←زورگویی و استعلا
| خط ۱۴۴: | خط ۱۴۴: | ||
[[قرآن]]، [[خودبرتربینی]] را با واژههای مختلفی چون استعلا، [[علو]]، استکبار و [[تکبر]] آورده است. علیرغم این همپوشانی مفهومی، معنای استکبار و استعلا متفاوت بوده و استعلا از مهمترین خصوصیات استکبار به شمار میرود<ref>آیت الله خامنهای، ۳۰/۱/۱۳۶۹.</ref>. بنابراین در قرآن خود را بالاتر از حق به حساب آوردن و زیربار حق نرفتن و سلطهجویی و استعلامذمت شده است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}} «بیگمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دستهدسته کرد. دستهای از آنان را به ناتوانی میکشاند، پسرانشان را سر میبرید و زنانشان را زنده وا مینهاد، به یقین او از تبهکاران بود» سوره قصص، آیه ۴؛ آیت الله خامنهای، ۳۰/۱/۱۳۶۹.</ref>. [[استکبار جهانی]] با [[استعلا]] و [[سلطه]] بر [[مستضعفان]] سعی در پیشبرد اهداف خود دارد و [[قیام]] [[رهبران الهی]] علیه ایشان برای کوتاه نمودن دست [[مستکبران]] از [[سرزمینهای اسلامی]] بوده است<ref>ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۱، ص۲۱-۲۳.</ref>. | [[قرآن]]، [[خودبرتربینی]] را با واژههای مختلفی چون استعلا، [[علو]]، استکبار و [[تکبر]] آورده است. علیرغم این همپوشانی مفهومی، معنای استکبار و استعلا متفاوت بوده و استعلا از مهمترین خصوصیات استکبار به شمار میرود<ref>آیت الله خامنهای، ۳۰/۱/۱۳۶۹.</ref>. بنابراین در قرآن خود را بالاتر از حق به حساب آوردن و زیربار حق نرفتن و سلطهجویی و استعلامذمت شده است<ref>{{متن قرآن|إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ}} «بیگمان فرعون در زمین (مصر) گردنکشی ورزید و مردم آنجا را دستهدسته کرد. دستهای از آنان را به ناتوانی میکشاند، پسرانشان را سر میبرید و زنانشان را زنده وا مینهاد، به یقین او از تبهکاران بود» سوره قصص، آیه ۴؛ آیت الله خامنهای، ۳۰/۱/۱۳۶۹.</ref>. [[استکبار جهانی]] با [[استعلا]] و [[سلطه]] بر [[مستضعفان]] سعی در پیشبرد اهداف خود دارد و [[قیام]] [[رهبران الهی]] علیه ایشان برای کوتاه نمودن دست [[مستکبران]] از [[سرزمینهای اسلامی]] بوده است<ref>ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۱، ص۲۱-۲۳.</ref>. | ||
در بعد داخلی نیز متحجران، سکولارها، منفاقان و اشراف و سازشکاران از موانع اساسی پیش روی تحقق اسلام ناب محمدی{{صل}} هستند.<ref>[[محمد صادق احمدی|احمدی، محمد صادق]]، [[اسلام ناب محمدی (مقاله)| مقاله «اسلام ناب محمدی»]]، [[مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی]]، ج۴ ص ۱۵۸.</ref> | در بعد داخلی نیز متحجران، سکولارها، منفاقان و اشراف و سازشکاران از موانع اساسی پیش روی تحقق اسلام ناب محمدی{{صل}} هستند.<ref>[[محمد صادق احمدی|احمدی، محمد صادق]]، [[اسلام ناب محمدی (مقاله)| مقاله «اسلام ناب محمدی»]]، [[مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی]]، ج۴ ص ۱۵۸.</ref> | ||
===متحجران=== | |||
