کمفروشان را به ویل ([[چاه]]<ref>تفسیر قمی، ج۲، ص۴۱۰.</ref>، [[عذاب]] شدید<ref>تفسیر طبرانی، ج۶، ص۴۵۸؛ تفسیر ابن وهب، ج۲، ص۴۸۱.</ref> یا جایگاهی در [[جهنم]] با ویژگیهای خاص)<ref>نک: تفسیر مقاتل، ج ۴، ص۶۲۱.</ref> [[تهدید]]<ref>روض الجنان، ج ۲۰، ص۱۸۰.</ref> کرده است:{{متن قرآن|وَيْلٌۭ لِّلْمُطَفِّفِينَ}}<ref>«وای بر کمفروشان!» سوره مُطففین، آیه ۱.</ref>. {{متن قرآن|مُطَفِّفِينَ}} کسانی هستند که هرگاه بخواهند چیزی را از دیگران بخرند، آن را با وزن کامل دریافت میکنند؛ اما اگر بخواهند کالایی را بفروشند، از وزن آن میکاهند و کمتر از آنچه فروختهاند به مشتری میدهند:{{متن قرآن|الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ * وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ}}<ref>«آنان که چون از مردم پیمانه گیرند تمام پیمایند * و چون پیمانه دهند یا وزن کنند کم نهند،» سوره مطففین، آیه ۲-۳.</ref>. [[خسران]] در این [[آیه]] به معنای نقصان و [[زیان]] مادی است که از سوی فروشنده به خریدار میرسد<ref>نک: تفسیر ماوردی، ج ۶، ص۲۲۶.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۰۷.</ref> | |||
===[[وصیت]] ضرری=== | |||
[[قرآن]] از وصیت ضرری منع کرده است. آیه ۱۲ [[سوره نساء]] پس از آنکه [[سهم الارث]] گروههای [[وارث]] را بیان و پرداخت سهم الارث هر گروه را به بعد از اجرای وصیت و نیز پرداخت دَیْن میت واگذاشته، وصیت و دَیْن را ب ه ضرری نبودن مشروط دانسته است:{{متن قرآن|...فَإِن كَانُوٓا۟ أَكْثَرَ مِن ذَٰلِكَ فَهُمْ شُرَكَآءُ فِى ٱلثُّلُثِ مِنۢ بَعْدِ وَصِيَّةٍۢ يُوصَىٰ بِهَآ أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَآرٍّۢ وَصِيَّةًۭ مِّنَ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌۭ}}<ref>سوره نسا، آیه ۱۲.</ref>. [[مفسران]] با توجه به [[ناخشنودی خدا]] از ضرر زدن به دیگران چه در حال [[حیات]] و چه هنگام [[مرگ]] و پس از مرگ<ref>تفسیر بغوی، ج ۱، ص۵۸۲؛ الکشاف، ج ۱، ص۴۸۶؛ روض الجنان، ج ۵، ص۲۸۱.</ref>، براین باورند که {{عربی|غَیْرَ مُضَارٍّ}} هم وصف وصیت و هم وصف [[دین]] است<ref>نک: مجمع البیان، ج ۳، ص۲۹؛ روض الجنان، ج ۵، ص۲۸۱؛ احکام القرآن، ابن عربی، ج ۱، ص۳۵۰.</ref>. بنابراین [[اقرار]] وصیت کننده به دین غیرواقعی را به زیان [[وارثان]] دانسته و بر اساس این آیه، آن را جایز نمیدانند و نیز وصیت به بیش از یک سوم [[اموال]] وصیت کننده به نفع یکی از [[ورثه]] یا به نفع غیر ورثه را وصیتی ضرری دانسته و آن را جایز نمیدانند<ref>احکام القرآن، ابن عربی، ج ۱، ص۳۵۱.</ref>؛ حتی برخی بر اساس این [[آیه]]، [[وصیت]] ضرری را غیر نافذ دانستهاند<ref>نک: فقه القرآن، ج ۲، ص۳۰۳.</ref>. بر اساس روایتی، [[انسان]] [[اختیار]] [[تصرف]] [[مشروع]] در [[مال]] خود را دارد؛ ولی بهتر است [[حق]] [[وارثان]] را که بر او تکیه کردهاند ضایع نکند و به آنان ضرر نرساند<ref>الکافی، ج ۱۳، ص۳۳۳.</ref>. برپایه روایتی دیگر، [[وصیت]] زیانبار برای وارثان، از [[گناهان کبیره]] است<ref>مجمع البیان، ج ۳، ص۲۹.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۰۷.</ref> | |||
