←الهام فطریالعقائد الاسلاميه، ج ۱، ص ۳۶؛ الميزان، ج ۲، ص ۱۱۵؛ فلسفه اخلاق، ص ۳۰۱.
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
بنابر آنچه که در تفسیر {{صل}} گفته شد، انسان براساس یک درک و دریافت درونی و سرشتین، از خوب و بد بودن همه مصادیق تقوا و فجور آگاه است، چنان که گرایش به تقوا و گریز و تنفر از فجور نیز در سرشت و نهاد وی نهفته است، هر چند که در مقام گزینش و عمل میتواند متأثر از امیال و گرایشهای متضاد<ref> فطرت و دين، ص ۸۵ ، ۹۴.</ref>، از تقوا روی برتافته و به فجور دامن آلاید <ref>الميزان، ج ۲۰، ص ۲۹۸؛ مجموعه آثار، ج ۲۱، ص ۲۵۸ ـ ۲۶۰، «اسلام و نيازهاى زمان»؛ پرتوى از قرآن، ج ۳۰، ص ۱۱۱، ۱۱۳.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/4/20.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص: ۲۰۶]</ref>. | بنابر آنچه که در تفسیر {{صل}} گفته شد، انسان براساس یک درک و دریافت درونی و سرشتین، از خوب و بد بودن همه مصادیق تقوا و فجور آگاه است، چنان که گرایش به تقوا و گریز و تنفر از فجور نیز در سرشت و نهاد وی نهفته است، هر چند که در مقام گزینش و عمل میتواند متأثر از امیال و گرایشهای متضاد<ref> فطرت و دين، ص ۸۵ ، ۹۴.</ref>، از تقوا روی برتافته و به فجور دامن آلاید <ref>الميزان، ج ۲۰، ص ۲۹۸؛ مجموعه آثار، ج ۲۱، ص ۲۵۸ ـ ۲۶۰، «اسلام و نيازهاى زمان»؛ پرتوى از قرآن، ج ۳۰، ص ۱۱۱، ۱۱۳.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/4/20.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص: ۲۰۶]</ref>. | ||
===الهام قلبی=== | |||
آیاتی از این دست و شماری دیگر، از قبیل آیات ۱۲۲ سوره انعام و ۲۸ سوره حدید <ref>المیزان، ج 11، ص 119؛ ج 12، ص 342.</ref> زمینهساز پیدایش تفکر و نظریه تازهای در شناختشناسی اسلامی شد. براساس این نظریه و نگرش که در گذر ایام رو به فربهی و استقلال نهاد، انسان میتواند در کنار شناخت تجربی، عقلی و وحیانی به نوع دیگری از شناخت دست یابد که زمینه، قلمرو و ابزار متفاوتی دارد و جهانبینی متفاوتی را پدید میآورد<ref> الفتوحات المكيه، ج ۱، ص ۸۹؛ نظرات فى التصوف و الكرامات، ص ۵۲ ـ ۵۴ ؛ مجموعهآثار، ج ۲، ص ۲۲۸ ـ ۲۳۳، «مقدمهاى بر جهان بينى اسلامى».</ref> | |||
زمینه و راه دستیابی به چنین فهم و درکی که میتوان نام شناخت و معرفت الهامی و عرفانی بر آن نهاد، فقط تزکیه و تهذیب نفس و طهارت روح و روان و یگانه ابزار دریافت آن، دل آدمی است و همه مؤمنان صالح و پرهیزکار میتوانند متناسب با اندازه ایمان، عمل صالح و طهارت روحی خود از معرفت یاد شده برخوردار باشند<ref> الفتوحاتالمكيه، ج۱، ص۳۱، ۲۸۹؛ الميزان، ج ۱۱، ص۱۱۹؛ ج۱۲، ص۳۴۲؛ آشنايى با علوماسلامى، ج۱، ص ۱۵۳ ـ ۱۵۴.</ref> | |||
چنین شناختی که بیهیچ زمینه حسّی و عقلی به یکباره و فقط از سوی خداوند افاضه میشود، <ref> رياض السالكين، ج۴، ص۴۵۳؛ احياء علوم الدين، ج۳، ص۲۳؛ نظرات فى التصوف والكرامات، ص۵۲.</ref>جلوهای از امداد غیبی الهی در زندگی بشر است و در زمینههای گوناگون فکری و عملی که عقل و شرع در آن کافی نیست، راهگشایی میکند <ref> تفسيرقرطبى، ج۱۰، ص۸۸؛ فتحالقدير، ج۳، ص۱۷۵؛ مجموعه آثار، ج ۱۷، ص ۴۷۳، «حماسه حسينى».