متحجران از [[پیروان اسلام]] آمریکایی هستند که با ژست [[دین]] و مقدسنمایی خود را بروز میدهند و خطری به مراتب بالاتر از دیگر پیروان اسلام آمریکایی دارند. این خوانش از [[اسلام]] با [[تمسک]] به [[ظواهر]] دین، به اسلام ناب محمدی{{صل}} حملهور شده و از تحقق آن جلوگیری میکند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۱۱۹ -۱۳۲.</ref>.<ref>[[محمد صادق احمدی|احمدی، محمد صادق]]، [[اسلام ناب محمدی (مقاله)| مقاله «اسلام ناب محمدی»]]، [[مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی]]، ج۴ ص ۱۵۹.</ref> | |||
===سکولارها=== | |||
از موانع داخلی تحقق اسلام ناب محمدی{{صل}} قرائتی از اسلام است که توسط سکولارها عرضه شده و عرصه حضور دین را [[زندگی فردی]] [[مؤمنان]] [[تعیین]] نموده و از حضور آن در [[جامعه]] و تشکیل [[جامعه اسلامی]] [[پیشگیری]] میکنند. در این رویکرد [[استکبارستیزی]] و سایر [[ویژگیهای اسلام]] [[ناب]] [[نفی]] شده و اسلام در [[خدمت]] [[استکبار]] قرار میگیرد<ref>آیت الله خامنهای، ۱۴/۳/۱۳۹۴.</ref>.<ref>[[محمد صادق احمدی|احمدی، محمد صادق]]، [[اسلام ناب محمدی (مقاله)| مقاله «اسلام ناب محمدی»]]، [[مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی]]، ج۴ ص ۱۵۹.</ref> | |||
===[[منافقان]]=== | |||
[[نفاق]] به معنای [[دورویی]] و [[تظاهر]] به چیزی با [[اعتقاد]] بر خلافش است. منافقان که برای [[حفظ]] [[منافع]] خویش، چهره [[حقیقی]] خود را نشان نمیدهند، جلوهگر شکلی از اسلام هستند که از [[زمان]] [[صدر اسلام]] و [[رسول الله]]{{صل}} و در قامت اسلام ابوسفیانی حضور داشته و امروز هم با سردادن [[شعار]] [[دفاع]] از [[انقلاب اسلامی]] در ظاهر و طرفداری از [[آمریکا]] در [[باطن]]، به [[حیات]] خود ادامه میدهند. خطر چنین مسلمانانی از خطر [[کفار]] و مستکبران بیشتر است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۱، ص۲۳۴.</ref>.<ref>[[محمد صادق احمدی|احمدی، محمد صادق]]، [[اسلام ناب محمدی (مقاله)| مقاله «اسلام ناب محمدی»]]، [[مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی]]، ج۴ ص ۱۵۹.</ref> | |||
===اشراف=== | |||
حضور اشراف در [[جامعه اسلامی]] از جمله موانع مهم پیش روی اسلام ناب محمدی{{صل}} است؛ چرا که اشراف اهتمام به امور سایر [[مسلمانان]] نداشته و درصدد [[تأمین منافع]] و وسائل [[عیش و نوش]] خویش، در ظاهر آراسته به مظاهر [[دینی]] و در واقع همسو با [[منافع]] [[استکبار]] هستند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۴، ص۱۳۶ -۱۳۷. </ref>. این در حالی است که [[اسلام]] از اساس با [[سرمایهداران]] اشرافی که عمدتاً در برابر [[مستضعفان]] و [[انبیا]] قرار داشتند، به [[مخالفت]] پرداخته و در مواردی مسلمانان را به [[جنگ]] و [[جهاد]] با ایشان فراخوانده است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۴، ص۹۹.</ref>.<ref>[[محمد صادق احمدی|احمدی، محمد صادق]]، [[اسلام ناب محمدی (مقاله)| مقاله «اسلام ناب محمدی»]]، [[مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی]]، ج۴ ص ۱۶۰.</ref> | |||
===سازشکاران=== | |||
