نادانی در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←پیامدهای جهل
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
==پیامدهای جهل== | ==پیامدهای [[جهل]]== | ||
در [[قرآن کریم]] برای جهل پیامدهایی ذکر شده است: | در [[قرآن کریم]] برای جهل پیامدهایی ذکر شده است: | ||
#'''[[عذاب]] [[جهنم]]:''' کسانی که از گوش و چشم و [[قلب]] خود برای [[کسب علم]] و [[معرفت]] استفاده نکرده، جاهل بمانند راهی جز به سوی جهنم نخواهند داشت: {{متن قرآن|وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا }}<ref>«و بیگمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریدهایم؛ (زیرا) دلهایی دارند که با آن درنمییابند و دیدگانی که با آن نمینگرند و گوشهایی که با آن نمیشنوند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.</ref>.<ref>پیام قرآن، ج ۱، ص ۸۲ ـ ۸۳. </ref> | |||
کسانی که از گوش و چشم و [[قلب]] خود برای [[کسب علم]] و [[معرفت]] استفاده نکرده، جاهل بمانند راهی جز به سوی جهنم نخواهند داشت: | #'''[[ظلم]]:''' ظلم نیز از پیامدهای جهل است، زیرا ظلم یا به [[جهت]] جهل به [[قبح]] آن یا بر اثر نیاز است و از اینرو [[خداوند]] ظلم به جهانیان را از خود [[نفی]] میکند: {{متن قرآن|تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِلْعَالَمِينَ}}<ref>«اینها آیات خداوند است که آن را به درستی بر تو میخوانیم و خداوند، ستمی برای جهانیان نمیخواهد» سوره آل عمران، آیه ۱۰۸.</ref>، زیرا اگر خداوند بخواهد ظلم کند و کسی را که مستحق [[کیفر]] نیست عذاب کند یا از [[پاداش]] مستحق [[ثواب]] بکاهد باید یا به قبح این کار جاهل باشد یا از روی نیاز مرتکب آن شود و چون خداوند از جهل و نیاز و صفات [[نقص]] منزه است ظلم نمیکند. <ref>مجمع البیان، ج ۲، ص ۸۱۰. </ref> | ||
#'''[[استهزا]]:''' استهزا به سبب جهل است. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱، ص ۵۴۶. </ref> هنگامی که [[موسی]]{{ع}} به [[بنیاسرائیل]] فرمود: خداوند [[فرمان]] میدهد که ماده گاوی را [[ذبح]] کنید آنها پاسخ دادند: آیا ما را استهزا میکنی؟ موسی{{ع}} فرمود: من از [[نادانی]] به [[خدا]] [[پناه]] میبرم: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قَالُوا أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: خداوند به شما فرمان میدهد که گاوی بکشید؛ گفتند: آیا ما را به ریشخند گرفتهای؟ گفت: به خداوند پناه میجویم که از نادانان باشم» سوره بقره، آیه ۶۷.</ref>؛ بدین معنا که استهزا کار [[انسان]] [[جاهل]] است که [[مقام]] [[الهی]] را نمیشناسد. <ref>العقل و العلم، ص ۱۳۱. </ref> | |||
ظلم نیز از پیامدهای جهل است، زیرا ظلم یا به [[جهت]] جهل به [[قبح]] آن یا بر اثر نیاز است و از اینرو [[خداوند]] ظلم به جهانیان را از خود [[نفی]] میکند: | #'''[[استکبار]] و [[بینش]] طبقاتی:''' [[مستکبران]] [[قوم نوح]] از وی خواستند تا تهیدستان را از خود براند و او آن مستکبران را جاهل دانست: {{متن قرآن| وَيَا قَوْمِ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مَالاً إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ وَمَا أَنَاْ بِطَارِدِ الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّهُم مُّلاقُوا رَبِّهِمْ وَلَكِنِّيَ أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ }}<ref>«و ای قوم من! برای آن (پیامبری خود) از شما مالی نمیخواهم، پاداش من جز بر (عهده) خداوند نیست و من کسانی را که ایمان آوردهاند (از خود) نمیرانم، بیگمان آنان به لقای پروردگار خویش خواهند رسید اما من شما را قومی میبینم که نادانی میورزید» سوره هود، آیه ۲۹.</ref> به گفته برخی [[مفسران]]، [[جهل]] آنان به امر [[معاد]] بود و اینکه حساب و [[جزا]] با خداست نه غیر او <ref>المیزان، ج ۹، ص ۲۰۷. </ref>. | ||