</ref> از پارهای گزارشهای رسیده بر میآید که الهام به عنوان یکی از منابع شناخت، ابتدا در حوزه مسائل و چالشهای نخستین کلامی مورد توجه مسلمانان قرار گرفت <ref>الفتوحاتالمكيه، ج۱، ص۸۹ ؛ روحالمعانى، مج ۱۶، ج ۳۰، ص ۲۵۷.</ref> و آنگاه به قلمرو عرفان و فلسفه راه یافت. گزارشهای یاد شده نشان میدهد که متکلمان مسلمان در برخورد با برخی آیات مربوط به صفات الهی همانند «استوای بر عرش» {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى}}﴾}}<ref> خداوند بخشنده بر اورنگ فرمانفرمایی جهان استیلا دارد؛ سوره طه، آیه ۵.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْرَ مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ }}﴾}}<ref> به راستی پروردگارتان خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر اورنگ فرمانفرمایی جهان استیلا یافت؛ کار هستی را کارسازی میکند ، هیچ میانجی مگر با اذن او در کار نیست، این است خداوند پروردگار شما، او را بپرستید! آیا پند نمیگیرید؟؛ سوره یونس، آیه ۳.</ref> به اختلاف گراییدند. در این میان، گروهی به راه تشبیه و تجسیم <ref>(=مشبّهه و مجسّمه)</ref> رفته و گروهی دیگر قائل به تنزیه <ref>(=منزِّهه)</ref> شدهاند. دستهای از منزِّهه با نفی معانی ظاهری، بیشتر به معنای مجازی معتقد شده و دستهای دیگر با این استدلال که درک و فهم صفات یاد شده، فراتر از توان عقل و اندیشه بشری است، مدعی شدهاند که باید تأمّل و تعقل را کنار نهاد و به تزکیه و تهذیب نفس پرداخت تا زمینه دریافت آگاهی و شناخت در حوزه مسائل یاد شده از جانب خداوند، فراهم آید. این گروه با استناد به آیاتی چون: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَاتَّقُواْ اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ}}﴾}}<ref> و خداوند به شما آموزش میدهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِن تَتَّقُواْ اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَاناً }}﴾}}<ref> ای مؤمنان! اگر از خداوند پروا کنید در شما نیروی شناخت درستی از نادرستی مینهد؛ سوره انفال، آیه ۲۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا}}﴾}}<ref> و بندهای از بندگان ما (خضر) را یافتند که به او از نزد خود بخشایشی داده و او را از پیش خویش دانشی آموخته بودیم؛ سوره کهف، آیه ۶۵.</ref>و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا}}﴾}}<ref> و بگو: پروردگارا! بر دانش من بیفزای!؛ سوره طه، آیه ۱۱۴.</ref> مدعی شدهاند که اگر دل و جان آدمی از راه تقوا و تهذیب پاک شود، خداوند معانی آیات و صفات یاد شده را بر آن القا میکند <ref>الفتوحاتالمكيه، ج۱، ص۸۹؛ روح المعانى، مج ۱۶، ج ۳۰، ص ۲۵۹.</ref>. با شکلگیری و تدوین عرفان و تصوف به مثابه یکی از شاخههای علوم اسلامی و مبتنی بر معرفت، شیوه و ابزار شناختی مستقل و متفاوت از معارف وحیانی، تجربی و عقلی، بحث از الهام به عنوان یقینیترین و برترین منبع شناخت، توسعه یافت <ref>الفتوحات المكيه، ج ۱، ص ۲۷۹؛ تلبيس ابليس، ص ۳۱۱.</ref> در این حوزه، گاهی از الهام با عناوینی چون علم لدنّی <ref>مفاتيحالغيب، ص۸ ؛ الفتوحاتالمكيه، ج۱، ص ۸۹ ، ۲۸۷؛ روحالمعانى، مج ۹، ج ۱۶، ص ۱۹.</ref>، مکاشفه <ref> روح المعانى، مج ۹، ج ۱۶، ص ۲۴.</ref>، خاطر قلبی <ref>الانوار الساطعه، ج ۱، ص ۴۴۲؛ رياض السالكين، ج ۴، ص ۴۵۳؛ شرح دعاء الصباح، ص ۴۶.</ref>، علم ربّانی، معرفت ذوقی <ref>رحمة من الرحمن، ج ۳، ص ۲۰.</ref>، علم موهوب، علم باطن و اسرار نیز یاد میشود <ref>مفاتيح الغيب، ص ۸ ؛ الفتوحات المكيه، ج ۱، ص ۸۹ ؛ روح المعانى، مج ۹، ج ۱۶، ص ۲۵ ـ ۲۸.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/4/20.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص: ۲۰۸]</ref>. | |||
نظریه شناخت و ادراک الهامی با گذر از قلمرو عرفان و ورود به حوزه فلسفه اسلامی، تولد نظریه معرفت اشراقی را بهارمغان آورد. شیخ شهاب الدین سهروردی حکمت اشراق را نتیجه القائات یک موجود قدسی در دل خود دانسته و ادراک مباحث آن را مشروط به یک اربعین ریاضت نفس میخواند <ref>شرح حكمة الاشراق، ص ۵۹۹ ـ ۶۰۰ ؛ شعاع انديشه و شهود، ص ۵۶۱ .</ref> تأثیرپذیری عمیق وی در عمل و اندیشههای فلسفی خویش از عرفان و تصوف اسلامی مورد اتفاق صاحبنظران است <ref>مجموعه آثار، ج ۵ ، ص ۱۴۳، ۱۴۸، «كليات فلسفه»؛ مجموعه مصنفات شيخ اشراق، ج ۳، ص ۳۲ ـ ۳۳، ۵۹ ، «مقدمه مصحح».</ref>، بر همین اساس برخی از دانشمندان مسلمان با تردید افکنی در بازگشت حکمت و رویکرد اشراقی به فلسفه یونان، آمیختن اشراق و استدلال و ایجاد آشتی میان فلسفه و عرفان را، ابتکار خود شیخ اشراق و با اثر پذیری از عرفان و تصوف اسلامی و مشرب فکری و معرفتی آن دانسته و معتقدند که شیخ اشراق فقط برای پذیرفته شدن دیدگاهش و بدون ارائه هیچ سندی، شماری از فلاسفه باستان را پیرو مشرب فکری اشراق خوانده است، در حالی که ادعای یاد شده در آثار هیچ یک از فلاسفه مسلمان پیش از وی و نیز در تاریخ فلسفه مورخانی چون شهرستانی نیامده است <ref>آشنايى با علوماسلامى، ج۱، ص ۱۴۳ ـ ۱۴۶، ۱۵۳.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/4/20.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص: ۲۰۹]</ref>. | |||
گاه با توسعه در معنا وگستره الهام، مواردی از قبیل ادراکات ناگهانی، بدون مقدمه و پرشتاب ذهنی و درونی و پدیده موسوم به تلهپاتی ذهنی را نیز در دایره الهام جای داده و پارهای از اکتشافات و فرضیههای دانشمندان و نوابغ در حوزههای گوناگون علوم را الهام و اشراق علمی خواندهاند<ref>انسان موجود ناشناخته، ص ۸۶ ـ ۸۹ ؛ توحيد، ص ۱۳۸ ـ ۱۴۴؛ راز بزرگ رسالت، ص ۷۴ ـ ۷۷.</ref> و این البته با الهام اصطلاحی که منحصر به بندگان صالح است، تفاوت دارد<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/4/20.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص: ۲۰۹]</ref>. | |||
نظریه شناخت شناسانه الهام، چالشها و تنشهای جدی و فراوانی در حوزه اندیشه اسلامی برانگیخت <ref>الفتوحات المكيه، ج ۱، ص ۲۷۹.</ref>. از جمله میتوان به چالشهای مربوط به تشابه و تفاوتهای الهام با وحی از یک سو و القائات شیطانی و نفسانی از سوی دیگر، سازگار بودن یا نبودن اعتقاد به الهام با ختم نبوت، حجیت شرعی الهام، نسبت میان معارف الهامی و احکام شریعت و برتری یکی بر دیگری اشاره کرد <ref>شرح فصوص الحكم، ص ۱۱۱ـ ۱۱۳؛ روحالمعانى، مج ۹، ج ۱۶، ص ۲۴ ـ ۲۸؛ خاتميت، ص ۳۹ ـ ۴۰، ۵۱ .</ref>؛ همچنین برخوردهای تحریمی و تکفیرآمیز با پیروان این رویکرد در هر دو حوزه عرفان و فلسفه در دورههایی از تاریخ اندیشه اسلامی از این قبیل است <ref>اغاثة اللهفان، ج ۱، ص ۱۳۹ ـ ۱۴۰.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/4/20.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص: ۲۱۰]</ref>. | |||
