انتقاد: تفاوت میان نسخه‌ها

۴٬۷۷۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۶ آوریل ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
(۱۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[انتقاد در حقوق اسلامی]] - [[انتقاد در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[انتقاد در قرآن]] - [[انتقاد در حدیث]] - [[انتقاد در تاریخ اسلامی]] - [[انتقاد درفقه سیاسی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">


==مقدمه==
== مقدمه ==
[[قوه]] [[نقادی]] و انتقاد کردن به معنای [[عیب]] گرفتن نیست. معنای انتقاد، یک شئ را در محک قرار دادن و به وسیله محک زدن به آن، سالم و ناسالم را تشخیص دادن است<ref>اسلام و مقتضیات زمان، جلد اول، ص۲۸۵.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۱۵۱.</ref>
قوه [[نقادی]] و انتقاد کردن به معنای [[عیب]] گرفتن نیست. معنای انتقاد، یک شئ را در محک قرار دادن و به وسیله محک زدن به آن، سالم و ناسالم را تشخیص دادن است<ref>اسلام و مقتضیات زمان، جلد اول، ص۲۸۵.</ref><ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۱۵۱.</ref>


==انتقاد==
== انتقاد ==
[[پندار]] برترنشینی و خطاناپذیری<ref>برای تنصیل این بحث، ر.ک: سیدکاظم سیدباقری، قدرت سیاسی از منظر قرآن کریم، ص۲۱۵ به بعد.</ref> از سوی قدرتمندان، به دنبال خود، نقدناپذیری می‌آورد. انتقاد، [[جامعه]] و پیرامونیان قدرت‌مداران را وحشت‌زده می‌سازد، پس دانایان جامعه اجازه هرگونه اظهار نظر و [[نقد]] توهم‌های [[ناشایست]] آنان را نمی‌یابند و انتقاد کالای [[ممنوع]] جامعه می‌گردد؛ پس در این اوضاع، جوانه [[آزادی]] در جامعه اجازه برآمدن نمی‌یابد و زبان، [[ذهن]] و [[ضمیر]] [[خیرخواهان]] و صاحبان [[اندیشه]]، به لکنت می‌افتد. به تعبیر [[قرآن کریم]]، [[ظالمان]] و [[طاغیان]] را باد [[نخوت]] و پندار [[عترت]] در بر می‌گیرد و کسی یارای نقد و انتقاد آنان را ندارد: {{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ}}<ref>«و چون به او گویند: از خداوند پروا کن، خویشتن‌بینی او را به گناه می‌کشاند» سوره بقره، آیه ۲۰۶.</ref>.
[[پندار]] برترنشینی و خطاناپذیری<ref>برای تنصیل این بحث، ر. ک: سیدکاظم سیدباقری، قدرت سیاسی از منظر قرآن کریم، ص۲۱۵ به بعد.</ref> از سوی قدرتمندان، به دنبال خود، نقدناپذیری می‌آورد. انتقاد، [[جامعه]] و پیرامونیان قدرت‌مداران را وحشت‌زده می‌سازد، پس دانایان جامعه اجازه هرگونه اظهار نظر و [[نقد]] توهم‌های [[ناشایست]] آنان را نمی‌یابند و انتقاد کالای [[ممنوع]] جامعه می‌گردد؛ پس در این اوضاع، جوانه [[آزادی]] در جامعه اجازه برآمدن نمی‌یابد و زبان، [[ذهن]] و ضمیر [[خیرخواهان]] و صاحبان [[اندیشه]]، به لکنت می‌افتد. به تعبیر [[قرآن کریم]]، [[ظالمان]] و [[طاغیان]] را باد [[نخوت]] و پندار [[عترت]] در بر می‌گیرد و کسی یارای نقد و انتقاد آنان را ندارد: {{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ}}<ref>«و چون به او گویند: از خداوند پروا کن، خویشتن‌بینی او را به گناه می‌کشاند» سوره بقره، آیه ۲۰۶.</ref>.