#'''[[گناه]]:''' از دیگر پیامدهای [[جهل]] گناه است. [[خداوند]] در [[قرآن]] میفرماید: کسانی که بر اثر [[جهالت]] به گناه [[آلوده]] شوند و قبل از [[مرگ]] [[توبه]] کنند خداوند[[توبه]] آنها را میپذیرد {{متن قرآن|إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولَئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«(پذیرش) توبه بر خداوند تنها برای آنان است که از نادانی کار زشتی انجام میدهند سپس زود توبه میکنند پس، این کسانند که خداوند توبه آنها را میپذیرد و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۷.</ref>. | |||
استهزا به سبب جهل است. <ref>التفسیر الکبیر، ج ۱، ص ۵۴۶. </ref> هنگامی که [[موسی]]{{ع}} به [[بنیاسرائیل]] فرمود: خداوند [[فرمان]] میدهد که ماده گاوی را [[ذبح]] کنید آنها پاسخ دادند: آیا ما را استهزا میکنی؟ موسی{{ع}} فرمود: من از [[نادانی]] به [[خدا]] [[پناه]] میبرم: | #'''[[انحراف اخلاقی]]:''' [[انحراف]] از مسیر [[فطرت]] الهی نیز از پیامدهای جهل است،<ref>العقل و العلم، ص ۱۳۳. </ref> چنانکه [[قوم لوط]] از [[زنان]] [[عزلت]] گزیده، به مردان روی آوردند و از همین رو قرآن آنها را جاهل دانسته است: {{متن قرآن|أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ}}<ref>«آیا با شهوت به جای زنان به مردان رو میآورید؟ بلکه شما قومی هستید که نادانی میورزید» سوره نمل، آیه ۵۵.</ref> | ||
#'''درخواست بیمورد:''' خداوند به [[نوح]]{{ع}} میفرماید: فرزند تو از [[اهل]] تو نیست. او [[کردار]] ناشایسته است، پس چیزی را که بدان [[علم]] نداری از من مخواه، من به تو [[اندرز]] میدهم که مبادا از [[جاهلان]] باشی:{{متن قرآن|قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ}}<ref>«فرمود: ای نوح! او از خاندان تو نیست، بیگمان او کرداری ناشایسته است پس چیزی را که نمیدانی از من مخواه، من تو را اندرز میدهم که مبادا از نادانان باشی» سوره هود، آیه ۴۶.</ref>. | |||
[[مستکبران]] [[قوم نوح]] از وی خواستند تا تهیدستان را از خود براند و او آن مستکبران را جاهل دانست: | #'''[[گمراهی]] در [[عقیده]]:''' [[بنیاسرائیل]] با اینکه با [[فضل خداوند]] از [[سیطره]] [[فرعون]] [[نجات]] یافتند، [[فضل الهی]] را فراموش کرده، از موسی{{ع}} خواستند تا برای آنها بتی قرار دهد تا آن را [[عبادت]] کنند. این عقیده [[انحرافی]] برخاسته از [[جهل]] آنان بود: {{متن قرآن|وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَهُمْ قَالُوا يَا مُوسَى اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ}}<ref>«و بنی اسرائیل را از دریا گذراندیم آنگاه آنان به قومی رسیدند که به پرستش بتهایی که داشتند رو آورده بودند ، گفتند: ای موسی! برای ما خدایی بگمار چنان که آنان خدایانی دارند، (موسی) گفت: به راستی که شما قومی نادانید» سوره اعراف، آیه ۱۳۸.</ref>.<ref>القرآن و العقل، ج ۲، ص ۷۸ ـ ۷۹. </ref> | ||
#'''[[ایمان]] نیاوردن با [[مشاهده]] [[معجزات الهی]]:''' [[خداوند]] میفرماید: و اگر ما [[فرشتگان]] را به سوی آنان ([[مشرکان]]) فرو میفرستادیم و [[مردگان]] با آنان سخن میگفتند و هر چیزی را روبهروی آنها گرد میآوردیم [تا برای آنان [[گواهی]] دهند] باز هم [[ایمان]] نمیآوردند، جز اینکه [[خدا]] بخواهد؛ ولی بیشترشان [[نادانی]] میکنند: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا مَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ}}<ref>«و اگر ما فرشتگان را به سوی آنان فرو میفرستادیم و مردگان با ایشان سخن میگفتند و همه چیز را پیش روی آنان گرد میآوردیم سر آن نداشتند که ایمان آورند مگر آنکه خداوند بخواهد اما بیشتر آنان نادانی میکنند» سوره انعام، آیه ۱۱۱.</ref> برخی [[مفسران]] ذیل [[آیه]]{{متن قرآن|أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا وَمَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُورٍ}}<ref>«یا چون تاریکیهایی است در دریایی ژرف که موجی فرا موجی، فراز آن ابری آن را فرو میپوشد، تاریکیهایی است پشت بر پشت که اگر کسی دست خویش را بر آورد دشوار آن را ببیند، و آنکه خداوند برای او فروغی ننهاده است فروغی نخواهد داشت» سوره نور، آیه ۴۰.</ref> گفتهاند: خداوند [[ظلمات]] را [[مَثَل]] برای [[اعمال]] [[کافر]] و دریای ژرف را مَثَل برای [[قلب]] او قرار داده است؛ توضیح آنکه کافر عمل خود را با [[نیت]] [[قلبی]] خود انجام میدهد و قلب وی را جهل به خدا فراگرفته و بر آن مهر زده شده و روی آن را [[گمراهی]] و [[حیرت]] پوشانده است، از این رو از خداوند [[پروا]] نمیکند و به سبب مهری که بر گوش وی زده شده و پردهای که بر چشم او آویخته شده است نه [[پندها]] را میشنود و نه به [[حجتهای الهی]] [[بینا]] میگردد و این {{متن قرآن|ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ}} است. <ref>جامع البیان، ج ۱۸، ص ۲۰۰. </ref> | |||
از دیگر پیامدهای [[جهل]] گناه است. [[خداوند]] در [[قرآن]] میفرماید: کسانی که بر اثر [[جهالت]] به گناه [[آلوده]] شوند و قبل از [[مرگ]] [[توبه]] کنند خداوند[[توبه]] آنها را میپذیرد. | #'''گمانه زنی:''' خداوند کسانی را که به گمانهزنی میپردازند [[نفرین]] کرده، آنان را در ورطه نادانی بیخبر دانسته است: {{متن قرآن|قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ}}<ref>«مرگ بر آنان که نادرست برآورد میکنند!» سوره ذاریات، آیه ۱۰.</ref>، {{متن قرآن|الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ سَاهُونَ}}<ref>«آنان که در گردابی (از گمراهی) غافلند» سوره ذاریات، آیه ۱۱.</ref> برخی غمره را [[مبالغه]] در [[جهل]] دانستهاند.<ref>مجمع البیان، ج ۹، ص ۲۳۱. </ref> | ||
[[انحراف]] از مسیر [[فطرت]] الهی نیز از پیامدهای جهل است،<ref>العقل و العلم، ص ۱۳۳. </ref> چنانکه [[قوم لوط]] از [[زنان]] [[عزلت]] گزیده، به مردان روی آوردند و از همین رو قرآن آنها را جاهل دانسته است: | |||
خداوند به [[نوح]]{{ع}} میفرماید: فرزند تو از [[اهل]] تو نیست. او [[کردار]] ناشایسته است، پس چیزی را که بدان [[علم]] نداری از من مخواه، من به تو [[اندرز]] میدهم که مبادا از [[جاهلان]] باشی: | |||
[[بنیاسرائیل]] با اینکه با [[فضل خداوند]] از [[سیطره]] [[فرعون]] [[نجات]] یافتند، [[فضل الهی]] را فراموش کرده، از موسی{{ع}} خواستند تا برای آنها بتی قرار دهد تا آن را [[عبادت]] کنند. این عقیده [[انحرافی]] برخاسته از [[جهل]] آنان بود: | |||
[[خداوند]] میفرماید: و اگر ما [[فرشتگان]] را به سوی آنان ([[مشرکان]]) فرو میفرستادیم و [[مردگان]] با آنان سخن میگفتند و هر چیزی را روبهروی آنها گرد میآوردیم [تا برای آنان [[گواهی]] دهند] باز هم [[ایمان]] نمیآوردند، جز اینکه [[خدا]] بخواهد؛ ولی بیشترشان [[نادانی]] میکنند: | |||
خداوند کسانی را که به گمانهزنی میپردازند [[نفرین]] کرده، آنان را در ورطه نادانی بیخبر دانسته است: | |||
==[[راه]] برطرف کردن جهل== | ==[[راه]] برطرف کردن جهل== | ||