پرش به محتوا

مساوات در برابر قانون در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «==مقدمه== * یکی از راهبردهای بنیادین برای رسیدن به آزادی سیاسی، آن است که در [...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{سیره معصوم}}
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث '''[[مساوات]]''' است. "'''[[مساوات در برابر قانون]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[مساوات در برابر قانون در حدیث]] - [[مساوات در برابر قانون در سیره پیامبر خاتم]] - [[مساوات در برابر قانون در حقوق اسلامی]]</div>
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[مساوات (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
==مقدمه==
==مقدمه==
* یکی از راهبردهای بنیادین برای رسیدن به [[آزادی سیاسی]]، آن است که در [[جامعه]] و در لایه‌های زیرین [[اندیشه]]، [[ذهن]] و [[ضمیر]] [[حاکمان]] و [[شهروندان]] این [[باور]] جا افتاده باشد که همه [[مردم]] در [[جامعه اسلامی]]، از [[حقوق]] مساوی برخوردارند و کسی حقوق ویژه یا موقعیت ممتاز ندارد تا هرگونه که می‌خواهد عمل کند یا هرگونه که عمل کرد، کسی نتواند او را بازجویی کند و [[مؤاخذه]]. مبنای عمل، [[قانون]] است و همه افراد در برابر آن، یکسانند. در [[ادبیات]] امروزین [[دانش]] [[سیاست]] تأکید می‌شود که باید حداقلی از [[برابری]] تضمین شود، زیرا اگر بنا باشد [[قانون‌گذار]] با اشخاص به طور عموم سروکار داشته باشد، این اشخاص را باید به طور برابر در نظر بگیرد و در مورد هیچ شخص خاصی [[تبعیض]] قائل نشود. به همین سان، باید حداقلی از [[امنیت]] در مناسبت‌های فرد و [[دولت]] وجود داشته باشد. فرد باید بداند اگر عملی انجام شد، دیگر ممکن نیست به موجب قانونی در [[آینده]] قابل [[مجازات]] تشخیص داده شود و او [[کیفر]] نخواهد دید مگر آنکه دیگران هم به [[دلایل]] مشابه به کیفر برسند<ref>فرانتس نویمان، آزادی و قدرت و قانون، ص۷۸.</ref>. [[آزادی]] منوط به نظمی [[اجتماعی]] است که در آن قدرت‌های بزرگ دولتی یا غیردولتی در چارچوب محدودیت‌های از پیش [[تعیین]] شده محصور باشند. وضع [[قوانین]] کار عادلانه نمونه‌ای از کوشش‌هایی است که بر کارفرمایان محدودیت‌هایی را [[تحمیل]] می‌کند<ref>گلن تیندر، تفکر سیاسی، ص۱۰۸-۱۰۹.</ref>. اهمیت قانون و [[مساوات]] در برابر آن، تا اندازه‌ای است که برخی در تعریف آزادی، عنصر قانون را وارد می‌دانند، [[آزادی سیاسی]] آن است که در حدود قانون بتوانم هرچه می‌خواهم بکنم و در [[اعمال]] خود محکوم و تابع [[اراده]] متغیر، نامشخص و خودسر دیگری نباشم<ref>محمود صناعی، آزادی فرد و قدرت دولت، ص۱۲۶.</ref> و منتسکیو نیز اشاره می‌کند آزادی عبارت از این است که [[انسان]]، [[حق]] داشته باشد هر کاری را که قانون اجازه داده و می‌دهد، بکند و آنچه [[قانون]] منع کرده و [[صلاح]] او نیست، مجبور به انجام آن نگردد<ref>مونتسکیو، روح القوانین، ص۲۹۴.</ref>.