مانع دیگر تحقق اسلام ناب محمدی{{صل}} سازشکارانی هستند که با انزوای از [[جامعه]] و بدون توجه به مستضعفان، منافع اسلام و جامعه اسلامی را نادیده میگیرند. مسلمانان سازشکار با سیاستبازی [[سلطه]] [[مستکبرین]] را پذیرفته<ref>آیت الله خامنهای، ۷/۴/۱۳۶۹.</ref> و خطری برای [[استکبار جهانی]] ایجاد نمیکنند. سازشکاران به منظور [[حفظ]] [[منافع شخصی]] خود<ref>آیت الله خامنهای، ۲۷/۷/۱۳۷۰.</ref>، نام سازشکاری را عوض کرده و آن را عقلانیت میخوانند<ref>آیت الله خامنهای، ۱۴/۱۱/۱۳۹۰.</ref>. اسلام ناب محمدی{{صل}} با [[پرهیز]] از [[انفعال]]، با ایجاد [[نهضت]] به [[مبارزه]] با استکبار رفته و همانند اسلام [[سکولار]] و [[سازش]] کار خود را از بطن جامعه جدا نمیبیند<ref>آیت الله خامنهای، ۲۱/۱۲/۱۳۹۳.</ref>.<ref>[[محمد صادق احمدی|احمدی، محمد صادق]]، [[اسلام ناب محمدی (مقاله)| مقاله «اسلام ناب محمدی»]]، [[مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی]]، ج۴ ص ۱۶۰.</ref> | |||
==[[تقابل]] اسلام ناب محمدی{{صل}} با اسلام آمریکایی و مصادیق آن== | |||
مواجهه اسلام با [[کفر]] و [[نفاق]] امروزه در تقابل میان اسلام ناب محمدی{{صل}} و اسلام آمریکایی با جلوههای گوناگونش عینیت یافته است. جلوههای اسلام آمریکایی عبارتاند از اسلام [[تحجر]]، اسلام سازشکارانه، اسلام [[ارتجاع]]، اسلام روشنفکری، اسلام سکولار، اسلام اشراف و اسلام آخوندهای درباری. | |||
[[امام خمینی]] یکی از بزرگترین [[مشکلات]] [[جهان]] امروز را اسلام آمریکایی میدانست که در قامت اسلام سعودی خود را نمایان ساخته<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۷۴-۷۶.</ref> و مصادیقش اسلام اشراف یا ابوسفیانی، اسلام ملاهای کثیف، اسلام [[پول]] و [[قدرت]]، اسلام تفوق [[ثروت]] و سرمایهداران بر [[مظلومان]] و مستضعفان و... بودند<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۸۰؛ Koya, Abdar Rahman, Imam Khomeini: Life, Thought and Legacy, Malaysia: The Other Press, ۲۰۰۹, P۱۱۱.</ref>.با توجه به ویژگیهایی که [[امام]] برای [[اسلام]] آمریکایی برشمرده است، [[انتقاد]] امام نسبت به حضور اسلام آمریکایی در میان [[مسلمانان]] به سرعت بسیاری از کشورهای حاشیه خلیج [[فارس]] را متوجه خود کرد<ref>ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۷۴-۱۰۰؛ Ehteshami, Anoushiravan, After Khomeini: The Iranian Second Republic, ۲۰۰۲, P ۲۰۴.</ref>. | |||
تعبیر “اسلام آمریکایی” که از سوی امام به ویژه در سالهای پایانی [[حیات]] پر برکتشان مکرر مورد استفاده قرار گرفت، اشاره به نقش [[آمریکا]] در [[ترویج]] و [[تبلیغ اسلام]] [[سازش]] و [[فریب]] داشت که با بهکارگیری [[روحانیت]] درباری، [[ثروتمندان]] و اشراف، [[حاکمان]] وابسته و تکیه بر [[شرق]] [[کمونیسم]] و [[غرب]] [[سرمایهداری]] سعی در نابودی [[اسلام ناب]] داشت<ref>شیداییان، حسین، عوام و خواص از دیدگاه امام خمینی، ج۱، ص۶۰.</ref>. | |||
معیار اسلام ناب محمدی{{صل}} ایجاد خطر برای [[منافع]] [[جبهه]] [[استکبار]] و [[کفر]] است و هر قرائتی از اسلام که در [[جهت]] [[تأمین منافع]] استکبار باشد در شمار مصادیق اسلام آمریکایی قرار میگیرد. از نظر امام، [[سازشناپذیری]] اسلام ناب در برابر اسلام آمریکایی بدان حد است که سازش [[جهان اسلام]] با اسلام آمریکایی به معنای نابودی همیشگی اسلام ناب تلقی میشود و بنابراین میبایست به [[تأسی]] از [[پیغمبران]] و به ویژه [[پیامبر اسلام]]{{صل}}، تا آخر [[ایستادگی]] کرده و در برابر اسلام آمریکایی پیشروی نمود<ref>شیداییان، حسین، آمریکا از دیدگاه امام خمینی، ص۱۴۳-۱۴۴.</ref>. | |||