===خوردنیهای [[مضر]]=== | |||
[[قرآن]] با صراحت، خوردنی خاصی را به ضرری بودن متصف نکرده؛ اما در [[روایات]] و نیز [[تفاسیر قرآن]] [[کریم]]، در ذیل برخی [[آیات]]، به ضرری بودن برخی خوراکیها اشاره شده است: براساس روایتی، سبب [[حرمت]] مردار، [[خون]]، گوشت خوک و [[حیوانات]] [[قربانی]] شده برای غیر [[خدا]] که در [[آیه]]{{متن قرآن|إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ ٱلْمَيْتَةَ وَٱلدَّمَ وَلَحْمَ ٱلْخِنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ بِهِۦ لِغَيْرِ ٱللَّهِ فَمَنِ ٱضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍۢ وَلَا عَادٍۢ فَلَآ إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌ}}<ref>«جز این نیست که (خداوند)، مردار و خون و گوشت خوک و آنچه را جز به نام خداوند ذبح شده باشد بر شما حرام کرده است؛ پس کسی که ناگزیر (از خوردن این چیزها) شده باشد در حالی که افزونخواه (برای رسیدن به لذّت) و متجاوز (از حدّ سدّ جوع) نباشد بر او گناهی نیست، که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۱۷۳.</ref> آمدهاند، نیز برخی [[محرمات]] بیان شده در [[آیه ۳ سوره مائده]]، ضرری بودن آنهاست. براین اساس، [[تحریم]] محرمات برای [[مصلحت]] [[بندگان]] است؛ زیرا خدا به [[مصالح]] و [[مفاسد]] بندگان [[آگاه]] است و چون میدانسته این خوراکیها برای [[انسان]] زیانبارند، آنها را حرام کرده است. بنابراین حرام نبودن این خوراکیها بر [[مضطر]] نه برای زیانبار نبودن آنهاست، بلکه از این روست که بدن مضطر هنگام نبود غذای [[حلال]] بدون غذای حرام یادشده قوام نمییابد و نخوردن آن زیانبارتر از خوردن آن است. در ادامه [[روایت]] مورد بحث، زیانهای هر یک از محرمات یادشده در آیه بیان شدهاند<ref>المحاسن، ج ۲، ص۳۳۴؛ نیز نک: الکافی، ج ۱۲، ص۲۰۹-۲۱۲؛ المیزان، ج ۵، ص۱۹۲.</ref>. [[علامه طباطبایی]] در [[تفسیر]] عبارت{{متن قرآن|قُلْ فِيهِمَآ إِثْمٌۭ كَبِيرٌۭ}} در آیه ۲۱۹ سوره بقره [[حکمت]] حرمت [[خمر]] را زیانبار بودن آن میداند و برای آن دو گونه ضرر برمیشمارد: أ. زیانهای فیزیولوژیکی و طبی و آثار [[بدی]] که بر معده، رودهها، کبد، ریه، اعصاب، رگها، [[قلب]]، [[بینایی]]، چشایی و... میگذارد و [[طبیبان]] حاذق چه در گذشته و چه در [[روزگار]] معاصر در نگاشتههای فراوان خود آنها را بیان کردهاند. از نکات شگفتآوری که در این آثار آمده، فراوانی مبتلایان بهگونههای مختلف بیماریهای مهلک در میان معتادان به شراب است. ب. مضرات [[اخلاقی]]؛ مانند تندمزاجی که از آثار آن [[فحاشی]] است، ضرر زدن به دیگران، [[جنایت]]، [[قتل]]، [[هتک حرمت]]، [[افشای اسرار]] و زیرپا نهادن [[قوانین اجتماعی]] به ویژه [[قانون]] [[عفت]] در [[آبرو]]، [[جان]] و [[مال]] و... که [[حیات انسان]] به آنهاست<ref>المیزان، ج ۲، ص۱۹۲-۱۹۳.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۰۸.</ref> | |||
===[[افترا]] بر [[خدا]] و [[پیامبران]]=== | |||
افترا از ریشه «ف - ر - ى» به معناى ساختندروغ و نسبت دادن آن به دیگرى است<ref>لسانالعرب، ج ۱۵، ص۱۵۴، «فری».</ref>. از منظر [[قرآن کریم]] کسانى که بر خدا و پیامبران او افترا بستهاند از زیانکاراناند:{{متن قرآن|قَدْ خَسِرَ ٱلَّذِينَ...وَحَرَّمُوا۟ مَا رَزَقَهُمُ ٱللَّهُ ٱفْتِرَآءً عَلَى ٱللَّهِ قَدْ ضَلُّوا۟ وَمَا كَانُوا۟ مُهْتَدِينَ}}<ref>«به راستی آنان که فرزندان خویش را از بیخردی به نادانی کشتند و آنچه خداوند روزی آنان کرده بود با دروغ بافتن به خداوند حرام دانستند زیان کردند، بیگمان گمراه شدند و رهیافته نبودند» سوره انعام، آیه ۱۴۰.</ref>. اینان بدان سبب [[زیان]] دیدهاند که با افترای خود [[هدایت]] الهى را به [[ضلالت]] بدل کرده و افزون برآنکه سراى [[پایدار]] را با دنیاى زودگذر معاوضه کردهاند، اندوختههاى خود از متاع و [[ریاست]] [[ دنیا]] را نیز از دست دادهاند<ref>نک: حاشیة الشهاب علی تفسیر البیضاوی، ج ۵، ص۱۴۸.</ref> و در [[آخرت]] نیز زیانکارترین [[انسانها]] خواهند بود:{{متن قرآن|أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَفْتَرُونَ * لَا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ هُمُ ٱلْأَخْسَرُونَ}}<ref>«آنانند که به خود زیان زدند و آنچه دروغ میبافتند از (چشم) آنان ناپدید میگردد * ناگزیر، در جهان واپسین (نیز) آنانند که زیانکارترند» سوره هود، آیه ۲۱-۲۲.</ref>. در سبب زیانکارتر بودن آنان گفته شده آنان با [[افترا]] به [[خدا]] و [[کفر]] ورزیدن، راه رهایى از [[آتش دوزخ]] را بر خود بستهاند<ref>الميزان، ج ۱۰، ص۱۹۲.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۰۹.</ref> | |||
===[[بهتان]] به دیگران=== | |||
[[قرآن]] کسانی را [[نکوهیده]] است که با [[تهمت زدن]] به بىگناهان، آنان را میآزارند:{{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ يُؤْذُونَ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَٱلْمُؤْمِنَـٰتِ بِغَيْرِ مَا ٱكْتَسَبُوا۟ فَقَدِ ٱحْتَمَلُوا۟ بُهْتَـٰنًۭا وَإِثْمًۭا مُّبِينًۭا}}<ref>«و آنان که مردان و زنان مؤمن را بیآنکه کاری (ناپسند) کرده باشند آزار میکنند بیگمان بار بهتان و گناهی آشکار را بر دوش دارند» سوره احزاب، آیه ۵۸.</ref> براساس [[شأن]] نزولی، پیش از [[نزول]] [[حکم]] [[حجاب]]، برخی [[تبهکاران]] [[کنیزکان]] را تعقیب کرده، آنان را میآزردند که [[آیه]] یادشده آنان را از این کار باز داشت<ref>اسباب النزول، ص۳۷۷.</ref>. به گفته برخی، هرچند بهتان زنندگان در پی ضرر زدن به حیثیت دیگری هستند، درحقیقت به خودشان ضرر میزنند<ref>تأویلات اهل السنه، ج ۴، ص۲۶۹؛ تفسیر نسفی، ج ۲، ص۵۳.</ref>، چنانکه در [[داستان افک]]، برخی در پی آسیب رساندن به حیثیت [[پیامبر]] و [[خانواده]] او بودند؛ لیکن [[خدا]] با فرو فرستادن آیه ۱۱ [[سوره نور]] نقشه آنان را آشکار ساخت و در نتیجه کارشان به [[زیان]] خود آنان تمام شد<ref>نک: تفسیر ابن کثیر، ج ۶، ص۱۶؛ التفسیر لکتاب الله المنیر، ج ۶، ص۹۷؛ الاساس فی التفسیر، ج ۷، ص۳۷۰۹.</ref>. آنان اگر بخواهند از پیامدهای [[گناه]] خود در [[امان]] بمانند، باید زیانهای وارد شده بر متهم را جبران کنند<ref>نک: انوار العرفان، ج ۹، ص۲۰۱.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۰۹.</ref> | |||