قائلان به الهام در پاسخ به یکی از مهمترین چالشهای پیشروی خویش، ضمن اذعان به ختم نبوت و با استناد به آیاتی از قرآن، پارهای از احادیث اسلامی و ارتباط غیبی افرادی چون مادر موسی{{ع}} و مادر عیسی{{ع}}، براین باورند که برخلاف وحی، راه الهام بر روی بشر بسته نیست و قرآن نیز ملازمهای بین مقام نبوت و ارتباط با غیب نمیبیند <ref>الفتوحات المكيه، ج ۱، ص ۸۹ ؛ احياء علوم الدين، ج ۳، ص ۳۲ ـ ۳۴؛ خاتميت، ص ۳۹ ـ ۴۰، ۵۱ . </ref>افراد یاد شده الهام به انسانهای غیر نبی را مرتبه نازلی از وحی نبوی <ref>مفاتيحالغيب، ص ۸ ؛ فلسفه اخلاق، ص ۱۳۰؛ مجموعه آثار،، ج ۴، ص ۱۴۱، «توحيد».</ref> و در عین حال متفاوت از آن دانسته و معتقدند که ارتباط دیداری و شنیداری پیامبر با فرشته، <ref>شرح فصوص الحكم، ص ۱۱؛ احياء علوم الدين، ج ۱، ص ۸۸ ؛ ج ۳، ص ۱۰؛ من العقيدة الى الثوره، ج ۴، ص ۲۰ ـ ۲۱.</ref> اطمینان به از سوی خدا بودن <ref>الانوار الساطعه، ص ۴۴۱؛ القاديانيه، ص ۲۱؛ شرح مقدمه قيصرى، ص ۵۸۶ .</ref> و حجت<ref>روحالمعانى، مج۹، ج۱۶، ص۲۴ ـ ۲۵؛ التحريروالتنوير، ج ۲۵، ص ۱۴۳؛ التحقيق، ج ۱۳، ص ۵۸ ، «وحى».</ref> و مشروط بودن به تبلیغ <ref>شرح فصوص الحكم، ص ۱۱۱؛ شرح مقدمه قيصرى، ص ۵۸۶ .</ref> از ویژگیهای انحصاری وحی نبوی است که در الهام وجود ندارد؛ همچنین محتوای وحی را آموزههای همگانی، الزامآور و مصدر تشریع دانستهاند، درحالی که الهام یک دریافت شخصی و همانند ادراک گرسنگی و تشنگی است و منشأ آن روشن نیست <ref>تفسير مراغى، ج ۲، ص ۲۰ ـ ۲۱؛ راز بزرگ رسالت، ص ۷۲ ـ ۷۳؛ التحقيق، ج ۱۳، ص ۵۸ ، «وحى».</ref>، بر این اساس، الهام، بیشتر مربوط به اولیا و وحی مصطلح، مختص به انبیا دانسته شده است <ref>شرح فصوص، ص ۱۱۱؛ تلبيس ابليس، ص ۳۱۱؛ شرح مقدمه قيصرى، ص ۵۸۶ .</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/4/20.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص: ۲۱۰]</ref>. | |||
در تفاوت الهام و وسوسه نیز، الهام را همراه با آرامش خاطر و هماهنگ با آموزههای الهی خواندهاند که برخلاف وسوسهها آدمی را به سوی خیر و نیکی فرا میخواند <ref>مجمع البيان، ج ۴، ص ۵۰۲ ؛ الميزان، ج ۳، ص ۲۵۳ ـ ۲۵۵؛ ج ۱۶، ص ۱۲.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/4/20.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص: ۲۱۰]</ref>. | |||
نسبت میان معرفت الهامی و آموزههای وحیانی و بینیازی از آموختن دانش دینی در صورت برخورداری از الهام، چالش مهم دیگری در این حوزه <ref>استروح المعانى، مج ۹، ج ۱۶، ص ۲۴؛ تلبيس ابليس، ج ۱، ص ۳۱۱.</ref> عارفان نامدار و طرفداران پرآوازه الهام ضمن تأکید بر پایبندی نسبت به آموزههای وحی و شریعت، آن را تنها راه رسیدن به مقام بهرهمندی از الهام و معیار تشخیص آن از القائات شیطانی و خطورات نفسانی میدانند <ref>مدارج السالكين، ج۱، ص۴۵ ـ ۴۶؛ ج 3، ص ۱۶۷؛ احياء علوم الدين، ج ۳،ص ۳۳؛ تلبيس ابليس، ج ۱، ص ۳۱۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/4/20.htm دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۴، ص: ۲۱۰]</ref>. | |||
==منابع== | ==منابع== | ||