اکمال دین: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۰٬۲۰۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۹ مهٔ ۲۰۲۱
(صفحه‌ای تازه حاوی « {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 8...» ایجاد کرد)
 
خط ۱۱: خط ۱۱:


==تبیین اکمال دین و عامل و [[زمان]] آن==
==تبیین اکمال دین و عامل و [[زمان]] آن==
بر پایه مبانی پذیرفته شده در [[عرفان]] و [[حکمت اسلامی]] می‌توان گفت دین دارای دو وجهه ظاهری و [[باطنی]] است: وجهه باطنی دین که جنبه «یلی الحقی» آن است، فراتر از زمان و مکان و امری غیر تدریجی است، ازاین‌رو همواره کامل بوده و نقصی در آن [[راه]] ندارد؛ ولی وجهه ظاهری دین که جنبه «یلی‌الخلقی» آن است امری تدریجی بوده و در ابتدا ناقص است و با [[نزول]] همه [[معارف]] و احکام آن کامل می‌گردد، تا بین ظاهر و [[باطن دین]] مطابقت حاصل شود. وجهه [[باطنی]] [[دین]] که نزد خداست، یکی بیش نیست و آن همان [[اسلام]] است: «اِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الاِسلـم» ([[آل‌عمران]] / ۳، ۱۹) و در زمان‌های مختلف به صورت [[شرایع]] گوناگون [[ظهور]] می‌یابد، بنابراین، بحث [[اکمال دین]] در خصوص وجهه ظاهری [[دین]] و در دو [[جهت]] قابل پیگیری است: ۱. در مقایسه شرایع با یکدیگر. ۲. در [[شریعت]] خاص؛ مانند اسلام، با توجه به [[نزول]] تدریجی [[معارف]] و [[احکام]] آن. این مطلب را احتمالاً بتوان از تعابیر «لکم»، «دینکم» و «علیکم» در [[آیه]] محوری بحث استفاده کرد.
بر پایه مبانی پذیرفته شده در [[عرفان]] و [[حکمت اسلامی]] می‌توان گفت دین دارای دو وجهه ظاهری و [[باطنی]] است: وجهه باطنی دین که جنبه {{عربی|"يلي الحقي"}} آن است، فراتر از زمان و مکان و امری غیر تدریجی است، ازاین‌رو همواره کامل بوده و نقصی در آن [[راه]] ندارد؛ ولی وجهه ظاهری دین که جنبه {{عربی|"يلي الخلقي"}} آن است امری تدریجی بوده و در ابتدا ناقص است و با [[نزول]] همه [[معارف]] و احکام آن کامل می‌گردد، تا بین ظاهر و [[باطن دین]] مطابقت حاصل شود. وجهه [[باطنی]] [[دین]] که نزد خداست، یکی بیش نیست و آن همان [[اسلام]] است: {{متن قرآن|إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ}}<ref>«بی‌گمان دین (راستین) نزد خداوند، اسلام است » سوره آل عمران، آیه ۱۹.</ref> و در زمان‌های مختلف به صورت [[شرایع]] گوناگون [[ظهور]] می‌یابد، بنابراین، بحث [[اکمال دین]] در خصوص وجهه ظاهری [[دین]] و در دو [[جهت]] قابل پیگیری است:
#در مقایسه شرایع با یکدیگر.
#در [[شریعت]] خاص؛ مانند اسلام، با توجه به [[نزول]] تدریجی [[معارف]] و [[احکام]] آن.
[[دین اسلام]] (در وجهه ظاهری آن) پیوسته مورد [[تهدید]] [[کافران]] بوده است: {{متن قرآن|الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ}}<ref>« امروز کافران از دین شما نومید شدند » سوره مائده، آیه ۳.</ref> [[روز]] نزول این آیه، چنان‌که از خود آن برمی‌آید [[زمان]] [[ناامیدی]] کافران و ایمن شدن [[مسلمانان]] از آنان است، بنابراین تا آن روز کافران به نابودی اسلام [[امیدوار]] بوده و برای آن نقشه می‌کشیدند، به‌گونه‌ای که [[شایسته]] بود [[مؤمنان]] ازاین نقشه‌ها برحذر باشند. {{متن قرآن|وَدَّتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ}}<ref>«دسته‌ای از اهل کتاب گمراه کردن شما را  دوست دارند امّا جز خود را گمراه نمی‌کنند و درنمی‌یابند» سوره آل عمران، آیه ۶۹.</ref>،  {{متن قرآن|وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«بسیاری از اهل کتاب با آنکه حق برای آنان روشن است، از رشکی در درون جانشان، خوش دارند که شما را از پس ایمان به کفر بازگردانند ؛ باری، (از آنان) درگذرید و چشم بپوشید تا (زمانی که) خداوند فرمان خویش را (پیش) آورد که خداوند بر هر کاری تواناست» سوره بقره، آیه ۱۰۹.</ref>،  {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}}<ref>«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دین‌ها برتری دهد اگر چه مشرکان نپسندند» سوره توبه، آیه ۳۳.</ref> این نقشه‌ها از تلاش برای رخنه‌ کردن در [[اراده]] و [[همت]] رسول‌اکرم{{صل}} و [[تضعیف]] آن آغاز شد: {{متن قرآن|وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ}}<ref>«دوست دارند نرمی پیشه کنی تا نرمی پیش گیرند» سوره قلم، آیه ۹.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا}}<ref>«و اگر ما تو را پابرجا نمی‌داشتیم نزدیک بود اندکی به آنان گرایش یابی» سوره اسراء، آیه ۷۴.</ref>؛ {{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ وَلا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ}}<ref>«بگو: ای کافران! آنچه شما می‌پرستید، نمی‌پرستم و شما پرستشگران پرستیده من نیستید» سوره کافرون، آیه ۱-۳.</ref> و همچنان ادامه داشت تا نوبت به آخرین [[امید]] آنان برای نابودی دین رسید و آن اینکه [[پیامبر]]{{صل}} [[فرزندی]] ندارد و با [[مرگ]] وی دوران [[دعوت]] و دین او نیز سپری خواهد شد. در آیه {{متن قرآن|إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ}}<ref>«بی‌گمان (دشمن) سرزنشگر تو خود بی‌پساوند است» سوره کوثر، آیه ۳.</ref> به این امید آنان اشاره شده است.


[[دین اسلام]] (در وجهه ظاهری آن) پیوسته مورد [[تهدید]] [[کافران]] بوده است: «الیَومَ یسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم». ([[مائده]] / ۵، ۳) [[روز]] نزول این آیه، چنان‌که از خود آن برمی‌آید [[زمان]] [[ناامیدی]] کافران و ایمن شدن [[مسلمانان]] از آنان است، بنابراین تا آن روز کافران به نابودی اسلام [[امیدوار]] بوده و برای آن نقشه می‌کشیدند، به‌گونه‌ای که [[شایسته]] بود [[مؤمنان]] ازاین نقشه‌ها برحذر باشند. (آل‌عمران / ۳، ۶۹؛ بقره / ۲، ۱۰۹؛ صفّ / ۶۱، ۹) این نقشه‌ها از تلاش برای رخنه‌کردن در [[اراده]] و [[همت]] رسول‌اکرم{{صل}} و [[تضعیف]] آن آغاز شد: «ودّوا لَو تُدهِنُ فَیُدهِنون» (قلم / ۶۸، ۹ و نیز [[اسراء]] / ۱۷، ۷۴؛ کافرون / ۱۰۹، ۱ ـ ۳) و همچنان ادامه داشت تا نوبت به آخرین [[امید]] آنان برای نابودی دین رسید و آن اینکه [[پیامبر]]{{صل}} [[فرزندی]] ندارد و با [[مرگ]] وی دوران [[دعوت]] و دین او نیز سپری خواهد شد. در آیه ۳ [[کوثر]] / ۱۰۸ به این امید آنان اشاره شده است: «اِنَّ شانِئَکَ هُوَالاَبتَر». [[قدرت]] و [[شوکت]] اسلام، کافران را در همه آرزوهایشان ناکام و [[ناامید]] کرده بود، به جز واپسین خواسته آنان که هنوز به آن امید بسته بودند و تنها در صورتی این [[آرزو]] نیز به [[یأس]] می‌گرایید که [[خداوند]] برای دین خود امامی [[نصب]] کند که در [[حفظ]] و [[تدبیر امر]] [[دین]] و [[ارشاد]] [[امت اسلامی]] [[جانشین رسول اکرم]]{{صل}} باشد تا بدین وسیله [[دین]] * از مرحله [[قیام]] به حامل شخصی به مرحله قیام به حامل نوعی خارج شده و با تبدیل شدن صفت حدوث آن به صفت بقاء کامل گردد: «الیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم.»... ([[مائده]] / ۵، ۳)<ref> المیزان، ج۵، ص۱۷۵ـ ۱۷۶؛ نمونه، ج۴، ص۲۶۴ـ ۲۶۵؛ مجموعه آثار، ج ۴، ص ۸۹۸، «امامت».</ref> نکته شایان توجه در این خصوص آن است که دین و [[قرآن]]، برنامه [[زندگی]] [[انسان‌ها]] و [[راه]] [[سعادت]] آنهاست و هر برنامه‌ای به مجری نیاز دارد؛ ولی هرکسی نمی‌تواند مجری قرآن و دین باشد، بلکه تنها کسی می‌تواند چنین امر خطیری را بر عهده گیرد که تکوینا با قرآن و دین پیوند عمیقی داشته و در [[حقیقت]]، خود، قرآن و دین مجسّم باشد. چنین شخصی در [[زمان]] [[حیات]] [[رسول اکرم]]{{صل}} خود ایشان بود و پس از آن [[حضرت]]، تنها [[امیرمؤمنان]]، [[امام علی]] *{{ع}} و [[فرزندان]] [[معصوم]] ایشان از چنین خصوصیتی برخوردارند، ازاین‌رو براساس [[روایات]] [[قطعی]] و [[متواتر]]، رسول اکرم{{صل}} [[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} را به عنوان [[جانشین]] خود به [[مردم]] معرفی کرد <ref>الغدیر، ج ۱، ص ۱۴ ـ ۲۹۳.</ref> و به اتفاق جمیع [[مسلمانان]]، کسی به جز امیرمؤمنان{{ع}} به عنوان [[جانشین پیامبر اکرم]]{{صل}} [[نصب]] نشده است، بنابراین و با توجه به خصوصیت باب اِفعال که دفعی بودن است، [[اکمال دین]] به‌معنای افزودن فریضه‌ای به‌مجموعه [[معارف]] و [[احکام دین]] است که با آن [[دین الهی]] کامل گشت و آن [[فریضه ولایت]] * امیرمؤمنان، [[علی]]{{ع}} است که در ادامه [[آیه]] با تعبیر «[[اتمام نعمت]]» به آن اشاره شده است: «... و اَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتی». (مائده / ۵، ۳) توضیح آنکه [[نعمت]] امری نسبی و عبارت از چیزی است که با طبع شی‌ء سازگار باشد و براساس دسته‌ای از [[آیات قرآن]]، بیشتر اشیا یا همه آنها نسبت به یکدیگر نعمت هستند، زیرا میان آنها در [[نظام]] [[تدبیر]]، [[سازگاری]] و [[هماهنگی]] است: «و اِن تَعُدّوا نِعمَتَ اللّهِ لا تُحصوها». ([[ابراهیم]] / ۱۴، ۳۴ و نیز ر. ک: [[لقمان]] / ۳۱، ۲۰) از سوی دیگر برخی [[آیات]] بعضی از اشیا را [[شرّ]] دانسته است: «ولا یَحسَبَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا اَنَّما نُملی لَهُم خَیرٌ لاَِنفُسِهِم اِنَّما نُملی لَهُم لِیَزدادُوا اِثمـًا.»... ([[آل‌عمران]] / ۳، ۱۷۸ و نیز ر. ک: عنکبوت / ۲۹، ۶۴؛ آل‌عمران / ۳، ۱۹۷) جمع میان این دو دسته آیات باتوجه به آیاتی دیگر، آن است که هرچه موافق با غرض [[الهی]] از [[آفرینش انسان]] بوده و وی را در مسیر [[عبودیت]]: «وماخَلَقتُ الجِنَّ والاِنسَ اِلاّ لِیَعبُدون» (ذاریات / ۵۱، ۵۶) و رسیدن به [[سعادت]] [[یاری]] کند [[نعمت]] * است و همان چیز اگر [[انسان]] را از سعادت و عبودیت دور کند نقمت است، بنابراین، اشیا به‌خودی خود نه نعمت محسوب می‌شوند و نه نقمت و نعمت بودن آنها از [[جهت]] اشتمال آنها بر [[روح]] عبودیت و دخول در [[ربوبیت الهی]] ([[ولایت]]) است، پس نعمت [[حقیقی]] همان ولایت است و هر چیزی با اشتمال بر درجه‌ای از ولایت، نعمت می‌شود. [[ولایت الهی]] نسبت به [[تدبیر امور]] [[دینی]] [[انسان‌ها]]، بدون ولایت [[رسول اکرم]]{{صل}} و ولایت [[اولواالامر]] *{{ع}} ناقص است ([[نساء]] / ۴، ۵۹؛ [[مائده]] / ۵، ۵۵)، ازاین‌رو و با توجه به معنای لغوی «تمام» و تفاوت آن با «کمال»، ولایت الهی که همان تدبیر امور[[دین]] است، امری واحد و دارای سه جزء [[ولایت خدا]]، ولایت رسول اکرم{{صل}}، [[ولایت اهل‌بیت]]{{ع}} است. این امر تا پیش از [[نزول]] [[آیه ۳ مائده]] / ۵، ناقص بود و با اعلام ولایت [[امیرمؤمنان]]، [[علی]]{{ع}} تمام شد، زیرا ولایت خدا و [[ولایت پیامبر اکرم]]{{صل}} تنها تا [[زمان]] [[نزول وحی]] کافی بود و برای دورانهای بعدی کفایت نمی‌کرد.<ref>المیزان، ج ۵، ص ۱۸۰ ـ ۱۸۱.</ref> در روایاتی از [[اهل‌بیت]]{{ع}} ولایت آخرین [[فریضه الهی]] دانسته شده که پس از آن هیچ [[فریضه]] دیگری نازل نشده است.<ref>الکافی، ج ۱، ص ۳۴۵؛ مجمع‌البیان، ج۳، ص۲۷۴.</ref> [[مفسران شیعه]] <ref>الکاشف، ج۳، ص۱۳؛ الغدیر، ج۱، ص۲۳۰؛ نمونه، ج ۴، ص۲۶۴.</ref> براساس عمده [[روایات اهل بیت]]{{ع}} <ref>الکافی، ج ۸، ص ۲۲؛ امالی، ص ۳۵۶؛ مناقب، ابن شهرآشوب، ج ۳، ص ۳۲.</ref> بر این اعتقادند که [[آیه اکمال دین]] در [[روز]] [[هجدهم ذیحجه]] [[سال دهم هجری]]، پس از آخرین [[حج]] [[رسول اکرم]]{{صل}} ([[حجه‌الوداع]]) و در [[غدیر خم]]، زمانی نازل شد که رسول اکرم{{صل}} [[علی]]{{ع}} را به [[ولایت]] [[مسلمانان]] [[نصب]] کرد. روایاتی از [[اهل سنت]] <ref>مناقب، ابن مغازلی، ص ۶۹؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص ۱۵؛ شواهد التنزیل، ص ۹۲ ـ ۹۸.</ref> و برخی از منقولات [[تاریخی]] <ref>تاریخ دمشق، ج۴۲، ص ۲۳۳ ـ ۲۳۷؛ تاریخ‌یعقوبی، ج ۲، ص ۴۳؛ السیرة النبویه، ج ۴، ص ۱۷۴.</ref> نیز این نظریه را [[تأیید]] می‌کند. در [[روایات شیعه]]، این روز بزرگ‌ترین [[عید]] مسلمانان شناسانده شده است.<ref>امالی، ص ۱۲۵؛ تهذیب، ج ۳، ص ۱۲۸؛ تفسیر فرات کوفی، ص ۱۱۸.</ref> پیش از این [[خداوند]] در آیه‌ای به افراد با [[ایمان]] سه [[وعده]] داده بود: [[خلافت]] در روی [[زمین]]، [[امنیت]] و [[آرامش]] برای [[پرستش]] [[پروردگار]] و استقرار [[آیین]] مورد [[رضایت خدا]]: «وَعَدَ اللّهُ الَّذینَ ءامَنوا مِنکُم وعَمِلوا الصّــلِحـتِ لَیَستَخلِفَنَّهُم فِی‌الاَرضِ... ولَیُمَکِّنَنَّ لَهُم دینَهُمُ الَّذِی ارتَضی لَهُم ولَیُبَدِّلَنَّهُم مِن بَعدِ خَوفِهِم اَمنـًا». ([[نور]] / ۲۴، ۵۵) می‌توان روز [[اکمال دین]] در غدیر خم را [[زمان]] تحقق این سه وعده دانست، گرچه تحقق کامل آنها در [[زمان قیام امام مهدی]]{{ع}} خواهد بود.<ref>المیزان، ج۵، ص۱۸۲؛ نمونه، ج۴، ص۲۶۸ـ۲۶۹.</ref> در تبیین اکمال دین و عامل و زمان آن نظریه‌های دیگری نیز وجود دارد که به دلیل [[مخالفت]] با [[قرآن]] کـریم و [[روایات معتبر]] قابل پذیرش نیست؛<ref>المیزان، ج ۵، ص ۱۶۸ ـ ۱۷۴، ۱۹۲ ـ ۲۰۱؛ نمونه، ج ۴، ص ۲۶۳ ـ ۲۶۸؛ مجموعه آثار، ج ۴، ص ۸۹۱ ـ ۸۹۸، «امامت».</ref> از جمله:
[[قدرت]] و [[شوکت]] اسلام، کافران را در همه آرزوهایشان ناکام و [[ناامید]] کرده بود، به جز واپسین خواسته آنان که هنوز به آن امید بسته بودند و تنها در صورتی این [[آرزو]] نیز به [[یأس]] می‌گرایید که [[خداوند]] برای دین خود امامی [[نصب]] کند که در [[حفظ]] و [[تدبیر امر]] [[دین]] و [[ارشاد]] [[امت اسلامی]] [[جانشین رسول اکرم]]{{صل}} باشد تا بدین وسیله [[دین]] از مرحله [[قیام]] به حامل شخصی به مرحله قیام به حامل نوعی خارج شده و با تبدیل شدن صفت حدوث آن به صفت بقاء کامل گردد: {{متن قرآن|الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ}}<ref>« امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم » سوره مائده، آیه ۳.</ref>.<ref> المیزان، ج۵، ص۱۷۵ـ ۱۷۶؛ نمونه، ج۴، ص۲۶۴ـ ۲۶۵؛ مجموعه آثار، ج ۴، ص ۸۹۸، «امامت».</ref> نکته شایان توجه در این خصوص آن است که دین و [[قرآن]]، برنامه [[زندگی]] [[انسان‌ها]] و [[راه]] [[سعادت]] آنهاست و هر برنامه‌ای به مجری نیاز دارد؛ ولی هرکسی نمی‌تواند مجری قرآن و دین باشد، بلکه تنها کسی می‌تواند چنین امر خطیری را بر عهده گیرد که تکوینا با قرآن و دین پیوند عمیقی داشته و در [[حقیقت]]، خود، قرآن و دین مجسّم باشد. چنین شخصی در [[زمان]] [[حیات]] [[رسول اکرم]]{{صل}} خود ایشان بود و پس از آن [[حضرت]]، تنها [[امیرمؤمنان]]، [[امام علی]]{{ع}} و [[فرزندان]] [[معصوم]] ایشان از چنین خصوصیتی برخوردارند، ازاین‌رو براساس [[روایات]] [[قطعی]] و [[متواتر]]، رسول اکرم{{صل}} [[علی بن ابی‌طالب]]{{ع}} را به عنوان [[جانشین]] خود به [[مردم]] معرفی کرد <ref>الغدیر، ج ۱، ص ۱۴ ـ ۲۹۳.</ref> و به اتفاق جمیع [[مسلمانان]]، کسی به جز امیرمؤمنان{{ع}} به عنوان [[جانشین پیامبر اکرم]]{{صل}} [[نصب]] نشده است، بنابراین و با توجه به خصوصیت باب اِفعال که دفعی بودن است، [[اکمال دین]] به‌معنای افزودن فریضه‌ای به‌مجموعه [[معارف]] و [[احکام دین]] است که با آن [[دین الهی]] کامل گشت و آن [[فریضه ولایت]] امیرمؤمنان، [[علی]]{{ع}} است که در ادامه [[آیه]] با تعبیر "[[اتمام نعمت]]" به آن اشاره شده است: {{متن قرآن|وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي}}<ref>« نعمتم را بر شما تمام کردم » سوره مائده، آیه ۳.</ref> توضیح آنکه [[نعمت]] امری نسبی و عبارت از چیزی است که با طبع شی‌ء سازگار باشد و براساس دسته‌ای از [[آیات قرآن]]، بیشتر اشیا یا همه آنها نسبت به یکدیگر نعمت هستند، زیرا میان آنها در [[نظام]] [[تدبیر]]، [[سازگاری]] و [[هماهنگی]] است: {{متن قرآن|وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا}}<ref>« اگر نعمت خداوند را بر شمارید نمی‌توانید شمار کرد » سوره ابراهیم، آیه ۳۴.</ref> و نیز {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُنِيرٍ}}<ref>«آیا ندیده‌اید که خداوند آنچه را در آسمان‌ها و در زمین است برای شما رام کرد و نعمت‌های آشکار و پنهان خود را بر شما تمام کرد؟ و برخی از مردم بی‌هیچ دانش و رهنمود و کتاب روشنی درباره خدا چالش می‌ورزند» سوره لقمان، آیه ۲۰.</ref> از سوی دیگر برخی [[آیات]] بعضی از اشیا را [[شرّ]] دانسته است: {{متن قرآن|وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْمًا}}<ref>«کافران هیچ مپندارند اینکه مهلتشان می‌دهیم برای آنها نیکوست؛ جز این نیست که مهلتشان می‌دهیم تا بر گناه بیفزایند و آنان را عذابی خوارساز خواهد بود» سوره آل عمران، آیه ۱۷۸.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و اگر می‌دانستند زندگانی این جهان جز سرگرمی و بازیچه‌ای نیست و بی‌گمان زندگی سرای واپسین است که زندگی (راستین) است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.</ref>، {{متن قرآن|مَتَاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ}}<ref>«(زندگی این جهان) برخورداری اندکی است سپس جایگاه آنان دوزخ خواهد بود و این بستر، بد است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۷.</ref> جمع میان این دو دسته آیات باتوجه به آیاتی دیگر، آن است که هرچه موافق با غرض [[الهی]] از [[آفرینش انسان]] بوده و وی را در مسیر [[عبودیت]]: {{متن قرآن|وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}}<ref>«و پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند» سوره ذاریات، آیه ۵۶.</ref> و رسیدن به [[سعادت]] [[یاری]] کند [[نعمت]] است و همان چیز اگر [[انسان]] را از سعادت و عبودیت دور کند نقمت است، بنابراین، اشیا به‌خودی خود نه نعمت محسوب می‌شوند و نه نقمت و نعمت بودن آنها از [[جهت]] اشتمال آنها بر [[روح]] عبودیت و دخول در [[ربوبیت الهی]] ([[ولایت]]) است، پس نعمت [[حقیقی]] همان ولایت است و هر چیزی با اشتمال بر درجه‌ای از ولایت، نعمت می‌شود. [[ولایت الهی]] نسبت به [[تدبیر امور]] [[دینی]] [[انسان‌ها]]، بدون ولایت [[رسول اکرم]]{{صل}} و ولایت [[اولواالامر]]{{ع}} ناقص است {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند  فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref>«سرور  شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع  زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref>، ازاین‌رو و با توجه به معنای لغوی "تمام" و تفاوت آن با "کمال"، ولایت الهی که همان تدبیر امور [[دین]] است، امری واحد و دارای سه جزء [[ولایت خدا]]، ولایت رسول اکرم{{صل}}، [[ولایت اهل‌بیت]]{{ع}} است. این امر تا پیش از [[نزول]] [[آیه]] {{متن قرآن|حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«مردار و خون و گوشت خوک و آنچه جز به نام خداوند ذبح شده باشد و مرده با خفگی و مرده با ضربه و مرده با افتادن از بلندی و مرده از شاخ زدن حیوان دیگر و آنچه درندگان نیم‌خور کرده باشند- جز آن را که (تا زنده است) ذبح کرده‌اید- و آنچه بر روی سنگ‌های مقدّس (برای بت‌ها) قربانی شود و آنچه با تیرهای بخت‌آزمایی قسمت کنید (خوردن گوشت همه اینها) بر شما حرام و آنها (همه) گناه است؛ امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بی‌آنکه گراینده به گناه باشد بی‌گمان خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳.</ref>، ناقص بود و با اعلام ولایت [[امیرمؤمنان]]، [[علی]]{{ع}} تمام شد، زیرا ولایت خدا و [[ولایت پیامبر اکرم]]{{صل}} تنها تا [[زمان]] [[نزول وحی]] کافی بود و برای دورانهای بعدی کفایت نمی‌کرد.<ref>المیزان، ج ۵، ص ۱۸۰ ـ ۱۸۱.</ref> در روایاتی از [[اهل‌بیت]]{{ع}} ولایت آخرین [[فریضه الهی]] دانسته شده که پس از آن هیچ [[فریضه]] دیگری نازل نشده است.<ref>الکافی، ج ۱، ص ۳۴۵؛ مجمع‌البیان، ج۳، ص۲۷۴.</ref>
۱. با [[بعثت رسول اکرم]]{{صل}} و [[ظهور اسلام]] [[دین کامل]] شد.<ref>کشف الاسرار، ج ۳، ص ۲۶؛ نمونه، ج ۴، ص ۲۶۴.</ref>
۲. پس از [[فتح مکه]]، [[خداوند]] [[شوکت]] [[مشرکان]] را از میان برد و [[امید]] آنان را در [[مبارزه]] با [[اسلام]] [[ناامید]] کرد و بدین ترتیب دین کامل شد.<ref>تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۴۲؛ التحریر والتنویر، ج ۶، ص ۱۰۰، ۱۰۵ ـ ۱۰۶؛ مجموعه آثار، ج ۴، ص ۸۹۲ ـ ۸۹۳، «امامت».</ref>
۳. پس از [[نزول]] [[برائت از مشرکان]]، اسلام در [[جزیرة العرب]] گسترش یافت و با زوال آثار [[شرک]] دین کامل شد.<ref>المیزان، ج ۵، ص ۱۶۹؛ نمونه، ج ۴، ص ۲۶۴.</ref>
۴. در [[روز عرفه]] [[سال دهم هجری]]، با نزول این [[آیه]] کامل شدن [[دین]] اعلام گشت.<ref>کشف الاسرار، ج ۳، ص ۱۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص ۱۳۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۴۲.</ref> این نظریه، قول بسیاری از [[مفسران اهل سنت]] است. آنان در بیان عامل [[اکمال دین]] اموری را ذکر کرده‌اند؛ مانند: نزول همه [[فرایض]] و [[حلال و حرام]] یا بخش عمده آن و تبیین [[قوانین]] [[قیاس]] و [[اجتهاد]]،<ref> الکشاف، ج۱، ص۶۰۵؛ تفسیر قرطبی، ج۶، ص۴۲؛ التحریر والتنویر، ج ۶، ص ۱۰۳.</ref> کفایت امر [[دشمنان]] و [[غلبه]] [[مسلمانان]] بر آنان،<ref>الکشاف، ج۱، ص۶۰۵؛ التفسیرالکبیر، ج۶، ص۱۳۸.</ref> اکمال [[حج]] و [[خالص]] شدن [[مکه]] برای مسلمانان و بیرون رفتن مشرکان از آن،<ref> جامع‌البیان، مج۴، ج۶، ص۱۰۷ـ۱۰۹؛ مجمع‌البیان، ج ۳، ص ۲۷۴.</ref> داخل شدن [[عربها]] در اسلام <ref>جامع البیان، مج ۴، ج ۶، ص ۱۰۵؛ روض الجنان، ج ۶، ص ۲۴۳.</ref> و....


[[مفسران شیعه]] <ref>الکاشف، ج۳، ص۱۳؛ الغدیر، ج۱، ص۲۳۰؛ نمونه، ج ۴، ص۲۶۴.</ref> براساس عمده [[روایات اهل بیت]]{{ع}} <ref>الکافی، ج ۸، ص ۲۲؛ امالی، ص ۳۵۶؛ مناقب، ابن شهرآشوب، ج ۳، ص ۳۲.</ref> بر این اعتقادند که [[آیه اکمال دین]] در [[روز]] [[هجدهم ذیحجه]] [[سال دهم هجری]]، پس از آخرین [[حج]] [[رسول اکرم]]{{صل}} ([[حجه‌الوداع]]) و در [[غدیر خم]]، زمانی نازل شد که رسول اکرم{{صل}} [[علی]]{{ع}} را به [[ولایت]] [[مسلمانان]] [[نصب]] کرد. روایاتی از [[اهل سنت]] <ref>مناقب، ابن مغازلی، ص ۶۹؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص ۱۵؛ شواهد التنزیل، ص ۹۲ ـ ۹۸.</ref> و برخی از منقولات [[تاریخی]] <ref>تاریخ دمشق، ج۴۲، ص ۲۳۳ ـ ۲۳۷؛ تاریخ‌یعقوبی، ج ۲، ص ۴۳؛ السیرة النبویه، ج ۴، ص ۱۷۴.</ref> نیز این نظریه را [[تأیید]] می‌کند. در [[روایات شیعه]]، این روز بزرگ‌ترین [[عید]] مسلمانان شناسانده شده است.<ref>امالی، ص ۱۲۵؛ تهذیب، ج ۳، ص ۱۲۸؛ تفسیر فرات کوفی، ص ۱۱۸.</ref> پیش از این [[خداوند]] در آیه‌ای به افراد با [[ایمان]] سه [[وعده]] داده بود: [[خلافت]] در روی [[زمین]]، [[امنیت]] و [[آرامش]] برای [[پرستش]] [[پروردگار]] و استقرار [[آیین]] مورد [[رضایت خدا]]: {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref>«خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند وعده داده است که آنان را به یقین در زمین جانشین می‌گرداند -چنان که کسانی پیش از آنها را جانشین گردانید- و بی‌گمان دینی را که برای آنان پسندیده است برای آنها استوار می‌دارد و (حال) آنان را از پس هراس به آرامش بر می‌گرداند؛ (آنان) مرا می‌پرستند و چیزی را شریک من نمی‌گردانند و کسانی که پس از این کفر ورزند نافرمانند» سوره نور، آیه ۵۵.</ref> می‌توان روز [[اکمال دین]] در غدیر خم را [[زمان]] تحقق این سه وعده دانست، گرچه تحقق کامل آنها در [[زمان قیام امام مهدی]]{{ع}} خواهد بود.<ref>المیزان، ج۵، ص۱۸۲؛ نمونه، ج۴، ص۲۶۸ـ۲۶۹.</ref>
در تبیین اکمال دین و عامل و زمان آن نظریه‌های دیگری نیز وجود دارد که به دلیل [[مخالفت]] با [[قرآن کریم]] و [[روایات معتبر]] قابل پذیرش نیست؛<ref>المیزان، ج ۵، ص ۱۶۸ ـ ۱۷۴، ۱۹۲ ـ ۲۰۱؛ نمونه، ج ۴، ص ۲۶۳ ـ ۲۶۸؛ مجموعه آثار، ج ۴، ص ۸۹۱ ـ ۸۹۸، «امامت».</ref> از جمله:
#با [[بعثت رسول اکرم]]{{صل}} و [[ظهور اسلام]] [[دین کامل]] شد.<ref>کشف الاسرار، ج ۳، ص ۲۶؛ نمونه، ج ۴، ص ۲۶۴.</ref>
#پس از [[فتح مکه]]، [[خداوند]] [[شوکت]] [[مشرکان]] را از میان برد و [[امید]] آنان را در [[مبارزه]] با [[اسلام]] [[ناامید]] کرد و بدین ترتیب دین کامل شد.<ref>تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۴۲؛ التحریر والتنویر، ج ۶، ص ۱۰۰، ۱۰۵ ـ ۱۰۶؛ مجموعه آثار، ج ۴، ص ۸۹۲ ـ ۸۹۳، «امامت».</ref>
#پس از [[نزول]] [[برائت از مشرکان]]، اسلام در [[جزیرة العرب]] گسترش یافت و با زوال آثار [[شرک]] دین کامل شد.<ref>المیزان، ج ۵، ص ۱۶۹؛ نمونه، ج ۴، ص ۲۶۴.</ref>