==اغراض و اهداف ضرر== | |||
کار فاعل مختار [[بیهدف]] نیست. براین اساس، ضررهایی که به [[انسانها]] میرسند یا از روی دشمنیاند یا برای [[آزمون]]: | |||
===[[دشمنی]]=== | |||
ضرر برخاسته از دشمنی از سوی غیر خداست و [[هدف]] از آن [[جلب منفعت]] یا [[دفع ضرر]] است، چنانکه [[شیطان]] برای فرونشاندن [[عطش]] حسادتش میکوشد [[مؤمنان]] را [[غمگین]] کند، گرچه [[کوشش]] او بیفایده است:{{متن قرآن|إِنَّمَا ٱلنَّجْوَىٰ مِنَ ٱلشَّيْطَـٰنِ لِيَحْزُنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَلَيْسَ بِضَآرِّهِمْ شَيْـًٔا إِلَّا بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ ٱلْمُؤْمِنُونَ}}<ref>«رازگویی، تنها کار شیطان است تا مؤمنان را اندوهگین کند اما هیچ زیانی به آنان نمیرساند مگر به اذن خداوند و مؤمنان باید بر خداوند توکّل کنند» سوره مجادله، آیه ۱۰.</ref>. [[جنگ]] [[مسلمانان]] با کسانی که با آنان سرجنگ دارند نیز در این راستا توجیهپذیر است:{{متن قرآن|وَقَـٰتِلُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ ٱلَّذِينَ يُقَـٰتِلُونَكُمْ... * وَٱقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ... * وَقَـٰتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌۭ وَيَكُونَ ٱلدِّينُ لِلَّهِ}}<ref>سوره بقره، آیه ۱۹۰-۱۹۱ و ۱۹۳.</ref>. [[جهاد در راه خدا]] گرچه آسیبهایی درپی دارد، چون ضرر مهمتری را دفع میکند یا نفعی بیش از نفع نجنگیدن را جلب میکند، [[مجاهدان]] به جنگ اقدام میکنند: {{متن قرآن|وَلَا تَهِنُوا۟ وَلَا تَحْزَنُوا۟ وَأَنتُمُ ٱلْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ * إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌۭ فَقَدْ مَسَّ ٱلْقَوْمَ قَرْحٌۭ مِّثْلُهُۥ...}}<ref>«و سستی نورزید و اندوهگین مباشید که اگر مؤمن باشید شما برترید * اگر زخمی به شما (در احد) برسد زخمی همانند آن به آن گروه رسیده است، و ما این روزگاران را میان مردم (دست به دست) میگردانیم و تا مؤمنان را خداوند معلوم بدارد و از (میان) شما گواهانی بگیرد و خداوند ستمگران را دوست نمیدارد» سوره عمران، آیه ۱۳۹-۱۴۰.</ref>. براین اساس، ضررهایی که منشأ [[الهی]] ندارند، به سبب نیازی است که ضررزننده در خود [[احساس]] میکند.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۰۹.</ref> | |||
===[[امتحان]]=== | |||
ضرری را که [[خدا]] به [[بندگان]] خود وارد میکند نه برخاسته از نیاز است نه از سر [[دشمنی]] او با [[انسان]]؛ زیرا خدای متعالی [[بینیاز]] مطلق است و دشمنی او با [[بنده]] بیمعناست<ref>{{متن قرآن|وَرَبُّكَ ٱلْغَنِىُّ ذُو ٱلرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِنۢ بَعْدِكُم مَّا يَشَآءُ كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ ءَاخَرِينَ}}«و پروردگار تو بینیاز دارای بخشایش است؛ اگر بخواهد شما را باز میبرد و آنچه را بخواهد پس از شما جانشین میگرداند به همانگونه که شما را از نسل گروه دیگری پدید آورد» سوره انعام، آیه ۱۳۳.