اوضاع ایران: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'علل' به 'علل'
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-]]| + - [[))
جز (جایگزینی متن - 'علل' به 'علل')
خط ۱۲: خط ۱۲:
*[[حکومت]] ساسانیان که پس از اشکانیان روی کار آمد، از سال ۲۲۶ تا ۶۳۹ میلادی<ref>کاظم علمداری، چرا ایران عقب ماند و غرب پیش رفت، ص۳۱۱.</ref> به مدت چهار قرن تداوم یافت. بدون [[شک]]، وضعیت [[جامعه]] [[ایران]]، در اواخر دوره ساسانی بسیار آشفته و نگران کننده بود. برخی از پژوهشگران، معتقدند که [[انحطاط]] و سقوط ساسانیان از دوره [[انوشیروان]] به بعد آغاز می‌شود.
*[[حکومت]] ساسانیان که پس از اشکانیان روی کار آمد، از سال ۲۲۶ تا ۶۳۹ میلادی<ref>کاظم علمداری، چرا ایران عقب ماند و غرب پیش رفت، ص۳۱۱.</ref> به مدت چهار قرن تداوم یافت. بدون [[شک]]، وضعیت [[جامعه]] [[ایران]]، در اواخر دوره ساسانی بسیار آشفته و نگران کننده بود. برخی از پژوهشگران، معتقدند که [[انحطاط]] و سقوط ساسانیان از دوره [[انوشیروان]] به بعد آغاز می‌شود.
*دکتر [[مفتخری]] در این باره می‌نویسد: "اگر عصر [[انوشیروان]] را نقطه اوج [[قدرت]] ساسانیان به شمار آوریم، باید گفت: شمارش معکوس سقوط آنان نیز از همین نقطه آغاز شد. اصلاحاتی که در این دوره انجام شد، در جهت [[منافع]] طبقات فرودست [[جامعه]] نبود و حتی بیش از گذشته، بحران را در تمام جوانب به خصوص در مسائل [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] عمیق نمود و زمینه‌های [[شکست]] ساسانیان و [[پیروزی]] [[اعراب]] [[مسلمان]] را فراهم کرد"<ref>حسین مفتخری، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، ص۷.</ref>.
*دکتر [[مفتخری]] در این باره می‌نویسد: "اگر عصر [[انوشیروان]] را نقطه اوج [[قدرت]] ساسانیان به شمار آوریم، باید گفت: شمارش معکوس سقوط آنان نیز از همین نقطه آغاز شد. اصلاحاتی که در این دوره انجام شد، در جهت [[منافع]] طبقات فرودست [[جامعه]] نبود و حتی بیش از گذشته، بحران را در تمام جوانب به خصوص در مسائل [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] عمیق نمود و زمینه‌های [[شکست]] ساسانیان و [[پیروزی]] [[اعراب]] [[مسلمان]] را فراهم کرد"<ref>حسین مفتخری، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، ص۷.</ref>.
*شکی نیست که عوامل متعددی دست به دست هم داده و موجبات [[ضعف]] این امپراتوری بزرگ را فراهم ساخته بود. اوضاع [[اجتماعی]]، نگران کننده بود، وضعیت [[سیاسی]]، به [[علل]] مختلفی از جمله درگیری‌های داخلی برای [[کسب قدرت]]، متشنج بود و برخوردهای نظامی با [[رومیان]]، بر [[ضعف]] [[حکومت]] می‌افزود. همچنین، اوضاع [[دینی]] و [[تعصبات]] مذهبی نیز بر [[مشکلات]] این دوره افزوده بود. ما در این نوشتار به بررسی هر یک از این موارد پرداخته، تلاش می‌کنیم وضعیت [[ایران]] را در این دوره بررسی و ارزیابی کنیم<ref>[[ یدالله حاجی‌زاده|حاجی‌زاده، یدالله]]، [[اوضاع ایران (مقاله)|اوضاع ایران]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۷۳.</ref>.
*شکی نیست که عوامل متعددی دست به دست هم داده و موجبات [[ضعف]] این امپراتوری بزرگ را فراهم ساخته بود. اوضاع [[اجتماعی]]، نگران کننده بود، وضعیت [[سیاسی]]، به علل مختلفی از جمله درگیری‌های داخلی برای [[کسب قدرت]]، متشنج بود و برخوردهای نظامی با [[رومیان]]، بر [[ضعف]] [[حکومت]] می‌افزود. همچنین، اوضاع [[دینی]] و [[تعصبات]] مذهبی نیز بر [[مشکلات]] این دوره افزوده بود. ما در این نوشتار به بررسی هر یک از این موارد پرداخته، تلاش می‌کنیم وضعیت [[ایران]] را در این دوره بررسی و ارزیابی کنیم<ref>[[ یدالله حاجی‌زاده|حاجی‌زاده، یدالله]]، [[اوضاع ایران (مقاله)|اوضاع ایران]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۷۳.</ref>.


==[[وضعیت اجتماعی]]==
==[[وضعیت اجتماعی]]==
خط ۱۹: خط ۱۹:
*[[عبدالحسین زرین‌کوب]] نیز می‌نویسد: "در [[جامعه]] ساسانی، هر فرد و [[خانواده]] دارای [[جایگاه]] و مقامی خاص بود و هیچ‌کس نمی‌توانست خواهان درجه‌ای [[برتر]] از آنکه بنا به مقتضیات به او تعلق داشت، باشد. پیشه‌وران، در [[شهرها]] و کشاورزان در روستاها، [[پست‌ترین]] طبقات به شمار می‌آمدند. دبیران و ارتشیان، در طبقات بعدی بودند و طبقه آذربانان و [[روحانیان]] زرتشتی، بعد از آنها بودند. [[خاندان]] ساسانی [[برترین]] طبقات بودند...."<ref>عبدالحسین زرین کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ج۱، ص۱۶۳-۱۶۴؛ حسین مفتخری، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، ص۱۰.</ref>.
*[[عبدالحسین زرین‌کوب]] نیز می‌نویسد: "در [[جامعه]] ساسانی، هر فرد و [[خانواده]] دارای [[جایگاه]] و مقامی خاص بود و هیچ‌کس نمی‌توانست خواهان درجه‌ای [[برتر]] از آنکه بنا به مقتضیات به او تعلق داشت، باشد. پیشه‌وران، در [[شهرها]] و کشاورزان در روستاها، [[پست‌ترین]] طبقات به شمار می‌آمدند. دبیران و ارتشیان، در طبقات بعدی بودند و طبقه آذربانان و [[روحانیان]] زرتشتی، بعد از آنها بودند. [[خاندان]] ساسانی [[برترین]] طبقات بودند...."<ref>عبدالحسین زرین کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام، ج۱، ص۱۶۳-۱۶۴؛ حسین مفتخری، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، ص۱۰.</ref>.
*در دوره ساسانیان، روستاییان بی‌آنکه پاداشی بگیرند در [[سپاه]] [[خدمت]] می‌کردند. شهریان، وضع بهتری داشتند. آنها نیز مانند روستاییان گزیت ([[جزیه]]) یا [[مالیات]] سرانه می‌دادند؛ اما از [[خدمت]] در [[سپاه]] معاف بودند<ref>کلمان هوار، ایران و تمدن ایرانی، ص۱۶۸.</ref>. نامعلوم بودن پایه مالیاتی که هر شخص می‌بایست بپردازد، بهانه‌ای برای اخاذی و زیاده‌ستانی‌ها به دست می‌داد<ref>کلمان هوار، ایران و تمدن ایرانی، ص۱۸۰.</ref>.
*در دوره ساسانیان، روستاییان بی‌آنکه پاداشی بگیرند در [[سپاه]] [[خدمت]] می‌کردند. شهریان، وضع بهتری داشتند. آنها نیز مانند روستاییان گزیت ([[جزیه]]) یا [[مالیات]] سرانه می‌دادند؛ اما از [[خدمت]] در [[سپاه]] معاف بودند<ref>کلمان هوار، ایران و تمدن ایرانی، ص۱۶۸.</ref>. نامعلوم بودن پایه مالیاتی که هر شخص می‌بایست بپردازد، بهانه‌ای برای اخاذی و زیاده‌ستانی‌ها به دست می‌داد<ref>کلمان هوار، ایران و تمدن ایرانی، ص۱۸۰.</ref>.
*[[سیاست]] دشوار مالیاتی که اواخر [[حکومت]] ساسانی و در دوره [[خسرو پرویز]] برای تأمین هزینه [[جنگ]] [[اعمال]] شد، فشار کمرشکنی بر رعایا تحمیل کرد، تا آنجا که به [[روایت]] [[تاریخ قم ]]"[[مردم]] هلاک شدند و خراب گشتند تا [[غایت]] که کنیزکی به درهمی می‌فروختند"<ref>محمد بن حسن قمی، تاریخ قم، ص۱۸۰.</ref>. محققان، همین امر را از [[علل]] [[ضعف]] و [[شکست]] ساسانیان دانسته‌اند<ref>[[ یدالله حاجی‌زاده|حاجی‌زاده، یدالله]]، [[اوضاع ایران (مقاله)|اوضاع ایران]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۷۴-۱۷۵.</ref>.
*[[سیاست]] دشوار مالیاتی که اواخر [[حکومت]] ساسانی و در دوره [[خسرو پرویز]] برای تأمین هزینه [[جنگ]] [[اعمال]] شد، فشار کمرشکنی بر رعایا تحمیل کرد، تا آنجا که به [[روایت]] [[تاریخ قم ]]"[[مردم]] هلاک شدند و خراب گشتند تا [[غایت]] که کنیزکی به درهمی می‌فروختند"<ref>محمد بن حسن قمی، تاریخ قم، ص۱۸۰.</ref>. محققان، همین امر را از علل [[ضعف]] و [[شکست]] ساسانیان دانسته‌اند<ref>[[ یدالله حاجی‌زاده|حاجی‌زاده، یدالله]]، [[اوضاع ایران (مقاله)|اوضاع ایران]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۷۴-۱۷۵.</ref>.
*دکتر [[علمداری]] می‌نویسد: "گسترش وسیع فاصله طبقاتی، از یک سو و [[فساد]] دستگاه [[حکومتی]] و بی‌توجهی به نیازمندی‌های [[مردم]] از سوی دیگر، زمینه‌های [[شکست]] ساسانیان را فراهم کرد"<ref>کاظم علمداری، چرا ایران عقب ماند و غرب پیشرفت کرد، ص۳۰۲-۳۰۳.</ref>.
*دکتر [[علمداری]] می‌نویسد: "گسترش وسیع فاصله طبقاتی، از یک سو و [[فساد]] دستگاه [[حکومتی]] و بی‌توجهی به نیازمندی‌های [[مردم]] از سوی دیگر، زمینه‌های [[شکست]] ساسانیان را فراهم کرد"<ref>کاظم علمداری، چرا ایران عقب ماند و غرب پیشرفت کرد، ص۳۰۲-۳۰۳.</ref>.
*امتیاز طبقاتی و [[محروم]] بودن عده کثیری از [[مردم ایران]] از [[حق]] [[مالکیت]]، ناچار، اوضاع خاصی پیش آورده بود و به همین سبب، [[جامعه]] ایرانی، در دوره ساسانی، هرگز متحد نبود. توده‌های [[عظیم]] [[مردم]]، همیشه ناراضی و نگران و [[محروم]] می‌زیستند<ref>مرتضی مطهری، خدمات متقابل، ص۱۶۸ به نقل از سعید نفیسی، تاریخ اجتماعی ایران، ج۲، ص۴۶-۴۷.</ref><ref>[[ یدالله حاجی‌زاده|حاجی‌زاده، یدالله]]، [[اوضاع ایران (مقاله)|اوضاع ایران]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۷۵.</ref>.
*امتیاز طبقاتی و [[محروم]] بودن عده کثیری از [[مردم ایران]] از [[حق]] [[مالکیت]]، ناچار، اوضاع خاصی پیش آورده بود و به همین سبب، [[جامعه]] ایرانی، در دوره ساسانی، هرگز متحد نبود. توده‌های [[عظیم]] [[مردم]]، همیشه ناراضی و نگران و [[محروم]] می‌زیستند<ref>مرتضی مطهری، خدمات متقابل، ص۱۶۸ به نقل از سعید نفیسی، تاریخ اجتماعی ایران، ج۲، ص۴۶-۴۷.</ref><ref>[[ یدالله حاجی‌زاده|حاجی‌زاده، یدالله]]، [[اوضاع ایران (مقاله)|اوضاع ایران]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۷۵.</ref>.
خط ۲۹: خط ۲۹:
*[[زرین‌کوب]] درباره دوره پس از [[خسرو پرویز]] می‌نویسد: "فتنه‌ای که دست [[شیرویه]] را به [[خون]] [[پدر]] [[آلوده]] ساخت از [[نیرنگ]] [[سپاهیان]] و [[روحانیان]] بود. از آن پس، این دو طبقه، چنان [[سلطنت]] را بازیچه خویش کردند که دیگر از آن، جز نامی باقی نمانده بود. [[سرداران سپاه]]، مانند شهربراز، [[پیروز]] و فرخ هرمز، همان راهی را که پیش از آنها [[بهرام]] چوبین رفته بود، پیش گرفتند و هر یک، چند روز تخت و تاج را [[غصب]] کردند. اردشیر خردسال، پسر [[شیرویه]]، و پوران دخت و آذرمیدخت نیز [[قدرت]] آن را نداشتند که از نفوذ و مطامع [[سرداران]] بکاهند. چند تن دیگر نیز که بر این تخت لرزان بی‌ثبات برآمدند، یا کشته شدند یا از [[سلطنت]] [[خلع]] شدند..."<ref>عبدالحسین زرین کوب، دو قرن سکوت، ص۵۵.</ref>.
*[[زرین‌کوب]] درباره دوره پس از [[خسرو پرویز]] می‌نویسد: "فتنه‌ای که دست [[شیرویه]] را به [[خون]] [[پدر]] [[آلوده]] ساخت از [[نیرنگ]] [[سپاهیان]] و [[روحانیان]] بود. از آن پس، این دو طبقه، چنان [[سلطنت]] را بازیچه خویش کردند که دیگر از آن، جز نامی باقی نمانده بود. [[سرداران سپاه]]، مانند شهربراز، [[پیروز]] و فرخ هرمز، همان راهی را که پیش از آنها [[بهرام]] چوبین رفته بود، پیش گرفتند و هر یک، چند روز تخت و تاج را [[غصب]] کردند. اردشیر خردسال، پسر [[شیرویه]]، و پوران دخت و آذرمیدخت نیز [[قدرت]] آن را نداشتند که از نفوذ و مطامع [[سرداران]] بکاهند. چند تن دیگر نیز که بر این تخت لرزان بی‌ثبات برآمدند، یا کشته شدند یا از [[سلطنت]] [[خلع]] شدند..."<ref>عبدالحسین زرین کوب، دو قرن سکوت، ص۵۵.</ref>.
*جنگ‌های [[ایران]] و [[روم]] نیز بر [[ضعف]] ساسانیان در این دوره افزوده بود. آرتور کریستن‌سن می‌نویسد: "تعدیات و جنگ‌های [[خسرو پرویز]]، [[ایران]] را [[فقیر]] کرد و شکست‌های سنوات اخیر [[جنگ]] [[ایران]] و [[روم]]، ضربتی هولناک بر این [[کشور]] وارد آورد"<ref>آرتور کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، ص۳۵۶.</ref>. جنگ‌های [[بیهوده]] [[خسرو پرویز]]، جز آنکه [[خزانه]] مملکت را تهی کند، نتیجه‌ای نداد<ref>عبدالحسین زرین‌کوب، دو قرن سکوت، ص۵۵.</ref><ref>[[ یدالله حاجی‌زاده|حاجی‌زاده، یدالله]]، [[اوضاع ایران (مقاله)|اوضاع ایران]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۷۶.</ref>.
*جنگ‌های [[ایران]] و [[روم]] نیز بر [[ضعف]] ساسانیان در این دوره افزوده بود. آرتور کریستن‌سن می‌نویسد: "تعدیات و جنگ‌های [[خسرو پرویز]]، [[ایران]] را [[فقیر]] کرد و شکست‌های سنوات اخیر [[جنگ]] [[ایران]] و [[روم]]، ضربتی هولناک بر این [[کشور]] وارد آورد"<ref>آرتور کریستین سن، ایران در زمان ساسانیان، ص۳۵۶.</ref>. جنگ‌های [[بیهوده]] [[خسرو پرویز]]، جز آنکه [[خزانه]] مملکت را تهی کند، نتیجه‌ای نداد<ref>عبدالحسین زرین‌کوب، دو قرن سکوت، ص۵۵.</ref><ref>[[ یدالله حاجی‌زاده|حاجی‌زاده، یدالله]]، [[اوضاع ایران (مقاله)|اوضاع ایران]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۷۶.</ref>.
*تقریباً همه پژوهشگران بر این عقیده‌اند که جنگ‌های [[ایران]] و [[روم]]، از [[علل]] عمده [[ضعف]] هر دو [[دولت]] در این زمان بوده است. [[احسان]] یارشاطر می‌نویسد: "فرسایش و تحلیل امپراتوری [[ایران]] و بیزانس، پس از سال‌ها جنگ‌های متعدد، [[دلیل]] عمده [[پیروزی]] [[اعراب]] ذکر شده است". بررسی کلی مناسبات دیر پای میان دو امپراتوری بزرگ، این نظر را تقویت می‌کند"<ref>احسان یار شاطر و دیگران، تاریخ ایران از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانیان، ص۲۶۹.</ref>. [[ایران]] به مدت ۲۴ سال (۶۰۴-۶۲۸م) در [[جنگ]] با امپراتوری [[روم شرقی ]] (بیزانس) بود. این [[جنگ]]، هر دو طرف را به شدت بی‌بنیه کرد و شرایط مساعدتری را برای قوای [[اعراب]] فراهم آورد که بر هر دو نیرو [[غلبه]] کند<ref>کاظم علمداری، چرا ایران عقب ماند و غرب پیشرفت کرد، ص۳۰۹.</ref><ref>[[ یدالله حاجی‌زاده|حاجی‌زاده، یدالله]]، [[اوضاع ایران (مقاله)|اوضاع ایران]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۷۷.</ref>.
*تقریباً همه پژوهشگران بر این عقیده‌اند که جنگ‌های [[ایران]] و [[روم]]، از علل عمده [[ضعف]] هر دو [[دولت]] در این زمان بوده است. [[احسان]] یارشاطر می‌نویسد: "فرسایش و تحلیل امپراتوری [[ایران]] و بیزانس، پس از سال‌ها جنگ‌های متعدد، [[دلیل]] عمده [[پیروزی]] [[اعراب]] ذکر شده است". بررسی کلی مناسبات دیر پای میان دو امپراتوری بزرگ، این نظر را تقویت می‌کند"<ref>احسان یار شاطر و دیگران، تاریخ ایران از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانیان، ص۲۶۹.</ref>. [[ایران]] به مدت ۲۴ سال (۶۰۴-۶۲۸م) در [[جنگ]] با امپراتوری [[روم شرقی ]] (بیزانس) بود. این [[جنگ]]، هر دو طرف را به شدت بی‌بنیه کرد و شرایط مساعدتری را برای قوای [[اعراب]] فراهم آورد که بر هر دو نیرو [[غلبه]] کند<ref>کاظم علمداری، چرا ایران عقب ماند و غرب پیشرفت کرد، ص۳۰۹.</ref><ref>[[ یدالله حاجی‌زاده|حاجی‌زاده، یدالله]]، [[اوضاع ایران (مقاله)|اوضاع ایران]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۱۷۷.</ref>.


==اوضاع [[دینی]]==
==اوضاع [[دینی]]==
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش