اسلام ناب محمدی: تفاوت میان نسخهها
←استکبارستیزی
| خط ۷۲: | خط ۷۲: | ||
===استکبارستیزی=== | ===استکبارستیزی=== | ||
[[اسلام ناب]] به هیچ روی حاضر نیست نسبت به ارزشهایش [[تسامح]] کند و در این مسیر حتی در رابطه با پیامبرش که عزیزترین مخلوق [[جهان]] است نیز رواداری نمیکند<ref>{{متن قرآن|وَإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لاَّتَّخَذُوكَ خَلِيلاً * وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلاً * إِذَاً لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا}} «و نزدیک بود که تو را از آنچه ما به تو وحی کردیم (به ترفند) باز دارند تا جز آن را بر ما بربندی و آنگاه تو را بیگمان دوست میگرفتند * و اگر ما تو را پابرجا نمیداشتیم نزدیک بود اندکی به آنان گرایش یابی * آنگاه بیگمان دو چندان در زندگی و دو چندان پس از مرگ به تو (از عذاب) میچشاندیم سپس در برابر ما برای خویش یاوری نمییافتی» سوره اسراء، آیه ۷۳-۷۵.</ref>. در مرحله بالاتر، [[اسلام ناب]] در [[تقابل]] با [[جبهه]] [[کفر]] قرار میگیرد و حاضر به سازشکاری با جبهه [[استکبار]] نیست<ref>{{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ * لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ * وَلا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ * وَلا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ * وَلا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ * لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ}} «بگو: ای کافران! * آنچه شما میپرستید، نمیپرستم * و شما پرستشگران پرستیده من نیستید * و من (نیز) پرستشگر پرستیده شما نیستم * و شما (هم) پرستشگران پرستیده من نیستید * دین شما از شما و دین من از من» سوره کافرون، آیه ۱-۶.</ref>. تأکید روی این جلوه از [[اسلام]] سبب [[مخالفت]] اردوگاه جهانی استکبار با ارزشمداران و مروجین اسلام ناب میشود؛ چنانکه [[کینه]] و [[بغض]] [[مستکبران]] و گردنکشان عالم از [[انقلاب اسلامی ایران]]، به علت پافشاری و [[ایستادگی]] بر اسلام ناب و [[مواضع سیاسی]] این اسلام است<ref>آیت الله خامنهای، ۱۳۸۶، ص۵۹-۶۴.</ref>. اسلام ناب به مقابله با ابرقدرتها میپردازد<ref>آیت الله خامنهای، ۱۳۸۸، ص۱۴۲.</ref>، که در غیر این صورت، قدرتهای جهانی هرگز به مقابله با آن برنیامده و از در [[سازش]] با آن وارد میشدند؛ کما اینکه اگر [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} [[استکبارستیزی]] را کنار نهاده و در کنج [[خانه]] مینشستند و متعرض استکبار نمیشدند، احدی متعرض ایشان نمیشد<ref>آیت الله خامنهای، ۱۳۸۰، ص۱۱-۱۲.</ref>.<ref>[[محمد صادق احمدی|احمدی، محمد صادق]]، [[اسلام ناب محمدی (مقاله)| مقاله «اسلام ناب محمدی»]]، [[مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی]]، ج۴ ص ۱۴۸.</ref> | [[اسلام ناب]] به هیچ روی حاضر نیست نسبت به ارزشهایش [[تسامح]] کند و در این مسیر حتی در رابطه با پیامبرش که عزیزترین مخلوق [[جهان]] است نیز رواداری نمیکند<ref>{{متن قرآن|وَإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لاَّتَّخَذُوكَ خَلِيلاً * وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلاً * إِذَاً لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا}} «و نزدیک بود که تو را از آنچه ما به تو وحی کردیم (به ترفند) باز دارند تا جز آن را بر ما بربندی و آنگاه تو را بیگمان دوست میگرفتند * و اگر ما تو را پابرجا نمیداشتیم نزدیک بود اندکی به آنان گرایش یابی * آنگاه بیگمان دو چندان در زندگی و دو چندان پس از مرگ به تو (از عذاب) میچشاندیم سپس در برابر ما برای خویش یاوری نمییافتی» سوره اسراء، آیه ۷۳-۷۵.</ref>. در مرحله بالاتر، [[اسلام ناب]] در [[تقابل]] با [[جبهه]] [[کفر]] قرار میگیرد و حاضر به سازشکاری با جبهه [[استکبار]] نیست<ref>{{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ * لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ * وَلا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ * وَلا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ * وَلا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ * لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ}} «بگو: ای کافران! * آنچه شما میپرستید، نمیپرستم * و شما پرستشگران پرستیده من نیستید * و من (نیز) پرستشگر پرستیده شما نیستم * و شما (هم) پرستشگران پرستیده من نیستید * دین شما از شما و دین من از من» سوره کافرون، آیه ۱-۶.</ref>. تأکید روی این جلوه از [[اسلام]] سبب [[مخالفت]] اردوگاه جهانی استکبار با ارزشمداران و مروجین اسلام ناب میشود؛ چنانکه [[کینه]] و [[بغض]] [[مستکبران]] و گردنکشان عالم از [[انقلاب اسلامی ایران]]، به علت پافشاری و [[ایستادگی]] بر اسلام ناب و [[مواضع سیاسی]] این اسلام است<ref>آیت الله خامنهای، ۱۳۸۶، ص۵۹-۶۴.</ref>. اسلام ناب به مقابله با ابرقدرتها میپردازد<ref>آیت الله خامنهای، ۱۳۸۸، ص۱۴۲.</ref>، که در غیر این صورت، قدرتهای جهانی هرگز به مقابله با آن برنیامده و از در [[سازش]] با آن وارد میشدند؛ کما اینکه اگر [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} [[استکبارستیزی]] را کنار نهاده و در کنج [[خانه]] مینشستند و متعرض استکبار نمیشدند، احدی متعرض ایشان نمیشد<ref>آیت الله خامنهای، ۱۳۸۰، ص۱۱-۱۲.</ref>.<ref>[[محمد صادق احمدی|احمدی، محمد صادق]]، [[اسلام ناب محمدی (مقاله)| مقاله «اسلام ناب محمدی»]]، [[مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی]]، ج۴ ص ۱۴۸.</ref> | ||
===[[عدالتخواهی]]=== | |||
[[انقلاب اسلامی]] در تجلی ارزشهای اسلام ناب بر [[عدالت]] و [[برابری]] اقشار مختلف در [[حکومت اسلامی]] تأکید میکند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۷، ص۴۳۴.</ref>، چنانکه همواره روی برابری و نگاه مساوی [[انقلاب]] به همه [[اقوام]] تأکید داشته و رواداری اسلام و حکومت اسلامی نسبت به [[اقلیتهای مذهبی]] را به منصه [[ظهور]] میرساند<ref>آیت الله خامنهای، ۲۷/۱۱/۱۳۹۳.</ref>.<ref>[[محمد صادق احمدی|احمدی، محمد صادق]]، [[اسلام ناب محمدی (مقاله)| مقاله «اسلام ناب محمدی»]]، [[مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی]]، ج۴ ص ۱۴۹.</ref> | |||
===[[دفاع از مستضعفان]]=== | |||
توجه به [[فقرا]] و [[محرومان]] از [[وظایف]] ذاتی اسلام ناب بوده و از مواضع سرسخت اسلام ناب محمدی{{صل}} در محیط [[اجتماعی]]، تأکید بر [[منافع]] محرومین و [[مستضعفین]] در [[جامعه]] است<ref>آیت الله خامنهای، ۱۵/۹/۱۳۸۱.</ref>، چنانکه [[ترش رویی]] در برابر ایشان را برنتافته و حتی [[پیامبر]] خود را از میان محرومترین اقشار [[جامعه]] برانگیخته است<ref>ر.ک: {{متن قرآن|أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى * وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى * وَوَجَدَكَ عَائِلا فَأَغْنَى * فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ * وَأَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ}} «آیا یتیمت نیافت و در پناه گرفت؟ * و تو را گمگشته یافت و راه نمود * و تو را نیازمند یافت و بینیاز کرد * پس با یتیم تندی مکن! * و (مستمند) خواهنده را از خود مران!» سوره ضحی، آیه ۶-۱۰.</ref>. [[استضعاف]] مورد نظر [[اسلام ناب]]، در دو بعد [[عقیدتی]] و [[اقتصادی]] جاری بوده و بلکه بیش از استضعاف اقتصادی، استضعاف عقیدتی را مد نظر دارد<ref>ر.ک: آیت الله خامنهای، ۲۲/۷/۱۳۹۰.</ref>. اسلام ناب محمدی{{صل}} همواره در [[حمایت از مظلومان]] و [[مستضعفان]] عالم گام برداشته و به عنوان نمونه، [[دفاع]] از [[ملت]] [[فلسطین]] به عنوان نمادی از ملت [[مظلوم]] [[مسلمان]] که در [[سیطره]] [[استکبار]] غربی قرار گرفتهاند، همواره در [[دستور]] کار [[نظام اسلامی]] قرار دارد<ref>آیت الله خامنهای، ۱۴/۳/۱۳۹۴.</ref> و در همین راستا صهیونیستهای اشغالگر فلسطین از سوی [[انقلاب اسلامی]] به عنوان [[کفار]] [[حربی]] شناخته میشوند<ref>آیت الله خامنهای، ۸/۱۰/۱۳۸۷.</ref>.<ref>[[محمد صادق احمدی|احمدی، محمد صادق]]، [[اسلام ناب محمدی (مقاله)| مقاله «اسلام ناب محمدی»]]، [[مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی]]، ج۴ ص ۱۴۹.</ref> | |||
===[[وحدت]] [[مسلمین]]=== | |||
تقریب [[مذاهب]] و [[وحدت مسلمانان]] [[راهبرد]] دیگر اسلام ناب محمدی{{صل}} برای نیل به [[حکومت اسلامی]] و [[تربیت نفوس]] [[مؤمن]] است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۶، ص۸۱-۸۴.</ref>. [[غرب]] [[استعمارگر]] سالهاست که برای [[پیشگیری]] از نیل به اسلام ناب تحت حکومت اسلامی راهبرد مشخص [[تفرقهافکنی]] را در پیش گرفته است و برای خنثی نمودن این برنامه، اتخاذ [[راهبرد وحدت]] ضروری است<ref>مطهری، مجموعه آثار، ج۱۴، ص۵۵.</ref>. البته وحدت به معنای [[سنی]] شدن [[شیعیان]] و یا [[شیعه]] شدن [[اهل سنت]] نیست، وحدت یعنی در عین [[اختلاف]] نظر، شیعیان و اهل سنت باهم برابر بوده و [[احساس]] [[برادری]] داشته باشند<ref>آیت الله خامنهای، ۱۰/۵/ ۱۳۶۸؛ ۱۵/۹/۱۳۸۸.</ref>. در همین راستا در نظر انقلاب اسلامی، هر دولتی یا گروهی اعم از شیعه یا سنی که در [[جهت]] [[اختلافافکنی]] میان [[مسلمانان]] و [[امت]] واحدہ [[اسلامی]] گام بردارد، بلندگوی [[تبلیغاتی]] [[دشمن]] بوده و دشمن [[اسلام]] و [[قرآن]] خواهد بود<ref>آیت الله خامنهای، ۲/۳/۱۳۹۴.</ref>.<ref>[[محمد صادق احمدی|احمدی، محمد صادق]]، [[اسلام ناب محمدی (مقاله)| مقاله «اسلام ناب محمدی»]]، [[مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی]]، ج۴ ص ۱۴۹.</ref> | |||
==منابع اسلام ناب محمدی{{صل}}== | |||
منابع عمده دریافت اسلام عبارتاند از [[عقل]] و نقل<ref>ر.ک: جناتی، محمدابراهیم، منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی،.</ref>، که نقل خود بر [[ثقلین]] یعنی [[قرآن و عترت]] [[استوار]] است<ref>آیت الله خامنهای، ۱۴/۳/۱۳۹۴.</ref>. قرآن به عنوان منبع [[معرفتی]] اسلام<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۷، ص۴۳۳.</ref> و با [[تفسیر]] از سوی [[اهل بیت]]{{عم}} [[بهترین]] [[راه هدایت]] بوده و اسلام ناب محمدی{{صل}} را عرضه میکند<ref>{{متن قرآن|إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا}} «بیگمان این قرآن به آیین اس[[تورات]]ر رهنمون میگردد و به مؤمنانی که کارهای شایسته انجام میدهند مژده میدهد که پاداشی بزرگ دارند» سوره اسراء، آیه ۹.</ref> تا با [[تمسک]] به [[آیات]] راستینش، [[انسانها]] را از [[گرفتاری]] در دام [[انحراف]] مصون دارد<ref>{{متن قرآن|هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ}} «اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه)اند، که بنیاد این کتاباند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه)اند؛ اما آنهایی که در دل کژی دارند، از سر آشوب و تأویل جویی، از آیات متشابه آن، پیروی میکنند در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمیداند و استواران در دانش، میگویند: ما بدان ایمان داریم، تمام آن از نزد پروردگار ماست و جز خردمندان، کسی در یاد نمیگیرد» سوره آل عمران، آیه ۷.</ref>. | |||
استفاده از عقل در دستیابی به [[اسلام ناب]] را باید در منهج اهل بیت{{عم}} و تأکید بر اصولی چون [[تفریع]] فرع بر اصل و [[استنباط احکام]] جستجو کرد. با این حال در طول [[تاریخ]]، خوانشهای دیگر از [[اسلام]] با قرائت سطحی از نقش [[عقل]] در نیل به اسلام، به فروکاهش [[مبانی اسلام]] به [[اصول عقلی]]<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۲۲۱.</ref> و [[لغزش]] در وادی [[قیاس]] و [[استحسان]] دچار شدند<ref>آیت الله خامنهای، ۲۸/۱/۱۳۷۲.</ref>. این به اصطلاح [[عقلگرایی]] محض و اتکا به [[ظن]] برای [[اجتهاد]]، از سوی [[اندیشمندان]] بزرگ [[مسلمان]] همچون [[نوبختی]] و [[سید مرتضی]] به چالش کشیده شده و کتابهایی چون “الرد [[علی]] [[اصحاب]] الإجتهاد فی الأحکام” به همین منظور تألیف شدند<ref>آیت الله خامنهای، ۲۹/۷/۱۳۸۹.</ref>. | |||
علیرغم اعتبار عقل در کنار نقل، برخی از [[مسلمانان]] در ورطه نقلگرایی محض نسبت به [[قرآن]] افتادند؛ به گونهای که نقش [[اهل بیت]]{{عم}} در [[تفسیر قرآن]] را نادیده گرفتند<ref>آیت الله خامنهای، ۲۳/۸/۱۳۸۳.</ref>. روشن است قرآن نیز به [[تنهایی]] [[صامت]] بوده و بدون حضور فعال [[قرآن ناطق]]، به [[راحتی]] مورد استفاده منحرفین قرار خواهد گرفت<ref>ر.ک: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ}} «اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه)اند، که بنیاد این کتاباند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه)اند؛ اما آنهایی که در دل کژی دارند، از سر آشوب و تأویل جویی، از آیات متشابه آن، پیروی میکنند در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمیداند و استواران در دانش، میگویند: ما بدان ایمان داریم، تمام آن از نزد پروردگار ماست و جز خردمندان، کسی در یاد نمیگیرد» سوره آل عمران، آیه ۷؛ آیت الله خامنهای، ۲۳/۸/۱۳۸۲.</ref>. ازاین رو [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[روایت متواتر]] [[ثقلین]] [[لزوم]] [[همراهی]] این دو را تا ابد، بارها یادآور شدند تا اسلام ناب محمدی{{صل}} از منابع اصیل به دست مسلمانان برسد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۳۹۳-۳۹۵؛ محمدی ری شهری، محمد، حکمت نامه پیامبر اعظم{{صل}}، ج۵، ص۸-۵۸.</ref>. | |||
[[فهم]] عمیق و صحیح [[کلام خدا]] از طریق [[تفسیر]] و تبیین توسط [[اولیا]]، امری [[بدیهی]] است که حتی در [[کتب مقدس]] سایر [[ادیان]] نیز به روشنی بر آن تأکید شده است<ref>کتاب مقدس، اعمال رسولان، ج۸، ص۲۹-۳۱.</ref>. در [[دوران غیبت]] [[ائمه]]{{عم}} [[وظیفه]] تفسیر و [[تبیین قرآن]] و ارائه [[اسلام راستین]] بر عهده عالمانی است که به [[تفقه در دین]] میپردازند<ref>{{متن قرآن|وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ}} «و مؤمنان نباید همگی رهسپار (جهاد یا آموختن دانش) شوند؛ اما چرا از هر گروه ایشان دستهای رهسپار نمیگردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند» سوره توبه، آیه ۱۲۲.</ref>. ازاین رو در دوران غیبت، [[سیره اهل بیت]]{{عم}} و [[سنت]] معتبر که توسط [[فقها]] با عرضه به [[قرآن]] استخراج میشود منبع اسلام راستین است که به دست پرچمداران [[مکتب اهل بیت]]{{عم}} سپرده شده است<ref>ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۳، ص۲۲۱-۲۲۲.</ref>. | |||
اسلام ناب محمدی{{صل}} با تکیه بر [[عقل]] [[سلیم]] در فهم عمیق مبانی و [[باورهای اعتقادی]] و با استناد به نقل معتبر یعنی [[قرآن و عترت]] و توجه به عقل در روشها و [[استنباط احکام]]، از [[افراط و تفریط]] در [[عقلگرایی]] صرف و نقلگرایی محض فاصله گرفته و در [[دوره غیبت]] [[امام]] [[معصوم]]{{عم}} [[معرفت دینی]] صحیح را از سوی [[عالمان ربانی]] عرضه میکند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۹، ص۷-۸؛ ۴۳۸-۴۳۹.</ref>.<ref>[[محمد صادق احمدی|احمدی، محمد صادق]]، [[اسلام ناب محمدی (مقاله)| مقاله «اسلام ناب محمدی»]]، [[مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی]]، ج۴ ص ۱۵۰.</ref> | |||
==روششناسی فهم اسلام ناب محمدی{{صل}}== | |||
[[منابع اسلامی]] با تصریح به درافتادن عدهای [[بیماردل]] به ورطه [[انحراف]] در [[اسلام]]<ref>{{متن قرآن|فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ}} «به دل بیمارییی دارند و خداوند بر بیماریشان افزود؛ و برای دروغی که میگفتند عذابی دردناک خواهند داشت» سوره بقره، آیه ۱۰؛ {{متن قرآن|هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ}} «اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه)اند، که بنیاد این کتاباند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه)اند؛ اما آنهایی که در دل کژی دارند، از سر آشوب و تأویل جویی، از آیات متشابه آن، پیروی میکنند در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمیداند و استواران در دانش، میگویند: ما بدان ایمان داریم، تمام آن از نزد پروردگار ماست و جز خردمندان، کسی در یاد نمیگیرد» سوره آل عمران، آیه ۷.</ref>، روشها و سنجههایی را برای [[رهایی]] از تردید و [[انحراف]] در [[اسلام]] عرضه کردهاند که مهمترین آنها از این قرارند: | |||
===[[تعقل]] و [[تدبر]]=== | |||
مهمترین روش مورد تأکید [[قرآن]]، تعقل و تدبر و [[تعمق]] در [[مفاهیم قرآنی]] است که [[انسان]] را گام به گام به قرآن نزدیک میکند<ref>ر.ک: {{متن قرآن|أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءَهُمْ مَا لَمْ يَأْتِ آبَاءَهُمُ الْأَوَّلِينَ}} «پس آیا در این گفتار نیندیشیدهاند یا آنچه به نیاکانشان نرسیده بود به آنان رسیده است؟» سوره مؤمنون، آیه ۶۸؛ {{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا}} «آیا در قرآن نیک نمیاندیشند یا بر دلها، کلون زدهاند؟» سوره محمد، آیه ۲۴؛ آیت الله خامنهای، ۱۳/۳/۱۳۹۳.</ref>. این روش، در [[جهت]] خلاف روش [[فهم]] در قرون وسطای غربی و [[تفکر]] [[مسیحی]] است که [[ایمان]] را لازمه فهم پنداشته و بدون ایمان، فهم را غیر ممکن میداند<ref>Migliore, Daniel L. Faith Seeking Understanding: An Introduction to Christian Theology, Third Ed, Michigan: Wm. B. Eerdmans Publishing, ۲۰۱۴, P ۲.</ref>.<ref>[[محمد صادق احمدی|احمدی، محمد صادق]]، [[اسلام ناب محمدی (مقاله)| مقاله «اسلام ناب محمدی»]]، [[مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی]]، ج۴ ص ۱۵۱.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||