مهاجر بن خالد: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۳۳۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱ فوریهٔ ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{پانویس2}} +{{پانویس}}))
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اصحاب امام علی | عنوان مدخل  = مهاجر بن خالد | مداخل مرتبط = [[مهاجر بن خالد در تاریخ اسلامی]] - [[مهاجر بن خالد در تراجم و رجال]]| پرسش مرتبط  = }}
{{جعبه اطلاعات اصحاب
| نام = مهاجر بن خالد
| مشهور به =
| نام تصویر = تصویر نمادین جنگ صفین.jpg                           
| عرض تصویر =
| توضیح تصویر = تصویر نمادین جنگ صفین             
| نام کامل = مهاجر بن خالد 
| نام‌های دیگر =
| جنسیت = مرد
| کنیه =   
| لقب = 
| اهل = 
| از قبیله = [[قریش]]           
| از تیره =
| پدر = [[خالد بن ولید انصاری]]       
| مادر = 
| همسر =
| پسر = 
| دختر = 
| خواهر =
| برادر = [[عبدالرحمان بن خالد]]   
| خویشاوندان =
| وابستگان =
| تاریخ تولد = 
| محل تولد = 
| محل زندگی = 
| تاریخ درگذشت =     
| محل درگذشت = 
| تاریخ شهادت =     
| محل شهادت = 
| طول عمر = 
| محل دفن = 
| دین =
| مذهب =
| از اصحاب = [[امام علی]] 
| از طبقه =
| در جنگ =  {{فهرست جعبه افقی| [[جنگ جمل]] | [[جنگ صفین]] }}
| نقش‌ها = 
| فعالیت‌ها =     
| علت شهرت = 
| علت درگذشت = 
| علت شهادت =   
| راوی از =
| روایات مشهور = 
| مشایخ او = 
| راویان از او = 
| آخرین راوی از او =
}}


{{امامت}}
== مقدمه ==
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
مهاجر [[فرزند]] [[خالد بن ولید انصاری]]، [[قریشی]] و مخزومی است. وی و برادرش [[عبدالرحمان بن خالد]]، در زمان [[رسول خدا]] {{صل}} خردسال بودند، ولی پس از بزرگ شدن دچار سرنوشتی متفاوت شدند؛ زیرا [[عبدالرحمان بن خالد]] در [[صفین]] جزو [[سپاهیان]] [[معاویه]] بود و برادرش مهاجر بن خالد در زمرۀ [[اصحاب علی]] {{ع}} بود و آن [[حضرت]] را [[یاری]] کرد<ref>ر. ک: اسدالغابه، ج۴، ص۴۲۳؛ الاصابه، ج۶، ص۲۶۵؛ شرح ابن ابی الحدید، ج۱۱، ص۶۹؛ تنقیح المقال، ج۳، ص۲۶۰؛ اعیان الشیعه، ج۱۰، ص۱۴۲.</ref>. و به قولی در [[صفین]] به [[شهادت]] رسید<ref>تنقیح المقال، ج۳، ص۲۶۰؛ الغدیر، ج۹، ص۳۶۸.</ref>.
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;"> [[مهاجر بن خالد در تاریخ اسلامی]] - [[مهاجر بن خالد در تراجم و رجال]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
 
==مقدمه==
مهاجر [[فرزند]] [[خالد بن ولید انصاری]]، [[قریشی]] و مخزومی است. وی و برادرش [[عبدالرحمان بن خالد]]، در زمان [[رسول خدا]]{{صل}} خردسال بودند، ولی پس از بزرگ شدن دچار سرنوشتی متفاوت شدند؛ زیرا [[عبدالرحمان بن خالد]] در [[صفین]] جزو [[سپاهیان]] [[معاویه]] بود و برادرش مهاجر بن خالد در زمرۀ [[اصحاب علی]]{{ع}} بود و آن [[حضرت]] را [[یاری]] کرد<ref>ر.ک: اسدالغابه، ج۴، ص۴۲۳؛ الاصابه، ج۶، ص۲۶۵؛ شرح ابن ابی الحدید، ج۱۱، ص۶۹؛ تنقیح المقال، ج۳، ص۲۶۰؛ اعیان الشیعه، ج۱۰، ص۱۴۲.</ref>. و به قولی در [[صفین]] به [[شهادت]] رسید<ref>تنقیح المقال، ج۳، ص۲۶۰؛ الغدیر، ج۹، ص۳۶۸.</ref>.


هم‌چنین [[نقل]] شده که مهاجر در [[جنگ جمل]] هم [[امام]] را [[یاری]] کرد و در آن [[جنگ]] یک چشم خود را از دست داد<ref>اسدالغابه، ج۴، ص۴۲۳.</ref>.
هم‌چنین [[نقل]] شده که مهاجر در [[جنگ جمل]] هم [[امام]] را [[یاری]] کرد و در آن [[جنگ]] یک چشم خود را از دست داد<ref>اسدالغابه، ج۴، ص۴۲۳.</ref>.
خط ۱۴: خط ۵۶:
در [[نقل]] مؤرخان آمده که: روزی [[معاویه]] برای [[مردم]] [[شام]] [[خطبه]] خواند و گفت: ای [[مردم]] [[شام]]، سن من زیاد شده و [[مرگ]] من فرا رسیده است و می‌خواهم کسی را برای شما قرار دهم که [[کشور]] شما را به خوبی [[نظام]] دهد و [[حفظ]] کند، لذا [[رأی]] و نظر خودتان را برای من بگویید؟ (منظور [[معاویه]] [[فرزند]] خودش [[یزید]] بود) اما [[مردم]] [[اجتماع]] کردند و گفتند: ما به [[عبدالرحمان بن خالد]] ([[برادر]] مهاجر بن خالد) [[رضایت]] می‌دهیم که بعد از تو [[حاکم]] و فرمانروای ما باشد.
در [[نقل]] مؤرخان آمده که: روزی [[معاویه]] برای [[مردم]] [[شام]] [[خطبه]] خواند و گفت: ای [[مردم]] [[شام]]، سن من زیاد شده و [[مرگ]] من فرا رسیده است و می‌خواهم کسی را برای شما قرار دهم که [[کشور]] شما را به خوبی [[نظام]] دهد و [[حفظ]] کند، لذا [[رأی]] و نظر خودتان را برای من بگویید؟ (منظور [[معاویه]] [[فرزند]] خودش [[یزید]] بود) اما [[مردم]] [[اجتماع]] کردند و گفتند: ما به [[عبدالرحمان بن خالد]] ([[برادر]] مهاجر بن خالد) [[رضایت]] می‌دهیم که بعد از تو [[حاکم]] و فرمانروای ما باشد.


[[معاویه]] از این پیشنهاد سخت ناراحت شد ولی [[ناراحتی]] خود را مخفی کرد و در [[فکر]] رفت تا با توطئه‌ای او را به [[قتل]] برساند تا آن‌که [[عبدالرحمان بن خالد]] مریض شد، [[معاویه]] با پزشکی که در دربار و [[یهودی]] بود و به او [[اعتماد]] داشت صحبت کرد و از او خواست با مقداری سم که به او داد برای معالجه [[عبدالرحمان بن خالد]] برود و به جای دارو، سم را به او بدهد و او را هلاک کند! آن دکتر [[یهودی]] این کار را کرد و سم، اندرون [[عبدالرحمان بن خالد]] را پاره پاره کرد و از [[دنیا]] رفت، ([[معاویه]] با این [[توطئه]] ناجوانمردانه [[رقیب]] فرزندش [[یزید]] را از سر [[راه]] برداشت) اما وقتی این خبر به مهاجر بن خالد رسید، که برادرش [[عبدالرحمان بن خالد|عبدالرحمان]] را [[معاویه]] به دست دکتر دربار کشته است، سخت ناراحت شد و مخفیانه به [[دمشق]] آمد و با [[غلام]] خودش در کمین دکتر نشستند، همین که دکتر از [[قصر]] [[معاویه]] خارج شد به او حمله کردند، همراهان دکتر همگی فرار کردند و مهاجر توانست دکتر [[یهودی]] [[قاتل]] برادرش را به [[قتل]] برساند، اما مهاجر پس از [[قتل]] پزشکِ دربار، فرار کرد و به قولی دستگیر شد و او را نزد [[معاویه]] بردند. [[معاویه]] گفت: پزشک مرا کشتی؟ گفت: آری، [[مأمور]] را کشتم و هنوز آمر یعنی [[معاویه]] زنده است<ref>الغدیر، ج۷، ص۱۴۷؛ ج۱۰، ص۲۳۳.</ref>.
[[معاویه]] از این پیشنهاد سخت ناراحت شد ولی [[ناراحتی]] خود را مخفی کرد و در [[فکر]] رفت تا با توطئه‌ای او را به [[قتل]] برساند تا آن‌که [[عبدالرحمان بن خالد]] مریض شد، [[معاویه]] با پزشکی که در دربار و [[یهودی]] بود و به او [[اعتماد]] داشت صحبت کرد و از او خواست با مقداری سم که به او داد برای معالجه [[عبدالرحمان بن خالد]] برود و به جای دارو، سم را به او بدهد و او را هلاک کند! آن دکتر [[یهودی]] این کار را کرد و سم، اندرون [[عبدالرحمان بن خالد]] را پاره پاره کرد و از [[دنیا]] رفت، ([[معاویه]] با این [[توطئه]] ناجوانمردانه رقیب فرزندش [[یزید]] را از سر [[راه]] برداشت) اما وقتی این خبر به مهاجر بن خالد رسید، که برادرش [[عبدالرحمان بن خالد|عبدالرحمان]] را [[معاویه]] به دست دکتر دربار کشته است، سخت ناراحت شد و مخفیانه به [[دمشق]] آمد و با [[غلام]] خودش در کمین دکتر نشستند، همین که دکتر از [[قصر]] [[معاویه]] خارج شد به او حمله کردند، همراهان دکتر همگی فرار کردند و مهاجر توانست دکتر [[یهودی]] [[قاتل]] برادرش را به [[قتل]] برساند، اما مهاجر پس از [[قتل]] پزشکِ دربار، فرار کرد و به قولی دستگیر شد و او را نزد [[معاویه]] بردند. [[معاویه]] گفت: پزشک مرا کشتی؟ گفت: آری، [[مأمور]] را کشتم و هنوز آمر یعنی [[معاویه]] زنده است<ref>الغدیر، ج۷، ص۱۴۷؛ ج۱۰، ص۲۳۳.</ref>.


از این داستان معلوم می‌شود مهاجر در [[صفین]] به [[شهادت]] نرسیده است ولی او همواره از [[شیعیان]] و علاقه‌مندان [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود تا از [[دنیا]] رفت.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۳۵۳-۱۳۵۴.</ref>
از این داستان معلوم می‌شود مهاجر در [[صفین]] به [[شهادت]] نرسیده است ولی او همواره از [[شیعیان]] و علاقه‌مندان [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} بود تا از [[دنیا]] رفت.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۲، ص۱۳۵۳-۱۳۵۴.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
* [[قریش]] (قبیله)
* [[خالد بن ولید انصاری]] (پدر)
* [[عبدالرحمان بن خالد]] (برادر)
{{پایان مدخل وابسته}}


==منابع==
== منابع ==
{{منابع}}
* [[پرونده:1379452.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|'''اصحاب امام علی، ج۲''']]
* [[پرونده:1379452.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|'''اصحاب امام علی، ج۲''']]
{{پایان منابع}}


==پانویس==
== پانویس ==
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس}}
{{پانویس}}


 
[[رده:اصحاب امام علی]]
[[رده:مدخل]]
[[رده:امام علی]]
[[رده:مهاجر بن خالد]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:قریش]]
۲۶٬۶۷۵

ویرایش