فعل قیل، مجهول آمده، شاید از این رو که گویی عنصر [[طغیان]] در [[طاغوت]] به آن حد می‌رسد که کسی را یارای روبه‌رو شدن با او نیست تا شاید پندش دهد و از سرْخودی و طغیانش باز دارد. {{متن قرآن|أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ}}، دلالت به این [[حقیقت]] دارد که [[خوی]] خودْسری و [[سرکشی]] در او آن‌چنان [[راسخ]] و [[ملکه]] و [[مالک]] [[عقل]] و اراده‌اش گشته که چون مواجه شود با هرچه و هر که بخواهد او را رام و [[وجدان]] و عقلش را بیدار و هشیار کند، این خوی طغیان از جای برمی‌خیزد و او را فرا می‌گیرد و روزنه‌های درونش را یک‌سر می‌بندد. معنای {{متن قرآن|الْعِزَّةُ}}، درباره [[طاغی]] همین خوی سرکشی بر هر [[قانون]] و [[حقوق]] و طغیان بر هر خیراندیش و عاقبتْ‌بین است. پس از تولیت و [[پیشرفت]] در [[فساد]] و طغیان، چون [[نام خدا]] و پروای از او را که متضمن اندیشه در خیر و [[مصلحت]] است بشنود، به جای آنکه بیندیشد و [[پروا]] گیرد، [[طبیعت]] سرکشش با [[آلودگی]] به [[گناه]] و [[تجاوز]] او را فرا می‌گیرد. همین طبیعت و شراره‌های آن، هر روزنه [[اندیشه]] به خیر و [[حق]] را به رویش می‌بندد. او در میان این خودسوزی و [[تاریکی]]، پیوسته وحشت‌زده و هراسناک است، بانگ و شبحی از [[غلامان]] خدمتگزار سر به زیر باشد یا آزادگان سرفراز<ref>ر.ک: سید محمود طالقانی، پرتوی از قرآن، ج۲، ص۹۹-۱۰۰.</ref>.
فعل قیل، مجهول آمده، شاید از این رو که گویی عنصر [[طغیان]] در [[طاغوت]] به آن حد می‌رسد که کسی را یارای روبه‌رو شدن با او نیست تا شاید پندش دهد و از سرْخودی و طغیانش باز دارد. {{متن قرآن|أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ}}، دلالت به این [[حقیقت]] دارد که [[خوی]] خودْسری و [[سرکشی]] در او آن‌چنان [[راسخ]] و [[ملکه]] و [[مالک]] [[عقل]] و اراده‌اش گشته که چون مواجه شود با هرچه و هر که بخواهد او را رام و [[وجدان]] و عقلش را بیدار و هشیار کند، این خوی طغیان از جای برمی‌خیزد و او را فرا می‌گیرد و روزنه‌های درونش را یک‌سر می‌بندد. معنای {{متن قرآن|الْعِزَّةُ}}، درباره [[طاغی]] همین خوی سرکشی بر هر [[قانون]] و [[حقوق]] و طغیان بر هر خیراندیش و عاقبتْ‌بین است. پس از تولیت و [[پیشرفت]] در [[فساد]] و طغیان، چون [[نام خدا]] و پروای از او را که متضمن اندیشه در خیر و [[مصلحت]] است بشنود، به جای آنکه بیندیشد و [[پروا]] گیرد، [[طبیعت]] سرکشش با [[آلودگی]] به [[گناه]] و [[تجاوز]] او را فرا می‌گیرد. همین طبیعت و شراره‌های آن، هر روزنه [[اندیشه]] به خیر و [[حق]] را به رویش می‌بندد. او در میان این خودسوزی و [[تاریکی]]، پیوسته وحشت‌زده و هراسناک است، بانگ و شبحی از [[غلامان]] خدمتگزار سر به زیر باشد یا آزادگان سرفراز<ref>ر. ک: سید محمود طالقانی، پرتوی از قرآن، ج۲، ص۹۹-۱۰۰.</ref>.


حق [[نقد]] و انتقاد از [[حقوقی]] است که با حوزه [[قدرت سیاسی]] برخورد بسیار دارد؛ زیراکه نقد فردی، ناظر به تصمیم‌های شخصی است و از حقوقی است که غالباً در [[جامعه]]، اجرایی می‌شود و پیامد چندانی هم ندارد، آنچه چالش‌زاست، نقدقدرت، برنامه‌های [[سیاسی]] و تصمیم‌سازی‌های حکومت‌هاست و البته همین [[ساحت]] است که اهمیت دو چندان و گشایش‌گرانه دارد. جامعه اگر دارای [[آزادی]] باشد، منتقدان، صاحب‌نظران و [[اندیشوران]] در بستری آسوده و آرام می‌توانند، نقد [[قدرت]] کنند. همه آموزه‌هایی مانند [[امر به معروف]]، [[نهی از منکر]]، [[رایزنی]] و [[مشورت]]، نقد و [[نصیحت]]، در زمینه و جامعه‌ای معنادار می‌شوند که حق انتقاد وجود داشته باشد. هرچند این آموزه‌ها می‌توانند حوزه فردی را شامل شود، اما به نظر می‌رسد بیشترین جلوه و حضور این [[دستورها]]، در حوزه سیاسی و [[اجتماعی]] رخ می‌دهد.
حق [[نقد]] و انتقاد از [[حقوقی]] است که با حوزه [[قدرت سیاسی]] برخورد بسیار دارد؛ زیراکه نقد فردی، ناظر به تصمیم‌های شخصی است و از حقوقی است که غالباً در [[جامعه]]، اجرایی می‌شود و پیامد چندانی هم ندارد، آنچه چالش‌زاست، نقدقدرت، برنامه‌های [[سیاسی]] و تصمیم‌سازی‌های حکومت‌هاست و البته همین [[ساحت]] است که اهمیت دو چندان و گشایش‌گرانه دارد. جامعه اگر دارای [[آزادی]] باشد، منتقدان، صاحب‌نظران و [[اندیشوران]] در بستری آسوده و آرام می‌توانند، نقد [[قدرت]] کنند. همه آموزه‌هایی مانند [[امر به معروف]]، [[نهی از منکر]]، [[رایزنی]] و [[مشورت]]، نقد و [[نصیحت]]، در زمینه و جامعه‌ای معنادار می‌شوند که حق انتقاد وجود داشته باشد. هرچند این آموزه‌ها می‌توانند حوزه فردی را شامل شود، اما به نظر می‌رسد بیشترین جلوه و حضور این [[دستورها]]، در حوزه سیاسی و [[اجتماعی]] رخ می‌دهد.
خط ۱۸: خط ۱۳:
در [[قرآن کریم]] بر این امر تکیه شده است که در [[جامعه اسلامی]]، گروهی منتقد و [[خیرخواه]] وجود داشته باشد که به معروف و امور [[شایسته]]، امر کنند<ref>{{متن قرآن|وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}} «و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا می‌خوانند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و اینانند که رستگارند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۴.</ref>. طبیعی است که این امر در حیطهای گسترده‌تر از امر فردی قرار دارد و جامعه را از گزند [[استبداد]]، [[فساد]] و [[ظلم]] دور می‌دارد. [[قرآن]]، از اینکه در امت‌های گذشته، کسی به این اصل عمل نکرده است، به [[نکوهش]] و [[اعتراض]] بیان می‌کند: {{متن قرآن|فَلَوْلَا كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ أُولُو بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الْأَرْضِ}}<ref>«پس چرا در میان مردم دوره‌هایی که پیش از شما می‌زیسته‌اند خیراندیشانی نبودند که (مردم را) از تباهی در زمین باز دارند» سوره هود، آیه ۱۱۶.</ref>.
در [[قرآن کریم]] بر این امر تکیه شده است که در [[جامعه اسلامی]]، گروهی منتقد و [[خیرخواه]] وجود داشته باشد که به معروف و امور [[شایسته]]، امر کنند<ref>{{متن قرآن|وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}} «و باید از میان شما گروهی باشند که (مردم را) به نیکی فرا می‌خوانند و به کار شایسته فرمان می‌دهند و از کار ناشایست باز می‌دارند و اینانند که رستگارند» سوره آل عمران، آیه ۱۰۴.</ref>. طبیعی است که این امر در حیطهای گسترده‌تر از امر فردی قرار دارد و جامعه را از گزند [[استبداد]]، [[فساد]] و [[ظلم]] دور می‌دارد. [[قرآن]]، از اینکه در امت‌های گذشته، کسی به این اصل عمل نکرده است، به [[نکوهش]] و [[اعتراض]] بیان می‌کند: {{متن قرآن|فَلَوْلَا كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ أُولُو بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الْأَرْضِ}}<ref>«پس چرا در میان مردم دوره‌هایی که پیش از شما می‌زیسته‌اند خیراندیشانی نبودند که (مردم را) از تباهی در زمین باز دارند» سوره هود، آیه ۱۱۶.</ref>.


[[جوادی آملی]] با انتقاد از اینکه برخی می‌پندارند، جنبه مثبت [[سکولاریزم]] آن است که هیچ فرد و عنصری در [[جامعه]] از [[جهت]] [[نقد]] و [[نظارت]] استثنا نخواهد شد؛ بر این امر تأکید دارد که [[واقعیت]] امر چنین نیست، وی با توجه به اینکه همه امور [[جامعه اسلامی]] اعم از [[قانون]]، [[هیئت]] [[حاکم]]، [[دولتمردان]] و غیر آن باید این [[آمادگی]] و ظرفیت را داشته باشند که مورد انتقاد و سؤال قرار گیرند؛ به ظرفیت‌های آموزه [[امر به معروف و نهی از منکر]] می‌پردازد و اینکه با [[تأمّل]] در حدود و [[ثغور]] و کیفیت اجرای این [[فریضه]]، به [[برتری]] انکارناپذیر آن، پی می‌بریم. در امر به معروف و نهی از منکر، هیچ‌گاه انتقاد و [[تذکر]] به شخص یا گروه خاصی واگذار نشده است، بلکه همه افراد موظفند به یکدیگر تذکر دهند و همه [[وظیفه]] دارند در برابر تخطّی دیگران ساکت نمانند و از این جهت فرقی بین فرد عادی با دولتمرد نیست. همان‌گونه که افراد عادی جامعه می‌توانند به [[مسئول]] دولتی تذکر بدهند و به این وسیله، خطاهای او را در مسئولیتش به وی گوشزد کنند، مسئول نیز می‌تواند خطاهای مسئول دیگر یا فردی از افراد جامعه را به وی تذکر دهد<ref>عبدالله جوادی آملی، نسبت دین و دنیا؛ ص۲۱۸.</ref>. و نکته چشمگیر آن است که نقد و [[پرسش]] از [[حاکمان]] و [[رهبران]] در هیچ حالتی از میان نمی‌رود و امکان دارد که در هر موقعیتی نقد شوند، به بیان [[شهید بهشتی]]، هیچ [[حکومتی]] تحت هیچ عنوانی، تحت شرایط فوق‌العاده و غیرعادی و به طورکلی تحت هیچ شرایطی [[حق]] ندارد [[آزادی]] انتقاد از رهبران را از [[مردم]] بگیرد. [[فقها]] می‌گویند برخی امور به عنوان اولی، [[واجب]] است و به عنوان ثانوی، [[حرام]]. بعضی چیزها هست که عنوان ثانوی برنمی‌دارد. طبق آنچه ما از [[اسلام]] می‌شناسیم، هیچ [[حکومتی]] تحت هیچ شرایطی [[حق]] ندارد، [[آزادی]] انتقاد از [[رهبران]] را از دست [[مردم]] بگیرد<ref>سید محمد حسینی بهشتی، اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا، ص۱۲۷.</ref>.<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم]]، ص ۱۷۸.</ref>
[[جوادی آملی]] با انتقاد از اینکه برخی می‌پندارند، جنبه مثبت [[سکولاریزم]] آن است که هیچ فرد و عنصری در [[جامعه]] از [[جهت]] [[نقد]] و [[نظارت]] استثنا نخواهد شد؛ بر این امر تأکید دارد که [[واقعیت]] امر چنین نیست، وی با توجه به اینکه همه امور [[جامعه اسلامی]] اعم از [[قانون]]، [[هیئت]] [[حاکم]]، [[دولتمردان]] و غیر آن باید این [[آمادگی]] و ظرفیت را داشته باشند که مورد انتقاد و سؤال قرار گیرند؛ به ظرفیت‌های آموزه [[امر به معروف و نهی از منکر]] می‌پردازد و اینکه با [[تأمّل]] در حدود و [[ثغور]] و کیفیت اجرای این [[فریضه]]، به [[برتری]] انکارناپذیر آن، پی می‌بریم. در امر به معروف و نهی از منکر، هیچ‌گاه انتقاد و [[تذکر]] به شخص یا گروه خاصی واگذار نشده است، بلکه همه افراد موظفند به یکدیگر تذکر دهند و همه [[وظیفه]] دارند در برابر تخطّی دیگران ساکت نمانند و از این جهت فرقی بین فرد عادی با دولتمرد نیست. همان‌گونه که افراد عادی جامعه می‌توانند به [[مسئول]] دولتی تذکر بدهند و به این وسیله، خطاهای او را در مسئولیتش به وی گوشزد کنند، مسئول نیز می‌تواند خطاهای مسئول دیگر یا فردی از افراد جامعه را به وی تذکر دهد<ref>عبدالله جوادی آملی، نسبت دین و دنیا؛ ص۲۱۸.</ref>. و نکته چشمگیر آن است که نقد و [[پرسش]] از [[حاکمان]] و [[رهبران]] در هیچ حالتی از میان نمی‌رود و امکان دارد که در هر موقعیتی نقد شوند، به بیان [[شهید بهشتی]]، هیچ [[حکومتی]] تحت هیچ عنوانی، تحت شرایط فوق‌العاده و غیرعادی و به طورکلی تحت هیچ شرایطی [[حق]] ندارد [[آزادی]] انتقاد از رهبران را از [[مردم]] بگیرد. [[فقها]] می‌گویند برخی امور به عنوان اولی، [[واجب]] است و به عنوان ثانوی، [[حرام]]. بعضی چیزها هست که عنوان ثانوی برنمی‌دارد. طبق آنچه ما از [[اسلام]] می‌شناسیم، هیچ [[حکومتی]] تحت هیچ شرایطی [[حق]] ندارد، [[آزادی]] انتقاد از [[رهبران]] را از دست [[مردم]] بگیرد<ref>سید محمد حسینی بهشتی، اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا، ص۱۲۷.</ref><ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم]]، ص ۱۷۸.</ref>


== جستارهای وابسته ==
==انتقاد کردن==
[[فرهنگ]] انتقاد کردن یکی از مهارت‌های پیچیده‌ای است که هر شخصی لازم است آن را فراگیرد. انتقاد با غرض‌ورزی خیلی فرق دارد. [[بدگویی]] و انتقاد یکی نیست. شرط اساسی در انتقاد، [[خیرخواهی]] و [[دلسوزی]] است. در انتقاد از شخص باید [[کرامت]] و [[احترام]] او به هیچ وجه خدشه‌دار نشود. در نقد یک [[سازمان]]، باید عملکردها، در چارچوب [[قوانین]] و [[وظایف]] آن مجموعه، آن هم در حدود توانایی‌ها و [[اختیارات]] [[مدیران]]، مورد ارزیابی و سنجش قرار گیرد.
شخص منتقد باید که خالی از هرگونه [[کینه]] و [[حسادت]] و [[طمع]] باشد. حرفش را با [[تکبّر]] نزند. خوش زبانی را با [[مهربانی]] و [[آرامش]] درهم آمیزد، چنان‌که حتی شخص یا سازمان مورد انتقاد نیز، به خیرخواهی و [[حسن نیت]] او [[گواهی]] دهند. [[انسان]] منتقد باید از همه جوانب امر [[آگاه]] باشد و در [[داوری]] به [[عدالت]] [[حکم]] کند. همین رعایت [[انصاف]] در انتقاد است که آن را به امری دشوار تبدیل می‌‌کند.


==منابع==
اگر انتقاد ناشی از [[خودخواهی]] و [[لجاجت]] و حسادت، یا ناشی از عقده‌ها و عقیده‌های پنهان باشد، به [[یقین]] از مصادیق [[ستم]] بر [[بندگان]] خداست. کسی که خودش را محور تمام [[خوبی‌ها]] قرار می‌دهد، [[آدم]] [[بیماری]] است که مدت‌ها باید به عیب‌یابی و [[عیب‌زدایی]] از خویش مشغول گردد.
در [[دین]] والای [[اسلام]]، انتقاد کردن از یکدیگر به عنوان یک [[وظیفه]] همگانی قلمداد شده است. امر به کارهای [[پسندیده]] و معروف و [[نهی]] از [[کارهای ناپسند]] و منکر، یک [[واجب]] مسلم [[دینی]] است. ناگفته نماند که عمل به این وظیفه، کار آدم [[جاهل]] و [[مقدس]] نما و مغرض و بد [[اخلاق]] نیست و شرایط بسیار ظریف و لطایف دقیقی دارد.
یکی از پسندیده‌ترین وجوه [[امر به معروف]]، انتقاد از عملکرد [[اصحاب]] [[قدرت]] و [[ثروت]] و [[نفوذ]] است. همانان که به میل خویش، [[قانون]] وضع می‌کنند و [[عزل و نصب]] می‌نمایند و هرگونه که بخواهند [[فرمان]] می‌رانند. و کسی را [[جرأت]] [[مخالفت]] با میل آنان نیست<ref>ر.ک: امر به معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی.</ref>.
هرچه انتقاد سازنده در یک [[جامعه]] رایج‌تر باشد، پایه‌های [[فرهنگ]] و [[تمدن]] آن استوارتر خواهد بود و برعکس هرچه انتقاد‌ستیزی در یک جمع و [[جامعه]] فراگیرتر باشد، موانع [[پیشرفت]] و [[ترقی]] و آفات درونی به خصوص سالوسی، در بطن آن جامعه و در وجود تک تک افراد و نهادهای آن بیشتر و بیشتر رخنه خواهد کرد، تا آنکه سرانجام نابودی آن [[قوم]]، به دست خودشان رقم خواهد خورد. و از آنان جز افسانه‌ای بر لب [[روزگار]] چیزی باقی نخواهد ماند. مرحوم دکتر [[علی شریعتی]] می‌گوید: «علامت اینکه جامعه یا فردی از لحاظ [[فکری]] پیشرفته و باز است، این است که [[قدرت]] [[تحمّل]] [[عقیده]] مخالف را زیاد دارد»<ref>شریعت، ص۸۶۱.</ref>.
 
امروزه [[وظیفه]] اساسی [[رسانه‌های گروهی]] نظیر رادیو و تلویزیون و روزنامه‌ها و مجلات و سایت‌های اینترنتی، انتقاد از عملکرد [[سازمان‌ها]] و نهادهای وابسته به حکومت‌هاست، تا بدان وسیله از بروز [[استبداد]] و [[خودکامگی]] و پدیدار شدن قطب‌های عظیم [[ثروت]] و قدرت و [[نفوذ]]، در جامعه [[پیشگیری]] شود.
به دلیل همجواری انتقاد و [[عیب‌جویی]]، کمتر کسی از منتقد خوشش می‌‌آید. بنابراین، شرط اول گام زدن در راه دشوار انتقاد، [[شجاعت]] و [[از خود گذشتگی]] توأم با [[ادب]] است.<ref>[[محمد دشتی نیشابوری|دشتی نیشابوری، محمد]]، [[سبک زندگی - نیشابوری (کتاب)|سبک زندگی]]، ص ۸۵</ref>
 
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده: 1100733.jpg|22px]] [[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|'''آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم''']]
# [[پرونده: 1100733.jpg|22px]] [[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|'''آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم''']]
# [[پرونده:1100662.jpg|22px]] [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|'''فرهنگ مطهر''']]
# [[پرونده:1100662.jpg|22px]] [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|'''فرهنگ مطهر''']]
{{پایان منابع}}


==پانویس==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:انتقاد]]
[[رده:آزادی]]
[[رده:مدخل]]
[[رده:مدخل‌های در انتظار تلخیص]]
۸۰٬۴۱۹

ویرایش