* یکی از راهبردهای بنیادین برای رسیدن به [[آزادی سیاسی]]، آن است که در [[جامعه]] و در لایه‌های زیرین [[اندیشه]]، [[ذهن]] و [[ضمیر]] [[حاکمان]] و [[شهروندان]] این [[باور]] جا افتاده باشد که همه [[مردم]] در [[جامعه اسلامی]]، از [[حقوق]] مساوی برخوردارند و کسی حقوق ویژه یا موقعیت ممتاز ندارد تا هرگونه که می‌خواهد عمل کند یا هرگونه که عمل کرد، کسی نتواند او را بازجویی کند و [[مؤاخذه]]. مبنای عمل، [[قانون]] است و همه افراد در برابر آن، یکسانند. در [[ادبیات]] امروزین [[دانش]] [[سیاست]] تأکید می‌شود که باید حداقلی از [[برابری]] تضمین شود، زیرا اگر بنا باشد [[قانون‌گذار]] با اشخاص به طور عموم سروکار داشته باشد، این اشخاص را باید به طور برابر در نظر بگیرد و در مورد هیچ شخص خاصی [[تبعیض]] قائل نشود. به همین سان، باید حداقلی از [[امنیت]] در مناسبت‌های فرد و [[دولت]] وجود داشته باشد. فرد باید بداند اگر عملی انجام شد، دیگر ممکن نیست به موجب قانونی در [[آینده]] قابل [[مجازات]] تشخیص داده شود و او [[کیفر]] نخواهد دید مگر آنکه دیگران هم به [[دلایل]] مشابه به کیفر برسند<ref>فرانتس نویمان، آزادی و قدرت و قانون، ص۷۸.</ref>. [[آزادی]] منوط به نظمی [[اجتماعی]] است که در آن قدرت‌های بزرگ دولتی یا غیردولتی در چارچوب محدودیت‌های از پیش [[تعیین]] شده محصور باشند. وضع [[قوانین]] کار عادلانه نمونه‌ای از کوشش‌هایی است که بر کارفرمایان محدودیت‌هایی را [[تحمیل]] می‌کند<ref>گلن تیندر، تفکر سیاسی، ص۱۰۸-۱۰۹.</ref>. اهمیت قانون و [[مساوات]] در برابر آن، تا اندازه‌ای است که برخی در تعریف آزادی، عنصر قانون را وارد می‌دانند، [[آزادی سیاسی]] آن است که در حدود قانون بتوانم هرچه می‌خواهم بکنم و در [[اعمال]] خود محکوم و تابع [[اراده]] متغیر، نامشخص و خودسر دیگری نباشم<ref>محمود صناعی، آزادی فرد و قدرت دولت، ص۱۲۶.</ref> و منتسکیو نیز اشاره می‌کند آزادی عبارت از این است که [[انسان]]، [[حق]] داشته باشد هر کاری را که قانون اجازه داده و می‌دهد، بکند و آنچه [[قانون]] منع کرده و [[صلاح]] او نیست، مجبور به انجام آن نگردد<ref>مونتسکیو، روح القوانین، ص۲۹۴.</ref>.
خط ۱۳: خط ۲۱:
* در [[سیره]] [[نبی مکرم اسلام]]{{صل}} نیز آمده است که ایشان برخوردی یکسان با [[مردم]] داشتند و هیچ امتیاز و تفاوتی میان آنان قائل نبودند. در [[تاریخ]] می‌خوانیم: بعد از [[فتح مکه]] زنی از [[اشراف قریش]]، به نام “فاطمه مخزومی” دزدی کرد. [[رسول خدا]]{{صل}} [[دستور]] داد حد [[الهی]] را درباره او جاری کنند. [[قریش]] [[اجتماع]] کردند و پس از [[مشورت]]، بر آن شدند تا [[اُسامة بن زید]] که کم سن و سال بود، برود و از ایشان تقاضای [[عفو]] کند؛ اما [[حضرت]] فرمود: آیا درباره حدی از حدود [[خدا]] [[شفاعت]] می‌کنی؟ سپس برخاست و در خطبه‌ای به این نکته کلیدی اشاره کرد، علت اینکه ملت‌های قبل از شما هلاک شدند این بود، اگر شریفی و فرد بلندپایه‌ای از آنان جرمی مرتکب می‌شد، او را رها می‌کردند، اما اگر از [[مردم]] [[ضعیف]] و [[ناتوان]]، کسی دزدی می‌کرد، [[حکم خدا]] را درباره وی [[اجرا]] می‌کردند. به خدا [[سوگند]]، اگر دخترم [[فاطمه]] نیز دست به چنین کاری می‌زد، حکم خدا را درباره او اجرا می‌کردم<ref>ر.ک: محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۵۲؛ شبیه این مضمون، علی بن محمد ابن اثیر، أسد الغابة فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۱۸؛ ر.ک: حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۸، ص۷.</ref>.
* در [[سیره]] [[نبی مکرم اسلام]]{{صل}} نیز آمده است که ایشان برخوردی یکسان با [[مردم]] داشتند و هیچ امتیاز و تفاوتی میان آنان قائل نبودند. در [[تاریخ]] می‌خوانیم: بعد از [[فتح مکه]] زنی از [[اشراف قریش]]، به نام “فاطمه مخزومی” دزدی کرد. [[رسول خدا]]{{صل}} [[دستور]] داد حد [[الهی]] را درباره او جاری کنند. [[قریش]] [[اجتماع]] کردند و پس از [[مشورت]]، بر آن شدند تا [[اُسامة بن زید]] که کم سن و سال بود، برود و از ایشان تقاضای [[عفو]] کند؛ اما [[حضرت]] فرمود: آیا درباره حدی از حدود [[خدا]] [[شفاعت]] می‌کنی؟ سپس برخاست و در خطبه‌ای به این نکته کلیدی اشاره کرد، علت اینکه ملت‌های قبل از شما هلاک شدند این بود، اگر شریفی و فرد بلندپایه‌ای از آنان جرمی مرتکب می‌شد، او را رها می‌کردند، اما اگر از [[مردم]] [[ضعیف]] و [[ناتوان]]، کسی دزدی می‌کرد، [[حکم خدا]] را درباره وی [[اجرا]] می‌کردند. به خدا [[سوگند]]، اگر دخترم [[فاطمه]] نیز دست به چنین کاری می‌زد، حکم خدا را درباره او اجرا می‌کردم<ref>ر.ک: محمد بن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۵۲؛ شبیه این مضمون، علی بن محمد ابن اثیر، أسد الغابة فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۱۸؛ ر.ک: حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۸، ص۷.</ref>.
* [[نائینی]] بعد از نقل این [[روایت]]، بیان می‌دارد [[آزادی]]، مبنای مطالبه [[حقوق]] است، وی با اشاره به این روایت می‌نویسد از فرمایش حضرتش که در [[مجمع]] عام برای [[استحکام]] این اساس [[مبارک]] مجالی را فرض کرد و اینکه آن‌گونه با [[قاطعیت]] بیان کردند، باید [[استنباط]] نمود که به کجا منتهی و تا چه اندازه برای امتش آزادی در مطالبه حقوق را مقرر فرموده‌اند<ref>ر.ک: محمد حسین میرزای نائینی، تنبیه الأمة و تنزیه الملة، ص۶۱-۶۲.</ref>. با [[مساوات]] در [[قانون]]، توانمندی‌ها، حق‌ها و وظیفه‌ها و همه امکانات، به طور برابر برای همگان در نظر گرفته می‌شود، کسی دیگر [[حق]] مطلق نیست تا تنها از مزایای قانون برخوردار شود یا دیگران تنها پیروانی چشم بسته تلقی نمی‌گردند، بلکه بستر [[رشد]] برای همگان به یکسانی، فراهم می‌شود، تا هر کس در [[جامعه اسلامی]] بتواند در پرتو [[شایستگی‌ها]]، استعدادها و تلاش خود به [[حقوق]] و خواسته‌های معقول و منطقی خود دست یابد، این [[راهبرد]]، به [[شهروندان]] [[یاری]] می‌دهد تا در عرصه [[آزادی]]، حقوق [[سیاسی]] خود را استیفا کنند<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم]]، ص ۳۴۹.</ref>
* [[نائینی]] بعد از نقل این [[روایت]]، بیان می‌دارد [[آزادی]]، مبنای مطالبه [[حقوق]] است، وی با اشاره به این روایت می‌نویسد از فرمایش حضرتش که در [[مجمع]] عام برای [[استحکام]] این اساس [[مبارک]] مجالی را فرض کرد و اینکه آن‌گونه با [[قاطعیت]] بیان کردند، باید [[استنباط]] نمود که به کجا منتهی و تا چه اندازه برای امتش آزادی در مطالبه حقوق را مقرر فرموده‌اند<ref>ر.ک: محمد حسین میرزای نائینی، تنبیه الأمة و تنزیه الملة، ص۶۱-۶۲.</ref>. با [[مساوات]] در [[قانون]]، توانمندی‌ها، حق‌ها و وظیفه‌ها و همه امکانات، به طور برابر برای همگان در نظر گرفته می‌شود، کسی دیگر [[حق]] مطلق نیست تا تنها از مزایای قانون برخوردار شود یا دیگران تنها پیروانی چشم بسته تلقی نمی‌گردند، بلکه بستر [[رشد]] برای همگان به یکسانی، فراهم می‌شود، تا هر کس در [[جامعه اسلامی]] بتواند در پرتو [[شایستگی‌ها]]، استعدادها و تلاش خود به [[حقوق]] و خواسته‌های معقول و منطقی خود دست یابد، این [[راهبرد]]، به [[شهروندان]] [[یاری]] می‌دهد تا در عرصه [[آزادی]]، حقوق [[سیاسی]] خود را استیفا کنند<ref>[[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم]]، ص ۳۴۹.</ref>
==جستارهای وابسته==
* [[حقوق بشر]]
* [[برابری]] ([[مساوات]])
==منابع==
# [[پرونده: 1100733.jpg|22px]] [[سید کاظم سیدباقری|سیدباقری، سید کاظم]]، [[آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم (کتاب)|'''آزادی سیاسی از منظر قرآن کریم''']]
==پانویس==
{{پانویس}}
[[رده:مساوات]]
[[رده:برابری]]
۲۲۷٬۶۸۳

ویرایش