</ref>، ازاین رو ضررها و کاستیهایی که با [[اذن خدا]] بر انسان وارد میشوند، دارای [[حکمت]] و مؤثر در [[تکامل]] انساناند. [[قرآن]] [[صبر]] کنندگان <ref>{{متن قرآن|لَّيْسَ ٱلْبِرَّ أَن تُوَلُّوا۟ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ ٱلْمَشْرِقِ وَٱلْمَغْرِبِ وَلَـٰكِنَّ ٱلْبِرَّ مَنْ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَٱلْمَلَـٰٓئِكَةِ وَٱلْكِتَـٰبِ وَٱلنَّبِيِّـۧنَ وَءَاتَى ٱلْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ ذَوِى ٱلْقُرْبَىٰ وَٱلْيَتَـٰمَىٰ وَٱلْمَسَـٰكِينَ وَٱبْنَ ٱلسَّبِيلِ وَٱلسَّآئِلِينَ وَفِى ٱلرِّقَابِ وَأَقَامَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَى ٱلزَّكَوٰةَ وَٱلْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَـٰهَدُوا۟ وَٱلصَّـٰبِرِينَ فِى ٱلْبَأْسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ وَحِينَ ٱلْبَأْسِ أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ صَدَقُوا۟ وَأُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُتَّقُونَ}}«نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راهماندگان و کمکخواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند» سوره بقره، آیه ۱۷۷.</ref> و [[انفاق]] کنندگان<ref>{{متن قرآن|ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ فِى ٱلسَّرَّآءِ وَٱلضَّرَّآءِ وَٱلْكَـٰظِمِينَ ٱلْغَيْظَ وَٱلْعَافِينَ عَنِ ٱلنَّاسِ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلْمُحْسِنِينَ}}«همان کسان که در شادی و رنج میبخشند و فروخورندگان خشم و در گذرندگان از مردماند؛ و خداوند نیکوکاران را دوست میدارد» سوره عمران، آیه ۱۳۴.</ref> در [[سختیها]] را از [[متقیان]] و محسنان شمرده و از [[آزمودن]] [[آدمیان]] با ضرر و [[سختی]]سخن گفته:{{متن قرآن|أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا۟ ٱلْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ ٱلَّذِينَ خَلَوْا۟ مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ ٱلْبَأْسَآءُ وَٱلضَّرَّآءُ...}}<ref>«آیا گمان میکنید به بهشت در خواهید آمد با آنکه هنوز داستان کسانی که پیش از شما (در) گذشتند بر سر شما نیامده است؟ به آنان سختی و رنج رسید و لرزانده شدند تا جایی که پیامبر و مؤمنان همراه وی میگفتند: یاری خداوند کی در میرسد؟ آگاه باشید که یاری خداوند نز» سوره بقره، آیه ۲۱۴.</ref> تا [[انسانها]] [[بیدار]] شده و به [[فطرت]] خود بازگردند و به نیاز خود پی ببرند و در پیشگاه [[خدا]] [[تضرع]] کنند:{{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَآ إِلَىٰٓ أُمَمٍۢ مِّن قَبْلِكَ فَأَخَذْنَـٰهُم بِٱلْبَأْسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ}}<ref>«و به یقین برای امّتهایی که پیش از تو بودند (پیامبرانی) فرستادیم و آنان را به سختی و رنج دچار کردیم باشد که (به درگاه خدا) لابه کنند» سوره انعام، آیه ۴۲.</ref> و این [[سنت الهی]] در همه [[امتها]] جاری بوده است:{{متن قرآن|وَمَآ أَرْسَلْنَا فِى قَرْيَةٍۢ مِّن نَّبِىٍّ إِلَّآ أَخَذْنَآ أَهْلَهَا بِٱلْبَأْسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ}}<ref>«و ما در هیچ دیاری پیامبری نفرستادیم مگر آنکه مردمش را به سختی و رنج دچار کردیم باشد که (به درگاه خدا) لابه کنند» سوره اعراف، آیه ۹۴.</ref>. برخی امتها به رغم گرفتار شدن به انواع [[سختیها]] و ضررها [[بیدار]] نشده و همچنان بر شیوه ناصواب خود پای میفشارند<ref>{{متن قرآن|وَلَقَدْ أَخَذْنَآ ءَالَ فِرْعَوْنَ بِٱلسِّنِينَ وَنَقْصٍۢ مِّنَ ٱلثَّمَرَٰتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ * فَإِذَا جَآءَتْهُمُ ٱلْحَسَنَةُ قَالُوا۟ لَنَا هَـٰذِهِۦ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌۭ يَطَّيَّرُوا۟ بِمُوسَىٰ وَمَن مَّعَهُۥٓ أَلَآ إِنَّمَا طَـٰٓئِرُهُمْ عِندَ ٱللَّهِ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}«و ما فرعونیان را به خشکسالیها و کاستی فرآوردهها دچار کردیم باشد که در یاد گیرند * پس، هرگاه نیکی به آنان روی میآورد میگفتند این از آن ماست و اگر بلایی به ایشان میرسید به موسی و همراهان وی فال بد میزدند؛ آگاه باشید که فالشان نزد خداوند است اما بیشتر آنها نمیدانند» سوره اعراف، آیه ۱۳۰-۱۳۱.</ref>. برخی [[هدف]] از ضرر رساندن [[خداوند]] به [[بنده]] را [[هدایت]] او دانسته و با نگاهی کلی به [[آیات]] ۶۶ - ۷۳ [[سوره مؤمنون]] بر این باورند که چون در این آیات از بهانههاى گوناگون [[منکران حق]] براى سرپیچى از [[دعوت پیامبر]] [[اکرم]] سخن به میان آمده، خداوند برای [[اتمام حجت]] و بیدار کردن آنان از [[خواب غفلت]]، آنها را مشمول [[نعمت]] خود مىسازد و گاه آنها را دچار حوادث [[درد]]ناک میکند، تا چنانچه از راه اعطای رحمتو نعمت بیدار نشدند، از طریق [[ابتلا]] به ضرر و [[رنج]] [[آگاه]] شوند<ref>نمونه، ج ۱۴، ص۲۸۶-۲۸۷.</ref>. [[خدا]] کسانی را که نه با [[رحمت الهی]] [[بیدار]] میشوند و نه با [[ابتلا]] به [[عذاب]]، [[نکوهش]] کرده و [[قوم یونس]] را الگوی چنین کسانی میداند. قوم یونس در آستانه [[نزول عذاب]]، [[توبه]] کردند و [[ایمان]] آوردند و از [[سود]] ایمان بهرهمند شدند و [[زیان]] [[بیایمانی]] دامنشان را نگرفت<ref>{{متن قرآن|فَلَوْلَا كَانَتْ قَرْيَةٌ ءَامَنَتْ فَنَفَعَهَآ إِيمَـٰنُهَآ إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّآ ءَامَنُوا۟ كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ ٱلْخِزْىِ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَمَتَّعْنَـٰهُمْ إِلَىٰ حِينٍۢ}}«پس چرا (مردم) هیچ شهری بر آن نبودند که (به هنگام) ایمان آورند تا ایمانشان آنان را سودمند افتد جز قوم یونس که چون (به هنگام) ایمان آوردند عذاب خواری را در زندگانی این جهان از آنان برداشتیم و تا روزگاری آنان را (از زندگی) بهرهمند ساختیم» سوره یونس، آیه ۹۸.</ref>، از این رو اگر [[انسان]] با این شیوهها از [[خواب غفلت]] [[بیدار]] شود و توبه کند، ضرر از او زدوده و خود و اهلش از [[رحمت الهی]] بهرهمند خواهند شد:{{متن قرآن|فَٱسْتَجَبْنَا لَهُۥ فَكَشَفْنَا مَا بِهِۦ مِن ضُرٍّۢ وَءَاتَيْنَـٰهُ أَهْلَهُۥ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةًۭ مِّنْ عِندِنَا وَذِكْرَىٰ لِلْعَـٰبِدِينَ}}<ref>«پس، او را پاسخ گفتیم و گزندی که با وی بود از او زدودیم و خانوادهاش را و با آنها همگون آنان را بدو باز بخشیدیم که بخشایشی از نزد ما و یادکردی برای پرستندگان بود» سوره انبیا، آیه ۸۴.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۱۰.</ref> | |||
==مصونیت در برابر ضرر== | |||
[[ضرر]] [[آخرتی]] از مهمترین ضررهایی است که دامنگیر [[آدمی]] میشود، از این رو [[قرآن]] به نگهداری خود و [[خانواده]] در برابر آسیبهای یادشده [[فرمان]] داده است:{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ قُوٓا۟ أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًۭا وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلْحِجَارَةُ...}}<ref>«ای مؤمنان! خود و خانواده خویش را از آتشی بازدارید که هیزم آن آدمیان و سنگهاست؛ فرشتگان درشتخوی سختگیری بر آن نگاهبانند که از آنچه خداوند به آنان فرمان دهد سر نمیپیچند و آنچه فرمان یابند بجای میآورند» سوره تحریم، آیه ۶.</ref>. [[مفسران]] برای مصونیت از آسیب در [[قیامت]]، راهکارهایی را بیان کردهاند؛ مانند انجام [[طاعات]] و [[عبادات]] و فرمان به آنها<ref>تفسیر [[عبد الرزاق]]، ج ۳، ص۳۰۳؛ [[تفسیر]] التستری، ص۱۷۱.</ref>. [[نهی]] از [[معاصی]] [[الهی]]<ref>التبیان، ج ۱۰، ص۵۰؛ زاد المسیر، ج ۴، ص۳۱۰.</ref>، [[وصیت]] به [[تقوای الهی]]<ref>جامع البیان، ج ۲۸، ص۱۰۷؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۸، ص۱۸۸.</ref>، [[فرمان]] به [[یاد خدا]]<ref>جامع البیان، ج ۲۸، ص۱۰۷؛ الدر المنثور، ج ۶، ص۲۴۴.</ref> و فراگیری و [[آموزش دادن]] [[دانش]] [[دین]]<ref>معانی القرآن، ج۳، ص۱۶۸؛ غریب القرآن، ص۴۰۵؛ جامع البیان، ج ۲۸، ص۱۰۶.</ref>. [[امیرمؤمنان علی]] مراد [[آیه]] را [[آموزش]] خیر دانسته که عام است و همه موارد یادشده را دربرمیگیرد<ref>تفسیر عبد الرزاق، ج ۳، ص۳۰۳.</ref>. [[قرآن]]، [[کافران]] و [[اهل کتاب]] را از ضرررسانی به [[پیامبر]]:{{متن قرآن|إِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن يَضُرُّوكَ شَيْـًۭٔا}}<ref>سوره مائده، آیه ۴۲.</ref> و [[مؤمنان]] [[ناتوان]] دانسته و [[ضرر]] کافران و اهل کتاب به مؤمنان را ناچیز میداند:{{متن قرآن|لَن يَضُرُّوكُمْ إِلَّآ أَذًۭى وَإِن يُقَـٰتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ ٱلْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا يُنصَرُونَ}}<ref>«هرگز جز آزاری (اندک) زیانی به شما نمیرسانند و اگر با شما به جنگ برخیزند پشت به شما خواهند کرد سپس یاری نخواهند شد» سوره عمران، آیه ۱۱۱.</ref>؛ بدین معنا که آزارهای اهل کتاب زبانی و در حد ایجاد [[شبهه]] است و چنانچه بخواهند پا را فراتر نهاده و مؤمنان را با [[جنگ]] بیازارند، ناچارند در [[جنگی]] بدون [[پیروزی]] و نافرجام [[عقبنشینی]] کنند<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۸۱۳؛ من وحی القرآن، ج ۶، ص۲۲۴؛ ارشاد الاذهان، ص۶۹.</ref>. در عین حال قرآن با روشهایی میکوشد سطح [[مقاومت]] مؤمنان را بالا برده و از پیامدهای روانی ضرر [[مشرکان]] و [[منافقان]] و آسیبهایشان بکاهد<ref>نک: تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص۳۹؛ اطیب البیان، ج ۳، ص۳۶۶.</ref>:{{متن قرآن|وَلَا تَهِنُوا۟ وَلَا تَحْزَنُوا۟ وَأَنتُمُ ٱلْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}}<ref> «و سستی نورزید و اندوهگین مباشید که اگر مؤمن باشید شما برترید» سوره عمران، آیه ۱۳۹.</ref>، چنانکه مؤمنان را از [[سستی]] کردن و [[اندوهگین]] شدن بر اثر آسیبهای [[نبرد احد]] برحذر داشت<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۸۴۳-۸۴۴؛ روح البیان، ج ۲، ص۹۹.</ref> و با [[دلداری]] دادن به آنان در برابر آسیبدیدگی<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۲، ص۳۹؛ البحر المدید، ج ۱، ص۴۱۲.</ref>، آن را آزمونی [[الهی]] و [[پاک]] کننده [[مؤمنان]] از ناراستیها دانست:{{متن قرآن|إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌۭ فَقَدْ مَسَّ ٱلْقَوْمَ قَرْحٌۭ مِّثْلُهُ... * وَلِيُمَحِّصَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَيَمْحَقَ ٱلْكَـٰفِرِينَ}}<ref>«اگر زخمی به شما (در احد) برسد زخمی همانند آن به آن گروه رسیده است، و ما این روزگاران را میان مردم (دست به دست) میگردانیم و تا مؤمنان را خداوند معلوم بدارد و از (میان) شما گواهانی بگیرد و خداوند ستمگران را دوست نمیدارد * و تا خداوند مؤمنان را بپالاید و کافران را از میان بردارد» سوره عمران، آیه ۱۴۰-۱۴۱.</ref>. [[قرآن]] همچنین از [[شادمانی]] [[منافقان]] از ضررهایی خبر داده که به [[مؤمنان]] میرسند و [[صبر]] و [[پرهیزگاری]] مؤمنان را موجب مصونیت آنان از [[کید]] و [[مکر]] منافقان دانسته است:{{متن قرآن|وَإِن تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌۭ يَفْرَحُوا۟ بِهَا وَإِن تَصْبِرُوا۟ وَتَتَّقُوا۟ لَا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْـًٔا}}<ref>سوره عمران، آیه ۱۲۰.</ref>؛ نیز بیان کرده که [[گمراهی]] [[گمراهان]]، به [[هدایتیافتگان]] آسیب نمیرساند:{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ لَا يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا ٱهْتَدَيْتُمْ...}}<ref>«ای مؤمنان! خویش را دریابید! چون رهیاب شده باشید آن کس که گمراه است به شما زیان نمیرساند؛ همگان بازگشتتان به سوی خداوند است آنگاه شما را از آنچه میکردهاید آگاه میگرداند» سوره مائده، آیه ۱۰۵.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۱۱.</ref> | |||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲''']] | |||
# [[پرونده:13681050.jpg|22px]] [[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]، [[ضرر (مقاله)|مقاله «ضرر»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | |||
[[رده:مفاهیم]] | |||