#در [[روز عرفه]] [[سال دهم هجری]]، با نزول این [[آیه]] کامل شدن [[دین]] اعلام گشت.<ref>کشف الاسرار، ج ۳، ص ۱۷؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص ۱۳۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۴۲.</ref> این نظریه، قول بسیاری از [[مفسران اهل سنت]] است. آنان در بیان عامل [[اکمال دین]] اموری را ذکر کرده‌اند؛ مانند: نزول همه [[فرایض]] و [[حلال و حرام]] یا بخش عمده آن و تبیین [[قوانین]] [[قیاس]] و [[اجتهاد]]،<ref> الکشاف، ج۱، ص۶۰۵؛ تفسیر قرطبی، ج۶، ص۴۲؛ التحریر والتنویر، ج ۶، ص ۱۰۳.</ref> کفایت امر [[دشمنان]] و [[غلبه]] [[مسلمانان]] بر آنان،<ref>الکشاف، ج۱، ص۶۰۵؛ التفسیرالکبیر، ج۶، ص۱۳۸.</ref> اکمال [[حج]] و [[خالص]] شدن [[مکه]] برای مسلمانان و بیرون رفتن مشرکان از آن،<ref> جامع‌البیان، مج۴، ج۶، ص۱۰۷ـ۱۰۹؛ مجمع‌البیان، ج ۳، ص ۲۷۴.</ref> داخل شدن عرب‌ها در اسلام <ref>جامع البیان، مج ۴، ج ۶، ص ۱۰۵؛ روض الجنان، ج ۶، ص ۲۴۳.</ref> و....
برخی گفته‌اند: [[دین خدا]] هیچ گاه ناقص نبود، بلکه همواره کامل بود؛ ولی چون در معرض [[نسخ]] و زیاد شدن بود، زمانی که دیگر احتمال نسخ و زیادی منتفی شد، می‌توان آن را به کامل شدن [[وصف]] کرد.<ref>التبیان، ج ۳، ص ۴۳۵؛ مجمع‌البیان، ج ۳، ص ۲۷۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص ۱۳۸.</ref> برخی دیگر با پذیرش اینکه [[دین]] در ابتدا ناقص بوده و در پایان کامل شده است گفته‌اند: این مطلب درست نیست که همواره [[نقص]]، [[عیب]] است، زیرا بسیاری از نقصها عیب نیست؛ مانند نقصان ماه، نقصان [[نماز]] مسافر، نقصان دوران حیض، نقصان دوران بارداری و... <ref>تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۴۲ ـ ۴۳.</ref>.<ref>[[ احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[اکمال دین (مقاله)|مقاله «اکمال دین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>
برخی گفته‌اند: [[دین خدا]] هیچ گاه ناقص نبود، بلکه همواره کامل بود؛ ولی چون در معرض [[نسخ]] و زیاد شدن بود، زمانی که دیگر احتمال نسخ و زیادی منتفی شد، می‌توان آن را به کامل شدن [[وصف]] کرد.<ref>التبیان، ج ۳، ص ۴۳۵؛ مجمع‌البیان، ج ۳، ص ۲۷۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۶، ص ۱۳۸.</ref> برخی دیگر با پذیرش اینکه [[دین]] در ابتدا ناقص بوده و در پایان کامل شده است گفته‌اند: این مطلب درست نیست که همواره [[نقص]]، [[عیب]] است، زیرا بسیاری از نقصها عیب نیست؛ مانند نقصان ماه، نقصان [[نماز]] مسافر، نقصان دوران حیض، نقصان دوران بارداری و... <ref>تفسیر قرطبی، ج ۶، ص ۴۲ ـ ۴۳.</ref>.<ref>[[ احمد جمالی|جمالی، احمد]]، [[اکمال دین (مقاله)|مقاله «اکمال دین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>


۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش