|
|
| خط ۹: |
خط ۹: |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> |
|
| |
|
| ==افضلیت امام ناطق نسبت به امام صامت==
| |
| [[امام]] امام میشود، چون [[شایستهترین]] گزینه برای این [[منصب الهی]] بوده است. معنایش آن است که او گوی [[سبقت]] را از هماوردانش ربوده است. دیگران نیز ممکن است [[شایسته]] باشند، اما از ادامه [[رقابت]] با او بازماندهاند. این را به خاطر بسپارید.
| |
| اگر خواسته باشیم این مسئله را در [[مذهب شیعه]] واکاوی کنیم، شاید اندکی دشوار باشد. بگذارید سادهتر بگویم. یکی از مسائلی که پاسخ به آن در [[شیعه]] دشوار است، مسئله [[برتری]] [[امامان]]{{عم}} بر یکدیگر است. اینکه آنها از دیگران برترند مرادم نیست، بلکه برتری آنها بر یکدیگر است که اکنون ذهنم را به خود مشغول کرده است.
| |
| شاید شما نیز طرفدار این نظریه باشید که چون امامان{{عم}} از [[نور]] واحدی هستند، پس همگی برابرند. البته متوجه هستم که این مسئله خود میتواند چند حالت داشته باشد. مثلاً گاهی میپرسیم که آیا امامان{{عم}} در پایان [[امامت]] خود و به هنگام [[شهادت]]، نسبت به دیگر امامان{{عم}} همان اندازه به مقصود از [[آفرینش]] رسیدهاند، یا کمتر بوده یا بیشتر؟
| |
| اکنون به این مسئله نمیپردازیم و به [[آینده]] حوالت میدهیم. فرضی که در این قسمت در پی [[تبیین]] آن هستیم، این است که مثلاً وقتی [[امام حسن]]{{ع}} در سال ۴۱ قمری به امامت میرسد، [[امام حسین]] و [[امام سجاد]]{{عم}} نیز حضور دارند. این وضعیت برای اغلب [[امامان شیعه]] وجود داشته است. بر این باورم که یکی از پیامدهای [[نظریه]] [[لزوم افضلیت امام]] آن است که در سال ۴۱ قمری، امام حسن{{ع}} از امام حسین و امام سجاد{{عم}} [[برتر]] بوده است. حتماً از من [[دلیل]] میخواهید. دلیلم همان قاعده [[عقلی]] [[قبح]] [[تقدیم مفضول بر افضل]] است.
| |
| اگر فرض شود که امام حسین{{ع}} برتر از امام حسن{{ع}} میباشد، ولی [[امام مجتبی]]{{ع}} مجتبای [[خدا]] شود و ردای امامت بر قامتش پوشیده شود، این خلاف قاعده عقلی قبح تقدیم [[فاضل]] بر [[افضل]] است.
| |
|
| |
| البته حالتی دیگر را نیز میتوانیم [[تصور]] کنیم و آن اینکه هر دو مساوی باشند؛ هرچند فرضی نادر است. در اینجا هم [[انتخاب]] یکی از این دو، [[ترجیح بلامرجح]] است؛ مگر آنکه گفته شود مرجح بیرونی مانند سن بیشتر موجب ترجیح او شده است.
| |
| البته چنان که گفتم، اینکه هر دو در آن سال در همه چیز برابر باشند، فرض بسیار نادر بلکه بدون دلیلی است. عبادتهای دو [[امام]] را در نظر بگیرید. وقتی هم از [[عبادت]] [[سخن]] میگوییم، قلمرو وسیعی را دربر میگیرد: نمازهای [[واجب]] و مستحبی (هم در کمیت و هم در کیفیت)، روزههای مستحبی، کمک به [[بندگان خدا]]، و خلاصه هرچه که نامش را بتوان عبادت گذاشت.
| |
|
| |
| منکر نیستم که احتمال [[عقلی]] وجود دارد که هر دو مساوی باشند، اما دلیلی بر این احتمال وجود ندارد که [[اثبات]] کند آن دو امام در [[روز]] ۲۱ [[ماه رمضان]] [[سال]] ۴۱، هر دو دقیقاً به لحاظ کمی و کیفی به یک اندازه [[فضایل اخلاقی]] به دست آوردهاند، و هر دو هم در [[امور دینی]] و نیز [[تدبیر]] [[جامعه]] کاملاً مساوی هستند.
| |
| بر فرض که چنین احتمالی نیز در نظر گرفته شود، دستکم میتوان این پیامد را برشمرد که امام [[صامت]]، به هنگام رسیدن امام [[ناطق]] به [[امامت]]، از او [[برتر]] نیست.
| |
| خلاصه کنم. یکی از پیامدهای [[نظریه]] [[لزوم افضلیت امام]] بر دیگران آن است که نمیتوان پذیرفت هنگام رسیدن امام ناطق به امامت، احدی از او برتر باشد. بر اساس این قاعده، [[امام حسین]] و [[امام سجاد]]{{عم}} در سال ۴۱ قمری از [[امام حسن]]{{ع}} برتر نبودهاند<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[افضلیت امام از منظر عقل و نقل (کتاب)|افضلیت امام از منظر عقل و نقل]]، ص ۲۶۱.</ref>
| |
| ==مقدمه== | | ==مقدمه== |
| مسئله این است که [[التزام]] به [[نظریه]] [[لزوم افضلیت امام]] به ما میآموزد که هرگاه [[امام]] [[افضلیت]] خود را از دست دهد، به [[حقیقت]] یکی از شرایط لازم خود را برای [[امامت]] ندارد و فردی که [[افضل]] شده، باید جایگزین او شود. اگر در طول امامت، امام افضلیتش را از دست دهد اما باز او را امام بدانیم، معنایش چیزی نیست جز دست شستن از نظریه لزوم افضلیت امام؛ که چقدر [[رنج]] [[اثبات]] آن را بر خود هموار کرده بودیم. | | مسئله این است که [[التزام]] به [[نظریه]] [[لزوم افضلیت امام]] به ما میآموزد که هرگاه [[امام]] [[افضلیت]] خود را از دست دهد، به [[حقیقت]] یکی از شرایط لازم خود را برای [[امامت]] ندارد و فردی که [[افضل]] شده، باید جایگزین او شود. اگر در طول امامت، امام افضلیتش را از دست دهد اما باز او را امام بدانیم، معنایش چیزی نیست جز دست شستن از نظریه لزوم افضلیت امام؛ که چقدر [[رنج]] [[اثبات]] آن را بر خود هموار کرده بودیم. |