اسلام سازشکار با منافع غرب و استکبار، با دو رویکرد متحجرانه و سکولاریستی بدون ایجاد [[تهدید]] برای [[دشمنان]]، خود را جدای از تحولات [[جامعه اسلامی]] میبیند<ref>آیت الله خامنهای، ۲۱/۱۲/۱۳۹۳.</ref>. این اسلام با [[وابستگی]] به غرب از [[عزتمندی]] جامعه اسلامی [[پیشگیری]] نموده و در این مسیر حتی از [[کشتار]] مسلمانان نیز دریغ نمیکند چرا که [[همسویی]] با منافع غرب [[مستکبر]] نخستین [[اولویت]] این چنین [[اسلامی]] است که به مقابله با اسلام ناب محمدی{{صل}} پرداخته و در پی [[حفظ]] سیاستهای استکبار است<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۸۰-۸۲.</ref>. | |||
از دیگر گونههای [[اسلام]] آمریکایی که به [[تقابل]] با اسلام ناب محمدی{{صل}} میپردازد، اسلام [[ارتجاعی]] است. [[ارتجاع]] به معنای بازگشت منفی و بازگشت به [[نظام]]، [[فکر]] و روش غلط، [[بدوی]] و غیر معقول است<ref>حیدری، احمد و دیگران، نهضت انتظار و انقلاب اسلامی، ص۴۵.</ref> و در [[قرآن]] نیز مواردی از بازگشت از [[دین حق]]<ref>{{متن قرآن|وَقَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}} «و دستهای از اهل کتاب گفتند: در آغاز روز به آنچه بر مؤمنان فرو فرستاده شده است، ایمان آورید و در پایان آن بدان کفر ورزید باشد که آنان (از ایمان خود) بازگردند» سوره آل عمران، آیه ۷۲.</ref> و یا درخواست [[داوری]] از [[حاکمان]] [[باطل]] را میتوان به ارتجاع [[تأویل]] برد<ref>دائرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۴۵۷.</ref>. ارتجاع در [[منطق]] اسلام ناب محمدی{{صل}} به معنای [[رجوع]] از اسلام به [[کفر]] است<ref>{{متن قرآن|ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ}} «این، بدان روست که آنان ایمان آوردند سپس کفر ورزیدند آنگاه بر دلهاشان مهر نهاده شد از این رو (حقیقت را) درنمییابند» سوره منافقون، آیه ۳؛ آیت الله خامنهای، ۵/۴/۱۳۶۰.</ref>. [[استکبار]] غربی برای ادامه [[سلطه]] خود همواره درصدد تقویت اسلام ارتجاعی برمیآید که با [[استبداد]] و [[وابستگی]]، تدوام [[حیات]] اسلام آمریکایی را تضمین میکند<ref>آیت الله خامنهای، ۲۶/۶/۱۳۹۰.</ref>. | |||
[[روشنفکری]] در [[حقیقت]] در مقابل ارتجاع قرار دارد زیرا مقولهای رو به جلو و پویاست. با این حال ارتجاع روشنفکری در میان روشنفکران سکولارو غربگرا سبب شکلگیری نوعی از اسلام آمریکایی با عنوان اسلام روشنفکری است که به جای نگاه به جلو، از سیاستهای خصمانه [[ضد]] اسلام ناب محمدی{{صل}} [[حمایت]] و [[پیروی]] نموده و در جهتگیریها همواره نگاه به سوی [[غرب]] استکباری دارد<ref>ر.ک: امام خمینی، صحیفه امام، ج۸، ص۱۶۹ -۱۷۸؛ آیت الله خامنهای، ۲۲/۲/۱۳۷۷.</ref>. | |||
اسلام اشرافی از گونههای اسلام آمریکایی است که به طور خاص وجود آن در میان [[مسئولان]] و [[زمامداران]] خطر بزرگی برای اسلام ناب محمدی{{صل}} قلمداد شده<ref>آیت الله خامنهای، ۱۴/۳/۱۳۹۴.</ref> و اجتناب از آن از شاخصههای اصلی [[نظام اسلامی]] است<ref>آیت الله خامنهای، ۲۴/۹/۱۳۸۷.</ref>.امروز [[اسلام]] آمریکایی در دو مصداق اسلام [[سکولار]] و اسلام [[متحجر]]، جلوهگر است<ref>آیت الله خامنهای، ۱۴/۳/۱۳۹۴.</ref>. از این منظر [[روحانیون]] متحجر، مروج اسلام آمریکایی و [[دشمن]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} تلقی شده<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۱۱۹ -۱۲۲؛ Ayubi, Nazih Political Islam: Religion and Politics in the Arab World, London: Routledge,۱۹۹۱, P ۱۱۴</ref> و زیانبارترین دشمن [[اسلام ناب]] به شمار میآیند. آن مقدار که اسلام از مقدسان [[روحانی]] [[نماز]]<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۸۰.</ref> ضربه خورد، از هیچ قشر دیگری آسیب ندیده و حتی حضور این طیف [[فکری]] مسیر [[تاریخ اسلام]] را عوض کرده و مسبب اصلی [[حادثه کربلا]] نیز همین قشر به شمار میروند<ref>رجائینژاد، محمد، تحجر و تحجرگرایی از منظر امام خمینی، ص۱۲-۱۶؛ مطهری، مجموعه آثار، ج۱۶، ص۳۱۸ -۳۱۹؛ ج۲۱، ص۶۸، ۷۱، ۸۸-۹۲.</ref>. | |||
اسلام سکولار نیز همانند اسلام [[تحجر]] مورد [[حمایت]] [[آمریکا]] و [[غرب]] بوده و نمایانگر اسلام آمریکایی است. اسلام سکولار [[اسلامی]] بدون [[فقه]] و [[شریعت]] و بدون جبههگیری در برابر غرب و جنایات آن در منطقه اعم از [[فلسطین]] و [[یمن]] و [[بحرین]] است که از اسلام فقط ظاهر آن را یدک میکشد<ref>آیت الله خامنهای، ۱۴/۳/۱۳۹۴.</ref>. | |||
اسلام آمریکایی اسلام را وارونه نشان میدهد، به [[سرمایه]] و [[سرمایهداری]] متکی است، در پی [[رفاهطلبی]] و [[بیتفاوتی]] بوده و سلب [[مسئولیت]] میکند، به دنبال فرصتطلبی و [[سودجویی]] است، به ظاهر [[دین]] [[تمسک]] میکند تا [[حقیقت]] دین را حذف نماید، توجیه کننده [[ظلم]] است، در پی حذف [[حکومت دینی]] از متن دین و [[قرآن]] است و با [[جهاد]] و [[مبارزه]] [[سازگاری]] ندارد<ref>مرادی، علی اصغر، اسلام ناب در پرتو عرفان ناب از منظر امام خمینی، ص۴۹۱-۴۹۲.</ref>. در طرف مقابل روشن است که اسلام ناب محمدی{{صل}} به محتوا و [[روح]] اسلام توجه دارد، جامع الاطراف است و به تمام ابعاد توجه دارد، [[حکومت]] و [[سیاست]] و [[جهاد]] در متن آن جاری است، [[سلطه]] پذیر نیست؛ بلکه [[مکتب]] [[رنج]] و [[صبر]] و [[ایثار]] و [[فداکاری]] و [[شهادت]] است<ref>واعظزاده خراسانی، محمد، امام خمینی و انقلاب اسلامی، ص۱۹۳.</ref>. | |||
عمقبخشی به [[آگاهی]] عمومی [[مسلمانان]] نسبت به تفاوتهای [[اسلام ناب]] و [[اسلام]] آمریکایی عمدتاً [[وظیفه]] [[حوزههای علمیه]] است که در صورت عمل حوزه به این وظیفه، اسلام ناب از [[شر]] ایادی [[شرق]] و [[غرب]] [[نجات]] مییابد<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۲۱، ص۱۱۹-۱۲۱.</ref>. بدون تردید [[سلوک]] در طریق اسلام ناب محمدی{{صل}} بدون مرزبندی با اسلام آمریکایی و [[مبارزه]] با اسلام [[سکولار]] و [[تحجر]] امکانپذیر نیست<ref>آیت الله خامنهای، ۱۴/۳/۱۳۹۴.</ref>.<ref>[[محمد صادق احمدی|احمدی، محمد صادق]]، [[اسلام ناب محمدی (مقاله)| مقاله «اسلام ناب محمدی»]]، [[مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی (کتاب)|مقالاتی از اندیشهنامه انقلاب اسلامی]]، ج۴ ص ۱۶۰.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||